تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل حکومت و رعایت؛ در آمدی بر فلسفه سیاسی حکومت در اسلام – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل حکومت و رعایت؛ در آمدی بر فلسفه سیاسی حکومت در اسلام شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل حکومت و رعایت؛ در آمدی بر فلسفه سیاسی حکومت در اسلام گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل حکومت و رعایت؛ در آمدی بر فلسفه سیاسی حکومت در اسلام با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل حکومت و رعایت؛ در آمدی بر فلسفه سیاسی حکومت در اسلام از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل حکومت و رعایت؛ در آمدی بر فلسفه سیاسی حکومت در اسلام با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل حکومت و رعایت؛ در آمدی بر فلسفه سیاسی حکومت در اسلام را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حکومت و رعایت؛ در آمدی بر فلسفه سیاسی حکومت در اسلام :

مقدمه

یکی از اساسی ترین مفاهیم سیاست، چیستی «حکومت» است که تحقق بخش مسئل جانشینی انسان از سوی خدا در زمین و ضرورتی حیاتی برای نوع بشر و «مهم ترین وجه حاکمیت دولت» است. اسلام نیز به مثابه مکتبی رهایی بخش و جامع، مسئل حکومت را مدنظر قرار داده و این موضوع آشکارا در اندیشه و سیر شارع مکتب و پیام آور آن حضرت محمد (ص) مورد توجه قرار گرفته است.

این در حالی است که شناخت اندیشه و سیر پیامبر اسلام (ص) ، به ویژه در دوران معاصر که نبود الگوهای معنوی به دلیل ضعف معنویت و اخلاق نه تنها برای پیروان آن حضرت که برای هم انسان ها ضروری است. بر این اساس، موضوع محوری نوشتار حاضر، چیستی حکومت و اداره امور عمومی جامعه در اندیشه و نگاه پیامبر اسلام (ص) است. برای پاسخ دادن به این پرسش، برخی بیانات شاخص آن حضرت (ص) و سیر عملی ایشان بررسی می گردد. انگاره اساسی تحقیق این است که آن حضرت حکومت را امری الهی معرفی کرده اند که رابطه ای انسانی را مستقر می سازد و حق هم افراد جامعه به صورت برابر و به عنوان مسئولیتی حیاتی است و این رابطه را «رعایت» و «مراعات» به مفهوم نگهبانی و حراست دانسته که بیانگر جهت گیری و کنش مدبرانه در جهت خیر و سعادت عمومی و احقاق حقوق و مصالح امت است.

۱- چارچوب نظری

به مثابه اصول اولیه برای ورود به بحث حکومت، در اینجا هفت رکن نظری از الگوی تحلیلی حکومت در اسلام مرور می گردد:

اول، حکومت را ضرورتی حیاتی و همیشگی برای نوع انسان در نظر می گیریم که دولت، یعنی مظهر نظم و سامان اجتماعی و سیاسی، بدون آن معنا ندارد. از همین رو، امیر المؤمنین علی (ع) می فرمایند: «و بی گمان چاره ای برای مردم از حاکم و امیر نیک یا بد نیست، که در فرمانروایی و حکومت او، انسان با ایمان بکوشد و کافر در آن بهره خویش را بیابد و خداوند در آن سرآمد[ها] را برساند و پراکندگی بدان به جمع تبدیل شود و با دشمنان جنگ شود و راه ها بدان امنیت یابد و حقوق ضعیف بدان وسیله از قوی گرفته شود تا نیکوکار آسایش یابد و از ستمکار فراغت خاطر یابد» [۱] (مجلسی ۱۴۰۴ ق. ، ج ۳۳، ص ۳۵۸ ) . در این بیان متین، فلسف اساسی حکومت بیان شده است. بدین معنا که حکومت یک ضرورت برای زندگانی جمعی انسان آزاد و مختار است و از وجود آن چاره ای نیست و جایگزین و بدلی نمی یابد و به تعبیر ارسطو «امری طبیعی» است: «این ویژگی (یعنی بودن فرمانروا و فرمانبردار) در زندگان رواندار، نتیجه ای از (نظام) سراسر طبیعت است… » (ارسطو، ۱۳۶۴، ص ۱۰) .

دوم، حکومت بیانگر رابطه ای دوسویه و مبتنی بر فرمان دادن و اقتدار از یک سو، و فرمان بردن و اطاعت از سوی دیگر است. بنابراین، حکومت رابطه ای انسانی- مدنی است.

سوم، باید دانست که هرچند حکومت در اصل رهبری و فرمانروایی است، در ماهیت و حقیقت آن، در انواع و گونه هایش، و در چگونگی و کم وکیفش بین اندیشمندان اختلاف نظرهای جدی وجود دارد و هر اندیشمندی بر گون خاصی از آن تأکید می ورزدو آن را مطلوب می شمارد؛ برای مثال، افلاطون حکومت مورد نظر خویش را جز حکومت معرفت یا تدبیر آگاهان ناشی از طبع حکیمانه ندانسته (افلاطون، ۱۳۶۸، ص ۳۶۸) و در نتیجه، از حکومت دانش و معرفت به عنوان بهترین نوع حکومت نام می برد (افلاطون، ۱۳۶۸، ص ۳۱۷) . در حالی که ارسطو، حکومت مبتنی بر میانه روی را بهترین می داند (ارسطو، ۱۳۶۸، ص ۱۸۰) .

چهارم، اسلام دینی جامع و کامل است؛ بدین معنا که برای هم ابعاد و جوانب زندگی انسان اعم از جسمانی یا روانی و فردی یا اجتماعی و سیاسی دارای راهکار هدایت کننده است و هیچ بعدی از ابعاد زندگی او را نادیده نمی انگارد. هدف اساسی دین اسلام نیز تأمین سعادت دنیا و آخرت انسان است. این است که برنامه اسلام، با توجه به فطرت و ویژگی های طبیعی انسان از یک سو و از سوی دیگر با توجه به هدف اصلی رسالت که تأمین سعادت انسان در هردو جهان است، برنامه ای است که «… مشتمل بر هم ابعاد زندگی انسان، اعم از فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی است. (اسلام) همان طورکه برای وظایف عبادی قانون دارد، برای امور اجتماعی و حکومتی (نیز) قانون و راه ورسم دارد » (امام خمینی، ۱۳۷۸، ص ۹) .

در این ارتباط صاحب مجموعه حدیثی «الکافی» در بخش کتاب العلم بابی با نام «رجوع به کتاب و سنت و اینکه هر حلال و حرامی و هم آنچه که مردم بدان احتیاج دارند، در کتاب یا سنت آمده است» [۲] (کلینی، ۱۳۶۵، ج ۱، صص ۷۶-۸۰) را آورده و در آن ۱۰ حدیث را در مورد جامعیت قرآن و سنت ذکر کرده است.

پنجم، حضرت محمد (ص) پیامبری است که با تأمل و تکیه بر وحی الهی و اصل اساسی و تعیین کنند فطرت انسانی، مسئل حکومت را مورد عنایت خویش قرار داده است و آن را ضرورتی مهم برای انسان ها و به مثابه نهادی اجرایی، مسئول و داوری کننده که ضامن مصالح و شئون آدمی و تأمین کنند سعادت این جهانی و آن جهانی است، مطرح کرده است و هم عملا در جهت تحقق و اجرای دیدگاه خویش از هیچ کوششی دریغ نفرموده است.

ششم، نگاه پیامبر اسلام (ص) به حکومت نگاهی ابزاری است؛ بدین معنا که در اندیشه و سیر او حکومت و فرمانروایی تنها یک و درعین حال امانت از سوی خدا برای تحقق عدالت و حق در جامع بشری و برقراری امنیت و قانون برای راحتی آدمیان و پرورش آن ها و تأمین سعادت آن ها و حفظ و گسترش ارزش های متعالی انسانی و اسلامی است؛ و در یک عبارت کوتاه، حکومت ابزار رساندن انسان به سعادت دو جهانی است. آن حضرت (ص) در بیانی مهم این موضوع را به صورت زیر بیان می دارند: «سوگند به خدا ما بر این کار (حکومت) کسی را که خواهان آن باشد و کسی را که بر آن حریص باشد، نمی گماریم» [۳] (پیام پیامبر، ۱۳۷۶، ص ۷۳۴) .

هفتم، آن حضرت (ص) در تبیین حکومت و بیان ماهیت آن به هدف، نقش و کارکرد حکومت و فلسف وجودی آن توجه داشته است و به نوعی فلسف وجودی حکومت را در هدف و غایت و یا در کارکرد غایتمندانه می بینند. بر این اساس، بررسی این نوشتار معطوف به دو منبع اساسی باقی مانده از آن حضرت (ص) یعنی بیانات یا گفتار خاص و سیر عملی یا رفتار و کردار حضرت و نیاز به مکمل این دو یعنی کتاب خدا که بنیان اندیشه و عمل حضرت را تشکیل می دهد، است.

خلاصه کلام آنکه در تبیین نظری بحث تکیه بر بیان مهم ترین ویژگی متغیر مورد بحث که حکومت است و از سویی، بیانگر فلسف وجودی حکومت و از سوی دیگر، بیانگر کارکرد غایت گرایانه آن از نگاه پیامبر اسلام (ص) است، یعنی عنصر «رعایت» به عنوان مفهومی جدید و قابل تأمل و در نتیجه، مسئل حکومت (متغیر وابسته) و بیان چیستی و ماهیت آن باتوجه به متغیری جدید (متغیر مستقل) که همان مفهوم «رعایت» است، از لحاظ نظری تجزیه و تحلیل می گردد. به بیان دیگر، در اینجا همبستگی این دو مفهوم یا همسانی آن ها و به عبارت دقیق تر، این همانی آن دو مورد توجه خواهد بود. بنابراین، اگر صحبت از رابط بین این دو مفهوم و مسئله باشد، رابطه ای این همانی است.

برای تحقق این امر دو کار مرتبط صورت گرفته است: ابتدا، با تکیه بر نظری مفهوم شناسی، هریک از دو مفهوم مورد نظر، یعنی مفاهیم حکومت و رعایت، از بعد مفهومی و سپس، با ارجاع حکومت (مفهوم وابسته) به رعایت (مفهوم جدید) عرص بازکاوی مفهوم شناسانه رعایت از منظر سیاسی بررسی شده است. آنگاه از لحاظ روایی مفهوم رعایت در متن (کتاب و حدیث) ، و در ادامه، با گزینش متن حدیثی مورد نظر با روش تفسیری و هرمنوتیک معنایی و معناشناسی یعنی بازخوانی متن با تکیه بر معنای آن، و در نهایت، به لحاظ نظری و با شیو تبیینی ربط مفهومی رعایت با حکومت بررسی می شود. در نتیجه، در این پژوهش با به کارگیری نظریه های مفهوم شناسی و تفسیری یا هرمنوتیک متکی بر معنا و محتوای متن و تحلیل نظری مبتنی بر این دو الگو به بررسی و ربط مفهومی و معرفت شناسانه بین دو مفهوم وابسته (حکومت) و جدید (رعایت) پرداخته و با توجه به این نگرش، ماهیت حکومت با تأکید بر فلسف وجودی آن در قالبی نظری و منسجم تبیین شده است.

۲- چارچوب مفهومی

۲-۱- مفهوم شناسی حکومت

واژ حکومت از ریش «حکم» (ح ک م) آمده است و حکم در اصل به معنای لگام بر دهن اسب کردن، بازداشتن یا نهی کردن، فرمان دادن، ثبوت، استقرار، اتقان و منع و بازداشتن برای اصلاح و به سامان آوردن چیزی، قضاوت و داوری و نظایر این هاست؛ برای نمونه، زبیدی در «تاج العروس» ، حکم را به معنای قضاوت دانسته است. او می نویسد: «الحکم-با حرکت پیش-عبارت است از داوری (القضاء) در مورد چیزی به اینکه این گونه است یا این گونه نیست » [۴] (زبیدی، بی تا، ج ۸، ص ۴۵۲) .

این در حالی است که راغب اصفهانی در «مفردات القرآن» خود معنای اصلی آن را «منع برای به سامان درآوردن» می داند و می نویسد: «اصل معنای حکم بازداشتن برای به سامان آوردن است» [۵] (راغب، ۱۴۰۴ ق، ص ۱۲۶ ) . هرچند معنای داوری را هم مطرح ساخته است؛ لذا می نویسد: «حکم داوری در مورد چیزی بر اساس چیزی دیگر (قضاوت) است» (راغب، ۱۴۰۴ ق، ص ۱۲۷ ) .[۶]

در واژه نامه های فارسی نیز برای این واژه معانی ای چون امر، حکم، داوری و حکومت و نظایر آن آمده است؛ برای مثال، علی اکبر دهخدا نیز در «لغت نامه» خود در مورد معانی حکم می نویسد: «بازداشتن و منع کردن از فساد… حکومت، امر، مثال فرمودن، امر کردن، فرمان دادن، … فتوا دادن، رأی دادن قاضی… ، قضا، داوری، حکومت و قضیه… » (دهخدا، ۱۳۸۳، ذیل واژ حکم) ، دیده می شود که در نگاه این نویسنده، حکم معنای حکومت و فرمانروایی نیز می دهد. بنابراین، در حکم چند معنای اصلی و مرتبط وجود دارد: امر و نهی یا فرمان (دادن) ، داوری و قضاوت (به طور کلی و در هر مورد) ، فتوا و رأی، اتقان و تثبیت و حکومت.

حال باید دید واژ حکومت در واژه نامه ها به چه معناست. در «فرهنگ معین» حکومت به هفت معنا آمده است: «۱- فرمان دادن و امر کردن؛ ۲- فرمانروایی کردن؛ ۳- سلطنت کردن و پادشاهی کردن؛ ۴- داوری کردن و قضاوت کردن؛ ۵- فرمانروایی: ۶- سلطنت و پادشاهی و ۷- داوری. قضاوت» (معین، ۱۳۷۶، ج ۱، ص ۱۳۶۷، ذیل واژه حکومت) . باید دانست که هم این معانی که در این واژه نامه و واژه نامه های مشابه برای حکومت آمده است، یا از مصادیق و موارد حکومت کردن است، مانند «سلطنت کردن، پادشاهی کردن» و یا از لوازم و الزامات آن است، مانند «فرمان دادن» و یا «داوری کردن» و یا بیانگر این همانی آن، مانند «فرمانروایی کردن » . بنابراین، حکومت جز فرمانروایی و رهبری نیست. داوری و قضاوت نیز از شئون حکومت، به مفهوم سیاسی آن، است و معمولا از الزامات آن قلمداد می شود، هرچند حکومت و حکم گاه از باب کاربرد کل برای جزء به معنای داوری و قضاوت آمده است.

اما در اصطلاح فرهنگ های علوم سیاسی، حکومت به معنای حکمرانی، فرمانروایی و ادار امور عمومی یا رهبری و مدیریت جامعه است (آشوری، ۱۳۶۶، ص ۲۴۱) . در دانش سیاست معمولا حکومت را مجموعه ای از سازمان های عمومی یا نهادی همگانی می دانند که به منظور تأمین روابط صحیح اجتماعی، حفظ نظم در جامعه، اجرای قوانین و تأمین مصالح عمومی به وجود می آید و گاهی به معنای «قو اجرایی» ، در نظام های قانونی جدید و مبتنی بر تفکیک قوا، آمده است (آشوری، ۱۳۶۶، ص ۲۴۱) .

معادل انگلیسی این واژه نیز لغت government است که به مفهوم تشکیلات سیاسی و اداری کشور، چگونگی و روش ادار یک کشور یا واحد سیاسی و تشکیلات دولتی است (آقابخشی، ۱۳۶۳، ص ۱۱۰) .

در منطق قرآن و حدیث نیز حکم و حکومت به معانی رهبری وفرمانروایی و امامت، داوری و قضاوت، تمایز حق از باطل، یک سره کردن اختلافات و نظایر آن آمده است؛ برای مثال، در قرآن کریم خطاب به حضرت داوود (ع) می فرماید: «ای داوود! ما تو را در زمین خلیفه قرار دادیم، پس در بین مردم به حق حکومت و داوری نما

(… فَاحکُم… ) [۷] (ص: ۲۶) . در این بیان «فاحکم» هم به معنای پس حکومت نما و هم به معنای پس داوری نماست. البته به نظر ما معنای حکومت نما صحیح تر به نظر می رسد؛ زیرا حکومت داوری و قضاوت را در بر می گیرد و همچنین، داوری و قضاوت از لوازم و الزامات حکومت است. حکومت، معمولا از سه نهاد اصلی یا سه قوه تشکیل می شود که عبارت اند از: قوای مقننه (قانون گذاری) ، مجریه (اجرای قانون) و قضائیه (داوری) ؛ بنابراین، نمی توان قضاوت و داوری را از حکومت جدا دانست.

لازم به ذکر است که در احادیث پیامبر (ص) و سایر پیشوایان معصوم (ع) نیز حکومت هم در معنای فرمانروایی و هم سایر معانی آمده است؛ برای مثال، پیامبر (ص) در حدیثی می فرماید: «البته من بعد از خودم بر امتم از سه گونه کنش می ترسم: یک. لغزش و خطای دانشند؛ دو. فرمانروایی (حکومت) ستمگر، و سه. هوس مورد پیروی» [۸] در این بیان پیامبر (ص) از حکم جائر و فرمانروایی ستمگر در کنار لغزش دانشمند و هوس های مورد پیروی به عنوان سه کنشی که او نسبت به آن ها در بین پیروانش نگران و خائف است، یاد می کند. لذا پیامبر (ص) نسبت به وجود چنین حکومتی در جامعه پس از خویش اخطار می دهد و احساس نگرانی می کند. «در نهج البلاغه و به طور کلی در متون احادیث اسلامی… حکومت در اصطلاح اسلامی به معنای وسیع سیاسی، قضائی، اقتصادی و فلسفی آمده است» (عمید زنجانی، ۱۳۶۷، ج ۲، ص ۱۴۷) . پس یکی از معانی حکم در قرآن، حدیث، کلام و فقه که کاملا مرتبط با حکم به مفهوم شرعی و فقهی نیز است، حکومت می باشد. همان گونه که گاه «حکم» به عنوان نامی از نام های خداوند به کار رفته است؛ برای مثال، در دعای مجیر آمده است: «منزهی تو ای فرمانروا (حکم) ، برتری تو ای حکیم، ما را از آتش پناه ده ای پناه دهنده… » بنابراین، حکم می تواند در معنایی کامل همان حکومت و حکم می تواند به معنای حاکم (فرمانروا) باشد. حکومت نیز فرمانروایی و مسئولیت است و این موضوع مورد توجه برخی از اندیشمندان مسلمان قرار گرفته است؛ برای مثال، شهید صدر در تعریف حکومت از دیدگاه اسلام می نویسد: «حکومت در دولت اسلامی عبارت است از رعایت و حفظ شئون امت بر اساس شریعت اسلامی و به همین جهت بارها بر حاکم (فرمانروا) اسم «راعی» و بر فرمانبرداران (مردم) نام «رعیت » اطلاق شده است؛ همان گونه که در حدیث شریف (کُلُّکُم «رَاعٍ» وَ کُلُّکُم مَسئُولٌ عَن «رَعِیَّته» ) (مجلسی، ۱۴۰۴ ق، ج ۲۷، ص ۳۸) آمده است» (صدر، ۱۴۱۰ ق، رقم ۶)

در اینجا شهید صدر به مفهوم و محتوای نظری و مفهومی یا چیستی و ماهیت حکومت توجه دارد نه به شکل ظاهری آن و لذا از این سخن استنباط می شود حکومت، یعنی حفظ مصالح و شئون امت؛ و حکومت اسلامی نیز مصالح و شئون امت اسلامی را در درون دولت اسلامی و بر مبنای شریعت و دین اسلام حفظ و حراست می کند.

۲-۲- مفهوم شناسی رعایت

۲-۲-۱- رعایت در لغت

سه کلم «راعی» ، «رعیت» و «رعایت» از ریش «رعی (رعا) » می آید که در لغت عربی در اصل، به معنای مراقبت و نگهداری از حیوان، غذا دادن و رسیدگی به آن یا تیمار و سرپرستی حیوان در جهت حمایت از او و در نظر گرفتن شئونش است. راغب اصفهانی در کتاب «المفردات» می نویسد: رعی در اصل محافظت از دیگری است، یا از طریق تغذیه و پرورش او که حافظ زندگانی اش است و یا به حفظ و نگهداری او از دشمن» [۹] (راغب، ۱۴۰۴ ق. ، ص ۱۹۸) . او در ادامه بر عنصر حفاظت تأکید می ورزد: «گفته می شود رعیته، یعنی او را پاسداری کرد (یقال رَعَیتَهُ، أَی حَفظتَهُ) (راغب، ۱۴۰۴ ق. ، ص ۱۹۸) . در دیگر فرهنگ های عربی نیز «رعی » به همین معنا آمده است؛ برای مثال، در «لسان العرب » معنای الرعی را «الکَلَأ» می داند: «رعی: الرّعی: مصدر رعی الکلأ و نحوه یرعی رعیا» (ابن منظور، ۱۳۸۸، ج ۱۴، ص ۳۲۵) (الرعی مصدر رعا: حفاظت کردن، مراقبت کردن، مواظبت کردن… ) . او بر همین اساس راعی را نگهبان و حارس می خواند: «و راعی کسی است که نگهبان و محافظ جاندار است، یعنی آن را حمایت و حراست (یحوطها و یحفظها ) می کند » [۱۰] (ابن منظور، ۱۳۸۸، ج ۱۴، ص ۳۲۵ ) . «و الراعی یرعی الماشیه أی یحوطها و یحفظها» (ابن منظور، ۱۳۸۸، ج ۱۴، ص ۳۲۵) (و راعی کسی است که نگهبان و محافظ جاندار است؛ یعنی آن را حمایت و حراست می کند ) و «راعی جاندار: نگهبان و حافظ آن… و جمع آن رعاه است… » (ابن منظور، ۱۳۸۸، ج ۱۴، ص ۳۲۵ ) . پس در چنین برداشتی مراعات به معنای محافظت و نگهبانی است (ابن منظور، ۱۳۸۸، ج ۱۴، ص ۳۲۵) .

در واژه نامه های فارسی نیز رعایت از مقوله های نگهبانی و برتر از آن، تکریم، نوازش و نظایر آن ذکر شده است؛ برای مثال، دهخدا در «لغت نامه» این معانی را برای واژه رعایت ذکر کرده است: «نگاهداشت، نگاهداری، … نگاهداشت حق، … پاس داشتن، … تکریم، سیاست و تدبیر، بخشایش، نوازش، مهربانی، دستگیری… » (دهخدا؛ ذیل واژه رعایت) . بنابراین، رعی و رعایت به معنای مراقبت و پاسداری، حفاظت و نگهداری، حراست و نگهبانی و به طور کلی، مراعات آن، یعنی حفظ حدود و شئون آن چیز است. در فرهنگ های عربی به زبان های دیگر نیز رعی و هم خانواده هایش به همین معانی آمده است؛ برای مثال: «رعی… چراندن، … نگهداری کردن (از گله) ، مواظبت کردن، نگهداری کردن (کسی را) ، … مواظبت کردن، رسیدگی کردن، … توافق داشتن (با چیزی) ، رعایت کردن، … در نظر داشتن، … نگهداری، مراقبت، مواظبت، حمایت، … رعایت، … سرپرستی، … » (آذرنوش، ۱۳۷۹، ص ۲۴۰) .

محدثان نیز کم و بیش به مفاهیم نگهبانی و پاسداری و حمایت و امثال آن در تعبیر از رعی و سایر مشتقاتش توجه کرده اند؛ برای مثال، علامه مجلسی در «بحار الانوار» در شرح حدیثی از امام ابو الحسن موسی کاظم (ع) که در مورد جاه طلبی و ریاست دوستی است که در ظاهر، در اشاره به آی ۳۸ سوره قصص [۱۱]بیان شده است و در آن امام (ع) زیان جاه طلبی و حب ریاست بر مردم را از زیان دو گرگ درنده برای گله گوسفند (بی شبان) شدیدتر می داند، [۱۲]نیز می نویسد:

«رعاء… جمع راع و اسم فاعل است و رعا (نیز) اسم جمع است. بر اولی نویسنده کتاب «المصباح» و بر دومی قاضی تصریح کرده است و عبارت تفرق الرعاء برای بیان شدت زیان است. پس راعی (شبان) آنگاه که حضور دارد، گرگ را از زیان زدن به رمه باز می دارد و از رمه حمایت و حراست می نماید و ظاهر بیان آن حضرت این است که… زیان وجود دو گرگ در رمه گوسفندان از زیان ریاست (استبدادی و ستمگرانه) در دین مسلمانان شدیدتر نیست » [۱۳] (مجلسی، ۱۴۰۴ ق، ج ۷۰، ص ۱۴۶) .

به طور کلی، از فرهنگ های گوناگون استنباط می شود که رعایت و مراعات دارای معانی مرتبط زیرند:

یک. پاس داشتن، نگهبانی، حفاظت و حراست؛ در سخنان پیامبر نیز آمده است: «خرد نگهبان (راعی) پرستش گران (عابدان) است» [۱۴] (نوری، ۱۴۰۸ ق. ، ج ۱۱، ص ۲۰۶) .

دو. نگهداشت و پاسداری از حق و حقیقت، مراقبت از حق و شأن و جایگاه مورد رعایت؛ شاعر گوید: «هیچ کس را غم ولایت نیست – کار اسلام را رعایت نیست» .

در «لسان العرب» آمده است: «و راعیته (و آن را مراعات کرد) : من مراعاه الحقوق (از پاسداشت حقوق است) (ابن منظور، ۱۳۸۸ ق، ج ۱۴، ص ۳۲۷) . وی در اینجا به شعری از شاعر عرب، ذو الاصبح، استناد می کند که می گوید: «برخی بر برخی دیگر ستم روا داشتند، پس هرگز حقوق دیگری را رعایت نکردند (فَلَم یَرعَوا) » [۱۵] (ابن منظور، ۱۳۸۸ ق، ج ۱۴، ص ۳۲۷) .

سه. تأمل؛ ملاحظه و دقت نظر در امور برای به کمال رساندن آن ها یا درک حقیقت آن ها؛ برای مثال، در حدیث در مورد تأمل و دقت در کتاب خدا در هنگام قرائت چنین آمده است: «بدترین مردم شخصی است که کتاب خدا را می خواند بدون آنکه چیزی از آن را رعایت نماید… » [۱۶] (ابن منظور، ۱۳۸۸ ق، ج ۱۴، ص ۳۲۸) .

چهار. تکریم، بخشش، احترام و نوازش، دستگیری، مهربانی و احسان؛ در «شرح نهج البلاغه» اثر ابن ابی الحدید معتزلی آمده است: «و نه دستگیری که با چشم مهر و عطوفت بنگرد » [۱۷] (ابن ابی الحدید، ۱۴۰۴ ق، ج ۱۵، ص ۱۲) .

از معانی چهارگان بالا درمی یابیم که رعایت، رابطه ای مرکب از چهار عنصر است:

اول. ملاحظه و تأمل؛ دوم. احقاق حق؛ سوم. پاسداری و نگهبانی و صیانت و چهارم. تکریم و مهرورزی.

مفاهیم چهارگانه بالا روی هم رفته بیانگر پاسداشت و احقاق حق و بذل عنایت برای به کمال رساندن و شکوفا کردن است. اما رعایت در کل معنای گسترده تری را نیز می رساند و آن: پنج. سیاست و تدبیر است که به چهار عنصر مفهومی دیگر معنا و ارزش می دهد و آن ها را با عدالت قرین می سازد. چه سیاست در این نگاه بیانگر نوعی جهت گیری عاقلانه در جهت احقاق حق و سرپرستی حقیقی است؛ لذا رکن اساسی رابطه است.

ازاین رو، رعایت نوعی رابطه سیاسی و یا سیاست -به معنای حقیقی- است (نمودار شماره ۱) :

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

۲-۲-۲- رعایت در سیاست

معانی سیاسی واژه رعایت و رعی نیز نگهبانی، مراقبت، پاسداری، حفاظت، سرپرستی و مهم تر از همه «سیاست» است و راعی به مفهوم سیاست مدار، مدیر، مدبر، نگهبان، هادی و مراقب است و هر نگهبان و مراقبی راعی است؛ برای مثال، پادشاه (امیر) مردم (جامعه) خود را پاسداری و حمایت کرد» [۱۸] (البستانی، ۱۳۶۲، ص ۱۹۶) . راغب با صراحت تام در سده های قبل در خصوص وضع واژه «الرعی» و «الرعاء» برای نگهبانی و سیاست می نویسد: «و واژه های رعی (الرعی) و رعاء (الرعاء ) برای حفظ و سیاست (السیاسه) جعل شده است» [۱۹] (راغب، ص ۱۹۸) . وی پس از آن به سخن خدای حکیم در قرآن استناد می جوید که می فرماید: «فَمَا رَعَوهَا حَقَّ رِعَایَتِهَا» (حدید: ۳۷) ؛ و توضیح می دهد که معنایش چنین است: «آن را آن گونه که شایسته حراست و نگهبانی بود، حراست و نگهبانی نکردند» [۲۰] (راغب، ۱۴۰۴ ق، ص ۱۹۸) . در فرهنگی دیگر هم آمده است که رعی به معنای ملاحظه و تدبر… » (الشرقی، ۱۳۶۶، ص ۱۷۶۲) ؛ و یا راغب اصفهانی به صراحت تأکید دارد که هر سیاست مداری راعی است. او می نویسد: «و هر سیاست مدار و سآئسی خواه بر نفس خویشتن مراقبت و راهبری داشته باشد و خواه بر دیگران، «راعی» نامیده می شود» [۲۱] (راغب، ۱۴۰۴ ق، ص ۱۹۸) .

در «لسان العرب» نیز آمده که رعایت حرفه و شغل راعی بوده و مورد سیاست، مورد رعایت است: «رعایت: حرفه و شغل راعی، و مورد سیاست (مسوس) : مورد رعایت است» [۲۲] (ابن منظور، ۱۳۸۸ ق، ج ۱۴، ص ۳۲۶) . نویسنده سپس به قول ابو قیس ابن اسلت استناد می کند که گفته است: «… و در اقوام رعایت شونده (مورد رعایت) مانند رعایت کننده نیست» [۲۳] (ابن منظور، ۱۳۸۸ ق، ج ۱۴، ص ۳۲۶) . نیز آمده است: «و الراعی: الوالی، و الرّعیّه: العامّه» (ابن منظور، ۱۳۸۸ ق، ج ۱۴، ص ۳۲۷) ؛ یعنی: راعی: والی (فرمانروا و سرپرست) است و رعیت، عموم مردم هستند. وی همچنین می نویسد: «و امیر رعیت (مردم) خود را مورد رعایت قرار داد… و هرکس که سرپرستی امر قومی را بر عهده گرفت، راعی آنان است و آن ها رعیت اویند… و قد استرعاه ایاهم: درخواست محافظت و حراست آنان را کرد و استرعیته الشی ء: پس آن چیز را مورد نگهبانی و رعایت قرار داد» [۲۴] (ابن منظور، ۱۳۸۸ ق، ج ۱۴، ص ۳۲۷) .

تبیین مفهوم شناسی به لحاظ سیاسی واژه ما را به این نگرش رهنمون می سازد که راعی یا همان سیاست مدار در جامعه به مثابه عین یا چشم و دیدبان جامعه در برابر دشمنان آن جامعه است. جالب توجه است آنکه کاربرد واژه «رعایت» (رعایه) به معنای «سیاست» در زبان عربی سابقه ای بسیار طولانی دارد. بر این اساس، رعیت نیز همان امت، ملت یا هر چیزی است که تحت مراقبت، نظارت و فرمانروایی قرار می گیرد و بر همین اساس، رعیت به معنای مردم و عموم مردم آمده است.

۲-۲-۳- رعایت در قرآن و احادیث

در قرآن و روایات نیز بارها «راع» به معنای محافظ، مراقب، نگهبان و نظایر آن؛ و «رعایت و مراعات» نیز به مفهوم پاسداری، نگهبانی و موارد مشابه آمده است؛ برای مثال، در قرآن در مورد مسیحیانی که راه حق را آن گونه که باید نرفتند، می خوانیم: «پس آن (دین و کتاب عیسی (ع) ) را آن گونه که باید و شایسته بود، رعایت نکردند» [۲۵] (حدید: ۳۷) ، که به بیان اهل لغت و بسیاری از مفسران قرآن معنایش این است: «آن را آن گونه که شایسته حراست و نگهبانی بود، حراست و نگهبانی نکردند» .[۲۶]

در احادیث پیامبر اسلام (ص) آمده است: «هر چیز را ابزار و ذخیره ای است و ابزار و ذخیر مؤمن، خرد است و هر چیز را مرکبی است و مرکب مرد، خرد است و هر چیز را غایتی است و غایت عبادت، خرد است و هر قومی را نگهبانی (راع) است و نگهبان (راعی) پرستش گران، خرد است… » [۲۷] (نوری، ۱۴۰۸ ق، ج ۱۱، ص ۲۰۶؛ مجلسی، ۱۴۰۴ ق، ج ۱، ص ۹۵) . همان گونه که پیشتر بیان شد، آن حضرت در تبیین راع و رعیت می فرماید: «آگاه باشید که هم شما نگهبان و فرمانروایید (کلّکم راعٍ) و همه شما در برابر رعایت و نگهبانی خویش مسئول و مورد بازخواستید (و کلّکم مسؤول عن رعیّته) » . همچنین، آن حضرت به امیر مؤمنان علی (ع) می فرماید: «من و تو پدران این امت هستیم. پس نفرین خدا بر آنکه از ما سرپیچی نماید، بگو: آمین. گفتم: آمین. سپس فرمود: من و تو رهبران این امت هستیم، پس نفرین خدا بر کسی که از ما روی برگرداند، بگو: آمین. گفتم: آمین. سپس فرمود: من و تو نگهبانان (راعیا ) این امتیم، پس نفرین خدا بر کسی که از ما روی برگرداند، بگو: آمین. گفتم: آمین. امیر مؤمنان (ع) فرمود: و شنیدم که دو نفر با من آمین می گفتند. پس گفتم یا رسول اللّه (ص) و چه کسانی با من آمین می گویند؟ فرمود: جبرئیل و میکائیل (ع)» [۲۸] (مجلسی، ۱۴۰۴ ق، ج ۶۳، ص ۵؛ صدوق، ۱۳۶۶، ص ۱۱۸) و یا در روایتی دیگر در بیان شاخص های شناخت امام به راعی که از مسئولیت خویش فرار نمی کند و طفره نمی رود، اشاره شده است: «امام، دانشمندی است که جهل نمی ورزد و سرپرست و نگهبانی (راع) است که از مسئولیت خود طفره نمی رود (یا در برابر دشمن عقب نشینی نمی کند) » [۲۹] (طبرسی، ۱۴۰۳ ق، ج ۲، ص ۴۳۶) .

حضرت امام صادق (ع) در بیانی از امیرالمؤمنین علی (ع) سخن از راع بودن برای حقوق الهی که به معنای احساس مسئولیت نسبت به آن ها و مراعات و تلاش برای اجرای آن هاست، به میان می آورد: «و نگهبان و حافظ هر آنچه به عنوان امانت در دست توست، باش و نیز نگهبان و تحقق بخش (راعیا) حق الهی در مورد آن باش»[۳۰] (کلینی، ۱۳۶۵، ج ۳، ص ۵۳۷) . امام صادق (ع) نیز با صراحت از نصب راعی یا سیاست مدار از سوی خدا سخن می گوید: «… آیا نمی بینی که خداوند نگهبان و سرپرستی را می گمارد و خلیفه ای را جانشین می سازد… » [۳۱] (مجلسی، ۱۴۰۴ ق، ج ۲۶، ص ۱۳۷؛ طوسی، ۱۴۱۴ ق. ، ص ۴۴۳) .

در دعاها و نیایش ها، خدا را این گونه می خوانیم: «ای نگهبان تر و رعایت کننده تر از هر نگهبان و رعایت گری (یَا أرعَی مِن کُلِّ راعٍ) » (المصباح للکفعمی، ص ۳۵۱، نوری، ۱۴۰۸ ق، ج ۱۱، ص ۲۰۷) ؛ یعنی: ای نگهدارتر از هر نگهبانی. و نیز در دعای جوشن کبیر آمده است: «ای راهنمای کسی که راهنمایی بخواهد و ای حافظ کسی که حراست طلبد و ای نگهبان کسی که نگهبانی بخواهد (یا راعی من استرعاه) و ای شفابخش کسی که شفا درخواست نماید» [۳۲] (قمی، بی تا، دعای جوشن کبیر ) .

به طور کلی، با توجه به آنچه بیان شد، می گوییم در مفهوم سیاسی، رعی، رعایت، مراعات که ریشه و مصدر راع و رعیت است، عبارت است از کنش مدبرانه و آگاهانه همراه با دقت و تأمل در جهت احقاق حقوق و تأمین شئون و مصالح امت یا چیزی که به پاسداشت و تکریم و در نتیجه، شکوفایی و تکامل آن منجر گردد. حکومت نیز عبارت است از: کنشی سیاسی و مدبرانه در جهت پاسداشت حقوق و شئون آدمیان در میان آن ها که در قالب نهادهای عمومی تجلی پیدا می کند و وظیف آن در برابر جامعه و شهروندان جز رعایت و مراعات آنان نیست. پس در نگاه پیامبر (ص) حکومت اداره و تدبیر صرف امور عمومی جامعه نیست بلکه مهم تر از آن بعد ارزشی تعریف حکومت است که در مفهوم رعایت و ارتباط تنگاتنگ آن با مسئولیت نهفته است که می توان آن را خدمت گزاری دانست.

۲-۲-۴- رعایت در کلام نبوی

بررسی برخی از گفتارها و احادیث رسول اللّه (ص) بیانگر این است که آن حضرت حکومت و فرمانروایی را «رعایت» و «مراعات» به مفهوم «نگهبانی» ، «حراست» و «حفاظت» و «پذیرش مسئولیت » می داند. لذا، آن حضرت حکومت بر انسان ها را با مسئولیت قرین می سازد.

با آشنایی با کاربرد مفهوم رعایت برای تبیین و بیان چیستی و

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *