توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل گذار معرفت شناسانه از فقه سکولار در عصر مدرنیته به فقه حکومتی یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل گذار معرفت شناسانه از فقه سکولار در عصر مدرنیته به فقه حکومتی شامل 71 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل گذار معرفت شناسانه از فقه سکولار در عصر مدرنیته به فقه حکومتی را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل گذار معرفت شناسانه از فقه سکولار در عصر مدرنیته به فقه حکومتی با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل گذار معرفت شناسانه از فقه سکولار در عصر مدرنیته به فقه حکومتی بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل گذار معرفت شناسانه از فقه سکولار در عصر مدرنیته به فقه حکومتی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل گذار معرفت شناسانه از فقه سکولار در عصر مدرنیته به فقه حکومتی وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل گذار معرفت شناسانه از فقه سکولار در عصر مدرنیته به فقه حکومتی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل گذار معرفت شناسانه از فقه سکولار در عصر مدرنیته به فقه حکومتی مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گذار معرفت شناسانه از فقه سکولار در عصر مدرنیته به فقه حکومتی :
مقدمه
در صورت درک دقیق از فضای مدرنیته، تعریفمان از فقه موجود تغییر اساسی پیدا میکند و در حقیقت برونداد این تغییر، گذار از فقه سنتی عصر مدرن به فقه حکومتی خواهد بود؛ زیرا مواجه درست با فضای مدرنیته بر این مبنا استوار است که فقیه در صورتی میتواند حکم الهی را کشف نماید که موضوعشناس و بلکه موضوعساز (متخصص موضوع) در مقام کشف حکم الهی و تطبیق آن هم باشد، زیرا در فضای مدرنیته اگر فقیه موضوعشناسی و موضوعسازی را به عهده متخصصانی غیر از خودش بسپرد، سبب میشود که حکم الهی به صورت دقیق از سوی فقیه کشف نشود و مستنبط نتواند به صورت دقیق حکم الهی را بر موضوع تطبیق دهد؛ بر این اساس در دوره مدرن فقیه خودش باید از پایگاه فقه، نظامشناسی و نظامسازی نماید؛ در غیر این صورت جامعه اسلامی مقهور نظامهای ساختگی دیگران خواهد شد. برای درک تغییر موضوعشناسی دوران مدرنیته نسبت به دوران قبل از مدرن، باید نحوه مواجه اندیشمندان مسلمان ایرانی با مدرنیته را خوانش تاریخی نمود و آنگاه این مواجهها را مورد سنجه قرار داد.
عکس العملها در برابر مدرنیته
از دوره قاجار تا انقلاب اسلامی نحوه موجه اندیشمندان ایرانی با غرب در نه جریان خلاصه میشود.
– خودباختگی (تجددزدگانِ سنتستیز): عدهای همچون میرزا فتحعلی آخوندزاده، میرزا ملکم خان و دیگران گرفتار خودباختگی در برابر شرق و غرب شدند و نظام مبتنی بر Science را به تمامه پذیرفتند، البته از میان علمای مسلمان ایرانی کسی این دیدگاه را نپذیرفته است ().
– تکفیر، تفسیق و تحریم (توسل به فقه): برخی از روحانیان و من تبع ایشان در مقابله با غرب متوسل به سلاح تکفیر و تفسیق و تحریم و حتی چماق و ترور شدند. البته در فضای علمای شیعه افراد نامداری این نظریه را نپذیرفتند و بیشتر در فضای دو اندیشه سنتگرایی و ظاهر گرای (سلفیه) اهلسنت این نظریه طرفدار پیدا کرده است ().
– تلاش در راستای احیای کلام کلاسیک و سنتی: برخی از علما همچون علامه شعرانی با ترجمه و شرح کتاب کشفالمراد سعی کردند با احیای کلام کلاسیک و سنتی از افکار و اعتقادات مردم و جوانان در برابر ماتریالیسم و سکولاریزم حمایت کنند؛ ایشان در آثار دیگرش، در نقد فلسفه غرب توانست برخی آرای فلاسفه غرب همچون «نظریه ارگانیسم در بحث از مبدأ حیات»، «نظریه تبدیل انواع داروین»، را به چالش بکشاند ()؛ این تلاش علامه ستودنی بود اما عملکرد ایشان دارای دو اشکال اساسی داشت، اولاً: اهتمام اصلی علامه در نقد فلسفه غرب، نقد معرفتشناسانه آن نبود و ایشان بیشترین تلاش خود را به نقدهای هستیشناسانه فلسفه غرب سپری نمود؛ ثانیاً: کتاب شرح کشف المراد ایشان –که مهمترین اثر ایجابی علامه در برابر فلسفه غرب است- گرفتار اشکال روشی بود، چون زبان و ذهن مخاطب عصر علامه شعرانی با زبان و ذهن مخاطب کتاب کشفالمراد عصر علامه حلی متفاوت بود، زبان و ذهن مخاطب دوران مدرن از پایگاه معرفتشناسی خاصی شکل گرفته است و با تکیه به این منطق جدید، مبانی هستیشناسی و انسانشناسی خود را پیریزی نموده است، در حالیکه کتاب کشف المراد بدون لحاظ نقد مبنای معرفتشناسی رقیب وارد مبنای ایجابی هستیشناسی خودش شده است؛ بدین معنا که سیر اندیشه کلامی علامه از امور عامه فلسفی آغاز شده است و به الهیات بالمعنی الاخص ختم شده است ()؛ طُرفه اینکه علامه با تکیه به پایگاه هستیشناسی، مباحث کلامی تطبیقی خود را تئوریزه کرده است، در حالیکه مخاطب علامه شعرانی نسل جوانی بودند که با روش معرفتشناسی پوزیتیویسمی بنیانهای فکری خود را تئوریزه کردهاند و علامه با زبان دیگر هستیشناسی خود در صدد دفاع از دین بر آمده است.
– توسل به علم مدرن (تلاش در راستای تلفیق علم و دین): برخی از روشنفکران دینی همچون مهندس بازرگان با نگارش کتابهایی به مانند راه طی شده، سعی کردند با توسل به علم مدرن از دین دفاع کنند. این روش با اینکه با زبان و ذهن مخاطب مدرن سازگاری داشت ولی چون مهندس بازرگان با ابزار انحصاری پوزیتیویسم، درصدد اثبات دین بود، نتوانست بهصورت مبنایی مکتب معرفتشناسی غرب را نقد بزند.
– تلاش در راستای معرفی بُعد اجتماعی و انقلابی دین با تکیه بر علوم اجتماعی مدرن (توسل به فلسفههای جدید بویژه مارکسیسم): برخی از روشنفکران دینی همچون دکتر شریعتی () وآیتالله طالقانی () سعی نمودند با توسل به فلسفههای جدید و دانش جامعهشناسی، اسلام را در قالب یک مکتب کامل و جامع فکری و اجتماعی که دارای سه لایه «شناختشناسی»، «جهانبینی» و «ایدئولوژی» است به عنوان رقیب لیبرالیسم، مارکسیسم و اگزیستانسیالیسم مطرح کنند. دکتر شریعتی در مباحث روشی اشتراکات فکری با مکتب پوزیتیویسم داشت؛ از قبیل روش علم، آفاقیت علوم طبیعی، دقت و اعتبار علوم طبیعی و اتکای به آن، بهکاربردن روش علوم طبیعی در علوم انسانی، و تفکیک بین مرحله شناخت و ارزیابی است. البته نقاط افتراقی نیز میان اندیشه دکتر شریعتی و مکتب پوزیتیویسم وجود داشت، همچون «تأثیر فرهنگ در علم»، «نقد تقوای علمی وعلم برای علم»، «تأثیر فرد و جامعه در علم (انفسیگری)»، «تفاوت علوم طبیعی و علوم انسانی در دقت و اعتبار»، «نقد ساینتیسم»، «نیاز به فلسفه و متافیزیک (رد تجربهگرایی)» و نیاز علم به شناخت واقعی انسان. () روش دکتر شریعتی و آیتالله طالقانی گرچه به مذاق جامعه ایرانی که گرفتار فقر فراگیر بود خوشایند آمد -چون این روش با مبنای علوم انسانی غربی در صدد توجیه نظام اقتصادی و اجتماعی اسلام بود- و در وهله اول مورد توجه فراگیر مخاطبان قرارگرفت ولی چون این روش دوباره توأم با منطق معرفتشناسی پوزیتیویسمی بود، نتواست نقد مبنایی به بلوک شرق و غرب وارد نماید.
– جمع میان کلام کلاسیک و سنتی و علم مدرن: روحانیت نواندیش همچون آیتالله مکارم شیرازی و آیتالله نوری همدانی نیز سعی کردند با به خدمت گرفتن علم جدید در کنار کلام کلاسیک و سنتی از دین دفاع کند؛ این روش در صدد جمع میان علم و وحی بوده است و تا حدودی نسبت به رقیبان خود در عرصه نقد جریان غرب در عرصه کلام موفق بودند()؛ این آثار با تلاشهای فراوان نویسندگانش، بیشتر در صدد نقد بنایی غرب است ولی ورود اساسی به نقد مبنایی معرفتی پوزیتیویسمی نداشته است، درنتیجه این آثار نتوانسته است بنیانهای فلسفه غرب را در موضوع معرفتشناسی مضمحل نماید.
– تلاش در راستای معرفی بُعد اجتماعی دین با تکیه بر آموزههای قرآنی: برخی از روحانیان نواندیش همچون مقام معظم رهبری در سخنرانیهای خود -که تبدیل به کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی شد- نیز سعی نمودند با ارایه تفسیری جدید از اصول عقاید و باورهای دینی، نقش اجتماعی و تحولآفرین دین را به نمایش گذارند و از این طریق جامعه را در برابر امواج توفنده لیبرالیسم و مارکسیسم واکسینه کنند. این جریان بدون تکیه به مبنای پوزیتیویسمی و با تکیه به قرآن، درصدد اثبات کارآمدی دین در عرصه حکومت بود بهگونهای که همه آموزههای دین از توحید گرفته تا امامت را به معنای حکومت تفسیر نموده است؛ درنتیجه توانست نسبت به گفتمانهای رقیبش در مقابله با نقد بنایی غرب موفق شود ولی مانند مدلهای رقیب خود نتوانسته بود نقد مبنایی بر پیکره نظام معرفتی غرب که ادعای جهانشمولی داشت، وارد نماید.
– توسل به فلسفه اسلامی و مطالعات تطبیقی و انتقادی (دفاع از دین توسط فلسفه): روحانیتی نواندیش متعمق همچون شهید مطهری به پیروی از استادش علامه طباطبایی با نگارش کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم نیز سعی نمود با نقد مبنای معرفتشناسی انسان مدرن، کاخ بلند و پرآوازه ماتریالیسم دیالکتیک و مکانیک را از بن و بنیاد ویران کند. این روش شهید مطهری بر خلاف سایر روشهای گذشته توانست نقد اساسی به مبنای معرفتشناسی پوزیتیویسم وارد نماید () و جلوی غلطیدن اندیشه بسیاری از جوانان به دامن مبانی جهانبینی علوم انسانی غربی گرفته شود. این روش با قوت منحصر به فرد خود توانست نظام جهانبینی غرب را در معرفتشناسی و هستیشناسی ویران کند و نسبت به مدلهای همسوی خود موفقتر گردد، اما درست است که شهید مطهری توانست نظام جهانبینی غرب را نقد مبنایی نماید ولی هنوز سیطره غرب در کشور ایران و باقی کشورهای اسلامی استوار بود و غرب توانسته بود با مدیریت و تولید علم (انسانی و پایهاش)، مدیریت نرمافزاری و سختافزاری کشورها را در دستان خود حفظ نماید؛ حاکمیت نقش بسزایی در تولید و مدیریت علم در هر سرزمینی دارد، زمانه شهید مطهری، زمانه حاکمیت طاغوت و هیمنه غرب مدرن در کشور بود، بنابراین باید به صورت عملی نظام طاغوتی مبتنی بر اندیشه غرب از بین برود تا از پایگاه حکومت، علوم انسانی به صورت ایجابی تولید گردد؛ در نتیجه باید از این روش گذار تکاملی صورت گیرد.
– توسل به انقلاب اسلامی ایران: امام خمینی (رحمه الله علیه)، حرکت علامه طباطبایی و شهید مطهری و دیگران را به گذار تکاملی رساند و توانست با برپایی انقلاب اسلامی ایران در صدد نقد عملی نظام معرفتی غرب برآید؛ اما این روش گرچه موفق بوده و هست ولی این حرکت هنوز نیازمند گذار تکاملی است؛ زیرا امام راحل به صورت عملی نظام طاغوت را از مدیریت کشور حذف نمود ولی نظام اسلامی ایران، نیازمند نرمافزار تولید و مدیریت علم از پایگاه دین است تا بتوان با این نرمافزار، سیستم کشور با تمام نظامهای اجتماعیاش را از پایگاه دین مدیریت شود؛ زیرا هنوز موضوعشناسی فقیه بر اساس مکتب معرفتشناسی مبتنی بر فلسفه غرب استوار است، و اینجاست که فقیه باید درک درستی از این جهانبینی داشته باشد تا کشور را از فرو غلطیدن به موضوعشناسی مبتنی برپوزیتیویسم راهی بخشد؛ در نتیجه انقلاب اسلامی نیازمند گذار تکاملی دیگری است.
تأثیر معرفتشناسی پوزیتیویسمی در تولید علوم انسانی
برای درک این جهانبینی باید ساختار معرفتشناسی، هستیشناسی و انسانشناسی مدرن مورد خوانش قرار گیرد؛ مکتب معرفتشناسی پوزیتیویسمی، با اصالتدادن انحصاری به تجربه، هستیشناسی خاصی از خود بهجا گذاشته است، و «نظریه بیگبنگ» ()، «نظریه تکاملی حیات اپارین» () و «نظریه داروین» () ساختار هستیشناسی مدرن را شکل دادهاند، این مبنا، انسانشناسی خاص خود را نیز تعریف نموده است که اومانیسم و تکیه به عقل خودبنیاد () از مظاهر این انسانشناسی است؛ علوم انسانی موجود بر اساس همین نظام ساختاری مدرن شکلگرفته است که نگارنده نمونههایی از تاثیر مستقیم مکتب پوزیتیویسمی در علوم انسانی را ارائه خواهد داد:
الف) شکلگیری نظام تربیتی مدرن بر اساس معرفتشناسی پوزیتیویسم: تمامی نظریات روانشناسی فروید از مبانی معرفتشناسی، هستیشناسی و انسانشناسی مدرن شکل گرفته است؛ همچون نظریه «عقده ادیب و الکترا» ()، همچنین شکل گیری مکتب رفتارگرای روانشناسی () بر اساس مکتب پوزیتیویسم بوده است؛ بر اساس این نگرهای روانشناسی، نظام تربیت در فضای مدرن شکل گرفته است و فقیه بر اساس موضوعشناسی این نظام تربیتی مدرن، فتاوی خود را صادر مینماید، در این صورت، فقیه با تکیه به موضوعشناسی پوزیتیویسمی
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.