تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پی دی اف کامل پاورپوینت بررسی استراتژی پیامبر اعظم (ص) در صلح حدیبیه براساس تحلیل سوات PDF؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پی دی اف کامل پاورپوینت بررسی استراتژی پیامبر اعظم (ص) در صلح حدیبیه براساس تحلیل سوات PDF، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پی دی اف کامل پاورپوینت بررسی استراتژی پیامبر اعظم (ص) در صلح حدیبیه براساس تحلیل سوات PDF با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پی دی اف کامل پاورپوینت بررسی استراتژی پیامبر اعظم (ص) در صلح حدیبیه براساس تحلیل سوات PDF آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پی دی اف کامل پاورپوینت بررسی استراتژی پیامبر اعظم (ص) در صلح حدیبیه براساس تحلیل سوات PDF به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پی دی اف کامل پاورپوینت بررسی استراتژی پیامبر اعظم (ص) در صلح حدیبیه براساس تحلیل سوات PDF ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پی دی اف کامل پاورپوینت بررسی استراتژی پیامبر اعظم (ص) در صلح حدیبیه براساس تحلیل سوات PDF، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پی دی اف کامل پاورپوینت بررسی استراتژی پیامبر اعظم (ص) در صلح حدیبیه براساس تحلیل سوات PDF را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پی دی اف کامل پاورپوینت بررسی استراتژی پیامبر اعظم (ص) در صلح حدیبیه براساس تحلیل سوات PDF :

طرح مسئله

صلح حدیبیه به عنوان بزرگ ترین فتح سیاسی تاریخ صدر اسلام، و فتح المبین کتاب وحی[۱] در طول تاریخ، کانون توجه مورخین و سیره نویسان بوده و از دیدگاه های مختلف مورد تحلیل قرار گرفته است. [۲]این صلح که پس از نبرد احزاب و در سال ششم هجری به برکت حلم، مدارا، حزم و دوراندیشی رسول اکرم (ص) میان مسلمین و کفار سرسخت قریش منعقد گردید، نقطه عطفی در تاریخ اسلام و یکی از سرنوشت سازترین حوادث آن دوران است. مورخین، صلح حدیبیه را دروازه فتح حجاز، توسط اسلام و فروپاشی مرکزیت شرک در مکه می دانند. [۳]پیامبر اکرم (ص) در این صلح، به مسلمانان نشان داد که مشیت الهی، همه بر پایه حکمت و اصول دقیق خود منطبق است و همیشه رفتار جامعه اسلامی باید بر پایه حزم و دوراندیشی باشد. بنابراین، تحلیل واقعه صلح حدیبیه می تواند بسیاری از ابعاد عقیدتی اسلام و اندیشه دینی پیامبر (ص) درخصوص اصول تصمیم گیری راهبردی در مناسبات سیاسی را کاملاً شفاف نماید. از آنجا که این تصمیم یکی از راهبردی ترین تصمیمات پیامبر (ص) بوده و چنانچه در ادامه خواهیم دید، در مقطعی حساس این استراتژی اتخاذ گردیده و آثار شگرفی از خود بجا گذاشته است، لذا در این پژوهش تاریخی از دیدگاه یک استراتژیست دینی، ابعاد مختلف این تصمیم راهبردی پیامبر (ص) براساس تحلیل های استراتژیک، مورد بررسی علمی و عقلی قرار گرفته است.

روش تحقیق

این تحقیق در اصل یک تاریخ پژوهی بین رشته ای، براساس یک روش ترکیبی است. در این پژوهش با رویکردی کیفی-کمّی به تحلیل علمی استراتژی پیامبر اعظم (ص) در صلح حدیبیه پرداخته شده است. هدف از پژوهش حاضر، یافتن پاسخ مناسب این سؤال است که براساس اصول علمی مدیریت استراتژیک، چرا پیامبر اعظم (ص) در تقابل با مشرکین سرسخت و مستکبر قریش در واقعه حدیبیه استراتژی صلح را برگزیدند؟ آیا از نظر تحلیل های استراتژیک و علمی، این تصمیم راهبردی بهترین انتخاب در شرایط خود بوده است؟ و در نهایت، در راستای الگوبرداری دینی، چه درس های اعتقادی از این واقعه در تطابق با شرایط مشابه می توان استخراج نمود؟ این مقاله براساس اهداف خود، یک پژوهش تبیینی بوده و بر پایه قاعده «تلازم عقل و شرع» از مدل علمی «سوات» در خصوص تحلیل های استراتژیک استفاده نموده است. ابزار گردآوری داده ها نیز سندکاوی از اسناد معتبر ثانویه و متقدم است. علاوه براین سعی شده در فحوای مقاله، به طور ضمنی نیز پاسخ های مناسبی به اتهامات خشونت طلبی علیه اسلام داده شود.

روند انعقاد صلح حدیبیه

واقعه حدیبیه، با رؤیای صادقه پیامبر اعظم (ص) مبنی بر این که وارد حرم شده، سر تراشیده و کلید خانه کعبه را در دست مبارکشان گرفته اند، شروع می شود [۴]به دنبال آن پیامبر (ص) مصمم شد تا با جمعی از مسلمانان، برای بجا آوردن عمره، وارد مکه شوند. پیامبر (ص) در اول ذی قعده سال ششم هجری با شماری از مسلمانان (۷۰۰ تا ۱۴۰۰ نفر)، [۵]از مدینه خارج و به قصد انجام عمره مفرده آهنگ مکه را نمودند، درحالی که علی رغم مخالفت برخی از اصحاب، بدون ساز و کار جنگی، هیچ گونه سلاحی جز سلاح مسافر به همراه نداشتند. [۶]

زمانی که خبر حرکت پیامبر (ص) به کفار قریش رسید، آنان در شورای دارالندوه تصمیم گرفتند به هر شکل از ورود پیامبر اکرم (ص) به مکه جلوگیری کنند، چراکه تاکنون تمامی روابط حاکم بین دو طرف، شرایط جنگی و خصومت آمیز داشت. بنابراین، قریش به کمک قبایل هم پیمانش (ثقیف و احابیش) یک گروه سواره ۲۰۰ نفره جنگی، مهیا و آنان را روانه ساختند تا در کنار کاروان پیامبر (ص) مراقب اوضاع باشند. [۷]اما از آنجا که پیامبر سرِ جنگ نداشت، سعی نمود حتی المقدور با این سپاه رودررو نشود. در نهایت پیامبر (ص) در مسیر حرکتی خود، در منطقه حدیبیه (۲۲ کیلومتری غرب شهر مکه در راه جده) فرود آمدند و سواران دشمن نیز در نزدیکی آنان مستقر شدند. توقف پیامبر (ص) در حدیبیه، به دلیل شرایط ایجاد شده به درازا کشید. در این اثنا چندین بار سواران دشمن به کاروان پیامبر (ص) شبیخون زدند. متجاوزین قریش که تمایل به جنگ داشتند، حتی یکی از مسلمانان را کشتند تا آتش جنگ درگیرد؛ اما پیامبر اعظم (ص) هوشمندانه شرایط را کنترل نمود. [۸]در این هنگام قریش «بدیل بن ورقاء» را به سوی پیامبر (ص) فرستاد. او گفت قریش آماده جنگ است، اما پیامبر (ص) در پاسخ، پیشنهاد صلح را با فرستاده قریش مطرح نمود. دقت شود که مسئله صلح، ابتدائاً از طرف رهبر جامعه اسلامی به دشمن مستکبر پیشنهاد می شود. «بدیل» پیشنهاد پیامبر (ص) را به قریش انتقال داد، اما قریش آن را قبول نکرد.

پس از او به ترتیب «عروه بن مسعود ثقفی»، «مکرز بن حفص» و «حلیس بن علقمه» به عنوان فرستاده های قریش، هر کدام نزد کاروان پیامبر (ص) آمدند، اما پیامبر (ص) به آنان اعلام نمود کاروان او یک کاروان عبادی و کاملاً صلح‏گرا است. [۹]

در مقابل، پیامبر اکرم (ص) «خراش بن امیه» و پس از او «عثمان» را برای تفهیم درخواست صلح، نزد قریش فرستاد. [۱۰]عثمان در بلدح با قریش صحبت کرد و سپس در پناه یکی از کفار بنی امیه وارد مکه شد. حضور او در مکه به دلایلی به درازا کشید، و وضعیتش برای مسلمانان مبهم شد.

سرنوشت مبهم عثمان و اصرار قریش برای جلوگیری از ورود پیامبر (ص) به مکه و نیز برخی اخبار نگران کننده، پیامبر اعظم (ص) را بر آن داشت تا جهت تثبیت استراتژی صلح، دست به یک مانور قدرت بزند. [۱۱]پیامبر (ص) به مسلمانان اعلام آماده باش داد و سپس تمامی مسلمانان یک به یک با پیامبر (ص) بیعت نمودند. [۱۲]این مانور قدرت (بیعت رضوان) در حضور مشرکین صورت پذیرفت و در نهایت جهت تثبیت استراتژی صلح کارساز واقع شد.

سران قریش «سهیل بن عمرو» را به نمایندگی نزد رسول خدا (ص) فرستادند. او گفت که ما نیز خواهان جنگ نیستیم و جنگ طلبی درخواست سفیهان قریش است.[۱۳] پس از چند دور مذاکره، مقرر شد تا متن مکتوبی برای صلح تهیه شود. این صلح که در محل حدیبیه منعقد شد به نام صلح حدیبیه معروف گردید.

اهم مفاد صلح

اهم مفاد این صلح نامه مشتمل بر موارد زیر بود: [۱۴]

مسلمین امسال بدون ورود به مکه، باید به مدینه بازگردند.

مسلمین حق دارند از سال آینده به صورت غیر مسلح، بدون ممانعت قریش به مدت ۳ روز به مکه وارد و مناسک عمره به جا آورند و بلافاصله بازگردند.

حالت جنگ موجود میان مسلمین و قریش، با انعقاد این پیمان به مدت ده سال پایان می یابد و در ظرف این مدت، مردم بر جان خود ایمن خواهند بود.

پیامبر (ص) متعهد می شود پس از انعقاد این پیمان هرگاه یکی از فرزندان قریش، بی اجازه اولیای خود، به سوی پیامبر (ص) پناهنده شود، او را به قریش بازگرداند؛ اما قریش چنین تعهدی را متقابلاً به پیامبر (ص) نمی دهد.

هر قبیله ای که به یکی از این دو جبهه، یعنی پیامبر (ص) یا قریش ملحق شود، جزئی از آن جبهه به شمار می آید، و تجاوز به آن قبیله در حکم تجاوز به جبهه مقابل را داشته و باعث نقض این پیمان می گردد.

بدین ترتیب، پیامبر (ص) توانست با تمامی سرکشی قریش، آنان را وادار به قبول صلح نماید. اما در اینجا مشکلات متعدد داخلی برای پیامبر (ص) به وجود آمد که باز هم اعجازِ اخلاق، رفتار و گفتار نرم پیامبر (ص) این مشکلات را تا حدودی مرتفع نمود.

مشکلات داخلی پیامبر (ص) درخصوص صلح نامه

اولین مطلب آن بود که پیامبر (ص) به عنوان رهبر جامعه اسلامی، دست به یک تحول اساسی در روابط خارجی خود با قریش زده بود و در مبحث مدیریت، تحول وجود مقاومت به تغییر یک مسئله طبیعی است.[۱۵] این مقاومت در بین بسیاری از اصحاب نیز وجود داشت. آنان تاکنون تمامی مناسبات خود با قریش را براساس فرمول های جنگی تنظیم می کردند؛ ولی اکنون استراتژی پیامبر (ص) کاملاً تغییر کرده بود. [۱۶]

مشکل بعدی درخصوص بندهایی از قرارداد صلح بود. مسلمانان به واسطه خواب صادقه پیامبر (ص)، امیدوار بودند که در آن سال به عمره خواهند رفت. از طرفی در فرهنگ اعراب، هر کسی حق زیارت خانه خدا را داشت و این مسئله رسمی، ریشه دار در میان اعراب بود. [۱۷] اما علی رغم صلح آمیز بودن حرکت پیامبر (ص) به سمت مکه، پیامبر (ص) در این صلح نامه به طور موقت، از این حق مسلم چشم پوشی نمود و آن را به بعد موکول نمود. این مسامحه، به دلیل دوراندیشی پیامبر (ص) در اجرای استراتژی صلح، برای دست یافتن به اهداف بسیار بالاتر بود. اما این مسئله مورد اعتراض برخی از اصحاب کوتاه بین و کم صبر واقع شد.[۱۸]

مسئله دیگری که در حین عقد قرارداد اتفاق افتاد و مورد اعتراض مسلمانان قرار گرفت، حذف عبارت «بسم الله الرحمن الرحیم» از ابتدای صلح نامه و نیز حذف عبارت «رسول الله» بود. در این خصوص نیز پیامبر (ص) با مسامحه شرایط قریش را پذیرفت. [۱۹]گویا پیامبر (ص) این مسائل را جزئی تر از آن می دانست که بخواهد اراده پولادینش، در انعقاد صلح را به هم بزند.

بحث برانگیزترین بند قرارداد، بحث تعهد یک‏جانبه بازگرداندن افرادی از قریش بود که به مسلمانان پناهنده شده بودند. در این بین «ابوجندل» که به مسلمین پناهنده شده بود، براساس صلح نامه، به کفار قریش بازگردانده شد. این واقعه برای مسلمانان بسیار غم انگیز بود و برخی شدیداً اعتراض کردند. پیامبر (ص) با آنان صحبت کرد و سعی نمود آنان را آرام کند. بیشترین اعتراض، از سوی عمر بن خطاب صورت گرفت.[۲۰]

اما سؤال اصلی آن است که پیامبر (ص) از نظر مدیریت تحول و اصول علمی تصمیم گیری استراتژیک، چرا در تقابل با مشرکین مستکبر قریش در آن مقطع، استراتژی صلح را برگزیدند؟ آیا از نظر تحلیل های استراتژیک و علمی و در چارچوب یک تفکر دینی، این تصمیم راهبردی بهترین انتخاب در شرایط خود بوده که تا این حد پیامبر (ص) جهت اجرای آن مصمم بود و همه اعتراضات را به جان خرید؟ در ادامه براساس تحلیل علمی سوات به بررسی مدیریت تحول و استراتژی تصمیم سازی پیامبر (ص) در این واقعه می پردازیم.

روش تحلیل سوات

در این مقاله به کمک مدل سوات[۲۱] سعی می گردد شرایط جامعه نوپای اسلامی، به عنوان یک مجموعه تحت رهبری پیامبر (ص) در مقطع حساس حدیبیه، مورد تحلیل قرار گرفته و تصمیمات استراتژیک پیامبر (ص) در آن مقطع تاریخی، از دیدگاه این مدل و به صورت علمی بررسی شود. بنابراین، براساس مدل «سوات» و به کمک اسناد و منابع متقدم تاریخی و مدارک معتبر مربوط به تاریخ صدر اسلام و با استفاده از آیات قرآن و تفاسیر شیعی، کلیات شرایط جامعه اسلامی، از نظر عوامل داخلی (قوت ها و ضعف ها) و عوامل خارجی (فرصت ها و تهدیدها) مورد تحلیل قرار گرفته و به کمک این تحلیل ها و براساس مدل سوات، تصمیم راهبردی پیامبر اعظم (ص) مورد ارزیابی علمی قرار می گیرد.

ارزیابی عوامل داخلی

۱- نقاط قوت جامعه اسلامی تا پیش از حدیبیه:

براساس بررسی اسناد تاریخی، باید اذعان نمود بزرگ ترین نقطه قوت جامعه اسلامی و حرکت دینی پیامبر (ص)، حقانیت و منطق فطری اسلام بود. [۲۲] اسلام دینی کاملاً معقول، منطقی و منطبق با فطرت انسان، آشکارا هرگونه اعتقاد سخیف دیگری را به مبارزه برهان فرا می خواند[۲۳] و با منطق خود آنان را باطل می نمود. در کنار این نقطه قوت، اعجاز اصلی اسلام یعنی قرآن قرار داشت. فصاحت، بلاغت و اعجاز قرآن ابزاری قوی در دست پیامبر (ص) بود، [۲۴] به طوری که بسیاری از اعراب به واسطه کلام وحی و اعجاز آن ایمان آوردند. [۲۵]این نقطه قوت، به شکلی بود که مشرکین از ترس این اعجاز، دیگران را از شنیدن آیات وحی برحذر می داشتند. [۲۶]

شخص پیامبر اکرم (ص) نیز به عنوان رهبر جامعه اسلامی و فرستاده خداوند، با اخلاق، شخصیت و حسن سابقه خود، نقش بسیار مؤثری در پیشرفت اسلام داشت. خداوند این نکته مهم را در کلام وحی متذکر شده است. [۲۷]پیامبر اکرم (ص) خود فلسفه نبوت خویش را مکارم اخلاق می دانست. [۲۸]در کنار این شخصیت و اخلاق وارسته، نقطه قوت دیگر، حسب و نصب پیامبر (ص) و ارتباط آن با قریش و نیز بنی هاشمی بودن پیامبر (ص) قرار داشت. [۲۹]این مسئله هرچند یک نقطه قوت جدّی محسوب نمی شود، ولی در میان اعراب حجاز در آن زمان حائز اهمیت بود. [۳۰]

نقطه قوت مهم دیگر اسلام، تئوری آن در دفاع از محرومان بود. [۳۱]اسلام تمامی ارزش های باطل جاهلی، طبقاتی و نژادپرستانه را کنار زد، و تنها معیار تقوا را جهت تفوق افراد برقرار نمود. [۳۲]در جامعه به شدت طبقاتی و نژاد پرستانه آن زمان، این مسئله باعث شد در حجاز خیل کثیری از فقرا، محرومان و مستضعفان جامعه به دین اسلام گرایش پیدا کنند.

نقطه قوت دیگری که به برکت اسلام در مدینه به عنوان جامعه اسلامی به وجود آمده بود، اتحاد و اخوت بین مسلمانان و بیعت مکرر و همراهی آنان با پیامبر اکرم (ص) بود. [۳۳]چنین انسجام و همبستگی، به دور از مسائل قومیتی، در آن زمان در حجاز سابقه نداشت. [۳۴]نمونه ای از این انسجام را در بیعت رضوان می توان مشاهده نمود.

نقطه قوت حائز اهمیت دیگری که در جامعه اسلامی وجود داشت، وجود تعدادی مسلمانان واقعی مخلص، و سلحشوری آنان در مواقع مورد نیاز بود. اینان یاوران پیامبر (ص) در مدیریت تحول در جامعه اسلامی بودند. اهمیت این یاران واقعی به حدی بود که خداوند از آنان در کلام وحی تقدیر نموده است. [۳۵]

در نهایت نقطه قوتی که از بین رئوس شرایط داخلی جامعه اسلامی در آن زمان می توان برشمرد، وجود برخی هم پیمانان در بین قبایل اطراف مکه است. آنان چشم های پیامبر در مواقع ضروری بودند. [۳۶]هرچند شرایط جامعه اسلامی، پیچیده و شامل عوامل بسیار متعددی بوده، اما از یک منظر کلی، در مجموع می توان عوامل ذکر شده را کلیاتی از نقاط قوت اصلی جامعه اسلامی تا پیش از صلح حدیبیه محسوب نمود.

۲- نقاط ضعف جامعه اسلامی تا پیش از حدیبیه:

در کنار نقاط قوت جامعه اسلامی، نقاط ضعفی هم وجود داشته، که البته ریشه های مختلفی در شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آن زمان داشت. هرچند پیامبر (ص) سعی می نمود تا این نقاط ضعف را کنترل نماید، اما به هرحال این نقاط ضعف، جزء واقعیت های جامعه اسلامی در آن زمان بودند.

یکی از مهم ترین نقاط ضعف جامعه اسلامی در آن مقطع، وجود یک جریان نسبتاً قوی «نفاق» در مدینه بود.[۳۷] این جریان نفاق، مکرراً خود را در مقاطع حساس نشان می داد و تنها در توصیف شدت این جریان می توان به آیات متعدد قرآن در این زمینه رجوع نمود. [۳۸]یکی از این مقاطع بروز نفاق، در جریان انعقاد صلح حدیبیه و تفرقه افکنی های این جریان بود.[۳۹]

از دیگر نقاط ضعف مهم در بدنه جامعه اسلامی، وجود یهود به عنوان دشمنان سرسخت اسلام در مدینه [۴۰]و اطراف آن و پیمان شکنی یا فتنه گری آنان علیه مسلمانان بود. علی رغم مدارای پیامبر با آنان، قبایل یهود مکرراً علیه پیامبر (ص) و مسلمانان پیمان شکنی و یا فتنه گری کرده و از هر فرصتی برای ضربه زدن به اسلام استفاده می کردند؛ به طوری که حتی مورخین، پایه گذار نبرد احزاب را یهود مدینه می دانند. [۴۱]

مشکل بزرگ دیگر در جامعه اسلامی ضعف و سستی ایمان، در بسیاری از اصحاب و یاران پیامبر (ص) بود. این مشکل در موقعیت های سختی نظیر احد خود را نشان داده بود. [۴۲]ضمن اشارات قرآن به این موضوع، [۴۳]پیامبر (ص) نیز به خوبی می دانست که هنوز ایمان در دل آحاد جامعه اسلامی به اندازه لازم نفوذ نکرده است. [۴۴]

در کنار این مشکل، وجود بقایای اخلاقیات و اختلافات جاهلی در جامعه اسلامی [۴۵]و نمود خاص آن، یعنی خوی جنگ جویی اعراب در میان بسیاری از مسلمانان بود.

مسئله دیگر، کم بودن مسلمانان و مؤمنان واقعی به عنوان یاران صدیق رسول خدا و شهادت برخی از آنان نظیر حمزه سیدالشهدا در جنگ های قبلی بود. پیامبر اسلام (ص) به خوبی واقف بود که این مؤمنان واقعی ذخائر اسلام ناب بوده، و پشتوانه هدایت و حرکت جامعه اسلامی، به عنوان نخبگان دینی امت اسلامند. متأسفانه در آن زمان تعداد این یاوران صدیق بسیار محدود بود و جنگ های مکرر نیز باعث شهادت برخی از آنان شده بود.

یکی دیگر از نقاط ضعف جامعه اسلامی ناشی از مشکلات معیشتی، بی خانمانی مهاجرین، فقر و به طورکلی مسائل و معضلات اقتصادی درجامعه نوپای اسلامی بود. [۴۶]حتی ساکنان مدینه، به عنوان انصار نیز به دلیل شغل کشاورزی چندان متمول نبودند. نمودی از این فقر را می توان در وجود اهل صُفه در جامعه اسلامی مشاهده کرد. این در حالی است که قریش به عنوان دشمن اصلی جامعه اسلامی، به دلیل شغل تجارت، ثروتمندتر و با مکنت مالی بالاتری نسبت به جامعه اسلامی قرار داشت. هرچند ایمان مسلمانان مشکلات مالی را قابل تحمل می نمود، اما به هرحال مشکلات اقتصادی برای یک جامعه، نوعی نقطه ضعف محسوب می شود و اسلام نیز به این مسئله بی توجه نبود. [۴۷]

مشکل دیگری که مسلمانان تا واقعه صلح حدیبیه و قبل از فتح مکه با آن روبرو بودند، قلّت نیرو و نفرات در برابر جبهه دشمن و متحدانش بود. این مسئله به وضوح در جنگ های قبلی بین قریش و پیامبر (ص)، به ویژه نبرد احزاب خود را نشان داد. [۴۸]هرچند ایمان به خدا، قدرت مضاعفی به سپاه اسلام می داد، اما جهت وضوح تأثیر تعداد سپاهیان، نبرد موته و فتح مکه را از این دیدگاه با هم مقایسه نمایید.

مسئله دیگری که در زمینه جنگ و جهاد، برای جامعه اسلامی وجود داشت، ضعف در تعداد اسلحه های جنگی و اسب و جنگ افزار جهاد در مقابل قریش بود. مجهز بودن جامعه اسلامی به تجهیزات نظامی کارآمد، مسئله مهمی است و قرآن نیز بدان توصیه نموده است؛ [۴۹]اما به هرجهت جامعه نوپای اسلامی در نبردهای خود با قریش، عموماً از امکانات نظامی کمتری برخوردار بود. [۵۰]در مجموع این مسائل را می توان به عنوان رئوس کلی نقاط ضعف جامعه نوپای اسلامی تا پیش از واقعه حدیبیه برشمرد. جدول شماره ۱، جمع بندی این شاخصه ها (نقاط قوت و ضعف) را در ماتریس ارزیابی عوامل داخلی، همراه با امتیازبندی آنان جهت استفاده در تحلیل های بعدی آورده است.

جدول شماره (۱) ماتریس ارزیابی عوامل داخلی

[به فایل PDF نگاه کنید]

ارزیابی عوامل خارجی

۱- فرصت های پیش روی پیامبر اسلام (ص):

از آنجا که اسلام به عنوان یک دین جهان شمول در منطقه حجاز ابتدائاً ظهور کرد، لذا شرایط محیطی این منطقه، فرصت ها و تهدیدهای خاصی را پیش روی پیامبر (ص) قرار می داد. بنابراین، شرایط اجتماعی، سیاسی و جغرافیایی این منطقه، در تصمیم گیری های استراتژیک پیامبر (ص) نقش مهمی را ایفا می نمود، که براساس اسناد تاریخی در این قسمت به این موضوع پرداخته می شود.

یکی از فرصت های پیش روی پیامبر اکرم (ص) جهت گسترش اسلام، خلأ اعتقادی در بین اعراب بود. اعراب به دلیل تنوع اعتقادات موجود در حجاز و تحریف آنان، و گرایش به عقاید سست بت پرستی، به طور نسبی دچار یک خلأ اعتقادی بودند. [۵۱]بنابراین، تا حدودی بستر رشد برای یک دین جدید با پشتوانه اعتقادی قوی در این منطقه وجود داشت. از سوی دیگر آزادی و بی‏بندوباری مطلقی که در حجاز وجود داشت، باعث شیوع نوعی هرج و مرج در جامعه عربی شده بود، و لذا این مسئله یک خلأ حقوقی و کمبود یک نظام اجتماعی معقول را در جامعه ایجاد کرده بود. [۵۲]به عبارت دیگر تا حدودی، برخی از مردم خود به دنبال یک نظام قانونمند بودند و قوانین اجتماعی معقول اسلام می توانست پاسخ بسیار مناسبی برای این نیاز مردم باشد.

مسئله سیاسی اجتماعی دیگری که در محیط حجاز فرصت رشد برای اسلام ایجاد کرده بود، عدم وجود حکومت مرکزی قوی بر جزیرهالعرب بود. [۵۳]در واقع اگر یک حکومت قوی، نظیر ایران یا روم بر جزیرهالعرب حاکم بود، شاید اسلام در همان نقاط ابتدایی با قدرت زیاد حکومت مرکزی در نطفه خفه می شد. [۵۴]علاوه بر این جزیرهالعرب یک سرزمین خشک همراه با مردم بدَوی و فاقد هرگونه جاذبه ای برای کشورهای ابرقدرت در آن زمان بود، و لذا این سرزمین به دور از تسلط قدرت های بزرگ به صورت ملوک الطوایفی اداره می شد. [۵۵]این شرایط فرصت و آزادی بهتری را برای رشد اسلام فراهم آورده بود.

مسئله فرهنگی و اجتماعی دیگری که فرصتی برای رشد سریع اسلام در ابعاد مختلف ایجاد کرده بود، فرهنگ قبیله گرایی در اعراب بود. این مسئله از چند وجه برای رشد اسلام مؤثر بود: اول آنکه افراد قبیله، به شدت تابع رئیس قبیله بودند، و لذا در صورت ایمان آوردن رئیس قبیله، بسیاری از افراد قبیله نیز نظر او را حق دانسته و اسلام می آوردند. [۵۶]از سوی دیگر چنانچه فردی از قبیله ایمان آورده و مسلمان می شد و قبیله مشکلی با ایمان او نداشت، فرد مذکور در دل قبیله کاملاً ایمن بود. [۵۷]حتی قبایل بزرگ دیگر، در صورت آزار و اذیت او با کل قبیله اش مواجه می شدند. تنها مسلمانان ضعیف و بی قبیله (نظیر عمار و بلال) مورد آزار شدید قرار می گرفتند، و سایرین به واسطه قبایل و عشیره خود، تا حدودی مصونیت داشتند. [۵۸]ضمن آنکه بحث پناهندگی سیاسی و امنیتی نیز کاملاً در قبایل تعریف شده بود. به عنوان نمونه، عثمان در پناه یکی از بنی امیه در جریان صلح حدیبیه وارد مکه شده و از آزار قریش در امان ماند. [۵۹]درمجموع، هرچند فرهنگ قبیله گری مورد تأیید اسلام نیست، اما به طورکلی این شرایط، فرصتی را برای رشد سریع تر اسلام در جزیرهالعرب فراهم نمود.

یکی دیگر از شرایط اعتقادی موجود در حجاز که زمینه مناسبی برای رشد اسلام ایجاد نمود، وجود ریشه های اعتقاد به خداوند به صورت حنیف و اهل کتاب در میان اعراب بود. [۶۰]اعراب جزیرهالعرب (حتی مشرکین آنان) براساس اصول اعتقادی ادیان الهی، نظیر حنیف، یهود و نصاری با ادبیات این ادیان و اعتقادات آنان تا حدودی آشنایی داشتند. [۶۱]این پیش زمینه، بستر مناسبی را برای پذیرش و گسترش اسلام فراهم می آورد. نمونه ای از آن، اسلام آوردن خیل کثیری از مردم یثرب، به دلیل هم‏جواری با یهود و داشتن ذهنیتی از ظهور پیامبر خاتم (ص) حجاز است.

مسئله دیگری که فرصت نفوذ اعتقادی را برای اسلام در میان اعراب ایجاد می نمود آن بود که قریش، به عنوان بزرگ و مهتر قبایل عرب، با تمام هیمنه خود، توان مقابله علمی و منطقی را با اسلام نداشت. [۶۲]

در نهایت فرصت دیگری که برای پیامبر (ص) در آستانه حدیبیه فراهم شده بود، آن بود که جنگ های زیاد و عدم موفقیت دشمن، قریش را خسته و فرسوده نمود. پیامبر (ص) دقیقاً به این نکته اشراف داشت [۶۳]و در جریان حدیبیه از این فرصت استفاده کرد.

۲- تهدیدهای پیش روی جامعه اسلامی:

درکنار فرصت هایی که محیط اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و جغرافیایی حجاز، در راستای رشد و پیشبرد اسلام پیش روی پیامبر (ص) قرارداد، در نقطه مقابل محیط عمومی و کلان حجاز، تهدیدهای جدی تری نیز برای گسترش اسلام ایجاد نمود. براساس بررسی اسناد تاریخی، به ویژه تاریخ سیاسی صدر اسلام، رئوس کلی این تهدیدات به شکل زیر قابل شناسایی است:

یکی از تهدیدات مهم در محیط فرهنگی و اجتماعی حجاز، جمود فکری اعراب و تقلید کورکورانه از عقاید آبا و اجداد خود بود. [۶۴]این مسئله آن قدر مانع جدی برای پذیرش اسلام در بین بسیاری از اعراب بود که مکرراً در قرآن کریم، این مسئله ذکر و مورد مذمت قرار گرفته است. [۶۵]

مسئله فرهنگی دیگری که در برخی از اعراب وجود داشت، روحیه فردگرایی، به فکر خود و یا صرفاً قبیله خود بودن و تفرقه و تشتت بود. [۶۶]این روحیه با منش اجتماعی، ایثار و ازخودگذشتگی اسلام، سازگاری چندانی نداشت و پیامبر (ص) باید بر چنین روحیاتی با سع صدر غلبه می کرد.

مشکل فرهنگی و اجتماعی بسیار مهم دیگر که در عموم جامعه عرب و حجاز به طور فراگیر وجود داشت، روحیه خشن و اخلاق تند اعراب و در نتیجه جنگ و تعارض دائمی بین آنان بود. [۶۷]این مسئله به عنوان یک تهدید جدی، مشکلات زیادی را برای پیامبر رحمت (ص) جهت نشر اسلام در جامعه عربی حجاز، به عنوان محیطی سرشار از قتل و غارت و خشونت ایجاد نمود.

مسئله بعدی که پیامبر اکرم (ص) جهت نشر اسلام در ابتدا با آن درگیر بود و سپس به یک مشکل مزمن تبدیل شد، مقاومت شدید قریش به عنوان قبیله خود پیامبر (ص) در پذیرش اسلام بود. قبول اسلام برای اشراف قریش، به دلیل ترس از دست دادن موقعیت اجتماعی خود ناممکن شده بود[۶۸] و آنان را به دشمن درجه یک اسلام تبدیل کرد. ظاهراً بنا بر نقل قرآن، مشکل مقاومت اشراف برای تمامی ادیان الهی وجود داشته است. [۶۹]

مسئله دیگری که در راستای این تهدید کار را برای پیامبر (ص) مشکل تر می نمود، آن بود که قریش به عنوان دشمن درجه یک اسلام در بین قبایل جزیرهالعرب بسیار مشهور بوده و به عنوان اهل حرم، تقدس و اعتبار ویژه ای در حجاز کسب کرده بود. [۷۰]آنان خود را اهل «حمس» می نامیدند و با برتری جویی، به عنوان مهم ترین قبیله در بین قبایل عرب مشهور بودند؛ [۷۱]حال آنکه این قبیله مهم، از سوی دیگر دشمن درجه یک اسلام بود و این مسئله کار را برای پیامبر (ص) سخت می نمود. اما این تهدیدات وقتی شرایط پیچیده تری برای پیامبر اکرم (ص) ایجاد نمود که بسیاری از قبایل کوچکتر در حجاز به دلیل برتری قریش، خود به خود از لحاظ فرهنگی، اجتماعی و دینی، تابع این قبیله بزرگ شده بودند و به دلیل همین تابعیت، اسلام نمی آوردند. [۷۲]لذا این مسئله به عنوان یک تهدید جدید مشکل مضاعفی را برای پیامبر (ص) ایجاد می کرد.

از سوی دیگر قریش هم‏پیمانانی علیه اسلام داشت که در برخی از موارد (نظیر نبرد احزاب یا واقعه حدیبیه) آنان را می توانست علیه اسلام بسیج نماید. [۷۳]علاوه بر این قبایل، قبایل دیگری نیز به عنوان معاندان اسلام، در اطراف مدینه وجود داشتند که مشکلات و آزار و اذیت های مختلفی برای پیامبر (ص) ایجاد می نمودند.

در ادامه دشمنی های قریش، یکی از مهم ترین مشکلاتی که سرعت نفوذ اسلام در مکه را به شدت تهدید کرده بود، جوسازی های زیاد علیه پیامبر اسلام (ص) در مکه و ایجاد یک ذهنیت منفی از پیامبر (ص) و اصحابش در بین توده مردم مکه بود. [۷۴]از طرف دیگر به دلیل هجرت و محدودیت ابزاری، پیامبر (ص) دسترسی به ابزار تبلیغاتی و اطلاع رسانی مناسبی در مکه، جهت مقابله با این جوسازی ها نداشت؛ لذا این مسئله باعث عدم نفوذ گسترده اسلام در بین مردم مکه شده بود.[۷۵]

مسئله دیگری که در حواشی این تهدیدات برای پیامبر (ص) مسئله ساز شده بود. رقابت طوایف مختلف داخلی قریش (نظیر بنی امیه، بنی مخزوم و غیره ) با بنی هاشم بود. آنان از روی حسادت، حاضر به قبولی نبوت شخصی از طایفه بنی هاشم نبودند. تاریخ دقیقاً ذکر این مسئله را توسط ابوجهل به عنوان سرکرده دشمنان صدر اسلام، ضبط کرده است. [۷۶]تهدید جدی دیگری که در بین عموم مردم یک جامعه، در تغییرات بزرگ می تواند قابل پیش بینی باشد، مقاومت به تغییر است. [۷۷]اسلام به دلیل ایجاد تغییرات اساسی در اعتقادات مردم و ابطال عقاید جاهلی، به طور طبیعی مقاومت بزرگی را در جامعه عربی به دنبال داشت، اما این مقاومت در محیط خشن حجاز همراه با شکنجه، قتل، غارت و آزار تازه مسلمان ها بود. [۷۸]

در نهایت یکی از مشکلات اساسی پیامبر (ص) جهت نشر و گسترش اسلام آن بود که جنگ های زیاد، فرصت نشر اسلام و ترویج معارف دینی و تبیین منطق فطری اسلام را برای پیامبر اکرم (ص) محدود کرده بود. [۷۹]در واقع این جنگ ها شرایط جامعه اسلامی را از حالت عادی به یک شرایط ملتهب تبدیل کرده بود؛ و طبیعی است که در شرایط ملتهب و پرتنش و به دور از امنیت لازم، فعالیت دینی و فرهنگی عمیق در جزیرهالعرب برای پیامبر (ص) کاری بس دشوار بود. توجه شود که موقعیت جغرافیای جزیرهالعرب به دلیل بیابانی بودن و فواصل دور شهرها و قریه ها و کمی راه ها، امکان دسترسی محدودی را ایجاد نموده بود، و این خود مانعی جهت گسترش نشر اسلام در حجاز بود. [۸۰]درگیری زیاد پیامبر (ص) در جنگ های مختلف این محدودیت را دوچندان کرده بود.

در مجموع بررسی تاریخ سیاسی و اجتماعی صدر اسلام، وجود طیف گسترده ای از تهدیدات محیطی را برای گسترش اسلام و فعالیت های دینی نبی اکرم (ص) نشان می دهد که به رئوس اصلی آنان در این بخش اشاره شد. جدول شماره ۲، جمع بندی این شاخصه ها (تهدیدها و فرصت ها) را در ماتریس ارزیابی عوامل خارجی همراه با امتیازبندی آنان، جهت استفاده در تحلیل های بعدی آورده است.

[جدول شماره (۲) ماتریس ارزیابی عوامل داخلی]

[به فایل PDF نگاه کنید]

تجزیه و تحلیل عوامل داخلی و خارجی

پس از بررسی عوامل داخلی و خارجی جامعه نوپای اسلامی تا واقعه حدیبیه، و استخراج امتیاز هریک از این عوامل، اکنون به کمک ماتریس سوات، موقعیت استراتژیک جامعه اسلامی در آستانه این واقعه و راهبرد مناسب آن قابل شناسایی است. براساس جداول ۲ و ۳، امتیاز عوامل داخلی در آ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *