توضیحات
فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی شامل 72 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی :
اشاره
در ادامه سلسله مباحث اخلاقی استاد مصباح یزدی، در این شماره نیز بخش دیگری از بحث «تزکیه نفس» را به محضر اهل معرفت تقدیم می داریم:
غفلت از هویّت انسانی؛ ریشه انحرافات
در جلسه گذشته بحثی را تحت این عنوان ارائه کردیم که ریشه همه مفاسد، انحرافات، و سقوط انسان «غفلت» است و چند نمونه از آیات کریمه قرآن را در این باره یادآور شدیم. سؤالی هم مطرح کردیم که منظور از غفلتی که موجب این سقوط و انحراف، و در نهایت عذاب ابدی می شود، غفلت از چیست؟
بر اساس یک بحث تحلیلی، گفتیم: می توانیم بگوییم منظور از این غفلت، غفلت از هویّت انسانی انسان است؛ چون ما غیر از این وجود مادی و ابعاد حیوانی که داریم، در دیگر ابعاد با سایر حیوانات مشترک هستیم. اما یک بعد دیگر داریم که قابل مقایسه با این ابعاد نیست. آن بعد منشأ تکلیف می شود و زمینه عروج انسان و رسیدنش را به مقام خلیفه اللهی و قرب الهی فراهم می آورد. همه این درجات برای آن بعد انسانی انسان است. دلیل این هم که تعبیری کلی و مبهم برای هویت انسانی به کار می بریم این است که هنوز هم حقیقت آن هویّت را درست نمی دانیم چیست، اجمالاً می دانیم در انسان حیثیتی وجود دارد که می تواند منشأ این ارزش ها و تکامل ها گردد و اگر از آن سوء استفاده بشود موجب سقوط خواهد شد. حیوان هر قدر رشد یافته و تکامل یافته باشد، هرقدر هوش زیاد داشته باشد، قدرت یادگیری اش زیاد باشد، هیچگاه نمی تواند به مقام انسانی برسد، و به فرض اگر سقوط هم پیدا بکند، هیچ گاه مستحق عذاب ابدی شیاطین و معاندان نخواهد شد. پس یک چیز دیگری در انسان وجود دارد که از یک سو، زمینه عروج و از سوی دیگر، زمینه سقوط را فراهم می کند. این را «هویّت انسانی» می گوییم. اگر ما از این بعد وجودی مان غافل شویم و فقط توجهمان به همان بعد حیوانی باشد، عملاً خودمان را در حد حیوانات تنزّل داده ایم؛ یعنی اگر فکر و ذکر ما همان چیزی باشد که در حیوانات هم هست، از خوردنی ها، آشامیدنی ها، التذاذات جنسی و چیزهایی از این قبیل، حقیقتا خودمان را از حیوانات برتر ندانسته ایم، بلکه حیوانی از نوع دیگر خواهیم بود. به همین دلیل، خداوند می فرماید: «اولئکَ کالاَنعامِ بَل هُم اضلُّ، اولئکَ همُ الغافلون.» (اعراف: ۱۷۹) پس آنچه ریشه این غفلت می شود یا آن متعلّق غفلتی که منشأ این سقوط و این عذاب می شود، غفلت از هویت انسانی است؛ یعنی یادمان برود که ما چیز دیگری غیر از حیوانات داریم و حقیقت ما همان چیز است. ابعاد حیوانی به منزله مرکبی هستند برای ما. انسانیت انسان باید بر حیوانیتش سوار باشد، نه این که حیوانیت بر آن ها سوار شود. انسان باید مهار حیوانیتش را در دست داشته باشد، نه این که تسلیم حیوانیتش بشود. اجمالاً می توانیم در یک کلمه بگوییم که غفلت از هویّت انسانی یا هویّت الهی موجب سقوط می شود.
لوازم توجه به هویّت انسانی
لازمه توجه به هویّت انسانی، دست کم سه مطلب است:
اول. آگاهی
حالت توجه آگاهانه یا نیمه آگاهانه و یا غریزی در همه حیوانات هست. این حالت لازمه مرتبه حیوانیت است. این لازمه مرتبه انسانیت هم هست که انسان به خودش توجه آگاهانه پیدا کند که من چیستم، من کیستم؟ وقتی این توجه را پیدا کند، دست کم به سه سؤال باید پاسخ بدهد:
۱. من چگونه پیدا شده ام و از کجا آمده ام؟
۲. سرانجام من چه خواهد بود و به کجا خواهم رسید؟
۳. چگونه باید مسیر از مبدأ تا منتها را طی کنم؟
جواب صحیح این سؤالات آن است که ما از خداییم و به سوی او می رویم و در این بین، باید به دستورهای خدا عمل کنیم تا به سرانجام نیک برسیم. توجه به این سه مطلب در واقع، توجه به اصول سه گانه عقاید «توحید» و «نبوّت» و «معاد» است.
از کجاییم؟ از خدا (توحید). به سوی کجا می رویم؟ به سوی راه ابدی ثواب و عقاب الهی، به سوی خدا (معاد). در این بین، چگونه باید رفتار کنیم؟ طبق دستوری که خدا به وسیله انبیا به ما داده است (نبوّت). پس متعلَّق غفلت، غفلت از یکی از این سه چیز است. آیاتی که در مورد غفلت است و در مورد نسیان آمده، می بینید متعلّقش همین هاست؛ «انّ الّذینَ یُضلِّونَ عَن سَبیلِ اللّهِ لَهم عذابٌ شدیدٌ بِما نسوا یومَ الحساب» (ص: ۲۶)؛ «ولا تکونوا کالّذینَ نسوا اللّهَ فاَنساهُم انفَسهم اولئک هم الفاسقون» (حشر: ۱۹)؛ «فذوقوا بهما نَسیتم لقاءَ یومِکم هذا.» (سجده: ۱۴) نسیان خدا، نسیان آیات الهی و نسیان قیامت و روز حساب موجب سقوط می شود. در مقابل، عامل رشد و وسیله ترقّی و نجات از این هلاکت، توجه به همین سه مرتبه است که هر سه از شؤون هویّت الهی انسان هستند. انسان است که خود را می یابد که از خدا و به سوی خداست و با خداست.
در این زمینه، مطالب زیادی قابل طرح و بررسی است؛ یکی از مطالبی که مطرح می شود این است که اصولاً وقتی انسان به مطلبی توجه پیدا می کند، این توجه از کجا آغاز می شود و چه سیری را طی می کند و در نهایت به کجا می رسد. ما از مسائل بسیاری غافلیم؛ یعنی در دنیا، در حوزه های علوم و معرفت های گوناگون، صورت مسأله های زیادی مطرح است؛ مسائل ریاضی، فیزیکی، شیمیایی و انواع سؤال هایی که در عالم هست، ولی ما هیچ توجهی به آن ها نداریم؛ غافلیم از این که چنین مسائلی وجود دارند. پس اولین مرحله توجه است؛ توجه به خود صورت مسأله؛ یعنی این که چنین چیزی هست یا نیست. تا آدم صورت مسأله را تصور نکند، سؤالی برایش مطرح نمی شود؛ تا سؤالی برایش مطرح نشود، دنبال جوابش نمی رود؛ تا دنبال جواب نرود، علم و معرفت پیدا نمی کند؛ معرفت پیدا نکند، زمینه ایمان فراهم نمی شود. پس اول باید توجه به خود صورت مسأله پیدا کرد.
در این جا، مورد بحث ما انسان های عادی است، وگرنه استثنائاتی در زمینه انبیا و اولیای خدا هست که ما اصلاً درست نمی دانیم از چه زمانی آگاهی پیدا می کنند و آگاهی شان به چه چیزهایی هست. اجمالاً می دانیم که حتی در دوران جنینی هم می توانند توجهاتی داشته باشند، علومی داشته باشند، ذکر خدا بگویند، تسبیح بگویند. آن ها حسابشان جداست؛ به این معنا که بحث درباره آن ها در این جا به درد ما نمی خورد. آن ها آن طور هستند، به ما چه؟ ما چه کار باید بکنیم؟ البته معرفت به این که آن ها چه مقامی دارند، بسیار مفید است، اما این بحث مورد توجه ما نیست. این جا منظور انسان های متعارف مثل خودمان است.
همه ما در دوران طفولیت، تا سنینی با اختلافاتی که افراد نسبت به هم دارند از بسیاری مسائل غفلت داشتیم؛ چه بسا که اصلاً صورت مسأله را نمی توانستیم تصور کنیم. بچه دو سه ساله مثلاً اصلاً نمی تواند صورت بسیاری از مسائل اعتقادی معنوی را تصور کند. بسیاری از مسائل هستند که بنده هم نمی توانم آن ها را درست تصور کنم. دیگران هم کمابیش همین طورند. انسان برای این که بتواند یک سلسله مسائل را تصور کند و صورت مسأله برایش مطرح شود، به مرحله ای از رشد نیازمند است. این خود دو حالت دارد: یک وقت به مسأله توجه پیدا می کند و سؤال برایش مطرح می شود؛ اما یک وقت غافل است. ما بسیاری از چیزها را می توانیم تصور کنیم، اما غافلیم که اصلاً چنین مسائلی هم وجود دارند. پس فرض ما بر این است که همه ما کمابیش در مراحلی از زندگی مان ابتدا غفلت داشتیم. باید از غفلت بیرون بیاییم و به هوشیاری برسیم. در دوران طفولیت و خردسالی، ما نسبت به همه مسائلی که باید بدانیم، حتی همین سه مسأله اساسی (توحید و نبوّت و معاد / مِن اَین و فی اَین و الی این) اصلاً توجه نداشتیم. وقتی توانستیم سؤالش را تصور کنیم، ذهن ما به آن توجه پیدا می کند و در صدد جوابش بر می آییم.
پس یک غفلت، غفلت ابتدایی است؛ زمانی که توجه ما به صورت مسأله هم پیدا نشده است. چیزی که این جا کارساز است این که باید عاملی پیدا شود که صورت مسأله را برای ما مطرح کند. گاهی افراد به صورت فطری به یک حد رشدی می رسند که صورت مسأله برایشان مطرح می شود. این نشانه آن است که رشد بیش تری دارند؛ بعضی ها در شرایطی استثنایی این سؤالات برایشان مطرح می شود؛ بعضی ها هم باید با تلقین و توجه دادن معلم و مربی توجه پیدا کنند. نمونه کسانی که خود به خود توجه پیدا می کنند، حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام است.
حضرت ابراهیم علیه السلام در دوران طفولیت در یک غاری بزرگ شد برای این که از آفات مصون باشد تا وقتی که نگاه کرد به آسمان و گفت خدای این جهان کیست؟ آیا خورشید است؟ ماه است؟ ستاره است؟ این سؤالات به طور طبیعی برایش مطرح شدند. بعضی بچه ها هستند که در همان سن طفولیت، بدون این که کسی به آن ها القا کند، این سؤالات به ذهنشان می رسد که ما از کجا پیدا شده ایم؟ چه کسی ما را درست کرده است؟ ولی بعضی ها این سؤالات اصلاً برایشان مطرح نمی شود. البته شاید قدری عوامل محیطی هم اثر داشته باشند که موجب غفلتشان می شوند؛ مانند شرایط خانواده و محیط، که مانع می شوند از این که توجهشان به چیزهای دیگر جلب شود. اما بعضی ها در شرایط خاصی، خدا یک نوع تربیت الهی برایشان پیش می آورد تا توجه پیدا کنند.
معمولاً وقتی انسان در شرایط سختی قرار بگیرد و مشکلاتی برایش پیش بیاید، بخصوص اگر پای مرگ و زندگی در پیش باشد و راهی برای نجات پیدا نکند، این سؤال برایش مطرح می شود که آیا کسی هست مرا نجات دهد؟ بسیاری از اوقات، همان وقت هم جوابش را خودش پیدا می کند: کسی که این عالم را آفریده است، مرا می تواند نجات دهد: «وَ اِذا رَکبوا فِی الفُلکِ دعوُا اللّهَ مُخلصینَ له الدینَ فَلمّا نجّاهم الیَ البرّ اِذا هُم یُشرکون.» (عنکبوت: ۶۵) معمولاً افراد وقتی بر کشتی سوار می شدند، سفرهای دریایی طولانی می شد، کشتی ها هم ساده بود و زیاد در معرض خطر غرق شدن واقع می شدند، وقتی دریا طوفانی می شد و دیگر خودشان را مشرف به مرگ می دیدند، دست به دعا بر می داشتند که خدایا! ما را نجات بده.
این ها عواملی هستند که موجب زدودن غفلت می شوند. گرفتاری ها مراتب ضعیف ترش، گرفتاری های اجتماعی، فقر، بیماری و سختی های دیگری که در زندگی پیش می آیند باعث می شوند که انسان توجه پیدا کند که چنین مسأله ای هم در کار هست. دو آیه در قرآن کریم داریم، یکی در سوره انعام و دیگری در سوره اعراف که خداوند می فرماید: ما هر پیغمبری برای هر قومی می فرستادیم، ابتدا آن قوم را به سختی هایی مبتلا می کردیم، «لعلَّهم یتَضرّعونَ»(۱) یا «لَعلَّهم یَضَّرَّعونَ.»(۲) ابتلائاتی که مردم پیدا می کردند، زمینه ای پیدا می شد تا از غرور و تکبّر و خودخواهی شان کم شود و برای توجه به خدا آماده شوند.
از این آیات استفاده می شود که یک سنّت عامی است که در هر قومی، خدا پیامبری فرستاد و مردم دچار سختی هایی شدند؛ دلیلش این است که سختی ها موجب می شوند انسان وقتی از اسباب ظاهری و عادی ناامید می شود، فطرتش بیدار شود و توجه پیدا کند به این که چه کسی می تواند مرا از راه دیگری از این گرفتاری نجات دهد.
اگر این دو تا نبودند، در شرایط عادی، به وسیله معلم و مربی و بالاتر از همه، انبیا این مسائل را برای بشر مطرح می کنند. در نهج البلاغه آمده
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.