تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی شامل 58 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی :

اشاره


در ادامه سلسله مباحث اخلاقی حضرت استاد، در این شماره نیز بخش دیگری از بحث «تزکیه نفس » را به محضر اهل معرفت تقدیم می داریم:

در چند جلسه گذشته، درباره اهمیت تزکیه نفس از دیدگاه قرآن کریم مطالب مختصری بیان گردید و عرض شد که از دیدگاه اسلام، روح انسانی آمادگی تکامل و تنزل دارد و تکامل روح منتهی به مقام قرب الهی می شود . در این جلسه، راه کلی تزکیه و پیمودن مسیر کمال را از دیدگاه اسلام، منابع اسلامی و قرآن و حدیث بررسی می کنیم:

در مورد اصل هدف، که همان قرب الهی است، مطالبی را بیان کردیم . در این زمینه، این فقره از مناجات «شعبانیه » که می فرماید: «الهی و الحقنی بنور عزک الابهج فاکون لک عارفا و عن سواک منحرفا» اشاره دارد به این که انسان می تواند به مقامی برسد که به نور الهی ملحق بشود . یا می فرماید: «الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمه و تصیر ارواحنا معلقه بعز قدسک .» (۱) این تعابیر هر چند برای ما درست روشن نیستند و نباید هم انتظار فهم کنه آن ها را داشته باشیم، ولی به هر حال، اشاراتی دارند به این که روح انسان می تواند به جایی برسد که معلق و آویخته به عز الهی شود; اجمالا انسان در پیشگاه الهی چنان خواهد بود که از خودش هیچ استقلالی نخواهد داشت . این مقام از یک نظر، عالی ترین مراتب وجودی است که انسان می تواند بدان نایل شود . آثار وجودی فراوانی برای انبیا و اولیای خدا و برای مؤمنان در این عالم و در عالم پس از مرگ ظهور دارند . به دلیل آن که انسان از خودش هیچ استقلالی نمی بیند – و حقیقتا هم استقلالی ندارد تا خودی ببیند – کسانی از این مقام، به «مقام فنا» تعبیر کرده اند .

فنا; عالی ترین کمال

در مسیری که انسان باید بپیماید تا به قرب الهی برسد، دو جهت ملحوظند: یک جهت، راهی است که انسان را تعالی، علو و ترقی می بخشد و از مراتب پست و زبونی نجات می دهد و جهت دیگر، حقیقت این راه است که عبارت است از بندگی، یعنی درک ذلت وجودی انسان در پیش گاه الهی; درک این که انسان عبد است; «عبدا مملوکا لایقدر علی شی ء .» (۲)

این تعبیر ابتدا تناقض آمیز به نظر می رسد: از یک سو، می گوید: از راه بندگی، آدمی به عالی ترین مراتب وجود می رسد; و از سوی دیگر، می گوید: این مرتبه «مقام فنا» است . چگونه عالی ترین کمال همان فناست؟

همین مطلب دقیقا درباره هر راهی که انسان را به سوی خدا می برد، صادق است . آدمی پله پله گام های ترقی را طی می کند، علو و تکامل پیدا می کند و رشد می نماید . تزکیه هم متضمن معنای رشد و تکامل است، در عین حال، راهی است که واقعیت آن عبادت است، بندگی است، نشان دادن و به ظهور رساندن آن فنای ذاتی، تعلق، وابستگی و نداری انسان است . برای مثال، شعاع نوری که از خورشید یا از چراغی می تابد، اگر خودش را درک کند، چگونه خود را می یابد؟ چیزی که وابسته به منبع نور است، اگر ارتباطش با منبع اصلی قطع شود، فنای محض است; چون اصلا چیزی نبوده که دیده شود . البته این تمثیل است، واقعیتش چیز دیگری است; چون نور هم اگر از منبع خود جدا شود، معدوم نمی گردد . اما چون تصور ما این است که وجود این نور وابسته به آن منبع اصلی است و تا زمانی که ارتباط و اتصال هست، نور وجود دارد، وقتی چراغ خاموش شود، نوری نیست . این البته حقیقتا معدوم نمی شود . با این تصور، می توان گفت: اگر این شعاع نور خودش را بیابد، خود را عین وابستگی به آن منبع نور می بیند، و با قطع این وابستگی، نابود می شود . از این رو، بزرگان اهل معقول گفته اند: وجود مخلوقات عین تعلق و عین الربط است و هیچ استقلالی از خود ندارد . این همان است که می گوییم: وقتی انسان تکامل پیدا می کند، وجودش قوی تر می شود .

روح از سنخ علم است . تکامل روح عین تکامل علم است; عین تکامل شناخت خودش است . وقتی روح تکامل پیدا کند، خودش را بهتر می شناسد; قوت وجودش به این است که خودش را بهتر بشناسد; چون عین علم است . وقتی خود را شناخت، می بیند که هیچ استقلالی از خود ندارد . پس از یک سو، وجود او کامل شده; چون علم او قوی تر و روشن تر گردیده; و از سوی دیگر، محتوای این علم وابستگی و عدم استقلال است .

عبادت; هدف خلقت

عنوان کلی مسیری که ما به سوی کمال طی می کنیم، آن گونه که انبیا و بخصوص قرآن کریم تصریح می فرمایند، عبادت است: «و ماخلقت الجن و الانس الا لیعبدون .» (ذاریات: ۵۶) شاید برخی ابتدا این گونه بپندارند – و این تصور خامی است – که هدف از خلقت انسان این است که خدای متعال می خواست موجوداتی باشند که در مقابل او خضوع و کرنش کنند! ایشان انسان را با خدا قیاس می کنند! چگونه وقتی کسی را احترام می کنند، لذت می برد؟ تصور می کنند خدا هم لذت می برد از این که موجوداتی در مقابل او به خاک بیفتند و او را سجده کنند! بنابراین، اگر این موجودات نبودند، خدا از عبادت آنان لذت نمی برد! از این رو، خدا موجودات را خلق کرد تا او را عبادت کنند و او از عبادت آنان خوشش بیاید!

این تصور، بسیار خام و جاهلانه است; زیرا با ذات بی نیاز الهی ناسازگار است . خدا هرگز نیازمند به غیر نیست و به هیچ چیز خارج از خودش نیازی ندارد . عالی ترین بهجت ها عین ذات اوست . هر کاری که انجام می دهد، نه چیزی از آن کم می شود و نه لذتی برایش حاصل می گردد و نه نیازی به آن ها دارد . برخی تصور می کنند که خداوند وقتی تنها بود و موجودی را خلق نکرده بود – مثل انسان ها – از تنهایی خود رنج می برد! ایشان می گویند: آدم وقتی خودش تنها باشد و در غربت و در تنهایی، از تنهایی خسته می شود . تصور می کنند خدا هم این گونه است! به همین دلیل، موجودات را خلق کرد تا از تنهایی در بیاید! در دعاها بر این تکیه شده است که چنین تصوری نکنید: «ولا لوحشه دخلت علیک اذ لا غیرک » ; (۳) خدایا، تو عالم را به خاطر این خلق نکردی که احساس تنهایی می کردی . خداوند از خلقت خود هدفی جز افاضه رحمت و فیض ندارد .

به هر حال، خداوند نه از عبادت من و شما لذت می برد و نه چیزی نصیب او می شود; نه اگر عبادت نکنیم، اطاعت نکنیم، جنگ با خدا کنیم، علیه خدا تظاهرات راه بیندازیم، خدا غصه اش می گیرد، کمبودی احساس می کند و یا افسرده می شود که چرا بندگان من این گونه کردند; و نه زمانی که عبادت می کنیم و اطاعت می نماییم، آن وقت لذتی پیدا می کند که قبلا نداشت .

این تصور خام هم گاهی برای برخی پیدا می شود که می گویند: عبادت می کنیم تا خدا راضی شود; عبادت می کنیم برای ضایت خدا; کار خیر می کنیم تا خدا از ما راضی گردد; یعنی یک حالت خوش حالی که قبلا برای خدا نبوده و از ناحیه عبادت من برای او حاصل می شود! فقره ای از دعای «عرفه » ناظر به همین تصور نادرست و نارساست: «الهی تقدس رضاک » ، در بعضی نسخه ها هم دارد: «جل رضاک، تقدس رضاک ان تکون له عله منک . فیکیف یکون عله منی » ; (۴) رضایت تو بالاتر از این است که از ناحیه خودت علتی داشته باشد; یعنی چنان نیست که اول تو رضایت نداشته باشی و خودت در خودت رضایت بیافرینی . چه رسد به این که من موجب رضایت تو بشوم! من چه دارم که موجب رضایت تو بشوم؟ رضایت تو بالاتر از این است که علتی از خودت داشته باشد . انسان و هر موجود دیگری بسی عاجزتر از این هستند که چیزی به خدا اعطا کنند که او نداشته باشد . این تعابیر برای این هستند که ما چیزی را درک کنیم، تصوری داشته باشیم و انگیزه ای در ما پیدا شود . همه این ها باید از جهات نقص تنزیه شوند:

امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه می فرمایند: شاید مورچه تصور می کند که خدای او دو شاخ دارد; برای این که این شاخک را برای خودش کمال می بیند; تصور می کند خدا هم اگر بخواهد کمالی داشته باشد، باید دو شاخک داشته باشد . ما هم نقص هایی داریم و تصور می کنیم که خدا هم اگر این ها را نداشته باشد، برای او نقص محسوب می شود . پس خدا هم باید مثل ما، علم، رضایت، لذت و مانند آن داشته باشد . تعالیم دینی به ما می آموزند که همراه همه این صفاتی که برای خدا اثبات می کنیم، باید یک جهت تنزیهی هم وجود داشته باشد: «عالم لاکعلمنا، قادر لا کقدرتنا» و طبعا «له رضا لا کرضانا .» او لذت می برد، اما نه مثل آنچه ما از چیزی لذت می بریم .

عبادتی که ما می کنیم برای این نیست که به خدا چیزی بدهیم که نداشته، و یا کمبودی داشته است که می خواهیم با عبادت های خود آن را جبران کنیم، و یا به این که کسی با او حرف بزند از تنهایی در می آید . این ها ناشی از کج فهمی انسان است . این که می فرماید: «من شما را خلق نکردم، جز برای عبادت » ، به خاطر آن است که عبادت موجب کمال ما می شود . هیچ راه دیگری برای تکامل ما، جز عبادت وجود ندارد . خدا می خواهد انسان عبادت کند; چون راه تکامل انسان فقط از طریق عبادت ممکن است; هیچ راه دیگری ندارد . کمالی که در

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *