تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل همسر در سرای شوهر – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل همسر در سرای شوهر شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل همسر در سرای شوهر:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل همسر در سرای شوهر به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل همسر در سرای شوهر به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل همسر در سرای شوهر با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل همسر در سرای شوهر با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل همسر در سرای شوهر با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل همسر در سرای شوهر را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل همسر در سرای شوهر :

ازدواج و همسرداری همپای پیدایش انسانها در زمین بوده است. هرگز نمی توان برهه ای از تاریخ زندگی بشر را یافت که ازدواج به گونه های مختلف آن در میان انسانها نبوده باشد; چرا که برقراری آرامش، داشتن زندگی بسامان و هماهنگ با نهاد بشری و پایدار ماندن نسل، همگی در گرو این بنیاد پاک و ارزشمند است. در یک نگاه باید گفت همه انسانها با گوناگونی نژادها، باورها، فرهنگ ها و خواسته ها، همواره ازدواج را بنیادی مقدس و ضروری می شمرده اند. این نهاد، از همه نهادهای اجتماعی دیگر بشر، چون قبیله، حکومت و… کهن تر است، گرچه در فرهنگها و سرزمینهای گوناگون، ازدواج نیز شیوه ها و آداب متفاوتی داشته است.

دین نیز، آن را بنیادی پاک و خدایی به شمار آورده و مهر همسران را از نشانه های خداوند مهربان می داند (۱) و ازدواج را سنت پیامبران، بویژه، پیامبر اسلام(ص) می انگارد. (۲) شاید بتوان گفت، کم تر مساله ای در قرآن به اندازه زناشویی و احکام آن، با گستردگی و پرداختن به ریزه کاریهای گوناگونش، مطرح گردیده است; چرا که استواری بنیاد خانواده و فراهم آمدن آرامش روانی همسران و فرزندان، سلامت و امنیت همگانی را در پی خواهد داشت و هرگز نمی توان به جامعه ای سالم رسید، مگر آن که افراد آن جامعه در خانواده هایی سالم پرورش یابند.

ازدواج و زناشویی، همان گونه که از بهترین نمودهای زیبایی آفرینش و دل انگیزترین جلوه های هنرمندی دست توانای آفریننده مهربان است، اگر به ناکامی و ناسازگاری انجامد، از تلخ ترین و جانفرساترین مشکلات انسانها خواهد بود، زناشویی، همراه با درگیری و ناسازگاری، دوزخی است که بسیاری از همسران، کم وبیش با آن دست به گریبانند; از این روی، بررسی حقوق دو سویه زن و شوهرو احکام ازدواج از دیرباز، همواره، مهم بوده و در شرع نیز بدان بسیار توجه شده است.

در این نوشته بر آنیم تا مساله ای فقهی را در این باره بررسی کنیم. بسیاری از فقیهان متاخر و نیز صاحبان رساله های عملیه در روزگار ما چنین نگاشته اند که: زن، اگر در عقد دائم کسی باشد، نمی تواند بی اجازه شوهرش از خانه بیرون رود. از نگاه اینان، شوهر حق دارد همسر دائم خویش را از بیرون رفتن باز دارد و زن نیز، باید فرمان او را در این باره گردن نهد.

برای بررسی این مساله، نخست، باید مقصود این فقیهان را نیک دریابیم و سپس دلیلهای آنان را بکاویم. آنچه در این مساله مهم می نماید این است که: آیا زن می تواندبی اجازه شوهر دائم خویش، حتی در صورتی که با حق کامجویی شوهر برخوردی پیش نیاید، از خانه بیرون رود یا خیر؟ این که هم زن و هم شوهر حق بهره جویی زناشویی از یکدیگر دارند، امر پذیرفته شده ای است و یکی از بنیادی ترین حقوق همسران پس از پیمان ازدواج به شمار می آید. چه شوهر و چه زن، نمی توانند از ادای این حق سرباز زنند. البته برای هر کدام از همسران مرزهایی در این حق وجود دارد که می توانند در چارچوب آن، خواستار حق خویش باشند. بدین سان، نه شوهر می تواند مدتی همسر خویش را تنها رها کند که از حق کامجویی خود بازماند و نه زن می تواند از پذیرش خواست شویش در چارچوب حق او، سرباز زند. بنابراین، هرگاه بیرون رفتن زن از خانه، شوهر را از حق زناشویی محروم سازد، بی تردید باید با اجازه شوهر باشد، چنانکه مسافرت یا بیرون رفتن شوهر نیز، اگر با حق کامجویی همسرش ناسازگار باشد، باید با اجازه زن باشد. پس حق بهره وری جنسی همسران، امری است دو سویه و سرباز زدن از آن، از هیچ سوی روا نیست. آری، معنای این سخن آن نیست که حق زن و شوهر در این باره، همانند یکدیگر است، بلکه با توجه به ساختار بدنی و روانی زن و مرد و نیازهای این دو جنس، حق هر کدام متناسب با خودش مقرر گردیده است.

سخن در این مساله آن است که آیا افزون بر حق کامجویی جنسی، مرد را حق دیگری است و زن باید برای بیرون رفتن از خانه، جز در چیزهای واجب، مانند سفر حج، از او اجازه بگیرد یا خیر؟ به بیان دیگر، این که زن باید برای بیرون رفتن از خانه، در جایی که با حق زناشویی همسرش برخورد دارد، از او اجازه بگیرد، امر پذیرفته شده ای است و به زبان فقیهان، قدر متیقن در حق شوهر است. اما آیا در جایی که حق او، پایمال نمی شود، باز هم به همین گونه است؟ اگر شوهری بخواهد به مسافرت برود و چند روز از شهر خود دور باشد، می تواند به همسرش بگوید که نباید از خانه بیرون رود؟ یا هر روز که برای رفتن به سر کار خویش از خانه بیرون می رود، می تواند زن را از بیرون رفتن باز دارد؟ بسیاری از فقیهان چنین حقی را برای مرد پذیرفته اند.

مرحوم شهید ثانی در «مسالک » می نویسد:

«ومنه عدم الخروج من منزله بغیر اذنه ولو الی بیت اهلها، حتی عیاده مرضاهم و حضور میتهم و تعزیتهم.» (۳)

یکی از حقوق مرد بر همسرش، این است که زن بی اجازه او از خانه اش بیرون نرود، هر چند نزد کسان خود باشد، حتی اگر بخواهد به عیادت بیماری از کسان خویش، یا در تشییع، یا سوگواری مرده ای از آنان برود.

گزینش این عبارت از آن روست که در آن آمده است: زن، حتی پس برای دیدار پدری بیمار، یا سوگواری او نیز نباید بی اجازه شوهرش از خانه بیرون رود. این مطلب، برگرفته از روایتی است که در بخش بررسی روایات، از آن سخن خواهیم گفت.

اگر استناد به این روایت، درست باشد، حق شوهر در مورد بیرون نرفتن زن از خانه، جز با اجازه او، تنها در جایی نخواهد بود که با حق کامجویی او برخوردی داشته باشد; چرا که این شوهر در مسافرت است و بود و نبود زن در خانه اش از این جهت، یکسان است. بدین سان، فقیهانی که چنین عبارتی را در نوشته های خود آورده اند، اجازه خواستن زن را در بیرون رفتن از خانه، تنها در جایی که با حق کامجویی شوهر ناسازگار باشد، نمی دانند. فقیهانی چون سبزواری در «کفایه الاحکام » (۴) و صاحب جواهر (۵) نیز همین گونه نوشته اند، بلکه مرحوم صاحب جواهر این نکته را آشکارا گوشزد می کند. او، پس از آوردن روایت عبدالله بن سنان، که از آن سخن خواهیم گفت، می نویسد:

«بل منه یستفاد ان له منعها عن الخروج لغیر الحق الواجب وان لم یکن منافیا لاستمتاعه المفروض امتناعه علیه بسفر او غیره.»

بلکه از این روایت می توان دریافت که شوهر می تواند همسرش را از بیرون رفتن، در جایی که حق واجبی بر عهده زن نباشد، باز دارد، هر چند با حق کامجویی شوهر هم ناسازگار نباشد، چرا که در فرض روایت، شوهر به خاطر مسافر بودن نمی تواند از این حق بهره جوید.

پیش از پرداختن به دلیلهای فقیهانی که چنین حقی را برای شوهر پذیرفته اند، خوب است بدانیم که این مساله به گونه ای که گفته ایم و به این روشنی در نوشته های فقیهان پیشین نیامده است. تا آن جا که ما جست و جو کرده ایم، فقیهان گذشته که نوشته هایشان نشانگر اجماعی بودن یا نبودن مسائل فقهی است، از این حق نامی نبرده اند. بدین سان، نمی توان آن را اجماعی و پذیرفته شده و یا حتی مشهور درمیان فقیهان پیشین دانست، بلکه این گونه مسائل، فرعهایی است که در پی گسترش بررسیها و موشکافیهای بیش تر در گذر تاریخ پر نشیب و فراز فقه، پدیدار گشته و برگزیدن دیدگاهی جز آنچه در نوشته های پسینیان آمده، با اجماع یا شهرتی ناسازگار نخواهد بود.

بررسی دلیلها

نخست

در این بخش به بررسی روایاتی می پردازیم که برای اثبات حق شوهر در بازداشتن همسر از بیرون رفتن، بدانها استدلال کرده اند. این بخش مهم ترین دلیلی را که در نوشته های فقیهان آمده در بر می گیرد; زیرا خواهیم دید که دو استدلال دیگر توان اثبات مطلب را ندارند و از سویی دیگر، تا آن جا که ما جست وجو کرده ایم. بیش تر فقیهانی که چنین حقی را برای شوهر پذیرفته اند، نگاهشان، به همین روایات بوده و در سخنان خویش بدانها استدلال کرده اند.

پیش از آوردن روایات، یادآور می شویم که شمار اینها تا آن اندازه نیست که نیازمند بررسی سندی نباشند. آنچه در کتابهای روایت آمده، نه به اندازه ای است که متواتر باشد و نه حتی مستفیض. بنابراین، بررسی سندهای آنها نیز باید انجام گیرد. گذشته از این، متواتر یا مستفیض بودن یک یا چند روایت، هرگز ما را از بررسی دلالت نیز بی نیاز نمی کند. بدین سان، حتی اگر بپذیریم که این روایات، بررسی سندی نمی خواهند، دلالت آنها را بررسی کرده می بینیم که آیا چنین حقی را برای شوهر اثبات می کنند یا خیر.

۱. «عن ابی جعفر(ع) قال: جاءت امراه الی النبی(ص) فقالت: یا رسول الله(ص): ما حق الزوج علی المراه؟ فقال: … ولاتخرج من بیتها الا باذنه وان خرجت بغیر اذنه لعنتها ملائکه السماء وملائکه الارض وملائکه الغضب وملائکه الرحمه حتی ترجع الی بیتها…» (۶)

از امام باقر(ع) نقل کرده اند که فرمود: زنی نزد پیامبر آمد وگفت: ای فرستاده خداوند، حق شوهر بر زن چیست؟ فرمود: … و از خانه اش بیرون نرود، مگر با اجازه شوهرش و اگر بی اجازه او بیرون رود، فرشتگان آسمان، فرشتگان زمین، فرشتگان خشم و فرشتگان مهر و رحمت، او را نفرین کنند، تا به خانه اش بازگردد…

این روایت، هم به سند مرحوم کلینی و هم مرحوم صدوق دارای سند معتبری است. البته درباره دلالت آن سخنی است که پس از آوردن چند روایت همانند، خواهیم گفت.

۲. «عن ابی عبدالله(ع) قال: جاءت امراه الی رسول الله(ص) فقالت: یا رسول الله ما حق الزوج علی المراه؟ فقال اکثر من ذلک. قالت: فخبرنی عن شی ء منه. قال: … ولاتخرج من بیتها بغیر اذنه…» (۷)

از امام صادق(ع) نقل کرده اندکه فرمود: زنی نزد پیامبر آمد و گفت: ای فرستاده خداوند! حق شوهر بر زن چیست؟

فرمود: بیش از این اندازه است.

گفت: اندکی را برایم بازگوی.

فرمود: … از خانه اش بی اجازه شوهر بیرون نرود….

در سند این روایت، محمدبن احمد جامورانی آمده که اهل رجال او را ضعیف شمرده اند. (۸) راوی دیگری هم در این سند می بینیم که عمروبن جبیر العزرمی نام دارد و در رجال ناشناخته است. (۹) گذشته از این، ابن ابی حمزه نیز، در این سند هست که جای سخن بسیار دارد.

۳. «علی بن جعفر فی کتابه عن اخیه قال: سالته عن المراه الها ان تخرج بغیر اذن زوجها؟ قال: لا.» (۱۰)

علی بن جعفر در کتاب خویش از برادرش [امام هفتم(ع)] آورده است که از آن حضرت پرسیدم آیا زن می تواند بی اجازه شوهرش بیرون رود؟

فرمود: نه.

این روایت نیز، سند استواری ندارد; چرا که روایات کتاب علی بن جعفر در «وسائل » گاهی با سند مشخصی از راه کتابهای چهارگانه حدیثی و مانند آن نقل می شود که سند متصل ومعتبری است و گاهی واسطه های سند ناشناخته اند و در کتابهای چهارگانه حدیثی، نیز نیامده است. این دسته را نمی توان معتبر شمرد; چرا که سند معین و معتبری ندارد و دست کم این که ناشناخته است. صاحب «وسائل » خود نیز، این مطلب را به گونه ای گوشزد می کند.

این نکته را نیز باید یادآور شویم: روایت یاد شده از آن دسته روایاتی است که به نام «مسائل علی بن جعفر» شناخته شده و در کتاب «بحارالانوار» آمده است و نه کتابهای چهارگانه اصلی حدیثی و سند مرحوم مجلسی به این کتاب جای سخن دارد و بررسی رجالی گسترده ای را می طلبد.

برای بررسی این مطلب که در جاهای گوناگونی در فقه سودمند خواهد بود، می توان به واپسین جلد «وسائل » و «بحار» مراجعه کرد. (۱۱)

۴. «محمدبن علی بن الحسین باسناده عن شعیب بن واقد عن الحسین بن زید عن الصادق(ع) عن ابائه(ع) عن النبی(ص) فی حدیث المناهی، قال: ونهی ان تخرج المراه من بیتها بغیر اذن زوجها; فان خرجت لعنها کل ملک فی السماء وکل شی ء تمر علیه من الجن والانس حتی ترجع الی بیتها…» (۱۲)

مرحوم صدوق با سندش از شعیب بن واقد، از حسین بن زید از امام صادق(ع) نقل کرده است: آن حضرت از پدرانش(ع) و در پایان از پیامبر(ص) در حدیثی که در بردارنده برخی کارهای نارواست نقل کرده: پیامبر(ص) از این که زن، بی اجازه از خانه اش بیرون رود نهی فرموده است و اگر چنین کند، همه فرشتگان آسمان و هر چه که بر آن می گذرد از جنیان و آدمیان، بر او نفرین کنند، تا به خانه اش باز گردد.

سند این حدیث نیز، از چند سوی دارای اشکال است; چرا که در سند شیخ صدوق به شعیب بن واقد، حمزه بن محمد علوی و عبدالعزیزبن محمدبن عیسی ابهری هستند که در رجال به عنوان ثقه شناخته نشده اند و راوی دوم را تنها برخی از نویسندگان رجال نام برده اند. حسین بن زید نیز، در نوشته های اهل رجال توثیق ندارد و تنها به آوردن نام و اندکی از زندگی او بسنده کرده اند. (۱۳) روایت دیگری نیز نزدیک به همین مضمون در همین باب از «وسائل » آمده که سندش ضعیف است.

۵. «فی عیون الاخبار عن علی بن عبدالله الوراق عن محمد بن ابی عبدالله عن سهل بن زیاد عن عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی عن محمد بن علی الرضا عن ابائه عن علی(ع) قال: دخلت انا وفاطمه علی رسول الله(ص) فوجدته یبکی بکاء شدیدا. فقلت له: فداک ابی و امی یا رسول الله! ما الذی ابکاک؟ فقال: یا علی لیله اسری بی الی السماء رایت نساء من امتی فی عذاب شدید فانکرت شانهن فبکیت لما رایت من شده عذابهن. ثم ذکر حالهن… فقالت فاطمه(ع): حبیبی وقره عینی! اخبرنی ما کان عملهن. فقال: … واما المعلقه برجلیها فانها کانت تخرج من بیتها بغیر اذن زوجها…» (۱۴)

شیخ صدوق در «عیون الاخبار» از امام رضا(ع) از پدرانش از امیرالمؤمنین(ع) نقل کرده است که فرمود: من و فاطمه نزد پیامبر رفتیم. پیامبر را دیدم که سخت می گریست. به او گفتم: پدر و مادرم فدایت ای پیامبر خدا! چرا چنین گریه می کنید؟

فرمود: ای علی! شبی که مرا به آسمانها بالا بردند، زنانی رااز امت خویش دیدم که درعذابی سخت بودند که حالشان بر من گران آمد و از دیدن عذاب آنان گریستم. آن گاه حال ایشان را باز گفت:

فاطمه(ع) بدو گفت: ای عزیز و ای روشنایی دیده ام! کار آنان را برایم بازگوی.

فرمود:زنانی که ایشان را از پاها آویخته بودند، همان کسانی بودند که از خانه خویش بی اجازه شوهر بیرون می رفتند.

سند این روایت هم جای سخن بسیار دارد. راوی نخست، علی بن عبدالله در سخن هیچ یک از اهل رجال توثیق نشده و تنها شیخ صدوق از او روایات اندکی نقل کرده و در باب دهم از کتاب عیون اخبارالرضا(ع)، گفته است: «رضی الله عنه » و همین جمله را دلیل بر نیکویی این راوی گرفته اند.

محمدبن ابی عبدالله هم، جای سخن دارد و مشترک بین دو تن است که مرحوم مامقانی در رجال خویش از آن بحث کرده است.

بررسی روایات:

درباره این روایات باید بگوییم که: جز یک روایت، همگی دارای سندی نامعتبرند. پیش تر گفته ایم که شمار این روایات به اندازه ای نیست که ما را از بررسی سندی بی نیاز کند; زیرا نه متواترند و نه حتی مستفیض. با این همه، در این جا به بررسی دلالت این روایات می پردازیم و در این باره دو نکته را یادآور می شویم:

نکته نخست: ناهماهنگی میان کار ناپسند بیرون رفتن از خانه با کیفری که در روایات آمده، می رساند که یا باید ازاین روایات دست کشید و یا باید مقصود از بیرون رفتن را نیک دریافت. به راستی باید گفت: حتی اگر بپذیریم که بیرون رفتن زن از خانه اش بی اجازه شوهر، بی هیچ قید وشرطی نارواست، آیا می توان باور کرد که این کار کیفری چون نفرین خداوند بزرگ و فرشتگان مهر و خشم را در پی دارد و آیا نفرین هر چه بر آن می گذرد و آویخته شدن با پاها در روز رستاخیز و مانند آن با این کار تناسبی دارد؟ مردی که خود در خانه نیست و درخواست کامجویی زناشویی هم نکرده و زنش را از رفتن به دیدار پدر و مادرش باز داشته است، اگر زن به دیدار آنان برود، نفرین خداوند و فرشتگان و کیفر سخت دوزخ را خواهد چشید؟ چنین انگاره ای با انبوه آموزشهای اخلاقی و حقوقی دین ناسازگار است و در اساس، همین روایات را می توان گواه آن گرفت که مقصود از بیرون رفتن، همان رها کردن تعهد و التزام خانوادگی و تلاش در پاشیده شدن بنیاد پاک پیوند زناشویی و مانند آن است. آری اگر زنی با کژرفتاری و بهانه جویی زندگی را تلخ و تباه کند و از پذیرش تعهدهای این پیوند سرباز زند و راه را برای برهم خوردن این پیوند ارزشمند، هموار سازد، شایسته نفرین خداوند و کیفر سخت دوزخ خواهد بود، نه این که اگر به دیدار پدر و مادر بیمار خویش بشتابد و یا در سوگواری آنان به خانه پدرش رود، شایسته آن کیفرهاست. بنابراین، خود این روایات، گذشته از نامعتبر بودن سند آن به خوبی می رساند که مقصود، ناروا شمردن بی قید و شرط بیرون رفتن زن از خانه شوهر نیست.

آنچه گفته ایم، با در نظر گرفتن جایگاه اجتماعی زن در گذشته و سطح فرهنگ و خلق و خوی حاکم بر بخش گسترده ای از زنان در سرزمینهای گوناگون و حتی سرزمنیهای اسلامی، پذیرفتنی تر می نماید. هر چند با پیدایش اسلام، دگرگونی ژرفی در جایگاه فرهنگی و اجتماعی و… زنان پدیدار شد، ولی روحیات و شیوه های برخوردی این جنس در نتیجه ستمها و شرایط ناشایست گذشته، زمینه را برای واکنش های نابجاتر آنان دربرابر دشواریهای زندگی فراهم می ساخت و چه بسا با شتابزدگی، شیرازه زندگی کهن و پایداری را بر هم می زدند و نگاه این روایات به چنین مسائلی است، نه بیرون رفتن معمولی و بخردانه همسر از خانه شوهر.

نکته دوم: در این جا نیز باز هم بر همان نکته پیشین پای می فشاریم که سخن روایات درباره زنانی است که خانه و زندگی زناشویی را رها می کنند و راه را برای پاشیده شدن این بنیاد ارزشمند هموار می سازند و نه هرگونه بیرون رفتن. این بار روایتی را دلیل سخن خویش گرفته ایم که شایسته درنگ بسیار است.

«محمد بن یعقوب، عن علی بن ابراهیم، عن ابیه، عن النوفلی، عن السکونی، عن ابی عبدالله(ع) قال: قال رسول الله(ص): ایما امراه خرجت من بیتها بغیر اذن زوجها فلانفقه لهاحتی ترجع.» (۱۵)

از امام صادق(ع) که فرمود: رسول خدا(ص) فرمود:هر زنی که از خانه شوهرش بی اجازه او بیرون رود، نفقه ای برای آن زن نیست تا هنگامی که باز گردد.

سند این روایت از سندهای شناخته شده ای است که بویژه در کتاب ارزشمند «کافی » بارها آمده و فقیهان ما نیز از گذشته تاکنون، در بابهای گوناگون فقهی و غیر آن، این سند را پذیرفته و به روایاتی این گونه عمل کرده اند،گرچه نوفلی و سکونی را از امامیه به شمار نیاورده اند. مرحوم شیخ صدوق نیز در «فقیه » (۱۶) این روایت را آورده است.

دلالت حدیث نیز بسیار روشن است و از رهگذر همین روشنی می توان آن را گواهی بر مطلب ما گرفت. می دانیم که پس از پیمان زناشویی همیشگی، هزینه های زندگی زن بر عهده شوهر است و این هزینه ها، حتی پس از طلاق رجعی نیز، تا هنگامی که زن در عده باشد، بر مرد واجب است. فقیهان ما در جای خودش بحث گسترده ای را درباره نفقه و شرایط آن دارند که جای آن همه در این نوشته نیست. نکته مهم این است که اگر زن از انجام تکلیف خویش در امور زناشویی سرباز زند، حق دریافت نفقه را هم ندارد. چنین زنی را در زبان فقه «ناشزه » می نامند. بنابراین، روایت یاد شده از امام صادق(ع)، درباره زنی سخن می گوید که از انجام وظیفه خود سرباز زده و خانه و زندگی خویش را رها کرده است. به دیگر سخن، زنی که با قهر و رها کردن پیمانهای استوار زندگی زناشویی، خانه و خانواده را در سراشیبی از هم پاشیده شدن قرار داده است.

بدین سان می توان این روایت را گواه روشنی گرفت که مقصود از بیرون رفتن زن، که آن همه کیفر و نفرین خداوندی را در پی داشت، این گونه قهر و رها کردن خانواده است، نه بیرون رفتن بخردانه زنی که با حقوق زناشویی شوهرش سرناسازگاری هم ندارد و تنها دلخواه شوهر است که او را چونان بندیان در خانه نگاه دارد.

فقیهانی که بیرون رفتن زن را از خانه همواره در گرو اجازه شوهر می دانند، هرگز نگفته اند که اگر زنی گناه کرد و از خانه بیرون رفت، نفقه او واجب نیست، مگر این که به ناشزه بودن برسد که سخنی دیگر است. بنابراین، چرا این روایات را یکدست و هماهنگ معنی نکنیم؟ وقتی از میان رفتن حق نفقه را تنها در صورت «نشوز» می دانیم، در حالی که روایت یاد شده از همین مطلب به نام بیرون رفتن از خانه یاد کرده است، چرا بیرون رفتن از خانه را در روایات دیگری که آن را گناهی بزرگ و در پی دارنده کیفرهایی سخت و دردناک می داند، به همین معنی نگیریم.

بررسی روایتی دیگر

در مساله ما روایت دیگری است که به دلیل ویژگیهایش، شایسته است که جداگانه بررسی شود. این روایت را هم مرحوم کلینی و هم مرحوم صدوق آورده اند:

«عن ابی عبدالله(ع) قال: ان رجلا من الانصار علی عهد رسول الله(ص) خرج فی بعض حوائجه فعهد الی امراته ان لاتخرج من بیتها حتی یقدم. قال: وان اباها قد مرض فبعثت المراه الی رسول الله(ص) تستاذنه ان تعوده. فقال: لا، اجلسی فی بیتک واطیعی زوجک. قال: فثقل فارسلت الیه ثانیا بذلک. فقال: اجلسی فی بیتک واطیعی زوجک. قال: فمات ابوها فبعثت الیه ان ابی قد مات فتامرنی ان اصلی علیه، فقال: لا، اجلسی فی بیتک واطیعی زوجک. قال: فدفن الرجل، فبعث الیها رسول الله(ص) ان الله قد غفر لک ولابیک بطاعتک لزوجک.» (۱۷)

از امام صادق(ع) نقل کرده اند که فرمود: در روزگار پیامبر(ص) مردی از انصار به سفری رفت و با همسر خویش پیمان بست که تا هنگام بازگشت، زن از خانه اش بیرون نرود. [درهمان روزها] پدرش بیمار شد و او کسی را نزد پیامبر(ص) فرستاد تا از او برای دیدار با پدر بیمارش اجازه بگیرد.

پیامبر(ص) فرمود: خیر، د

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *