تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل هنجارشناسی اخلاق جنسی در زندگی زناشویی از دیدگاه اسلام یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل هنجارشناسی اخلاق جنسی در زندگی زناشویی از دیدگاه اسلام شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل هنجارشناسی اخلاق جنسی در زندگی زناشویی از دیدگاه اسلام را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل هنجارشناسی اخلاق جنسی در زندگی زناشویی از دیدگاه اسلام با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل هنجارشناسی اخلاق جنسی در زندگی زناشویی از دیدگاه اسلام بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل هنجارشناسی اخلاق جنسی در زندگی زناشویی از دیدگاه اسلام با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل هنجارشناسی اخلاق جنسی در زندگی زناشویی از دیدگاه اسلام وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل هنجارشناسی اخلاق جنسی در زندگی زناشویی از دیدگاه اسلام با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل هنجارشناسی اخلاق جنسی در زندگی زناشویی از دیدگاه اسلام مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل هنجارشناسی اخلاق جنسی در زندگی زناشویی از دیدگاه اسلام :

مقدمه

«هنجار اخلاقی » به معنای بایسته ها و نبایسته های برخاسته از یک نظام ارزشی است. بنابراین، اگرچه عقل در شناخت این هنجارها، به تناسب رفتار با هـدف (ارزش نـهایی) توجه می کند اما به سبب تفاوت نظام های ارزش گذاری ممکن است اصول اخلاقی در یک سبک اندیشه ورزی مانند نظام لیبرال کاملاً متفاوت با منظومه فکری اسلامی باشد.

ازاین رو، باید با مـراجعه بـه متون اصیل اسلامی و تحلیل آنها، به هنجارهای اخلاقی در زمینه های گوناگون، از جمله زندگی جنسی انسان پرداخت. البته ممکن است عقل با در نظر گرفتن مصالح و مفاسد زندگی فردی و اجتماعی، یک سلسله از هـنجارها دسـت یـابد که در این صورت، لازم است در اصـول و تـعیین جـایگاه آن در نظام فکری اسلام بازنگری شود.

پژوهش حاضر به منظور بازشناسی اصول و وظیفه عینی و قابل دسترس در باب اخلاق جنسی در زندگی زناشویی نـگاشته شـده اسـت. کلیدی ترین مفهوم در این باره «اخلاق جنسی» است که آن را بـه دانـشی تعریف می کنند که راه صحیح پرورش طبیعی استعداد جنسی بشر را بدون آنکه منجر به آشفتگی و بی نظمی و اختلال شود، نشان می دهد (مـطهری، ۱۳۸۷، ص۳۹ بـا تـصرف). از جمله مسائل آن، چگونگی پرهیز از محرک های جنسی، خویشتن داری، عفاف، شرایط سـالم حاکم بر ارتباط جنسی زن و مرد و خلاصه چگونگی مدیریت این غریزه است (متقی فر، ۱۳۸۸، ص۲۲ -۲۳ ).

سؤال اصلی این پژوهش آن است کـه از مـنظر اخـلاق جنسی، چه بایدهایی متوجه همسران است؟ بدین روی، رویکرد این پژوهش بر آن دسـته از الزامـات اخلاقی است که زوجین با آنها درگیرند. در نتیجه، اصول اخلاقی به گونه ای تبیین شده است کـه مـرتبط بـا زندگی زوجین باشد. اگرچه می توان با تبیینی دیگر، آن اصول را به اخلاق جـنسی در زنـدگی مـجردی مرتبط دانست. به هر حال، موضوع این اثر اخلاق همسرداری به صورت عام نـیست، بـلکه «اخـلاق جنسی در زندگی همسران» است.

پیش از این پژوهش نیز در تعدادی از آثار، به اصول اخلاق جـنسی اشـاره شده است، اما به عللی هیچ کدام موجب تکراری شدن این اثر نخواهند شـد. کـاظمی و بـهرامی (۱۳۹۲) در پژوهشی با عنوان «بررسی برخی از مؤلفه ها و اصول اساسی در اخلاق جنسی از نظر قرآن و اسلام»، بـه مـجموعه ای از هنجارهای جنسی دست یافته اند. اگرچه ایشان همه این هنجارها را به عنوان اصول اخـلاقی قـلمداد کـرده اند، اما تعدادی از آنها هنجار فقهی و برخی، از جمله آداب، رابطه زناشویی به حساب می آیند. علاوه بر ایـن، تـمام اصول جمع آوری شده برگرفته از قرآن کریم نیست. در پژوهش طاهرپور و شرفی (۱۳۹۰) با عنوان «تـبیین مـبانی هـستی شناسی اخلاق جنسی از دیدگاه اسلام»، اگرچه هدف اصلی تبیین اصول اخلاق جنسی نبوده، اما به اصـول مـرتبط بـا مبانی هستی شناسی پرداخته است. البته با وجود اینکه برخی از این اصول پذیـرفتنی اسـت، اما نمی توان به سهولت آنها را اصل اخلاقی شمرد. فقیهی (۱۳۸۷ ) نیز در کتاب «تربیت جنسی مبانی اصول و روشـ ها از مـنظر قرآن و حدیث » با رویکردی تربیتی به مسئله پرداخته است. در این پژوهش، مـبانی تـربیتی به همراه اصول برآمده از آنها ذکر شـده کـه بـرخی از این اصول به صورت مشترک میان دانـش تـربیت و اخلاق قابل استفاده است.

دیگر آثار در حوزه اخلاق جنسی مانند اخلاق جنسی در اسـلام و جـهان غرب، اثر شهید مطهری (۱۳۸۷)؛ درآمـدی بـر نظام اخـلاق جـنسی در اسـلام اثر غلام رضا متقی فر (۱۳۸۸)؛ و اخلاق و رفتارهای جـنسی، اثـر غلامی (۱۳۹۲) هم به طور ضمنی به برخی از اصول اشاره کرده اند.

امتیاز ایـن پژوهـش در آن است که اولاً، سعی کرده بر مـبنای قرآن کریم به اصـول اخـلاق جنسی همسران بپردازد. ثانیاً کوشـیده اسـت جنبه عقلانی این اصول پررنگ گردد. ثالثاً، نحوه کاربست این اصول در زندگی زنـاشویی مـدنظر قرار گرفته است.

بنابراین، پژوهـش حـاضر از نـمونه های اخلاق کاربردی اسـت؛ دانـشی که با کاربست انـتقادی روشـ های فلسفی، به سنجش تصمیمات علمی ـ اخلاقی و مواجهه با مسائل، رفتارها و سیاست های اخلاقی در حرفه ها، فـناوری، حـکومت و مانند آن می پردازد (اسلامی، ۱۳۸۸، ص۳۲).

اصول اخلاق جـنسی در زنـدگی همسران از دیـدگاه اسـلام

بـه منظور شناخت هنجارهای اخـلاق جنسی، می توان با استناد به آیات و روایات و با استدلال های عقل پسند، به مجموعه ای از اصول و هنجارها دسـت یـافت. این اصول ـ همان گونه که در ادامه روشـن خـواهد شـد ـ نـه تنها مـنافاتی با عقل و دیـدگاه عـقلا ندارند، بلکه غالباً توجیهات عقلانی و عقلایی نیز دارند. سؤال اینجاست که اگر این اصول را می توان از مـنبع عـقل دریـافت، دیگر چه نیازی به مستندات نقلی است؟ در پاسـخ، بـاید گـفت: در بـسیاری از مـوارد، دلیـلی که کاملاً عقلی باشد یافت نمی شود، بلکه با مقدمات غیرعقلی و گاهی ناقص استدلال سامان می یابد. ازاین رو، برای در امان بودن از حکمی برخلاف خواست الهی، لازم است با جمع آوری مـجموعه ای از قراین، یک نظام منسجم فکری دست یابیم. بر این اساس، با مشاهده آیات و روایات اسلامی و ضمیمه دیدگاه عقل و عقلا، حکم بداهی ابتدایی محک می خورد و آنچه به حقیقت نزدیک تر است و طبعاً مـوجب قـرب الهی می گردد، کشف خواهد شد.

به همین منظور، قرآن کریم و مجموعه وسیعی از روایات مطالعه گردید. پس از استخراج آیات جنسی از قرآن و بازخوانی آنها، کلیدواژه متناسب با موضوعات مطرح در آیات انتخاب گـردید. در نـهایت، هنجارهای اخلاقی ناظر به رابطه جنسی، مطالعه شد. بنابراین، پژوهش حاضر بخشی از یک مطالعه انسجام گرا در زمینه مسائل جنسی است که با در نظر گـرفتن بـیش از ۳۰۰ آیه درباره مسائل جنسی و روایـات مـتعدد از مجامع روایی شیعی و بررسی عقلانی آنها شکل گرفته است. اصول ذیل مربوط به اخلاق جنسی در زندگی همسران است.

۱- مودت و رحمت

یکی از مهم ترین عوامل اسـتمرار زنـدگی مشترک، محبت و مهربانی در دو حـیطه رفـتار بیرونی و گرایش درونی است که خداوند میان زن و شوهر قرار می دهد (روم: ۲۱). به عقیده علامه طباطبائی، قرآن کریم با به کاربستن واژه «مودت»، رفتاری سرشار از محبت، و با واژه «رحمت»، دل سوزی و شفقت درونی را بیان نـموده اند اسـت (طباطبائی، ۱۴۱۷ق، ج۱۶، ص۱۶۶). اما تا زمانی که این علاقه تابع جبر الهی باشد و نه اختیار انسان، نمی توان از آن به عنوان هنجار اخلاقی یاد کرد. استمرار بخشیدن به این هدیه الهی و تلاش برای پویـایی و زنـده نگه داشتن آن بـه لحاظ اخلاقی، خوب تلقی می شود. چنان که از آیه موضوع بحث برمی آید، مودت و رحمت مترتب بر سکونت و آرامشی اسـت که زن و مرد پس از ازدواج به دست می آورند. در این آیه شریفه، خداوند می فرماید: از نـشانه های خـداوند ایـن است که از جنس شما، همسرانی را آفرید تا به سبب آنها به آرامش برسید. بنابراین، هدف از ازدواج رسیدن بـه آرامـش است. چگونه می شود همسران با تعارض ها و تنش ها دست و پنجه نرم کنند و در عین حـال، بـه عـشق و مهرورزی بیندیشند؟ در واقع، اگر همسران به دنبال ایجاد فضایی آرام و بدون تنش باشند زمینه برای رشد مـهرورزی فراهم می شود. به هرروی، مهم ترین راه برای استمرار علاقه طرفینی، که به عنوان هدیه الهـی به همسران عطا مـی شود، آرامـش بخشی به همسر است.

علاوه بر همه آثار مثبتی که علاقه طرفینی بر تحکیم رابطه دارد، ایجاد جاذبه جنسی، آمیزش، و در نتیجه، فرزندآوری نیز از فواید مودّت و رحمت است؛ همان چیزی که فلسفه اصلی جـاذبه میان جنس زن و مرد و ازدواج آنها بوده است (فضل الله، ۱۴۱۹ق، ج۱۸، ص۱۱۶؛ طباطبائی، ۱۴۱۷ق، ج۱۶، ص۱۶۴). از سوی دیگر، رابطه جنسی خوب هم می تواند بر این صمیمیت و دوستی بیفزاید و رضایت زناشویی را درپی داشته باشد.

فضایلی همچون عفو، صفح و تغافل، همدردی، صـبر، هـمکاری و مشارکت، حمایت، و غیرت بر اثر این اصل اصیل به وجود می آید.

اما مسئله ای که در این زمینه مهم به نظر می رسد تفاوت میان «عشق» و «مودت» است. آیا اساساً این دو با هـم متفاوتند؟ و اگـر هستند آیا عشق ورزی یک «باید» اخلاقی برای عموم انسان ها است؟ یا اینکه عشق موهبتی است که به برخی افراد داده شده و تکلیف اخلاقی نسبت به آن برای عموم انسان ها وجود ندارد؟

برخی اخـلاق پژوهان اسـلامی معتقدند: عشق یک بیماری اخلاقی است و آن را به افراط در قوه شهویه نسبت می دهند. عشقی که در نظر ایشان و براساس روایات، مذموم و ناپسند است، عشق شهوانی است که فرد بر اثر بـرآشفته شـدن نـیاز جنسی اش، به سبب نگاه هـوس آلود و هـمجواری شـهوت برانگیز با یک زیباروی، در او چنین حسی به وجود می آورد (فیض کاشانی، بی تا، ج۵، ص۱۷۸؛ مظاهری، ۱۳۸۹، ص۱۷۰ـ۱۷۸ ). این علاقه مندی با آمیزش جنسی فروکش می کند. در نتیجه، ایـن عـشق بـه سبب ناپایدار بودنش و نیز فریبنگی آن برای زن، امـری غـیراخلاقی است؛ یعنی نه با موازین اخلاق فردی سازگار است و نه با اخلاق اجتماعی.

اما امروزه جامعه شناسان و روان شناسان وقتی سـخن از عـشق بـه میان می آورند غالباً منظورشان علاقه و محبت دوطرفه ای است که بـین دو تن شکل می گیرد و دوست داشتن جسم یکدیگر یکی از مصادیق آن به شمار می آید و نه همه آن (آنو، ۱۳۸۲؛ دانینو، ۱۳۸۴، ص۲۹). هرچند اِلن بـرشید و اِلن والسـتر دو نـوع عشق «هوسی» و عشق «عاطفی» را معرفی کرده اند، ولی آنها نیز عشق هـوسی را «عـشق کور» خوانده اند (بدار ، دزیل و لامارش، ۱۳۸۴، ص۲۰۷). برای شناسایی وجود عشق و عدم آن غالباً از مقیاس اشتنبرگ استفاده می شود. بـراساس «مـثلث عـشق» اشتنبرگ، عشق در پیوستاری قرار دارد که از سه مؤلفه «صمیمیت»، «هوس» و «تعهد» تشکیل شـده اسـت. هـرچه این سه مؤلفه پررنگ تر باشند، سطح عشق بالاتر خواهد بود (همان، ص۲۱۱).

با وجود، ایـن عـشقی کـه انسان ها آن را می پسندند و به دنبال آن هستند و می توان از آن به عنوان فضیلتی اخلاقی یاد کرد شـاید هـمان چیزی باشد که قرآن کریم با نام «مودت» و «رحمت» مطرح نموده است.

۲- عـدالت

هـرچند در اخـلاق اسلامی با رویکرد فلسفی، «عدالت» را راه میانه قوه ناطقه برمی شمرند، نه قوه شهویه، بـا ایـن حال، این ملکه در معنای عام خود، در معارف دینی می تواند حل کننده بسیاری از مسائل اخـلاق جـنسی نـیز باشد. ازآنجاکه مفهوم «عدالت » در دو دانش اخلاق و حقوق (فقه) کاربرد دارد، هم می توان آن را در شمار آموزه های اخلاقی اسـلام و هـم فقه اسلامی مشاهده نمود. در قرآن کریم و روایات معصومان ( به رعایت عدالت نـسبت بـه خـود و دیگران سفارش شده است.

۲-۱- رفتار عادلانه نسبت به خود

انسان باید استعدادهای مادی و معنوی خـود را در نـظر بـگیرد و با توجه به ابعاد وجودی اش، هیچ گونه ضرری به خود نرساند. بدین روی، قـرآن کـریم مکرّر سفارش به رفتار عادلانه با خویشتن و پرهیز از ظلم به خود می فرماید. از نمونه های بی عدالتی نسبت بـه خـود، نپرداختن به نیازهای فردی و غریزی در حد اعتدال است. همچنین از دیگر نمونه های ظـلم بـه نفس، بی توجهی به پیامدهای روحی و معنوی رابـطه های بـدون چـارچوب و افسار گسیخته است.

۲-۱-۱- توجه به نیازهای فـردی

از وظـایف اخلاقی انسان در برابر خویشتن، تأمین نیازهای جسمی و روانی است. انسان تا زمانی کـه نـیازهای اساسی خود را تأمین نکند و دایم بـه سـرکوب آنها مـشغول بـاشد، بـه تعادل روانی نمی رسد و در نتیجه برای نـزدیک شـدن به خدا و قرب الهی، با مشکل مواجه خواهد شد.

بسیاری از روان شناسان بـر اهـمیت امیال و نیازهای طبیعی انسان تأکید کـرده اند، به گونه ای که بی تفاوت بودن نـسبت بـه آن را موجب فروپاشی شخصیت و یا رشـدنیافتگی آن دانـسته اند. برای نمونه، «فروید [که] میل جنسی را به طور طبیعی در انسان همانند احساس گرسنگی و مـیل بـه غذا می دانست» (کجباف، ۱۳۸۹، ص۲۵ )، با پراهـمیت جـلوه دادنـ میل جنسی و تـأثیرگذاری آن بـر تمام فعالیت های روانی، نـشان داد کـه میل جنسی، که از نیازهای پیش پا افتاده انسان است، تا چه اندازه در زندگی او اثرگذار است. هـرچند یـونگ، آدلر، اریک فروم، هورنای، مزلو و پرلز با تـعمیم فـروید مخالف بـودند، ولی هـیچ یک نـیاز جنسی و پیامدهای مهم روانـی آن را انکار نکردند (کجباف، ۱۳۸۹، ص۲۵-۷۰؛ اوحدی، ۱۳۷۹، ص۷۸-۹۷).

آبراهام مزلو نیز با مطرح نمودن سلسله نیازهای انسان، بر اهـمیت نـیازهای انسانی تأکید کرد. به اعتقاد او، انـگیزش های اولیـه فـیزیولوژیکی، پایـین ترین سـطح نیازها را تشکیل دادهـ اند و پس از آن نـوبت به انگیزش های پیچیده تر روان شناختی می رسد. این نیازها فقط هنگامی اهمیت پیدا می کنند که نیازهای اولیه ارضـا شـده بـاشند (اتکینسون و دیگران، ۱۳۹۰، ص۴۷۱ ). تردید در اینکه نیاز جنسی جـزو نـیازهای اولیـه انـسان هـست یـا نه، به تعریف ما از «نیازهای اولیه» برمی گردد. به اعتقاد مزلو، «نیاز جنسی بشر جزو نیازهای جسمانی محسوب می شود؛ همچون نیاز به غذا، آب، هوا، خواب» (کجباف، ۱۳۸۹، ص۶۶). بنابراین، آن را در پایـین ترین سطح از نیازها جای می دهد. اما به اعتقاد سانتراک، ابتدایی بودن نیاز منوط به این است که فقدان آن، موجب از بین رفتن و تلف شدن انسان شود. انسان ها در طول روز برای زنده ماندن، مـثل آب و غـذا، به میل جنسی نیاز ندارند، ولی برای بقای نسلشان به آن نیاز دارند (سانتراک، ۱۳۸۳، ج۲، ص۷۶).

جان مارشال ریو معتقد است: نیاز هرگونه حالت درونی فرد است که برای زندگی، رشد و سلامت، ضـروری اسـت (ریو، ۱۳۸۸، ص ۷۵). به اعتقاد او، درصورتی که نیازها ارضا شوند موجب حفظ سلامتی خواهند شد، و اگر نادیده گرفته شوند لطمه ای ایجاد می شود. این لطمه ممکن اسـت بـر بدن، خود و یا رابطه فـرد بـا دنیای اجتماعی باشد (همان، ص۷۵-۷۶).

به هرروی، نادیده گرفتن نیازها، سلامت جسمانی یا روانی را مختل می کند و این نشان از اهمیت توجه به نیازها و گرایش های انسان دارد. روان شناسانی هـمچون مـزلو و مورای بر این بـاورند کـه نیازها، محدود به جسمانی نیستند. نیازها در هرم مزلو به ترتیب اهمیت، از نوک هرم به پایین عبارت اند از: نیازهای خودشکوفایی، اجتماعی، احترامی، عاطفی، امنیتی، فیزیولوژیکی (مزلو، ۱۹۵۴، ص۹۷). بنابراین، توقف در یک مرحله و نادیده انـگاشتن سـایر نیازها با رشد و بالندگی انسان ناسازگار است. مورای نیز با توجه به اهمیت سایر نیازها، به جای نیازهای جسمی، مثل نیاز به غذا و آب، نیازهای روان شناختی را فهرست (ر.ک: فرانکن، ۱۳۸۹، ص۵۰) کرد (فرانکن، ۱۳۸۹، ص ۴۸-۵۰).

ازآنچه گـفته شـد، می توان نـتیجه گرفت: توجه به بُعد مادی انسان نشان از اهمیت سلامت انسان دارد.

در قرآن نیز بر سلامتی روحی، روانی و جـسمی انسان تأکید شده است. از آیات کریمه قرآن، چنین برداشت می شود کـه انـسان در صـورتی سلامت است که از یک سو، بیمار نباشد، و از سوی دیگر، ازآنچه دارد استفاده بهینه و شایسته کند. در گام سوم، مهم آن اسـت کـه فطرت پاک و سالم آلوده نشود و نیروهای ارزشمند فکری و روحی و جسمی بیکار نمانند و انسان در مـسیر رشـد و رسـیدن به کمال نهایی قرار گیرد. چنین فردی سالم است (شجاعی، ۱۳۸۸، ص۳۷۷). کمال انسان آنچنان اهمیت دارد کـه خداوند همه نعمت هایش را برای رشد او فراهم کرده است. ازاین روی، رسیدگی به نیاز جـنسی به معنای توجه بـه اعـتدال روحی ـ روانی و در نتیجه فراهم شدن زمینه کمال انسانی خواهد بود.

۲-۱-۲- اعتدال فردی

میانه روی در رابطه جنسی می تواند به دو علت لازم باشد: اول. سبب رعایت عفاف؛ دوم. به سبب رعایت عدالت نسبت به خود. رعایت نـکردن عدالت نسبت به خود و آسیب رساندن به خویش، گاهی در بعد اخروی و گاهی در بعد دنیوی است که هر دو نوع ضرر در احادیث آمده است.

پیامبر اکرم( درباره زیان اخروی شهوت پرستی چنین می فرمایند: «کسی کـه بـالاترین همّت خود را بر رسیدن به شهوات بگمارد، شیرینی ایمان از دل او برچیده می شود» (ورام بن ابی فراس، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۱۱۶). براساس ادبیات قرآنی، در مقابل ایمان، کفر و شرک به خداوند قرار دارد و شرک بالله بزرگ ترین ظلم است (لقمان: ۱۳)؛ زیـرا انـسان با این عمل، قابلیت خود را برای درک رحمت الهی از دست خواهد داد.

از نمونه های دیگر ظلم به خویش در روایات، رعایت نکردن اخلاق فردی نسبت به جسم، روح و روان خود است. پیامبر اکرم( یکی از اسباب طـول عـمر را کم کردن رابطه جنسی با زنان برمی شمرند (صدوق، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۵۵۵). امیرمؤمنان علیه السلام نیز اصرار زیاد بر رابطه جنسی را از عوامل پیری زودرس می دانند. (تمیمی آمدی، ۱۴۱۰ق، ص۳۵۳). همچنین آن حضرت شیفتگی و حرص زدن برای رسـیدن بـه زنـان را عامل محنت و بلا می دانند (هـمان، ص۱۷۲ ).

در مـقابل ایـن دسته از روایات، احادیثی قرار دارد که «کثره الطروقه» را از ویژگی های انبیا برشمرده است. سبک بیان این دسته از روایات به گونه ای است که گـویی ایـن امـر پسندیده بوده و سزاوار است سایر مردم نیز خـود را بـه این حال برسانند (صدوق، ۱۳۶۲، ج۱، ص۹۲؛ همو، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۱۳۱؛ کلینی، ۱۴۰۷ ق، ج۵، ص۵۶۷).

در اینکه «کثرت طروقت» به چه معناست، اختلاف نظر وجود دارد. برخی از راویان در کنار نقل از مـعصوم، دسـت بـه ترجمه و بیان منظور امام زده اند. در روایتی که مرحوم طبرسی از امـام رضا علیه السلام نقل کرده است، راوی «کثرت طروقت» را به معنای «جماع» دانسته (طبرسی، ۱۳۷۰، ص۵۹) و در روایتی که ابن حیون از امـام صـادق عـلیه السلام نقل کرده، راوی «کثرت طروقت» را به معنای «زنان» دانسته اسـت؛ یـعنی از اخلاق انبیا حمایت و نگه داری از زنانِ بسیار است (ابن حیون، ۱۳۸۵، ج۲، ص۱۹۲). چنان که از این نقل ها برمی آید، این ترجمه و تعریف ها چـیزی اسـت کـه راوی از کلام امام فهمیده و نه تصریح امام.

فقیهی از بررسی این روایات، به ایـن نـتیجه مـی رسد که «کثرت طروقت» اصلاً به مفهوم زیاد نزدیکی کردن نیست، بلکه منظور زیاد زن داشـتن اسـت (فـقیهی، ۱۳۸۷، ص۵۷). اما به نظر می رسد چه آن را به معنای «همسرهای زیاد» بدانیم و چه به معنای «نـزدیکی زیـاد»، مشکل اصلی را، که غوطه ور شدن در ورطه افراط است، حل نمی کند. درصورتی که کسی زنـان زیـادی داشـته باشد برای تحصین و رعایت عفّت و پاک دامنی آنها هم که شده، باید با آنها نـزدیکی کـند و این برای خود او مجامعت زیاد را به دنبال خواهد داشت.

آنچه مشکل را برطرف مـی سازد تـوجه بـه این مسئله است که تعبیر کم یا زیاد در رابطه جنسی، امری نسبی است و چنانچه گـفته شـود رابطه ای کم یا زیاد است، در یک پیوستار قابل تصور است. اگرچه روایـات مـی فرمایند: «از اخـلاق پیامبران رابطه جنسی فراوان است»، لیکن این به معنای افراط و زیاده روی در این مسئله نیست، بـلکه ایـن دسـته از روایات درصدد زدودن این اندیشه اند که «رابطه جنسی به طور کلی، با اخـلاق، سـیر و سلوک، کمال و مانند آن در تنافی است». این روایات نه تنها اصل رابطه جنسی را امری پذیرفته شده از جانب انسان های کـامل و الهـی می دانند، بلکه راه و روش خوبان در رابطه جنسی را چیزی بیش از رابطه های کم رنگ و دیر بـه دیـر معرفی می کنند.

۲-۱-۳- خودسازی اخلاقی و معنوی

از دیگر وظـایف انـسان نـسبت به خود، این است همان گونه که بـه نـیازهای مادی و روانی خود توجه می کند، به نیازهای معنوی خود نیز بپردازد. بنابراین، از وظـایف اخـلاق فردی توجه به بُعد روحـانی و مـعنوی خود و تـلاش بـرای تـعالی بخشیدن به آن است. براین اساس، اگر بـرخی از رفـتارها و دل مشغولی های جنسی او را از این راه باز دارد او وظیفه دارد خود را از آنها بپیراید، هرچند ممکن است از نـظر فـقهی حلال تلقی شوند. توجه بیش از انـدازه به مسائل جنسی بـا رذیـلت هایی مانند حرص، شرَه و ولَه (زمخشری، ۱۹۷۹، ص۶۸۹) گـره خـورده است. این بیماری های اخلاقی موجب اسارت روح شده، از تعالی و کمال فرد جلوگیری می کنند.

۲-۲- عـدالت مـیان فردی

اصل اخلاقی عدالت زاییده بسیاری از قـوانین حـقوقی و فـقهی شده است؛ یـعنی فـلسفه قانون گذاری تحقق بخشیدن بـه عـدالت و جلوگیری از هرج و مرج است. از جمله مباحث حقوقی، حقوق جنسی زوجین یا زوج و زوجات اسـت. قـرآن کریم نیز به منظور ایجاد عـدالت مـیان همسران و بـهره مندی زن و شـوهر از حـظّ مطلوب دنیوی شان، قوانین مـهمی وضع کرده است. همین امر موجب شده است تا از اصل اخلاقی «عدالت»، قواعد اخلاقی زیادی مـنشعب شـود.

۲-۲-۱- رعایت حقوق جنسی همسر

اسلام بـرای هـریک از زن و مـرد حـقوق جـنسی وضع کرده اسـت. رفـتار عادلانه با همسر به معنای رعایت این حقوق است. از جمله این حقوق، حق آمیزش، پیش نوازی و تـحریک، حـق هـمخوابگی، و حق آراسته خواهی است.

«تمکین» و «نشوز» از مهم ترین مـسائل حـقوق جـنسی اسـت. «تـمکین» بـه این معناست که زن باید امکان بهره برداری جنسی را به طور متعارف به شوهر بدهد و شوهر نیز در حدود متعارف با زن رابطه جنسی داشته باشد. این از وظایف همسران است. اما در اصـطلاح فقها، «تمکین » در مقابل «نشوز» زن و از وظایف زن شمرده می شود. در واقع، زن لازم است شوهر را برای استمتاع، محدود به زمان و مکانی خاص نکند (مؤمن، ۱۳۹۲، ص۴۰). بیشتر مراجع تقلید معتقدند: برای اینکه عنوان «نشوز» بر زن صدق نـکند لازم اسـت از استمتاعاتی که اولاً مجاز بوده، و ثانیاً در حد متعارف باشد تمکین کند (tebyan.net، ۱۳۹۰)؛ زیرا دلیلی الزام آور وجود ندارد که زن به انواع لذت جویی های مرد پاسخ مثبت دهد. حتی در صورتی که مرد از همسر خود تـقاضای سـکس مقعدی کند و زن از این خواسته مرد تمکین نکند، نشوز واقع نشده است (طباطبایی یزدی، ۱۴۱۹ق، ج۵، ص۵۰۴). همچنین سر باز زدن از تمکین در کارهایی که زن به عسر و حرج مـی افتد، مـوجب نشوز او نمی شود. اما در شرایطی کـه زنـ به لحاظ روحی و یا جسمی در وضعیت مناسبی نباشد و تمکین موجب ایذای او باشد، آیا باز هم تمکین واجب است یا خیر، دو نظر وجود دارد. برخی مـعتقدند: بـراساس ادله ای همچون «عاشروهن بـالمعروف» (نـساء: ۱۹) و نیز اصل عقلایی «سلطه بر شئون خود»، در حالاتی که زن در صورت تمکین اذیت می شود نیز تمکین واجب نیست(صدرحسینی، ۱۳۹۲).

همچنان که تمکین بر زن واجب است، بر مرد نیز واجب اسـت کـه از چهار شب یک شب را به همخوابی با همسرش هرچند بدون آمیزش به سر ببرد (محقق حلّی، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۲۷۹). نیز بر مرد واجب است ـ دست کم ـ هر چهار ماه یکبار با همسرش آمیزش جـنسی داشـته باشد، و چـنانچه آن زن میل شدید به رابطه جنسی داشت به گونه ای که اگر آمیزش جنسی نکند ترس به گناه افـتادن او باشد، مرد باید با همسرش رابطه جنسی برقرار کند و یا ایـنکه او را طـلاق دهـد تا او آزادانه حق انتخاب داشته باشد (طباطبایی یزدی، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۸۱۰). در نحوه استدلال فقها بر این مسئله، تفاوت هایی وجود دارد. بـرخی از بـاب اینکه نباید زن مرتکب گناه شود و بر مرد لازم است از مقدمات ارتکاب گناه همسر جـلوگیری کـند، بـر مرد واجب دانسته اند تا در صورت نیاز شدید جنسی زن، در فاصله ای کمتر از چهار ماه، با او نـزدیکی کند. برخی دیگر از فقها با توجه به قاعده «لاضرر و لاضرار فی الاسلام » حـکم به وجوب رابطه جـنسی بـر مرد در فاصله ای کمتر از چهار ماه کرده اند، تا از این نظر، ضرری به زن وارد نشود (امیری، ۱۳۸۹، ص۸۷ـ۹۰). همچنین برخی براساس قاعده «نفی حرج»، رسیدگی جنسی را بر مرد واجب دانسته اند (امیری، ۱۳۸۹، ص۸۸ـ۹۰).

قرآن کریم همان گونه که از نـشوز زنان یاد کرده است (نساء: ۳۴)، از نشوز مردان نیز سخن به میان آورده است (نساء: ۱۲۸). «نشوز » به معنای شانه خالی کردن از وظایف زندگی زناشویی است که بر دوش هریک از زن و مرد قرار دارد. فرار از مسئولیت های جـنسی از عـوامل نشوز در برابر دیگری است.

از دیگر حقوق جنسی زوجین، می توان به «حق فسخ نکاح» اشاره کرد. همان گونه که مرد اختیار دارد به سبب کاستی های دستگاه تناسلی زن یا بیماری واگیردار او نکاح را فسخ کـند، بـرای زن نیز بر فرض ناتوانی جنسی شوهر، حق فسخ وجود دارد (امیری، ۱۳۸۹، ص۸۷).

با این

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *