تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل پیام عطش؛ گزارشی از سفر استاد مصباح یزدی به برخی از کشورهای آمریکای لاتین – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل پیام عطش؛ گزارشی از سفر استاد مصباح یزدی به برخی از کشورهای آمریکای لاتین شامل 104 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل پیام عطش؛ گزارشی از سفر استاد مصباح یزدی به برخی از کشورهای آمریکای لاتین:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل پیام عطش؛ گزارشی از سفر استاد مصباح یزدی به برخی از کشورهای آمریکای لاتین به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پیام عطش؛ گزارشی از سفر استاد مصباح یزدی به برخی از کشورهای آمریکای لاتین به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پیام عطش؛ گزارشی از سفر استاد مصباح یزدی به برخی از کشورهای آمریکای لاتین با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل پیام عطش؛ گزارشی از سفر استاد مصباح یزدی به برخی از کشورهای آمریکای لاتین با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل پیام عطش؛ گزارشی از سفر استاد مصباح یزدی به برخی از کشورهای آمریکای لاتین با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل پیام عطش؛ گزارشی از سفر استاد مصباح یزدی به برخی از کشورهای آمریکای لاتین را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پیام عطش؛ گزارشی از سفر استاد مصباح یزدی به برخی از کشورهای آمریکای لاتین :

حجه الاسلام ربّانی: چهارده سال پیش، وقتی عازم منطقه آمریکای جنوبی بودم، هیچ به ذهنم خطور نمی کرد که چنین مدتی طولانی در کشور غیراسلامی بمانم؛ کشوری که به تعبیر مردمش «پایان دنیا» (findel munoo) است. مسافرت هوایی به آرژانتین با مقدماتش، قریب ۳۶ ساعت طول می کشد. فقط از اروپا تا آن جا ۱۲ ساعت در هواپیما وقت صرف می شود. در نظر ما که در کشوری مثل ایران بزرگ شده ایم، آمریکای جنوبی منطقه ای بسیار عقب افتاده ترسیم شده است و بیش ترین چیزی که در آن جا رواج دارد، حشیش و هروئین است و مردمش توجه زیادی به فوتبال دارند. اما این مطلب را نباید فراموش کنیم که انسان های بافرهنگی و ملّتی با صفا و خلوصی دارند، هر چند تحت تأثیر تبلیغات آمریکای شمالی و استعمار او هستند.

در مدت چند سالی که در آن جا اقامت گزیده ام، با توفیقات الهی و مدد حضرت ولی عصر علیه السلام، برخی از کارهای فرهنگی انجام شده است: به کمک طلاب اسپانیولی زبان، که از اروپا و آمریکای جنوبی در ایران درس خوانده و به آن جا بازگشته اند، مراکزی در کلمبیا، شیلی، آرژانتین و برخی جاهای دیگر تأسیس گردیده است. قریب صد جزوه و کتاب در زمینه مکتب اهل بیت علیهم السلام به زبان اسپانیولی منتشر شده است. مراکزی برای جمهوری اسلامی خریداری شده که در واقع، پایگاه اسلام و جمهوری اسلامی در آن جاست، از جمله: مسجد «التوحید» (Mezquita_At_Tauhid)، مدرسه «فاطمه الزهراء»، و ایستگاه رادیویی «ایمان». چهار مجله در این منطقه به همت دوستان به چاپ می رسد که بعضی از آن ها فصل نامه و بعضی دیگر سالنامه اند: مجله کوثر که برای بانوان منتشر می شود، مجله الثقلین که این دو فعّال تر از بقیه اند، مجله پیام اسلام که یک مجله علمی، فرهنگی است و مجله راه خوشبختی برای کودکان.

در راستای این فعالیت ها، به نظر می رسید دعوت از یکی از چهره های متفّکر و آشنا با دردهای جامعه اسلامی برای نفوذ بیش تر فعالیت های فرهنگی در آن جا بسیار موثر است. به این دلیل، از حضرت آیه الله مصباح دعوت کردیم به آن جا تشریف بیاورند. البته برای ثمردهی بیش تر سفر ایشان، پیش از عزیمت معظّم له، در آن جا شرح مختصری از زندگی نامه ایشان را به صورت یک جزوه چاپ کردیم و در اختیار مراکز فرهنگی، دانشگاه ها، سفارت خانه ها و رادیو و تلویزیون قرار دادیم. در روزنامه های محلی هم تا آن جا که ممکن بود، سعی کردیم خبر ورود ایشان را درج کنیم؛ مثلاً، در روزنامه مؤذّن، که از سوی مسجد «التوحید» به چاپ می رسد، سفر ایشان را به اطلاع مردم رساندیم.

در روز ۲۸ مرداد ۱۳۷۶، ساعت ۳۰/ ۴ صبح با هواپیمای جمهوری اسلامی از تهران عازم مادرید شدیم. در ساعت ۳۰ /۱۰، در آن جا مورد استقبال مسؤولان جمهوری اسلامی ایران قرار گرفتیم. حضرت استاد مصباح در اسپانیا ۱۲ دیدار و سخنرانی داشتند. اولین دیدار ایشان در محل رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران بود که شخصیت های دینی و سیاسی در آن حضور یافتند. دومین دیدار ایشان از اشبیلیّه یا سویای (seviia) امروز بود؛ «القصر» و مسجدی از مسلمانان به یادگار مانده که به یکی از آثار باستانی و کلیسا تبدیل شده است. اخیرا، یک مرکز اسلامی به همت عده ای از دوستداران اهل بیت علیهم السلام دایر شده است. در «قصر الحمراء»، شعارهای اسلامی «لا غالب الا اللّه، النّعمه لله، الحمدالله، بسم الله الرحمّن الرّحیم» نقش بسته بر بناهای تاریخی، که از دوران پیروزی مسلمانان بر این منطقه حکایت می کرد، از یک سو، در دل مسلمانان بازدیدکننده احساس غرور ایجاد می کرد و از سوی دیگر، نگرانی از زوال اسلام از این خطّه. حضرت استاد از آن جا دیدن کردند و برای دوست داران در مرکز اسلامی گرانادا در شهر قرناطه نیز سخنانی ایراد کردند.

دیدار بعدی معظّم له از شهر کردبا (Cordoba) بود. در آن جا در بنیاد فرهنگی عظیم آقای روژه گارودی حضور یافتند. آقای روژه گارودی کار زیبایی انجام داده ود و مرکزی فرهنگی در نزدیکی مسجد کربا که معروف به مسجد ستون هاست ایجاد کرده بود. پس از بازدید از آن مرکز، استاد در منزل روژه گارودی به دعوت خانم ایشان حضور یافتند و ناهار را در آن جا صرف کردند. آن مرکز توسط همین خانم اداره می شود. گذشته از آن مرکز که در جای جایش آثار اسلامی و عرفانی مانند ابن عربی و ابن رشد و حتّی مجسمه های آن ها دیده می شود، در خانه او هم آثار اسلامی جمع آوری شده زیاد به چشم می خورد، نمونه هایی از اوراقی که آیات قرآن بر آن ها نقش بسته بود و حتی حوض آبی که در وسط حیاط خود به سبک معماری اسلامی ساخته بود. این برای ما درسی بود که می دیدیم یک نفر فرانسوی دبیر کل ساق حزب کمونیست فرانه در اثر تبلیغات اسلامی، مسلمان شده است، و تا این حد نسبت به اسلام علاقه نشان می دهد. او با آن که رادیو و تلویزیون و امکانات مادی زیادی در اختیارش است، وضع ظاهر زندگیش، هر بیننده را به یاد سنّت های اسلامی مسلمانان می اندازد.

سفر دیگر استاد به بارسلونا (Barcelonu) بود. در آن جا، در مرکز فرهنگی امام رضا علیه السلام سخنرانی کردند. ظاهر آن مرکز که مسؤولش یکی از طلاب حوزه علمیه آن جا را برای تشریف فرمایی آیه الله مصباح مزیّن کرده بود، ما را به یاد مراکز فرهنگی خودمان در ایران می انداخت. در این جلسه، مسلمانان پاکستان، مراکش و برخی دیگر نیز حضور داشتند.

آخرین دیدار ایشان از مسجد عربستان و مرکز «الثقافه الاسلامیه» در مادرید بود. سخنرانی استاد در جمع ایرانیان مقیم اسپانیا، افتتاح مدرسه سفارت جمهوری اسلامی در آن جا و بازدید از دانشگاه اسپانیا از دیگر برنامه های ایشان در این سفر بود. در دیدار ایشان از دانشگاه اسپانیا، آقای رافائل گررو (Rafael guerra) رئیس گروه فلسفه، با اشتیاق خاصی از استاد می خواست که برنامه تبادل استاد و دانشجو بین آن دانشگاه و مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمه الله قم انجام شود. جناب استاد هم در این زمینه اعلام آمادگی کردند.

در روز یک شنبه ۲ شهریور ماه، ایشان به مکزیک تشریف بردند. در بدو ورود، از سوی سفیر و افراد سفارت خانه جمهوری اسلامی مورد استقبال قرار گرفتند. در آن جا نیز ۸ دیدار و سخنرانی مهم داشتند. اولین برنامه ایشان مصاحبه با مهم ترین شبکه تلویزیونی بین المللی آمریکای جنوبی به نام اِکو (Eco)بود. این مصاحبه قریب یک ساعت طول کشید و به سؤالات گوناگونی درباره موضوعات فرهنگی، سیاسی و اسلامی پاسخ گفتند. شب بعد این مصاحبه پخش شد و خبر آن به تمام نقاط جهان مخابره گردید. استاد مصاحبه دیگری با شبکه ۱۹ مکزیک که شبکه ای داخلی است داشتند.

روز دوشنبه، جناب استاد مهمان نماینده پاپ و کاردینال شهر بودند و در جلسه ای به همراه سفیر جمهوری اسلامی، با حضور نمایندگان یهودی ها، بودایی ها، هندوها، مسیحی های پروتستان، مسیحی های کاتولیک و برخی دیگر از شاخه ای مذهبی شرکت کردند. ایشان در این جلسه به سؤال حاضران درباره آشتی بین سه عاملی که انسان را به خدا می رساند (عقل، وحی و عرفان) توضیحات مفصّلی دادند و فرمودند که جمع این سه راه، در حکمت متعالیه ملاّصدرا آمده است. آن ها از طرح استاد برای ایجاد یک جریان فکری، علمی و فلسفی برای مبارزه با بی دینی و بی اخلاقی در سطح جهان استقبال کردند؛ همچون تشنه ای که به آب دست یافته باشد. یکی از کشیش ها می گفت: «ما در مقابل تهاجم فرهنگی غرب دستمان بسته است، هیچ کاری نمی توانیم بکنیم. برنامه های مبتذل فرهنگی غرب از طریق ماهواره به خانه های ما نفوذ کرده و ما حتی خانواده خود را هم نمی توانیم هدایت کنیم، چه برسد جامعه مسیحیت را.»

استاد در دانشگاه ملّی مکزیک، که یکی از مهم ترین مراکز علمی و فرهنگی آنجاست، نیز سخنرانی کردند. مسؤولان این دانشگاه اعلام آمادگی کردند که هر طور ایشان صلاح بدانند، از لحاظ علمی، همکاری داشته باشند.

روز سه شنبه ۴ شهریور ماه، استاد با اسقف های مرکز مقدس باسیلیاگوادولوپه دیدار داشتند. آن جا یکی از مراکز مهم مذهبی است که هر روز جمعیت زیادی برای شنیدن سخنرانی کشیش ها حضور می یابند. بنا به اظهار یکی از اسقف ها، گاهی در هر هفته تا پانصد هزار نفر برای عبادت به آن جا می آیند. جناب استاد را برای سلام دادن به مومنان به محل مخصوص بردند. می گفتند: از افراد غریبه کسی را تا به حال به آن جا نبرده اند، ولی چون برای ایشان احترام خاصی قایل بودند، چنین کاری کردند. ایشان هم به محل مخصوص رفتند و با حضّار دیدار کردند. پس از آن در جمع اسقف ها، کشیش ها و زنان راهبه سخنرانی نمودند، مشکلات آن ها را هم شنیدند و به سؤالاتشان پاسخ دادند. یکی از سؤالات به شکل تندی درباره سلمان رشدی طرح شده بود که ایشان فرمودند: «من از سؤالی که شما کردید، تشکر می کنم.» پاسخ ایشان موجب خوشحالی و حیرت سؤال کننده شد که به جای این که ایشان ناراحت شوند، چنین برخوردی نشان دادند. بعد، یکی از کشیش ها بلند شد و گفت «اگر شجاعتی هست، شما مسلمان ها و ایرانی ها دارید. ما باید از ایران تبعیت کنیم. جمهوری اسلامی بود که دین را در جهان احیا کرد.» این ادّعای یک طلبه مثل ما نبود، بلکه سخن کشیشی بود که در یک شهر بیست و چند میلیونی مسؤولیت دارد و مرکزی با آن عظمت را اداره می کند. او در قسمتی دیگری از سخنانش گفت: «اسلام تبلیغاتش را با زمان و مکان هماهنگ می کند و مردم فطرتا تبلیغات اسلام را قبول می کنند.» سایر کشیش ها هم از گفت وگوی بین ادیان استقبال کردند. این جلسه به شکل جالبی برگزار شد و به نحوی خوبی، به پایان رسید. در پایان استاد دفتر یادبود آن جا را هم امضا کردند.

بازدید دیگر ایشان از کالج مکزیک بود. در آن جا، درباره عرفان اسلامی سخن گفتند. عده ای از محققان آن جا درباره اسلام کتاب نوشته بودند؛ مثلاً، یکی از آن ها، که مسیحی بود، می گفت: «من کتابی درباره اسلام و تبلیغ آن نوشتم؛ چون در این جا مسلمانی پیدا نمی شود که عهده دار چنین کاری بشود، این کار را من به عهده گرفتم.» البته این تعجبی ندارد که یک نفر مسیحی چنین کاری بکند. من خودم در آرژانتین یک استاد صهیونیست را دیدم که درس اسلام شناسی می داد و اسلام را تبلیغ می کرد. ببینید اسلامی که آن ها تبلیغ می کنند چه از آب درخواهد آمد؟!

روز چهارشنبه ۵ شهریور ماه، وارد کشور کوبا شدیم. در این کشور، استاد ۸ ملاقات و سخنرانی داشتند. این ملاقات ها در سطح وزیر، معاون وزیر، معاون حزب و مانند آن بود. وزیر خارجه و وزیر فرهنگ از جمله افراد دیدار کننده با ایشان بودند. استاد در دیدار خود از «بیت العرب» با رئیس آن جا و اعضای هیأت رئیسه آن دیدار کردند. «بیت العرب» مهم ترین مرکز فرهنگی عرب ها در کوباست. استاد در دیدار خود با معاون حزب کمونیست به آزادی های به شکل غربی موجود در کوبا اشاره کردند و گفتند: «این آزادی هایی که شما الان به پسرها و دخترها داده اید، موجب می شود که آن ها با فرهنگ آمریکایی رشد کنند. پس چطور توقّع دارید این ها چند سال دیگر به کشور شما خدمت کنند؟» او رنگش تغییر کرد و چون حرف ها را مطابق واقعیت دید، گفت: «من این را قبول دارم، ولی چون می خواهیم اقتصادمان را سر و سامان بدهیم، چاره ای نداریم جز این که از سیاست درهای باز استفاده کنیم.» متأسفانه آن ها به بن بست رسیده اند و حاضر هم نیستند که اسلام را قبول کنند. اما در عین حال، در دانشگاه آن ها از استاد خوب استقبال کردند و گفتند حاضریم تبادل استاد و دانشجو داشته باشیم، در زمینه تحقیقات و مطالعات هم آماده همکاری هستیم.

یکی از استادان آن جا، که استاد تاریخ هم بود، و به ایران علاقه داشت، می گفت: «من همیشه دوست داشتم چند موضوع را تحقیق کنم؛ یکی از آن ها اسلام و یکی دیگر هم شخصیت امام خمینی رحمه الله بود که به عنوان یک معمّا برایم جلوه نموده است.»او یکی از بهترین استادان تاریخ آن دانشگاه و جزو هیأت رئیسه آن جا و فرد بانفوذ بود. به قدری از حضور استاد تحت تأثیر قرار گرفته بود که دوبار می خواست در مقابل استاد زانو بزند و دست ایشان را ببوسد. به ایشان می گفت: «شما پاره قلب من هستید.» واقعا چه کسی این محبت ها را ایجاد می کند؟ این کار خداست و شاید معنای همان عبارت باشد که «نوری از قم می درخشد و به تمام جهان صادر می شود و مقدمه ظهور امام زمان علیه السلام واقع خواهد شد.» این منظره برای همه شگفت انگیز بود و تحت تأثیر قرار گرفتیم. بعد او رفت و زنگ بزرگی را که در آن جا بود زنگ کلیسا نبود به صدا درآورد و گفت: «امیدوارم همان طور که صدای این زنگ از این جا به آسمان رفت، صدای الله اکبر و ندای اسلام از این جا برخیزد و همه جا را پر کند.» پس از این همه تجلیل و احترام، با حلت تضرّع از استاد خواست که یک جلد قرآن به او بدهند. خوشبختانه قرآن ترجمه شده به زبان اسپانیولی داشتیم و به او دادیم. ولی مایه تأسف این که این قرآن به دست یک نفر مسیحی به زبان اسپانیولی ترجمه شده است. البته یک نفر شیعه هم آن را به زبان اسپانیولی ترجمه کرده است، ولی اشتباهاتی دارد که درصدد رفع آن هستیم. این وظیفه ما را سنگین می کند.

روز شنبه ۸ شهریور ماه وارد کلمبیا شدیم. در آن جا مورد استقبال سفیر، کارمندان سفارت خانه و مسؤولان مرکز فرهنگی آن جا قرار گرفتیم. شاید سفر به آن جا موفقیت آمیزتر از سایر جاها بود. علیرضا خولیان، تازه مسلمانی که مسؤولیت مراکز فرهنگی را در اختیارش قرار داده ایم، به ما گفت: من در ۱۲ دانشگاه برای استاد سخنرانی گذاشته ام! به او گفتیم: استاد فقط چهار پنج روز این جا هستند و می توانند سه چهار سخنرانی داشته باشند. به این دلیل، پنج شش سخنرانی از برنامه حذف شد و قرار شد ایشان فقط در چند دانشگاه مهم صحبت کنند.

اولین برنامه استاد مصاحبه با روزنامه اسپکتادور (El Espectador) بود. سپس در مرکز فرهنگی اسلامی بوگوتا (El Centro Cultural Islamico de Bogota) سخنرانی کردند؛ همان جا که آقای خولیان مسؤول آن هستند. آقای خولیان می گفت: «اگر آن جا (آرژانتین) مکّه باشد، این جا مدینه است.» این حرف او به دلیل آن بود که در آرژانتین سخنانی علیه این جانب و اسلام گفته شده بود. می گفت: «شما باید بیایید و این جا کار بکنید.» شبیه مهاجرت مسلمانان از مکه به مدینه.

روز دوشنبه ۱۰ شهریور ماه، استاد با رادیو تُدلر (Todler)، که یکی از رادیوهای مهم کلمبیا به طور زنده مصاحبه کردند. قریب نیم ساعت طول کشید. ایشان درباره موضوعات مهمی صحبت کردند و به سؤالات آن ها پاسخ دادند. همان روز دیداری هم با اسقف اعظم بوگوتا یعنی کاردینال آن جا داشتند. او برای گفت وگو اظهار آمادگی کرد. در آن روز، دیدار دیگری با رهبر و شورای اسقف های کلیساهای کاتولیک کردند. در این جلسه، قریب پنجاه نفر از اسقف های کلیسا جمع شده بودند. جلسه تاریخی و زیبایی بود. برای خود ما هم تعجب آور بود که چگونه پنجاه نفر اسقف وقت خود را برای دیدار با جناب استاد اختصاص می دادند. تا آخر نشستند و سخنان استاد را شنیدند و پیشنهاد ایشان را درباره این که امروزه برای مبارزه با تهاجم امواج الهاد و بی اخلاقی، باید همکاری کنیم، به جان دل پذیرفتند. استاد در مصاحبه با یکی از شبکه های تلویزیونی کلمبیا در برنامه «لحظات فرهنگی»، برنامه صبح به خیر رادیو، و گردهمایی «حقوق بشر و اسلام» شرکت کردند و سخنانی ایراد نمودند.

روز سه شنبه ۱۱ شهریور ماه، در دانشگاه رُساریو، (Rosario) درباره حقوق بشر و اسلام سخن گفتند. در همایش «مرکز گفت وگوی فلسفی و سیاسی اسلام و غرب» در دانشگاه سانترال (Central) نیز شرکت کردند.

استاد همچنین در این سفر، در مجلسی که تعدادی از نمایندگان مجلس سنای آن کشور حضور داشتند، با آن ها دیدار نمودند، در همایشی در دانشگاه خورخ تایدو در زمینه برخورد بین تمدّن ها سخن گفتند و در دانشگاه آنتونیو نرینو در یک گردهمایی، درباره اقتصاد از دیدگاه اسلام مطالبی مطرح نمودند.

استقبال استادان دانشگاه و دانشجویان در این سفر و تشنگی شان برای شناخت اسلام بیش از حدّ تصور

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *