توضیحات
فایل پی دی اف کامل پاورپوینت گفتمان اجتماعی امام صادق (ع) PDF؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پی دی اف کامل پاورپوینت گفتمان اجتماعی امام صادق (ع) PDF، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پی دی اف کامل پاورپوینت گفتمان اجتماعی امام صادق (ع) PDF با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پی دی اف کامل پاورپوینت گفتمان اجتماعی امام صادق (ع) PDF آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پی دی اف کامل پاورپوینت گفتمان اجتماعی امام صادق (ع) PDF بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پی دی اف کامل پاورپوینت گفتمان اجتماعی امام صادق (ع) PDF ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پی دی اف کامل پاورپوینت گفتمان اجتماعی امام صادق (ع) PDF، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پی دی اف کامل پاورپوینت گفتمان اجتماعی امام صادق (ع) PDF :
ظرفیت های عظیم اسلام در حوزه های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و دیگر حوزه های علمی تاکنون به نحو شایسته ای مورد مطالعه قرار نگرفته اند. یکی از دلایل عمد این موضوع، غلب نگاه ایدئولوژیک و اعتقادی به مفاهیم اسلامی، بدون توجه به ظرفیت های انسانی و علمی آن هاست. این نگاه اگرچه در سطح خود، مهم و قابل تقدیر و ضروری است، اما محدود ساختن این مفاهیم در ابعاد مزبور، می تواند بشریت را از توانایی های معنایی نهفته در این مفاهیم محروم سازد و انسان ها را از این منبع بزرگ علمی دور نماید.
بسیاری از نوشته های موجود در زمین مطالعات مربوط به احادیث، روایات و افعال معصومان (ع) نه تنها به رویکردهای و جنبه های ظاهری و سطحی و تاریخی آن ها اکتفا کرده اند، بلکه دارای رگه های عمیق عاطفی، احساسی و احیاناً اغراق آمیز هستند. این گونه رویکردها بیش از خدمت به اصل دین، نگاه سطحی و غیرآکادمیک را تعمیق می بخشند که در جهان کنونی از جایگاه نه چندان مطلوبی برخوردارند.
تعالیم شیعی که ریشه در سخنان و رفتار پیامبر اعظم(ص) و امامان معصوم (ع) دارد، بهترین منبع برای تبیین، تشریح و تعیین زمینه ها و حوزه های مربوط به مسائل انسانی و اجتماعی است که چنانچه مورد مطالع دقیق قرار گیرند، قطعاً رهنمودها و نظریات آن ها نه فقط برای جامع اسلامی، بلکه برای جامع جهانی مفید، ضروری و قابل بهره برداری هستند.
حضرت امام صادق (ع) را از آن جهت «مؤسس مذهب» می خوانند که در دوران وی، شرایط خاصی مهیا گردید و آن امام معصوم (ع) فرصتی بیش از سایر امامان (ع) یافت تا سرمایه های عظیم نهفته در فرهنگ اسلامی را به جهانیان بشناساند و وارد ساحت های گوناگون علمی نماید. با چنین رویکرد آگاهانه، ساختار اسلام واقعی تبیین شد. در چنین عصری بود که بالندگی و عمق و وسعت مفاهیم و اندیشه ها و اعتقادات اسلامی ظاهر گردید. در حقیقت، تضارب افکار و مباحثات فلسفی، کلامی و اعتقادی، زمینه های رشد و پرورش مفاهیم و افکار بلند اسلامی را فراهم ساخت و این امام در آن دوران، پرچمدار اسلام راستین بود.
این مقاله در پی آن است که یافته های کلان و فرانظری مطرح شده توسط حضرت امام صادق (ع)، به ویژه در زمینه های اجتماعی را کشف نماید. بدیهی است که یافته های مزبور در قرآن کریم، احادیث پیامبر اکرم (ص) و سخنان و رفتارهای امامان معصومِ (ع) قبل و بعد از ایشان، ریشه دارد. با توجه به چنین دیدگاهی، بحث های مربوط به گفتمان اجتماعی آن حضرت شامل چند محور اساسی به شرح ذیل خواهد بود:
تبیین کلی نقاط محوری و مورد اتکای بحث؛
محورها و عناصر گفتمان های اجتماعی دینی در روایات امام صادق (ع)؛
نظریه های اجتماعی برساخته از روایات امام صادق (ع)؛
رویکردهای نشانه شناسی در گفتمان روایی امام صادق (ع).
قبل از ورود به بحث، مناسب است که نگاهی هرچند مختصر، به تاریخچ زندگانی حضرت امام صادق (ع) بیندازیم.
«حضرت جعفر بن محمد الصادق (ع) در اوایل نیم دوم ربیع الاول یا آغاز رجب سال ۸۳ (به روایت مفید و کلینی) و یا در سال ۸۰ هجری قمری ولادت یافتند و در سال ۱۴۹ هجری قمری، در ۶۵ یا ۶۸ سالگی برحسب اختلاف روایات وفات نمودند. ۱۲ تا ۱۵ سال از زندگی آن حضرت، با حیات مبارک جدشان حضرت امام زین العابدین (ع) و ۱۹ سال نیز با حیات باسعادت والد ارجمندشان حضرت امام محمد باقر (ع) هم زمان بوده است. امام صادق (ع) به مدت ۳۴سال امامت داشته اند که در این مدت، با هفت تن از حکومتگران اموی و عباسی هم عصر بوده اند» (کردستانی، ۱۳۸۲: ۱۱۶ -۱۱۵ ).
«در روزگار امام باقر، اندکی گشایش پدید آمد و سالیان ۱۴۸-۱۱۴ (دوران امامت امام صادق) عصر انتشار فقه آل محمد یا به تعبیر دیگر، روزگار تعلیم و تدریس فقه جعفری بود. در این سال ها، مدینه نیز چهر دیگری یافته بود» (شهیدی: ۶۰). «دانشمندان از هیچ یک از اهل بیت رسول خدا به مقدار آنچه که از ابوعبدالله روایت دارند، نقل نکرده اند و هیچ یک از آنان متعلمان و شاگردانی به انداز شاگردان او نداشته اند و روایات هیچ یک از آنان برابر با روایت های رسیده از او نیست. اصحاب حدیث نام راویان از او را چهارهزار تن نوشته اند. نشان آشکار امامت او خِرَدها را حیران می کند و زبان مخالفان را از طعن و شبهات، لال می سازد» (اربلی، ۱۳۸۱، ج۲: ۱۶۶). ذهبی از ابوحنیفه آورده است: «فقیه تر از جعفر بن محمد ندیدم» (ذهبی، ۱۹۵۶، ج۱: ۱۶۶).
در این بخش از مقاله، نقاط محوری و مورد اتکای بحث مطرح خواهند شد. آنچه که از این نقاط مورد نظر است، تبیین جایگاه امور فرانظری است که در کشف حوزه های اجتماعیِ دیدگاه ها، سخنان و اندیشه های امام صادق (ع) مورد استفاده قرار گرفته اند. بدیهی است این مسائل در موارد مختلف بحث، مورد استفاده قرار خواهند گرفت.
دیدگاه دینی به مسائل مربوط به انسان، برای تبیین و جهت دادن به حیات اجتماعی وی، بر دو پای اساسی «نگاه نظری به واقعیت دنیوی» و «فرانظری به کل جهان» استوار است. در نگاه نظری به دنیا، دین بر اساس سلسله ای از اعتقادات، معاملات و اخلاقیات، دنیای برتر انسان را ترسیم می کند. بخشی از این دنیای برتر ساخته و پرداخت انسان است. بخش مزبور هرچند که ساخت انسان است، باید در حوز نگاه دینی، به دنیا حرکت کند. این حوزه «حوز مباح» حرکت انسان در حیات دنیوی است. حوز مباح نیز همچون حوزه های دیگر دینی، دارای حدود و ثغوری است که کاملاً بر پایه های دینی تعریف شده است.
اسلام حوزه های حرکت انسانی را در پنج محورِ «حلال، مستحب، مباح، مکروه و حرام» تعریف کرده است. این حوزه ها تنها شامل مسائل دینی به معنای خاص نبوده، بلکه از یک معنای فراگیر و کلان برخوردارند که می تواند هم حیات انسانی را در برگیرد. بر هریک از حوزه های مزبور، قبح و حسن شرعی یا نوعی از وجوب، استحباب یا کراهت حاکم است که خود، مشروعیت اساسی آن را تعیین و تبیین می کند؛ بلکه این حوزه ها، در حقیقت، واقعیتِ خوبی و بدی، تطابق اساسی با خلقت، تعامل عقلانی با وجود و بالاخره، مراحل تکاملی انسان را میان واقعیت و تخیل، ترسیم می کند. بنابراین، حوزه های مزبور حتی در مورد آنان که اعتقادی به اصل دین ندارند، چنانچه مورد توجه عملی قرار گیرند، می توانند باعث نوعی از تکامل انسان در بخشی از حیات دنیوی او گردند.
با چنین نگاهی می توان گفت که اسلام در بسیاری از مفاهیم و دستورات عملی، علاوه بر ترسیم دقیق مفهوم و نوع و شیو عمل، حوزه هایی را برای انسان تعیین می کند که می تواند در آن حوزه ها مفاهیم گوناگون مستقل را نیز بر پای مفاهیم دینی، به طور مستقیم یا بر پای عقل و برداشت های عقلانی، تولید، بازسازی و بازبینی نماید؛ چنان که این مفاهیم بتوانند در زمینه های مختلف، منشأ عمل باشند. این حوزه های اختیاری و مباح انسانی تا آنجا می توانند گسترش یابند که هیچ تعارضی عقلانی یا تشریعی با دین نداشته باشند.
مرز تعیین کننده میان این دو را می توان یکی از سخت ترین و پُرمناقشه ترین حوزه هایی دانست که تاکنون در مباحث دینی شکل گرفته اند. اصولاً، حوز مباح یا حوز اختیاری و آزاد انسان در شکل دادن به مفاهیم و اعمال مختلف، یکی از مسئله سازترین حوزه های انسانی است که در آن، می توان مشکلات اساسیِ میان ایمان و کفر را مطرح کرد؛ «ایمان» و «کفر»ی که بر پای دین ترسیم شده و انسان به رغم آزادی تحرک، باید از مرزهای آن تبعیت کند.
مسئل دیگری که در این حوزه باید مورد توجه قرار گیرد، نگاه نظری و فرانظری دین به مسائل مربوط به حیات انسانی است. دیدگاه های مفهومی و نظری ادیان آسمانی، از جمله اسلام محمدی (ص)، عمدتاً بر مبنای اعتقادات و دستورات عملی شکل گرفته است، اما در بسیاری موارد نیز نگاهی فرانظری به مسائل حیات دارند که نوعی از متاتئوری (Meta-theory) یا فرانظریه [۱] بر آن حاکم است که فراتر از زمان و مکان حرکت می کند.
در اینجاست که علاوه بر اصل احکام و دستورهای فرازمانی و فرامکانی، دستورات دینی به معنای حرکت اصولی، می توانند با زمان ها و مکان های مختلف همخوانی داشته باشند. نگاه فرانظری نوعی از زمینه سازی برای درک، استنباط و یافتن دستورات لازم بر پای اصول موجود را پدید می آورد.
به عنوان مثال، در مباحثی همانند اقتصاد، همان گونه که شهید صدر نیز تبیین کرده است، ما به دیدگاه اقتصادی اسلام و نه نظری خاص زمینه ای، قائل هستیم. به عبارت دیگر، دیدگاه اقتصادی اسلام یک دیدگاه فرانظری یا متاتئوری است؛ هیچ گاه تابع یک نظری خاص یا زمین خاصی با تبیین مفاهیم ساختاری نبوده، بلکه حوز تفکر و عمل را برای ترسیم فرایندهای مفهومی و عملیِ انسان تبیین کرده که بتواند بر مبنای مفاهیم و اعمال مُسلّم شرعی، به نظریه پردازی و ارائ راه حل های عملی بپردازد.
در بحث های اجتماعی و فرهنگی و سیاسی نیز مسئله به همین شیوه ختم می شود. شاید بتوان گفت که دین به برخی از حوزه ها به لحاظ حساسیت بیشتر، بیش از حوزه های دیگر پرداخته است، اما در هم این حوزه ها، میان مفهوم، عمل و نظری زمینه ای خاصّ دینی و میان مفهوم وسیع تر و فرانظری، تفاوتی اساسی قائل شده است.
بسیاری از توصیه ها و نصایح منسوب به معصومین (ع) بیش از تبیین یک امر شرعی خاص، یک مفهوم کلان و یک بحث فرانظری را مطرح می سازد که می تواند به عنوان یک خط کلی، برای عملیات بعدی مد نظر قرار گیرد.
حضرت امام صادق (ع) را بنیانگذار و رئیس مکتب تشیع می دانند (مغنیه، ۱۳۵۶: ۷). این مسئله از این نظر اهمیت دارد که آن حضرت، بسیاری از حوزه های مفهومی را در ابعاد نظری خاص، نظری عام و فرانظری و نیز حوزه های عملی را چه در بُعد زمانی خاص، زمانی عام و فرازمانی به معنای عدم وابستگی به زمان خاص و بالاخره حوزه های اعتقادی را، چه در بُعد شیعی ناب، چه در بُعد تبیین عام اسلامی و چه در بُعد تعیین تحریف و تلاش برای پاسخ گویی شرعی و علمی به انحراف ها یا سؤال ها روشن و مورد بحث و بررسی قرار داده و زمینه های مختلف آن را برای جامع اسلامی تبیین کرده است.
فرهنگ به معنای اعم آن، شامل هم گرایش ها، هنجارها، رفتارها، تولیدها، تاریخ و اَعمال انسان است.[۲] با چنین نگاهی به فرهنگ، دین نیز بخشی هرچند وسیع از زندگی انسان را تشکیل می دهد. البته در اینجا باید تأکید کرد که ادیان آسمانی در وحی از جانب خداوند متعال ریشه دارند، اما ادیان زمینی ریشه در ذهن و فعل انسان دارند. فرهنگ دینی، شیو تفکر و روش رفتار در فرهنگ انسانی را بر مبنای دین ترسیم می کند.
به عبارت دیگر، با یک نگاه همگرایانه میان انسان آسمانی، دین آسمانی و فرهنگ آسمانی، می توان به یک فرهنگ جامع دینی رسید که در فضای آن، انسان به طور عام، می تواند به زندگی شایسته ای دست یابد. در این فضای جامع فرهنگی، انسان ها همگی از نوعی شایستگی برخوردار هستند که درج این شایستگی توسط جامعیت فرهنگی موجود تعیین می گردد. در فضای مزبور، توانایی های بالفعل و بالقو انسان ها می توانند به شکل برابر و در شرایط متعادل، ظهور یافته و مورد ارزیابی قرار گیرند. در چنین شرایط فرهنگی، عدالت تکوینی همگام با عدالت تشریعی حرکت کرده و آزادی های انسان می توانند در حوزه های مختلف اختیاری، به ویژه در عرصه های مباح، با جهت گیری های مختلف، شکوفا شوند.
کشف «معنی» و «معنا»[۳] مستلزم ایجاد تمایز میان برداشت های صریح و برداشت های ضمنی است. بیان دینی، الزاماً یک بیان صریح برای کاستن برداشت ها، تأویل ها و تفسیرهای مختلف نیست. گوناگونی تفاسیر، بدون توجه به تأویل های فردی، نشان دهند حرکت بیانی میان معنی و معناست که خود، می تواند نوعی از تداخل «هم زمانی» (Synchronic) و «در زمانی» (Diachronic) و در سطح فراتر، «گفتمانی» (Discoursive) باشد. اما در سطح بسیار کلان، اگر قرآن کریم متنی با معنی و معانی گوناگون است و نیازمند تفسیر و کشف زمینه های روشن تر مصداقی است، تفسیر و تبیین آیات آن، الزاماً باید بیش از آنکه به حوز «معنا» نزدیک باشد که نوعی سیالیت تفسیر و گستردگی برداشت و وقوع در تأویل های فردی را منعکس می کند، به حوز «معنی» که نوعی از صراحت تام و روشنی برداشت را ترسیم می کند، نزدیک باشد.
به عبارت دیگر اگر تفکیکِ نشانه ای استیوارت هال (۱۳۸۲) را به عنوان شاخصی برای تمییز میان «معنی» و «معنا» بپذیریم، باید گفت که تفاسیر موجود برای متن مقدس دینی، میان سه لای «هژمونیک»، «توافقی تعارضی» و «تعارضی» حرکت کرده و برداشت های متفاوت تولید می کند که در هر حال، مشروعیت آن به نزدیک بودن آن به مسلمات شرعی وابسته است. این سطح کلان یا سطح «فرانظری» بر بنیان های فلسفی هستی شناسی (Ontology)، معرفت شناسی (Epistemology)، سرشت بشری (Human Nature) و روش شناسی (Methodology) استوار است، اما از یک جهت، با توجه به رویکرد های مختلفِ نشأت گرفته از معنی های لفظی در فهم لغات و از سوی دیگر، بر اساس سیالیت حرکت نظری و عقلانی در برداشت های معقول و مشروع، می تواند گوناگونی گفتمانیِ مربوط به تفاسیر مختلف را تبیین نماید.
در سطح جزئی یا غیرکلان که نیازمند صراحت لفظی و تبیین مصداقی برای تفسیر و تحدید سطح کلان هستیم، سیالیت برداشت ها نسبت به واژه ها و گزاره ها باید به حداقل برسد و علاوه بر آن، تحدید «معنی» به معنای تبیین صراحتِ تام و گریز از فروافتادن در عرصه های تعارضات لفظی، کنایه ها، استعاره ها و کلمات مرادف ولی نه به طور کامل، هم پوشان، مهم ترین هدف، بلکه پای بیان دینی می باشد. احادیث و روایات، به طور عام، در سطح دوم قرار دارند. معنای «هژمونیک» در این بیان دینی، نیازمند صراحت و عدم سیالیت است تا بتواند ابهام معنی، سیالیت معنایی، برداشت های ضمنی، تأویل های غیرعقلانی و برداشت های غیرشرعی را تبیین نماید.
بنا به چنین دیدگاهی است که می توان گفت نوعی از فرهنگ سازی دینی در سطوح «فرانظری» و «نظری» تنظیم کنند بیان دینی است که راهنمایی انسان را در این جهان به عهده دارد. فرهنگ سازی دینی در محدود این دو سطح به ساختن هویت دینی می پردازد و این هویت با ادغام دو سطح مزبور، پایاییِ اتصال آسمانی و ارتباط زمینی را برای انسان تأمین می کند. در اینجاست که گسترش لای «هژمونیک» معنایی بر پای استدلال هال، می تواند فرهنگ سازی را در سطح عمومی و اجتماعی تأمین نماید. احادیث و روایات دینی، از این جهت، از طریق به کارگیری سلط معنایی صریح، تبیین روشن مفاهیم گوناگون و تعیین مصادیق روشنگر در کلی زمینه ها، سازند پایه های مستحکم فرهنگ دینی خواهند بود.
فرهنگ سازی، نیازمند ورود گسترد جامعه به حوز معنی صریح و هژمونیک برای استقرار برداشت های روشن و خروج از تضادهای مفهومی و حرکت در سای استحکام مصداقی است. از این جهت، نقش احادیث و روایات دینی در فرهنگ سازی روشن می گردد. اکثرِ آنچه که از معصومین (ع) به ما رسیده است، ساختِ فرهنگ دینی بر پای روشنگری معنایی، صراحت لفظی، تعیین دقیق حوز مصداقی و نهایتاً دوری از عرصه های ابهام و تردید و تشکیک در تبیین مفاهیم دینی و اجتماعی است. این حرکت در ساخت، تبیین و تفهیم مفاهیم دینی، توسط آنچه که از معصومین (ع) به ما رسیده است، مهم ترین دست آوردی است که حیات معنایی دین به آن وابسته است و بقا و پایایی هویت دینی اجتماعی به آن بستگی دارد.
یکی از مسائل مهم مطرح در حوز مطالعات آکادمیک، تفکیک میان حوزه های مختلفِ «علم» (Science)، «دیسیپلین» (Discipline)، «روش» (Method) و «حوز مطالعه» (Filed of Study) است. این تفکیک از آنجا اهمیت می یابد که با توجه به معنای مورد نظر برای هر مفهوم، می توان مرحل موضوع مورد مطالعه را مشخص کرد. علم، نیازمند تبیین موضوع یا موضوع های مورد بحث، سؤال ها، فرضیه ها، نظریه ها و قوانینی است که دارای روایی و پایائیی مشخص باشند (بشیر، ۱۳۸۸). بدون تحقّق موارد مذکور، ابعاد علم نمی تواند روشن گردد.
بنابراین، علم، شناخت یا آگاهی ساده نبوده، بلکه به عکس، نیازمند تبیین دقیق مسائل مختلفی است که در سای آن ها بتوان به یک مفهوم یا نظریه دست یافت. دیسیپلین، نوعی از اطلاعات یا شناخت منظم و منسجمی است که می تواند راهی برای تحصیل علم باشد. در این شیوه از بررسی، روابط و ماهیت ارتباطات در جهت تحقق یک نظم علمی مورد دقت قرار می گیرد. هدف در اینجا، بیش از رسیدن به نظریات و قوانین مربوطه، کشف نوعی از روابط علّی (Causal Relations) یا همبستگی (Correlation ) میان موضوعات مختلف است.
«روش» شیوه و راه رسیدن به یک هدف علمی است. این شیوه باید سیستماتیک، منظم، دارای آغاز و پایان و بالاخره، نتیج قابل قبول بر مبنای به کارگیری آن روش باشد. «حوز مطالعه» نیز زمین گسترده ای از طرح یک موضوع یا موضوع های مرتبط با همدیگر است که در فرایند بررسی و مطالعه، نیازمند گزینش روش های مؤثر برای تحقق اهداف مورد نظر است. حوز مطالعه به حوزه ای گفته می شود که هنوز یک نتیج مسلم، از مطالعات صورت گرفته در مورد آن به وجود نیامده و حوز مزبور نیازمند زمان بیشتر و موارد مطالعاتیِ مصداقی بیشتر برای رسیدن به یک جمع بندی علمی و نظری مقبول باشد.
در مطالع رویکردهای اجتماعی روایات امامان معصوم (ع)، با نوعی از حوز مطالعاتی روبه رو می شویم. در برخی از این روایات، مفاهیم سه گان دیگر (علم، دیسیپلین و روش) نیز به خوبی قابل شناسایی هستند، اما آنچه مسلم است اینکه روایات امامان معصوم (ع) بیشتر به یک حوز مطالعاتی شباهت دارد که هنوز نه تنها مفاهیم آن به خوبی مورد بحث و بررسی قرار نگرفته اند، بلکه حتی شیوه ها و روش های لازم برای کشف معانی آن ها و نیز تبدیل آن ها به یک نظری علمی، به طور دقیق مشخص نشده اند. در این رابطه، باید کارهای جدی و علمی صورت گیرد تا حوزه های مختلف مربوط به مطالع روایات منسوب به امامان معصوم (ع)، کشف و تعیین شوند.
برای کشف و تحلیل رویکردهای اجتماعی در گفتمان روایی امام صادق (ع)، اصولاً باید به روایات مختلف جمع آوری شده مراجعه نمود. با توجه به اینکه کتاب «میزان الحکمه» هم از نظر جمع آوری روایات معتبر و هم از نظر شیو جمع آوری و بالاخره، انتخاب روایات مختلف با طبقه بندی موضوعی، یکی از کتاب های معتبر است، به عنوان منبع اصلی، مورد استفاد این مقاله قرار گرفته است.
روش به کار گرفته شده در این مقاله، علاوه بر جمع آوری کلی روایات مندرج در این کتاب از امام صادق (ع)، شامل گزینش روایات همسو با مطالع مورد نظر، مقوله بندی آن ها در موضوع های مختلف، تعیین محورهای گفتمانی هر مقوله و نهایتاً، تحلیل گفتمانی آن ها برای کشف رویکرد اجتماعی مورد استفاده در آن ها بوده است. بدیهی است کار صورت گرفته در این مقاله نمی تواند منعکس کنند هم رویکردها و یا جامعیت مطلقِ آنچه که توسط امام صادق (ع) در این روایات بیان شده است، باشد، اما امیدوارم نمونه ای قابل قبول در این زمینه تلقی گردد که حداقل، علاوه بر کشف رویکردهای مزبور، شیوه و روش جدیدی برای این نوع مطالعات است.
مهم ترین رویکردهای به دست آمده از مطالع روایات مختلف مرتبط با موضوع این مقاله عبارت اند از: فرهنگ به مثاب دین یکی از مهم ترین جریان های اجتماعی در گفتمان روایی امام صادق (ع) و به طور کلی معصومین (ع)، پیوند دادن بسیاری از مسائل اجتماعی و فرهنگی به مسائل دینی است؛ به عبارت دیگر، ایجاد صبغ دینی در حوز ثواب و عقاب برای بسیاری از رفتارهای اجتماعی و فرهنگی. در این زمینه، روایات زیادی وجود دارند که مثلاً ثواب «مسواک» کردن را مورد تأکید قرار داده یا نظافت را بخشی از ایمان می دانند.
این حرکت را می توان به عنوان جریان سازی «فرهنگ به مثاب دین» در بخش های مورد توافق فرهنگی و اجتماعی با اعتقادات اسلامی، یا دینی کردن فرهنگِ مورد تأیید در حوز اسلامی دانست. از طرف دیگر، ایجاد صبغ دینی برای امور فرهنگی و اجتماعی با شیو استحباب، ثواب، عقاب و کراهت، می تواند در هویت سازی فردی و فرهنگ سازی دینی تأثیر فراوان داشته باشد. به برخی روایات در این زمینه اشاره می شود:
امام صادق (ع): «هرکس یک نیاز از برادر مؤمن خود را برآورده سازد، خداوند عزّوجلّ در روز رستاخیز، صدهزار نیاز او را برمی آورد» (محمدی ری شهری، ۱۳۸۵: روایت ۳۱۲).
امام صادق (ع): «هر مؤمنی که به برادر مؤمن خود خوبی کند، به پیامبر خدا (ص) خوبی کرده است» (محمدی ری شهری، ۱۳۸۵: روایت ۳۱۴).
امام صادق (ع): «هرکس قبل و بعد از غذا دست هایش را بشوید، در اول و آخر آن غذا به او برکت داده می شود و تا زنده است، در نعمت به سر می برد و از بیماری جسمی در امان می ماند» (محمدی ری شهری، ۱۳۸۵: روایت ۷۰۷).
دین به مثاب فرهنگ یکی از مهم ترین مسائل مربوط به تنوع و کثرت مقولات مطرح شده در روایات معصومین (ع)، ایجاد فرهنگ دینی است. این فرهنگ نه تنها جنب دینی دارد که حیات انسانی را نیز تحت الشعاع قرار می دهد. به عبارت دیگر، دین نه تنها برای ثواب و عقاب اُخروی مورد توجه قرار می گیرد، بلکه به عنوان یک فرهنگ اجتماعی در حیات انسان جریان می یابد. بسیاری از این روایات اگرچه ریشه در مسائل دینی دارند، اما آثار آن ها به شکل دنیوی و اجتماعی بازگو شده اند. فرهنگ سازی دینی یکی از مهم ترین محورهای مطرح شده در گفتمان روایی معصومین (ع) است. به چند روایت در این زمینه اشاره می شود:
امام صادق (ع): «در امر و نهی خدا هیچ گرفتگی و گشایشی صورت نمی گیرد؛ مگر از جانب خداوند عزّوجل، در آن آزمایش و قضایی است» (محمدی ری شهری، ۱۳۸۵: روایت ۲۰۳۶)؛
امام صادق (ع): «خداوند سه نفر را بدون حسابرسی وارد بهشت می کند: پیشوای دادگر، تاجر راستگو و پیری که عمر خود را در طاعت خدا گذرانده باشد» (محمدی ری شهری، ۱۳۸۵: روایت ۲۲۲۳)؛
امام صادق (ع): «خداوند تبارک و تعالی از کسی که با سوگند یاد کردن، کالای خود را به فروش رساند، نفرت دارد» (محمدی ری شهری، ۱۳۸۵: روایت ۲۲۲۷)؛
امام صادق (ع): «هرکس به برادر دینی خود تهمت زند، حرمتی میان آن دو به جا نمی ماند» (محمدی ری شهری، ۱۳۸۵: روایت ۲۲۶۱).
رفتار به مثاب هویت تأکید بر رفتارهای خاص دینی در بسیاری از موارد، به منزل بازنمایی هویت، به ویژه هویت شیعی است. بسیاری از نظریات جدید فرهنگ و ارتباطات، هویت را بازتابی از رفتارهای خاص اجتماعی می دانند (Hecht et al ، ۲۰۰۵). در روایات امام صادق (ع) مواردی در این زمینه مشاهده می شود که رفتارهای شیعیان، به عنوان مثال، به مثاب هویت شیعی مورد تأکید قرار گرفته یا اینکه بسیاری از رفتارهای دینی به عنوان هویت اسلامی مطرح شده اند. به چند روایت در این زمینه اشاره می شود:
امام صادق (ع): «بر هر مسلمانی که نسبت به ما معرفت دارد، لازم است در هر شبانه روز، عمل خود را بررسی کند و حسابرس نفْس خویش باشد. اگر دید کار خوبی انجام داده است، به دنبال بیشتر از آن باشد و اگر دید کار بدی از او سر زده است، استغفار کند تا در روز رستاخیز، سرشکسته و رسوا نشود (محمدی ری شهری، ۱۳۸۵: روایت ۴۰۰۱ )؛
امام صادق (ع): «ای گروه شیعیان! شما منسوب به ما هستید. پس مای زینت ما باشید و مای زشتی (بدنامی ) ما نباشید» (محمدی ری شهری، ۱۳۸۵: روایت ۱۰۱۲۸).
اخلاق به منزل شیو زندگی اجتماعی نهادینه شدن اخلاق و فضیلت در هر جامعه می تواند آن جامعه را به درجات بالای انسانی رهنمون سازد. اخلاق مزبور اگر بر مبنای دینی باشد، قطعاً انسان را بهتر، سریع تر و قاطع تر به هدف خواهد رساند. یکی از تأکیدهای مهم معصومین (ع) دعوت مردم به زندگی بر مبنای اخلاق و فضیلت است. این دعوت، یک دعوت عام است که شیو زندگی بر مبنای آن تعریف می شود. «امام باقر (ع) و امام صادق (ع ) مردم را به زندگانی دعوت می کردند و مقصدشان تشکیل یک جامع انسانی بود. غرض از جامع انسانی، جامعه ای است که زنده و پویاست و افراد آن در خط هوا و هوس نیستند؛ کار و فعالیت آن ها در شیار قانون و آزادی شان اندیشیده و مشروط و مشروع است» (قائمی امیری، ۱۳۸۵).
مبانی اخلاق انسانی برای یک زندگی سالم، در روایات نقل شده از امام صادق (ع) فراوان آمده است. برخی از این مبانی عبارت اند از: راست گویی و صداقت با مردم، صراحت در لهجه و زبان، امانت داری، پیوند با خویشان، مهمان نوازی، پناه دادن به بی پناهان، توجه به همسایه، اطعام فقرا، خیانت نکردن به مردم، غش نکردن در معامله و بسیاری از مبانی اخلاقی دیگر که پایه های اجتماعی یک جامع انسانی را تشکیل می دهد. امام صادق (ع) برای برجسته سازی اخلاق مزبور، به آثار عملی بسیاری از رفتارهای اجتماعی در این زمینه اشاره می فرماید. بازنمایی دلالت ها با بهره گیری از نشانه های مختلف، کاملاً در روایات امام (ع) دیده می شوند. با توجه به اینکه روایات متعددی ناظر به بحث های اخلاقی هستند، جهت طولانی نشدن مقاله، از ذکر روایات مختلف در این زمینه خودداری می شود.
جریان شناسی یکی از راه های شناخت تفکر حاکم بر یک حوز مطالعاتی است. این حوزه، می تواند جامعه یا گفتمان موجود در آن باشد. در اینجا آنچه که مورد توجه است، جریان شناسی موجود در گفتمان روایی امام صادق (ع) در حوز فرهنگی اجتماعی است. جریان های مختلف، از نیازهای اجتماعی و فرهنگی آن دوران از یک سو و ضرورت تبیین دیدگاه های مختلف در این زمینه برای عصرهای گوناگون از سوی دیگر حکایت می کند. بدیهی است در این زمینه، می توان نوعی از هم پوشانی در معنا و مفهوم روایات مشاهده نمود.
از طرف دیگر، می توان گفت که کشف جریان های مختلف در گفتمان روایی امام (ع)، به معنای احصای دقیق کلی جریان های ممکن نبوده، بلکه تلاش شده تا آنجا که ممکن است، موارد مهم و قابل ارائه در این رابطه، جمع آوری و مطرح شوند. برای هر جریان فرهنگی اجتماعی نیز یک یا چند روایت نقل خواهد شد تا زمین مورد نظر به روشنی بازگو شده باشد:
رفتار به مثاب بازنمایی هویت
امام صادق (ع): «شخصی سخنی بر لب جاری می کند و خداوند به یُمن آن، ایمان را در قلب شخصی دیگر ثبت می کند و در پی آن، هر دو را با هم می بخشد» (محمدی ری شهری، ۱۳۸۵: روایت ۲۰۱۳)؛
امام صادق (ع): «ای گروه شیعیان! شما منسوب به ما هستید. پس مای زینت ما باشید و مای زشتی (بدنامی) ما نباشید» (محمدی ری شهری، ۱۳۸۵: روایت ۱۰۱۲۸)؛
امام صادق (ع): «رحمت خدا بر آن بنده ای باد که ما را محبوب مردم گردانَد و منفور آنان نکند. هان! به خدا سوگند، اگر سخنان زیبای ما را روایت می کردند، ارجمندتر بودند و هیچ کس نمی توانست به آنان وصله ای بچسباند، اما یکی از آنان جمله ای [از ما] را می شنود و ۱۰ جمل دیگر [از پیش خود] به آن اضافه می کند (محمدی ری شهری، ۱۳۸۵: روایت ۱۰۱۲۹).
ارتباطات غیرکلامی به مثاب شیوه تبلیغ امام صادق (ع): «مردم را به غیر از زبانتان به خوبی فرا خوانید. باید در شما کوشش، راستی و پارسایی ببینند» (محمدی ری شهری، ۱۳۸۵: روایت ۲۰۲۱).
رابط فرد و جامعه
امام صادق (ع): «دعای مؤمن در حقّ مؤمن، بلا را از او دور می کند و روزی اش را زیاد می گردانَد» (محمدی ری شهری، ۱۳۸۵: روایت ۵۹۵۸)؛ امام صادق (ع) در رابطه با حقوق فرد و جامعه، هفت حق را به شرح ذیل مورد تأکید قرار می دهند: «(۱) هرچه برای خود می پسندی، برای برادر ایمانی خود بخواه و هرچه را برای خود نمی پسندی، آن را برای او هم مپسند؛ (۲) از خشم و غضب او دوری کنی و موجبات رضایت او را فراهم کنی و امر او را به خاطر ایمانش اطاعت کنی؛ (۳) او را با جان و مال و زبان و دست و پایت کمک کنی؛ (۴) تو باید دربار برادر مؤمن خود، آیین سرتاپانمای او باشی؛ (۵) تو سیر نباشی در حالی که او گرسنه است و سیراب نباشی در حالی که او تشنه باشد و لباس های گوناگون نپوشی در حالی که او پوششی نداشته باشد؛ (۶) اگر تو خدمتکاری داری و او ندارد، واجب است که او را به منزل برادر دینی خود بفرستی تا لباس های او را بشوید و غذایش را طبخ کند و فرش او را بگستراند؛ (۷) هفتمین حق برادر مؤمن بر تو این است که سوگند او را بپذیری و دعوتش را اجابت کنی؛ اگر بیمار باشد، او را عیادت کنی و پس از مرگ، در تشییع جنازه اش شرکت کنی و اگر بدانی که او را حاجتی است، در برآوردن آن بکوشی و اگر این نکات را دربار برادر مسلمانت رعایت نمایی، دوستی خود را به دوستی او و متقابلاً، دوستی او را به دوستی خود، محکم پیوند داده ای» (کمپانی، ۱۳۸۲: ۳۴۸-۳۴).
سیاست و حاکمیت به مثابه روش زندگی
امام صادق (ع): «هرکس زمام امری از امور مردم را به دست گیرد و عدالت پیشه کند و درِ خان خود را به روی مردم بگشاید و شر نرسانَد و به امور مردم رسیدگی کند، بر خداوند عزّوجل است که در روز قیامت، او را از ترس و هراس ایمن گردانَد و به بهشتش بَرَد» (محمدی ری شهری، ۱۳۸۵: روایت ۲۲۷۴۶)؛
امام صادق (ع): «سه چیز است که بر زمامدار واجب است دربار خواص و عوام رعایت کند: پاداش نیکوکار را به نیکی دادن تا رغبت مردم به کارهای نیک، افزون شود؛ پوشاندن گناهان بدکار تا توبه کند و از گمراهی و انحراف خود برگردد و ایجاد الفت میان هم آنان، از طریق احسان و رعایت انصاف و داد» (محمدی ری شهری ، : روایت ۲۲۷۶۹)؛
امام صادق (ع): «برای حکمرانان پسندیده نیست که در سه کار کوتاهی ورزند: حفظ مرزها، رسیدگی به مظالم و حقوق پایمال شد مردم و انتخاب افراد شایسته برای کارهای خود (محمدی ری شهری، ۱۳۸۵: روایت ۲۲۷۷۰).
(به نگاه PDF شود.)
ظلم شناسی و عدل شناسی اجتماعی
امام باقر (ع)یا امام صادق (ع): «کسی که تقویت باطل را دینِ خدا داند، دین ندارد و کسی که اطاعت از ستمگر را جزء دین خدا داند، دین ندارد» (محمدی ری شهری، ۱۳۸۵: روایت ۶۴۷۰)؛
امام صادق (ع): «کسی که خود را به ولایت (حاکمیت) پیشوای ستمگر غیرخدایی ملتزم کند، دین ندارد» (محمدی ری شهری، : روایت ۶۴۷۲).
معیارشناسی زندگی سالم و متعادل
امام صادق (ع): «هرگاه کار دنیایت آباد شد، به دینت بدگمان باش» (محمدی ری شهری، : روایت ۶۱۹۳)؛
امام صادق (ع) به پسر جُندب: «ای پسر جُندب! اگر دوست داری که همسای خان خداوند جلیل شوی و در فردوس، در جوار او سکنا گزینی، باید دنیا در نظرت خوار باشد» (محمدی ری شهری، ۱۳۸۵: روایت ۶۱۸۱)؛
امام صادق (ع): «آیا دین، چیزی جز محبّت است؟» (محمدی ری شهری، ۱۳۸۵: روایت ۶۵۳۲ ).
تقیه به مثاب مصونیت اجتماعی در زمان امام صادق (ع) تقیّ اجتماعی نیز ابعاد گسترده تری می یابد. با بررسی سیر امام (ع) و یاران او، به موارد فراوانی از این نوع تقیّه برخورد می کنیم؛ از جمله، دربار آن حضرت داستانی بیان شده است که: «آن حضرت هنگام شنیدن دشنام به علی ع از بعضی از مخالفان، خود را در پشت ستون مخفی کرده و پس از تمام شدن دشنام، به نزد آن مخالف آمده و به وی سلام کرده و با او مصافحه نمود» (مجلسی، ۱۴۱۲، ج ۷۵: ۴۱۱). روایات زیادی وجود دارد که امام صادق (ع) دستور تقی اجتماعی را برای اصحاب و یاران خود صادر کرده اند که به برخی از آن ها اشاره می شود:
امام صادق (ع): «کَظمُ الغَیظِ عَنِ العَدوِّ فی دولاتِهِم تَقیَّهُ حزمٍ لمَن أخذَ بِها و تَحرَّزَ مِن التَّعرُّض لِلبلاءِ فی الدُّنیا» (= فرو بردن خشم از دشمن در زمان حکومت آن ها به جهت تقیّه، احتیاط است برای کسی که آن را عمل کند و دوری جُستن از بلا در دنیاست» (مجلسی، ۱۴۱۲، ج۷۵: ۳۹۹ )؛
امام صادق (ع): «إنّ مداراهُ أعداءِ اللّهِ مِن أفضَلِ صَدقَهِ المَرءِ عَلی نَفسِهِ و إخوانِه» (= مدارا با دشمنان خدا از برترین صدقه های انسان برای حفظ خود و برادرانش است» (همان)؛
امام صادق (ع) در روایتی مفصّل، در بیان تفاوت بین حکومت بنی امیه و امامت ائمه (ع) می فرماید: «إنّ إمارهَ بَنی اُمیَّهَ کانَت بالسَّیفِ و العَسفِ و الجَورِ و إنَّ إمامَتُنا بالرِّفقِ و التّألُّفِ و الوقارِ و التَّقیهِ و حُسن الخِلطهِ و الورعِ و الإجتهادِ فَرَغَبوا النّاسَ فی دینِکُم و فیما أنتُم فیهِ» (= حکومت بنی امیه با شمشیر، ظلم و جور سرپا بود، اما امامت ما با نرمی، الفت با همدیگر، وقار، تقیّه، خوش برخوردی، پرهیزکاری و اجتهاد همراه است. پس مردم را در دینتان و در آنچه شما برآنید (امامت و ولایت) تشویق کنید) (حرعاملی، ۱۳۶۷، ج۵: ۴۳۰)
اخلاق به مثابه تنظیم اجتماعی
الکافی به نقل از سلیمان بن خالد: «از امام صادق (ع) پرسیدم: من به مردی مالی سپردم و او انکار کرد و سوگند خورد که چیزی به او نداده ام. سپس مالی از او به دست من افتاد. آیا می توانم آن را به جای مالی که از من گرفت و انکارش کرد و سوگند خورد، بردارم؟ حضرت فرمود: اگر او خیانت کرد، تو خیانت مکن و کاری را که بر او خرده می گیری، خودت مرتکب نشو» (محمدی ری شهری، ۱۳۸۵: روایت ۵۵۲۷ )؛
الخصال به نقل از ابوهارون نابینا: «امام صادق (ع) به من فرمود: ای ابی هارون! خداوند تبارک و تعالی با خود عهد کرده است که خائنی را همجوار خود نکند.» هارون می گوید: «عرض کردم: خائن کیست؟ فرمود: آنکه درهمی یا چیزی از مال دنیا را از مؤمنی دریغ دارد و پنهان کند» (محمدی ری شهری، ۱۳۸۵: روایت ۵۵۳۳)؛
امام صادق (ع): «هریک از یاران ما که برادرش در مشکلی از او کمک بخواهد و وی با تمام توان خود، در کمک به او نکوشد، هرآینه به خدا و پیامبر او و مؤمنان خیانت کرده است» (محمدی ری شهری، ۱۳۸۵: روایت ۵۵۳۴).
ایثار به مثابه استحکام جامعه
الکافی به نقل از اَبان بن تغلب: «[به امام صادق (ع)] گفتم: مرا از حقّ مؤمن بر مؤمن، آگاه فرما. فرمود: ابان! این موضوع را بگذار و از آن، بگذر! گفتم: نه، فدایت شوم. و به ایشان اصرار ورزیدم. پس فرمود: ای ابان! [از حقوق مؤمن بر مؤمن، این است که] دارایی ات را با او به دو نیم، قسمت کنی. سپس به من نگریست و چون حالت [اِعجاب]دست داده به مرا دید، فرمود: ای ابان! مگر نمی دانی که خداوند عزّوجل از ایثارگران یاد کرده است؟ گفتم: چرا، فدایت شوم. فرمود: هر گاه دارایی ات را با او قسمت کنی، هنوز ایثار نکرده ای؛ بلکه تو و او یکسانید. وقتی ایثار می کنی که از نیم دیگر هم به او بدهی!» (محمدی ری شهری، ۱۳۸۵: روایت ۱).
رابط آسایش و آرامش فردی و اجتماعی
امام صادق (ع): «خوشی و آسایش در خشنودی و یقین است و غم و اندوه، در شک و ناخشنودی» (محمدی ری شهری، ۱۳۸۵: روایت ۷۷۱۵ )؛
امام صادق (ع): «بالاترین آسایش، چشم امید برکندن از مردم است» (محمدی ری شهری، ۱۳۸۵: روایت ۷۷۱۶).
ارتباطات میان فردی: شیوه ای برای تقویت ارتباطات اجتماعی
امام صادق (ع): «محبت ورزیدن نیکان به یکدیگر، پاداشی است برای نیکوکاران و مهرورزی بَدان به نیکان، فضیلتی است برای نیکان و دشمنی بَدان با نیکان، زیور نیکان است و دشمنی ورزیدن نیکان با بَدان، مای خواری و رسوایی بَدان است» (محمدی ری شهری، ۱۳۸۵: روایت ۱۷۷ )؛
امام صادق (ع): «از نشانه های دین دوستی آدمی این است که برادرش را دوست داشته باشد» (محمدی ری شهری، ۱۳۸۵: روایت ۱۷۸ )؛
امام صادق (ع): «حارث اعور به امیرالمؤمنین عرض کرد: ای امیر مؤمنان! به خدا سوگند که دوستت می دارم. حضرت فرمود: ای حارث! اگر واقعاً مرا دوست داری، پس سعی کن با من مشاجره نکنی، مرا به بازی نگیری، برای خودنمایی با من بحث نکنی، با من شوخی نکنی و مرا از آنچه هستم، فروتر یا فراتر نبَری (محمدی ری شهری، ۱۳۸۵: روایت ۱۸۲ )؛
امام صادق (ع): «برادران در میان خود، به سه چیز نیازمندند که اگر به کار بَندند، دوستی می پاید وگرنه، از یکدیگر جدا و دشمن هم می شوند. آن سه چیز این هاست: انصاف با یکدیگر، مهربانی با یکدیگر و حسد نبُردن به هم» (محمدی ری شهری، ۱۳۸۵: روایت ۱۸۵)؛
امام صادق (ع): «مؤمن برادر مؤمن است؛ همچون یک پیکر که هرگاه عضوی از آن به درد آید، دیگر اندام ها آن درد را حس می کنند؛ ارواح آن ها از یک روح است» (محمدی ری شهری، ۱۳۸۵: روایت ۱۶۲).
بحث های مختلفی که تاکنون در این مقاله آمده اند، زمینه ساز نظریه پردازی دربار گفتمان های مختلف اجتماعی (Fairclongh، ۱۹۹۵) است که با الهام از سخنان و رفتار امام صادق (ع)، می توان به آن ها اشاره نمود.
در اینجا، نظریه پردازی ها در مورد گفتمان های مزبور، به عنوان مقدمه ای برای طراحی نظریات و الگوهای دقیق تر و عمیق تر دیده شده اند. بدیهی است این مقدمه می تواند مورد نقد قرار گیرد. آنچه در این زمینه حائز اهمیت است، طرح چارچوبی برای این نوع از نظریه پردازی ها، با الهام از روایات و گفتمان های مختلف معصومین (ع) است که به نظر می رسد از جنبه های گوناگون، می تواند بدیع، مفید و در رشد علوم اجتماعیِ اسلامی، تأثیرگذار باشد؛ لذا، محورهای ذیل را می توان دیدگاه های نظری با همان گرایش نظریه پردازی دانست و چاره ای نیست که آن ها را در این مرحله، از بررسی همان رویکردهای گفتمانی، از نوع «پارادایم های اجتماعی» بدانیم که می توان آن ها را در هر عصر، شناسایی نمود. این گفتمان ها، جریان های فکری و اجتماعی گوناگونی را در جامع اسلامی به وجود آورده است که اگرچه از نظر ظاهری با همدیگر متفاوت اند، از ماهیت دینی واحدی برخوردارند.
این ماهیت، همان گونه که اشاره کردیم، بر محور «دال مرکزی» که در مفهوم کلیِ «اسلام» نهفته است، مبتنی است. بنابراین، با توجه به اینکه در این مرحله، دست یابی به نظری نهایی، بر مبنای استقرای کامل روایات امام صادق (ع) و مقایس هر روایت با قرآن، احادیث و روایات دیگر معصومین (ع) و نیز بررسی های مربوط به حوزه های عقلانی، امکان پذیر نیست، دستاوردهای
حاصل در این رابطه را می توان گفتمان هایی دانست که در زمینه های اجتماعی عمومی، شکل گرفته و مطرح شده اند. گفتمان های به وجود آمده، با عنوان کلی «گفتمان اجتماعی دینی» دارای سه محور اصلی گفتمانی هستند. علاوه بر این سه محور، گفتمان مزبور سه عنصر اصلی زمینه ای نیز دارد که گفتمان مزبور در آن زمینه شکل گرفته است.
محورهای گفتمان اجتماعی دینی
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل ورد کامل پاورپوینت پارادایم گفت وگوی فرهنگ ها
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.