تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل فلسفه از نظر ویتگنشتاین دوم؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه از نظر ویتگنشتاین دوم انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه از نظر ویتگنشتاین دوم:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه از نظر ویتگنشتاین دوم آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل فلسفه از نظر ویتگنشتاین دوم با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه از نظر ویتگنشتاین دوم از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه از نظر ویتگنشتاین دوم، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فلسفه از نظر ویتگنشتاین دوم :

*-کارشناسی ارشد فلسفه غرب

چکیده

این مقاله به بررسی دیدگاه ویتگنشتاین دوم درباره فلسفه می پردازد. نگاه او به فلسفه تفاوتی بنیادین با دیدگاه های غالب فیلسوفان دارد. فلسفه نزد او نه حل مسائل به روشی جدید، بلکه بازخوانی دوباره اصل مسائل فلسفی است. برای رسیدن به این هدف گزاره های گرامری مطرح می شود که وظیفه آن بررسی کاربردهای واژه ها و نشان دادن استعمالات نابجای آنهاست. «بازی های زبانی» از ابداعات دیگر اوست که نقش مهمی در نشان دادن تنوّع حوزه های مختلف زبانی به عهده دارد، بازی هایی که شباهت آنها خانوادگی است و همه به نوعی قاعده مندند. ویتگنشتاین بازی های زبانی مختلف را به صورت اموری بدیهی می پذیرد و صرفا آنها را توصیف می کند. از این رویکرد به «طبیعت گرایی ویتگنشتاین» تعبیر شده است. زبان صورت زندگی است و قابل تفکیک از سایر فعالیت های انسان نیست. ویتگنشتاین زبان را نهادی انسانی می داند؛ یعنی زبان مجموعه ای از فعالیت هایِ خود ارجاع و جمعی است. بررسی خصوصیات زبان و بازی ما را به شناخت دقیق تری از بازی های زبانی می رساند. ویتگنشتاین این شناخت دقیق را برای آشکار کردن مرزهای بازی ها از یکدیگر و در نهایت، ایضاح مشکلات فلسفی به کار می گیرد. انتهای مقاله به مقایسه ای میان تراکتاتوس و تحقیقات فلسفی می پردازد و نشان می دهد که چگونه رأی ویتگنشتاین درباره گزاره های فلسفی، از تراکتاتوس تا تحقیقات فلسفی دچار تحوّل شده است.

واژگان کلیدی: گرامر، بازی زبانی، شباهت خانوادگی، نهاد، توصیف.

فلسفه، به عنوان موضوعی معرفت بخش شناخته شده است. فلسفه را علم به حقیقت اشیا تعریف کرده اند. اما در عمل، روش فلسفی به نظریات بسیار متفاوت با یکدیگر منجر شده و حقیقت اشیا هیچ گاه آشکار نشده است. ویتگنشتاین این فرض را که فلسفه رشته ای معرفت بخش است، از اساس زیر سؤال می برد. به نظر او، فلسفه شبیه علم نیست، چرا که علم (به ویژه علوم تجربی) به دنبال عمومیت بخشی است، در حالی که فلسفه به دنبال شکستن عمومیّت بخشی هاست.

ابزار علم، فرضیه و تبیین های استنتاجی است، اما فلسفه دنبال بازنمایی شفّاف زبان است. فلسفه در دیدگاه او، شبیه فلسفه متعارف هم نیست، بلکه نوعی گرامر است، گرامری که کاربردش گاهی به صورت ایجابی و تعلیم و تربیت است و گاهی به صورت سلبی، درمان و علاج کج فهمی های زبان.

فلسفه به مثابه منطق و گرامر

ویتگنشتاین در کتاب یادداشت هایی در منطق می نویسد: «فلسفه از منطق و متافیزیک تشکیل شده است: منطق پایه و اساس فلسفه است». (

NB,p.106

) دو تفسیر از این دیدگاه شده است: طبق یک تفسیر، منطق همان است که در کتاب اصول ریاضیات یافت می شود و متافیزیک (در عبارت مزبور) به تبیین ذات و ضرورت مقولات جهان می پردازد. تفسیر دوم که رایج تر است معتقد است که منطق، یعنی اصول معناداری و ارجاع آن به خارج، و متافیزیک بحث و بررسی درباره حقایق عادی و اشیای انضمامی است.

این رویکرد، رویکردی به مسائل فلسفی از طریق زبان است که خصوصیت آثار ویتگنشتاین تا پایان باقی می ماند. البته می توان فهم جدیدی از این دیدگاه ویتگنشتاین ارائه داد که از یک طرف، در پیوستگی با تراکتاتوس باشد و از طرف دیگر، گسترشی در معیار ارائه شده در آن باشد. ویتگنشتاین در تراکتاتوس گفته است که زبان آیینه واقعیت است و منطق ذاتِ زبان است، (البته این بدان معنا نیست که صورت و ذاتِ جهان، از پیش داده شده باشد). در تفکّر دومش و از جمله در کتاب یادداشت هایی در منطق، در حالی که نسبت میان صور زبان و متافیزیک را حفظ کرده، دیگر قائل به تناظر میان الفاظ و خارج نیست، و این که تنها یک کاربرد زبانی وجود دارد را منکر است. منطق در نظر او، نوعی گرامر است. او می گوید: «ذات با گرامر بیان می شود… گرامر به ما می گوید هر شی ء چه چیزی است». (

PI, 371-3

)البته باید توجه داشت که ذواتی مستقل از گرامر وجود ندارد، چنانچه در تراکتاتوس نیز اشیایی مستقل از تصویر ما از واقعیت وجود ندارند. (

TLP, 2.OI2I

)

گزاره های فلسفی، گزاره های تجربی نیستند، بلکه گزاره هایی گرامری اند. (البته همه گزاره های گرامری، فلسفی نیستند). منظور ویتگنشتاین از گزاره تجربی، گزاره ای است که اولاً، درباره پدیده ای از جهان باشد؛ یعنی درباره کاربرد یا معنای واژه ها، شبه جملات و گزاره ها (به طور مستقیم یا غیرمستقیم) نباشد. ثانیا، با مشاهده یا تجربه تأیید یا رد شود.

در طرف مقابل، گزاره های گرامری هستند. گزاره ای گرامری است که به طور صریح یا ضمنی لفظی باشد؛ یعنی مستقیم یا غیرمستقیم درباره کاربرد یا معنای واژه ها باشد. (به عنوان مثال بررسی گرامر واژه «دانستن»، یعنی بررسی کاربرد واژه «دانستن» و تبیین گرامری واژه، همان تبیین معنای واژه است)

گرامر سطحی، ارائه بی واسطه کاربرد یک واژه است. «این یک ضمیر است»، گرامری سطحی است، چیزی است که به راحتی می توان آن را از فرهنگ لغت به دست آورد. در مقابل گرامر پیچیده است که شامل گزاره های صریح و ضمنی گرامری است.

«گزاره در صورتی گزاره ای صریحا گرامری است که به واژه یا واژه هایی اشاره کند و چیزی درباره کاربردشان بگوید. و نیز در صورتی به طور ضمنی گزاره ای گرامری است که واژه را به کار ببرد، ولی اشاره به آن نکند و در عین حال، قاعده ای درباره کاربرد لفظی آن بگوید». (

Kennick.W.E, 1998, P.142

)

مثال های گزاره هایی که به طور صریح گرامری هستند عبارت اند از: «من» نام شخص نیست، «اینجا» نام مکان نیست، «این» اسم نیست، «خواستن» نامِ یک عمل نیست، در «من درد دارم»، «من» یک ضمیر اشاره نیست.

مثال هایی که به طور ضمنی گزاره ای گرامری هستند، عبارت اند از: باور داشتن، فکر کردن نیست، مشاهده کردن باعث ایجاد شی ء مشاهده شده نمی شود. مفهوم گزاره های گرامری صریح به خوبی آشکار است، اما گزاره های گرامری ضمنی ابهام دارد و نیز به راحتی با گزاره های تجربی به خاطرشباهتشان اشتباه گرفته می شود؛ مثلاً این گزاره ها را در نظر بگیرید:

۱. سه مرد در یک میز یک متری نمی توانند کنار هم قرار گیرند.

۲. رنگ های سبز و آبی، هم زمان در یک مکان نمی توانند باشند.

زبانی که این گزاره ها به کار برده اند، یکسان است، اما (۱) گزاره ای تجربی است و محالی فیزیکی را بیان می کند، در حالی که (۲) گزاره ای گرامری است و محالیت منطقی را بیان می کند. چگونه تفاوت گرامری میان دو گزاره فهمیده می شود؟ نحوه تأیید هرکدام، تفاوت آنها را نشان می دهد که با پرسش «منظورت از این جمله چیست؟» می توان بدان رسید. برای تأیید اولی، باید حقایق تجربی را درباره اندازه مردها ارائه کنیم و یا سه نفر از آنان را در یک میز یک متری جا دهیم تا ابطال شود. در حالی که گزاره دومی گزاره ای ترکیبی پیشینی است و با حقایق تجربی تأیید یا تکذیب نمی شود و تنها با استفاده از قواعد معناداری تأیید می شود.

روش دیگر برای تشخیص گزاره تجربی از گزاره گرامری ضمنی، پرسیدن این سؤال است که: آیا می توانیم حالتِ مخالف را تصور کنیم؟ یا اگر گزاره ما نقیض شود، چگونه خواهد بود؟ اگر بتوانیم حالتِ مخالف را تصور کنیم، گزاره ما تجربی و در غیر این صورت، گرامری خواهد بود.

مثلاً در دو گزاره (۱) «این میز، طولش با آن یکی برابر است». (۲) «هر میله یک طولی دارد»، می توانیم میزی تصور کنیم که طولش با آن یکی برابر نباشد، اما نمی توانیم میله ای بدون طول تصور کنیم. پس اولی گزاره ای تجربی و دومی گزاره ای گرامری است. البته این که در اینجا نمی توانیم حالتِ مخالف را تصور کنیم بدین معنا نیست که قدرت من در تخیّل به اندازه کافی قوی نیست. این روش برای مواردی است که شکل صوری آن شبیه گزاره تجربی است، اما در واقع، گزاره گرامری است.

دو خصوصیت گرامر: ۱ توصیفی بودن ۲ امتناع از زبان آرمانی

گرامر فلسفی نزد ویتگنشتاین صرفا توصیفی است (

BB.p.125

) منظور از توصیفی بودن، این است که تبیینی نیست. گرامر به ما نمی گوید که زبان برای رسیدن به هدفش و یا برای فلان تأثیر بر موجودات انسانی چگونه باید ساخته شود. گرامر تنها توصیف می کند و به هیچ وجه کاربرد نشانه ها را تبیین نمی کند. البته در عین این که گرامر، توصیفی است، ولی به عنوان ابزاری انتقادی نیز استفاده می شود، ابزاری که می توان با آن چیزی را بی معنا یا غلط دانست:

«صحیح است بگوییم که: «من می دانم تو چه می اندیشی» و غلط است بگوییم که: «من می دانم من چه می اندیشم»».(

PI, p.222

)

واژه صحیح و غلط بدین معناست که در بازی زبانی معرفت، به کار بردن چنین گزاره هایی، مجاز هست یا نیست. در این بازی زبانی، می توان پرسید: «چگونه به این معرفت رسیده ای؟» و این پاسخ که: «می دانم به چه می اندیشم»، بی معناست. ویتگنشتاین معتقد است که: یک گزاره وقتی معنادار است که منفی آن نیز معنادار باشد. و چون منفی جواب، یعنی «نمی دانم که به چه می اندیشم» به عنوان خبری از واقع بی معناست (البته به عنوان مثلاً جوک گفتن، با معناست) خود جمله اصلی، یعنی «می دانم که به چه می اندیشم» نیز بی معناست.

ویتگنشتاین با زبان شناسان هم عقیده است که واقعیتی خارج از زبان وجود ندارد که معیاری برای لغات و اَشکال زبان ارائه دهد:

گرامر مطابق با هیچ حقیقتی [خارج از خود] نیست. این قانون گرامری است که معنا را معیّن می کند و شکل می دهد. بنابراین، خود گرامر مطابق با هیچ معنایی خارج از خود نیست و نسبت به آن بی تفاوت است. (

PG. 184

)

و نیز گرامر فلسفی، علاقه ای به ارائه کاربرد جدیدی از واژه ها و ساختن آنچه «زبان آرمانی» نامیده می شود، ندارد. ارائه زبان آرمانی، این پیش فرض را به همراه دارد که کاربردهای عادی و هر روزه زبان تا حدّی ناقص است:

اشتباه است که تصور کنیم در فلسفه، زبانِ آرمانی در برابر زبان عادی به کار می رود، زیرا این بدان معناست که ما زبان عادی را تکامل می بخشیم، در حالی که زبان عادی تماما صحیح و بی نقص است. (

BB, p.28

)

فلسفه به هیچ وجه در کاربرد واقعی و عینی زبان مداخله نمی کند، در نهایت، تنها آن را توصیف می کند… فلسفه هرچیز را همان طور که هست باقی می گذارد. (

pI, 124

)

البته باید توجه داشت که توصیفی بودن و عدم ارائه زبان آرمانی، به معنای شمارش صرف کاربردهای عینی واژه ها نیست. فلسفه ممکن است، موارد کاربرد جدیدی هم کشف کند، مواردی که گاهی ظاهر بی معنایی هم دارند.

کشف مفهوم زبانی

ویتگنشتاین در تراکتاتوس، کاربرد گزاره را تصویری بودن آن می دانست؛ یعنی تناظر اجزای گزاره با وضع ممکن امور. (

TLP

. ۳.۵, ۴)در نظر او، این تناظر مسئله ای روان شناختی است؛ یعنی وظیفه فیلسوف که اساسا درباب سمبولیسم (

Symbolism

) نظریه پردازی می کند، کشفِ تطابق نشانه ها و خصوصیات شکلی منطقی آنها با واقعیات خارجی نیست.

فیلسوف صرفا به بیان چنین رابطه ای می پردازد، اما این که در خارج، این رابطه تحقّق پیدا کرده است یا خیر، وظیفه فیلسوف نیست. او بعد از بازگشت به فلسفه در تفکّر دومش، دریافت که در این نظریه که «تطابق میان نام ها و اشیا نامیده شده، یک موضوع فرافلسفی و روان شناختی است»، زیاده روی کرده است. همچنین دریافت که بسیار ساده انگارانه است که نسبت زبان و واقعیت را تنها با دو عنصر ارتباط اسامی با یکدیگر (

name – relation

) و خصوصیت تصویری گزاره بیان کنیم. این تأمّلات منجر به نظریه کاربردی معنا (

theory of meanings as use

) و کشف مفهوم «بازی های زبانی» (

language – games

) شد.

تاریخچه استفاده از مفهوم بازی و ابزار

ویتگنشتاین، در تراکتاتوس با اشاره به فرگه می گوید: «تنها در بافت گزاره است که می توان اسامی را معنادار یافت».(

TLP, 3.3

) او در کتاب

Bemerkungen

، جمله مزبور را این گونه تفسیر می کند: «می توان چنین تشبیه کرد که تنها در مقام کاربرد است که میله حُکم یک اهرم را پیدا می کند». (

PB, 59

) این مقایسه میان واژه و ابزار (که از اولین مقایسه های او نیز هست)، بعدها نقش مهمی را در تفکّر متأخّرش بازی می کند.

اولین استفاده ویتگنشتاین از مجاز «بازی» در بحثی از شکل گرایی (

formalism

) در ریاضیات بوده است. این گفت و گو و بحث، در خانه شلیک (

Schlick

) در ژوئن ۱۹۳۰ صورت گرفته است:

شکل گرایی هم شامل صدق و هم کذب است. صدق در شکل گرایی بدین معناست که هر صورتی (

Syntax

)می تواند به صورت مجموعه ای از قوانین بازی لحاظ شود.

من درباره نظر وِیی (

weyi

) که می گفت شکل گرا (

formalist

)، آکسیوم های ریاضیات را مشابه قوانین شطرنج می داند، چنین می گویم: نه تنها آکسیوم های ریاضیات، بلکه هر شکلی (

syntax

)امری دلبخواهانه است… اگر از من سؤال شود که تفاوت میان شطرنج و شکل زبان (

syntax

)چیست؟ می گویم: تنها در کاربردشان تفاوت دارند… اگر مردانی در مریخ جَنگی مشابه جنگ مهره های شطرنج صورت دهند، ژنرال های جنگی از قوانین شطرنج برای پیش بینی استفاده خواهند کرد… . (

WVC. 104

)

مقایسه ویتگنشتاین بین مجموعه آکسیوم ها و بازی شطرنج در گفت و گوی او با وایزمن (

waismann

)، بارها تکرار شده است. (

WVC, 163,170

)

ویتگنشتاین در کتاب گرامر فلسفی، یک فصل را به مقایسه میان علم حساب و شطرنج اختصاص داده است، به ویژه مقایسه نقش صدق و کذب در حساب و برد و باخت در بازی (

PG, 289-95

). جالب توجه ترین نکته در کتاب گرامر فلسفی، فرارفتن از علم حساب و به کار بردن «بازی» برای کاربردهای قسمت های مختلف زبان است.

یکی از دلایل مقایسه بازی با زبان، استفاده هر دو از قواعد (

Rules

) است. اما در اینجا نباید دچار بدفهمی شویم، ما معمولاً زبان را مطابق قواعد بسیار مشخص و دقیق به کار نمی بریم و هنگام صحبت، به قواعد کاربرد نمی اندیشیم، و اگر از ما بپرسند چند قاعده را نام ببرید، نمی توانیم به آنها اشاره کنیم.

به کار بستن واژه ها، در همه جا با قواعد محدود نمی شود مثلاً قاعده ای برای نامیدن این شی ء (که گاهی آشکار و گاهی از نگاه ما پنهان است) به نام صندلی نداریم و یا این که اَعلام (مانند موسی) را به کار می بریم، بدون این که تعریفی معیّن برای آن داشته باشیم. در بازی نیز چنین است، قاعده ای برای تعیین نحوه ارتفاع و شدّت پرتاب توپ در تنیس وجود ندارد، در عین حال، تنیس یک بازی با قاعده است.

معیار بازی های زبانی: مفهوم شباهت خانوادگی

با توجه به نکات بالا، معیار بازی زبانی چیست؟ و مرز یک بازی زبانی از بازی زبانی دیگر کجا مشخّص می شود؟ ویتگنشتاین طبق معمول، تبیینی عام درباره چگونگی بازی زبانی ارائه نداده است. او معیار مشخّصی برای تعیین یک بازی زبانی ارائه نمی دهد، بلکه صرفا با ارائه مثال هایی از بازی های زبانی، مفهوم آن را روشنی می بخشد.

کامل ترین لیستِ بازی ها در کتاب تحقیقات فلسفی ارائه شده است که شامل موارد زیر می شود: اطاعت کردن، دستور دادن، توصیف اندازه ها، ترسیم، گزارش، تأمّل، آزمونِ فرضیه، ارائه نتایج آزمایش، خلق داستان، بازی در نمایش، خواندن آواز، حدس زدنِ جواب، لطیفه گفتن، حلّ مسئله، ترجمه، خواهش، تشکر، توهین کردن، خوش آمد گفتن و دعا کردن… (

PI, 23

)

خصوصیّات یکسانی در هر آنچه ما بازی می نامیم، وجود ندارد. اما از طرف دیگر، معانی مستقلی نیز از یکدیگر ندارند (مانند مفاهیم مستقل از یکدیگر)، بلکه مفهومِ بازی، یک مفهوم دارای شباهت خانوادگی است؛ مثلاً بازی های همراه با توپ را ملاحظه کنید، بعضی از آنها مانند تنیس، قواعد پیچیده ای دارند، اما بعضی دیگر صرفا پرتاب بلند توپ است و بعضی دیگر مانند دویدن بچّه ها دنبالِ توپ است؛ بعضی بازی ها رقابتی اند و بعضی انفرادی.

علاوه بر این، خود قاعده هم مانند بازی و زبان، یک مفهوم دارای شباهت خانوادگی است. آنچه را که در یک بازی و زبان، قاعده می نامیم نقش های کاملاً متفاوتی دارد.

ویتگنشتاین، زبان را یک فعالیّت قاعده مند می داند و مثال های متفاوتی از قاعده می زند، مانند یک صندوق پستی، تابلوی راهنما، تابلوی تصاویر و واژه ها، نشانه های مختلف، قواعد حرکت مهره ها در شطرنج… (

PI, 48,85,222,567

)

همین خصوصیت شباهت خانوادگی در زبان هم وجود دارد و باعث می شود که انواع زبان ها از جمله زبان های کوچک و ابتدایی را هم جزو بازی های زبانی بدانیم:

… ذاتِ بازی زبانی و ذاتِ زبان چیست؟ چه چیز در همه آن فعالیّت ها مشترک است و چه چیز آنها را متّصف به زبان بودن می کند؟… من به جای پیدا کردن خصوصیتی که در همه آنچه زبان می نامیم، مشترک باشد می گویم: این پدیده ها یک خصوصیت مشترک ندارند که ما را وادار کند یک واژه را برای همه آنها به کار بگیریم. اما در عین حال، از راه های متفاوتی با یکدیگر مربوط هستند و به دلیل این رابطه یا روابط است که همه آنها را «زبان» می نامیم. (

PI, 65

)

آیا زبان ابتدایی واقعا یک بازی زبانی است؟

انتقادی که اینجا مطرح می شود این است که اگر بازی زبانی حداقل این توانایی را نداشته باشد که بتواند مثلاً میان واژه و جمله تمایز قائل شود (مانند بازی زبانی یک بنّا…)(۱)، اصولاً آیا یک بازی زبانی می تواند به شمار آید؟ می توان منشأ این اِشکال را در تراکتاتوس دانست، آنجا که می گوید: صورت بندی گزاره ها و امکان بیانِ مفاهیم جدید با واژه های کهن، یک شرط ضروری برای فهم زبان است. اشکال عمده زبان ابتدایی این است که ساختار (

Syntax

)در آن وجود ندارد. اما انسان هایی که زبان های ابتدایی را به کار می برند، به صورت ماشینی و بدون اختیار این کار را انجام نمی دهند (چون خود به کار بستن زبان ابتدایی، به کار بستن آگاهانه است) و نیز زندگی انسان های ابتدایی از بسیاری جهات شبیهِ زندگی روزمره ماست. به همین دلیل، تفکّر و زبان آنها نیز شباهت بسیاری با ما دارد و همین نکته باعث نزدیکی بازی زبانی آن ها با بازی های زبانی پیچیده می شود. «اگر بخواهیم مسائل مربوط به صدق و کذب، مطابقت و عدم مطابقت گزاره با واقع و نیز ماهیت بیان، فرض و سؤال را مطالعه کنیم، بهتر است به صور ابتدایی زبان توجه کنیم. جایی که این صورت های تفکّر بدون درگیر شدن با فرآیندهای پیچیده تفکّر ظاهر می شوند». (

BB, 17

)

بنابراین، گرچه شاید نتوان بازی زبانی ابتدایی را زبان نامید، اما مسلّم است که شباهت های زیادی با زبان دارد و مرز مشخصی میان بازی های پیچیده و ابتدایی وجود ندارد. شباهت های بازی ابتدایی و بازی پیچیده، امکانِ پیوستگی این دو حوزه را فراهم می کند. با توجه به این که زبان ابتدایی نیز مانند زبان پیچیده از قواعد بهره می گیرد و فعالیتی قاعده مند است، می توان زبان ابتدایی را پایه ای دانست که با افزودن تدریجی قواعد جدید و صور جدید زبانی بدان، یک زبان نسبتا پیچیده پدید می آید.

مقصود از کاربرد جمله چیست؟

ویتگنشتاین در تحقیقات فلسفی گفتاری دارد که به نظر غیرمنسجم می آید:

چند نوع جمله وجود دارد؟ لابد می گویید اخباری، پرسشی و امری؟ انواع بی شماری وجود دارد، انواع متفاوت بی شماری از کاربردِ چیزهایی که واژه و جمله می نامیم…

ابتدای گفتار دلالت بر این دارد که جملات مختلف، کاربردهای مختلف و متفاوتی دارند، در حالی که انتهای گفتار بیان می کند که یک جمله واحد هم می تواند کاربردهای مختلف و متفاوتی داشته باشد. کدام یک مقصود ویتگنشتاین است؟

جملات خبری، پرسشی و امری سه نوع عمده متفاوت سنّتی هستند که البته در گرامر سطحی بحث می شوند، در حالی که در گرامر عمیق می توان به کاربردهای مختلف از یک جمله واحد هم رسید. همه جملات خبری کاربرد معنایی واحدی ندارند و بازی های زبانی متفاوتی را شکل می دهند. با توجه به چگونگی فهمیدن صدقِ جملات خبری و چگونگی خطای ممکن در آنها، جملات خبری مختلفی خواهیم داشت.

حال که مقصود ویتگنشتاین را از گوناگونی و تعدّد جملات فهمیدیم، این سؤال مطرح می شود که کاربرد این جملات به چه معناست. آیا کاربرد به معنای استعمال است یا به معنای فایده مندی و سود در جهان عینی است؟ وقتی می گوییم واژه ای کاربرد دارد، آیا منظورمان این است که واژه در یک جمله استعمال شده است یا منظورمان این است که واژه تغییری در جهان به وجود آورده است؟

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *