توضیحات
فایل پاورپوینت کامل پژاک گناه شهیدان؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل پژاک گناه شهیدان، محتوای خود را در قالب 47 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل پژاک گناه شهیدان با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پژاک گناه شهیدان آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل پژاک گناه شهیدان بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل پژاک گناه شهیدان ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل پژاک گناه شهیدان، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پژاک گناه شهیدان :
دخترک بی توجه به حضور مهمانان، در دنیای کودکانه خود با قاب عکس بابایش بازی می کرد، گوش هایم پر شده بود از اکوی صدای کودکانه اش که بر عکس می کوبد و بابا را صدا می زند. از سنندج، ۱۴۵ کیلومتر جاده پیچ در پیچ سنندج تا مریوان را باید برای دیدنشان بپیمایم، جاده ای که بخاطر تردد تانکرهای نفتکش عراقی و ایرانی، عبور و مرور در آن به کندی صورت می گیرد و هر روز شاهد واژگونی و یا تصادف نفتکش های عراقی در این مسیر ترانزیتی هستیم، مسیری که جاده آن دو طرفه اصلی با کارکرد نامتناسب آن است.
با گذشت ۲.۵ ساعت و حوالی عصر ماشین در خیابان نزدیک منتهی به کوچه و کلبه عاشقیشان توقف می کند.
بقیه راه را از کوچه پس کوچه های شهر مریوان باید پیاده بالا برویم، «سیوان» برادر «شادمان» در پشت در و در داخل حیاط منزل برادر شهیدش انتظارمان را می کشد، غمگین با چشمان گودرفته اما مهربان و مهمان نواز.
غم برادر پشتش را شکسته اما به رسم دیرین مهمان نوازی مردمان این دیار با مهربانی پذیرای حضورمان می شود حیاط چند متری و راه پله باریک را که رد می کنیم چشمانم در چشمان ماتم زده و متورم از گریه های مادر و همسر شهید «مرادی» تلاقی پیدا می کند. دختر ۱۱ ماهه این شهید بی توجه به حضور ما، در دنیای کودکانه خود با قاب عکس بابا بازی می کند گوش هایم پر می شود از اکوی صدای کودکانه اش که بر عکس می کوبد و بابا را صدا می زند! بابایش ۳۰ تیرماه امسال به دست عوامل گروهک پژاک در پایگاه «دری» مریوان همزمان با ۱۰ همسنگرش به شهادت رسید و گل وجودش پرپر شده است و این برای دردانه بابا که تنها ۱۱ ماه از شکفتن گل وجودش می گذرد قابل درک نیست.
«آیسا» که عکس بابایش را نوازش می داد مادر بزرگش هم برای بی تابی های نوه اش بی تاب می شود، خوب نمی دانم برای غربت غریبانه شادمانش که در خواب گلویش را شکافته اند زجه می زند یا بی تابی های نوه ۱۱ماهه اش قلبش را اینگونه ریش ریش کرده است، اشک لگام گسیخته ای که از همان لحظات ورودمان در کاسه چشمان مادر شادمان جمع شده بود با دیدن این صحنه زبانه می کشد و بر پهنه صورت مادرانه اش سرازیر می شود. حال «آرزو» همسر شادمان نیز چندان تعریفی ندارد، اندام نحیف و استخوانی اش انگار دیگر تاب تحمل این بار سنگین را ندارد باورکردن این واقعیت تلخ که باید از این پس بدون تکیه گاه زندگیش روزگار بگذراند او را همچون کشتی گرفتار در امواج به هر سوی پرتاپ می کند!
آرزو از روزهای خوبی که با شادمان در این سال ها داشته است، می گوید چهار سال زندگی با شادمان در زیر یک سقف برای این مادر جوان که ۲۰ بهار از زندگیش می گذرد پر از خاطراتی است که یادآوری آن اشک را مهمان چشمان میزبانمان می کند و می گوید: شادمان بزرگترین شادی زندگیم بود!
۱۲ بهمن ماه امسال چهارمین سالگرد عروسیشان را باید به بزم و شادی بنشینیم و آواخر همین ماه تولد یک سالگی آیسا اما سرنوشت روی تلخی به من و دخترم نشان داده که واقعا تحمل آن سخت و طاقت فرسا خواهد بود. رفتار سرشار از مهر و محبت همسرم در خانه موجب شده بود که از همان لحظه که عزم بازگشت به پایگاه را می کرد دلتنگش شوم و برای بازگشتش به خانه ثانیه شماری کنم.
وقتی در خانه نبود تا قبل از تولد آیسا مجبور بودم خودم را با رفتن به خانه پدرم یا مادرشوهرم سرگرم کنم خدا که این دختر را به ما هدیه کرد، شرایط کمی بهتر شده بود چند روزی که شادمان در خانه نبود به امورات خانه رسیدگی می کردم و خودم را با آیسا سرگرم. همین که به خانه بر می گشت شادی مهمان جمع سه نفره ما می شد ساعت ها با آیسا بازی می کرد و لحظاتی شیرین را در دنیای کودکانه اش می ساخت. همسرم در راه دفاع از اسلام شهید شده و این موضوع برای من واقعا افتخار دارد آرزویی که شادمان همواره از آن حرف می زد و می گفت «اگر اتفاقی برایم افتاد بدان که تقدیر الهی بوده و صبور باش» آرزو از آخرین حرف هایش با شادمان می گوید، اینکه تا قبل از ساعت ۱۲ با شادمان پیام های رد و بدل کرده بودند و همسرش نقشه یک سفر را در روز دوشنبه (دو روز بعد از تاریخ شهادت) کشیده بود اما بدون آنها رهسپار سفری بی بازگشت شد.
اینکه گفته بود می خواهم صدای آیسا را بشنوم ولی دردانه بابا در خواب ناز بود و مادر دلش نیامد که بیدارش کند.
از بی تابی آیسا در روز بازگشت پدر به پایگاه روستای «دری» هم برایمان گفت اینکه انگار می دانست که این آخرین باری است که از بغل امن بابا بهره می گیرد و خیال جداشدن از پدر را نداشت ولی شادمان باید می رفت، اما قبل از اینکه از چارچوب در خانه خارج شود آخرین بوسه را نثار دردانه اش کرد و او را با بهترین آرزوها به امید آرزو رها کرد و رفت. هفت سال پیش پدر شادمان به رحمت خدا رفته و دو پسر و یک دختر به یادگار مانده از این پدر بزرگترین پشتیبان مادر در این سال های سخت بوده اند.
شادمان که به قول مادرش سزاوار نام شادمان بود و بهترین راه را برای زندگی و حتی آسمانی شدن انتخاب کرد.
به گفته مادرش، مردم داری و ایمان قوی مهم ترین و بارزترین ویژگی شادمان بود تا جاییکه اکثر دوستان و فامیل او را به نیکی یاد می کنند و همین مسئله تسلای خوبی برای این روزهای سخت مادرش شده است.
مادر این شهید می گوید: گناه شادمان من از دیدگاه ضدانقلاب دفاع از ارزش های اسلام و قرآن بود و همین اسلام حقش را از کسانی خواهد گرفت که بی گناه خون پاکش را به زمین ریختند!
آنانی که به نام دفاع از کرد اسلحه علیه کرد می گیرند نه تنها مدافع کرد نیستند بلکه دشمنان واقعی مردم کردستان هستند که از اوایل انقلاب تا به امروز زهر تلخشان را با کشتن فرزندان این سرزمین به ما می چشانند.
اگر امروز شادمان من در زیر خاک آرمیده و دختر ۱۱ ماهه اش از نگاه مهربان و دست پرمحبت پدر محروم مانده است به خاطر مدعیان دروغین حقوق بشر و مدافع کرد است و خدا قطعا این ظلم را بی پاسخ نخواهد گذاشت.
روناک خانم شهادت در راه خدا را افتخار بزرگی برای پسرش می داند و می گوید، این انتظار را از مسؤولان دارم که شهیدم را فراموش نکنند و پاسخ سختی به بانی ظلمی که به خانواده های شهدای روستای دری شد، بدهند!
از اینکه شادمان در راه نظام مقدس جمهوری اسلامی به شهادت رسیده برای من که با سختی بزرگش کرده ام و الان هم باید رنج یتمی دختر ۱۱ ماهه اش را تحمل کنم افتخار بزرگ و مایه سربلندی است.
می پرسم اگر به گذشته برگردید آیا حاضرید که شادمان بازهم این مسیر را انتخاب کند؟
مادر شادمان بعد از سکوت چند دقیقه ای می گوید لحظات تلخی که در این مدت بر ما گذشت شاید آنقدر سخت بوده که کمتر کسی حاضر به تکرار چنین مسیری است اما راهی که شادمان انتخاب کرده آنقدر بزرگ است که مادر شادمان هم باید تحمل کند. کما اینکه پسر دیگرم هم در حال حاضر در همین مسیر است و در نقطه ای دیگر در راستای حفظ امنیت خدمت می کند، «سوران» من تکرار مسیری است که امروز می پرسید حاضر هستم اگر گذشته تکرار شود با رفتنش در این مسیر موافقت کنم. نیازی به تکرار تاریخ نیست و من با وجود تمام رنج هایی که با شهادت شادمان کشیدم و سختی هایی که پیش رو دارم به این فکر نمی کنم که به «سوران» اجازه ندهم در این مسیر باشد.
برای دفاع از اسلام و انقلاب شادمان ها و سور
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.