تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پی دی اف کامل پاورپوینت مجرای فهم تکفیری ها: مشابهت های تکفیری ها و خوارج PDF؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پی دی اف کامل پاورپوینت مجرای فهم تکفیری ها: مشابهت های تکفیری ها و خوارج PDF، محتوای خود را در قالب 119 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پی دی اف کامل پاورپوینت مجرای فهم تکفیری ها: مشابهت های تکفیری ها و خوارج PDF با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پی دی اف کامل پاورپوینت مجرای فهم تکفیری ها: مشابهت های تکفیری ها و خوارج PDF آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پی دی اف کامل پاورپوینت مجرای فهم تکفیری ها: مشابهت های تکفیری ها و خوارج PDF به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پی دی اف کامل پاورپوینت مجرای فهم تکفیری ها: مشابهت های تکفیری ها و خوارج PDF ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پی دی اف کامل پاورپوینت مجرای فهم تکفیری ها: مشابهت های تکفیری ها و خوارج PDF، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پی دی اف کامل پاورپوینت مجرای فهم تکفیری ها: مشابهت های تکفیری ها و خوارج PDF را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پی دی اف کامل پاورپوینت مجرای فهم تکفیری ها: مشابهت های تکفیری ها و خوارج PDF :

مسئله

زندگی اجتماعی همواره با نوعی اصطکاک همراه است و نیازمند تدابیر خاص جهت مدیریت آن و محتاج بردباری سیاسی است. متعاقب وقوع انقلاب اسلامی در ایران، شاهد شکل گیری، تقویت نوعی واکنش اندیشه ای و رفتاری در قطب رقیب بوده ایم. ظهور این دیالکتیک اندیشه ای با تقارن منافع قدرتهای منطقه ای و بین المللی، بر قدرت جریان اندیشه ای تکفیریها افزوده است.

بنابراین استفاد ابزاری از این جریان توسط قدرتها، تسهیلاتی را برای رشد روزافزون آن فراهم کرده است. اقدامات خشونت آمیز و شگفت آور آنان در فضای مجازی و دنیای شیشه ای امروز به سرعت انعکاس پیدا می کند و به یکی از پر ارجاع ترین اخبار و تصاویر خبری تبدیل شده است . هم چنین خدشه دار کردن چهر رحمانی اسلام و کشتار مظلومان شیعیان از سوی دیگر، مجموعه ای از ابعاد دشوار در مسأل تحقیق را رقم زده است.

پرسش اصلی آن است که مجرای فهم درست پدید تکفیری ها چیست ؟ فرضیه یا ادعا آن است که با استفاده از معلومات و دانسته های خود در خصوص اعتقادات، اخلاقیات و رفتارهای خوارج می توان به مثابه سکویی جهت شناخت مجهولات –در اینجا تکفیری ها- بهره گیری کرد. نوعی شباهت در ارکان سه گانه اعتقادات، خلقیات و رفتارها بین خوارج در گذشته و تکفیری های امروز وجود دارد.

روش پژوهش مقایسه ای و جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای و اسنادی است. فراتر از آن این پژوهش تاریخی است ؛ زیرا می کوشد از قواعد رفتاری شکارشده در بلوکهای بزرگ تاریخی برای فهم رفتار امروزی تکفیریها بهره گیری کند.

الگوی نظری تحلیل

اسلام دارای سه بعد اعتقادات، اخلاقات و احکام است. این سه گانه در اندیش سیاسی اسلام هم می تواند بازتولید شود. منظوم سه گان اسلام و قالب سه گان اندیش سیاسی، خلقیات سیاسی و رفتارسیاسی و تعاملات شش گانه و محورهای فرعی آن در هر مدخل چارچوب نظری این پژوهش را تشکیل می دهد (برزگر، ۱۳۸۹: صص ۷۲ -۴۳). سبدهای خالی سه گانه پیش گفته درواقع الگوی تحلیلی ما را تشکیل میدهد که با پرکردن اطلاعات آن به مثابه منطق قیاسی می توان پازل تصویری خود را از تکفیری ها گام به گام تکمیل کرد. در محور تعاملات ارکان سه گانه اعتقادات، اخلاقیات و رفتارها محور «تأثیرگذاری اعمال بر اعتقادات» با توجه به عمل گرایی خوارج از اهمیت بیشتری برخوردار است. الگوی نظری تحلیل این نوشتار می تواند در قالب نمودار ذیل ارائه شود. برای ملاحظ مطالب تفصیلی نظری بنگرید (برزگر، ۱۳۸۹: صص ۴۳-۷۲).

(به PDF نگاه شود)

البته این سه مجموعه با یکدیگر تعاملات و تأثیرگذاریها و تأثیرپذیری هایی دارند؛ اما تأثیرات محور رفتارها بر اعتقادات آنان چشم گیرتر است . زیرا از یک سو، آنان نظریه پردازان قوی و برجسته ای ندارند؛ از سوی دیگر آنان عمل گرا هستند.

الف) شباهت های اعتقادی خوارج و نوخارجیون (تکفیری ها)

۱- تنگ نظری در تعریف ایمان و توحید و مشرک دانستن و تکفیر غیر

خوارج در تعریف ایمان و توحید، سخت گیری ها و معیارهایی را طرح می کردند که به ندرت افراد می توانستند آن را اکتساب کنند. در تعاملات ارکان اعتقادات و رفتارها، آنان رفتارهای گناه آلود را دارای تأثیراتی در محور اعتقادی می دانستند. به باور آنان فرد مؤمن با ارتکاب معصیت در رفتار، از دایر ایمان خارج و به دایر کفر وارد می شود. درحالی که مرجئه یا اباحه گرایان امروزی آنان را همچنان مؤمن و شیعیان و معتزله، فرد معصیت کار را همچنان در دایر اسلام اما «فاسق» می دانستند.

این نکته در مورد تکفیری های امروزین نیز مشاهده می شود. آنان نیز در خصوص اسلام، دیگر مسلمانان و افراد اقرارکننده به شهادتین را که با آنان دارای اختلاف نظر در فروعات هستند، قبول ندارند و آنان را تکفیر می کنند و از دایر ایمان خارج و در منطق کفر قرار می دهند. در حالی که در قرآن کریم تکفیر مسلمانان به بهان مخالفت سیاسی با خود مذمت شده است.

«یا ایها الذین آمنوا اذا ضربتم فی سبیل الله فتبینوا و لا تقولوا لمن ألقی إلیکم السلام لستَ مؤمنا» (نساء/۹۴) «ای کسانی که ایمان آورده اید چون در راه خدا سفر می کنید تحقیق کنید و به کسی که نزد شما اظهار اسلام می کند، نگویید: تو مؤمن نیستی».

در سیر معصومین از جمله امیرمؤمنان علی (ع) نیز نکت بسیار وسعت نظرانه ای ملاحظه می شود که حتی مخالفان جنگ های سه گانه ای که با آنان جنگیده است، کافر نمی خواند. امام باقر(ع) در این باب می فرمایند:

«إنّ علیاً لم یکن ینسب احداً مِن أهل حربهِ إلی الشّرک و لا إلی النّقاق و لکنه کان یقول هم إخوانُنا بَغَوا علینا»: علی (ع) هیچ یک از افرادی را که با او جنگدیدند، به شرک و نفاق متهم نکرد و آنان را تکفیر نکرد. بلکه می گفت آنان برادران ما هستند که به ما ستم کردند (حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۸۳، حدیث ۱۰به نقل ازایازی، ۱۳۲۹، ص ۹۸).

۲- تصور گناه پنداری عملی خاص

خوارج در تعاملات تأثیر رفتارها بر اعتقادات از جمله بازتاب معصیت بر اعتقادات، بر «تصور بروز معصیت» بر اعتقادات و نه خود «معصیت آشکار» پافشاری می کردند، تکفیری ها نیز اینگونه اند.

سخن در این است که آنان در خصوص اصل بروز «معصیت» هم دچار توهم شده اند و آنان ابتدا چیزی را فرض کرده اند و آن خطا و معصیت رفتاری در مسلمانان رقیب خود و سپس با پذیرش فرض دوم که خلل رفتاری موجب اختلال اعتقادی می شود، حکم به تکفیر دیگران می کنند.

به طور مثال، آنان نفس «حَکَمِیّت» را گناه و ارتکاب شوند آن را خارج شده از دایره اسلام و ایمان می دانستند مگر آنکه توبه کند. بر این اساس حتی شخصیت استوار و بی نظیری چون امام علی (ع) که تجسم عینی اسلام بود، را به دلیل پذیرش حکمیت ، کافرشده می دانستند مگر آنکه توبه کند. آنان امام علی (ع) را به جرم گناهی تکفیر می کردند که رخ نداده بود. آنان با اتکاء به «تصور از گناه رخ داده» و نه «واقعیت گناه در عالم خارج»، دیگران را تکفیر می کردند!!!

تکفیری های امروزی نیز همین وضعیت و شباهت را دارند. آنان به صرف تصور غلط گناه بودن توسل به پیامبر (ص) و ائم اطهار (ع) و یا زیارت قبور آنان و شفاعت، دیگر مسلمانان را تکفیر می کنند.

نکت جالب آن است که خوارج و خوارجیون، دیگرمسلمانان را نه به دلیل ارتکاب یک معصیت قطعی نظیر دروغ و شرب خمر از دایر ایمان و اسلام خارج می دانند، بلکه به دلیل یک «معصیت خیالی» یعنی گناه بودن زیارت قبور پیامبر (ص) و ائم اطهار و یا گناه بودن نفس حکمیت، تکفیر کرده و می کنند. این شباهت دیگری است که در رفتار خوارج گذشته و تکفیری های امروزی مشاهده می شود.

شباهت اول، شباهتی متکی بر مباحث اندیشه شناختی است؛ اما شباهت دوم که بر«تصور از واقعیت» یا «توهم از واقعیت» و نه نفس واقعیت تأکید می کرد، اصولا یک نکت روانشناسی سیاسی است و اینکه انسانها بر مبنای «تصور از واقعیت و نه نفس واقعیت اندیشه ورزی و تصمیم گیری می کنند. در نکت دوم اوج فاجع تکفیری ها نمایان می شود.

۳- نگرش ساد خوارج و تکفیری ها

خوارج نگرشی ساده و بسیط دارند. همه چیز را بین صفر یا یک می بینند به این یا آن قائل اند (برزگر، ۱۳۸۸، ص ۲۹۴) بنابراین قائلند که «یا با ما یا علیه ما» می باشید. به این یا آن قائل می باشند. اعتقاد به کافربودن اهل معصیت نیز به نوعی مؤید همین نکته است: یا مؤمن یا کافر؛ در حالی که می توان به چیزی میان آن دو یعنی «فاسق» یعنی مؤمن گناهکارهم قائل شد. منطق فازی یا نگرش پیچیده به خوبی این مسئله را توضیح می دهند. تکفیری ها نیز اینگونه اند و دارای نگرشی ساده در تحلیل پدیده های سیاسی و اشخاص اند.

۴- ظاهرگرایی خوارج و تکفیریها

خوارج به ظاهر الفاظ متون مقدس استناد میکردند. آنان نمی توانستند به باطن و معنای الفاظ راه یابند. امام علی(ع) به همین دلیل مطلب را اینگونه تئوریزه می کرد که پیامبر (ص) با دشمنان بر سر «تنزیل قرآن»، ولی من با دشمنان برسر «تأویل قرآن» می جنگم. تأویل گرایی از اینکه هر دو سوی جبهه به آیات قرآن استناد می جستند. هر یک معنای دریافتی خود را حجت و برتر می دانست و کار به جایی نمیرسید. به همین جهت نکت جالب در برخورد امام علی (ع) با خوارج آن است که به طورکلی از مباحثه با آنان با تمسک به قرآن خودداری می ورزید و آن رابی ثمر می دانست و به جای آن، با سیره و عملکرد رسول خدا (ص) محاجه میکرد که قابل تأویل نبود و برای سطحی اندیشانی چون خوارج مجالی برای لفاظی باقی نمی گذاشت. امام خطاب به خوارج می فرماید:

«شما میدانید که رسول خدا (ص) مرد زناکار دارای همسر را سنگسار کرد. ولی بر جنازه اش نماز خواند و اهلش از او ارث بردند. قاتل را کشت و اهلش اموالش را به ارث بردند و دست سارق را برید و زناکار بی همسر را تازیانه زد، ولی سهم آنان را از بیت المال پرداخت و آنان با زنان مسلمان ازدواج کردند. رسول خدا (ص) آنان را به سبب گناهشان مؤاخذه کرد و حکم خدا را درمورد آنان برپا داشت، ولی سهمی را که از مسلمانی داشتند، از آنان باز نگرفت و اسمشان را از زمره اهل اسلام خارج نکرد» (نهج البلاغه، خطبه ۱۲۷).

کلام امام علی(ع) کاملا خوارج را خلع ید می کرد. زیرا آنان گناهکار را به دلیل گناهش از دایر ایمان و اسلام خارج و تکفیر می کردند و حال آنکه امام علی(ع) می فرماید: رسول خدا (ص) بر زناکار و سارق حد جاری می کرد؛ اما همچنان آنان رامسلمان می دانست چون بر آنان نماز می خواند و سهم آنان را از بیت المال پرداخت می کرد و جز آن. اقدام عملی پیامبر(ص) نشان می داد که ادعای خوارج کاملا مردود است.

تکفیری های امروزی نیز به همین ترتیب ظاهرگرا وسطحی اندیش می باشند.

۵- حق پنداری و فرق ناجیه دانستن خود

خوارج خود را مصداق حق می دانستند و حق را هم یکی و آن یکی هم خود و غیر خود را باطل یا باطل های متعدد می دانستند. خود را مصداق «فرق ناجیه» و نجات یافته در روایت منسوب به پیامبر (ص) می دانستند « امت بعد از من هفتاد دو (یا سه) فرقه می شوند و فقط یک فرقه اهل نجات اند.» خوارج خود را حق و اهل نجات و غیرخود را مشرک و کافر و بنابر این دیگران را تکفیر می کردند. تکفیری ها هم نظیر آنان تصور بر حق بودن و فرق ناجیه بودن را دارند و بر مبنای چنین تصوری حرکت می کنند. چنین پیش فرضی امکان تکفیر دیگر مسلمانان را فراهم می کند.

۶- آسانگیری در «قضاوت» و ارزیابی شتابزد اعتقادات دیگران

یکی دیگر از ویژگی اعتقادی خوارج ، آسانگیری در قضاوت دربار دیگران آن هم درخصوص اعتقادات آنان است، درحالی که اعتقادات دیگران امری باطنی و نامشهود است. آسانگیری در قضاوت آن هم در مسائلی حساس نظیر «جان افراد»، «ناموس مردم»، «ایمان اشخاص» و«املاک و دارایی ها» و آبروی مسلمانان به نحوی است که آنان را در جهان اسلام یگانه می سازد. در حالی که در اسلام تأکیدات زیادی در مورد حساسیت در این امور شده است و در اجرای حدود، با کمترین شک و تردید و شبهه، موضوع منتفی می شود.

تکفیری های امروزی نیز نظیر خوارج، کوتاهی و آسانگیری در قضاوت دارند.

۷- بدبینی به ذات انسان

خوارج با چنین مبانی اعتقادی، هرچند دیدگاه صریحی در مورد انسان ارائه نکرده اند، با این همه با اعتقاد آنان در مورد ارتکاب گناه، می توان به این نکته رسید که نگرش آنان در مورد ذات انسان، بسیار بدبینانه است، که با ارتکاب یک گناه از دایر اسلام و ایمان، کافر و تکفیر می شود. تکفیری ها نیز دارای چنین دیدگاه مشابهی اند. اقدامات آنان درحوزه های تحت امر در افغانستان، پاکستان، سوریه و بعضا عراق مؤید چنین دیدگاهی است.

۸- اعتقاد غلیظ شده به اصل جهاد و امر به معروف و نهی از منکر

جهاد و امر به معروف و نهی از منکر از فروع الدین است و در حوز فقه و رفتار قرار می گیرد؛ اما این دو اصل آنچنان در اندیشه و عمل سیاسی خوارج تغلیظ و برجسته می شود که گویی از منزلت رفتاری و فقهی به منزلت اعتقادی ارتقاء یافته اند. این دو اصل اصولا دو اصل هویت بخش خوارج هستند و وجوه تمایز آنان را ازغیر تشکیل می دهند.

خوارج در گذشته به طورعلی الدوام در جهاد با امام علی (ع) یا معاویه و امویان و یا عباسیان و غیرآن بوده اند.

تکفیری های امروز نیز اسلام را مساوی جهاد می دانند و بنابر این به طورمستمر درگیر آنند. در جهاد علیه شوروی، درجهاد علیه آمریکا یا جهاد علیه شیعیان و علویان در سوریه و عراق.

۹- ضعف بینش سیاسی و بصیرت و تحجّر

خوارج تا آنجا که به رکن اعتقادات مربوط می شود، دارای ضعف بصیرت هستد. آنان دچارجمود فکری اند. درظواهر و زمان توقف کرده اند. ضعف شناختی موجب اختلال رفتاری آنان شده است . آنان ضعف تجزیه و تحلیل سیاسی دارند. این امر تا آنجا بود که نمی توانست قدرت انگیزه اخلاقی حق جویی آنان را جبران کند. این ضعف باعث می شود که آنان نتوانند صاحب حق واقعی و اصحاب صراط مستقیم را در صحن سیاست عملی شناسایی کنند و حتی در مقابل امام علی (ع) ایستاده اند.

تکفیری های امروزی نیز ضعف بینشی، شناختی و بصیرتی دارند و در عمل در زمین دشمنان اسلام یعنی به نفع صهیونیست ها و آمریکا بازی می کنند.

۱۰- تنزل جایگاه اصل امامت

خوارج برای رهبری و خلافت ویژگیها و استانداردهای برجسته ای قائل نبودند، برخلاف سایر فِرق اسلامی، «قریشی بودن» را شرط خلافت نمی دانستند. براین مبنا حتی بردگان و سیاه حبشی هم می توانند خلیفه شوند. زنان هم برای به خلافت برگزیده شدن مشکلی ندارند.

آنان حتی اندیش بی نیازی به امام یا چندامامی را طرح کرده اند: آنچه مهم است، عملکرد امام یا خلیفه بعد از انتخاب شدن است . در صورت ارتکاب خلاف، عزل و در فرض مقاومت در برابر عزل، به قتل می رسد. تکفیری ها در این موضوع نیز تا حدودی به آنان شباهت دارند.

ب) شباهت های خلقی و اخلاقی و گرایشی

طبق الگوی تحلیل در این نوشتار، محور دوم شباهت ها، شباهت های اخلاقی خوارج تاریخی با تکفیری های امروزین است.

۱- انگیزه حق طلبانه و پیمودن راه باطل در عمل

یکی از نقاط قوت خوارج، انگیزه حق جویی آنان است. آنان به بیان امام علی (ع) دنبال حق می باشند؛ اما در مصداقیابی آن دچار اشتباه شده اند و به باطل گرویده اند و این نکته آنان را از کسانی چون معاویه – که از اساس باطل اند و دنبال باطل می روند –متمایز می سازد. امام علی(ع) می فرمایند: «لا تقتلوا الخوارجَ بعدی فلیس مَن طلب الحق فأخطأه کمَن طلب الباطل فأدرکه»: پس از من ، خوارج را به قتل نرسانید؛ زیرا آنکه طالب حق باشد، اما راه خطا بپیماید همانند آن کسی نیست که باطل را طلب کند و آن را بیابد (نهج البلاغه، خطبه ۶۱).

نوعی انگیز دینی در رفتار آنان مشهود است. این نکته از جمع پارادکس گونه و تناقض آمیز صفات اخلاقی در خوارج خبر می دهد. بال فکری آن ناقص است و نقص آن موجب فساد انگیزه مثبت و اولیه شده است؛ یعنی ضعف بینش و اعتقادات بر انگیز اخلاقی مثبت و اولی آنان اثرگذاری کرده است.

۲- بازیگران و بازی خورده ها در خوارج و تکفیری ها

یکی از فرضیه هایی که شواهد و مؤیدات قوی بر آن وجود دارد؛ آن است که قائل به دو سطح تحلیل در مورد رفتارشناسی خوارج و تکفیری ها شویم.

در سطح تحلیل رهبران، افراد مغرض و بازیگری وجود دارد که از افکار ساده دلانه و عواطف دینی مردم به صورت ابزاری استفاده می کنند. نظیر اشعث بن قیس در جریان خوارج اولیه در دور امام علی(ع). درسطح تحلیل پیروان؛ که افراد بی غرض و ساده دل، اما تندمزاج قرار دارند.

دراین سطح تحلیل، مشکل بینشی است؛ یعنی در تشخیص مصداق حق و باطل دشواری دارند.

معمای موافقت و مخالفت با حکمیت در یک روز و چند ساعت

هنگام پیروزی قریب الوقوع امام برمعاویه ، بحث «حکمیت» از سوی رقیب مطرح می شود. امام نمی پذیرد؛ اما با اصرار شدید، سرانجام برخلاف میل باطنی خود آن را می پذیرد. معما از اینجا آغاز می شود که چگونه همین جمعیت که مصرانه پذیرش حکمیت را از امام مطالبه می کردند؛ در فاصل کوتاهی پذیرش همان حکمیت را کفر تلقی می کردند و قائلند که حتی امام علی (ع) نیز کافر است مگر آنکه از گناه پذیرش حکمیت توبه کند؟!

فرضیه های گوناگونی برای این دوگانگی ارائه شده است. مثلا «ولهاوزن» ازبرنوف این فرضیه را نقل می کند که آنان که پذیرش حکمیت را به امام علی (ع) تحمیل کردند؛ غیر از کسانی بودند که بعدها آن را محکوم کردند. «برنوف» گروه اول را قُرّاء و گروه دوم را بدویان می داند (ولهاوزن، ۱۳۷۵)؛ اما «ابراهیم حسن» آن را رمزآلود می داند و بنای ظهور خوارج را بر مقدماتی می داند که به خوبی واضح نیست .

فرضیه دیگر همان تفکیک دو سطح تحلیل رهبران و سران و گردانندگان که خائن و با معاویه هم دست بودند و در واقع قول امام علی (ع) که خوارج طالب حق اند؛ اما در تشخیص دچار خطا شده اند و به راه باطل گرویده اند، درمورد رهبران صادق نیست، بلکه درسطح تحلیل پیروان فقط صادق است.

اشعث بن قیس در زمان عثمان، فرماندار آذربایجان بود و امامعلی (ع) به هنگام خلافت از وی خواست اموال موجود را تحویل دهد؛ اما خود اظهار می دارد که قصد داشته است اموال آذربایجان را بردارد و به معاویه ملحق شود. نکته ای که بر ضعف ایمان وی دلالت می کند و بعدها به دلیل عزل وی، از امام (ع) دلخوری و کینه توزی داشته است. وی یکی از معرکه گردانان اصلی پیدایش خوارج است. بنابر این تفکیک بین رهبران و پیروان درخوارج راهگشا است.

همین تفکیک میان رهبران بازیگر و پیروان بازی خورده درخصوص تفکیری های امروزین هم صادق است. همکاری گفته شده بغدادی با موساد و سیا و اقداماتی که وی در جهت تأمین منافع آنان انجام می دهد، شواهدی در این راستا می تواند قلمداد شود.

۱- روحی فداکارانه و از جان گذشتگی و استقبال از مرگ

خوارج در راه اهداف خود، نهایت جانفشانی و فداکاری را انجام می دادند و به راحتی از مرگ در این راه استقبال می کردند. این آمادگی برای مرگ، پرداخت هزین حداکثری برای اهداف مبهم، از قدرت تخریبی بالای آنان خبر می دهد. همین ریسک پذیری و خطرپذیری در رفتار تکفیری ها مشاهده می شود. شاهد مثال آن، تعداد بی شمار عملیات انتحاری آنان علیه مسلمانان و شیعیان است.

۲- تعصبات قبیله ای

بسیاری از رهبران خوارج از قبیل «بنی تمیم» و «بنی ربیعه» بودند. قبیل بنی تمیم از زمان جاهلیت قبل از اسلام با مضر به ویژه قریش، خصومت داشتند. شاهد مثال آن اعتراض «اشعث بن قیس» به انتخاب «عبدالله بن عباس» برای حکمیت از سوی امام علی (ع) بود؛ زیرا وی می گفت چون رقیب هم، «عمر و بن عاص» را انتخاب کرده است که از مضر است، نباید هر دو حکم ما و آن ها از مضر ب

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *