تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل ولادت با سعادت حضرت سید الشهداء امام حسین علیه السلام یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل ولادت با سعادت حضرت سید الشهداء امام حسین علیه السلام شامل 107 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل ولادت با سعادت حضرت سید الشهداء امام حسین علیه السلام را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل ولادت با سعادت حضرت سید الشهداء امام حسین علیه السلام با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل ولادت با سعادت حضرت سید الشهداء امام حسین علیه السلام بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل ولادت با سعادت حضرت سید الشهداء امام حسین علیه السلام با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ولادت با سعادت حضرت سید الشهداء امام حسین علیه السلام وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل ولادت با سعادت حضرت سید الشهداء امام حسین علیه السلام با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل ولادت با سعادت حضرت سید الشهداء امام حسین علیه السلام مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ولادت با سعادت حضرت سید الشهداء امام حسین علیه السلام :

فایل پاورپوینت کامل ولادت با سعادت حضرت سید الشهداء امام حسین علیه السلام به همه مسلمین جهان خاصه شیعیان آن حضرت مبارک باد

بمناسبت فرا رسیدن ولادت امام حسین علیه السلام

خدا زمین و زمان را دوباره حیران ساخت***تمام شوکت خود را به شکل انسان ساخت

کشید قامت او را قیامتی برخاست ***برای غارت دل ها سپاه مژگان ساخت

ز اوج شانه او آسمان به خاک افتاد***برای هر سر زلفش دلی پریشان ساخت

میان طاق دو ابروی او گره انداخت***از آن دو تیغ گره خورده باد و طوفان ساخت (حسن لطفی)

باعرض تبریک و تهنیت بمناسبت فرا رسیدن روز ولادت حضرت خامس آل عبا سیدالشهداء صلوات الله و سلامه علیه عزیزان مطلبی را بخاطر داشته باشنددر باره این شخصیت پنجم جهان آفرینش- در اقتدار مانند من عاجز و ناچیز نیست که چیزی بنویسد چون اینها اول ما خلق الله هستند که در اطراف عرش خدای لایزال و در عالم ملکوت و لاهوت -مشغول تسبیح خدا بودند ولی بنا به قول علماء مالا یدرک کله لایترک کله بگوشه ای از کیفیت تولد آنحضرت و سایر مطالب مربوطه عنایت و توجه فرمائید.

حسین بن علی در مدینه به دنیا آمد. برخی تولد او را در سال سوم قمری دانسته اند؛ اما قول مشهور سال چهارم قمری است. درباره روز ولادت او اختلاف است. بنابر قول مشهور ولادت او شعبان بوده ولی شیخ مفید در کتاب ارشاد تولد او را شعبان دانسته است

مشهور نزد علمای شیعه این است که ولادت حضرت امام حسین علیه السلام در مدینه روز سوم شعبان سال چهارم هجری بوده است.

و در توقیع حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف به قاسم بن علاء همدانی وکیل حضرت امام حسن عسکری علیه السلام آمده که؛ مولای ما حضرت حسین علیه السلام روز پنج شنبه سوم شعبان متولد شدند پس آن روز را روزه دار و این دعا را بخوان:

اللهم إنی أسألک بحق هذا المولود فی هذا الیوم الموعود بشهادته قبل استهلاله و ولادته

خدایا، از تو درخواست می کنم به حق زاده ی این روز، همان که پیش از آوا برآوردن و زاده شدنش به شهادتش وعده داده شده است، تا آخرکه کامل دعا در مفاتیح الجنان در اعمال روز سوم شعبان و ( مصباح المتهجد، ص ۸۲۶ آمده است طالبین به آنجا مراجعه نمایند.

ولی بعضی چون شیخ طوسی رحمه الله (با استناد به روایتی از امام صادق علیه السلام) و شیخ مفید رحمه الله، ولادت آن حضرت را در شب پنجم شعبان و ابن نما رحمه الله روز پنجم نقل کرده اند.

به سند معتبر از حضرت رضا علیه السلام از پدرانش از علیی بن الحسین علیهم السلام روایت شده که چون حضرت حسین علیه السلام متولد شد حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلم به اسماء بنت عمیس فرمود: «فرزندم را بیاور» من آن بزرگوار را در جامه ای سفید پیچیده خدمت ان حضرت بردم، آن جناب در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه گفت، و او را در دامن خود نهاد و گریست.

اسماء عرض کرد: پدر و مادرم فدایت، گریه شما از چیست؟ فرمود: برای این فرزندم می گریم. عرض کرد: این کودک که الان به دنیا آمده فرمود: بعد از من گروهی از ستمکاران او را خواهند کشت. خداوند شفاعت مرا به آنها نرساند.

آنگاه فرمود: دخترم فاطمه را از این جریان باخبر نکن چون تازه این فرزند برایش متولد شده است.

سپس به حضرت علی علیه السلام فرمود: او را چه نام می گذاری؟ گفت در نامگذاری بر شما سبقت نمی گیرم؛ پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: من هم بر پروردگارم سبقت نگیرم، جبرئیل نازل شد و فرمود:

ای محمد! خدای بزرگ تو را سلام می رساند و می فرماید: «عَلیٌّ مِنْکَ کَهارونَ مِنْ موسی؛ علی نسبت به تو به منزله هارون نسبت به موسی است»او را به اسم پسر هارون نام گذار که شبیر است. پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم فرمود: زبان من عربی است، جبرئیل عرض کرد نام او را «حسین» بگذار.

چون روز هفتم شد دو گوسفند سیاه و سفید برای او عقیقه کردند و یک رانش را به قابله دادند و سرش را تراشیده به وزن موی سرش نقره تصدق نمودند و خلوق (که چیز خوشبویی است) بر سرش مالیدند و فرمودند: ای اسماء «الدَّمُ فِعْلُ الجاهلیّهِ؛ خون (بر سر نوزاد مالیدن) از آداب دوران جاهلیت است».

روز هفتم ولادتش، فاطمه زهرا که سلام خداوند بر او باد، گوسفندی را برای فرزندش به عنوان عقیقه کشت، و سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موی سر او نقره صدقه داد.(اصول کافی، ج ۶، ص ۳۳.).

حضرت صادق علیه السلام می فرمایند: چون حضرت حسین علیه السلام به دنیا امد خداوند به جبرییل دستور داد که با هزار ملک فرود آید تا از جانب خداوند و خودش به حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلم تهنیت بگوید.

چون جبرئیل نازل می شد در جزیره ای به ملکی از حاملان عرش عبور نمود که نامش فُطرُس بود که خداوند به او دستوری داده که در اجرای آن سستی ورزیده پس بالش را در هم شکسته و در ان جزیره انداخته بود و فطرس هفتصد سال در آنجا به عبادت خداوند مشغول بود تا روزی که امام حسین علیه السلام متولد شد.

چون دید که جبرئیل با ملائکه فرود می آیند از جبرئیل پرسید به کجا می روید؟ فرمود: خداوند نعمتی به حضرت محمد عطا فرموده مرا برای تهنیت و مبارک باد فرستاده است. فطرس گفت: مرا نیز با خود ببر شاید پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم برایم دعا کنند. جبرئیل او را به همراه خود برد.

چون خدمت پیامبر صلوات الله علیه رسید و از جانب خداوند و خود تهنیت گفت شرح حال فطرس را به عرض رسانید حضرت فرمود: به او بگو خود را به این مولود بمالد و به جایگاه خود برگردد.

فطرس خود را به حضرت حسین علیه السلام مالید و بالا رفت و در آن حال می گفت ای رسول خدا به زودی امت تو این مولود را شهید می کنند. چون ان بزرگوار بر من حق دارد هر کس او را زیارت کند من زیارت او را به حضرتش می رسانم و هیچ مسلمانی به او سلام ندهد یا بر او صلوات نفرستد مگر آنکه به حضرتش می رسانم.

به روایت مناقب؛ چون فطرس به آسمان بالا رفت می گفت: کیست مثل من و حال آنکه من آزاد شده حسین –فرزند علی و فاطمه که علیهما السلام- هستم.

بعلاوه به روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت ( در سال و ماه و روز ولادت امام حسین (ع) اقوال دیگری هم گفته شده است،ولی ما قول مشهور بین شیعه را نقل کردیم. ر. به. ک. اعلام الوری طبرسی، ص ۲۱۳.

پس دومین فرزند برومند حضرت علی و فاطمه، که درود خدا بر ایشان باد، در خانه ی وحی و ولایت، چشم به جهان گشود.

چون خبر ولادتش به پیامبر گرامی اسلام (ص) رسید، به خانه ی حضرت علی و فاطمه (ع) آمد و اسماء (- احتمال دارد منظور از اسماء، دختر یزید بن سکن انصاری باشد

(. اعیان الشیعه، جزء ۱۱، ص ۱۶۷-. را فرمود تا کودکش را بیاورد.اسماء او را در پارچه ای سپید پیچید و خدمت رسول اکرم (ص) برد،آن گرامی به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت (امالی شیخ طوسی، ج ۱، ص ۳۷۷

روزهای اول یا هفتمین روز ولادت با سعادتش، امین وحی الهی، جبرئیل، فرود آمد و گفت:

سلام خداوند بر تو باد ای رسول خدا، این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون «شبیر» که به عربی «حسین » خوانده می شود، نام بگذار. (معانی الاخبار، ص ۵۷. چون علی (ع) برای تو بسان هارون برای موسی بن عمران است جز آنکه تو خاتم پیغمبران هستی.

و به این ترتیب نام پر عظمت «حسین » از جانب پروردگار، برای دومین فرزند فاطمه انتخاب شد.

حسین و پیامبر (صلی الله علیه و آله)

از ولادت حسین بن علی (ع) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفی که پیامبر راستین اسلام (ص) درباره حسین (ع) ابراز می داشت، به بزرگواری و مقام شامخ پیشوای سوم آگاه شدند.

سلمان فارسی می گوید: دیدم که رسول خدا (ص) حسین (ع) را بر زانوی خویش نهاده او را می بوسید و می فرمود:

تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانی، تو امام و پسر امام و پدر امامان هستی، تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجت های خدایی که نه نفرند و خاتم ایشان، قائم ایشان (امام زمان عج) می باشد. ( مقتل خوارزمی، ج ۱، ص ۱۴۶- کمال الدین، صدوق، ص ۱۵۲.

انس بن مالک روایت می کند:

وقتی از پیامبر پرسیدند کدام یک از اهل بیت خود را بیشتر دوست می داری، فرمود:حسن و حسین را، (- سنن ترمذی، ج ۵، ص ۳۲۳. بارها رسول گرامی حسن و حسین را به سینه می فشرد و آنان را می بویید و می بوسید. (- سنن ترمذی، ج ۵، ص ۳۲۳.

ابو هریره که از مزدوران معاویه و از دشمنان خاندان امامت است در عین حال اعتراف می کند که: رسول اکرم (ص) را دیدم که حسن و حسین (ع) را بر شانه های خویش نشانده بود و به سوی ما می آمد، وقتی به ما رسید فرمود: هر کس این دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر که با آنان دشمنی ورزد با من دشمنی نموده است. (الاصابه، ج ۱۱، ص ۳۳۰

عالی ترین، صمیمی ترین و گویاترین رابطه ی معنوی و ملکوتی بین پیامبر و حسین را می توان در این جمله ی رسول گرامی اسلام (ص) خواند که فرمود:

(حُسَیْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حسین ) حسین از من و من از حسینم. ( سنن ترمذی، ج ۵، ص ۳۲۴-

پیشگویی ولادت امام حسین علیه السلام

بر اساس روایتی در کتاب کافی خبر ولادت امام حسین علیه السلام، شهادت ایشان و آمدن اهل بیت علیهم السلام از نسل ایشان، پیش از ولادت آن حضرت از سوی جبرئیل به پیامبر اکرم (ص) داده شده بود:

امام صادق علیه السلام فرمود: جبرئیل امین بر رسول خدا صلی الله علیه و آله فرود آمد و عرض کرد: ای محمد! به راستی خدای سبحان تو را بشارت داد به مولودی از دخترت فاطمه زهرا سلام الله علیها، ولیکن امتت وی را پس از تو خواهند کشت.

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: ای جبرئیل! سلامم را به پروردگار برسان و بگو مرا به مولودی که امتم پس از من وی را می کشند، نیازی نیست. جبرئیل امین به سوی آسمان عروج کرد و سپس بازگشت و همان پیام را تکرار کرد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز گفتار پیشین خود را تکرار کرد و از پذیرش مولودی که مسلمانان وی را می کشند، امتناع نمود. جبرئیل برای بار سوم فرود آمد و گفت: ای محمد! پروردگار سبحان سلامت می رساند و تو را به این امر مهم بشارت می دهد که امامت و ولایت را در نسل تو قرار داده است.

پیامبر صلی الله علیه و آله با دریافت این پیام شادمان شد و گفت: پذیرفتم و به آن خرسندم. آنگاه پیامبر صلی الله علیه و آله این پیام مهم الهی را به اطلاع دخترش حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها رسانید و فاطمه سلام الله علیها در نهایت ادب، پاسخ داد: پدرجان! مرا به فرزندی که امتت او را می کشند، نیازی نیست.

پیامبر صلی الله علیه و آله بشارت خداوند منان را به فاطمه زهرا سلام الله علیها ابلاغ کرد و گفت: دخترم فاطمه! همانا خداوند سبحان امر مهم امامت و ولایت و وصایت را در ذریه من از همین مولود قرار داده است. فاطمه سلام الله علیها با شنیدن این بشارت الهی و تضمین غیرقابل خدشه پروردگار به پدر ارجمندش گفت: پدرجان! من نیز به تولد این مولود خجسته خرسندم.[ ا صول کافی، شیخ کلینی، (چاپ اسلامیه)ج۱، ص ۴۶۴، ح ۴.

بیهقی نقل نموده که اسما بنت عمیس به علی بن الحسین (علیه السلام) گفت: «من در ولادت حسن و حسین (علیهم السلام) قابله جدّه ات فاطمه (سلام الله علیها) بودم وقتی حسین (علیه السلام) به دنیا آمد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به سراغ من آمد و فرمود: ای أسما فرزندم را بیاور، حسین (علیه السلام) را در پارچه سفیدی قنداق کرده به دست آن حضرت دادم و در گوش راست اذان و در گوش چپ ایشان اقامه گفتند، آنگاه او را در دامن خود گذاشتند و گریستند! عرض کردم پدر و مادرم فدایت، چرا گریه می کنید؟ فرمود: بر این پسرم! گفتم او که هم اکنون متولد شده است. فرمود: ای أسماء پسرم را گروه ستمگران خواهند کشت. خداوند شفاعتم را به ایشان نرساند! آنگاه فرمود: ای اسماء این مطلب را برای فاطمه (سلام الله علیها) مگو چون تازه بچّه دار شده است.»

[ الطبری، ذخائر العقبی محب الدین طبری، قاهره مصر، باب۹، ص ۱۱۹

با اینکه در مراسم ولادت رسم بر این است که شادی می کنند ولی برای اوّلین بار در تولّد نوزادی عزاداری شد.

خواب ام الفضل و گریه حضرت

ام الفضل ( همسر عباس عموی پیغمبر) می گوید: «به محضر رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) وارد شدم و عرض کردم دیشب خواب ناراحت کننده ای دیدم، حضرت فرمودند: خوابت را نقل کن. عرض کردم: خواب دیدم گویا قطعه ای از بدن مبارک شما جدا و در دامن من گذاشته شد، حضرت فرمود: خواب خوب دیده ای، از فاطمه (سلام الله علیها) فرزندی به دنیا می آید و در دامن تو رشد می کند چندی بعد فاطمه (سلام الله علیها) حسین (علیه السلام) را به دنیا آورد و همان گونه که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده بود اتفاق افتاد.» روزی بر آن حضرت وارد شدم، حسین (علیه السلام) را در دامن خود نشاند و چشمانش پر اشک شده و گریست. عرض کردم پدرم و مادرم به قربانت ای رسول خدا! شما را چه شده است؟ فرمود: «اتانی جبرئیل علیه الصلوه والسلام فاخبرنی انّ امّتی ستقتل ابنی فقلت هذا؟ فقال نعم واتانی تربه من تربته حمراءٌ»؛ جبرئیل نزدم آمد و خبر داد که امّتم فرزندم حسین (علیه السلام) را به قتل می رسانند گفتم: این فرزند را؟ فرمودند: آری، سپس خاک را به من دادند و این خاک همان خاکی بود که سالیان بعد حسین بر روی آن به شهادت رسید.»[. حاکم نیشابوری، مستدرک علی الصحیحین، کتاب معرفه الصحابه،دار صادر، بیروت، ج ۳، ص ۱۷۶

زندگی نامه

رسول خدا فرمود:

حُسَیْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْه أَحَبَّ الله مَنْ أَحَبَّ حُسَیْنا حسین از من است و من از حسین هستم. خدا هر که حسین را دوست بدارد، دوست دارد. ( انساب الاشراف، ج، ص الطبقات الکبری، ج، ص

در گزارش های شیعه و اهل سنت آمده است پیامبر هنگام تولد او گریست و از شهادتش خبر داد.[شیخ مفید، الارشاد، ق، ج، ص؛ مقریزی، امتاع الأسماع، ق، ج ، ص؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، دار الفکر، ج، ص. بر پایه روایتی در کتاب اصول کافی، حسین(ع) نه از مادرش و نه از هیچ زن دیگری شیر نخورد.[کلینی، الکافی، ش، ج، ص. نقل شده است امّ فضل همسر عباس بن عبدالمطلب خواب دید که قطعه ای از بدن پیامبر در دامن او (ام فضل) گذاشته شد. پیامبر در تعبیر خوابش گفت فاطمه پسری به دنیا خواهد آورد و تو دایه او خواهی بود. وقتی حسین(ع) متولد شد ام فضل دایگی اش را بر عهده گرفت.[شیخ مفید، الارشاد، ق، ج، ص؛ مقریزی، امتاع الأسماع، ق، ج ، ص؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، دار الفکر، ج، ص. برخی منابع مادر عبدالله بن یقطر را نیز دایه امام حسین(ع) دانسته اند، ولی گفته اند حسین(ع) از هیچ یک از آن دو شیر نخورد.[سماوی، ابصار العین، ق، ص.

در منابع اهل سنت آمده است رسول خدا(ص) در میان اهل بیت خود، حسن و حسین را بیش از بقیه دوست داشت[ ترمذی، سنن ترمذی، ق، ج، ص.- و این علاقه چنان بود که گاه با ورودشان به مسجد، خطبه اش را ناتمام می گذاشت، از منبر پایین می آمد و آنان را در آغوش می کشید.[ احمد بن حنبل، المسند، بیروت، ج، ص؛ ترمذی، سنن ترمذی، ق، ج، ص؛ ابن حبان، صحیح، م، ج، ص؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ق، ج، ص. از پیامبر نقل شده است فرمود: که محبت به این دو مرا از محبت به هر کس دیگری باز داشته است.[ابن قولویه قمی، کامل الزیارات، ق، ص.

حسین(ع) در کنار دیگر اصحاب کساء در ماجرای مباهله حضور داشت و در هنگام رحلت پیامبر(ص)، هفت ساله بود؛ از این رو او را در زمره واپسین طبقه صحابه برشمرده اند.[ابن سعد، الطبقات الکبری، ، ج، ص.

دوران خلفای سه گانه

سال از عمر امام حسین(ع) در دوران خلفای سه گانه سپری شد. او در ابتدای خلافتِ خلیفه اول ساله، در آغاز خلافت خلیفه دوم ساله و در شروع خلافت خلیفه سوم ساله بود.[ری شهری، دانشنامه امام حسین،ش، ج، ص. از جزئیات زندگی امام سوم شیعیان در این دوران خبر چندانی در دست نیست که شاید علت آن انزوای سیاسی امام علی(ع) و فرزندانش باشد.[ ری شهری، دانشنامه امام حسین،ش، ج، ص.

بنابر برخی گزارش ها، در دوره خلافت ابوبکر، حسین بن علی به همراه پدر، مادر و برادرش امام حسن(ع) شبانه برای باز پس گرفتن حق خلافت امام علی(ع)، به درِ خانه انصار می رفتند.[ سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ق، ص و .

نقل شده است در اوایل خلافت عمر روزی حسین(ع)، که حدود سال داشت، وارد مسجد شد و چون عمر را در حال سخنرانی بر منبر رسول خدا(ص) دید، از منبر بالا رفت و به او گفت: از منبر پدرم فرود آی و بر منبر پدرت بنشین! عمر گفت: پدرم منبری نداشت.[ ابن سعد، الطبقات الکبری، ، ج، ص؛ ذهبی، الاسلام، م، ج، ص؛ – ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ، ج، ص؛ بغدادی، تاریخ بغداد، ق،

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *