تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل پنجه های شکسته عقاب در کویر (بررسی شکست نظامی آمریکا در صحرای طبس) یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل پنجه های شکسته عقاب در کویر (بررسی شکست نظامی آمریکا در صحرای طبس) شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل پنجه های شکسته عقاب در کویر (بررسی شکست نظامی آمریکا در صحرای طبس) را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل پنجه های شکسته عقاب در کویر (بررسی شکست نظامی آمریکا در صحرای طبس) با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل پنجه های شکسته عقاب در کویر (بررسی شکست نظامی آمریکا در صحرای طبس) بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل پنجه های شکسته عقاب در کویر (بررسی شکست نظامی آمریکا در صحرای طبس) با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پنجه های شکسته عقاب در کویر (بررسی شکست نظامی آمریکا در صحرای طبس) وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل پنجه های شکسته عقاب در کویر (بررسی شکست نظامی آمریکا در صحرای طبس) با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل پنجه های شکسته عقاب در کویر (بررسی شکست نظامی آمریکا در صحرای طبس) مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پنجه های شکسته عقاب در کویر (بررسی شکست نظامی آمریکا در صحرای طبس) :

دیباچه

پس از تسخیر سفارت آمریکا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ به دست دانشجویان پیرو خط امام «جیمی کارتر» رئیس جمهور وقت آمریکا در بحرانی ۴۴۴ روزه گرفتار شد. در این دوره «سایرونس ونس» وزیر وقت امور خارجه ایالات متحده و «زبیگنیو برژینسکی» دستیار امنیت ملی آمریکا به عنوان مؤثرترین مهره های دولت کارتر، بازیگران و طراحان اصلی کاخ سفید برای برون رفت از بحران گروگان گیری بودند. ونس در پی حل بحران از طریق راه کارهای دیپلماتیک بود و برژینسکی تنها راه برون رفت از بحران پیش آمده را برخورد نظامی با جمهوری اسلامی می دانست.

پس از ناکارآمدی شیوه های دیپلماتیک ونس، دولت کارتر بر اساس ایده و نظر برژینسکی در تاریخ ۲۴ آوریل ۱۹۸۰ برابر با ۴ اردیبهشت ۱۳۵۹ اقدام به عملیات نجات گروگان ها موسوم به عملیات پنجه عقاب در خاک ایران کرد که در همان مرحله اول در صحرای طبس با شکست سنگینی مواجه شد. در پی این شکست سایرونس ونس که مخالف حمله نظامی بود از وزارت امور خارجه استعفا داد و دولت کارتر در انتخابات ریاست جمهوری با قبول شکست از «رونالد ریگان»، کاخ سفید را به جمهوری خواهان سپرد.

متن پیش رو ضمن بررسی و تحلیل آنچه در آن مقطع تاریخی گذشت در پی یافتن جواب سئوالاتی است که چگونه هواپیماها و هلی کوپترهای آمریکایی به داخل خاک ایران وارد شدند، بدون این که خبری از آژیر هوائی باشد و چرا چند روز قبل از عملیات آمریکایی ها، پدافندهای هوایی و رادارهای متحرک از چندین پایگاه هوایی در منطقه شرق کشور به دستور سرتیپ باقری جمع آوری می شود و دیگر آنکه به چه سبب و بر اساس چه دلیل و برهانی فانتوم های نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران، هلی کوپترهای جامانده از ارتش آمریکا را بمباران می کنند و یک سری اسناد ومدارک موجود در داخل هلی کوپترها را از بین برده و همچنین باعث به شهادت رسیدن محمد منتظرقائم فرمانده سپاه یزد می شوند.

تسخیر سفارت آمریکا و بحران ۴۴۴ روزه

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سفارت آمریکا دو مرتبه به تصرف نیروهای انقلابی درآمد. مرتبه اول در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۵۷ (۱۴ فوریه ۱۹۷۸) و تنها سه روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود که توسط ۷۵ نفر از چریک های فدایی خلق پس از درگیری مسلحانه که منجر به مجروح شدن یک تفنگدار آمریکایی انجامید، سفارت به تصرف درآمد که البته به سرعت و با وساطت نمایندگان کمیته انقلاب بدون هرگونه تخریب و آتش سوزی، چریک های فدایی خلق پراکنده شدند و سفارت به نیروهای آمریکایی تحویل داده شد.[۱]

اما نیروهای انقلابی و بالاخص دانشجویان پیرو خط امام (ره) دخالت ایالات متحده آمریکا در طراحی و اجرای کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را در حافظه تاریخی خود داشتند، نسبت به پذیرش شاه توسط دولت آمریکا با تصرف سفارت آمریکا در روز یکشنبه ۱۳ آبان ماه ۱۳۵۸ (۴ نوامبر ۱۹۷۹) عکس العمل شدیدی نشان دادند.

در این باره علی اصغر آگاه-کاردار موقت ایران در واشنگتن-چندین بار مقامات آمریکایی را از عواقب چنین تصمیمی (پذیرفتن شاه برای معالجه در آمریکا) برحذر داشته بود همچنین این مسئله را وزیر امور خارجه در اجلاس عمومی سازمان ملل در مهرماه ۱۳۵۸، به مقامات آمریکایی گوشزد کرده بود. در این باره حتی نامه ای رسمی مبنی بر استرداد شاه به ایران به مقامات آمریکایی نوشته شده بود تا دو نفر پزشک ایرانی شاه را به دقت معاینه کنند. اما وزارت امور خارجه آمریکا تلفنی به کاردار موقت اطلاع داد که پزشکان ایرانی فقط می توانند پرونده پزشکی شاه را مطالعه کنند.[۲]

بی توجهی دولت آمریکا به تذکرات طرف ایرانی و عدم استرداد شاه به ایران دولت جیمی کارتر را با چالشی بزرگ و اساسی روبه رو ساخت که در تاریخ روابط ایران و آمریکا به بحرانی ۴۴۴ روزه تبدیل شد. فردای آن روز روزنامه اطلاعات چنین گزارش کرد: ساعت ۳۰: ۱۰ صبح گروهی از دانشجویان که در حال شعار دادن در خیابان آیت اللّه طالقانی به سوی دانشگاه در حرکت بودند، هنگامی که به جلوی در اصلی سفارت آمریکا رسیدند مسیر خود را تغییر دادند و پس از گشودن زنجیرهای این در به داخل سفارت رفتند.

همان زمان گروهی از دانشجویان نیز از دیوار، خود را به داخل سفارت رساندند و پیشروی به سوی ساختمان های داخلی سفارت خانه را آغاز کردند. از همان لحظه های اول تصرف سفارت آمریکا، گروه های مختلف مردم در مقابل سفارت آمریکا اجتماع کردند و به دادن شعارهای ضدآمریکایی می پرداختند. دانشجویان در سه بیانیه که تا ساعت ۱۸ از طریق بلندگو پخش کردند اطلاع دادند که ساختمان اصلی سفارت در ساعت ۱۵ به تصرف کامل درآمد و حدود صد نفر از مزدوران آمریکایی مستقر در آن که عده ای تفنگدار آمریکایی در میان آنها بودند به گروگان گرفته شده اند.

دانشجویان اعلام کردند که هر چند تصرف ساختمان با مقاومت سه ساعته و همراه با پرتاب گاز اشک آور از جانب تفنگداران آمریکایی بود، هیچ گونه آسیبی به طرفین وارد نیامد. از ساعت ۱۶ آزاد کردن گروهی از ایرانیانی که به عنوان ارباب رجوع یا کارمند در داخل سفارت بودند آغاز شد و آمریکائیان را با چشم بسته به محلی دیگر منتقل کردند.[۳]

امام خمینی با صحه گذاشتن بر عملکرد دانشجویان فرمود: آن مرکزی هم که جوان های ما رفتند گرفتند-آن طور که اطلاع داده اند-مرکز جاسوسی و مرکز توطئه بوده است. آمریکا توقع دارد که شاه را ببرد به آنجا مشغول توطئه، پایگاهی هم اینجا برای توطئه درست کنند و جوان ها ما بنشینند و تماشا کنند.[۴]

راه حل های دوگانه

دولت کارتر که نمی خواست اصل اساسی حیثیت و شرف ملی و منافع حیاتی خود در منطقه را خدشه دار کند در مقابله بااین بحران تنها دو راه حل کلی را فراروی خود ترسیم نموده بود. اول؛ تهاجم نظامی به ایران و آزادسازی گروگان ها بود که زبیگنیو برژینسکی دستیار امنیت ملی کارتر و از جمله مؤثرترین مهره های دولت وی که به اصطلاح سیاسی از جمله عقاب ها محسوب می شد و در سیاست خارجی طرفدار اعمال زور و شدت عمل بود، مصرانه خواستار اجرایی نمودن این نظریه می بود و باور داشت تنها راهی که می تواند منافع ایالات متحده در منطقه را حفظ نماید حمله نظامی است.

دوم؛ تلاش های مسالمت آمیز و دیپلماتیک بود که سایروس ونس-وزیر خارجه وقت آمریکا -بدان معتقد بود. وی دیدگاه خود را درباره اقدام نظامی علیه ایران، چنین عنوان می کند:

ما تصور می کردیم که خطر جانی فوری گروگان ها را تهدید نمی کند، هر چند از شرایط اسارت آنها و غیرقابل پیش بینی بودن عملیات اشغال کنندگان سفارت و همچنین تظاهراتی که هر روز در اطراف سفارت صورت می گرفت، نگران بودیم. مجموعه این عوامل و واکنش های احتمالی یک اقدام نظامی از طرف آمریکا در منطقه، موجب شد که ما در مراحل اولیه بحران، سیاست احتیاط آمیزی در پیش بگیریم و به جای توسل به قوه قهریه از تدابیر دیپلماتیک و اعمال فشار از طریق سازمان های بین المللی مدد بگیریم.[۵]

تلاش های دیپلماتیک در ابتدای امر نتایج مثبتی برای ایالات متحده به همراه داشت و جمهوری اسلامی ایران حاضر شد در فاصله روزهای ۲۸ تا ۳۰ آبان ماه (۱۸ تا ۲۰ نوامبر) تعداد ۱۳ تن از گروگان های سیاهپوست و زن آمریکایی را با وساطت سازمان آزادی بخش فلسطین آزاد کند. از این پس تعداد افراد زندانی طبق اعلام دیوان بین المللی دادگستری لاهه ۲۸ نفر دارای وضعیت دیپلماتیک، ۲۰ نفر کارمند اداری و فنی و ۲ نفر تبعه آمریکا که جمعا ۵۰ نفر می شدند.[۶]

آمریکائیان، اموال و دارائی های ایران در بانک های آمریکا را بلوکه کردند و از طریق اعمال نفوذ در سازمان ملل متحد یکسری تحریم های اقتصادی علیه ایران مصوب نمودند.

جیمی کارتر در ۱۴ نوامبر ۱۹۷۹ طی فرمان اجرایی ۱۲۷۰ دستور توقیف دارایی های دولت ایران در آمریکا را اعلام کرد و گفت: مطابق اختیاری که بر اساس قانون اساسی و قوانین آمریکا از جمله قانون حدود اختیارات اقتصادی و اضطراری ملی، ماده ۵۰ قانون اساسی آمریکا بخش ۱۶۰۱ و ماده ۳ قانون اساسی آمریکا بخش ۳۰۱ در مقام رئیس جمهور بر عهده من نهاده است. من، جیمی کارتر، رئیس جمهور ایالات متحده وضعیت حاکم بر ایران را تهدیدی فوق العاده و عمده برای امنیت ملی، سیاست خارجی و اقتصاد آمریکا قلمداد می کنم و بدین لحاظ برای مواجهه با آن تهدید حالت فوق العاده ملی اعلام می کنم.

بدین وسیله دستور توقیف همه اموال و دارایی ها و منافع تحت مالکیت حکومت ایران، واسطه ها، عوامل و موجودیت های تحت کنترل و بانک مرکزی آن کشور را که در حوزه صلاحیت قضایی آمریکا قرار داشته یا قرار خواهد گرفت اموالی را که در مالکیت یا کنترل اشخاص تابع صلاحیت قضایی ایالات متحده بوده یا درخواهند آمد، صادر می کنم. اجازه بکارگیری همه اختیارات متعلق به خود را که بر طبق قانون حدود اختیارات اقتصادی اضطراری بین المللی به رئیس جمهور اعطا شده است،

برای اجرای مواد این حکم به وزیر خزانه داری واگذار می کنم. این فرمان از این به بعد لازم الاجرا و به کنگره فرستاده شده و در دفتر ثبت فدرال انتشار خواهد یافت.[۷] دولت ایران در برابر تلاش آمریکا برای آزادسازی گروگان ها طرحی به قرار ذیل پیشنهاد کرد:

۱- کمیسیونی بین المللی تشکیل گردد و دولت ایالات متحده مجرم بودن شاه را بپذیرد؛

۲- تمام دارائی ها و اموال شاه در ایالات متحده به ایران بازگردانده شود؛

۳- بیانیه مشترکی از سوی ایالات متحده و ایران صادر شود و در آن طرفین متعهد شوند از دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر خودداری کنند و حقوق دیپلمات ها را رعایت نمایند؛

۴- دانشجویان ایران سفارت آمریکا را آزاد کنند و تمامی اتباع و کارمندان دولت ایالات متحده اجازه یابند خاک ایران را ترک نمایند.[۸] قبول طرح دولت ایران دیگر چیزی از حیثیت و شرف برای آمریکا باقی نمی گذاشت و تبعا دولتمردان کاخ سفید نمی توانستند طرح ایران را قبول کنند. فشار رسانه های گروهی و ملت آمریکا که سخت پی گیر سرنوشت گروگان ها بودند، کارتر را در رقابت با رقیب جمهوری خواهش-رونالد ریگان-در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو در وضعیت اسفناکی قرار داده بود؛ از این رو در کنار تلاش های دیپلماتیک، رئیس جمهور، مشاورانش درصدد حمله نظامی به جمهوری اسلامی ایران بودند.

جیمی کارتر در این مورد می گوید: . . . همزمان ماهواره ای گرفته شد تا موقعیت هواپیماهای نظامی و مناطق استراتژیکی ایران دقیقا مورد بررسی قرار گیرد. من تمایلی به خونریزی نداشتم. اما اگر کوچکترین آسیبی به گروگان ها می رسید، این عمل اجتناب ناپذیر بود.[۹] سخن جیمی کارتر این سئوال را به ذهن متبادر می سازد که منظور وی از هر نوع اقدام نظامی چیست؟ برژینسکی در کتاب «سقوط شاه، جان گروگان ها و منافع ملی» به سئوال فوق جوابی صریح و بی پرده می دهد و می نویسد: من بیشتر به یک واکنش نظامی گسترده تر، به منظور قرار دادن ایران در زیر فشار برای آزاد کردن گروگان ها، تمایل داشتم. من به خصوص مفتون فکر تصرف جزیره خارک و محاصره نظامی ایران، شاید توأم با بعضی حملات هوایی بودم.[۱۰]

شاید نامه ای که قبل از واقعه طبس فرد ناشناسی که نسبت به انقلاب و دستاوردهای آن احساسات دوستانه داشته است و به مراجع ذی صلاح از جمله شورای انقلاب نیز ارسال کرده است و تقریبا صحت بخش اعظم مطالب آن به ثبوت رسیده است به خوبی منظور کارتر از هر نوع اقدام نظامی را روشن سازد. وی در این نامه که متن آن پس از جریان طبس در روزنامه ها انتشار یافت می گوید: من چند سالی در ایران کار کرده و شاهد جنایات وحشیانه و فساد بی رویه رژیم شاه بوده ام و به علت داشتن احساسات دوستانه نسبت به ملت ایران تصمیم گرفتن که این نامه را برای شما و شورای انقلاب اسلامی بنویسم.

هدف از این نامه افشای اهداف و نقشه های بی شرمانه دولت آمریکا و اسرائیل علیه ایران است. لازم به یادآوری است که من این مطالب را از یک افسر اطلاعات ارتش اسرائیل دریافت کرده ام.

۱- شورای امنیت ملی آمریکا سرگرم طرح نقشه ای نظامی به منظور آزادی گروگان های سفارت آمریکا در تهران می باشد. بر طبق این نقشه که قسمتی از آن در خارج و بخشی از آن در ایران قرار است انجام گیرد، گروه ویژه مشترکی با همکاری سازمان جاسوسی اسرائیل به وجود آمده است. در ۲۲ نوامبر ۱۹۷۹ در جلسه مشترکی با شرکت عزر وایزمن وزیر دفاع اسرائیل، سفیر آمریکا در تل آویو وابسته نظامی آمریکا جزئیات همکاری اسرائیل در این عملیات روشن گردید. در این جلسه تصمیم گرفته شد که از افسران و طراحان برنامه حمله به فرودگاه انتبه نیز استفاده شود.

افراد این گروه ویژه، ۸۲ تن از لشکر ویژه هوا-زمین آمریکا می باشند که هم اکنون در پایگاه فورت براگ) garb troF (تحت آموزش می باشند و به زودی از طریق آلمان غربی به پایگاه «آکروتینی» در قبرس و پس از آن به اسرائیل اعزام خواهند گردید. دولت ترکیه نیز موافقت نموده که ایالات متحده از پایگاههای نظامی خود و یک پایگاه نظامی ترکیه در مرز ایران و ترکیه به منظور جمع آوری و تهیه اطلاعات استفاده نماید. دولت و فرماندهی عالی ارتش ترکیه هم اکنون سرگرم مطالعه این طرح می باشند و هنگامی که نقشه کاملا مشخص گردید گروه ویژه از اسرائیل به این کشور منتقل خواهد گردید. به علاوه مناطق اطراف سفارت آمریکا در تهران نیز با کمک دیپلمات ها و وابستگان نظامی کشورهای هم پیمان و دوست دولت آمریکا مورد مطالعه کاملا دقیق قرار گرفته است.

طبق این نقشه به رئیس بخش سازمان سیا در سفارت از قبل اطلاع داده می شود تا دیگر گروگان ها را برای عملیات آماده سازد. تماس با این فرد از طریق یک روزنامه نگار یا یک نماینده صلیب سرخ و یا توسط یک دیپلمات کشور دوست آمریکا انجام خواهد پذیرفت.[۱۱] در کنار اینها یک گروه شامل افسران سابق ارتش و ساواک ایران نیز به تهران اعزام شده اند تا مکان دقیقی برای گروگان ها پیدا نمایند زیرا در آن موقعیت تغییر مکان گروگان ها به مسافت دور خالی از خطر نیست. چند روز پس از اعزام این گروه، گروه دومی به تهران اعزام می گردند تا حمله شبانه به سفارت را برای آزادی گروگان ها رهبری نمایند. این گروه، قرار است با پشتیبانی هلی کوپترهای کاملا مسلح، خود و گروگان ها را به ترکیه برسانند.هماهنگی این عملیات را سفارت آلمان غربی در ایران به عهده خواهد داشت.

۲- طرحی نیز به منظور ساقط نمودن حکومت آیت اللّه خمینی که شامل تضعیف موقعیت ایران و بی اعتبار نمودن آیت اللّه می باشد به دستور شخص کارتر تحت بررسی است. بدین منظور به سرویس های اطلاعاتی آمریکا در خاورمیانه دستور داده شده که عملیات و حملات تروریسیتی را علیه ایران آغاز نمایند.

ویلیام میلر (W. millir) در خلال بازدیدش از خاورمیانه با سفیران کشور متبوع خود در ترکیه، عراق، عربستان سعودی و اسرائیل و همچنین رؤسای سازمان جاسوسی آمریکا در این کشورها ملاقات کرد و به آنها دستور داد که در آمادگی کامل باشند زیرا احتمال حمله نظامی آمریکا به خلیج فارس وجود دارد.

به منظور ساقط نمودن حکومت خمینی افسران سابق ارتش و ساواک ایران که به کشورهای ترکیه، اسرائیل، آمریکا و اروپای غربی گریخته و با سازمان جاسوسی نظامی آمریکا و اسرائیل همکاری نزدیکی دارند، انتخاب می شوند. برای انتخاب این افراد از مستشارات آمریکایی که در ساواک و ارتش ایران کار می کردند استفاده می شود به علاوه سعی شده است که از افراد مورد اطمینانی نیز که هم اکنون دارای مشغال فرماندهی در ارتش ایران هستند، استفاده شود. این افسران ایرانی که به غرب پناه برده و یا به علت انقلاب به ایران بازنگشته اند در عملیات ویژه ای شرکت داده شده اند. یک گروه از این افسران که در مراکز سازمان سیا آموزش دیده اند قرار است برای کشتن آیت اللّه خمینی به قم اعزام گردند.

افسران پنتاگون و سازمان سیا و همچنین مستشارات سابق آمریکا در ایران نیز تحت پوششی با پاسپورت های خارجی به تهران اعزام می گردند تا با افراد ایرانی مورد اعتماد در ارتش و ساواک ارتباط برقرار کرده و در ارتباط دائم با گروه اعزامی قم باشند. سرویس هایاطلاعات و جاسوسی اسرائیل و آمریکا نیز با سازمان غیرقانونی فرقان و شورای نجات ارتش ایران در ارتباط می باشند. این ارتباط از طریق کانالی از ترکیه و آلمانغربی به وجود آمده است. نام یکی از این مأموران ارتباط محمود مورتاهران است.

به منظور تخریب بیشتر اوضاع ایران به فعالیت های قبایل کرد و گروه های مسلمان مخالف رهبران مذهبی ایران نیز توجه شده است. اقداماتی انجام گرفته تا شورشیان کرد را کاملا مسلح نموده و جنگ بین آنها و ارتش را شدت بخشید و نبردهای مسلحانه در مرز ایران و عراق افزایش یابد. سلاح نیز از طرف مصر و اسرائیل، تأمین می گردد بدین معنی که اسرائیل سلاح های روسی به دست آورده در جنگ اعراب و اسرائیل را در اختیار اینان قرار خواهد داد ومصر نیز مهمات را. از طرف دیگر دولت ترکیه نیز موافقت نموده که عملیات سرویس های جاسوسی آمریکایی را در مرزهای ترکیه تسهیل نموده و اطلاعاتی را که از منابع خود به دست آورده اند در اختیار آمریکا قرار دهد. این همکاری کاملا مخفی نگاه داشته شده است زیرا در صورت افشا ممکن است حزب اسلامی اربکان عکس العملی ناموافق نشان دهد.

پس بر طبق این نقشه پس از این که کودتا در ایران موفق شد کلیه طرفداران خمینی نیز به قتل خواهند رسید. از آنجایی که می ترسم این نامه به شما نرسد چندین نسخه از آن برای شما ارسال نموده ام. به علت دلایل روشن و واضحی نام و شغل را در اینجا نمی نویسم ولی کاملا به شما تعلق دارم.[۱۲]

دکترین حمله نظامی برژینسکی به ایران بعد از شکست فشارهای سیاسی، دیپلماتیک و اقتصادی بسیار پررنگ تر از قبل گردیده بود و دولت آمریکا خود را آماده حمله نظامی وسیع به ایران نموده بود، اما وقوع یک حادثه پیش بینی نشده تمامی محاسبات آنان را به هم ریخت و آن عبارت بود از اشغال نظامی افغانستان از سوی شوروی. برژینسکی در مورد تأثیر این واقعه بر روش برخورد آمریکا با ایران می گوید:

تجاوز شوروی به افغانستان، ما را وادار می ساخت که در اقدامات بعدی خود به ایران مصالح کلی و هدف مهار کردن توسعه طلبی شوروی را در منطقه در نظر داشته باشیم. به عبارت روشن تر تجاوز شوروی به افغانستان بر اهمیت تجهیز مقاومت کشورهای اسلامی در برابر شوروی افزود و ما را از دست زدن به اقداماتی که موجب تجزیه و پراکندگی در جهان اسلام می شد برحذر داشت. در نتیجه، اقدامات ما در سه ماه بعد، بیشتر روی افزایش تدریجی فشار اقتصادی بر ایران و تلاش برای مذاکرات مستقیم و غیرمستقیم به منظور رهایی گروگان ها متمرکز شد.[۱۳]

به سبب وضعیت پیش آمده، طرح حمله نظامی وسیع به ایران از دستور کار برژینسکی و همفکرانش خارج شد و آنها سخت مجذوب طرح مأموریت نجات گروگان ها به وسیله نیروهای نظامی شدند.

طرح نجات گروگان ها به واسطه کماندوها، از همان آغازین روزگهای گروگان گیری در دستور کار دولتمردان کاخ سفید قرار گرفته بود. از این روی نیروهای دلتا ماه ها در حال تمرین بودند و در تمرینات خود بارها و بارها عملیات نجات را با موفقیت به پایان رسانده بودند و تنها مترصد پیامی ازسوی کاخ سفید بودند تا عملیات نجات را در تهران به مرحله اجرا دربیاورند.

به گفته چارلی بکویث در کتاب حادثه طبس گروه ویژه ای که برای حمله به ایران و آزادی گروگان ها تشکیل شد، به نام «دلتافورس» می باشد و نام عمملیات را «ایگل کلا» یعنی پنجه عقاب گذاشتند. این گروه طبق اذعان مؤلف کتاب ۱۳۲ نفر بودند؛ ۲ ژنرال، ۱۲ نفر راننده، ۱۲ نفر مأمور گشت و ۱۰۶ نفر جهت یورش و مأموریت های دیگر و بنا بود که بعد از انجام عملیات به مقرهای خود مانند مصر و غیره مراجعت نمایند.[۱۴]

برای اجرائی نمودن عملیات نجات ابتدا باید فرودگاهی متروکه و دورافتاده را می یافتند تا هواپیماها و هلی کوپترهای آمریکایی در آن فرود آیند و پس از آنکه هلی کوپترها سوختگیری کردند کماندوهای آمریکایی را به مخفی گاه کوهستانی در اطراف تهران منتقل می نمودند تا شب بعد کامیون هایی که به وسیله عمال ایرانی[۱۵] آنها در تهران تدارک دیده شده بود آنها را به شهر بیاورد. برای هلی کوپترهای سی استالیون راه جداگانه و پنهان دیگری در نظر گرفته شده بود.

بعد از این که هلی کوپترها گروه دلتا را پیاده می کردند، خود آنها به طرف تپه های پست و بلندی که ده تا پانزده مایل به طرف شمال شرق-محل استقرار دلتا-وجود داشت حرکت می کردند، آنها در این محل زیرپوشش تورهای استتار-تا زمانی که توسط افراد گروه دلتا به استادیوم فوتبال احضار می شدند-مخفی می ماندند. برای این منظور دستگاه بی سیم که مجهز به تجهیزات ارتباط با ماهواره طرح و ساخته شده بود برای ارتباط هلی کوپترها به دسته حمله کننده به سفارت که در بیابان (کویر) مستقر بودند، در نظر گرفته شده بود.[۱۶] در همین راستا پیش از آغاز عملیات، آمریکا دست به یک سری پروازهای شناسایی از منطقه زد. کارتر در مورد یکی از این پروازها می گوید:

روز دوم آوریل، گزارشی به من رسید مبنی بر این که هواپیمای کوچک ما در ارتفاعی کم پرواز کرده و در کویر به زمین نشسته است و محوطه ای را که قرار بود عملیات احتمالی نجات گروگان ها انجام گیرد، مورد بررسی قرار داده است و جالب این که در این عملیات، احدی آنها را ندیده و شناسایی نشده اند. این هواپیما پس از انجام مأموریت به سلامت بازگشت. خلبان هواپیما گزارش کرد که محل مورد نظر جایی است مطلوب. . . ما تصمیم گرفتیم برنامه مأموریت نجات گروگان را تکمیل کنیم و گروه اعزامی خود را آماده سازیم.[۱۷]

چارلی بکویث هم می گوید: در سی ویکم مارس هواپیمای استول با دو نفر از خلبانانش با یک سلسله اطلاعات مفید از صحرای یک برگشت. جیم فقط یک پا داشت، هر دو خلبان با یک سرگرد نیروی هوایی همراهی می شدند. آنها در این منطقه زمین را کنده نمونه هایی از خاک و سنگ آنجا را به اضافه چند عکس از آن محل با خود آورده بودند. برای به وجود آوردن تسهیلات بیشتر در آن منطقه، آنها کارهای دیگری نیز انجام داده بودند که عبارت بود از حمل چراغ های ویژه ای که توسط خلبانان در آن منطقه نصب کرده بودند. این چراغ ها به اندازه ای کوچک بودند که اگر خلبانان نیروی هوایی در مدار مستقیم به آن نگاه نمی کردند، هرگز دیده نمی شد.[۱۸]

طبق شناسایی های انجام گرفته، فرودگاهی نظامی و طبیعی و دورافتاده واقع در نزدیکی شهر طبس حدود دویست مایلی جنوب شرقی تهران برای فرود گروه مهاجم در نظر گرفته شد. طبق عکس های هوایی که از این مکان تهیه شده بود، این مکان برای فرود آمدن هواپیماهای حمل ونقل در شب مناسب ترین محل بود.

با تمام این تفاصیل همچنان «سایروس ونس» وزیر امور خارجه و کل وزارت تحت امر وی با این نقشه مخالف بودند و عقیده داشتند که با شکست روبه رو خواهد شد و بر اثر آن عده زیادی زندگی خود را از دست داده و سرانجام نیز آلت دست حکومت ایران خواهد شد. ونس در ابراز این عقیده، بر ارزیابی های کارشناسان سرشناس امور ایران در دانشگاه های آمریکا تکیه داشت. ونس در ابراز این عقیده، بر ارزیابی های کارشناسان سرشناس امور ایران در دانشگاه های آمریکا تکیه داشت؛ اما برژینسکی معتقد بود که زمان آن فرا رسیده تا «سر دمل باز گردد» و مسئله حیثیت آمریکا مطرح است.

رئیس جمهور آمریکا از آنجا که احساس می کرد حمله نظامی، وی را با مشکلات عدیده ای مواجه می سازد و طبعا جان آمریکائیان مقیم ایران را در خطر قرار می دهد در روز ۱۸ فروردین سال ۱۳۵۹، رابطه سیاسی دو کشور را قطع کرد و از تمامی آمریکائیان مقیم ایران و نیز دیپلمات های ایرانی مقیم آمریکا خواست این کشور را ترک کنند. جیمی کارتر رئیس جمهور ایالات متحده طی پیامی خطاب به کنگره آمریکا اعلام می دارد:

پیرو بخش ۲۰۴ (ب) قانون حدود اختیارات اقتصادی اضطراری بین المللی ۵۰ یو. اس. سی. ۱۷۰۳، بدین وسیله به کنگره گزارش می دهم که امروز حالت فوق العاده ملی دیگری اعلام کرده ام و از اختیار اعطا شده بر اساس این قانون برای اعمال محدودیت های بیشتر بر معاملات با ایران استفاده می کنم. رونوشتی از فرمان اجرایی را که امروز برای اعلام این مطلب و به کارگیری این اختیارات بر طبق ماده ۵۰ یو. اس. سی صادر نموده ام به پیوست تقدیم می نمایم.

۱- اوضاع ایجاب کننده اعمال این اختیارات تداوم وقایع ایران و از جمله اعمال و قصور حکومت ایران در تخطی از تکالیفش بر طبق حقوق بین الملل می باشد که مرا واداشت تا در مورخه ۱۴ نوامبر ۱۹۷۹ حالت فوق العاده ملی اعلام کرده و مفاد مندرج در فرمان اجرایی شماره ۱۲۱۷۰ مورخه ۱۴ نوامبر ۱۹۷۹ و فرمان اجرایی شماره ۱۲۲۰۵ مورخه ۷ آوریل ۱۹۸۰ را به مورد اجرا گذاردم و تهدید فوق العاده بی سابقه زیاد پدید آمده برای امنیت ملی، سیاست خارجی و اقتصاد آمریکا در اثر وقایع پس از ۱۴ نوامبر ۱۹۷۹ در ایران و کشورهای همسایه، از جمله تهاجم شوروی به افغانستان می باشد.

۲- رویدادهای ایران و کشورهای همسایه آن، منافع استراتژیک و حیاتی آمریکا را تهدید می کند. اشغال سفارت ایالات متحده در تهران و دستگیری و نگهداری شهروندان آمریکایی در آنجا و تصرف افغانستان از جانب شوروی تخلفات فاحش از نظم و قانون بین المللی است که امنیت همه کشورها و صلح بین المللی مبتنی بر آن می باشد. چنین اعمالی در منطقه ای که برای آمریکا و اکثر کشورهای جهان اهمیتی بسیار حیاتی دارد، تهدیدی عمده و ناگوار برای امنیت ملی، سیاست خارجی و اقتصاد آمریکا به شمار می رود.

۳- به دلایل مذکور، ممنوعیت موارد ذیل را ضروری می دانستم:

الف) واردات مستقیم یا غیرمستقیم کالاها یا خدمات ایرانی از ایران به آمریکا به جز مواد وارد شده برای انتشار مطبوعات یا رسانه های رادیو-تلویزیونی؛ که از هنگام صدور این فرمان لازم الاجرا است.

ب) هرگونه معامله با اشخاص حقیقی یا حقوقی خارجی توسط شهروندان یا ساکنان دائمی آمریکا که به سفر آن شخص به ایران پس از امروز مربوط باشد؛ بی درنگ (از هم اکنون) لازم الاجرا است. (همزمان به وزیر امور خارجه اختیار مبادرت به کنترل گذرنامه و خروج شهروندان و ساکنان دائمی آمریکا به منظور محدود ساختن سفر به ایران را اعطا می کنم.)

ج) پرداخت مخارج معامله در داخل ایران توسط یا از طرف هر یک از شهروندان یا ساکنان دائمی که در داخل ایران به سر می برند، هفت روز پس از زمان صدور لازم الاجراست. ممنوعیت های مندرج در بندهای ب و ج شامل اشخاصی که شهروند ایران نیز هستند و روزنامه نگاران یا سایر اشخاصی که به طور منظم در مؤسسات گردآوری و انتقال اخبار اشتغال دارند و آنها که به قصد جمع آوری یا مخابره اخبار، تهیه گزارش یا فیلم های مستند یا فعالیت های مشابه به ایران سفر کرده یا در داخل آن به سر می برند، نخواهد شد.

۴- همچنین فرمان اجرایی شماره ۱۲۲۰۵ را اصلاح کرده ام تا شامل ممنوعیت پرداخت ها، واگذاری اعتبارات یا انتقال سایر سرمایه ها، اموال و دارایی های موجود در اینجا به هر فردی در ایران گردد، جز در مواردی که به صورت حواله یا ارسال وجه برای خانواده باشد؛ که از هم اکنون لازم الاجرا است. این ممنوعیت نیز فعالیت های جمع آوری اخبار را دربر نمی گیرد.

۵- در ضمن به وزیر خزانه داری دستور داده ام که از ۱۴ روز پس از این این تاریخ مجوزهای موجود برای معاملات اشخاص مشمول قوانین قضایی آمریکا را با هواپیمایی ایران، شرکت ملی نفت ایران و شرکت ملی گاز ایران، که قبلا مطابق با مقررات فرمان شماره ۱۲۱۷۰ یا فرمان اجرایی شماره ۱۲۲۰۵ صادر شده اند، لغو نماید. این امر تعطیل کردن دفاتر آن شرکت ها در آمریکا را نیز در پی خواهد گرفت.

۶- به علاوه دستور داده ام که همه قطعات یدکی و سازوبرگ های نظامی تحویل داده نشده که ایران از طریق وزارت دفاع و بر طبق قانون کنترل صادرات تسلیحات خریداری کرده است، در حال حاضر بین نیروهای نظامی خود ما تقسیم شده یا به خریداران دیگر واگذار گردد. تحویل این اقلام دفاعی در نوامبر ۱۹۷۹ به حالت تعلیق درآمد و اکنون در انبال یا در خط تولید هستند.

۷- این اقلام با احترام به ایران و اتباع آن و به دلایلی که در این گزارش شرح داده شد، اتخاذ گردید.[۱۹]

امام خمینی (ره) پس از انتشار این خبر فرمودند:

اگر تنها کاری که کارتر به نفع محرومان کرده باشد، همین قطع رابطه است. ملت شریف ایران، خبر قطع رابطه بین آمریکا و ایران را دریافت کردم، رابطه بین یک ملت به پاخاسته برای رهایی خود از چنگال چپاولگران بین المللی با یک چپاولگر عالم خوار، همیشه به ضرر ملت مظلوم و به نفع چپاولگر است. ما این قطع را به فال نیک می گیریم، چون این قطع رابطه دلیلی بر قطع امید دولت آمریکا از ایران است. ملت رزمنده ایران، اگر این طلیعه پیروزی نهایی که ابرقدرت سفاکی را به قطع رابطه، یعنی خاتمه دادن به چپاولگری ها وادار کرده جشن بگیرد، حق دارد.[۲۰]

آمریکایی ها که تصمیم داشتند به واسطه نیروهای دلتا طی یک عملیات کاملا سری گروگان ها را آزاد سازند در تب وتاب وضعیت سایر آمریکای های مقیم در ایران بودند در این باره برژینسکی می گوید: در جریان روزهای قبل از آغاز عملیات، ما سعی کردیم با اقداماتی در جهت آغاز مذاکرات تازه با ایرانی ها آنها را اغفال کنیم، ولی از طرق مختلف به آمریکایی های مقیم ایران توصیه کردیم که هر چه زودتر ایران را ترک کنند.[۲۱]

در کشاکش بین سایروس ونس و زبیگنیو برژینسکی سرانجام این آمریکایی این آمریکایی لهستانی تبار بود که ایده خود را اجرائی کرد و تصمیم گیرندگان کاخ سفید را ملزم به اجرای عملیات نجات نمود. اجلاس تصمیم گیری زمانی برگزار شد که ونس وزیر خارجه برای تعطیلات به فلوریدا رفته بود. جانشین او در این جلسه، وارن کریستوفر، نیز پیش از حضور در جلسه در جریان اخبار مأموریت قرار نگرفته بود و از آن هیچ گونه اطلاعی نداشت؛ به ونس نیز تا زمانی که از تعطیلات به واشنگتن بازگشت هیچ اطلاعی داده نشد. در بازگشت نیز ونس همچنان درباره این طرح ابراز شک و تردید نمود و با کارتر مخالفت کرد و قول داد که اگر کوششی برای نجات صورت پذیرد، او استعفا خواهد داد. کارتر در کتاب خاطراتش پیرامون روز ۱۱ آوریل و تصمیم گیری برای عملیات نجات در غیاب سایروس ونس چنین اشاره می دارد:

روز ۱۱ آوریل من و مشاورین طراز اولم برنامه نجات گروگان ها را مجددا مرور کردیم. در اطاق کابینه، ماندل، براون، برژینسکی، کریستوفر و رئیس سازمان اطلاعاتی سیا- استانز فیلدترنر-ژنرال دیوید جونز، هامیلتون جوردن و جودی پاول در کنار من نشسته بودند. ونس به یک مرخصی که شدیدا نیاز داشت، رفته بود.[۲۲]

چهار روز قبل از انجام عملیات، یعنی در تاریخ یکشنبه ۲۰ آوریل ۱۹۸۰ (۳۱ فروردین ۱۳۵۹ یکی از نشریات آمریکایی به نام هوستون کرونیل در سرمقاله خود به قلم «میلز کوپلند» از اعضای سازمان سیا، به این موضوع اشاره کرده بود که امکان یک حمله برق آسا جهت آزادی گروگان ها وجود دارد. در بخش هایی از آن سرمقاله چنین آمده بود:

اکثر اعضای سیا معتقدند که این برنامه کاملا و به خوبی قابل اجرا است. تجربه های ما نشان می دهد که تظاهراتی نظیر تظاهرات جلو سفارت آمریکا در تهران که شعارهای ضدآمریکایی می دهند، می تواند جهت نجات گروگان ها قابل استفاده باشد. این کار به وسیله شوراندن مردم علیه گردانندگان و یا استفاده از تظاهرات برای پوشش جهت حمله و ورود و همچنین حفاظت از سفارت صورت گیرد. حمله به سفارت که یک قسمت از تمام عملیات نظامی است، باید همگی در مدت ۲۴ ساعت انجام شود که به این شرح است:

الف: بازدید مقدماتی از وضع دشمن در حال حاضر ما نقشه کامل سفارت، نه تنها اتاق ها را بلکه حتی تمام سیم های برق، جعبه های فیوز و کلیدهای برق، لوله کشی های حرارتی و حتی تغییراتی که بعد از اشغال سفارت داده شده است و اطلاعات مربوط به ملیت و طرز فکر و انگیزه هر یک از دانشجویان خط امام (به عنوان مثال، کدامیک مسلمان واقعی و کدامیک از مذهب برای پوش چپی بودن استفاده می کنند و کدامیک ملی و کدامیک ملیت های دیگری دارند یا کدامیک متعصب مذهبی و کدامیک انقلابی حرفه ای هستند) را به دست آورده ایم.

ب: استخدام عوامل در بین دانشجویان آن دسته از دانشجویان که آرام و وطن پرست هستند، قابل استفاده اند ولی متعصبین و انقلابیون قابل استفاده نیستند. وظیفه آنها این است که گردانندگان اصلی را در بیرون، در جریان کارهای روز قرار دهند.

ج: پوشش مهاجمین همگی باید یونیفورم های ایرانی داشته باشند و آنها را معتقد کنند که برای عراق کار می کنند و اگر این مسئله فاش شد، بگویند که برای دولت ایران کار می کنیم. افراد تیم هایی که عملا وارد عملیات می شوند، کاملا شبیه آن ایرانی هایی هستند که تظاهرات می کنند. تیم حمایت نظامی در هیأت و ظاهر سربازان ایرانی، مردم را قتل عام می کنند. (احتمال دارد که آنها عملا سرباز ایرانی باشند) سه آمریکایی و آقای ویستار و دو تکنسین متخصص وارد سفارت می شوند (به عنوان دوربین چی تلویزیون)

د: پرسنل برای انجام حمله اصلی، از قشقایی ها استفاده می شود. به دلایل داخلی و خارجی، افراد تیم نجات همگی باید حتما خصوصیت مزدوری و مادی بودن داشته باشند و همچنین از قشقایی ها، کردها و فارس ها باشند. به هر صورت همگی باید مزدور حقیقی و به مسائل

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *