تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل گزارش / نکوداشت علامه اقبال لاهوری!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل گزارش / نکوداشت علامه اقبال لاهوری بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل گزارش / نکوداشت علامه اقبال لاهوری از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل گزارش / نکوداشت علامه اقبال لاهوری شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل گزارش / نکوداشت علامه اقبال لاهوری استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل گزارش / نکوداشت علامه اقبال لاهوری با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل گزارش / نکوداشت علامه اقبال لاهوری قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل گزارش / نکوداشت علامه اقبال لاهوری حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل گزارش / نکوداشت علامه اقبال لاهوری به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گزارش / نکوداشت علامه اقبال لاهوری :

در ۲۷ آبان ماه ۱۳۸۳ مراسم نکوداشت علامه محمد اقبال لاهوری از طرف مرکز نشر میراث مکتوب با همکاری دانشگاه تهران، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، مرکز گفتگوی تمدن ها، شورای گسترش زبان فارسی، ستاد چهره های ماندگار، سفارت پاکستان در ایران به مناسبت سالروز تولد اقبال برگزار شد، در این نکوداشت پیام جناب آقای سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور ایران، پیام جناب ژنرال پرویز مشرف رئیس جمهور جمهوری اسلامی پاکستان، پیام جناب آقای شوکت عزیز نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران پاکستان و پیام جناب آقای مسجدجامعی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی قرائت شد. همچنین آیت الله گلپایگانی رئیس دفتر مقام معظم رهبری غزلی را که به اقتفای غزلی از علامه اقبال لاهوری به مطلع «نعره زد عشق که خونین جگری پیدا شد» با تخلص «علوی» قرائت فرمودند.

غم عشق آمد و شور دگری پیدا شد به نهان خانه اسرار دری پیدا شد
طائر عشق در این خاک به دام اندر بود تا به افلاک رسد بال و پری پیدا شد
مات شد عقل و فرو بست دم و هیچ نگفت قدسیان را به فلک شور و شری پیدا شد
وادی طور، فروزان چو شد از آتش عشق شد جهانسوز و مبارک شجری پیدا شد
از غبار قدم عشق در این وادی تیه آخر این غافله را راهبری پیدا شد
تا کشم رخت از این خانه، به میخانه عشق پرده برگیر، مرا همسفری پیدا شد
طبع اقبال، بلند است کز آن چشمه نور «علوی» از خامه، چنان شعرتری پیدا شد

در این نکوداشت آقایان دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن، دکتر محمد بقایی ماکان، دکتر شاهد چوهدری، آقای محمدحسین ساکت و جناب آقای اقبال احمدخان سفیر محترم جمهوری اسلامی پاکستان سخنرانی کردند.

زندگی و آثار اقبال

علاّمه محمّد اقبال لاهوری (۱۲۵۶ ۱۳۱۷ خورشیدی) که به عنوان فیلسوف، شاعر و اصلاحگر، آوازه ای جهانی دارد در شهر سیالکوت پنجاب پای به هستی نهاد و در لاهور به سرای باقی شتافت. آرامگاه او در این شهر زیارتگاه خاصّ و عامّ است. اقبال تحصیلاتش را در سیالکوت و لاهور و لندن و مونیخ دنبال کرد. در رشته فلسفه دارای دکترا بود. مجموع سروده هایش مشتمل بر پانزده هزار بیت است که ۹ هزار بیت آن به فارسی است و این نشان دهنده تعلق خاطر وی به زبان و ادب و فرهنگ ایران است. آثار اردوی او عبارتند از: ضرب کلیم، بال جبریل و بانگ درا. آثار فارسی او به ترتیب انتشار عبارتند از: اسرار خودی (۱۹۱۵ م.) و رموز بی خودی (۱۹۱۸ م.) که در آنها پرورش شخصیت (خودی)، تأثیر فرد بر جامعه و تأثیر جامعه بر فرد مورد بررسی قرار می گیرد. اقبال در این دو مثنوی می گوید که آنچه خودی یا شخصیت را استوار می سازد و تعالی می بخشد داشتن آرزو و هدف است. به عقیده وی انسان ناامید و عاری از آرزو مرده ای متحرک است. او تأکید می کند که خودی پس از تربیت و پرورش باید به خدمت جامعه درآید. اقبال کمال خودی را در آن می پسندد که با جمع درآمیزد. این مثنوی را اقبال شناس ایرانی محمد بقائی (ماکان) تحت عنوان شرار زندگی شرح کرده است.

دیگر اثر معروف اقبال پیام مشرق (۱۹۲۳ م.) است. این منظومه در پاسخ دیوان شرقی و غربی شاعر و فیلسوف آلمانی گوته است. این مجموعه علاوه بر مستزادها، مسمط ها، غزل ها و قطعات مختلف حاوی ۱۶۳ دوبیتی نیز می باشد.

چهارمین کتاب اقبال زبور عجم (۱۹۲۳ م.) است. این کتاب شامل دو بخش است که اکثر غزل های اقبال را دربردارد و همراه با دو مثنوی گلشن راز و بندگی نامه انتشار یافت. زبور عجم تحت عنوان لعل روان و گلشن راز جدید و بندگی نامه با همین عناوین به وسیله دکتر ماکان شرح شده اند.

پنجمین اثر اقبال جاوید نامه (۱۹۳۲ م.) است که آن را برترین اثر اقبال دانسته اند. این منظومه معراج نامه ای است به سبک ارداویرافنامه، سیر العباد، الغفران و کمدی الهی که شاعر (زنده رود)، مولوی را به عنوان راهنمای سفر خیالی خود به دنیای دیگر برمی گزیند. اقبال در این سفر خیالی با اندیشمندان و مشاهیر و شعرا ملاقات می کند و طی گفت و شنود با آنان نظرات فلسفی، اجتماعی و عرفانی خویش را بیان می دارد. جاوید نامه نزدیک به دو هزار بیت است و به قلم محمد بقائی (ماکان) تحت عنوان در شبستان ابد شرح شده است.

دیگر کتاب اقبال مسافر (۱۹۳۳ م) نام دارد که شرح مسافرت اقبال در سال ۱۹۳۳ به کشور افغانستان و بازدید از شهرهای تاریخی کابل و غزنه و قندهار، و زیارت مزار سنایی و دیدار از آرامگاه محمود غزنوی است. این مثنوی از سروده های اجتماعی سیاسی اقبال است.

دیگر مثنوی او چه باید کرد (۱۹۳۶ م) است که در آن مسلمانان و اقوام شرق را به خودشناسی و روی آوردن به فرهنگ اصیل اسلامی تشویق می کند. از این مثنوی میزان نگرانی اقبال از آینده اقوام شرق به خوبی احساس می شود. او گر چه می دانست فرهنگ غرب در برخی از زمینه ها پویایی دارد، ولی آگاه بود که این فرهنگ با بی دینی در آمیخته است. آنچه که اقبال آن را در این مثنوی «بغاوت فرد» می خواند و در سرتاسر مثنوی چه باید کرد با آن می ستیزد. این مثنوی را محمد بقائی (ماکان) تحت همین عنوان شرح کرده است.

آخرین اثر منظوم اقبال ارمغان حجاز (۱۹۳۸ م) مشتمل بر ۳۹۴ دوبیتی است که مضمون اصلی آنها عشق به حق و پیامبر(ص) است. اقبال این دوبیتی ها را در آخرین روزهای حیاتش سرود و کتاب پس از فوت وی انتشار یافت. ربع آخر کتاب به اردوست. این اثر را بقائی (ماکان) تحت عنوان خیال وصال شرح نمود. اقبال در دوبیتی های این اثر حسرتی را که در دل برای دیدار دو سرزمین محبوبش مدینه و ایران داشته غمگنانه شرح می دهد و در آخرین روزهای حیاتش وصال این دو سرزمین را در خیال مجسم می کند.

دیگر کتاب معروف اقبال که شامل ۷ سخنرانی وی در زمینه های دینی، فلسفی و اجتماعی است:

Reconstruction of Religious Thought in Islam

نام دارد که تاکنون دو ترجمه از آن تحت عنوان احیاءِ تفکر دینی در اسلام از احمد آرام و دیگری به نام بازسازی اندیشه دینی در اسلام از بقائی (ماکان) انتشار یافته است. این کتاب نخستین بار به سال ۱۹۲۹ م. به چاپ رسید و همانند دیگر آثار اقبال به کرّات تجدید چاپ، و شروح متعددی بر آن نوشته شد.

پیام سید محمد خاتمی رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران

به نام خداوند جان و خرد

محرم رازیم با ما راز گوی آنچه می دانی ز ایران باز گوی

هنوز علاّمه محمد اقبال لاهوری چشم از این جهان خاکی فرو نبسته بود که برخی از فرهیختگان و دانشمندان ایرانی تا اندازه ای با نام، شعر و اندیشه او آشنایی یافتند. اکنون هفتاد سال است که در ایران، سخن از شعر و اندیشه اقبال بر زبان ها می رود و خوشبختانه هنوز هم این نوای گرم و دلنواز رساتر از پیش به گوش می رسد. استادان، شاعران، نویسندگان، دانشمندان و هنرمندان این مرز و بوم ما در شعر و سرود و گفتار و نوشتار خویش، این اندیشه مند بزرگ مسلمان و پیشتاز نواندیشی دینی آسیا را ستوده اند و به بررسی و نقد آثارِ گرانسنگ او پرداخته اند.

عظمت اقبال در این است که زبان و ادب فارسی را، با آن همه پیشینه و نفوذ دیرینه که داشت به دستِ ترفند بازِ استعمارگران بیگانه، به کلّی از میان می رفت، جان تازه ای بخشید. او با شعر استوار و شیوای فارسی خویش، که زبان مادری اش هم نبود، صدها نکته تازه، دلکش و شیرین و مضمون های نغز و دلنشین را در ۹ هزار بیت و در قالب های رنگارنگ ریخت و با آفریدن پاره ای از ترکیب ها و واژگان زیبا و ابتکاری، ژرف ترین اندیشه ها و تصوّرات فلسفی را پدید آورد. با این وجود این، همه کار و شاهکار اقبال نبود:

گمان مبر که به پایان رسید کارِ مغان هزار باده ناخورده در رگ تاک است

اقبال چه در قالب انواع شعر و بیشتر مثنوی که بهانه ای برای رساندن و نمایش پیام، اندیشه و آرمانش به انبوه میلیونی مسلمانان و مردم جهان بود و چه در چارچوب سخنرانی های گرم و پر شور و عمیق و دقیق خویش و یا در ساختار نثر زیبا و فخیم خود، به زبان مادری (اردو) و انگلیسی، روزنه ای باز و گسترده بر اندیشه و تجربه دینی گشود. او توانست به آرمان ها و اندیشه های تنی چند از پیشاهنگان نواندیشی و جنبش اسلامی مانند سید جمال الدین اسدآبادی، محمد عبده، کواکبی و دیگران، جامه تفکّر علمی، پخته و سامان یافته بپوشاند. اکنون جهان اسلام و اندیشه مندان و پویندگان اندیشه نوین دینی وامدار کوشش ها و جوشش های علمی و شهامت متعهدانه این بَرَهمَن زاده مسلمان اند که تا واپسین دم زندگی، دلش برای و در هوای شهروندان مسلمانِ خویش و همگی مسلمانان در سراسر جهان می تپید.

اقبال در آرزوی بازگشت اقتدار اسلام و شکوه و سرافرازی مسلمانان بود. او به خوبی دریافته بود و این معنا را به روشنی از تاریخ بشر و سرگذشتِ زیست و زمانه اسلام و مسلمانان یافته بود که رمز و راز ادامه زندگی و پایندگی و پیشرفت و پایداری مسلمانان، اتّحاد و یگانگی و یکپارچگی امّت اسلامی و دست برداشتن از دوگانگی و کشمکش و فرقه گرایی است:

از حجاز و چین و ایرانیم ما شبنم یک صبح خندانیم ما
لا إله سرمایه أسرار ما رشته اش شیرازه افکار ما

اینک، به جرأت می توان گفت که اقبال فراتر از یک متفکّر و مصلح و شاعر و فیلسوف بود. به سروده ملک الشعراء بهار، اقبال «واحدی کز صد هزاران برگذشت» بود. او یک امّت بیدار و بیدارگر بود که با پی بردن به ضرورت و ارج و بهای بازسازی اندیشه و هویّت اسلامی، هیچ گاه در دام وسوسه ها و رنگ و نیرنگ های شرق و غرب و مکتب های رنگارنگ و آوازه گر آنها گرفتار نیامد:

بیا ساقی نقاب از رخ برافکن چکید از چشم من خون دل من
به آن لحنی که نه شرقی، نه غربی است نوایی از مقام «لاتَخَفْ» زن

اقبال نه تنها گذشته پرافتخار و فرهنگ غنی و با شکوه ایران و اندیشه های ایرانی / اسلامی را با شبه قاره بیشتر و استوارتر گره زد، بلکه با بیدار کردن مسلمانان از خواب گران و طرح استقلال مسلمانانِ سرزمین خود، که به پدیداری کشور مستقل پاکستان انجامید، مسلمانان آن سامان را از فرو افتادن به دام هولناک و تارهای تنیده استعمار و استثمار رهایی بخشید.

اقبال در راه عقیده و بینش خویش با رادی و آزادی گام برداشت و با پندآموزی از مکتب پیشوای آزادگان و مبارزان، امام حسین بن علی (ع)، سرودی جاودانه بر لب داشت:

در جهان، نتوان اگر مردانه زیست همچو مردان، جان سپردن، زندگی است

یکصد و بیست و هشتمین زادروز مسلمانِ پاک اندیش و آزاده اندیشه گر و شاعر پارسی گوی ایران دوست، بر همه مسلمانان و آزاد اندیشان جهان، دو ملّت بزرگ و برادر: ایران و پاکستان و همگی پارسی گویان فرخنده باد.

با درود بی پایان به روان پاک اقبال لاهوری، برای برگزار کنندگان این همایش بویژه مرکز نشر میراث مکتوب آرزوی توفیق دارم و امیدوارم در آینده نزدیک، رهایی و رستگاری مردم و کشورهای دربندِ مسلمان و به ویژه مردم ستمدیده و رنج کشیده و قهرمان فلسطین را که اقبال نگران سرنوشت آنان بود، به چشم ببینیم و آن روز را جشن بگیریم. بدین گونه هم روان آن بزرگ مرد نِستوهِ سرزمینِ پاک و هم قلب همگی مسلمانان و آزادگان و انسان دوستان جهان شاد و آسوده خواهد گردید. والسلام

سید محمّد خاتمی، رئیس جمهور اسلامی ایران

۲۷/۸/۸۳

پیام ژنرال پرویز مشرف

رئیس جمهوری اسلامی پاکستان

مایه افتخار اینجانب است تا به مناسبت سالروز تولد علامه محمد اقبال، شاعر و فیلسوف، به مرکز نشر میراث مکتوب در تهران تبریک بگویم و سپاس عمیق خود را از ابتکار این مرکز به منظور برگزاری مراسم ویژه ای که در آن اندیشمندان و دانشگاهیان ممتاز در خصوص زندگی و آثار علامه اقبال به ایراد سخنرانی می پردازند ابراز نمایم.

علامه محمد اقبال در قرن بیستم تفکر اسلامی را حاکم کرد. در حقیقت آخرین قرن هزاره دوم به دلیل ابتکارات فکری و سیاسی که هدف از آن احیای سیاست بدنه امّت با روح رنسانس بود به وی تعلق دارد.

با فرا رسیدن قرن بیست و یکم احساس می کنیم که مسلمانان بیش از هر زمان دیگری به آموختن از ایده آلهای وی نیاز دارند. جهان اسلام دچار آشوب شده است و اختلافات موجود در آن ما را از یکدیگر جدا می سازد و به اعتقاد برخی از متفکران غربی که با روح حقیقی اسلام نا آشنا هستند تصویری از برخورد تمدن ها در حال شکل گیری است.

درگیریهای موجود در جهان امروز که مسلمانان با آن دست به گریبان هستند سبب شده است تا غیر مسلمانان به غلط تصور کنند که اسلام دین ناشکیبائی و ستیزه جوئی و تروریسم است. این نظریه در سر تا سر جهان و در اذهان پیروان ادیان دیگر به سرعت در حال گسترش است که این سبب نگرانی شدید تمامی مسلمانان جهان گریده است. مسلمانان به سهم خود غرب را ضد اسلامی می پندارند.

راه حل این آشوب و استراتژی میانه روی روشنگرایانه است که من پیش از این در اجلاس سران سازمان کنفراس اسلامی مطرح نمودم و تصور می کنم برای تمام جهان و برای کشورهای مسلمان سودمند است. فکر می کنم این موقعیت و موقعیتی مناسب برای روشن نمودن جنبه های برجسته آن است. این یک استراتژی دو سویه است. یک سو اجتناب جهان اسلام از ستیزه جوئی و افراط گرائی و اتخاذ مسیر پیشرفت اجتماعی اقتصادی به منظور رهائی خود و سوی دیگر حل و فصل عادلانه تمامی مناقشات سیاسی که مسلمانان درگیر آن هستند و نیز کمک به بهبود اجتماعی اقتصادی جهان محروم اسلام از سوی غرب است.

در اینجا است که تعالیم اقبال در عصر حاضر ارتباط و اهمیت فراوان می یابد. ما و مردم غرب بیش از هر زمان دیگری به آموختن از تعالیم اقبال که طرفدار «بنیاد نهادن جهانی تازه از راه تلفیق عقل و عشق» است نیازمندیم. اقبال نگرش عادلانه اسلام از سازماندهی اجتماعی را که با عصر کنونی مطابقت دارد مد نظر قرار داده و ترویج می کند. او به مسلمانان توصیه کرده است تا با شهامت در امر بازسازی فکری برای بهبود وضعیت اجتماعی اقتصادی گام بردارند. او نیروهای تفرقه انگیز را به چالش می کشد و از امت اسلامی می خواهد تا «از کرانه های رود نیل تا شنهای کاشغر» با یکدیگر متحد شوند.

ما در پاکستان به اقبال به چشم راهنمای معنوی خود می نگریم و سعی بر این داریم تا با از بین بردن تفکر فرقه گرائی و جناحی از طریق القای روح میانه روی روشنگرایانه در میان مردم جامعه خود را هماهنگ سازیم.

بار دیگر مراتب تشکر خود را از مرکز نشر میراث مکتوب در تهران و کلیه کسانی که برای برپایی این مراسم زحمت کشیده اند اعلام می نمایم.

باشد که خداوند یار و یاور ما باشد. آمین

پیام جناب آقای شوکت عزیز

نخست وزیر جمهوری اسلامی پاکستان

مایه خوشوقتی است که مرکز نشر میراث مکتوب تهران مراسم صد و بیست و هشتمین سالروز تولد علامه محمد اقبال که نه تنها یک شاعر و فیلسوف بزرگ بلکه یک متفکر سیاسی عصر خویش بوده است را برگزار می کند. همانطور که همه می دانیم، این اقبال بود که ایده موطن مستقل برای مسلمانان شبه قاره را که منجر به پیدایش پاکستان شد ارائه داد. تعجبی ندارد که مردم پاکستان وی را به عنوان راهنمای خویش می نگرند که این خود یک ویژگی است ولی اقبال از این هم فراتر می رود زیرا گستره افکار او جهان اسلام را که تجدید حیات آن آرزوی او بوده است دربر می گیرد. اما نگرانی اقبال محدود به امت اسلامی نبوده است بلکه عصاره پیام وی همه انسان های این جهان را مخاطب قرار داده است. او ظهور یک جامعه جدید را که در آزادی زندگی می کند، عدالت را برپا می دارد و جهانی هماهنگ را ایجاد می کند می بیند. در این جامعه همه انسانها برابرند. در آن هیچگونه اشرافیت، طبقه ممتاز و نظام طبقاتی وجود ندارد. اقبال به اسلام به عنوان نیروی نجات دهنده طبقات محروم نگاه می کند.

او طرفدار حق رای عمومی به عنوان وسیله ای برای نجات سیاسی بوده است. اقبال اسلام را یک «جامعه مدنی» معرفی کرد، پیش از آنکه این لغت در زبان امروز متداول گردد. در نگاه او روح دموکرات با اصول حاکمیت در اسلام مطابقت دارد. به همین خاطر هنگامی که درمی یابد در هیچ جا به اندازه جهان اسلام کمبود دموکراسی وجود ندارد آزرده خاطر می گردد. جهان اسلام نیاز مبرم به این ایده ها دارد که می تواند جوامع ما را از وضعیت کنونی رکود به پویائی، پیشرفت و رهائی از فقر مادی و فکری رهنمون سازد.

از خداوند موفقیت آن مرکز را مسئلت دارم و امیدوارم فعالیت شما سبب روشنی مسلمانان و سایر مردم جهان گردد.

۱۹ آبان ۱۳۸۳

پیام آقای مسجدجامعی

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی

تولّد محمّد اقبال لاهوری در نهم نوامبر ۱۸۷۷ میلادی / سوم ذی قِعده ۱۲۹۴ هجری، نه تنها برای مسلمانانِ شبه قارّه هند و پاکستان، یک فرخندگی و شگون به شمار می آید، بلکه همه مسلمانان در سراسرِ جهان، از پا به جهان گذاشتن شخصیّت کم نظیری که اندیشه های ناب انسانی / اسلامی را به جهانیان عرضه داشت، به خود می بالند.

علاّمه اقبال لاهوری، شاعر، فیلسوف و اندیشه مند برجسته ای بود که در راه یگانگی و یکپارچگی امّت اسلامی و تحقّق آرمانهای والایِ آن، در قالب سروده های شیوا و گیرای فارسی و اردو، جانانه کوشید و با نثر زیبای اردو و انگلیسی به ترویج اندیشه های خویش پرداخت.

خدمات ارزنده و جاودانه او به زبان و ادبیات فارسی ستودنی و فراموش نشدنی است. هنگامی که هنوز هندوستان زیر نفوذ فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بیگانگان قرار داشت و علاقه مردم هند به زبان فارسی، کهنه پرستی و محافظه کاری دانسته می شد، اقبال با شهامت و ایمانِ راسخ به پا خاست و توانست توجّه میلیون ها هندی را به زبان فارسی و گویندگان بزرگ آن از مولوی و فردوسی و حافظ تا بابا فغانی و بیدل جلب کند. او نشان داد که رابطه مردم هندوستان به اصفهان، شیراز و تبریز بیش از دلبستگی و رابطه آنان به پاریس، لندن و بِرلَن است:

مرا بنگر که در هندوستان دیگر نمی بینی برهمن زاده ای رمز آشنای روم و تبریز است

در یک نگاه می توان گفت که اقبال، احیاگر زبان و ادبیات، در تحکیم روابط فرهنگی و استواری پیوندهای ادبی و معنوی میان دو ملّت ایران و پاکستان که از دیرباز پیوستگی عقلی / ذوقی و هنری داشته اند، سهم شایانی داشته و مایه بسی شادمانی و خرسندی است که دانشمندان و گویندگان ایرانی، حق شناسی خویش را نسبت به علاّمه اقبال لاهوری با دلبستگی به آثار و اندیشه او ادا می کنند و نشست و همایش با شکوهِ امروز نمونه ای از آن است.

اگر چه اندیشه های یگانگی و اتّحاد میان مسلمانان پیش از اقبال جوانه زده بود و این باور بیش از هرجا در هندوستان و در میان مسلمانان آن سامان، گسترش و تکامل یافته بود و شاید بتوان گفت که پایه گذار اصلی فکری این جنبش سیّد جمال الدین اسدآبادی به شمار می آمد، ولی شور و شوق و تأثیر شخص اقبال نه تنها آن را بارور ساخت بلکه در قالبی تازه ریخت.

اقبال در سراسر زندگی پر جنب و جوش خود از کوشش و پایداری و مبارزه دست بر نداشت. او در پاسخ به دکارت، فیلسوف فرانسوی، که می گفت: «من می اندیشم، پس هستم» چنین نگاشت: «من می کوشم، پس هستم». زندگی از دیدگاه او یعنی کوشش، مبارزه و سخت کوشی:

ساحل افتاده گفت: گر چه بسی زیستم هیچ نه معلوم شد، آه که من چیستم
موج ز خود رفته ای، تیز خرامید و گفت هستم اگر می روم، گر نروم نیستم

در پایان، ضمن توفیق و کامیابی همایش بزرگداشت تولّد اقبال لاهوری، بیتی چند از سروده علاّمه دهخدا را درباره شاعر و فیلسوف مسلمان بزرگ معاصر می آورم که سخن همه ایرانیان و فارسی زبانان است:

زان گونه که پاکستان با نابغه دوران اقبالِ شهیرِ خویش بر شرق همی نازد
زیبد وطن ما نیز بر خویش همی بالد وندر چمن معنی چون سرو، سرافرازد
زان روی که چون اقبال خواهد که سخن گوید گنجینه قلب خود با گفته بپردازد
دُرهای ثمین خود با دُرجِ دَری ریزد از پهنه این میدان جولانگه خود سازد

سخنرانی جناب آقای اقبال احمد خان

سفیر جمهوری اسلامی پاکستان

افتخار یافته ام تا در مراسم بزرگداشت بزرگترین متفکر مسلمان قرن بیستم، علامه محمد اقبال که در ایران به عنوان اقبال لاهوری معروف است شرکت نمایم، علامه اقبال در اشعار بسیار و سخنرانی ها و مقالات متعدد خود از امت اسلامی خواسته است تا بر اساس عشق به انسان و خدا روح تازه معنوی را بوجود آورد. علامه اقبال بیشتر از آنکه شاعر و اندیشمند باشد یک رهبر فعال سیاسی بود که در سال ۱۹۳۰ رهبریت حزب مسلم لیگ را بر عهده داشت. علامه اقبال که در ابتدا حامی وحدت ارضی هند بود بتدریج نظریه موطن مستقل برای مسلمانان هند را ارائه کرد.

علامه اقبال از سه راه بنیادین به تشکیل پاکستان کمک شایانی کرد. وی رسما نظریه دو ملت را در سال ۱۹۳۰ م. مطرح کرد که ده سال بعد از حزب مسلم لیگ سراسر هند آن را مورد تصویب قرار داد و برای کشوری که تصور آن برای مسلمانان هند در نظر داشت ایدئولوژی اسلامی ای را مطرح کرد که منطبق با نیازهای روز بود.

دوم: قائد اعظم محمد علی جناح را متقاعد ساخت تا هدف دست یابی به موطن مستقل مسلمانان را دنبال کند. در نامه ای به قائد اعظم در تاریخ ۲۱ ژوئن ۱۹۳۷ علامه اقبال صراحتا گفت: «فدراسیون مستقل ایالتهای مسلمان تنها راه تضمین هند امن و نجات مسلمانان از سلطه غیر مسلمانان می باشد. چرا مسلمانان شمال غربی هند و بنگال را نباید به عنوان ملت تلقی کرد، ملتی با حق تعیین سرنوشت خویش درست همانند ملتهای دیگر هند و خارج از هند».

سوم: دکترین فلسفه «خودی» او که در اشعار مسحور کننده خود وی مطرح شده است چهار چوب مرجعی را نه تنها برای فرد بلکه برای هویت ملی مسلمانان فراهم کرد. آنجا که می گوید: «خودی را به آن مرحله بالا ببر که قبل از نوشتن هر تقدیر خدا از بنده خویش بپرسد بگو رضای تو چیست».

بنابر این در توصیف علامه اقبا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *