تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل چرایی انقلابی شدن ایران!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل چرایی انقلابی شدن ایران بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل چرایی انقلابی شدن ایران از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل چرایی انقلابی شدن ایران شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل چرایی انقلابی شدن ایران استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل چرایی انقلابی شدن ایران با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل چرایی انقلابی شدن ایران قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل چرایی انقلابی شدن ایران حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل چرایی انقلابی شدن ایران به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل چرایی انقلابی شدن ایران :

چکیده: نویسنده در این مقاله درصدد تبیین چرایی انقلاب خیزبودن جامعه ایران در مقایسه با سایر کشورهاست. وی عوامل دخیل در این خصوص را به عوامل منحصر به فرد و غیرمنحصر به فرد تقسیم کرده است. واکنش هویت فرهنگی قدرتمند ایران به حضور امپریالیسم، ثنویت گرایی ذهنی در ایران و نقش ویژه علمای شیعه در جامعه از جمله عوامل منحصر به فرد آن می باشد و عواملی چون تکیه حکام به قدرتها و درآمدهای خارجی و وضعیت خاص اقتصادی عوامل غیرمنحصر به فرد آن را تشکیل می دهد. نیکی کدی در مقاله دیگری با همین عنوان متغیر «تعدد شهری » ( Multi-Urbanism) را نیز به عوامل مذکور اضافه می کند. به نظر او تعدد شهری قیامها و شورشهای ایران، سرکوب آنها را دشوار ساخته و باعث کثرت وقوع آنها شده است.

من در سال ۱۹۸۳ طی مقاله ای انقلابهای ایران را با سایر انقلابهای بزرگ جهان و انقلاب مشروطه ۱۹۰۵-۱۹۱۱ را با انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ تطبیق و مقایسه کردم. (۱) در اینجا می خواهم از راه و روش متفاوتی به تاریخ قیامها و انقلابهای بعد از سال ۱۸۹۰ ایران، نگاه کرده و پرسشی در این خصوص مطرح سازم. پرسش این است که چه خصوصیاتی ایران را به حدی انقلاب خیز کرده است که نسبت به سایر کشورهای مسلمان و همین طور نسبت به کلیه کشورهای جهان سوم به استنثای یکی دو مورد از این کشورها انقلابها و شورشهای بیشتری داشته است. بنابراین در این گفتار، هدف ما مقایسه انقلابهای ایران با کشورهای غربی و یا مقایسه انقلابهای ایران با یکدیگر نیست، بلکه ایران را با دیگر کشورهای مسلمان و کشورهای جهان سوم مقایسه خواهیم کرد.

برای بیان ماهیت عینی این مقایسه (که اولین بار آن را قبل از پاییز ۱۹۷۸، یعنی هنگامیکه ماهیت انقلابی ایران چندان آشکار نبود، در یک کنفرانس ارائه دادم) نخست باید گفت: ایران تنها کشوری است که در میان کشورهای مسلمان، یک سلسله نهضتهای بزرگ داشته است که حداقل در کوتاه مدت موفق بوده اند. در این نهضتها شمار زیادی از ساکنین شهرها به فعالیت سیاسی توده ای کشانده شدند. دو مورد از این نهضتها در سالهای ۱۹۰۶ و۱۹۷۹ اتفاق افتاد که تغییر قهرآمیز شکل حکومت را در پی داشت و به همین لحاظ عموما از آنها به انقلاب تعبیر می شود. دو مورد دیگر از نهضتهای توده ای که در سطح ملی بوده و قدرتهای سیاسی را تا حد زیادی مجبور به عقب نشینی کرد عبارتند از: اعتراض تنباکو در ۱۸۹۱-۱۸۹۲ و نهضت ملی شدن صنعت نفت مصدق که سالهای ۱۹۵۱-۱۹۵۳ زمان زمامداری وی بود. علاوه بر اینها، تعدادی جنبشهای اجتماعی منطقه ای بویژه در شمال کشور وجود داشت که در مورد آنها می توان تعبیر قیام (revolt) را به کار گرفت. اغلب این قیامها موقتا به پیروزی دست یافتند. هیچ کشور مسلمانی در همسایگی ایران یک چنین سلسله ای از قیامها و انقلابات مدرن را تجربه نکرده است. در سایر کشورها، تغییرات عمده حکومتی اغلب از طریق کودتاها و حرکتهای نظامی حاصل گشته است و هنگامی که چنین کودتاهایی نمایانگر عقاید و نیروهای اجتماعی جدید بوده اند و سلطنتهای مطلقه را سرنگون نموده اند، به این اعتبار آنها را اغلب انقلاب نامیده اند: قضیه نجیب و ناصر در مصر در سال ۱۹۵۲، قاسم در عراق در سال ۱۹۵۸، و قذافی در لیبی در سال ۱۹۶۹، از جمله مصادیق این مدعا می باشند. صرف نظر از میزان حمایت توده ای ایدئولوژیکی از آنها، باید گفت قدرت آنها بر پایه یک نهضت توده ای عظیم به دست نیامده است. در گذشته این کشورها نیز نهضتهای موفقی نظیر نهضت تنباکو و انقلاب مشروطه ایران وجود ندارد. شاید آنچه بعد از جنگ جهانی اول در ترکیه اتفاق افتاد نزدیکترین حرکت به پدیده تغییر بنیادین قدرت از طریق یک نهضت توده ای بود. چرا که در ترکیه برای باز پس گرفتن سرزمین متعلق به ترکها از متفقین، نهضتی به راه افتاد که ویژگی یک نهضت نظامی توده ای مورد حمایت از سوی جمیت غیرنظامی را داشت و به شکل کودتا نبود. این نهضت پایان سلطنت و نظام امپراتوری عثمانی را به دنبال داشت.

حتی اگر در جهان سوم، کشوری پیدا کنیم که از لحاظ تاریخ مدرن شورش و انقلاب با ایران قابل مقایسه باشد، چنین کشوری در دنیای مسلمانان نخواهد بود، ولی احتمالا چین، چنین کشوری است. در کشور چین قیام عظیم روستایی تایپینگ (Taiping) در اواسط قرن نوزدهم، به کمک غربیها سرکوب گردید; اما در آغاز قرن بیستم، قیامها با شورشی که بعدها شورش مشت زنان (Boxer Rebellion) نام گرفت و مشخصه اصلی آن خصلت ضدخارجی آن بود، مجددا به راه افتاد. سپس انقلاب ۱۹۱۲ اتفاق افتاد که سلطنت منچو را سرنگون کرد و به لحاظ نظری، یک حکومت مشروطه را تاسیس نمود. این امر نه تنها اختلافات جنگ سالاران (Warlord) بلکه ایجاد ائتلاف ناسیونالیستی – کمونیستی در جنبش کمینتانگ دهه ۱۹۲۰ را در پی داشت. سپس از دهه ۱۹۳۰ در چین یک منطقه خودمختار کمونیستی به وجود آمد که زمان پیروزی کمونیستها در سال ۱۹۴۹ حساسیت فراوانی پیدا کرد. حال می توان پرسید که آیا در وضعیت خاص ایران به عنوان یک ملت انقلابی می توان شاخصهایی یافت که بین ایران و چین مشترک بوده و وجه افتراق آنها با ملل کمتر انقلابی باشد؟ پژوهشی در این مورد صورت نگرفته است. البته این امر قطعا پاسخ کاملی برای پرسش ناظر بر چرایی انقلابی بودن ایران نخواهد داد; اما ممکن است نقطه شروعی را فراهم کند:

اولا باید بپذیریم که ایران از چند لحاظ با چین افتراقات اساسی دارد. ایران سرزمینی بسیار خشک است و این امر به طور عمده ای باعث شده است بخش زیادی از جمعیت آن را نفوس عشایری و شبانی تشکیل دهند. غیر از دو استان شمالی که از بارش فراوانی برخوردارند، ایران فاقد جماعت دهقانی متراکم و سازمان یافته است. نئوکنفوسیوسیسم و مذهب عمومی چین شباهتی با اسلام شیعی ایران ندارند. بنابراین، آشکارترین ابعاد دو فرهنگ به طور بارزی تفاوت دارند. ولی یک شباهت فرهنگی بین آنها وجود دارد که دارای عنوان خاصی نیست و آن یک حس همبستگی ملی و تاریخی است که هر چند از منابع ناسیونالیسم مدرن می باشد، ولی پیش از پیدایش آن وجود داشته است. چین و ایران هر دو کشورهایی با هویت فرهنگی طولانی در چهارچوب مرزهای تقریبا مشابهی هستند و هرچند هویت ایرانی گاهی اوقات بیش از آنکه در قالب تعبیراتی ملی مشاهده شود در قالب تعبیرات مذهب شیعه تجلی یافته است، این هویت هنوز به وضوح احساس می شود. چنانکه بخشی از این پدیده در شکل گرایش گسترده بیسوادان برای حفظنمودن قطعات بلند شعر کلاسیک فارسی متجلی می شود. می توان گفت که ناسیونالیسم ایرانی دارای کمترین حد تصنع در بین ناسیونالیسم های موجود در خاورمیانه می باشد، چرا که متکی بر امپراتوریهای بزرگ ایرانی پیش از اسلام می باشد که عموما از طریق متن حماسی مکتوب فارسی یعنی شاهنامه که در سطح گسترده ای شناخته شده و توسط افراد بیسواد از بر شده است صورت می پذیرد.

البته هویتهای فرهنگی دیرینه، به خودی خود، مشوق انقلاب نیستند. اما زمانی که در کنار حضور سنگین یک امپریالیست غربی قرار می گیرند و این حضور به عنوان تهاجمی علیه هویتی به حساب می آید که شدیدا محافظت شده است می توانند چنین کاری را انجام دهند. باید به این نکته مهم توجه داشت که چین و ایران هر دو در اعصار مدرن ظاهرا استقلال خود را حفظ کردند، اما هر دو حداکثر نفوذ و دست اندازیهای امپریالیستی غرب را تجربه نمودند. ایران تا سال ۱۹۱۷ محور رقابت روس و انگلیس برای نفوذ در شرق بود و از سال ۱۹۴۵ ایالات متحده امریکا، به عنوان قدرت سوم بدانها اضافه شد و این کشور اغلب در رقابت برای کنترل اوضاع و تحصیل منافع، قدرت مسلط بود. در چین به کشورهای مذکور، ژاپن و آلمان نیز افزوده می شد. به نظر می رسد این نوع از دست اندازیها و رقابت گسترده ای که برای نفوذ انجام می گیرد، اعتراضات و جنبشهای عمدتا ضدخارجی را برمی انگیزد. این امر بویژه در خصوص کشورهایی همچون چین و ایران که دارای یک حس قوی در باب وحدت و ارزشهای فرهنگی خودشان می باشند، صادق است. تمام قیامهای ایران یک صبغه قوی ضدخارجی در زمینه های فرهنگی و سیاسی داشته اند. درخصوص چین نیز همین گونه است. در قیامهای چین گاهی اوقات چنین خصلتی خفیف بوده است ولی در شورش مشت زنان این صبغه بسیار قوی بوده است. بنابراین یک احساس قوی هویتی و همچنین ارج و اهمیت فرهنگ خودی مساعدت کرده است تا این دو کشور بیش از حد معمول ضدخارجی باشند.

یک نکته مهم درباره ایران و چین این است که در هر دو کشور، دو یا چند قدرت خارجی به طور همزمان و بشدت درگیر سعی و تلاش برای کنترل این کشورها شده اند. این امر بخش اعظم تاریخ جدید آنها را با کشورهایی چون مصر و ترکیه متفاوت ساخته است. کما اینکه در مصر نیز زمانی نهضت عرابی به راه افتاد که انگلیس و فرانسه برای نفوذ در آن کشور با هم رقابت می کردند. پس می توان گفت هنگامی که تنها یک کشور بر اوضاع مسلط شود، استقلال ظاهری حفظ می شود و کشور مستعمره بشدت تحت کنترل قرار می گیرد و تنها در مراحل نهایی یک جنبش ضد استعماری، گاهی اوقات قیامی اتفاق می افتد. پتانسیل بی ثباتی حاصل از رقابت بین قدرتهای خارجی در یک کشور، در جنبش تنباکوی ایران بوضوح به چشم می خورد. در این جنبش روسها بر علیه بریتانیا پشتیبان معترضین بودند و در انقلاب مشروطه بریتانیا در مراحل اولیه قیام به انقلابیون مساعدت نمود. بنابراین دخالت گسترده خارجی (مرحله مابین اشغال استعماری مستقیم و نفوذ ناچیز غربی)، بصورت حضور و رقابت سنگین بیش از یک قدرت غربی می تواند به عنوان مشوق قیام تلقی شود. این امر بویژه در کشورهایی که دارای هویت فرهنگی قوی باشند، آنها را بیش از حد معمول دشمن دخالت گسترده غرب می کند.

عامل دوم در تاریخ انقلابهای توده ای ایران در ماهیت هویت فرهنگی ایرانی که با هویت فرهنگی سایر مسلمانان متفاوت است متجلی می شود. این امر بحثی کمیت پذیر و یا به طور دقیقی قابل تعریف نیست. محورهای عمده ای از زمانهای گذشته در کلیه نهضتهای سیاسی ایران به نحو تکراری ظاهر شده است. این مساله حتی هنگامی که عقاید متفاوت سیاسی و مذهبی اظهار می گردد نیز صادق است. یکی از اینها را شاید بتوان اعتقاد به ثنویت و دوگانگی خیر و شر نامید که سابقه آن شاید به قدمت آیین زرتشت، مانویت و یک سلسله بدعتهای معروف ناظر بر دوگانگی خیر و شر باشد. آخرین تجلی این امر در ایدئولوژی شیطان بزرگ می باشد. این عقیده در مفاهیم شیعی به طور فراوانی ابراز گشته است و محور آن ادبیات معطوف به [امام] حسین می باشد که به دستور خلیفه شرور اموی به قتل رسیده است. مقایسه پادشاهان با امویان به طور ادواری در قرن نوزدهم در نهضتهای ضدقاجار به انجام رسید و در نهضتهایی که علیه محمدرضاشاه به راه افتاد تکرار گشت. تقسیم همه چیز در جهان به دو دسته خیر و شر همواره به انقلاب نمی انجامد، اما ذهنیتی را می آفریند که نسبتا حرکت به سوی اقدامات انقلابی را آسان می سازد. جهان عموما به صورت خاکستری (نسبی گرایانه) و یا بینابین مشاهده نمی شود. بلکه معمولا به صورت یک محیط بد تلقی می شود که ممکن است توسط رهبران شبه منجی که نماد خیر در برابر شر می باشند، به محیطی خوب تبدیل شود. از نظر سیاسی در غیاب چنین رهبرانی و قیامهای آنها کاری از پیش نخواهد رفت. بسیاری از مردم شاید از سیاست کنار کشیده و بدان بدگمان باشند; اما وقتی که یک رهبر فرهمند (کاریزماتیک) خیر ظهور می کند، آنگاه مردم به دنبال او حرکت خواهند کرد – همان گونه که به دنبال مصدق و [امام] خمینی به راه افتادند – و او را به عنوان یک مبارز بزرگ علیه ستمگران تلقی خواهند نمود. در دو مورد فوق، در درجه اول، رهبر [به عنوان یک مبارز] علیه ستمگران خارجی تلقی شده است. در چنین حالتی بسیاری از مردم که چندان تمایلی به مبارزه نشان نمی دادند حاضر خواهند بود حتی زندگی خود را فدا کنند. اصطلاح شیعی شهید که تا حال ناظر بر چیزی بیش از یک اراده مشترک انسانی برای جنگ یا مبارزه برای اعتقادات شخصی بوده است، در ایران معاصر به یک اوضاع و احوال معدود سیاسی محدود می شود که بسیاری از آنها به قیام و شورش متصل می شوند. در زمانهای اخیر دوگانگی خیر و شر معمولا خارجیان شروری را دربرمی گیرد که به ایران ظلم می کنند و اینگونه هم نیست که همواره حالت مذهبی داشته باشد. جنبش مصدق شاهد این مدعاست. قرینه دوگانگی خیر و شر، مساله عدل و ظلم است که ریشه در الهیات شیعی و معتزلی دارد. (۲)

عامل سوم که ایران را به طور اخص انقلابی می سازد با اصل فرهنگی فوق گره خورده است و به نقش ویژه علمای شیعی ایرانی، که به طور مؤثری در بسیاری از قیامها و انقلابهای ایران معاصر، دخیل بوده اند مربوط می شود. من در جای دیگری درباره تحولات ویژه علما مطالبی نوشته ام و اینجا مطلب را با خاطر نشان کردن این نکات خلاصه می کنم که آنان استقلال نهادی و مالی بیشتری نسبت به روحانیون سنی دارند. همچنین، آنان یک نقش سلسله مراتبی متناسب با شان روحانی خود به وجود آورده اند که برخلاف علمای سنی در صورت لزوم، به عنوان رابطین مؤمنین و خداوند تلقی می شوند. آنها همچنین از نقش رهبران برجسته خود در خارج از سرزمین ایران و کنترل آنها بر شاهان استفاده می کردند.

با وجود اهمیت علما در تحولات جنبش تنباکو، انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی، اخیرا عده ای از نویسندگان در داخل و خارج ایران عنوان کرده اند که نقش علما در این نهضتها اندک بوده است. (۳) رای این نویسندگان در تصحیح مبالغاتی که در سنجش نقش روحانیون به عمل آمده است سودمند است; اما به نظر می آید که خود آنها در ناچیز انگاری نقش مهم و مستقل علما در این نهضتها اغراق نموده اند. حتی اگر همان گونه که برخی از این نویسندگان عنوان کرده اند کسی بر این عقیده باشد که تجار و روشنفکران علما را در جنبش تنباکو یا انقلاب مشروطه به فعالیت سیاسی کشیده اند، به این معنا که کسانی که بیش از آنها احساس تعهد می کردند ولی برای کسب مشروعیت توده ای به نام و نشان علما نیازمند بودند آنها را به صحنه آوردند، این نکته باز باقی خواهد بود که چنین امری در هیچ کشور سنی قابل تحقق نیست. چرا که اولا هیچ گروهی از رهبران روحانی سنی به خودشان اجازه ارتباط با اقدامات شورشگرانه و انقلابی بر علیه حکومت را نمی دهند و در کشورهای سنی قریب به کل رهبران روحانی غیرسیاسی و یا مدافع حکومت بوده اند. ثانیا، علمای سنی به اندازه علمای شیعی توان مالی و فرهنگی نداشته اند. بنابراین تلاش شورشیان کشورهای سنی برای پیونددادن رهبران روحانی به جنبشها بسیار اندک بوده است. چنین تلاشی نه تنها بی فایده بوده است بلکه حتی در صورت موفقیت این کار نیز، پیوستن علما تاثیری شبیه تاثیر همتایان شیعی آنها در ایران نداشته است. نمی توان تصور کرد که یک عالم عالی رتبه سنی فتوایی را علیه استعمال دخانیات همانند آنچه در جنبش تنباکو اتفاق افتاد صادر و یا تایید نماید، و همین طور نمی توان تصور کرد که عموما کسی از چنین فتوایی در مقایسه با آنچه در ایران اتفاق افتاد تبعیت کند. بنابراین استدلال یادشده درخصوص نقش علما که عمدتا مبتنی بر نفرت قابل درک سکولارها است و ناظر بر اینکه روحانیت هیچ کار مثبت و مهمی نتوانستند انجام دهند، اعتبار خود را از دست می دهد. البته این استدلال در تمام جزئیات آن بی اعتبار نیست، چرا که شاید در پاره ای موارد صحیح باشد; ولی در سطح کلی، مقایسه نقش سیاسی منحصر به فرد علمای شیعی ایران با نقش سایر علما نشان می دهد که چنین استدلالی معتبر نیست.

آنهایی که اهمیت علما را انکار می کنند یک چنین مقایسه ای را انجام نداده اند بلکه تلاش کرده اند نشان دهند که چگونه بسیاری از علما در تمام مقاطع زمانی مخالف انقلاب، مشروطه خواهی و یا پیشرفت اجتماعی بوده اند و چگونه حتی علمایی که با انقلاب و جنبش اعتراض اجتماعی مرتبط بوده اند عمدتا به وسیله گروههای غیرروحانی و روشنفکران به صحنه آورده شدندو اغلب برای اهداف خودخواهانه و یا مقاصد محدود عمل کرده اند. بخش عمده ای از این استدلال حقیقت دارد اما حتی در صورتی که با استدلال این پژوهشگران در حالت افراطی آن نیز موافق باشیم، باز تعدادی از علمای ایران در جنبش تنباکو، انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی نقش انقلابی پراهمیتی داشته اند و این موضوع اصلا قابل مقایسه با بخش اعظم علمای سایر کشورهای اسلامی نیست. علما برای مخالفت با حکومت مطلقه سلطنتی دلایل خاص خودشان را داشتند و بخشی از آنها نیز مخالف حکومت نبودند، اما نقش تمام و کمال آنها در بسیج بخش اعظمی از جمعیت شهری در جنبشهای ضد سلطنتی قرن گذشته، منحصر به فرد است، و این امر در تبیین و توضیح بسیج مکرر بخشهای اعظمی از جمعیت در جنبشهای شورشی و یا انقلابی مساعدت می کند. سلسله مراتب و سازمان علمای ایران در بسیج توده ها نقش مهمی داشت. مشکل می توان باور کرد که اگر علمای ایران همانند علمای سنی بودند توفیق و سازماندهی جنبشهای شورشی از اغلب کشورهای سنی بیشتر می شد. هدف ما کوشش برای رسیدن به یک اجماع نظر در باب تعیین مثبت و یا منفی بودن موضع علما در قبال انقلاب نیست، پرسش این است که ایران در دنیای مسلمانان چه خصلت ویژه ای داراست که در تمام قیامها و شورشهای آن به استثنای قضیه مصدق، بخش عمده علما به نفع قیام یا شورش موضع گرفته اند. البته صرف نظر از اینکه بسیاری از آنها ممکن است به وسیله شورشیان غیرروحانی به این تصمیم هدایت شده باشند. در باب مصدق نیز باید اضافه کنیم هرچند وی موقتا با حمایت اندک علما توفیق یافت، محل تردید است که او می توانست یک نظم اساسی جدید را بدون چنین حمایتی پیاده کند.

به طور بی طرفانه ای می توان گفت عوامل متعدد دیگری از حیث سیاسی، اقتصادی و فرهنگی برای تبیین قیامها و انقلابهای ایرانی وجود دارند; اما بسیاری از آنها در سایر کشورها به نحو مکرری وجود داشته اند ولی به شورش نینجامیده اند. درواقع من به دنبال عواملی بوده ام که در سایر کشورهای مسلمان تکرار نشده است. البته عواملی که در سایر جاها نیز وجود داشته سزاوار توجه است; چرا که چنین عواملی هرچند منحصر به فرد بودن ایران را تبیین نمی کنند ولی به هر حال در وقوع جنبشهای ایران مؤثر بوده اند.

یکی از عواملی که احتمالا منحصر به ایران نیست اما شاید در ایران بسیار قویتر از سایر مناطق است، تکیه سنگین حکام ایران به قدرتها و درآمدهای خارجی است. این امر منجر به این شده است که آنها منافع مردم خودشان حتی گروههای قدرتمندی همچون طبقه بازار را ندیده بگیرند. در زمان سلسله قاجار این پشتگرمی معطوف به بریتانیا و روسیه بود و حکام ایران حتی متقبل تقویت اولیه خویش و بخشیدن بهبود مقدماتی به نظام اداری که بسیاری از حکومتهای خاورمیانه بدان اهتمام داشتند نبودند. البته امنیت داخلی در زمان ناصرالدین شاه (۱۸۴۸-۱۸۹۶) جدی گرفته شد. ولی این اصلاحات نیز در حدی نبود که منجر به تشکیل یک ارتش مدرن در ایران شود. در این میان فرضیه اعلام نشده ای بر این مبنا وجود داشت که انگلیس و روسیه همدیگر را از تهدید سرزمین ایران برحذر خواهند داشت. فقدان ارتش مدرن بدان جا منتهی شد که در جنبش تنباکو و انقلاب مشروطه پادشاهان وقت نیروی مسلح کافی برای ارعاب و یا سرکوب قیام در اختیار نداشتند و به این ترتیب شورش گسترش یافت و پادشاهان مجبور به اعطای امتیازات عمده شدند. به این ترتیب عقب ماندگی نسبی و خلاء نوسازی در ایران در مقایسه با امپراتوری عثمانی یا مصر، موجبات تشویق قیامها برای شکل گیری و کسب امتیاز را فراهم آورد. البته در زمان برسرکارآمدن مصدق و یا در انقلاب اسلامی مساله کمبود نیروی مسلح مطرح نبود. در واقع در مقاطع مزبور قرائن موجود حاکی از آن است که وابستگی به خارج نقش بازدارنده ای در برابر استفاده از نیروی نظامی در داخل کشور ایفاء می کرد. هم در دوره مصدق و هم در خلال انقلاب اسلامی، محمدرضا شاه به نحو بارزی تابع توصیه های خارجی بود و تنها زمانی حاضر به استفاده گسترده از زور علیه دشمنان داخلی بود که یک قدرت خارجی، همانند سال ۱۹۵۳ [قضیه کودتای ۲۸ مرداد]، ابتکار عمل را به دست گیرد.

جنبه دوم تاثیر وابستگی ایران به قدرتهای خارجی که به بی توجهی رژیم نسبت به طبقات فرادست کشور دلالت دارد، سیر برخورد نامناسب رژیم با طبقه پراهمیت بازار می باشد. این رفتار نامناسب شامل تجار و پیشه وران سنتی که حائز اهمیت فراوان بودند می شود. یکی از خصوصیات اجتماعی ایران، در مقایسه با بقیه کشورهای خاورمیانه، بقا و حتی ترقی طبقه مهم تجار مسلمان می باشد که با غربیها در خلال قرن نوزدهم و بیستم سرسازگاری نداشته اند: این طبقه مسلمان در مصر و ترکیه اهمیت چندانی نداشت. طبقه مزبور در تمام جنبشهای شورشی و انقلابی ایران اهمیت فراوان داشته است. این امر در جای خودش سزاوار بحثی در خور خویش اس

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *