توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل هدایت تشریعی، و تکوینی در قران کریم؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل هدایت تشریعی، و تکوینی در قران کریم انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل هدایت تشریعی، و تکوینی در قران کریم:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل هدایت تشریعی، و تکوینی در قران کریم آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل هدایت تشریعی، و تکوینی در قران کریم با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل هدایت تشریعی، و تکوینی در قران کریم از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل هدایت تشریعی، و تکوینی در قران کریم، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل هدایت تشریعی، و تکوینی در قران کریم :
هدایت تشریعی، عبارت است از آن دستورات خداوندی که انسان ها با پیروی از آن ها، می توانند به رشد و کمال خود برسند. در آیات قرآنی، هر دو نوع هدایت (تکوینی و تشریعی) از طرف خداوند مطرح شده است:
۱- ذلِک الْکتابُ لا رَیبَ فِیهِ هُدی لِلْمُتَّقِینَ. سوره بقره، آیه ۲.«آن کتاب [آسمانی است] که تردیدی در آن نیست و وسیله هدایت است برای مردمی که تقوا بورزند.»
۲- قُلْ إِنَّ هُدَی اللَّهِ هُوَ الْهُدی.[۱]«به آنان بگو: هدایت واقعی فقط هدایت خداوندی است.»
۳-وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ الَّذِینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیهِ راجِعُونَ أُولئِک عَلَیهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَهٌ وَ أُولئِک هُمُ الْمُهْتَدُونَ.[۲]«و بردباران را بشارت بده. آنان کسانی هستند که وقتی مصیبتی بر آنان برسد، می گویند: ما از آنِ خداییم و به سوی او برمی گردیم. آنان شایسته درودهایی از پروردگارشان می باشند و آنان هدایت یافتگانند.»
۴- رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَیتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْک رَحْمَهً إِنَّک أَنْتَ الْوَهَّابُ.[۳]«ای پروردگارِ ما، دل های ما را پس از آن که هدایت فرمودی، در لغزش مینداز، و از بارگاهت رحمتی بر ما عنایت فرما. تویی خداوندِ بخشاینده عظیم.»
۵- وَ لَهَدَیناهُمْ صِراطاً مُسْتَقِیماً.[۴] «[اگر به دستور ما عمل می کردند]، قطعاً آنان را به صراط مستقیم هدایت
می کردیم.»
۶- إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا ثُمَّ کفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ کفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا کفْراً لَمْ یکنِ اللَّهُ لِیغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِیهْدِیهُمْ سَبِیلًا.[۵]«آنان که ایمان آوردند، سپس کفر ورزیدند و سپس ایمان آوردند و باز کفر ورزیدند؛ چنان نیست که خداوند آنان را ببخشاید و آنان را به راه راست هدایت کند.»
۷- فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ فَسَیدْخِلُهُمْ فِی رَحْمَهٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ یهْدِیهِمْ إِلَیهِ صِراطاً مُسْتَقِیماً.[۶]«اما کسانی که به خداوند ایمان آوردند و به [مشیتِ ] او چنگ زدند، خداوند به زودی آنان را در رحمت و امتیازی از خود غوطه ور می سازد و آنان را در صراط مستقیم به سوی خود هدایت می کند.»
۸- یهْدِی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ یخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ یهْدِیهِمْ إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ.[۷]«خداوند به وسیله این کتاب، کسانی را که رضایت او را پیروی می کنند، به راه های صلح و صفا و آرامش به سوی خود هدایت می کند و آنان را از ظلمات بیرون می آورد و به نور وارد نموده و آنان را به صراط مستقیم هدایت می کند.»
۹- إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراهَ فِیها هُدی وَ نُورٌ یحْکمُ بِهَا النَّبِیونَ الَّذِینَ أَسْلَمُوا لِلَّذِینَ هادُوا وَ الرَّبَّانِیونَ وَ الْأَحْبارُ. .. وَ کانُوا عَلَیهِ شُهَداءَ. ..[۸]«ما تورات را فرستادیم. در آن تورات، هدایت و نوری بود که پیامبرانی که اسلام آورده بودند، به وسیله آن به مردم ربانی و روحانیون حکم می کردند. .. و آنان بر آن هدایت و نور شاهد بودند.»
۱۰- وَ قَفَّینا عَلی آثارِهِمْ بِعِیسَی ابْنِ مَرْیمَ مُصَدِّقاً لِما بَینَ یدَیهِ مَرْیمَ مُصَدِّقاً، مِنَ التَّوْراهِ وَ آتَیناهُ الْإِنْجِیلَ فِیهِ هُدی وَ نُورٌ.[۹]«و به دنبال آثار آن (پیامبران قبلی) عیسی بن مریم را آوردیم که توراتِ نازل شده را در برابر چشمانش تصدیق می کرد و انجیل را که در آن هدایت و نور بود، به او دادیم.»
۱۱- إِنَّ اللَّهَ لا یهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ.[۱۰]«خداوند مردم کافر را هدایت نمی کند.»
این مضمون که خداوند مردم کافر را هدایت نمی کند، در بیش از ۱۰ مورد در قرآن وارد شده است.
۱۲- یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیکمْ أَنْفُسَکمْ لا یضُرُّکمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیتُمْ إِلَی اللَّهِ مَرْجِعُکمْ جَمِیعاً فَینَبِّئُکمْ بِما کنْتُمْ تَعْمَلُونَ.[۱۱]«ای کسانی که ایمان آورده اید، شما درباره اصلاح خود بیندیشید و خود را اصلاح کنید. هنگامی که شما هدایت شوید، گمراهی گمراهان ضرری بر شما وارد نمی آورَد. بازگشت همه شما به سوی خداست و شما را به آن چه که انجام داده اید، خبر خواهد داد.»
۱۳-قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْکتابَ الَّذِی جاءَ بِهِ مُوسی نُوراً وَ هُدی لِلنَّاسِ مُوسی نُوراً وَ هُدی لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَراطِیسَ تُبْدُونَها وَ تُخْفُونَ کثِیراً وَ عُلِّمْتُمْ ما لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَ لا آباؤُکمْ قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِی خَوْضِهِمْ یلْعَبُونَ.[۱۲]«به آنان بگو: کیست نازل کننده کتابی که موسی آن را آورده است!؟ کتابی که برای مردم نور و هدایت است و شما آن را در قطعه هایی از کاغذ قرار داده، بعضی از آن ها را آشکار و اکثر آن را مخفی می کنید و برای شما چیزهایی تعلیم داده شد که نه شما می دانستید و نه پدرانتان. تو ای پیامبر، بگو اللَّه، سپس آن تبهکاران را به حال خود بگذار تا در تمایلاتِ حیوانی خود که فرو رفته اند، بازی کنند.»
۱۴- قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّهُ الْبالِغَهُ فَلَوْ شاءَ لَهَداکمْ أَجْمَعِینَ.[۱۳]«به آنان بگو: حجت کامل و رسا از آنِ خداست؛ اگر او می خواست، همه شما را هدایت می کرد.»
۱۵- وَ إِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَی الْهُدی لا یتَّبِعُوکمْ سَواءٌ عَلَیکمْ أَ دَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنْتُمْ صامِتُون.[۱۴]«و اگر آنان را به هدایت دعوت کنید، از شما پیروی نخواهند کرد، و برای شما یکسان است که آنان را به هدایت دعوت کنید یا ساکت باشید.»
۱۶- وَ اللَّهُ لا یهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ.[۱۵]«خداوند ستمکاران را هدایت نمی کند.»
این مطلب که خداوند ستمکاران را هدایت نمی کند، در این موارد از قرآن نیز آمده است: بقره آیه ۲۵۸، آل عمران آیه ۸۶، مائده آیه ۵۱، انعام آیه ۱۴۴، توبه آیات ۱۹ و ۱۰۹، قصص آیه ۵۰، احقاف آیه ۱۰، صف آیه ۷، جمعه آیه ۵.
۱۷-أَ فَمَنْ یهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یتَّبَعَ أَمَّنْ لا یهِدِّی إِلَّا أَنْ یهْدی فَما لَکمْ کیفَ تَحْکمُونَ.[۱۶]«آیا کسی که مردم را هدایت به حق می کند، سزاوار پیروی است، یا کسی که هدایت به حق نمی کند؟ مگر این که خود هدایت شود. چه شده بر شما، چگونه حکم می کنید!؟»
۱۸-قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ کذَّبُوا بِلِقاءِ اللَّهِ وَ ما کانُوا مُهْتَدِینَ.[۱۷]«به خسارت افتادند کسانی که دیدار خداوندی را تکذیب کردند و آنان هدایت نیافته بودند.»
۱۹- قُلْ یا أَیهَا النَّاسُ قَدْ جاءَکمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکمْ فَمَنِ اهْتَدی فَإِنَّما یهْتَدِی لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما یضِلُّ عَلَیها وَ ما أَنَا عَلَیکمْ بِوَکیلٍ.[۱۸]«بگو ای مردم، حق از طرف پروردگارتان به سوی شما آمده است. هر کس هدایت را بپذیرد، به سوی خود پذیرفته است و هر کس گمراه شود، به ضرر خود گمراه شود و من وکیل شما نیستم.»
۲۰- إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکلِّ قَوْمٍ هادٍ.[۱۹]«جز این نیست که تو تبلیغ کننده ای و برای هر قومی هدایت کننده ای است.»
۲۱- قُلْ إِنَّ اللَّهَ یضِلُّ مَنْ یشاءُ وَ یهْدِی إِلَیهِ مَنْ أَنابَ.[۲۰]«به آنان بگو: خداوند گمراه می کند کسی را که گمراهی را بخواهد (کسی که خود را منحرف کرده و آماده مشیت الهی برای گمراهی خود می شود) و هدایت می کند کسی را که به سوی او می گراید و برمی گردد.»
۲۲- وَ ما لَنا أَلَّا نَتَوَکلَ عَلَی اللَّهِ وَ قَدْ هَدانا سُبُلَنا وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلی ما آذَیتُمُونا وَ عَلَی اللَّهِ فَلْیتَوَکلِ الْمُتَوَکلُونَ.[۲۱]«و برای ما نیست مگر این که به خدا توکل کنیم، زیرا ما را به راه های خود هدایت فرموده و قطعاً به اذیت هایی که به ما روا داشتید، صبر خواهیم کرد، و توکل کنندگان باید بر خدا توکل کنند.»
۲۳- وَ یزِیدُ اللَّهُ الَّذِینَ اهْتَدَوْا هُدی.[۲۲]«و خداوند بر هدایت آنان که هدایت یافته اند، می افزاید.»
۲۴- إِنَّک لا تَهْدِی مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لکنَّ اللَّهَ یهْدِی مَنْ یشاءُ.[۲۳]«تو نمی توانی هر کس را که بخواهی، هدایت کنی و خداوند است که هر کس را بخواهد، هدایت می کند.»
۲۵-إِنَّ اللَّهَ لا یهْدِی مَنْ هُوَ کاذِبٌ کفَّارٌ.[۲۴]«خداوند، دروغگو و کسی را که به کفر ورزیدن اصرار دارد، هدایت نمی کند.»
۲۶- أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّهَ هَدانِی لَکنْتُ مِنَ الْمُتَّقِینَ.[۲۵]«[از آن چه که نازل شده است، پیروی کنید تا در آن هنگام که عذاب ناگهانی بر شما فرود آید]، مگویید که اگر خداوند مرا هدایت می کرد، من از متّقیان بودم.».[۲۶]
۲۷- أَ فَمَنْ یمْشِی مُکبًّا عَلی وَجْهِهِ أَهْدی أَمَّنْ یمْشِی سَوِیا عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ.[۲۷]«آیا کسی که به روی افتاده و بر زمین راه می رود، هدایت یافته تر است، یا کسی که در حال اعتدال در صراط مستقیم راه می رود؟»
نتایج آیات
نتیجه یکم همان طورکه پیش از ذکر آیاتِ مربوط به هدایت بیان شد، هدایت بر دو نوع تکوینی و تشریعی تقسیم شده است.
حکمت بالغه خداوندی که نور وجود را بر مخلوقات فروزان نموده، نه از روی اجبار بوده است- که برای ذات پاک پروردگار نقص است- و نه از روی نیاز بر مخلوقات- که درباره خداوند بی نیاز و صمدِ مطلق- قابل تصور نیست؛ چنان که سرور شهیدان امام حسین علیه السلام در دعای عرفه می گوید:
الهی انْتَ اْلغَنِی بِذاتِک انْ یصِلَ الَیک النَّفْعُ مِنْک فَکیفَ لا تَکوُنُ غَنِیاً عَنّی؟[۲۸]«الهی، تو بی نیازتر از آن هستی که سودی از خودِ تو، به تو برسد. کجا مانده که سودی از طرف من به تو عاید گردد؟»
بنابراین، همان حکمت بالغه ای که به وجود آمدن مخلوقات را باعث شده، همان حکمت موجب شده است که آن ها را از هر دو نوع هدایت برخوردار کند.
هدایت تکوینی- چنان که در اول این مبحث گفتیم- عبارت است از به جریان انداختن اجزاء و روابط تکوینی طبیعت و انسان در مجرای قانونی خود که نظم دقیق حاکم بر آن دو قلمرو، آن را اثبات می کند.
نتیجه دوم معنای کلی هدایت، عبارت است از به حرکت درآوردن انسان در مسیر هدفی که شایسته اوست. تحرک در این مسیر، دو عامل دارد:
الف. درک، تفکر، تعقل، هوش، اراده و اختیار در گزینش بهترین راه ها و تنظیم هدف ها و وسیله ها و ترتیب هدف های نسبی در راه وصول به هدف اعلای حیات معقول.
ب. تلاش و فعالیت های عضلانی در تنظیم رابطه انسان با طبیعت و هم نوعانِ خود. اکثر آیات وارده در قرآن درباره هدایت، این معنای کلی را در بر دارد. مثلًا آیه شماره یکم که می گوید: هُدی لِلْمُتَّقِینَ، به این معناست که این کتاب برای کسانی که در صدد اصلاح خویشتن و خودداری از فرو رفتن در لجن شهواتِ هوی پرستی و خودکامگی برمی آیند، وسیله هدایت است. یعنی این قرآن، درک و تفکر و تعقل و هوش و اختیارِ این اشخاص را چنان تنظیم می کند که با بهترین وجه در راه وصول به حیات معقول به کار می افتند. همین قرآن نیز اشخاص جویای تقوا را از امتیازات فعالیت های عضلانی در مسیر حیات معقول آگاه می کند و به آن فعالیت ها تحریک می نماید. بنابراین، موضوع هدایت در مسأله شناخت، فوق العاده بااهمیت بوده و می توان گفت مبنای شناخت های مفید و اصیل، بر هدایت استوار شده است.
اگر ما نعمت هدایتِ پروردگاری را در مسأله شناخت و عمل در این دنیا کنار بگذاریم، شناخت های ما هرگز از آشنایی های ناقص با مقداری از پدیده های جهان تجاوز نخواهد کرد، و اگر بخواهیم با همین شناخت ها، تکلیف معرفتی خود را با جهانی که در آن زندگی می کنیم، تصفیه نماییم، آخرین منزلگه ما، جز قهوه خانه نیهیلیستی، جای دیگری نخواهد بود و نتیجه فعالیت های عضلانی ما- اگر از گروه ناتوانان باشیم- در راه اشباع خودخواهی های قدرت پرستان مستهلک خواهد شد و اگر از گروه قدرتمندانِ قدرت پرست و خودخواه باشیم، دیگران را وسیله اشباع خودکامگی های خود قرار خواهیم داد. معطل نشوید، زیرا هیچ راه سومی وجود ندارد.
نتیجه سوم آیه شماره دوم (هُدَی اللَّهِ هُوَ الْهُدی)، هدایت را در هدایت خداوندی منحصر می کند. دلیل این مطلب، با نظر به این که هیچ انسانی بدون گام گذاشتن به صحنه حیات معقول نمی تواند از روشنایی رضایت بخش و از یک فلسفه عالی برای زندگی در این دنیا بهره مند باشد، کاملًا واضح و روشن است.
آیا می خواهید از هدایت و راهنمایی حواس طبیعی به روشنایی حیات معقول برسید؟! این یک توقع نامعقول است، زیرا حواس نه تنها «حیات معقول» را نمی بیند، بلکه اصلًا قضیه ای را نمی سازد، تا چه رسد به تشخیص «باید»، «نباید»، «شاید» و «نشاید». آیا می خواهید با عقل نظری محض که همواره در استخدام «منِ» تثبیت شده است، رو به «حیات معقول» رهسپار شوید؟! این هم امکان ناپذیر است، زیرا:
از رهبری عقل به جایی نرسیدیم پیچیده تر از راه بُوَد راهبرِ ما
عقل سر تیز است لیکن پای سست زان که دل ویران شُدَست و تَن دُرُست.[۲۹]
آیا می خواهید از راهنمایی اصول و قوانین و آدابی که در میان جامعه تثبیت شده است، برخوردار شده و طعم حیات معقول را بچشید؟! این هم صحیح نیست، زیرا:
اولًا: طعم حیات چیزی نیست که با گفتار و عقاید و کردار دیگران قابل چشیدن باشد، چون توصیف و تقلید در یک حقیقت، نمی تواند آن حقیقت را به عنوان جزیی از موجودیتِ آدمی درآورد. تقلید خشک از قیافه کسی که عسل را خورده و در حال لذت بردن است، طعم حقیقی عسل را در کام آدمی به وجود نمی آورد.
ثانیاً: کسی که از سرگذشت بشری آگاه است و می داند که این موجود- اغلب- تحت تأثیر عوامل بی پایه خیالات و لذت پرستی ها قرار می گیرد، و می داند که این موجود برای حفظ و ادامه زندگی خود به هر گونه پستی ها تن داده است، و می داند انسان هایی که با واقعیات و حقایق در ارتباط قرار می گیرند، همواره در اقلیت اسف انگیز بوده اند و با تحریکاتی بی پایه با سرنوشت خود بازی می کنند، با این اطلاعات چگونه می توان از گفتار و کردار و اندیشه های بی اساسِ مردم جامعه- اگرچه آنان در آن مسأله مطلوب اتفاق نظر داشته باشند- انتظار راهنمایی داشت؟! آن شاعر آگاه می گوید:
از پی ردّ و قبول عامه، خود را خر مساز زان که نَبْوَد کار عامی، جز خری یا خر خری
گاو را باور کنند اندر خدایی عامیان نوح را باور ندارند از پی پیغمبری
دیگری می گوید: مرا به روز قیامت غمی که هست این است که روی مردم دنیا دوباره باید دید
یک مغرب زمینی اظهار می دارد: «ولتر به تنهایی از همه مردم فرانسه که به سوی یک مقصدی به وسیله شعار تحریک شده اند، عاقل تر است.»
مغرب زمینی دیگر که راسل نامیده می شود، می گوید: «اثر تعلیم و تربیت در مردم بسیار اندک است. البته نمی گویم که هیچ اثری ندارد، بلکه می گویم تعلیم وتربیت همان مقدار در انسان ها اثر دارد که در سگ خانه ای. سگ خانه ای با تعلیم و تربیت رام می شود، ولی گاهی هم پای نامه رسان را گاز می گیرد.»[۳۰]
این سخن نیز از وایتهد است:
«طبیعت بشری آن قدر گره خورده است که همه برنامه های اصلاحی که روی کاغذ نوشته می شود، از نظر زمامدار، بی ارزش تر ازکاغذی است که با نوشتن آن برنامه ها باطل شده است.»[۳۱]
البته نباید از این نکته غفلت کرد که اگر شرایطِ زندگی اجتماعی مناسبی به وجود بیاید، فطرت های پاک و وجدان های دست نخورده و عقول منطق طلبِ انسان ها- که جلوه گاه مشیت الهی می باشند- به خوبی می توانند صلاح و فساد زندگی خود را تشخیص بدهند، ولی در عین حال، برای به کار انداختن آن فطرت ها و وجدان ها و عقول، وجود راهنمایانِ کاملًا وارسته از آلودگی های طبیعتِ ناآگاه و هوی های نفسانی، ضرورت دارد. بنابراین، هدایت خداوندی که به وسیله پاکداشت درون و دستورات راهنمایان الهی ارائه می شود، برای به دست آوردن معرفت صحیح و عمل سازنده، لزوم قطعی دارد.
نتیجه چهارم یکی از ابعاد سازنده روان ما، عبارت است از ظرفیت در برابر ناگواری ها و ناملایمات زندگی.
بی ظرفیتی و تنگ نظری و تنگ حوصلگی، عامل نیرومندی است برای رنگارنگ شدن در زندگی و خودباختن در برابر حوادث بزرگ و تغییر سریع موقعیت ها. این بی ظرفیتی که موجب گریز و خالی کردن سنگر در برابر مشکلات و حوادث بزرگ است، مانعی محکم از باز شدن ابعاد فهم و تجربه اندوزی و درک واقعیات ایجاد می کند؛ درصورتی که مقاومت معقول در فراز و نشیب های زندگی، موجب آگاهی انسان به سطوح مختلفِ آن فراز و نشیب ها شده و می تواند بر معرفت و چاره جویی های انسان در برابر مشکلات و حوادث بیفزاید.
آیه شماره ۳ (وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ الَّذِینَ إِذا أَصابَتْهُمْ. ..) این اصل را متذکر می شود که مقاومت و خود را نباختن در برابر ناگواری ها، علامت هدایت شدن است. یعنی استقامت و پایداری یک انسان، دلیل قدرت شخصیت و فعالیت عقلانی او در حیات معقول است. اگر نوع انسانی تن به فداکاری و گذشت و استقامت در برابر مشکلات جهان شناسی و خودسازی نمی داد، به هیچ گونه پیشرفت صحیحی نایل نمی شد.
همان گونه که ملاحظه می شود، یکی از نتایج پذیرش هدایت خداوندی، عبارت است از بزرگ ترین عامل پیروزی در زندگی که استقامت و شکیبایی و پایداری در گردنه های صعب العبورِ ارتباط با حقایق و توجیه آن ها به سود خویش و خالی نکردن سنگر در برابر مشکلات می باشد.
نتیجه پنجم آدمی در هر لحظه از زندگی، از مرز باریک میان «رشد» و «سقوط» عبور می کند:
دانه ای در صیدگاه عشق بی رخصت مچین کز بهشت آدم به یک تقصیر بیرون می کنند
قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن ظلمات است بترس از خطرِ گمراهی
این زندگی، حساس ترین پدیده عالم هستی است.
من که ملول گشتمی از نَفَس فرشتگان قال و مقال عالَمی می کشم از برای تو
این زندگی است، و هرگز گمان مبرید که لحظات پیشینِ زندگی می تواند به طور جبر حتمی، سرنوشت لحظات بعدی را هم تعیین کند، زیرا:
هر نفس نو می شود دنیا و ما بی خبر از نو شدن اندر بقا
عمر هم چون جوی نو نو می رسد مستمرّی می نماید در جسد.[۳۲]
حال که زندگی چنین حساس است، بیایید در ادامه این زندگی، قانونِ تأمین کننده آن را پیدا نموده و به آن عمل کنیم؛ پیش از آن که با ورشکستگی تباه کننده روح رویاروی شویم و بگوییم:
افسوس که ایام جوانی بگذشت سرمایه عمرِ جاودانی بگذشت
تشنه به کنار جوی چندان خفتم کز جوی من آب زندگانی بگذشت
این قانونِ تأمین کننده حیات معقول، جز برخورداری از هدایت الهی نمی تواند باشد. این هدایت، عبارت است از این روشنایی که وصول به هدف حیات معقول فقط با درک و پذیرش إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیهِ راجِعُونَ،[۳۳] «ما از آنِ خداییم و بازگشت ما به سوی اوست» امکان پذیر است. تکرار اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ در هر شبانه روز به تعداد ده مرتبه، کاشف از حساسیت زندگی آدمی است که از مرز میان رشد و سقوط عبور می کند.
آیه شماره ۴ (رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا. ..) هم این نیایش را به ما تعلیم می دهد: «پروردگارا، دل های ما را پس از آن که هدایت فرمودی، در این مرز حساس ملغزان». این مضمون در آیه شماره ۷ (فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ اعْتَصَمُوا. ..) نیز دیده می شود.
نتیجه ششم کسانی که در گرایش به اصول و عقایدِ سازنده شخصیتِ خود، سبکسری و بازیگری به راه می اندازند، و با آن اصول و عقایدِ متنوع و متضاد، عمر خود را سپری می کنند، اینان خود را از هدایت الهی محروم کرده اند. (آیه شماره ۶- إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا ثُمَّ کفَرُوا).
توضیح: کسی که واقعاً با پذیرش اسلام، خود را مشمول هدایت خداوندی قرار داد، امکان ندارد ایمان به اسلام را که تفسیر و توجیه کننده همه شخصیت او در حیات معقول است، از دست بدهد. اگر کسی برای رفع تشنگی خود، آب زلال و گوارایی پیدا کند، سپس آن را به زمین ریخته و دنبال سرابِ آب نما بدود، حتماً دچار اختلال در شخصیت است که مرگ را بر زندگی ترجیح داده است. اعراض و انصراف از ایمان به کفر، خود دلیل روشنی است برای اثبات آن که ایمانِ شخص مفروض، مقرون به هدایت الهی نبوده است.
نتیجه هفتم هدایت خداوندی به وسیله قرآن، راه های صلح و صفا و خروج از ظلمات را به سوی نور، هموار می کند (آیه شماره ۸- یهْدِی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ. ..).
بی تردید، اگر نوع انسانی طعم آیه مربوط به تساوی یک فرد از انسان را با همه انسان ها نچشد و آن را عملًا سرمشق زندگی قرار ندهد، نه روی صلح و صفا را خواهد دید و نه از ظلمات حیوانی نجات پیدا خواهد کرد.
أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً وَ مَنْ أَحْیاها فَکأَنَّما أَحْیا النَّاسَ جَمِیعاً.[۳۴]
«هر کس یک فرد از انسان را بدون عنوان قصاص و بدون افساد در روی زمین بکشد، مانند این است که همه انسان ها را کشته است و اگر یک فرد از انسان را احیا کند، مانند این است که همه انسان ها را احیا کرده است.»
آیا فکر نمی کنید که در سرتاسر تاریخ انسانی- با آن همه تلاش های فکری و عضلانی-
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.