تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل دیپلماسی حکومت پیامبر (ص)؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل دیپلماسی حکومت پیامبر (ص)، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل دیپلماسی حکومت پیامبر (ص) با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل دیپلماسی حکومت پیامبر (ص) آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل دیپلماسی حکومت پیامبر (ص) به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل دیپلماسی حکومت پیامبر (ص) ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل دیپلماسی حکومت پیامبر (ص)، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل دیپلماسی حکومت پیامبر (ص) را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دیپلماسی حکومت پیامبر (ص) :

مقدمه

[«هرگاه بخواهیم [جهان] به برج بابل جدیدی بدل نشود، باید به دیپلماسی سنتی و قواعدش و به سکوت های ارادی و حساب شده اش و همچنین به اصالت سیاسی بازگردیم…»[۱]]

پیوند زدن سرنوشت جهان به دیپلماسی، اگرچه اغراق آمیز می نماید و لیکن حکایت از اهمیت بسیار زیاد آن دارد که عالمان علوم سیاسی هر عصر و زمانی باید به آن توجه نمایند. در متون سیاسی موجود که متأثر از سنت غربی است، دیپلماسی، همچون دیگر شاخه های علم سیاست، از چشمه تفکرات و اعمال بزرگان یونان و روم سیراب می شود. این در حالی است که دیپلماسی به عنوان همزاد سیاست، ریشه و تاریخ بس طولانی دارد. در این مقاله به تأمل مطالعات پیرامون «دیپلماسی عصر«نبوی» -یعنی زمان تأسیس اولین حکومت اسلامی به دست پیامبر اکرم (ص) -می پردازیم و از این حقیقت پرده برمی داریم که حکومت اسلامی با استعانت از اصول الهی و انسانی توانسته بود چارچوب مشخصی را برای این حوزه از فعالیت سیاسی، بنیان گذارد.برای این منظور نخست به بیان تعریف دیپلماسی پرداخته و در ادامه از حقوق و مصونیت های دیپلماتیک، روش های دیپلماتیک، وظایف و شرایط دیپلمات ها سخن خواهیم گفت.از حیث روش شناختی، مؤلف منابع اصلی در تاریخ اسلام را از نظر گذرانده و سپس سعی نموده با ورود به فضای سیاسی صدر اسلام، معنای مورد نظر از دیپلماسی را در آن زمان درک و مطابق ساختارهای متعارف و آشنا برای محققان امروزی، آن را بازسازی نماید. موضوع دیپلماسی علی رغم اهمیتی که دارد، کمتر مورد توجه پژوهشگران حوزه سیاست اسلامی قرار گرفته است.امید است که این مقاله بتواند نقطه آغاز مناسبی جهت ورود به این وادی باشد.در مجموع سعی شده اصول اسلامی با استناد به سیره عملی و نظری حضرت (ص) به زبان امروزی بیان گردد تا برای دانش پژوهان و دانشجویان جامعه کنونی ما و متولیّان امور اجرایی جذابیت لازم را داشته باشد.

الف )تعریف دیپلماسی

از دیپلماسی تعابیر متعددی به عمل آمده، «هدایت و تنظیم روابط بین ملل در زمینه هایی از قبیل عقد قراردادهای تجاری»، «مهارت انجام فعالیت هایی از قبیل مذاکره، عقد قرارداد» و «مهارت در نحوه رفتار با مردم» )۳۹۸,۱۹۸۲ , Guralnik ( -که در گذز زمان توسعه ی مفهومی پیدا کرده و «هرگونه گفت وگو بین دو دولت مستقل» ( Derian Der 1992, Watson,1987) را شامل می شود و به تعبیر ساده تر نوعی«ارتباط نهادینه شده بین سیاستگذاران»است. ۱۰۲۷ ,۱۹۹۲ , Farar این تعریف از دیپلماسی سابقه ای بیشتر از پنج قرن ندارد، لذا شکل مدرن دیپلماسی امروزی را عالمان این حوزه حد اکثر وامدار تحولات دیپلماتیک قرون ۱۷ و ۱۸ می دانند.[۲]

بدیهی است که اتخاذ چنین بینشی اجازه ی طرح موضوع «اصول دیپلماتیک حکومت اسلامی» در عصر پیامبر (ص) را نمی دهد و این، حکایت از ناکارآمدی تعاریف موجود دارد. حقیقت آن است که دیپلماسی در چارچوب مکاتب مختلف معانی متفاوتی یافته است به گونه ای که گاهی با یکدیگر اختلاف اصولی هم دارند. ) ۲۹-۷۰,۱۹۹۷,nameerF( به عنوان مثال جمعی از نویسندگان از منظر مسائل«رشد و توسعه» [۳]به دیپلماسی نگریسته اند، در حالی که افرادی چون «کارل دویچ»[۴]از منظر«سیستمی »به آن نگاه کرده و در نهایت دیپلماسی را «یک نظام ارتباطی» معرفی نموده اند که ضرور تا با بینش قائلان به مکتب رشد هماهنگی ندارد.

نکات فوق مؤید این معناست که با حفظ اهداف اصلی دیپلماسی-مواردی از قبیل: تغییر یا حفظ سیاست های یکدیگر، رسیدن به توافق بر سر مسائل مورد اختلاف، تبادل نظر واحدهای سیاسی، تبلیغ و…-می توان در هر دوره از وجود نوعی دیپلماسی سخن گفت. بنابراین واحدهای سیاسی-که ضرور تا منحصر به «دولت/ملت ها»[۵]نمی شوند-جهت درک و هدایت تصمیم گیری های سیاسی یکدیگر اقداماتی انجام می دهند که به رغم اختلاف ظاهری، ذیل عنوان دیپلماسی می آیند. بر همین اساس در این نوشتار از دیپلماسی در عصر نبوی، بحث خواهیم کرد.

ب)ساختار قدرت در عصر نبوی

دیپلماسی در عصر پیامبر (ص) معنای گسترده تری داشته و ناظر بر تنظیم روابط مختلفی بوده است، از آن جمله:

یک- روابط قبایل با یکدیگر (رابطه ی قبیله ای)

دو- روابط حکومت ها با یکدیگر (رابطه ی حکومتی)

سه- روابط حکومت ها با قبایل (رابطه ی حکومتی-قبیله ای)

بدیهی است که به علت مطرح نبودن «دولت -ملت ها» به عنوان بازیگران عرصه بین المللی، تحدید دیپلماسی به روابط بین این واحدها در این زمان اصلا وجهی ندارد و به جای آن رابطه ی حکومت ها با قبایل مطرح است.بنابراین دیپلماسی نیز در این بستر معنا پیدا کرده است و جهت درک اصول و روش های آن باید تاریخ روابط این کانون ها مورد بررسی قرار بگیرد.

آنچه گفته شد نباید بر تفاوت همه جانبه دیپلماسی در سنت اسلامی با سنت غربی حمل شود؛ چرا که گذشته از تفاوت فوق الذکر -همان گونه که بیان شد- اهداف اولیه دیپلماسی یکسان بوده و در هر دوره قابل طرح و بررسی می باشد.تحدید دیپلماسی براساس بازیگران صحنه سیاست -که امروزه مورد اقبال تمام است- نگرش صحیحی نیست.«دولت-ملت ها» اگرچه از اهمیت بسیار زیادی برخوردار می باشند ولیکن حیات سیاسی انسان همیشه در همین چارچوب قرار نداشته و این ساختار برای همیشه موقعیت هم خود را حفظ نخواهد کرد.

۱۹۹۵,ِDunn.

ج)گونه شناسی

در عرف دیپلماتیک امروزی، دیپلمات ها از جهات مختلفی تقسیم بندی می شوند: دائم یا موقت بودن ایشان، سطح فعالیت (سفیر، کاردار، وزیرمختار و…)، حوزه فعالیت (سیاسی، اقتصادی-تجاری، فرهنگی و…)، نوع ماموریت (دیپلماتیک و غیر دیپلماتیک) و… (دبیری، ۱۳۷۴؛ملکی، ۱۳۷۰، ۳۰-۲۰) اما در عرف سیاسی دوران تاسیس حکومت اسلامی پیامبر اکرم (ص) مشاهده می شود که گونه شناسی خاصی حاکم است که با تعریف ارائه شده از دیپلماسی در آن زمان هماهنگی دارد.بنابراین براساس معیارهای رایج در آن زمان گونه های مختلف دیپلمات ها را مورد بررسی قرار می دهیم.[۶]

۱-نحوه ی انتخاب

انتخاب نمایندگان به سه شکل انجام می شد:

شکل اول-انتصاب با نظر مستقیم حضرت محمد (ص) .به عنوان مثال: در جریان نزول سوره برائت که پیامبر اکرم (ص) به دور از توصیه دیگران، حضرت علی (ع) را به عنوان رسول خود منصوب فرمود.

شکل دوم-تقاضای ارسال نماینده توسط بزرگان واحد سیاسی محل مأموریت؛که در جریان رجیع و بئرمعونه می توان این نمونه را مشاهده کرد. لازم به ذکر است که این تقاضا گاهی در خصوص شخص یا اشخاص معینی بوده و گاهی بدون تعیین مصداق صرفا ارسال نماینده و سفیر درخواست می شده است.(عبد الواحد، ۱۹۸۲، ۱۲۵)

شکل سوم-انتصاب تکلیفی. به عنوان مثال در جریان شکست قبیله بنی حارث بن کعب، خالد به فرموده حضرت رسول (ص) جمعی از رؤسای آنها را به عنوان هیئت سیاسی راهی مدینه کرد (ابن هشام، ج ۲، ۵۹۴ ) که صبغه تکلیفی آن آشکار است.در مواردی نیز همچون عمرو بن مره الجهنی (همان، ج ۲، ۵۴۱) این انتصاب با تقاضای شخص و موافقیت پیامبر (ص) صورت گرفته است.

۲-تعداد دیپلمات ها

از حیث تعداد فرد، گروه و یا هیأت دیپلماتیک از سوی حضرت (ص) اعزام می شد؛که در عرف سیاسی آن زمان سابقه هم داشته است. در جریان فروپاشی بت لات، پیامبر (ص) دو نفر [۷]، و در جریان اسلام آوردن پادشاهان حمیر (همان، ج ۲، ۵۸۹-۵۸۸) و یا جمع آوری زکات توسط «ولید بن عقبه بن ابی معیط»، هیئت های دیپلماتیک اعزام شدند. (همان، ج ۲، ۲۹۶ ) هیأت های دیپلماتیک را در اصطلاح رایج آن زمان «وفد» می گویند و سال نهم هجری از این حیث دارای اهمیت بسیاری می باشد.

۳-مدت مأموریت

از نظر مدت ماموریت، نمایندگان و دیپلمات ها یا موقت و یا دائمی بوده اند. اکثر دیپلمات ها البته به صورت موردی اعزام می شده اند، با این حال مأموران مشهور به «نقیب» به عنوان منصبی دائمی، تلقی می شدند. به همین خاطر «بنی نجار» پس از فوت «اسعد بن زراره» به نزد حضرت (ص) رفتند و تقاضای نصب شخص دیگری را در این شغل کردند. (ابن هشام، ج ۲، ۵۰۷ به بعد)

۴-خاستگاه دیپلمات ها

اگرچه روسای قبایل و حکومت ها به اقتضای قدرت، نقش مهمی در فعالیت های دیپلماتیک ایفاء می کردند و مذاکرات در حد سران امر رایجی بوده است اما حضرت محمد (ص) نیز تا حد امکان نسبت به این حوزه از فعالیت های دیپلماتیک اعمال نفوذ می نمودند؛با این حال اشخاصی که در میان طایفه و قبیله خود عنوانی کسب کرده بودند از حیث انجام مأموریت های دیپلماتیک بیشترین سهم را داشتند. (همان، ج ۲، ۵۷۶ -۵۷۵ ) توضیح آنکه در بستر اندیشه ی اسلامی، از آنجا که اصالت با تبلیغ اصول و ارزش های اسلامی بود؛گاهی افراد تازه مسلمانی که چندان نام و عنوانی نداشتند و یا اینکه در داخل ساختار حکومتی نبودند، امکان تصدی این مقام را می یافتند.درک این پدیده به مقدم بودن امر تبلیغ بر دیپلماسی و شمول تبلیغ نسبت به دیپلماسی برمی گردد که خود موضوع مستقلی بوده و شایسته تأملی جداگانه است.[۸]

د)ویژگی های دیپلمات ها

ویژگی دیپلمات ها، موضوعی متأثر از تعریف سیاست، ساختار سیاسی حاکم بر محیط بین المللی و ایدئولوژی حاکم بر هر واحد سیاسی می باشد. به همین خاطر است که طیف متنوعی از ویژگی ها برای یک دیپلمات در طول تاریخ ارائه شده که در میان آنها به موارد ثابت و متغیر متعددی می توان اشاره داشت. نظر به تعدد منابع تعیین کننده، توافق بر ویژگی های واحد و یکسان بسیار مشکل می نماید به گونه ای که در فرهنگ سیاسی معاصر در خصوص موارد ساده ای مانند«راستگو بودن دیپلمات » هم حتی اختلاف نظر است. (دبیری، ۱۳۷۴، ۷۵-۱؛دبیری، ۱۳۶۹، ۳۰-۲۰) به عنوان مثال ماکیاولی [۹]فقط تظاهر به راستگو بودن را کافی می داند.در بینش سنتی غرب این اعتقاد شکل گرفته است که:یک سفیر فرد راستگویی است که به خارج از کشور فرستاده می شود، تا به خاطر مملکت خود دروغ بگوید.بنابراین با توجه به ساختار سیاسی دین اسلام و شرایط منطقه ای حجاز، باید از ویژگی هایی سخن گفت که با ممالک اسلامی سنخیت دارند.

لازم به ذکر است افرادی که از سوی حضرت (ص) به عنوان نماینده و یا سفیر به سوی دیگر قبایل و واحدهای سیاسی می رفتند، در مجموع از بهترین های امت اسلامی بودند؛اگرچه بعضا افرادی چون خالد بن ولید در تحقق خواسته های پیامبر (ص) چندان موفق بودند. در نامه پیامبر (ص) به ملوک حمیر این اصل کلی صراحتا ذکر شده است، آنجا که حضرت (ص) می نویسند: «همانا من از میان صالح ترین افراد خودم که در دین و علم سرآمد هستند، کسانی را نزد تو فرستاده ام.» (اسحاق بن محمد، ۱۳۶۱، ج ۲، ۱۰۴۶) بنابراین با تأمل در سیره نبوی و قبول کلی نکته فوق می توان به ویژگی هایی اشاره داشت که می تواند برای امروز نیز کارآمد باشد.

ا-التزام اخلاقی

پیامبر اکرم (ص) چون «عمرو بن مره الجهنی» را به عنوان رسول خود، فرستادند، متذکر شدند:«بر تو باد ملایمت کردن با مردم، گفتار محکم و حکیمانمه و اینکه تندخو نباشی و از تکبر و حسادت کاملا به دور باشی…» (ابن کثیر، ۱۴۰۲، ج ۱، ۳۵)

۲-مقبولیت

پیامبر اکرم (ص) به نظر و خواست ساکنان محل ماموریت-تا حد امکان-توجه می نمود. لذا در روایت«ابن اسحاق »به هنگام فوت «ابی امامه اسعد بن زواره» – نقیب قوم بنی النجار- این طور روایت شده:که چون ایشان از حضرت (ص) تقاضای جایگزینی و انتخاب فرد دیگری را نمودند، پیامبر (ص) با عنایت به شرایط سیاسی «بنی النجار»، از انتصاب یکی از افراد این قبیله که به هرحال منجر به برتری جویی گروهی از ایشان بر گروهی دیگر می شد و چه بسا پذیرش عمومی«نقیب»را با مشکل مواجه می ساخت، سرباز زده؛ خود این مقام را عهده دار شدند و همگان بدان گردن نهادند.(همان، ج ۲، ۳۳۰)در گفت وگوی بین حضرت (ص) با «مسیره بن مسیروق العبی»نیز همین استدلال دیده می شود، آنجا که مسیره از مخالفت قومش سخن گفته و با این جمله که «مرد با قومش [معنا و وجود] می یابد» از اعزام به سوی قومش به عنوان رسول پیامبر (ص) بازماند.

۳-علم و آگاهی

سفیران و ماموران پیامبر (ص) از علم و حکمت کافی برخوردار بودند. چون نماینده پیامبر (ص) نزد «مقوقس »حاکم اسکندریه رفت، بین آن دو پرسش و پاسخی در امور مختلف درگرفت؛پادشاه در آخر گفت: «تو حکیمی هستی که از نزد حکیمی آمده ای» (همان، ج ۳، ۵۱۵) با عنایت به شرح وظایف دیپلمات ها -که در ادامه ذکر خواهد شد-معلوم می شود که داشتن علم و آگاهی چه نسبت به دین و چه اوضاع و احوال سیاسی محل ماموریت، ضروری بوده است.[۱۰]

۴-زبان دانی و سخنوری

سفرای پیامبر اکرم (ص) که نزد ملوک و اقوام مختلف می رفتند، خود با مخاطب نامه پیامبر (ص) گفت وگو می نمودند و این مطلب مبین زبان دانی ایشان می باشد. [۱۱] در جریان هجرت مسلمانان به حبشه نیز جایگاه و اهمیت سخنوری جعفر و تاثیر آن به خوبی مشاهده می شود.[۱۲]

۵-حسن ظاهر

پذیرش نمایندگی یک واحد سیاسی دیپلمات ها را به رعایت ظواهر بیش از هر زمان دیگری مقید می سازد.این امر به انجام بهتر ماموریت سیاسی کمک می کند، بنابراین پیامبر (ص) به کارگزاران خود سفارش می کردند در مقام انتخاب پیک ها، علاوه بر شرایط فوق، وضعیت ظاهری را نیز در نظر داشته باشند.(حمید اللّه، ۱۳۷۴، ۳۹۶)

لازم به ذکر است که در مقام تعیین صلاحیت های فوق، ملاک «موقعیت حال» افراد بوده است. بدین معنی که سابقه افراد چندان موردنظر نبوده بلکه بیشتر تحول روحی افراد به واسطه انقلاب اسلامی حضرت محمد (ص) معیار و ملاک بوده است.دلیل این اصل نیز مشخص است، تأمین نیروی انسانی مورد نیاز، بدون رعایت چنین اصلی میسّر نبوده و توجه به گذشته کفرآمیز افراد عملا موجب رکود افراد می شد. وجود افرادی چون خالد بن ولید در دستگاه حکومت اسلامی و تصدی بعضی از پست های سیاسی توسط او بر همین اساس قابل توجیه است.

گذشته از پنج نکته فوق باید به مواردی اشاره داشت که جنبه عمومی داشته است.مواردی چون امانت داری، قوت جسمانی، داشتن سجایای اخلاقی از قبیل صبر و تحمل و اخلاق خوش و…در مجموع پیامبر اکرم (ص) به نسبت نیازهای سیاسی زمان، از میان نیروهای انسانی کارآمد و مسلمان اقدام به گزینش و استخدام سفیر می نمود. با دقت در احوال این جماعت می توان به اصول کلی موردنظر حضرت پی برد.

ه‍)وظایف دیپلمات ها

دیپلمات ها به عنوان فرستادگان سیاسی، از ابتدای تأسیس جوامع انسانی مشغول ایفای نقش و ادای وظیفه بوده اند. بعنوان مثال تعیین حدود شکارگاه ها، حل و فصل مناقشات خانوادگی و طایفه ای و یا مهیا نمودن زمینه ازدواج های مهم (در حد سران) بین قبایل مختلف از جمله وظایف اولیه این دیپلمات ها بوده است.

بدیهی است که با پیشرفت جوامع انسانی و سازماندهی هرچه بیشتر دولت، این نقش ها نیز دستخوش تحول شده است. دیپلمات ها با عنایت به رتبه و حوزه فعالیتی شان مسئولیت های متنوعی را عهده دار می باشند: مبادله اطلاعات، حمایت از اتباع و اموال آنان در خارج، نمایندگی نمادین کشور متبوعه و انجام اموری چون سخنرانی و کارهای تشریفاتی، ارائه نظر و مشارکت در اخذ سیاست های مربوطه و…ازجمله این وظایف هستند که در ساختار سیاسی عصر حاضر برای دیپلمات ها تعریف می شود. (هالیستی، ۱۳۶۷) با توجه به سیره سیاسی حضرت محمد (ص) موارد ذیل را می توان به عنوان وظایف دیپلمات ها معرفی کرد.

۱-تصدی کلی امور قلمرو مربوطه

در جریان مباهله، بزرگ مسیحیان پس از انصراف از مباهله از حضرت محمد خواست فردی را با ایشان همراه سازد تا در بین آنها داوری کند.پیامبر (ص) نیز «ابو عبیده جراح» را برای ساماندهی کلی امور آن دیار راهی ساخت.جراح نماینده سیاسی پیامبر (ص) بود و از امتیازات مربوط به سفرا و فرستادگان برخوردار می گشت. (ابن هشام، ج ۲، ۵۸۴ ) نمونه آشکارتر آن، نقبای دوازده گانه پیامبر (ص) می باشند که پس از انتصاب، پیامبر (ص) به ایشان فرمود: «شما در میان قوم خود عهده دار امور هستید، آن سان که حواریون عیسی بن مریم کفیل او و عهده دار مردم بودند، من نیز کفیل و عهده دار قوم خویش هستم.» (ابو زهره، ج ۲، ۱۷۴)

۲-تعلیم و اجرای احکام دینی

جمعی از دیپلمات های اعزامی حضرت محمد (ص) افرادی بودند که برای آموزش و انجام احکام دینی در میان مردم به مناطق مختلف فرستاده می شدند.نصب«عمرو بن حزم» در قبیله«بنی حارث »(ابن هشام، ج ۲، ۵۹۵)تقاضای«عضل»و«القاره»از پیامبر (ص) متعاقب جنگ احد مبنی بر ارسال شخصی به سوی ایشان برای تعلیم احکام دینی و قرائت قرآن (ابن کثیر، ۱۴۰۲، ج ۳، ۱۲۵)و اعزام «ابو قلابه» به سوی قبیله اش جهت اقامه فرایض دینی (همان، ۶۰۹) و پیش از همه اذن پیامبر (ص) به نماینده ویژه اش در مدینه-مصعب بن عمیر- برای اقامه نماز جمعه (حمید اللّه، ۱۳۷۴، ۹۶) از جمله مصادیق این مدعا هستند.

۳-رسیدگی به امور مالی

پیامبر (ص) در مواقع ضروری اشخاصی را به عنوان نماینده مخصوص خود در امور مالی راهی شهرها و قبایل مختلف می نمودند و در احکام صادره، خطاب به کارگزاران بخش های موردنظر می خواستند تا در امور مالی مربوطه به این نماینده همکاری کنند.بعنوان مثال «معاذ بن جبل»را در راس گروهی به سوی «ذرعه بن ذی یزن» فرستاده و از او خواست پس از آمدن معاذ کلیه صدقات و جزیه های گردآوری شده را در اختیار وی قرار دهد. (بلاذری، ۱۹۸۸، ۷۷)

۴-نامه رسانی

پیک ها گروه دیگری از دیپلمات های آن زمان بودند که عهده دار رسانیدن نامه های سران کشورها و قبایل به یکدیگر بودند.وظیفه این افراد حفظ و نگهداری نامه ارسالی و رسانیدن آن به شخص مورد نظر و دریافت پاسخ آنان بود. (حمید اللّه، ۱۳۷۴)

۵-انجام مأموریت های ویژه

پیامبر اکرم (ص) به اقتضادء زمان اقدام به اعزام نمایندگانی می کردند که این افراد مکلّف به انجام یک مأموریت ویژه و معین بودند. وظیفه آنها به حسب مورد، تعریف می شده است. بعنوان مثال ابو سفیان و مغیره که از جانب پیامبر مأمور تخریب لات در میان ثقیف بودند (اسحاق بن محمد، ۱۳۶۱ ش، ج ۲، ۱۰۰۰) و یا ماموریت ویژه خالد بن ولید برای تخریب عزی(ابن کثیر، ۱۴۰۲، ج ۳، ۵۹۸) که مهم ترین رسالت های اضطراری بود. البته در انتخاب این افراد همیشه دقت های لازم وجود داشته و صرفا هرکسی نمی توانست رهبری این گونه امور را برعهده بگیرد؛مثلا در جریان نزول سوره برائت با اینکه ابو بکر بعنوان نماینده شخص پیامبر (ص) برای انجام مراسم حج بیرون رفته بود و در حقیقت یک سفیر پیامبر (ص) به حساب می آمد و لیکن حضرت (ص) در خصوص قرائت سوره برائت حضرت علی(ع)را انتخاب کرده و از پی ابو بکر فرستاد.(اسحاق بن محمد، ج ۲، ۱۰۰۰ )

و-سیاست های دیپلماتیک

در عرف سیاسی به تناسب روش های مختلفی چون مذاکره و گفتگو، مکاتبات مختلف دیپلماتیک، تذکر و اعمال خفیف و یا حتی آشکار قدرت و…از زمره روشهای دیپلماتیک محسوب می شود. (دبیری، ۱۳۷۴؛ دبیری ۱۳۶۹)اما در دیپلماسی اسلامی با توجه به عصر نبوی (ص) می توان به طیف متنوعی از روشها دست یافت که عبارتند از:

اول-روشهای مسالمت آمیز

۱-مکاتبه:

ارسال نامه توسط حضرت (ع) برای هرقل امپراتور روم، خسرو پرویز پادشاه ایران، مقوقس مصر، نجاشی بزرگ حبشه و کارگزار کسری در یمن (معروف حسینی، ۱۳۷۰ ج ۲، ۲۴۰-۲۳۸) و یا سلطان عمان، پادشاه یمامه، پادشاه بحرین و زمامدار شامات؛ (ابن هشام، ج ۲، ۶۰۸-۶۰۶) که معلوم می نماید که یکی از بنیان های محکم دیپلماسی آن زمان، توسل به راهکارهای مکاتبه بوده است.

۲-مذاکره:

پیامبر (ص) برای حل مسائل از طریق دیپلماسی به مذاکره و گفتگو بسیار علاقه مند بود. وجود سنت حسنه ی گفتگو با مخالفان و حتی مشرکان، چه قبل و چه بعد از تشکیل حکومت اسلامی در مکه و مدینه، (ابو زهره، ج ۲، ۲۹) و سیره علمی پیامبر (ص) در جریان صلح حدیبیه موید این مدعا است. برای مثال در جریان صلح حدبیه اگرچه نماینده ی مشرکان چندین مرتبه تغییر کرد و مشرکان جهت بستن راه های دیپلماتیک تلاش بسیار کردن، اما در نهایت با صبر و تحمل، کار با مذاکره به انجام رسید. (معروف حسینی، ۱۳۷۰، ۲۰۰-۱۹۶ ).

۳-امان:

از جمله روشهای متداول میان اعراب و هم مسلمانان امان بود.(ابن کثیر، ۱۴۰۲، ج ۱، ۳۸۱ -۳۷۰)امان که منجر به حفظ جان، مال و ناموس فرد و یا گروه و قومی می شد در میان مسلمانان وسعت قابل توجهی یافت؛به گونه ای که هر مسلمانی اعم از زن ومرد می توانست اقدام به این کار نماید. در مجموع کاربرد این روش تأثیر مهمی به دنبال داشت که از جمله می توان به فتح بدون خونریزی مکه مکرمه اشاره داشت.(ابن هشام، ج ۲، ۴۰۳ -۴۰۱ و ۴۳۰-۴۲۸ و ۶۱۶-۶۱۲)

۴-عفو و بخشش:

پیامبر اکرم (ص) بنا به ملاحظاتی و جهت تألیف قلوب سعی داشتند از تقصیرات دیگران چشم پوشی کنند.این کار را تا بدانجا که حقی ضایع نمی شد، مقدم می داشتند.عفو افرادی مثل ابو سفیان، صفوان بن امیه، هند و…که در دشمنی با پیامبر (ص) کوتاهی نمی کردند و یا عفو عمومی کلیه مردم مکه، نمونه های بارز این مشی و روش می باشند که باعث جلب افراد و گروه های بسیاری به حکومت اسلامی شد. (افتخاری، ۱۳۷۷ -ب)

۵-ترغیب:

پیامبر اکرم (ص) تا آنجا که ممکن بود سعی می کردند با دادن بعضی از امتیازات مادی دل سخت مخالفان را نرم کرده و بدین طریق بدون جنگ و خونریزی به اهداف خود دست یابند در جریان فتح مکه علی رغم برتری نظامی به تقاضای عباس جواب مثبت داده برای ابو سفیان امتیازی قائل شدند، باشد که دل او نرم شود و از دشمنی دست بکشد.دادن سهم بیشتر به مکیان تحت عنوان مولفه قلوبهم(ابن کثیر، ۱۴۰۲، ج ۳، ۵۴۹) و عفو صفوان ابن امیه و بخشش مالی به این دشمن دیرینه(همان، ج ۳، ۵۸۵-۵۸۴)از جمله مصادیق این مدعا هستند.پیامبر اکرم (ص) در مورد دیگر قبایل و حتی کشورها هم ازاین روش استفاده می کردند.مثلا خطاب به نمایندگان قبیله هوازن می فرمایند:چنانچه مالک بن عوف-سرکرده فراری هوازن -برگردد و مسلمان شود، مال و کسان او را به همراه یکصد شتر به اون بازپس خواهد داد، (همان، ج ۳، ۶۸۳) و یا در جریان دعوت رؤسای دیگر کشورها به اسلام صراحتا می فرمایند:«اگر اسلام بپذیرید به شما حکومت خواهم داد ولی چنانچه از پذیرفتن آن سرباز زنید پادشاهی شما از میان خواهد رفت.»(حمید اللّه، ۱۳۷۴، ۲۱۴)

۶-گسترش روابط:

روابط تجاری در تحکیم علقه های بین واحدهای سیاسی و در نتیجه حصول اهداف سیاسی از طریق غیر خشونت آمیز، نقش بسزایی ایفا می نمود.مشاهده می شود که مسلمانان از همان ابتدا نسبت به این روش مؤثر اقبال نموده و نتیجه ی آن عقد قراردادهای تجاری متعدد بوده است.[۱۳] از طرف دیگر پیامبر (ص) با عقد پاره ای از پیمانها سعی نموده علقه های داخلی را بین گروه های مختلف محکوم سازد و از این طریق باب خشونت را مسدود سازد، از آن جمله می توان به پیمان مسلمانان و یهود، (ابن هشام، ج ۱، ۵۸۸-۵۰۳) پیمان اخوت بنی انصار و مهاجرین (همان، ج ۵۰۵، ۱-۵۰۲)و پیمان های منعقده با قبایل مختلف در سال نهم هجری اشاره کرد. شاهد مثال دیگر این روش بسیار کارآمد، گسترش روابط فامیلی از طریق ازدواج می باشد که قبایل را به هم نزدیک می ساخت.ازدواج پیامبر (ص) با «ام حبیبه»، (ابن کثیر، ۱۴۰۲، ج ۳، ۴۳۲) خواستگاری «میمونه» (ابن هشام، ج ۲، ۳۷۲) و ازدواج «عبد الرحمن بن عوف» با دختر بزرگ قبیله «دومه الجندل» به سفارش پیامبر (ص) (همان، ج ۲، ۳۴۰) تماما از مواردی هستند که مسبوق به ملاحظات دیپلماتیک بوده است.

۷-تظاهر:

به نمایش گذاشتن توان جامعه اسلامی به این منظور که دشمنان فکر جنگ را از سر به در کرده به طریق دیگری به حل مسئله بیاندیشند، از جمله روش های دیپلماتیکی است که از سوی حکومت اسلامی به کار گرفته شده است.لازم به ذکر است که این روش در عصر پیامبر (ص) کاربرد زیادی داشته به گونه ای که قبایل مختلف همیشه سعی داشته اند با به نمایش گذاردن توان رزمی، علمی و مالی خود-ازحیث کمیت و کیفیت جنگاوران، بزرگان و شاعران و…- برتری خود را بر دیگر قبایل به اثبات برسانند.به عنوان مثال یکی از علل شروع جنگ بدر و شکست سخت مشرکان، اصرار ابو جهل بر همین روش بود.ابو جهل برخلاف ابو سفیان که کاروان مشرکان را با حیله از دسترس مسلمانان دور کرده بود و معتقد به بازگشت سپاه قریش به مکه بود، اظهار داشت که: «ما برنگردیم مگر آنکه سه شبانه روز در بدر اطراق کرده و شادی نماییم، باشد که از این طریق عظمت ما بر تمامی عرب روشن شود»(ابن هشام، ج ۱، ۶۱۹ -۶۱۸)و اینچنین بود که سپاه برنگشت و به جنگی سخت با مسلمانان گرفتار آمد. اما در سیره نبوی موارد متعددی را می توان یافت که پیامبر اکرم (ص) و یا نمایندگان ایشان از شیوه فوق استفاده کرده اند که به اختصار به آنها اشاره می شود:

۷-۱-در جریان صلح حدیبیه وقتی «عروه بن مسعود ثقفی» به اردوگاه مسلمین آمد، شاهد احترام بیش از حد مسلمانان نسبت به پیامبر (ص) بود، او فرصت یافت از نزدیک ببیند که چگونه مسلمین گرد حضرت را گرفته و به آب وضویش تبرک می جویند.چون برگشت گفت:

«ای قریش من به دربار پادشاهان مختلفی رفته ام، پادشاه ایران و امپراطور روم و سلاطین حبشه، ولی به خدایانمان سوگند که هیچ یک را در میان قومش چون محمد ندیدم».(همان، ج ۲، ۴-۳۱۳)

در همین واقعه بود که پیامبر (ص) پس از امضای صلح نامه با مشرکین، دستور داد مسلمین مراسم قربانی را به جای آورند و شتر ابو جهل را که قریشیان بدان حساس بودند، قربانی کنند و بدین طریق در عین رضایت به صلح؛قدرت مسلمانان را به نمایش گذارد.(همان، ج ۲، ۳۲۰؛ معروف حسینی، ۱۳۷۰، ۳-۲۱۰)

۷-۲:در جریان«عمره القضاء»به سال هفتم هجری، وقتی پیامبر مطلع شد مشرکان در کنار دار الندوره جمع شده اند تا شاهد تنگدستی و ضعف مسلمانان در خلال برگزاری مراسم حج باشند؛فرمود:همگان راهی اقامه حج شوید و در کمال نظم و ترتیب اعمال به انجام آورید. خود حضرت هم که پیشاپیش جماعت حرکت می نمود، مهار شتر را به دست عبد اللّه بن رواحه داد.او ضمن هدایت شتر در مناقب حضرتش و اقتدار ناشی از تأسیس حکومت اسلامی در مدینه رجز می خواند.(ابن هشام، ج ۲، ۳۷۰؛معروف حسینی، ۱۳۷۰، ۳۴۲)نقل است که پیامبر (ص) در این سفر به مسلمانان فرمود:«خداوند رحمت کند کسی را که امروز خود را به ایشان نیرومند بنمایاند».(اسحاق بن محمد، ۱۳۶۱، ج ۲، ۸۵۰ )

۷-۳:در بازگشت از جنگ بدر در محله«روحاء»جمعی برای عرض تبریک به استقبال لشکر مسلمین آمدند.«سلمه بن سلامه »گفت:چه جای تهنیت؟به خدا سوگند آنها پیرمردانی ناتوان و عاجز از جنگ بودند که مانند شتر دست و پا بسته آماده ی کشته شدن بودند!.حضرت (ص) پس از شنیدن این سخن فرمود:ای برادرزاده این چنین نیست!آنها بزرگان و اشراف بودند.(همان، ج ۱، ۶۴۴)

۷-۴:پیامبر (ص) به هنگام عزیمت به سوی مکه، عباس را فرمود:ابو سفیان را(که تازه مسلمان شده بود)در تنگه نگه دار تا لشکر مسلمانان را ببیند. ابو سفیان چون رژه ی نیروهای مسلح اسلام را دید به فکر فرو رفت و چون به مکه رسید مکیان را از جنگ با مسلمانان شدیدا بر حذر داشت.(ابن هشام، ج ۴، ۴۰۳ -۴۰۲؛ بلاذری، ۱۹۸۸، ۴۷)

۷-۵:در جریان مفاخره گروه نمایندگی بنی تمیم با پیامبر (ص) نیز حضرت با کاربرد موفق همین روش و با کمک خطیب توانای مسلمانان«ثابت بن قیس»و شاعر نامی«حسان »، بنی تمیم مغرور را آرام کرده و ایشان بدون درگیری به اسلام رضایت دادند.(ابن هشام، ج ۲، ۳-۵۶۱؛معروف حسینی، ۱۳۷۰، ۳۱۷-۳۱۶)

گذشته از موارد فوق می توان به غزوه تبوک، (همان، ۱۳۷۰، ۳۲۷ -۳۲۳)و اعزام سپاهی از مسلمانان شکست خورده در جنگ احد در فردای همان روز(اسحاق بن محمد، ۱۳۶۱، ج ۲، ۶۸۷)و همچنین اعزام سپاه به موته(ابن کثیر، ۱۴۰۲، ج ۳، ۶۴۹-۴۵۸)اشاره داشت که هر یک به نحوی دلالت به کاربرد روش فوق دارد.(همان، ۵۳۰)

۸-وقت کشی:

پس از نقض صلح نامه «حدیبیه» توسط متحدان قریش، ابو سفیان با این امید که بتواند با حیله و نیرنگ سیاسی این مسئله را فیصله داده و از عواقب سوء نقض پیمان، قریش را خلاصی دهد، راهی مدینه شد. پیامبر اکرم (ص) که عزم فتح مکه داشت و از نیت ابو سفیان هم آگاه بود، نمی خواست او از غرض مسلمانان خبردار شود و تمهیدی بیندیشد و در عین حال هم به ابو سفیان تعرضی نشود.او برای مدتی در مدینه سرگردان ماند و رایزنی های وی با دخترش(که همسر حضرت (ص) بود)و ابو بکر، عمر و حتی دختر گرامی پیامبر حضرت فاطمه(س) جز وقت کشی نتیجه دیگری نداشت، در نهایت هم چون به مکه رفت، قریش گفتند: وای بر تو! آنان برایت کاری نکردند، مگر آنکه بازی ات دادند.

۹-جلوگیری از بروز تشنج:

پیامبر اکرم (ص) ، با توجه به مقتضیات دو اردوگاه اسلام و کفر؛ سعی کرد تا حد امکان از بروز تشنج هایی که منجر به بروز جنگ می شود، خودداری ورزد.به عنوان مثال در جریان صلح حدیبیه علی رغم اعمال ناشایست مشرکان اعم از توهین، تعرض های محدود، تعرض به فرستاده گروه مسلمانان، پیامبر (ص) هیچ عمل خشنی انجام نداد و حتی اسرای آنان را که به هنگام تعرض نظامی دستگیر شده بودند، آزاد کرد تا در نهایت کار با انعقاد صلح حدیبیه به پایان رسید. (ابن هشام، ج ۲، ۳۱۴)

۱۰-استفاده سیاسی مطلوب از شرایط تحمیلی:

در پاره ای از موارد پیامبر اکرم (ص) به جای آنکه اقدام به عملیات نظامی و یا تلافی جویانه کنند، به نحوی عمل می کرد که شرایط تحمیلی ایجاد شده نتایج معکوسی نسبت به آنچه مشرکان اراده کرده بودند، بدهد.نمونه بارز این روش را در جریان«شعب ابی طالب» می توان دید.پیامبر (ص) و مسلمین با تحمل سختی ها و دست نزدن به غارت و یا کشتار مخفیانه، صحنه را به گونه ای ترتیب دادند که قبایل بسیاری متوجه شعب شدند و با خود گفتد:مگر این گروه کوچک چه می گوید که قریش قدرتمند از پس آن برنیامده و به محاصره ایشان همت گمارده است!لذا محاصره قریش نه تنها منجر به انزوای مسلمانان نشد، بلکه به روشنی برای تبلیغ اسلام بدل گردید.همین امر باعث شد آنها پشیمان شده و در اولین فرصت به محاکمه خاتمه بخشند. (ابو زهره، ج ۲، ۳۱۴) صلح حدیبیه نیز اگرچه ظاهری اقتدارآمیز برای مشرکان داشت ولی فتح المبین مسلمین شد و سیره حضرتش (ص) نشان داد که چگونه از آن صلح می توان برای عزت اسلام بهره جست.

۱۱-میانجیگری:

پیامبر اکرم (ص) برای جلوگیری از خونریزی و اتلاف سرمایه های مادی و انسانی، هم خود میانجیگری می نمودند و هم تا حد امکان به میانجیگری های دیگران جواب مثبت می دادند.بعنوان مثال نزاع دیرینه اوس و خزرج با میانجیگری حضرت به پایان رسید و از طرف دیگر با قبول میانجیگری رؤسای قبیله بنی مدلج بود که غزوه بواط منجر به جنگ نشد. (اسحاق بن محمد، ۱۳۶۱، ج ۲، غزوه بواط)

در مجموع صلح و ایجاد روابط مبتنی بر صلح و آشتی، بعنوان اصل اولیه دیپلماسی حکومت اسلامی مطرح بوده است؛و حضرت (ص) و یارانشان با اتخاذ شیوه های مختلف سعی در تبلیغ دین اسلام از طرق مسالمت جویانه داشته اند. حضرت (ص) با انتقاد شدید از دیپلماسی مبتنی بر جنگ قریش، اظهار داشته اند:(همان، ج ۲، ۳۰۹-۳۰۸)

«وای بر قریش! همانا جنگ تمام همّ و غمّ آنها شده.چه می شد اگر مرا با دیگر اعراب به حال خودمان وا می گذاردند. اگر آنها بر من غالب آمدند که هدف آنان نیز تحقق می یافت و اگر خدا مرا بر ایشان پیروز می گردانید، آنها نیز مسلمان می شدند و از این امتیاز بهره می بردند.»

به درستی که اگر قریش چنین می کرد قطعا نتایج بهتری هم با هزینه کمتری به دست می آورد.با این حال نباید توطئه های پیگیر قریش، که خواهان دیپلماسی رزم و نابودی اسلام بود را نادیده انگاشت.لذا مشاهده می شود که پیامبر (ص) نیز خود را برای مقابله با قریش آماده کرده و در کنار روش های فوق الذکر، از شیوه ی مبارزه ی مستقیم هم بهره گرفته.

دوم-روش های نظامی

۱-ارهاب:

ازجمله روش های رایج در دیپلماسی عصر نبوی «ارهاب العدو » است، که غرض از آن نه ضرورتا جنگ بلکه ایجاد رعب و وحشت ناشی از جنگ در دل مخالفان و دشمنان است.

پیامبر (ص) تحت شرایط خاصی از این روش برای مقاصد خاص (که معمولا به نفی جنگ منجر می شد) بهره می جست.بعنوان مثال پیامبر (ص) در بازگشت فاتحانه از جنگ بدر فرصت را مغتنم شمرده، یهودیان را از عناد بیشتر بر حذر داشته و به اسلام فراخواند. انتخاب این زمان جهت بیان دعوت مجدد، حکایت از استفاده پیامبر از روش فوق دارد. (ابن هشام، ج ۲، ۴۷ ) همین حالت پس از کشته شدن «کعب ابن الاشرف» یهودی در میان یهودیان حاصل می آید. پیامبر (ص) با برخورد با توطئه کعب، در حقیقت یهودیانی را که صبر و تحمل حکومت اسلامی را حمل بر ضعف آن کرده و توطئه وسیعی را علیه مسلمین آغاز کرده بودند، بر جای خویش نشاند. (ابن کثیر، ۱۴۰۲، ج ۲، ۱۵ )حادثه ی «دومه الجندل»نیز اگرچه تلفات

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *