تعداد بازدید
3 بازدید
ریال73.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل وضعیت فرهنگی عصر امام حسن عسکری(ع)؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل وضعیت فرهنگی عصر امام حسن عسکری(ع) با 74 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل وضعیت فرهنگی عصر امام حسن عسکری(ع):

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل وضعیت فرهنگی عصر امام حسن عسکری(ع) به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل وضعیت فرهنگی عصر امام حسن عسکری(ع) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل وضعیت فرهنگی عصر امام حسن عسکری(ع) تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل وضعیت فرهنگی عصر امام حسن عسکری(ع) را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل وضعیت فرهنگی عصر امام حسن عسکری(ع) :

مقدمه

عصر امام حسن عسکری(ع) دوره ای پر از اختناق، آشفتگی، انحراف و فساد بود که شیعیان را به گونه ای رقت بار تهدید می کرد. آنان شدیدترین رنج ها و اذیت ها را متحمل می شدند و علویان، همواره آواره و تحت تعقیب بودند؛ گروهی در بند و دسته ای طعم گورستان. امام حسن عسکری(ع)در دعایی که در پاسخ مردم قم جهت برطرف شدن ظلم و ستم مرقوم فرمود، دورانی را که خود در آن می زیسته، چنین توصیف می فرماید: «خدایا! تیرگی بلاها و فتنه ها ما را در میان گرفته و پرد سرگردانی بر ما سایه گسترده و خواری و زبونی ما را در هم کوبیده است. دشمنان دینت بر ما مسلط شده اند و کسانی که ریش تمام کاستی ها و نقص ها هستند و از کسانی اند که حکومت تو را انکار نموده اند، به نابود کردن بندگانت و تباه ساختن زمین تو همت دارند و زمام امور را از دست ما ربوده اند. خدایا! آنان، حق ما را پس از تقسیم بین خود، دست به دست می کننعد، در حالی که ما (اهل بیت(ع)) به سروری امت برگزیده شده ایم و آنان ما را چونان میراث خود، دست به دست گرداندند. با سهم یتیم و بیوه زن، وسایل هرزگی و نوازندگی می خرند. غیرمسلمانان (اهل ذمه) را بر مؤمنان مقدم کرده، تبهکار هر قبیله ای زمام امور را به دست گرفته است و هیچ پشتیبانی که مؤمنان را از نابودی برهاند و هیچ سرپرستی که به ایشان به دید رحمت بنگرد و هیچ واسطه ای که جگر تفتیده شان را از گرسنگی و تشنگی نجات بخشد، وجود ندارد. پس اینان (ضعیفان و پاکان) هستند که در این سرای غارت زده، بینوایان و اسیران فقر و وارثان غم و ذلت اند.[۱]

گرچه این سخن در قالب دعاست؛ اما تصویری کامل از اوضاع رقّت بار شیعیان آن روزگار ارائه می دهد که این مقاله به بررسی گوشه ای از آن پرداخته است.

وضعیت فرهنگی دوران امامت امام حسن عسکری(ع)

۱. تردید در امامت حضرت

امام حسن عسکری(ع) در مدت امامت خویش با مشکلات فراوانی مواجه گردید. برخی در گرداب وهم و خیال افتاده و در امامت آن امام همام پس از پدر بزرگوارشان تردید کردند. آنان با امام مکاتبه نموده، گاهی نیز نزد آن حضرت شرفیاب می شدند و حتی گاهی در راه، به بهانه ای امامتِ ایشان را می آزمودند. تا آنجا که آن بزرگوار را در اثر پرسش زیادِ خود به ستوه می آوردند. حضرت در برخی از نوشتارهای خود، بعضی از این منکران امامت را مورد نکوهش قرار می دهد و می فرماید: «هیچ یک از پدرانم، محنتی را که من از شک و تردید اینان می کشم، متحمل نشده اند. اگر امامت محدود به زمانی بود، جایی برای شک وجود داشت؛ ولی امامت به امر خدا استمرار دارد. بنابراین، شک چه معنا دارد؟».[۲]

اما سخنان امام شک را از دل های شک آلود ایشان برطرف نمی نمود. امام هادی(ع) در شرایط دشوار سیاسی به سر می بردند. حکومت عباسی در آغاز، آن بزرگوار را در مدینه تحت فشارِ زیاد قرار داد، سپس ایشان را به سامرا فراخواند تا از نزدیک، حرکات حضرت را زیر نظر داشته باشد. بدین روی، نزدیک به ۲۰ سال ایشان را از مردم جدا نگه داشتند. تمام این فشارها و تنگناها از آن جهت بر حضرت تحمیل می شد که شیعیان از امامتِ امام حسن عسکری(ع) بعد از امام هادی (ع) بی خبر بمانند.

ترس امام هادی(ع) بر جان فرزندش، ایشان را واداشت تا امام بعد از خود را پنهان بدارد تا نسل امامت باقی بماند. به همین دلیل، تلاش می کرد فرزندش را از ظاهر شدن در انظار مردم دور نگهدارد. به گونه ای که جز افرادی اندک، کسی آن بزرگوار را نمی شناخت و شاید برادر امام عسکری(ع)؛ یعنی محمد، پوششی بر این قضیه بود تا شناخت امام عسکری(ع) بر خلفا و حتی بسیاری از علویان مخفی بماند.

گواه بر این مطلب، آن است که روایت شده امام حسن عسکری(ع) علاوه بر درگذشت همین برادر، در سوگ پدر بزرگوار خود نیز گریبان خویش را پاره کردند. این در حالی است که روایتی با این مضمون دربار بقی امامان(ع) شنیده یا نقل نشده است. شاید این رفتار، به نحوی کنایه بر تنها وارث بودن و در نهایت امامت ایشان بوده است؛ زیرا از ایشان در رابطه با گریبان چاک زدن روایتی با مضمون زیر نقل شده است:

مردی با نام «ابوعون ابرش» به امام حسن عسکری(ع) نوشت: مردم از این که تو در سوگ پدرت جامه بر تن دریدی، دچار سؤال شده اند! [امام] فرمودند: ای نادان! تو را چه به این کارها؟ موسی(ع) هم در سوگ برادرش هارون، جامه درید. برخی از مردم مؤمن به دنیا می آیند، مؤمن زندگی می کنند و مؤمن از دنیا می روند. برخی از آن ها نیز کافر به دنیا می آیند، کافر زندگی می کنند و کافر می میرند؛ اما برخی مؤمن به دنیا می آیند، مؤمن زندگی می کنند؛ ولی کافر می میرند. تو نمی میری، مگر آن که کافر شوی و عقلت را از دست بدهی.

و او نمرد، تا این که عقلش را از دست داد و دچار وسواس شد. او بسیار اشتباه کرده، امامت را رد می کرد تا آن که فرزندانش او را از مردم پوشیده داشتند و در خانه اش زندانی کردند.[۳]

امام هادی(ع) برای حفظ جان امام عسکری(ع) از گزند دشمنان، تنها در ماه های پایانی عمر خود به امامت آن حضرت تصریح نمود و دوستان خود را بر این امر گواه گرفت. امام عسکری(ع) هم چنان ناشناخته بود تا این که پدر بزرگوارش به شهادت رسید و مردم برای تشییع پیکر پاک آن حضرت گرد آمدند، در حالی که بیش تر آنان امام عسکری(ع) را نمی شناختند و نمی دانستند او امام و پیشوای پس از امام هادی (ع) است.

مسعودی می گوید: «جمعی وارد خان امام هادی(ع) شدند و گروهی از بنی هاشم و طالبیان و عباسیان و عد زیادی از شیعیان نیز در آن جا حضور داشتند. هنوز امامتِ امام عسکری(ع)بر آنان آشکار نشده بود و تنها افراد مورد اعتمادی که امام هادی(ع) نزد آنان به امامت امام عسکری(ع) تصریح فرموده بود، حضرت را می شناختند».[۴]

یکی دیگر از عللی که باعث تردید برخی از شیعیان در امامت امام عسکری(ع) شد، اعتقاد به امامتِ برادرش محمد بن علی(ع) بود. برخی از شیعیان معتقدند امام هادی(ع) پسر دیگری به نام ابوجعفر محمد داشت که بنا به برخی روایات، از جمله روایتی که شیخ طوسی (ره) در کتاب «الغیبه» آورده، مقرر بود امامت به او برسد و امام دهم نیز به امامت او اشاره فرموده بود که: «و قَد کانَ أشار إلیه و دَلّ علیه» محمد بن علی مردی پارسا، دارای جلالت و مورد احترام اصحاب پدر خویش بود؛ اما در زمان حیات امام هادی(ع) از دنیا رفت و بعضی از شیعیان از این بابت در اندیشه فرورفتند. از جمله «ابوهاشم جعفری» که می گوید: من در این اندیشه بودم که امام هادی(ع) فرمودند: بلی، خداوند به جای ابوجعفر، ابومحمد(ع) را امام قرار داد، چنان که دربار اسماعیل، فرزند امام صادق(ع) چنین شد.

برخی از شیعیان که معتقد بودند او بعد از پدرش، امام و پیشوا خواهد بود، چنان امر بر آنان مشتبه شد که هرگاه محمد بن علی نزد پدرش می آمد، به پاس احترام وی به پا می خاستند؛ ولی امام هادی(ع) آنان را از این کار منع می کرد و می فرمود: برای امام و پیشوای [واقعی] خود احترام قائل شوید! و به پسرش امام عسکری(ع) اشاره می فرمود.

برخی افراد مانند: ابن ماهویه و دار و دسته اش و جعفر کذّاب، در زمان حیات امام هادی(ع) و حتی پس از رحلت پسرش محمد؛ بلکه بعد از شهادت امام هادی (ع) برای فریب مردم و منحرف ساختن آن ها از راه راست، از این عقید پوچ و باطل استفاده می کردند و مدعی بودند که محمد، امام و پیشواست.

امام هادی(ع) فرزندی دیگر به نام جعفر داشت که دربار او به مردم هشدار می داد: از پسرم جعفر حذر کنید که او چون فرزند نوح(ع) است.[۵]

امام حسن عسکری(ع) نیز پس از امام هادی(ع) می فرمود: «هرگز مباد که برادرم جعفر از رازهای شما آگاه شود! مَثَل من و او، مَثل هابیل و قابیل، فرزندان آدم(ع) است که قابیل به هابیل حسد برد و به خاطر فضیلتی که خدا به هابیل بخشیده بود، او را کشت. اگر برادرم جعفر بتواند، مرا می کشد؛ ولی خداوند در کار خویش، همواره پیروز است».[۶]

۲. گسترش مراکز شیعه

شیعیان در زمان امام حسن عسکری(ع) در مناطق مهمی مثل: کوفه، بغداد، نیشابور، قم، آبه، مدائن، خراسان، یمن، ری، آذربایجان، سامرا، جرجان، بصره و ده ها شهر دیگر پراکنده بودند. در این شهرها با وجودِ دشمنی های عباسیان، تشیع شکوه و عظمت وصف ناپذیری یافت و مردم نسبت به اهل بیت(ع) علاقه و محبت شدیدی ابراز می داشتند.

در دوران امام حسن عسکری(ع) قم از جمله مناطق مهم و از مراکز اصلی؛ بلکه بزرگ ترین پایگاه شیعه به شمار می رفت و در عصر غیبت، به عنوان مرکزی مطمئن برای نشر فقه و حدیث اهل بیت(ع) مطرح بود. این مدرس علمی بزرگ در دوران آن حضرت، بزرگ ترین خدمات را به حیات و تاریخ شیعی ارائه داد و علوم، روایات و فضایل اهل بیت (ع) را گسترد. فعالیت ها و خدمات خالصان قمی ها برای اسلام و مسلمانان و به اهل بیت(ع) به طور خاص، با عبارات مختلفی از سوی ائمه(ع) مورد تأیید قرار گرفته است؛ از جمله، سخن امام صادق (ع) که به «عیسی بن عبداللَّه» فرمود: درود خدا بر مردم قم! خداوند سرزمین شان را با باران رحمت خویش سیراب گرداند و برکات خود را بر سر آنان فرو فرستد و گناهان ایشان را به حسنات مبدّل سازد. آنان اهل رکوع و سجود و قیام و قعودند و فقیه، عالم، اهل درایت و روایت اند و عبادت خدا را نیک انجام می دهند.[۷]

۳. وضعیت دشوار علویان

دوران خلافت عباسی از دشوارترین دوران هایی بود که علویان و اهل بیت(ع) با آن مواجه بودند. آنان در آغازِ حرکت خود برای به دست آوردن قدرت، دفاع از علویان را شعار خود کردند؛ ولی زمانی که به قدرت رسیدند، علویان را از دم تیغ گذرانده، همه گونه آزار و شکنجه را در حق آنان روا داشتند. به همین دلیل، عد زیادی از آن ها به دیگر مناطق گریختند و در آنجا به زندگی پرداخته، اغلب ناشناخته از دنیا رفتند و صدها تن از آنان نیز دستگیر، شکنجه یا به دار آویخته شدند که تاریخ تمام این وقایع و جنایت ها را ثبت کرده است.

«ابوالفرج اصفهانی» مورّخ مشهور، در توصیف آن دوران می گوید: متوکل خلیف عباسی، نسبت به خاندان ابوطالب(ع) سخت بی رحم بود و با آنان درشت خویی می کرد و به آزار و اذیت آنان می پرداخت و نسبت به ایشان بسیار کینه توز بود. پیوسته به آنان سوءظن داشت و تهمت های ناروا نسبت می داد. «یحیی بن خاقان»، وزیر متوکل، از شیعیان بدگویی می کرد و کارهای زشت متوکل نسبت به علویان را زیبا جلوه می داد. متوکل نیز بر خلفای پیشین سبقت گرفت و ستم را به جایی رساند که هیچ یک از پیشینیان او چنین نکردند. از جمله تخریب قبر امام حسین(ع) بود.[۸]

۴. جایگاه برجست امام در جامعه

امام حسن عسکری(ع) میان مردم، به ویژه خلفای عباسی زمان خود و وزرای آن ها، از مقامی بلند و برجسته برخوردار بود. به گونه ای که آنان از حضرت تجلیل و احترام فوق العاده به عمل می آوردند. روزی جعفر بن علی، معروف به جعفر کذّاب، از معتمد – خلیف عباسی – خواست تا رتبه ای را که برادرش امام حسن عسکری(ع) در دربار داشته، به وی عطا کند. معتمد گفت: بدان که مقام و جایگاه برادرت به واسط ما نبوده؛ بلکه از پیشگاه خدای بلندمرتبه مقرر شده است. هرچند ما تلاش می کردیم از مقام و منزلت او بکاهیم؛ ولی خداوند چنین نخواست؛ بلکه در اثر تقوا، بزرگواری، علم و دانش و عبادت وی، هر روز بر مقام و منزلتش افزوده می شد. اگر تو از دیدگاه پیروان برادرت هم سنگ او هستی، به ما نیازی نداری و اگر خصوصیاتی که در برادرت بود، در تو نیست، ما نمی توانیم در حق تو کاری انجام دهیم.[۹]

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *