تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نگاهی به جایگاه زن در مبانی عرفان اسلامی؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به جایگاه زن در مبانی عرفان اسلامی با 88 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به جایگاه زن در مبانی عرفان اسلامی:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به جایگاه زن در مبانی عرفان اسلامی به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به جایگاه زن در مبانی عرفان اسلامی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به جایگاه زن در مبانی عرفان اسلامی تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی به جایگاه زن در مبانی عرفان اسلامی را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نگاهی به جایگاه زن در مبانی عرفان اسلامی :

در نشستی با آیه اللّه موسوی زنجانی، دکتر علمی و استاد سائلی

حضرت آیت ا… موسوی زنجانی، ضمن تشکر از فرصتی که اجازه فرمودید، سؤالاتی در باب زن و طی مقامات عرفانی، از محضرتان داشتیم، که تقاضا می شود با پاسخ و بیان مطالب لازم، خوانندگان این نشریه را بهره مند فرمایید.

در بینش عرفانی منظور از این کلام که «زن مظهر جمال حق» است چیست؟

در بینش عرفانی و قرآنی هدف از خلقت بندگان، عبودیت عنوان شده است و عبودیت هم بنابر روایات، در تفسیر آیه شریفه «لیعبدون» از قول معصوم چنین آمده: ای لیعرفون. راه رسیدن به آن کمال (عبودیت) از راه معرفت حاصل می شود و خود عرفان، تحول فکری، یک نوع رسیدن و بلوغ و یافتن حقیقت مطلق است که آن حقیقت مطلق خداست و راه رسیدن به آن کمال بجز از طریق اسماء حسنی(۱) که همان صفات الهی است، امکان ندارد و سرتاسر هستی، مظاهر تجلی صفات الهی است که در تعبیر قرآنی از آن به «آیه» و «آیات» یعنی نشانه ها یاد شده است.

جمال و زیبایی خلقت، آیه و نشانه جمال الهی است و اینکه او جمیل است، از این رو، زن هم می تواند یکی از نشانه های جمال الهی باشد که در سوره روم به آن اشاره شده «و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا …» یکی از نشانه های خدا، خلقت زن است که از جنس خودتان آفرید. … اگر در قاموس خلقت زن، آیه و نشانه زیبایی نباشد پس چگونه جذب و انجذاب صورت می گیرد؟!

اگر انسان بتواند موجودات را آن طور که واقعیت دارد، درک کند و این توفیق را بدست آورد که از منظر الهی و در افق اعلی به موجودات نگاه کند، همه چیز را در جایگاه اصلی خود می بیند و درمی یابد زیبایی خلقت همین است که رقم خورده است و معنای آیه « سنریهم آیاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبیّن لهم انّه الحق»(۲) به تحقیق ما آیات و نشانه خود را در افقهای گوناگون و در وجود خودشان نشان خواهیم داد تا دریابند که خدا حق مطلق است، را درک خواهد کرد.

توضیح این نکته ضروری است که بین التذاذ معرفتی و شهوتی باید فرق گذاشت و نباید لذتی که محصول معرفت و شناخت انسان است، با لذت مادی اشتباه شود. درک لذّت عظمت خدا در وجود عارف، در اثر غور و فرورفتن و لذّت معنوی است؛ به عبارت دیگر، عارف، مسحور و مجذوب عظمت و زیبایی می شود.

آیا بین ظرفیت وجودی زن و مرد در قابلیت و وصول به مقامات و منازل عرفانی تفاوتی وجود دارد؟

راه عرفان راه معرفتی است و همانطور که قبلاً گفته شد، سعه ظرفیت انسان وابسته به معرفت اوست. یعنی قابلیت و ظرفیت انسان در اثر معرفت، زیاد می شود؛ به عبارت دیگر این معرفت، ظرفیت و قابلیت را در انسان ایجاد می کند و از این نظر فرقی بین زن و مرد نیست.

بفرمایید جایگاه حقیقی زن در نظام آفرینش با نگرش عرفانی چگونه تفسیر می شود؟

در عرفان، انسان چون بینش الهی پیدا می کند، تمام موجودات را در جایگاه واقعی خود زیبا می بیند؛ از این نظر زن هم می تواند از راه عرفان جایگاه واقعی و الهی خود را ببیند و تفسیر کند.

در سیر عملی و جلوه های رفتاری بزرگان عرفان مواردی را که نشان دهنده اوج معرفت ایشان به شأن و مکرمت جایگاه زن باشد بیان بفرمایید.

آری مواردی در کلمات امامان معصوم علیهم السلام هست. چه بزرگداشتی بالاتر از گرامیداشت پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام نسبت به صدیقه طاهره علیهاالسلام بعنوان یک بانوی واصله به کمال عرفان و ربوبیت وجود دارد؟ در دعای بعد از نماز حضرت فاطمه علیهاالسلام ، خود آن بزرگوار در فرازی از آن می فرماید: «سبحان من لبس البهجه والجمال» پاک و مقدس است خدایی که لباس شادی و زیبایی را به تن کرده است. بطور مسلم ایشان خود یکی از تجلیگاه بهجت و جمال الهی است، به حدی که پیامبر هر وقت بوی بهشتی را می خواست استشمام کند، زهرای اطهر علیهاالسلام را در آغوش می گرفت و می فرمود: در شب معراج وقتی که جبرییل مرا از بهشت عبور می داد و ناظر جمال و زیبایی بودم، عطری به مشامم رسید که آن عطر بهشتی را در زهرا می یابم.

حال اگر در گفتار عارفان، از زنان عارف بحثی به میان نیامده، این به آن معنی نیست که راه صعود و عروج به روی آنان بسته است بلکه این عدم بحث مسایل تربیتی و نگرشهای غلط گذشته است و ربطی به عدم توانایی زن در این میدان ندارد.

برای سرعت گرفتن سیر کمالی زن در راه معرفت چه راهی را پیشنهاد می کنید.

تحوّل فرهنگی در جامعه در قالب تفکّر صحیح اسلام و اهل بیت علیهم السلام راه شکوفایی استعدادها را برای انسان اعم از زن و مرد باز می کند.

حضرت عالی ارتباط بین احکام فقهی مربوط به حقوق و وظایف زنان و عرفان از اسرار وجودی زن در عالم تکوین و خلقت را چگونه ارزیابی می کنید؟

بطور مسلّم اگر انسان جایگاه اصلی خود را در این پهنه گسترده عالم پیدا کند، جایگاه حقوقی و فقهی خود را هم پیدا می کند و تمام موارد حقوقی و فقهی برایش توجیه می شود زیرا جمله مسایل حقوقی از مسائل فرعی و مبتنی بر آن اصول و جهان بینی است که انسان آن مرحله را گذرانده است

نام احمد نام جمله انبیاست
چون که صد آمد نود هم پیش ماست

به عنوان حسن ختام استدعا داریم که یکی از چهره های زنان اهل معرفت را معرفی فرموده و اگر نکته قابل توجهی در پیرامون حیات معرفت آمیز آن چهره در نظر دارید با بیان آن ما را مستفیض فرمایید.

یکی از چهره های موفق در این زمینه، در قرن حاضر که به رحمت خدا رفته، بانوی مجتهده در اصفهان رضی ا… عنها است. علاوه بر کتابهای پرثمری که نوشته، کتابی دارد به نام «النفحات الرحمانیه فی الواردات القلبیه» که در آن کتاب، مکاشفات خود را در حل معضلات فکری فلسفی و غیر فلسفی بیان نموده است. من به یاد دارم که شهید مطهری (رضوان اللّه علیه) نقل کرد: آوازه این بانو و علم و معرفتش که در همه جا پیچید. پیش خود گفتم: یک زن چگونه می تواند مسائل پیچیده و فلسفی را درک کند. آخرش این است اصطلاحات و عناوین فلسفی رابدون رسیدن بر ژرفای آن مسائل حفظ کرده چون این همه معرفت و فضیلت در یک بانو را بسیار بعید می دانستم. برای تحقیق موضوع عازم اصفهان شدم و از مخدره مشارالیها وقت گرفته و به ملاقاتش رفتم و یکی از مسائل فلسفی ظاهرا آنچه بخاطر دارم قاعده المحامد لایصدر عنداللّه الحامد مطرح کردم بانوی مزبور که شروع به جواب و سؤال کرد هیچ از یاد نمی برم تعبیر مرحوم شهید مطهری چنین بود: دیدم که من باید دست و پای خود را جمع کنم. آری این چنین است مقام والای زن در اسلام. در علم رجال از زنانی که به مراتب بالای علمی نائل شده اند نام برده و معرفی شده اند.

جناب آقای دکتر علمی، از آنجا که تخصص شما فقه و حقوق است و مستقیما با سؤالاتی پیاپی درباره دلیل و علت احکام شرعی، از جمله مسائل مربوط به زنان، برخورد دارید، خوب می دانید که یافتن جواب هایی که هم متضمن تحلیل حکم شرعی باشد و هم به زبانی بیان شود که مناسب با جو ذهنی دختران دانشجو و ظرفیت ادراک ایشان باشد و هم استدلال کننده را وادی قیاس نکشاند، و باعث نشود که استنباط شخصی و تفسیر به رأیی در مورد دلایل احکام بوجود بیاید، امری صعب و دشوار است. آیا به نظر شما در چنین مواردی، تمسک به زبان ادبیات عرفانی و شیوه عرفا در القاء معانی، می تواند راهی میان بر برای رسیدن به مقصود باشد؟

بلی همان طور که شما در ضمن سؤالتان اشاره فرمودید، امامیه و عدلیه قایل به حرمت قیاسند و قیاس نوعی اعمال استنباط شخصی در تعیین دلیل احکام است. شیعه معتقد است که همه احکام شرعی دارای مفاسد و مصالح ذاتیه می باشند، اگر چه ما نتوانیم به همه آن مصالح برسیم ولی اگر هنگام بیان حکمی از سوی شارع توسط خود شارع به علت تشریع آن حکم، تصریح شده باشد ما می توانیم به قاطعیت اعلام کنیم که دلیل این حکم و علت تشریع آن، همان است که شارع بیان می کند. بنابراین وقتی جوانان از علت تشریع حکمی از احکام شرعی سؤال می کنند، ما به راحتی نمی توانیم هرچه را که می پنداریم یا برداشت می کنیم یا استحسان می نماییم به عنوان علت حکم شرعی بیان نماییم چون خواسته یا ناخواسته اگر در این امر از خود، تهور و بی باکی نشان دهیم به مهلکه قیاس خواهیم افتاد و «قیاس» از اموری است که ادله نقلیه و اجماع همسو و همسان بر حرمت آن اقرار دارند. فقهای شیعه در طول تاریخ فقه تشیع به خودشان این اجازه را نمی دادند که با قطعیت در این موارد نظر داده و ملاک حتمی و مصلحت حقیقی احکام دین را طبق نظر خودشان اعلام نمایند. حتی فقهایی که اهل ذوق و عرفان بودند به جهت تعبد خاصی که در مقابل نصوص شرعیه داشتند خود را در این محدودیت می دیدند که لطایف ذوقیه ای که ادراک می کنند به عنوان ملاک احکام اعلام ننمایند و البته این مطلب مربوط به همه احکام فقه است بنابراین درباره احکام و مسایل مربوط به زنان نیز صادق می باشد. مسلم است که هر کسی که در کتاب و سنت و فقه و حقوق کار می کند و با مشکلات زنان و فرهنگ زنان جامعه آشنایی دارد و زبان عرف فرهنگ ایشان را می داند و از توان تجزیه و تحلیل و ذوق عرفانی برخوردار است، در مورد مصلحت های احکام، مطالبی به ذهنش می رسد، مثلاً شاید به نظرش برسد که بر فرض فلان تفاوتهای فیزیولوژی بین زن و مرد موجب تفاوت در فلان حکم شرعی است، ولی مسلما این مسایل یک نحوه «استحسان» است، حال اگر کسی مطالبی را که با استنباط و برداشت شخصی به دست آورده است به شرع نسبت دهد و این برداشت ها را با قاطعیت و جزم، علت حکم معرفی نماید خالی از اشکال نیست ولی اگر آنها را به صورت احتمالی و با تصریح به این که این مطلب برداشت شخصی است عنوان نماید، اشکالی ندارد. حال نمی دانم منظور شما از سؤال درباره بیان دلیل احکام مسایل زنان به زبان ادبیات عرفانی دقیقا چیست؟ اگر منظورتان این باشد که ما به نحو جزم و قطع و فقط با تغییر دادن عبارت به عبارات تمثیلی مناط احکام را بیان کنیم که این امر جایز نیست و حساسیت فقها را نیز برمی انگیزد و اگر مرادتان این است که به نحو احتمالی انتساب دهیم ولی در بیان خود از ادبیات عرفانی تمسک جوییم، این راه و پیشنهاد بسیار خوبی است.

بلی منظور من همین بود که اگر ما بتوانیم زبان ادبیات عرفانی را برای بیان دلائل احکام شرعی استخدام کنیم و آن وجوه محتمل برای تشریع احکام را در قالب بیانات ذوقی بریزیم می توانیم به ایجاد فضایی مناسب برای بعضی از افراد که صرف تعبد آنها را قانع نمی کند بپردازیم و در آن فضا و حال و هوای خاص خواهیم توانست بعضی از احکام شرعی تعبدی را برای جوانان ملموس تر و مأنوس تر نماییم و همچنین خواهیم توانست بدون آن که به مهلکه قیاس حرام بیفتیم ذهن جوانان بخصوص دختران جوان را که ذوق لطیف تری دارند و هم نسبت به مسایل مربوط به خود حساس ترند قانع کنیم.

بلی اگر مراد شما این باشد که هیچ کس هیچ مخالفتی با این معنی ندارد و اتفاقا پیشنهاد و راه کار خوبی است.

عرفا معمولاً در القای مفاهیم و معانی از رموز و تماثیل استفاده می کردند، به عنوان نمونه اگر ما بپذیریم که «تکوین» در «تشریع»، تأثیر دارد، تجلیات و جلوه های این مبانی تکوینی را در مسایل مربوط به زنان می بینیم. مثلاً زنها نسبت به مردان تکوینا حالت انفعال بیشتری دارند و در روابط زناشویی نیز حیثیت فاعلیت در مرد و مفعولیت و انفعال در زن، ظهور دارد. در ادبیات و شعر و قصص عرفانی نیز، «زن» بیشتر به عنوان سمبل محبوبیت و معشوقیت قلمداد شده است تا مرد، و در روانشناسی جدید نیز آثاری از اعتقاد به این معنی دیده می شود و انفعال زن ارتباط بسیار نزدیکی با جنبه لطافت او، دارد . که ذاتا چه به لحاظ روح و چه از نظر جسم، از مرد لطیف تر است. حال وقتی که ما به یک مسئله فقهی مانند عدم قبول قضاوت در زنان می رسیم، می توانیم به جای اینکه پایین تر بودن رتبه زن نسبت به مرد را علت این حکم بدانیم. و اینکه قضاوت حقی و امتیازی بوده که از زن گرفته شده است، می توانیم همین حکم فقهی را در آن فضای عرفانی با ادبیاتی عرفانی و متناسب مطرح کنیم آن گونه که برای مخاطب روشن شود که قضاوت، یک امتیاز و فضیلت و منقبت نیست که از زن گرفته شده است بلکه تکلیف و وظیفه ای سنگین است که از دوش زن برداشته شده، زیرا به لطافت وجود زن خدشه می زند و احساسات رقیق او را دستخوش نوسانات قرار داده و وجود ظریف او را در معرض آشوب و دغدغه قرار می دهد. بنابراین در حقیقت، عدم واگذاری قضاوت به زنان، امری است که از او سلب تکلیف کرده و وجود لطیف و ظریف او را از این کار خشن که گاهی به صدور حکمِ اعدام و قصاص و اجرای حد می انجامد معاف نموده است بنابراین می توان گفت که منع «قضاوت زن» نوعی رفع تکلیف است و گونه ای از معافیت زن نسبت به امری که با لطافت و ظرافت و رقت احساسات او سازگاری چندانی ندارد.

چه تفاوتی را بین دیدگاه فقه و حقوق و بین دیدگاه عرفان نسبت به مسایل مربوط به زنان مثل مسئله نکاح می بینید؟

نگاهها و نگرشها گاهی علی رغم تفاوتهایی که دارند، قابل جمعند. وجوه افتراق دیدگاه فقه و حقوق و دیدگاه عرفان نیز به زوایه خاص نگرش و فضای طرح مسایل برمی گردد و گرنه هیچ اختلاف مبنایی بین نظریات عرفان و نظریات فقه و حقوق وجود ندارد. بلکه وجوه اشتراک بسیاری نیز دیده می شود و حتی می توان برای صدق نظریات یکی از این دو دیدگاه به نظریات دیدگاه دیگر، شواهدی آورد. من خود را «عارف» نمی دانم ولی مثلاً با «نکاح» قبل از آن که از دریچه حقوقی نظر کنم از دریچه دیگری به آن می نگرم. در مورد ازدواج نظرگاه من این است که این بنا یک بنای محبت است.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *