توضیحات
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مبانی و شاخص های رشد معنوی انسان در قرآن، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی و شاخص های رشد معنوی انسان در قرآن شامل 120 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی و شاخص های رشد معنوی انسان در قرآن:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی و شاخص های رشد معنوی انسان در قرآن را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مبانی و شاخص های رشد معنوی انسان در قرآن توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مبانی و شاخص های رشد معنوی انسان در قرآن :
۱- طرح مسئله
توسعه از مباحث پردامنه و گسترده چند رشته ای علوم اجتماعی است. ایجاد گرایش هایی چون اقتصاد توسعه یا جامعه شناسی توسعه در زیرمجموعه رشته های اقتصادی و جامعه شناسی نشات گرفته از مباحث پردامنه توسعه است. امروزه دولت ها نیز به منظور نیل به اهداف کلان خود در برنامه های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، برنامه ها و سیاست هایی را با عنوان توسعه، (۱). استادیار دانشگاه کاشان
طراحی و به مرحله اجرا می گذارند. بنابراین، این عنوان (development) بیش تر در حوزه علوم اجتماعی و اقتصاد و جامعه شناسی کاربرد دارد. در قرآن، این واژه به کار نرفته است. شاید بتوان واژه«رشد»را معادل آن تلقی کرد. لذا اگر به جای رشد، گاهی تعبیر«توسعه»به کار می رود، تعبیری مسامحه آمیز است. اساس برداشت فضیلت گرایانه از مقوله رشد به رشد معنوی انسان معطوف است، گرچه نمی توان پیوند رشد معنوی و پیشرفت مادی در جامعه تراز اسلام و قرآن را نادیده انگاشت؛ اما در عین حال، رشد معنوی آحاد جامعه بر توسعه مادی آنان اولویت دارد.
در یک جامعه اسلامی، خدا، محور و هدف رشد است. لذا برای شناخت و تبیین مبانی و شاخص های رشدیافتگی باید به سراغ انسان شناسی قرآن رفت. بدین سان این مقاله، مبانی و رهیافت اسلام را در مقوله رشد معنوی و انسانی جستجو می کند. از آنجا که پس از خدا انسان، محوری ترین موضوع قرآنی است، در بحث رشد انسانی و تبیین معیارهای آن، بیش از همه باید شاخص های انسان کامل و الگوهایی چون پیامبر(ص)مورد توجه قرار گیرند.
۲- هدف تحقیق
اهداف این تحقیقی از این قرار بوده است:
۱- آگاهی از مبانی و پیش فرض های رشد معنوی از نظر قرآن.
۲- تبیین معیارها و ویژگی های رشد معنوی انسان از دیدگاه قرآن.
بدین سان با توجه به اهداف مذکور این مقاله در پی پاسخ به دو پرسش اساسی است: ۱- آیا انسان در راه نیل به کمالات و غایات خویش از استعدادهایی خاص، برخوردار است؟
۲- شاخص های اصلی این کمال و رشدیافتگی چیست؟
ابتدا باید منظور از مبانی را در این نوشتار توضیح دهیم. مبانی در این مقاله آن دسته از پیش فرض ها، اصول موضوعه و باورهایی است که در دیدگاه نگارنده شاخص های رشد معنوی انسان بر آن مبتنی می گردند.
یکی از این مبانی عبارت است از وجود دو ساحتی انسان؛ به این معنا که انسان علاوه بر بعد جسمانی دارای گوهری به نام نفس یا روح است. حقیقت انسان و انسانیت او به روح اوست. به بیانی دیگر رشد شاخص های معنوی، در گرو این مبناست که انسان در بعد جسمانی منحصر نیست.
مبنای دیگر ذات و حقیقت دوگانه و متضاد انسان است. جنبه ای از ذات او به طبع حیوانی او مربوط است. غرایز و تمایلات حیوانی به وجود آورنده طبع آدمی است و حاکمیت این جنبه بر وجود انسان است که آدمی را حریص، بخیل، ظلوم و جهول می کند و جنبه دیگر ذات او فطرت اوست. فطرت او معطوف و منسوب به روح اوست. انسان فطری طبع خویش را در مهار عقل و فطرت قرار می دهد. کمال و غایت نهایی انسان به همین جنبه از ذات مربوط می شود. از این مبنا، مبنای مهم دیگری حاصل می گردد که قرآن برای انسان فطرت قائل است.
و بالاخره معنویت گرایی انسان به طور اعم و معنویت گرایی، کمال گرایی و خداگرایی انسام متدین مسلمان را می توانیم، مبنای مهم دیگر در بحث رشد انسانی در نظر بگیریم.
بر پایه این مبانی، شاخص های رشد معنوی انسان از نگاه قرآن مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد.
۳- زیرساخت ها
شایسته می نماید پیش از پرداختن به شاخص ها، فطرت و استعدادهای آدمی به عنوان زیرساخت بحث شاخص ها -که به نحوی با مبنای اول و دوم مربوط است-مورد کاوش قرار گیرد.
۳- ۱- انسان و فطرت
بر مبنای گزارش قرآن انسان از خلقت ویژه ای برخوردار است. روح خدا در او دمیده شده است:
«فاذا سویته و نفخت فیه من روحی»
(الحجر، ۹۲). انسان در فرآیند تکوین خلقت دارای سنخی خاص از وجود می گردد که در زبان قرآن به «خلقا آخر »نامبردار است:
«ثم انشأناه خلقا آخر»
(المومنون، ۴۱). این فصل مشترک همه انسان هاست که او را از سایر موجودات متمایز می سازد و به قابلیت ها و زمینه های وجودی آنها مربوط است. گرچه انسان ها در کیفیت و شدت و ضعف اتصاف به این ویژگی مشترک با همدیگر تفاوت هایی دارند، اما در اصل برخورداری آنان از این سرشت که ما آن را«فطرت»می نامیم، کم ترین تردیدی وجود ندارد. اصل وجود دستگاه ادراکی و گرایش مشترک، بین انسان ها دلیل چنین مدعایی است. این که آدمیان بر اصول و قواعد بدیهی تکیه کرده و در فرآیند استنتاج، شرایط اعتبار اشکال قیاس را -که علم منطق از آنها سخن می گوید-رعایت می کنند، دلیلی است که بر وجود نظام ادراکی مشترک انسان. در بخش مربوط به گرایش های مشترک نیز، می توان از مقولاتی چون «حقیقت جویی »و«علم خواهی»و«فضیلت طلبی»، «زیبا دوستی»و«تمایل به پرستش» سخن به میان آورد که ویژگی فطری انسان ها و ملازم روح آنهاست(مطهری، فطرت، ۴۷-۵۸)
۳- ۱- ۱- قرآن و فطرت آدمی
برای فهم معنای فطرت در قرآن ابتدا باید معنای لغوی آن را بررسی کرد. ظاهرا این کلمه قبل از قرآن سابقه ای ندارد(مطهری، فطرت، ۴۱). مصدر الفطر با فتح فاء یعنی شکافتن(ابن منظور، ۵۸۲ /۰۱ )؛ ازهمین روست که در قرآن آمده است:
«اذا السماء انفطرت؛
آنگاه که آسمان از هم بشکافد»یا آیه
«تکاد السموات یتفطرن منه و تنشق الارض و تخّر الجبال هدا
(مریم، ۰۹)؛ یعنی: چیزی نمانده است که آسمان ها(از این سخن)بشکافند و زمین چاک خورد و کوه ها به شدت فرو ریزند». این معنا همچنین در این حدیث هم آمده است: «قام رسول اللّه(ص)حتی تفطرت قدماه؛ پیامبر خدا (ص)آن قدر به نماز ایستاد که پاهایش شکافته شد(ابن منظور، همان جا). در برخی منابع ذیل واژه فطرت به عبارت
«فطر اللّه الخلق»
اشاره شده و فعل «فطر»در معنای ایجاد و آفریدن و ابداع به کار رفته است(ابن منظور، ۶۸۲/۰۱). ابن اثیر فطرت را به معنای ابتداع و اختراع گرفته است(ابن اثیر، ۷۵۴/۳). در این صورت فاطر در آیه
« الحمد للّه فاطر السموات و الارض»
(الفاطر، ۵۳ )، به معنای پدیده آورنده ای است که پدیده خود را بدون سابقه ای ایجاد کرده است. همچنین لغویان«فطرت اللّه»را نیرویی دانسته اند که انسان برای شناختن ایمان به کار می گیرد(راغب اصفهانی، ۲۸۳ ). برخی دیگر فطرت را بر وزن« فعله»(با کسر فاء و فتح لام)در اصطلاح علمای اهل ادب در حکم بنای نوع دانسته و از آن معنای«نوعی خلقت»استفاده کرده اند(ابن منظور، همان جا؛ طباطبایی، ۵۵۴/۰۱). ابداع (نوآوری و بی سابقه بودن)و نوعی خلقت ویژه، رکن اساسی معنا شناختن این واژه است. «فطرت»که به معنای خلقت ویژه و ابتدایی است، در مورد انسان، اختصاصا به کار رفته است و به اموری مربوط است که وی ابتدا و ذاتا و به طور غیر اکتسابی واجد آن است.
آیه ۰۳ سوره روم، این معنا را خاطرنشان می کند
«فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت اللّه التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق اللّه»
فطره اللّه التی فطر الناس علیها؛
یعنی: گونه خاص از آفرینش که خدا به انسان داده است. از نظر مطهری فطرت و صبغه(بر وزن جلسه)و حنیف سه واژه ای هستند که در یک معنا به کار رفته اند و مفهوم های مختلفی هستند که مصداق واحد دارند. بدین سان اگر کلمه فطرت(به معنای خلقت ویژه انسان)را در پیوند با دین بدانیم، با واژه های حنیف و صبغه ترادف دارند. به بیانی دیگر فطرت و الفاظ معادل آن در قرآن حاکی از نوع معینی از معرفت و میل است که در ضمیر آدمی ریشه دارد.
۳- ۱- ۲- جنبه های مختلف فطرت الهی بشر
با توجه به دستگاه مشترک ادراکی و گرایشی در انسان ها، صاحب نظران، با الهام از این آیه بر این باورند که هم در ناحیه شناخت و معرفت و هم در بحث گرایش ها، اصل فطرت کارایی خود را نشان داده است. براساس«فطرت عقل»انسان ها از رهگذر شناخت حصولی، وجود خدا را تصدیق می کنند (طباطبایی، اصول فلسفه، ۱۵/۵-۲۵). از طرف دیگر تصدیق خدا از طریق علم حضوری (شهود)نیز، فطری انسان ها است(جواد آملی، ۴۹). معرفت به خدا از طریق علم حضوری و شهود، به ویژه در مقام اضطرار و پریشانی انسان نیز از نکاتی است که در قرآن به آن اشاره شده است:
«فاذا رکبوا فی الفلک دعو اللّه مخلصین له الدین فلما نجاهم الی البر اذا هم یشرکون»
(العنکبوت، ۵۶). نمونه دیگر این معرفت وقتی است که انسان شدیدا گرفتار می شود و دل او به نقطه ای متوجه می گردد که امید نجات فقط از او(خداوند)می رود:
«و ما بکم من نعمه فمن اللّه ثم اذا مسکم الضر فالیه تجئرون »
(النحل، ۳۵).
نوعی دیگر از گرایش فطری در وجود انسان است که موجد میل به پرستش آدمیان است. براساس این گرایش، انسان به حکم سرشت خویش، در جستجوی چیزی است که آن را تقدیس و پرستش کند. یکی از متفکران در این زمینه چنین گفته است: پایه خداشناسی در دل آدمی و تمایلات و احساسات او پی ریزی شده است(مطهری، توحید، ۲۳). پس با توجه به این مراتب می توان گفت انسان برحسب فطرت و خلقت ویژه خویش واجد جنبه های متعالی و فراحیوانی است. می توان آنها را از حیث شناخت و ادراک و نیز از حیث تمایلات و گرایش ها در حس حقیقت جویی و گرایش به پرستش و زیبادوستی جستجو کرد که در نهایت منجر به پیدایش علم، دین و هنر می شود.
نوع ارتباط فطریات انسان با مزایای او به گونه ای که در قرآن گزارش آن آمده است، از نوع ارتباط قوه و فعل است؛ یعنی: شکوفایی و به فعلیت رسیدن این قابلیت هاست که آدمی را به غایت خویش یعنی رشد و توسعه می رساند.
۳- ۲- استعدادهای انسان از نگاه قرآن
از ویژگی های روحی انسان تمایلات یا گرایش ها اوست که توجیه کننده رفتارهای ارادی انسان است. اراده و اختیار نیز بر دو پایه شناخت و گرایش استوار است.
در روان شناسی نیز انگیزه ها مبحث مهمی به شمار می آید(کاردان، ۴۳۴/۱). گرایش های انسانی مانند حقیقت جویی، زیبادوستی و میل به پرستش اختصاصی انسان است؛ زیرا این مقولات کمال محسوب می شوند و انسان ذاتا به کمال میل دارد. بررسی دقیق آیاتی که در آنها به موضوع انسان پرداخته، ما را به این نتیجه رهنمون می کند که انسان در قرآن برای نیل به کمال خویش که قرب یا عبودیت است، دارای استعدادهایی است؛ مانند: مقام خلیفه اللهی، کرامت و امانت داری. دقت در مضامین چنین استعدادهایی که به نوعی مزیت آدمی را در قیاس با موجودات دیگر خاطرنشان می کند. ما را به جایگاه و منزلت واقعی انسان آگاه می سازد.
قرآن، درباره مقام خلیفه اللهی بودن آدم که از نوع خلافت تکوینی است؛ نه اعتباری و یا قراردادی، فرموده است:
«انی جاعل فی الارض خلیفه»
(البقره، ۰۳). اساسا خلیفه باید واجد خصوصیات کسی باشد که خلافت او را بر عهده می گیرد. چون انسان جانشین و خلیفه خدایی است که کمال مطلق است، لذا خلیفه (انسان )باید در نمایاندن کمالات حق کامل ترین مظهر و برترین مخلوق باشد؛ زیرا او به«اسماء»علم پیدا کرده:
«و علّم آدم الاسماء کلها»
(البقره، ۱۳) و معلم ملائکه شده است:
«قال یا آدم انبئهم باسمائهم»
(البقره، ۳۳).
شایان ذکر است، این مقام، ویژه حضرت آدم(ع)نبود؛ زیرا«جاعل»در این آیه که اسم فاعل است، استمرار را می رساند. به علاوه به گفته قرآن، داوود نیز خلیفه خدا بود:
«یا داوود انا جعلناک خلیفه فی الارض»
(ص، ۶۲).
در خصوص کرامت انسان در قرآن می خوانیم:
«و لقد کرّمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضّلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا»
الاسراء، ۰۷).
این کرامت، ذاتی است و زمینه آن اختیار آدمی است. مفسران در معنای کرامت دیدگاه یکسانی ندارند. طبری تسلط آدمیان بر موجودات دیگر و تسخیر همه موجودات برای انسان را تفسیر کرامت دانسته است(طبری، ۷۵۱/۹). شاید بتوان گفت آیاتی که انسان را غایت خلقت بسیاری از موجودات معرفی کرده، دلیل تفسیر طبری در مورد کرامت است (لقمان، ۰۲؛ البقره، ۹۲). این تفسیر، خود تأکیدی است بر آن که کرامت، استعدادی است در حکم امتیاز آدمی، برخورداری از عقل و قدرت تمیز از جمله اقوال دیگر در تفسیر کرامت است(رازی، ۰۵۲/۲۱).
در مورد امانت داری انسان در قرآن چنین آمده است:
«انا عرضنا الامانه علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان انه کان ظلوما جهولا »
(الاحزاب، ۲۷).
اگر امانت داری را به تکلیف یا ولایت الهی و استکمال علمی و عملی انسان تأویل کنیم، وی با حفظ این امانت به مقام ولایت الهی بار یافته و خداوند تمامی امور او را متکفل خواهد بود(طباطبایی، ۰۷۳/۶۱-۱۷۳). این منزلت مزیتی است که تنها آدمی امکان وصول به آن را دارد.
۴- کمال نهایی انسان
در قرآن تعبیر انسان کامل نیامده است. اما آیاتی وجود دارد که از آن بن مایه انسان کامل استفاده می شود. آیاتی نظیر: الحجر، ۹۲؛ السجده، ۹ و ص، ۲۷ که براساس آن انسان از روح خدا آفریده شده است. کمال انسان، یعنی رشد و استکمال نفسانی، هم جنبه نظری دارد و هم احوال و رفتار او را دربر می گیرد. در دیدگاه قرآن عبودیت، مقصد نهایی انسان است؛ مقصدی که کانون اصلی و هدف غایی در تربیت اسلامی است و به خوبی در آیه
«ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»
انعکاس یافته است(الذاریات، ۶۵). انسان وقتی به این مقصد نهایی (عبودیت)دست یافت، در جرگه انسان های رشدیافته و هدایت شده ای قرار گرفته که می تواند الگوی انسان های دیگر باشد. در قرآن، ما واژه های دیگری را نیز می یابیم که به نحوی با مفهوم عبودیت متناظرند؛ مانند: «رشد»، «هدایت»، «قرب»، «تقوی»، «حیات طیبه»، «رضوان ». . . هم پوشانی این کلمات با عبودیت، در واقع به شئون و حیثیات مختلف آن ناظر است. اگر از لحاظ وجودشناسی، عبودیت را در نظر بگیریم، به زوج مفهومی«حیات طیبه»و «تقوا»می رسیم. به عبارتی، تجلی عبودیت در وجود انسان در قالب حیات طیبه یا تقوا به منصه ظهور می رسد. بدین سان، باید گفت عبودیت، حیات طیبه و تقوا، متمایز از هم نمی باشند؛ بلکه عین یکدیگرند؛ اما از حیثیات مختلف. رابطه عبودیت با رشد و قرب نیز به همین صورت است. اگر عبودیت را به عنوان مقصد در نظر بگیریم، همان نیل به رشد و هدایت است. (یعنی راه یابی و راه یافتگی). از سوی دیگر این مقصد، محبوبی یا مقصودی هم دارد. ما رابطه عبودیت با محبوب یا مقصود را نیل به قرب یا رضوان نام می نهیم. می توان چنین استنباط کرد که نیل به معرفت الهی که به نحوی در آیه
«اللّه الذی خلق سبع سموات و من الارض مثلهن یتنزل الامر بینهن لتعلموا ان اللّه علی کل شی قدیر »
(الطلاق، ۲۱)بازتاب یافته و ملاقات خدا در آیه کریمه
«یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه»
(الانشقاق، ۶)که معرفتی حضوری و شهودی و وجدانی است، در فرهنگ قرآنی، «قرب »نامیده می شود. مصداق بارز انسان های راه یافته به این مقام، مقربین اند. در قرآن این گروه با وصف «سابقون »نامبردار شده اند(الواقعه، ۰۱). بنابراین صعود به قله رفیع عبودیت یا رشد و استکمال نفسانی که با رعایت جمیع مراتب نظری و معرفتی و عملی حاصل می گردد، غایت کمال آدمی در دیدگاه قرآن است. هدف از بعثت انبیاء نیز در همین چارچوب قابل تبیین است. براساس آیه دوم سوره«جمعه»پیامبر(ص)آمده است تا ضمن تلاوت، با تعلیم و تفسیر کتاب(قرآن)آنها را تا اوج تزکیه هدایت نماید.
۴- ۱- ذو مراتب بودن توسعه و کمال انسان
در قرآن تعابیر و عباراتی وجود دارد که ذو مراتب بودن رشد انسانی از آن مستفاد می گردد. اختلاف آدمیان بر مبنای اختلاف ایمانی و معرفتی آنهاست. در قرآن آمده است:
«یرفع اللّه الذین آمنوا منکم و الذین اوتوا العلم درجات»
، (المجادله، ۱۱). نکته مهم این آیه آن است که درجات قرب به خدا متناسب با درجات معرفت است. تعبیر درجات به صورت«نکره»اشاره ای است به عظمت این درجات و جمع بودن آن شاید اشاره ای است به تفاوت میان عالمان در این درجات.
«تقوا»نیز از مقولاتی است که حد یقف ندارد و آدمیان به فراخور معرفت و ایمان و درجه خلوص خود، واجد مراتبی از آن می شوند (بنگرید به شاخص ایمان و تقوا در ادامه مقاله). در قرآن می خوانیم:
«فاتقوا اللّه ما استطعتم»
(التغابن، ۶۱)یا در جایی دیگر آمده است:
«اتقوا اللّه حق تقاته»
(آل عمران، ۲۰۱ ). به نظر طباطبایی(۷۶۳/۳-۸۶۳ )حق تقوا آخرین مرتبه تقواست و آن عبارت است از: عبودیت بری از«انیت»و غفلت. تقوا در آیه
«فاتقوا اللّه ما استعطتم »
شامل تمام مراتب تقواست. چنین است که ابتدا به رعایت حق تقوا فراخوانده شده ایم و پس از آن، رعایت تقوا به قدر استطاعت. پرواضح است آدمیان در طریق کمال و در التزام به خدا ترسی، برخی حق تقوا را رعایت می کنند و برخی نیز به قدر استطاعت خود واجد تقوا می گردند. به علاوه در قرآن عباراتی چون
«لهم درجات»
(الانفال، ۴)یا
«هم درجات »
(آل عمران، ۳۶۱)آمده است که ذو مراتب بودن کمال دلالت دارد.
۵- شاخص های رشد انسانی
مقصود از شاخص در اینجا ویژگی های بارز و وجه غالب شخصیت یک انسان است. اگر نیل به غایت کمال آدمی در دیدگاه قرآن نیل به مرتبعبودیت است، یک انسان باید برخوردار از چه ویژگی هایی باشد تا او را به هدف غایی نزدیک کند.
در نظر نگارنده ویژگی هایی که از این پس می آید و تبلور آن در اسوه هایی چون پیامبران الهی و جانشینان آنها و انسان های وابسته به چشم می خورد، برخی شاخص های رشد انسانی است.
بر مبنای آیات قرآنی نیل به مرتبه عبودیت در گروه تحقق والای انسانی است. بروز و پیدایی شاخص هایی مانند خردورزی، ایمان، اخلاص، مهرورزی و اعتدال است که انسان تراز قرآنی را تعریف می کنند.
۵- ۱- شاخص تعقل
سازوکار حرکت کمال گرایانه انسان عقل است. اصل تعقل ناظر به ویژگی اندیشه ورزی انسان است. عقل باید به فعلیت برسد و بالطبع فعال سازی آن الزاماتی در پی دارد؛ از جمله برخورد با دنیای واقعیت، طرح پرسش، گذر از وادی شک و شبهه، نوزایی، نوآوری و آفرینندگی، بدین سان ملاک دینداری و ارزیابی سطح تدوین و تعبد انسان ها به چگونگی و کیفیت به کار بستن عقلی است که وجه ممیز انسان با سایر حیوانات به شمار می رود. به بیان دیگر ویژگی های سرشتی و ساختاری چون زیباگرایی، آرمان خواهی، در جستجوی معنا بودن، تنها در گرو فعال سازی عقل است که در نهاد انسان وجود دارد. تعمق در معنای عقل در فرهنگ قرآن بیان گر این نکته است که تعقل همان تفکر هدایت شده است. در خلال آیات قرآنی تبلور این شاخص اساسی را-در انسان های رشدیافته -در مقولاتی نظیر خردورزی-عبرت آموزی و حق خواهی می یابیم.
۵- ۱- ۱- اندیشه و خردورزی
در قرآن، دعوت به تفکر، همواره ناظر به تفکری معین است. براساس آیه شریفه
«قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا للّه مثنی و فرادی ثم تتفکروا»
(سبا، ۶۴). تفکر در خلقت آسمان ها و زمین تفکر در مورد خود انسان و. . . از متعلقات تفکر قرآنی به شمار آمده است(بنگرید به آیات: البقره، ۴۶۱؛ آل عمران، ۰۹۱-۱۹۱). ازاین رو یکی از ویژگی های عمومی انسان اندیشه ورزی در پدیده های هستی است. براساس این مبنا شاخص خردورزی در قرآن علامت رشد آدمی است. این ویژگی اساسی در قرآن انعکاس بارزی دارد. در قرآن چنان که پیش از این آمده خداوند خردمندان را همپای مؤمنان درجه می دهد و بر نقش توأمان علم و ایمان در رشد آدمی تأکید می کند:
«یرفع اللّه الذین آمنوا منکم و الذین اوتوا العلم درجات»
(المجادله، ۱۱).
در جای دیگری بر پیوند تقوا و خردمندی تأکید شده و آمده است:
«فان خیر الزاد التقوی و اتقون یا اولی الالباب»
(البقره، ۷۹۱).
۵- ۱- ۲- حق جویی و عبرت پذیری خردمندان
آیه:
«افمن یعلم انما انزل الیک من ربک الحق کمن هو اعمی انما یتذکر اولو الالباب»»
(الرعد، ۹۱)بیانگر آن است که تنها خردمند، اهل تذکار است.
ملازمت هدایت یافتگی و خردورزی نیز در آیه
«. . . الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هداه اللّه و اولئک هم اولو الالباب»
(الزمر، ۸۱)بازتاب یافته است. در این آیه، بر اتباع احسن به عنوان یک معیار رشد تاکید می شود. بر منبای این آیه لازمه بندگی انسان، استماع تمام اقوال و در نهایت انتخاب خردورزانه آنهاست. به علاوه در آیه تصریح شده است که خردمندان همان هدایت یافتگانند. از آنجا که این انتخاب فرع بر شناخت است. لذا نباید از پیوند خردورزی و دانش درباره انسان های رشد یافته، غفلت ورزید.
براساس آموزه قرآن، عقل جز بر بستر علم نمی روید و برای عاقل بودن باید عالم بود. همان طور که در قرآن آمده است:
«و ما یعقلها الا العالمون»
(العنکبوت، ۳۴). به گفته علامه طباطبایی اهل دانش حقیقت معانی قرآن می فهمند(طباطبایی، ۶۳۱/۶۱). پرهیز از جمود و ظاهرگرایی و کوشش برای درک حقیقت و باطن مفاهیم قرآنی از خواص انسان های رشد یافته است.
۵- ۱- ۳- حلم و خردورزی
حلم و خردورزی نیز در بحث توسعه انسانی پیوندی وثیق دارند. برای فهم سجیه اخلاقی حلم باید نیم نگاهی به واژه جهل داشت. واژه هایی چون
«ظن الجاهلیه»
(آل عمران، ۴۵۱)
«حکم الجاهلیه »
(المائده، ۵)
«تبرج الجاهلیه»
(الاحزاب، ۲۳)و
«حمیه الجاهلیه»
(الفتح، ۶۲)در قرآن که همراه با ملامت و مذمت است، نشان از رفتارهای منفی اخلاقی قبل از اسلام دارد. تابلو ترسیم شده از جاهلیت در قرآن عمدتا ناظر به همین ابعاد رفتاری است که در دوره خاصی از تاریخ عرب قبل از اسلام رخ داده است. برخی محققان نیز آشکارا سیمای طبیعت بشری را که جهل بر آن دلالت دارد، مربوط به نوعی الگوی خاص از رفتار منفی دانسته اند (ایزوتسو، ۴۶۲). رفتار جاهلانه عمدتا رفتار فردی است که به سرعت قدرت تسلط بر خویش را از کف می دهد و بی باکانه به عمل برمی خیزد(همان جا). بروز چنین پدیده رفتاری در فرد جاهل نقطه مقابل رفتاری است که با حلم توأم و از خصایص خردمندی است. حلیم از اوصاف خداوند است و در قرآن پیامبرانی چون ابراهیم(ع)به آن ستوده شده اند. صفت حلیم در قرآن ۵۱ بار آمده است که در ۱۱ مورد یکی از صفات الهی است و ۴ مورد دیگر از ابراهیم، اسحاق و شعیب برشمرده شده اند. در مورد ابراهیم در قرآن چنین می خوانیم:
«ان ابراهیم لاواه حلیم»
(التوبه، ۴۱۱)؛
«ان ابراهیم لحلیم اوّاه منیب»
(هود، ۵۷). همچنین وجود نمونه های فراوانی در سیره حضرت رسول اکرم(ص)نیز حکایت از رفتار حلم گونه او در عرصه های شخصی و مدیریتی دارد. توصیه خدا به پیامبر که از جاهلان، کریمانه درگذر(الاعراف، ۹۹۱)، بیانگر ارزش والای این رفتار در انسان های رشد یافته است. چنین می نماید که پیامبر(ص)از زمره عباد رحمان خداوند است و رفتار او با سبک سران و جاهلان، بزرگوارانه و توأم با رفق و مدارا و حلم بوده است. نمونه رفتاری دیگر، برخورد ملایم و سلام گونه بندگان خدای رحمان در مواجهه با جاهلان است(الفرقان، ۳۶ ). ازاین روست که در حدیثی امام صادق(ع)حلم و خردمندی و دانش را از لشکریان عقل و سفاهت و بی دانشی را از لشکریان جهل قرار داده شده است(کلینی، ۵۲ /۱).
۵- ۲- شاخص ایمان
بنا به مفاد برخی آیات قرآن(الحجرات، ۷، ۴۱)ایمان از جنس گرایش و تسلیم است و فراتر از شناخت و اعتقاد و در آن عنصر خضوع و محبت وجود دارد. ایمان به معنای باور عمیقی است که در وجود انسان رسوخ یافته است. رسیدن به مرحله قرب، به عنوان یک هدف غایی، بدون شناخت خدا و ایمان به وی بی معناست؛ بلکه باید گفت: مطلق ایمان به غیب، به عنوان بنیانی ترین مقدمه عملی در توسعه و رشد انسان مطرح است. اهمیت ایمان به غیب و خدا در اخلاق تا حدی است که باید گفت: اخلاق بدون مبنای خداشناسی و ایمان به وی بی معنا است. قرآن در وصف مؤمنان که همان متقین اند، چنین آورده است:
«الذین یؤمنون بالغیب»
(البقره، ۳).
محور اساسی ایمان، اللّه است و از همه انسان ها خواسته می شود که به اللّه ا
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.