تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل کنکاشی در حقوق بشر از دیدگاه اقتدارگرایان؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل کنکاشی در حقوق بشر از دیدگاه اقتدارگرایان با 66 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل کنکاشی در حقوق بشر از دیدگاه اقتدارگرایان:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل کنکاشی در حقوق بشر از دیدگاه اقتدارگرایان به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل کنکاشی در حقوق بشر از دیدگاه اقتدارگرایان با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل کنکاشی در حقوق بشر از دیدگاه اقتدارگرایان تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل کنکاشی در حقوق بشر از دیدگاه اقتدارگرایان را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کنکاشی در حقوق بشر از دیدگاه اقتدارگرایان :

طبرستان سبز، ش ۲۴

چکیده: این مقاله در صدد دفاع از اعلامیه جهانی حقوق بشر و پاسخ گویی به منتقدان آن است . نویسنده با انکار مقوله «حقوق بشر اسلامی » معتقد است که در هیچ یک از خرده فرهنگ ها نمی توان به تدوین یک حقوق بشر پرداخت .

حقوق بشر عبارت است از اصول و قواعد منظم برای بسامان کردن روابط افراد یک جامعه با یکدیگر و با کارگزاران حکومت و روابط ملت ها و انسان ها در حوزه امور عمومی و صحنه بین المللی با یکدیگر . شاید نتوان برای تنظیم مکانیزم روابط اجتماعی و حقوقی ملت ها و انسان ها با یکدیگر هیچ سند و معیاری برای حق حیات، آزادی و انتخاب، جز اعلامیه جهانی حقوق بشر یافت; زیرا حقوق بشر مقدم بر تابعیت عقیدتی و گرایش های فرهنگی و دینی است . تعدادی از جنگ های بزرگ، مانند جنگ های صلیبی و جنگ های سی ساله اروپا، به نام دین درگرفتند . جنگ های هیتلری و فاشیستی نیز تحت عنوان برتری نژادی به جنگ جهانی دوم انجامید .

حقوق بشر، اصول معینی از حقوق و تکالیف و مشارکت آحاد انسان ها در سرنوشت و تکوین زندگی اجتماعی خود و آزادی فکر، عقیده و بیان برای دفاع انسان ها از خود در مقابل تجاوزها و ظلم ها و خونریزی ها تنظیم می کند . اصول فوق برای همه انسان ها، اعم از متدین و غیر متدین، با هر نژاد و رنگ و فرهنگ به رسمیت شناخته شده است . حقوق انسان ها در مقاطع مختلف تاریخی تابع تعریف جدیدی است که ناشی از تحولات فرهنگی و اجتماعی ملت هاست . بشر در این قرن به تجارب و واقعیت هایی متفاوت با قرن های قبلی دست یافته و وارد مرحله نوینی شده که از برجسته ترین آنها دو مشخصه است: عقل خودبنیاد و استقلال درونی و نقد سنت و نیز تصرف و تغییر عملی در جهان – زیست خود . از ملزومات نظام سیاسی و اجتماعی دموکراتیک، اعتقاد به حقوق بشر است . فلسفه حقوق بشر مبتنی بر این است که برای افراد انسان، صرف نظر از تمایلات ایدئولوژیک و دینی و نژادی و زبانی، امکان رشد و ایجاد فرصت برابر و موقعیت های بنیادین حیات را مورد حمایت قرار دهد .

حقوق بشر معاصر محتوای غیر دینی دارد; نه ضد دینی; علاوه بر آن که از ویژگی های عصر مدرنیته نیز برخوردار است . اگر اعلامیه کنونی حقوق بشر دارای محتوای غیر دینی است، به دلیل سوابق خون بار، مرزهای تعریف نشده و مفهوم مثله شده از «حقوق » و «انسانیت » است و این که معنای انسان بودن و تعیین آن به خود هر فرد واگذار شده است . تنها خود انسان مرجع موثق برای فهم معنای انسان بودن و جهت گیری های اوست . سازواره چندبعدی سیاسی و سازمان دهی اجتماعی اگر مغایر با روح این آزادی انتخاب در جهت گیری باشد، به معنای تحمیل دین یا عقیده مقید و فرقه ای است . در همه اوضاع و احوال باید این آزادی انتخاب برای انسان به وسیله حکومت و نهادهای مدنی باقی بماند و این به معنای غیر دینی بودن حقوق بشر است . البته این محتوای غیر دینی به این معنا نیست که نهادها و مراکز تعلیمات دینی نسبت به هدایت و جهت دادن به فهم انسان ها وظیفه ای ندارند . از محتوای آن مفاد اصلا نمی توان این معنا را که خداوند برای هدایت معنوی انسان پیام و رسول نفرستاده است، استفاده کرد . با این همه، تنها سند معتبری که مورد اجماع سیاسی و رفتاری آحاد کشورها قرار گرفته است و به استناد و پشتوانه آن، همه مردم روی زمین را با تمام تنوع ادیان و فرهنگ ها به مخالفت با آپارتاید جنسی و سیاسی و تبعیض ها و ستم ها واداشته و به احقاق حقوق انسان ها دعوت کرده، همین اعلامیه جهانی حقوق بشر است . این، امتیاز بی بدیل و بزرگ اعلامیه حقوق بشر بر حقوق بشرهای مفروضی است که اقتدارگرایان متافیزیک مسلک تجویز می کنند . حقوق بشر مدرنیته، طرح و تدبیری است که هیچ فرهنگ و مسلکی را تبلیغ نمی کند; بلکه پاسخی مثبت و همه جانبه به چالش هاست و سامان دادن به این دوره پرآشوب را سرلوحه وظایف خود قرار داده است .

بعضی اقتدارطلبان دینی معتقدند حقوق بشر معاصر برایند فرهنگ غرب است و نسخه قابل اعتماد و موجهی برای شرق نیست و به همین دلیل از حقوق بشر اسلامی به مفهوم فوق سخن می گویند; در حالی که سخت در اشتباهند; زیرا حقوق بشر ملازم و مقوم مدرنیته است; نه فرهنگ غرب در مرزکشی با شرق . مگر می توان از حقوق بشر این فرهنگ و آن خرده فرهنگ سخن گفت؟ در هر آرمان شهری و هر موضعی که مدرنیته رسوخ کرده، به موازات آن، حقوق بشر هم مطرح شده است . سوء استفاده سیاسی بعضی دولت ها از حقوق بشر، هرگز حرمت و اصالت آن را مخدوش نمی کند; چنان که بی اعتنایی دولت های یاغی و ناقض حقوق بشر، حضور و نظارت حقوق بشر را کم رنگ نمی کند .

یکی از مهم ترین آفاتی که اساس حقوق بشر را تهدید می کند، رویکرد متافیزیکی اقتدارگرایان محافظه کار در سراسر عالم به حقوق بشر است . یک پرسش اساسی میان مسلمانان این است که کدامین رویکرد به حقوق بشر مطلوب ماست و چگونه وارد این بحث شویم؟

پاره ای از علمای دینی، حقوق بشر معاصر را مردود و خود از نوعی حقوق بشر متافیزیکی که لازمه اش دانستن نیت قلبی مردم است، سخن می گویند . (۲۸) این دسته از علمای دینی، مستقل از تجارب تاریخی و انسان شناسی علمی و فلسفی و واقعیت های اجتماعی، بر مسند وضع و طبع قانون نشسته اند . و حقوق بشر آنها نه از صلاحیت علمی و پدیدارشناسانه برخوردار است و نه می توان بر آن یک آیین نامه و ضمانت اجرایی نوشت . نویسنده کتاب فلسفه حقوق بشر معتقد است اولا تنها حقوقی که می توان برای بشر معین کرد، از گذر شناخت جامع طبیعت و فطرت و حقیقت و نیز شناخت روح مجرد و مقام و موقعیت انسان در کل جهان هستی است . تنها خداوند قادر به این شناخت جامع الاطراف است; پس تنها خداوند است که چنین حقوقی را معین می کند و چون این حقوق بشر منطبق با واقع و حقیقت نوع انسان است، مورد رضایت آحاد بشر است و همه در مقام اجرا و عمل آن را می پذیرند . ثانیا از آن جا که اعلامیه جهانی حقوق بشر بر اساس عرف و آداب و سنن تدوین و تنظیم شده، اعتبار فلسفی و اخلاقی ندارد و یک قرارداد صرف است .

پرسش اساسی این است که حقوق بشر متافیزیکی در مقام پاسخ دادن به کدامین پرسش عصر ماست؟ چگونه می توان از سیستم فلسفی متافیزیکی که کوششی برای حل یک مساله فلسفی و متافیزیکی است، نه بیشتر، یک سیستم حقوقی استخراج کرد؟

حقوق بشر متافیزیک در مقام اجرا با موانع جدی ولا ینحلی روبه رو است: اول آن که به جرات می توان گفت اکثر قریب به اتفاق مردم جهان، در باب اخلاقیات، سیاست و حقوق، اندیشه غیر متافیزیک دارند، مفاهیم اخلاقی و حقوقی عاری از آرای متافیزیکی است و فرهنگ عمومی این جوامع غیر دینی شده است (نه ضد دینی) .

دوم آن که صاحب نظران اقتدارگرا می گویند حقوق بشر را باید از متون دینی وام گرفت; زیرا تنها خداوند است که می تواند حقوق بشر مبتنی بر ماهیت و واقعیت فطری و طبیعی و روح مجرد انسان را از طریق کتاب و سنت برای ما وضع کند . در این صورت سؤال اساسی این است که کدامین قرائت از متون دینی اسلام را باید ملاک عمل و معیار تعیین حقوق بشر قرار داد؟ بعضی از اندیشمندان و اسلام شناسان، حقوق بشر را یک صبغه و مساله برون دینی می دانند که البته طیف قابل توجهی را نیز تشکیل می دهند . مجموعه ای نیز حقوق بشر اسلامی را از متون دینی به دست آورده اند که برای هیچ یک از فرق اسلامی الزام آور نیست . آیا نظریه حقوق بشر متافیزیکی و فقهی از ضروریات اسلام است؟ آیا فتوای محدود بودن آزادی دین و آزادی های سیاسی و حقوق شهروندی که شاخص ترین و مهم ترین اختلاف حقوق بشر ابداعی شما با اعلامیه جهانی حقوق بشر است، از ضروریات اسلام است؟ مفتوح بودن باب اجتهاد به معنای عصری بودن فهم هاست و حتی بر خلاف نظرات جمهور فقها و آرای اجماعی و فرضی آنها می توان نظرات مستدل و متدلوژی جدیدی ابراز کرد . چگونه باید از میلیاردها انسان متدین که مسلمان نیستند و عقیده ای به منابع شیعه ندارند، انتظار داشت که اصول عقاید و احکام مستنبط شما از کتاب و سنت را بپذیرند؟ به فرض محال، اگر آنان با نگاه خاص خود قادر به معتقد ساختن حقوق بشر متافیزیکی خود باشند، باید بدانیم که اجبار و اکراه به این اعتقاد یا فی نفسه خود این اعتقاد، هیچ دردی را دوا نخواهد کرد; زیرا بیگانه با روح واقعیات تاریخی و اجتماعی است و به هنگام اجرا و عملیاتی کردن مفاد آن، هزاران جنگ و شورش و خشونت و خون به راه خواهد افتاد . این گونه تفسیر از حقوق بشر، با روح مجرد و کنکاش در نیت انسان سر و کار دارد و به درد فرشتگان آسمان می خورد و گویی دانستن نیت قلوب مؤمنین را فقط خداوند در انحصار اقتدارگرایان قرار داده است .

مروجان حقوق بشر متافیزیکی – فقهی، تصویر خاصی از دنیا دارند . از نظر آنها دنیا مزرعه آخرت نیست; بلکه سرای مجازات و دار مکافات است و باید در همین دنیا خطاکاران به سزای اعمال خود برسند; زیرا به ذات انسان بدبین و در صدد کشف پشت پرده نیات درونی افراد هستند . در این نحوه نگرش، تحول در اخلاق انسان و اصلاح انسان از طریق تحول و امکان تهذیب معنا ندارد و باید انسان را با ترس و زندان و محاکمه و بازجویی و ارعاب اصلاح کرد . جزم اندیشی، خصوصیت بارز معرفت شناسی تفکر اقتدارگرایان در زمینه حقوق بشر است و با اباحه در روش، هر روش و وسیله ای را برای رسیدن به هدف خود، مقدس و مجاز می شمارند .

حقوق بشر اقتدارگرایان به قانون اهمیت نمی دهد . رجوع به قانون در حکم عناوین ثانویه است و در صورت اضطرار به قانون مراجعه می کنند . باید از شرعیات، چه قانونی باشد و چه نباشد، استفاده کرد . رای مردم و رضایت عمومی منزلتی ندارد; حتی در حوزه مباحات . اگر هم به رای و رضایت مردم وقعی گذاشته می شود، از باب اکل میته است تا دشمنان، حکومت را متهم به استبداد و انحصار نکنند . این است منطق اسطوره حقوق بشر دولتی .

اشاره

به نظر می رسد که نویسنده مباحث علمی را با مسائل سیاسی و احساسی در هم آمیخته و از این رو گاه از راه صواب و منطق به دور افتاده است . با آن که مطالب گ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *