تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل کواین و گزاره های تحلیلی یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل کواین و گزاره های تحلیلی شامل 81 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل کواین و گزاره های تحلیلی را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل کواین و گزاره های تحلیلی با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل کواین و گزاره های تحلیلی بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل کواین و گزاره های تحلیلی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل کواین و گزاره های تحلیلی وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل کواین و گزاره های تحلیلی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل کواین و گزاره های تحلیلی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کواین و گزاره های تحلیلی :

چکیده: بررسی ملاک تمایز گزاره های تحلیلی و ترکیبی از یکدیگر از مباحث مهم معرفتشناختیِ معاصر است. در این مقاله دیدگاه «کواین» درباره گزاره های تحلیلی و ترکیبی مورد بررسی قرار گرفته است، کواین با نقد مفاهیمی همچون ترادف و قواعد معناشناختی معتقد است هیچ معیاری برای تقسیم گزاره ها به تحلیلی و ترکیبی در دست نیست و در نهایت نتیجه می گیرد هیچ گزاره ای نیست که صدق آن مطلقاً به زبان وابسته باشد. در پایان مقاله نظرات فیلسوفان دیگری مانند ریچارد سویین برن، آلبرت کاسُلو و رودریک چیزم در نقد آرای کواین بیان شده است.

کلیدواژه ها: معنا، تحلیلی و ترکیبی، ترادف، قواعد معناشناختی، کل گرایی معرفتشناختی

نویسنده : محمدصادق زاهدی [۱]

هرچند تنسیق دقیق گزاره های تحلیلی[۲] و ترکیبی[۳] نخستین بار توسط ایمانوئل کانت ارائه گردید؛ اما این تمایز پیش از وی نیز از سوی فیلسوفان دیگری همچون لایب نیتس و هیوم مورد توجه قرار گرفته بود. لایب نیتس میان دو دسته از گزاره ها تمایز قایل شد. گزاره هایی که آنها را حقایق عقلی[۴] می نامد و گزاره هایی که از آنها به حقایق تجربی[۵] تعبیر می کند. حقایق عقلی گزاره هایی هستند که انکار آنها مستلزم تناقض است و در هر جهان ممکنی صادقند، گزاره های ریاضی بارزترین نمونه این حقایق است. ابتنای این گزاره ها بر اصل تناقض به این معناست که هر تغییری در عالم تجربه صورت پذیرد در صدق و کذب آنها تأثیری نخواهد داشت [لایب نیتس ۱۳۷۳: ۱۷۶]. معیار تناقض، پس از لایب نیتس به عنوان یکی از ملاکهای تمایز میان گزاره های تحلیلی و ترکیبی از سوی کانت مورد استفاده قرار گرفت.

دیوید هیوم؛ از منظری دیگر، گزاره ها را از حیث اینکه بیان کننده چه نسبتی هستند به دو دسته گزاره های تحلیلی و گزاره های تجربی تقسیم کرد. وی گزاره هایی را که حاکی از نسبت میان ایده ها و تصورات ذهنی[۶] هستند تحلیلی، و گزاره هایی را که حاکی از نسبت میان امور واقع هستند[۷] گزاره های تجربی می نامد. از نظر هیوم، صدق گزاره های تحلیلی صرفاً از تحلیل ایده ها و تصورات ذهنی احراز می شود و نسبت میان ایده ها نیز تماماً به دو طرف آنها بستگی دارد که در ذهن تحقق دارند. این نوع گزاره ها ربطی به امور واقع ندارند و حکایت از واقع نمی کنند. نسبت میان امور واقع از تصورات ذهنی مستقل است و احتمال دارد در عین ثابت بودن تصورات ذهنی؛ در نسبت مورد نظر تغییر حاصل شود. به نظر هیوم نفی نسبت میان امور واقع به تناقض نمی انجامد، در حالی که نفی گزاره های حاکی از نسبت میان تصورات ذهنی مستلزم تناقض است [Hume 1980: 15].

واضحترین و صریحترین تفکیک میان انواع گزاره ها از سوی کانت ارائه گردید. وی پس از تقسیم بندی گزاره ها به دو قسم تحلیلی پیشین[۸] و ترکیبی پسین[۹] به بررسی این مسأله اساسی پرداخت که آیا گزاره های ترکیبی پیشین می تواند وجود داشته باشد یا نه؟ فیلسوفان پیش اندی، در نظام معرفتی انسان، دو نوع گزاره تحلیلی پیشین و ترکیبی پسین را تشخیص داده بودند، اما به گزاره های ترکیبی پیشین اعتقاد نداشتند. کانت این سه نوع گزاره (تحلیلی پیشین، ترکیبی پسین و ترکیبی پیشین) را از هم تفکیک کرد. وی در تفکیک گزاره های تحلیلی و ترکیبی دو معیار را در نظر گرفت: اندراج[۱۰] و تناقض. او گزاره ای را که معمول در موضوعش مندرج باشد و با تحلیل موضوع بتوان محمول را از آن استخراج کرد، گزاره تحلیلی می نامد. به این ترتیب در گزاره های تحلیلی، محمول چیزی به موضوع نمی افزاید و در نتیجه چیزی به معرفت ما درباره موضوع اضافه نمی شود. گزاره «هر شوهری مرد است» گزاره ای تحلیلی است، زیرا «مرد بودن» در «شوهر بودن» مندرج است؛ و با تحلیل مفهوم «شوهر» می توان به مفهوم «مرد» دست یافت. اما در گزاره های ترکیبی محمول در موضوع مندرج نیست و با بیان یک گزاره ترکیبی مفهوم جدیدی بر موضوع حمل می شود. گزاره «جسمی وزن دارد» ترکیبی است، زیرا «وزن داشتن» در مفهوم «جسم» مندرج نیست [Kant: 48-54].

معیار اندراج، با دشواریهایی رو به روست، زیرا اندراج، خود مفهومی مبهم است و معنای اینکه مفهومی در مفهوم دیگر مندرج باشد چندان روشن نیست. وانگهی، معیار اندراج صرفاً برای گزاره هایی قابل استفاده است که از ساختار موضوع محمولی برخوردار باشند و گزاره های دیگر را دربرنمی گیرد. شاید بتوان پذیرفت که گزاره «مثلث سه ضلع دارد» تحلیلی است، زیرا مفهوم «سه ضلع داشتن» در مفهوم «مثلث» مندرج است؛ اما درباره گزاره «اگر امروز باران باریده باشد آنگاه امروز باران باریده است» چه می توان گفت؟ صدق این گزاره به تجربه وابسته نیست؛ و لذا گزاره ای پیشین است. اما آیا گزاره ای تحلیلی است یا ترکیبی؟[کورنر ۱۳۶۷: ۱۴۷].

معیار دیگری که از سوی کانت برای تمایز میان گزاره های تحلیلی و ترکیبی به کار رفته است، معیار تناقض است. گزاره تحلیلی، گزاره ای است که نفی آن به تناقض می انجامد؛ اما نفی گزاره ترکیبی مستلزم تناقض نیست. ظاهراً اشکالاتی که در معیار اندراج وجود دارد شامل معیار تناقض نمی شود. چون معیار تناقض نه با ابهام مفهومی نظیر ابهام مفهوم «اندراج» مواجه است و نه دامنه شمول آن صرفاً به گزاره هایی که دارای ساختار حملی هستند، ختم می شود. اما این بدان معنا نیست که هیچ اشکالی بر این معیار دوم وارد نیست.

گزاره های ریاضی از نظر کانت، از طرفی، ترکیبی اند و محمول آنها از تحلیل موضوعشان به دست نمی آید. مثلاً گزاره «۱۲=۷+۵» گزاره ای ترکیبی است و مفهوم «دوازده» را از تحلیل مفاهیم پنج و هفت نمی توان به دست آورد. اما، از سوی دیگر، نفی این گزاره ها مستلزم تناقض است. به این ترتیب معیار تناقض صرفاً برای شناسایی گزاره های تحلیلی از ترکیبی به کار نمی آید، و اینگونه نیست که اگر نفی هر گزاره ای به تناقض انجامید، آن گزاره تحلیلی باشد [Casullo 1992: 12]. به نظر می رسد حتی اگر معیار تناقض، معیار قابل قبولی در تفکیک گزاره های تحلیلی و ترکیبی از یکدیگر باشد، باز هم مسأله تمام شده نیست و می توان پرسید که چرا نفی برخی از گزاره ها مستلزم است، اما نفی برخی دیگر تناقض را در پی نخواهد داشت؟

دو معیار «اندراج» و «تناقض» هر یک رویکرد خاصی را در تبیین اینکه چه گزاره ای را گزاره تحلیلی بدانیم، به همراه دارند. «اصل تناقض» حقیقتی منطقی است، و استفاده از آن به عنوان معیاری برای تمایز این دو نوع گزاره به معنای مبنا قرار دادن حقیقتی منطقی برای شناسایی گزاره های تحلیلی است. «اندراج» معیاری معناشناختی است از طریق تمایل معنایی موضوع و محمول به اندراج محمول در موضوع حکم می کند و به نتیجه می رسد که گزاره تحلیلی است.

پوزیتویستهای منطقی، که در پی تعیین معنا داری و بی معنا بودن گزاره ها هستند، تمایز میان گزاره های تحلیلی و ترکیبی را می پذیرند و گزاره های ریاضی و منطقی را گزاره های تحلیلی می دانند. وقتی این گزاره ها تحلیلی باشند، پیشین هستند و صدق و کذب آنها از طریق تجربه به اثبات نمی رسد. اما اینان، برخلاف کانت، این گزاره ها را ترکیبی نمی دانند و معتقدند هر گزاره پیشینی لزوماً تحلیلی است. از نظر آنان این گزاره ها معنا دارند اما چیزی به معرفت ما اضافه نمی کنند. به اعتقاد آیر[۱۱] صدق گزاره های تحلیلی صرفاً به تعریف نهادهای منطقی به کار رفته در آن وابسته است، در حالی که صدق گزاره های ترکیبی به امور واقع تجربی بستگی دارد. به طور مثال؛ گزاره «بعضی مورچه ها دارای نظام برده داری هستند» گزاره ای ترکیبی است و صدق و کذب این گزاره بر اساس تعریف نهادهای منطقی اش حاصل نمی شود. اما گزاره «بعضی مورچه ها یا زندگی انگلی دارند یا ندارند» گزاره ای تحلیلی است. اگر کسی کارکرد واژه های «یا» و «چنین نیست که» را بداند به صدق این گزاره پی می برد و نیازی به مراجعه به تجربه نیست. آیر معتقد است گزاره های تحلیلی فاقد محتوای خبری اند و درباره عالم واقع چیزی بیان نمی کنند؛ به همین دلیل هم با هیچ تجربه ای تأیید یا ردّ نمی شوند. اینکه نفی چنین گزاره هایی به تناقض منجر می شود صرفاً به قراردادهای زبانی مربوط است. نفی گزاره های تحلیلی؛ زیر پا نهادن قواعد و قراردادهای مربوط به کاربرد زبان است [Ayer 1946: 77-78].

علی رغم اختلاف نظر کانت و پوزیتیویستهای منطقی در مورد تحلیلی بودن گزاره های ریاضی و منطقی، پوزیتیویستها در این مسأله با کانت اتفاق نظر دارند که صدق پاره ای از گزاره ها مستقل از امر واقع است و برای احراز صدق چنین گزاره هایی نیازی به رجوع به امور واقع تجربی نیست. اما کواین در مقاله مشهور خود به نام «دو حکم جزمی تجربه گرایی»[۱۲] تمایز قائل شدن میان دو نوع گزاره تحلیلی و ترکیبی و اعتقاد به صدق پاره ای از گزاره ها مستقل از امور واقع تجربی را از احکام جزم گرایانه تجربه گرایی دانسته و معتقد است تجربه گرایی برای پایبندی به اصول خود، که همانا خودداری ارائه از هرگونه حکم جزمی درباره عالم است، باید از این احکام جزمی دست بشوید. به نظر کواین صدق هیچ گزاره ای مستقل از امر واقع نیست و اساساً تقسیم گزاره ها به گزاره های تحلیلی و ترکیبی؛ تقسیمی بدون دلیل است Quine 1984: 20-46]؛کواین ۱۳۷۴: ۲۵۱ ۲۷۷[.

به اعتقاد کواین، در یک بررسی مقدماتی، گزاره های تحلیلی به دو نوع تقسیم می شوند: نوع اول گزاره هایی هستند که از صدق منطقی[۱۳] برخوردارند. به طور مثال، گزاره «هیچ نامتأهلی، متأهل نیست» دارای صدق منطقی است. ویژگی صدقهای منطقی آن است که مفاهیم تشکیل دهنده آنها در صدقشان نقشی ندارند و صدق این گزاره ها تنها به اجزای منطقی[۱۴] تشکیل دهنده آنها وابسته است. در مثال مورد نظر صدق این گزاره به مفهوم «متأهل» ارتباطی ندارد، بلکه صرفاً به اجزای منطقی «هیچ» و «نا» مربوط است.

نوع دوم گزاره هایی هستند که هرچند به ظاهر ساختار منطقی ای مانند گزاره های نوع اول ندارند اما می توان با جایگزینی عبارتهای مترادف، آنها را به صدقهای منطقی تبدیل کرد. برای مثال؛ گزاره «هیچ مجردی، متأهل نیست» گزاره ای تحلیلی است زیرا به سادگی می توان به جای «مجرد» مترادف آن یعنی «نامتأهل » را قرارداد و آن را به یک صدق منطقی تبدیل کرد. تبدیل گزاره های تحلیلی نوع دوم به گزاره های نوع اول بر اساس ترادف مفهومی[۱۵] عبارتهای تشکیل دهنده دو گزاره امکانپذیر است. اما از نظر کواین واژه «ترادف» نیازمند توضیح است، چرا که این واژه به اندازه واژه تحلیلی مبهم است [Quine 1984: 22-24].

مسأله این است که اصلاً چگونه می توان تشخیص داد که دو عبارت زبانی مترادفند؟ کواین دو معیار محتمل برای شناسایی دو عبارت مترادف را مورد بررسی قرار می دهد و در نهایت هیچ یک از این دو معیار را برای شناسایی دو عبارت مترادف معتبر نمی داند. نخستین معیار؛ او معیار تعریف[۱۶] است؛ شاید برخی معیار تعریف را برای شناسایی ترادف دو عبارت زبانی کافی بدانند، به این معنا که اگر یک عبارت زبانی، با عبارتی دیگر تعریف شود، می توان گفت آن دو عبارت مترادفند. در مثال مورد نظر «مجرّد» به «نامتأهل» تعریف می شود؛ لذا می توان گفت آنها مترادف یکدیگرند. اما کواین معتقد است نمی توان از پیش معین کرد که چه عبارتی برای تعریف چه عبارتی به کار می رود. حتی مراجعه به فرهنگهای لغت نیز نمی تواند مشکل گشای مسأله باشد، زیرا فرهنگ نویسان از پیش فرض کرده اند آنچه در تعریف یک واژه ارائه می دهند؛ با آن واژه مترادف است. به این ترتیب کواین پیش فرض تعریف یک واژه به واژه ای دیگر را ترادف مفهومی میان آن دو می داند و به همین سبب بنا کردن ترادف، بر ملاک تعریف را نوعی دور منطقی به حساب می آورد[Quine 1984: 25] .

معیار محتمل دیگری که ممکن است برای شناسایی ترادف مفهومی دو عبارت زبانی در نظر گرفته شود امکان جا به جایی و تعویض واژه های مترادف در یک گزاره صادق است به طوری که با جا به جایی آنها به جای یکدیگر، صدق جمله ثابت باقی بماند. هر دو عبارت زبانی که چنین خصوصیتی داشته باشد و بتوانند جانشین یکدیگر شوند و در عین حال صدق جمله باقی بماند با یکدیگر مترادفند. مثلاً می توان گفت دو عبارت «مجرد» و «نامتأهل» مترادفند؛ زیرا اگر در گزاره «هیچ متأهلی، متأهل نیست» به جای «نامتأهل»، عبارت «مجرد» را قرار دهیم صدق جمله ثابت خواهد بود. اما آیا صرف اینکه دو عبارت بتوانند در یک جمله جایگزین هم شوند و صدق جمله ثابت باقی بماند، می تواند نشانه ترادف مفهومی آن دو عبارت باشد؟ پاسخ کواین منفی است[Quine 1984: 29] .

برای روشن شدن مسأله باید به تفاوت دو نوع زبان مصداقی[۱۷] و زبان مفهومی[۱۸] توجه داشت. زبان مصداقی، زبانی است که با جا به جا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *