توضیحات
🔥 پیشنهاد ویژه: دریافت فایل فایل ورد کامل پاورپوینت اسلام ثروه، اسلام شحنه، اسلام ثوره رژیم های اسلامی کدامند؟ با امکانات استثنایی!
فایل فایل ورد کامل پاورپوینت اسلام ثروه، اسلام شحنه، اسلام ثوره رژیم های اسلامی کدامند؟ که هم اکنون ارائه میشود، یک راهحل جامع و بینظیر برای نیازهای تحقیقاتی و آموزشی شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت اسلام ثروه، اسلام شحنه، اسلام ثوره رژیم های اسلامی کدامند؟،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت اسلام ثروه، اسلام شحنه، اسلام ثوره رژیم های اسلامی کدامند؟ :
Normal
۰
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}
اشاره
ابراهیم کاراوان، یکی از محققان مرکز مطالعات سیاسی و استراتژیک قاهره
است. آثاری همچون”آنسوی طوفان صحرایی
” “
خاورمیانه
پس از جنگ خلیج فارس” و “سیاست استقراراسرائیل” از وی منتشر
شده است. وی در این مقاله خود، نگاهی گذرا به جایگاه و شکل گیری سه نوع حکومت
اسلامی ایران، عربستان، سودان و پاکستان دارد. از برخی موارد قابل تامل در این
مقاله که بگذریم، مطالب قابل توجهی در آن به چشم می خورد.عنوان اصلی این اثر:
“سلاطین،آخوندها،مارشال ها
”
است، که عنوان فوق، به عنوان ویژگی
سه نوع حکومت مذکور از متن گرفته شده است
.
معرفت
مقدمه
این مقاله سه نوع رژیم را مورد بررسی قرار می دهد که همگی مدعی اند در
آنها اسلام «صاحب مسند» است. این رژیم ها، شامل رژیم دودمانی (سلسله ای) محافظه
کار عربستان، رژیم مردمی روحانی ایران و رژیم های قدرتخواه نظامی سودان و پاکستان
است. این رژیم ها، تفاسیر متنوعی از اسلام ارائه می دهند که همگی یا بازتاب منافع
و ایدئولوژی کسانی است که ضبط و مهار دستگاه کشوری را در دست دارند، و یا تاثیر
میراث تاریخی جامعه و ویژگی های خاص زمینه وضعیتی بالفعل آن را نشان می دهند.
رقبای قدرت طلبان داخلی و رقبای خارجی، که در پی دستیابی به مقام ریاست در جهان
اسلام هستند، بر حکم ادله سیاسی ومذهبی همواره به حقانیت این سه نوع رژیم معترض
بوده اند. عمده ترین اعتراضات، سبت به حقانیت حکومت هایی با رژیم های نظامی اسلامی
ابراز شده است. عواملی که سبب بروز این اعتراضات نسبت به
«
اسلام مارشالها
(ارتشبدها)» شده از این قرار است: اولا، سرمایه سیاسی، که در نوع «اسلام صاحبان
ثروت » عربستان سعودی هست، در این رژیم ها وجود ندارد. ثانیا، مشروعیتی که در تحول
انقلابی ایران به رهبری فره مندانه
(
charismatic)
پدید آمد و در نمونه ایرانی به عنوان اسلام انقلابی
شناخته می شود، در آنها به چشم نمی خورد. ثالثا، این رژیم ها از ویژگی ضدسیاسی
برخوردارند که این ویژگی در بی اعتمادی آنها نسبت به جنبش های سیاسی، که حامی برنامه های
اسلامی شدن آنهاست، آشکار می گردد. جنبش هایی که رهبرانشان سودای ایفای نقش
نظریه پردازان و گردانندگان رژیم را در سر داشتند
.
نهضت های سیاسی اسلامی، که نظریه پردازان تجددگرا آنها را یادگارهای
گذشته ارزیابی می کنند، به تازگی مقتدرترین نیروی سیاسی اجتماعی، شاید حتی موجی در
آینده، در بسیاری از کشورهای مسلمان معرفی شده اند. در گذشته، بسیاری از مفسران
عقیده داشتند که جنبش های سیاسی فاقد هر گونه اهمیت سیاسی مستمر هستند; اما اکنون
به نظر می رسد که با دیدن شواهدی خلاف نظریه خود با مشکل عظیمی روبرو شده اند
. (۱)
یک تبیین ممکن در باب چنین تناقضی را می توان ناشی از این امر دانست که
فعالیت های سیاسی تحت لوای اسلام به مساله ای جهانی مبدل گردیده است که بسیاری
بازیگران جوامع اسلامی در آن شرکت دارند. استفاده گسترده ملی گرایان عرب از
خطابه های سیاسی اسلامی از زمان ظهور جنگ خلیج در سال های ۹۱ – ۱۹۹۰، دلیلی واضح
بر این امر است. به عنوان مثال، غالب آنان جنگ عراق را به عنوان «غضب خدا» علیه
«بدکاران کافر» و جنگ مقدس «ایمان » در برابر «الحاد» تعبیر می کردند. حتی چپ گرایان
مارکسیست نیز ازاین کار مستثنی نبودند. در بیانات یک مارکسیست برجسته عرب، خطاب به
همقطاران چپ گرایش آمده است: «تا زمانی که قدرت های مذهبی بر کشور غالب اند …
هیچ حزب سیاسی ای نمی تواند بدون تحمل خسارتهای سهمگین ناشی از جدا شدن از
توده های عظیم مردم، مسائل اسلامی را نادیده گرفته و آنها را در مبارزه سیاسی به
کار نگیرد. در غیر این صورت، مجبورید ملتی غیر مذهبی از کشوری دیگر وارد کنید تا
شما را در پیشبرد انقلاب مطلوبتان یاری دهد
». (۲)
طی دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، رژیم های سیاسی، که به طور روزافزون از سوی
جناح مخالفان اسلامی تهدید و یا مورد اعتراض واقع می شدند، برای مقابله با این
تهدیدات، در پی یافتن دستاویز یا توجیهی اسلامی برای سیاست های خود برآمدند
. (۳)
از جمله این تلاش ها: استفاده از نمادهای اسلامی، معرفی رهبران سیاسی
به عنوان پیروان پارسامنش دین اسلام و متخصصان آئین های عبادی این دین، قطع
برنامه های رادیو و تلویزیون برای پخش اذان، ممنوعیت مصرف مشروبات الکلی در خطوط
هوایی ملی و ایجاد «کمیته های اصلاح نظام قانونی مطابق با قوانین شریعت اسلام بود
.
اماانواع رژیم هایی که دراین مقاله عنوان می شوند از تمسک عادی به
نمادگرایی مذهبی پا فراتر نهاده اند. ادعای آنان صرفا این نیست که یک
یاچندسیاست شان موافق بااصول اسلامی است;تاآنجاکه به موضوع مشروعیت مربوط است،
نقطه آغاز بحث آنها صریحا «لاحکم و لاسیاده الا لله »، است (فرمانفرمایی و حاکمیت
تنها از آن خداست
).
فحوای اصلی ادعای آنان «سلام صاحب مسند» است. آنها فلسفه وجود سیاسی
خود را دفاع از دین و اجرای کلیت شریعت می دانند و مدعی اند که، با تلاش جهت نزدیک
شدن به تصویری قطعی از دوره ظهور اسلام یا عصر طلایی آن، می توانند به سایر
مسلمانان الگویی ارائه دهند که چگونگی حرکت در جهت استقرار یک دولت و جامعه اصیل
اسلامی را فراهم سازد
.
(۴)
قصد من در این مقاله طرح این سؤال است: آیا در میان کشورهایی که خود را
اسلامی معرفی می کنند، الگویی از حکومت اسلامی وجود دارد که از پاره ای ویژگی های
مابه الاشتراک آنها پرده بردارد؟ بحثی که در اینجا مطرح می کنم این است که دورنمای
تحلیلی که به جای وحدت انواع، تنوع و دگرگونی آنها را، به جای اظهار نظر رسمی صریح
در سطح ایده ای، تنوع تاریخی و اجتماعی، وبه جای وحدت در زمینه الگوهای
مشروعیت سیاسی، تکثر را کانون توجه خود قرار می دهد، ممکن است این امکان را برای
ما فراهم سازند که از رژیم های اسلامی فهم بیشتری بدست آوریم
.
چنین درکی باید راههای متنوع و زمینه های گسترده ای را که رژیمها با
توسل به آنها به قدرت می رسند، راه حل و روشهای مشروعیت طلبی و اعتراضاتی که با آن
به ناچار دست به گریبان می شوند، در بر گیرد
.
توافق و اجماعی هم اینک میان دانشجویان طرفدار احیای اسلامی وجود دارد
مبنی بر اینکه آنچه به عنوان اسلام مردم پسند مشهور است، نمودها و اجزایی دارد.
این اسلام شامل نهضت هایی می شود که اهداف گوناگونی، همچون ترویج دین باوری فردی،
ایجاد اصلاحات اجتماعی و بازسازی بنیادین مناسبات دولت و جامعه، بر اساس الگوی
دوران ظهور اسلام را دنبال می کنند. جای تعجب نیست که در میان رژیم های که خود را
اسلامی معرفی می کنند، تنوع و گونه گونی، خصیصه ای روشن در زمینه سیاستهای داخلی و
خارجی آنان است. روی هم رفته باید گفت که هر یک از این رژیم ها از ویژگی های
تاریخی، خصایص متنوع اجتماعی و اوصاف خاص رهبری سیاسی خود برخوردار است. گو اینکه
همه این رژیم ها هویت خود را براساس اسلام تعیین می کنند، چنان که نازی ایوبی در
این زمینه می گوید: اسلام برای افراد مختلف، متفاوت معنا می دهد و این امر،
همان گونه که در مورد سایر زمینه های زندگی اجتماعی صدق می کند، درمورد سیاست نیز
صدق می کند. در نظر بعضی ممکن است اسلام در حکم وسیله ای برای توجیه وضع موجود به
کار آید، در حالی که، برای دیگران نقش رهبری و پیشتازی را برای انقلاب ایفا کند
. (۵)
همین قدر بس که یاد آوری کنیم رژیم پادشاهی، محافظه کار و طرفدار غرب
عربستان و رژیم جمهوری، مردمی و ضدغربی ایران شالوده حقانیت سیاسی خود را بر
تعابیر و تفاسیر کاملا متفاوتی از اسلام استوار می سازند. طی دهه ۱۹۸۰ هر یک از
این دو رژیم، از به رسمیت شناختن «اعتبارنامه های » اسلامی طرف مقابل امتناع
ورزیدند و تلقی آنان در چنین به رسمیت شناختنی نوعی مخالفت و چه بسا نوعی نفی
حقانیت خودشان بود. در واقع، هر یک از آنها هویت دیگری را بزرگترین خطر برای «دعوت
ونهضت حقیقی اسلامی » جلوه می دهد.بنابراین، عربستان سعودی طی دهه اخیر هم مایل بود
و هم توانست که درپرتو خصومت با نظام حکومتی ایران پس از انقلاب اسلامی خود را با
رژیم غیردینی(پان عربیسم
)
عراق متحد سازد
.
همان گونه که ویلیام کوانت دقیقا خاطر نشان می کند آنچه که بیش از هر
چیز باعث شد رژیم عربستان «نسبت به انقلاب ایران شدیدا نگران شود، سرنوشت شخصی شاه
نبود، بلکه تصور انقلابی مبتنی مردم بود که سرنگونی سلطنت محافظه کارانه را به
دنبال داشت.» رهبران ایران در برنامه خبری رادیو عربی خطاب به عربستان بر این
تاکید می کردند که “سلطنت و اسلام، نعه الجمعند
(mutually”exclusive)
و «به نام اسلام خواستار سرنگونی سلسله پادشاهی آل سعود
بودند
.» (۶)
مقابله عقیدتی – سیاسی بین این دو مدافع اسلام
فزونی گرفت. از یک سو، عربستان سعودی دستگاه رهبری ایران را برای اقدام به عملیات
براندازی عمدی و ایجاد آشوبهای سیاسی، بویژه در اطراف اماکن مقدسه در اثنای مراسم
حج و تحریک و ایجاد بلوا درمیان اقلیت شیعه ساکن در استان شرقی نفت خیز، به باد
انتقاد گرفت. به گفته حکام سعودی این عملیات صرفا یک رشته اقدامات گمراه کننده
نبودند که مبارزان ایران مرتکب می شدند، بلکه این اقدامات بازتاب یک ایدئولوژی
حکومتی بودند که دعوت اسلامی را با ترویج تفرقه، افراطگرایی، تروریسم و خونریزی به
عنوان سرآغازی برای سلطه منطقه ای ایرانیان برابر می نهد
.
از سوی دیگر، [امام] خمینی آل سعود را متهم می کند که شایسته مقام
تولیت مقدسترین زیارتگاه های اسلام، «که به همه مسلمانان تعلق دارد»، نیست و این
رژیم را به تلاش در جهت تنزل شان و مقام مراسم حج تا حد یک «آیین عبادی خشک » عاری
از هرگونه مفهوم سیاسی یا تعهد، محکوم می کند. به گفته ایشان، رژیم سعودی، که
غالبا از آن به لفظ اهانت آمیزی مانند «حکومت حجاز» نام می برد، محکوم به قتل عام
زائرین بی دفاع ایران، هتک حرمت حرمین خدا، و به منزله جانشین خدمتکار «کاخ سیاه
شیطان بزرگ!» (یعنی: کاخ سفید ایالات متحده) است. اسلامی را که رهبران سعودی
فی الواقع طرفداری می کردند، به تعبیر [امام] خمینی «اسلام پول و قدرت،…فریب،
سازشکاری واسارت، اسلام سرمایه و سرمایه داران بر ستمدیدگان … و در یک کلام،
اسلام امریکایی » است
.
(۷)
رژیم های اسلامی نه تنها با اعتراضات خارجی نسبت به حقانیتشان
مواجه اند که از ناحیه سایر رقبا برای دستیابی به مقام رهبری در دنیای اسلام صورت
می گیرد، بلکه این رژیم ها ناگزیرند به مقابله با گروه های اسلامی مخالف داخلی نیز
برخیزند. اکثر این گروه ها در صحت ادعاهای اسلامی بودن این رژیم ها تردید می کنند
و تقابل بین بیانات ایدئولوژیکی
(
عقیدتی) خودستایانه و واقعیات محسوس
مربوط به فساد اجتماعی، اختناق سیاسی و از خود بیگانگی اخلاقی را محکوم می کنند.
تجارب تاریخی نشان داده است که مقابله با یک رژیم خاص عین به دلایلی مبنی بر اینکه
فهم آن رژیم از اسلام خشک و انعطاف ناپذیر است، معمولا از دیدگاه گروه مخالف در
مقایسه با استراتژی های دیگری، مانند انتقاد از رژیم به دلیل نفاق، تحریف شریعت
اسلامی یا فقدان ثبات و قاطعیت اسلامی، چندان نتیجه بخش نیست
.
من، تنوع رژیم های خود مدعی اسلامی را هماهنگ با مطالبی که در بالا ذکر
شد، تحت سه زیر مقوله عنوان می کنم
:
رژیم دودمانی (سلسله ای) محافظه کار
عربستان سعودی، رژیم مردم باور – روحانی سالار ایران، ورژیم های نظامی اسلامی شده
سودان و پاکستان
.
مشروعیت دادن به
محافظه کاری دودمانی عربستان سعودی
یکی از دو کشوری که در جهان اسلام بیشتر از سایرین خود را به داشتن
حکومت اسلامی منتسب می سازد رژیم عربستان است. از نظر تاریخی، عربستان سعودی بر
پایه یک حکومت طایفه ای، یعنی حکومت طایفه خاندان سعودی استوار بوده است که دعوت
اسلامی «وهابی دعوه » را اتخاذ کرده اند. محمدابن عبدالوهاب از این دعوت طرفداری
می کرد که متاثر از الهامات مکتب فقه اسلامی سخت گیر حنبلی بود. او خواستار
بازگشت به «اسلام واقعی » بود و هرگونه سهل انگاری یا اجرای ناقص قوانین شریعت را
محکوم می کرد. از حیث این معناست که از وهابیت به عنوان نخستین جنبش طرفدار احیاء
مذهب در تاریخ نوین اسلام تسنن یاد شده است. حکام امروزی عربستان سعودی بر این امر
تاکید دارند که قانون اساسی کشورشان «کتاب خدا و احادیث پیامبر او است
.» (۸)
پرچم سعودی نشانگر چیزی بیش از یک نماد ملی است، زیرا ذکر شهادت اسلامی
«لا اله الا الله » و «محمد رسول الله » بر آن نقش بسته است. این کشور حدود اسلامی
(مجازات) را بر کسانی که ناقض قوانین اسلامی باشند، جاری می کند. پلیس مذهبی یا
نوعی جوخه اخلاق عمومی، که مشهور به
«
سازمان امر به معروف و نهی از منکر»
نظارت بر اجرای نمازهای روزانه،نظارت بر روزه داری در ماه رمضان و تفکیک عمومی
(جدا سازی زنان و مردان از هم) را به طور مستمر بر عهده دارد
.
گذشته ازاین، عربستان با مقدسترین زادگاههای اسلام، یعنی مکه و مدینه،
و یکی از ارکان دین اسلام یعنی حج، که مسؤولیت نظارت بر آن را بر عهده خود
می داند، ارتباط دارد. هر ساله حکام سعودی، با شرکت در مراسم خاکروبی مقدسترین
زیارتگاه کشور سعودی، یعنی کعبه، مراتب تعهد و التزام خود را در قبال اسلام
به نمایش می گذارند. در اکتبر۱۹۸۶، شاه فهد دستور داد تا از آن پس، به جای
«پادشاه »، وی را «خادم الحرمین الشریفین » (متولی دو مکان مقدس و متبرک در مکه و
مدینه) خطاب کنند. این رژیم پادشاهی میزبان سازمان های طرفدار اسلام نظیر سازمان
کنفرانس اسلامی و “رابطه العالم الاسلامی”است و هزینه های مالی هنگفتی
را در جهت حمایت از فعالیت های گروه های اسلامی، مجامع و انتشارات تامین می کند.
از آنجایی که پول رایج عربستان ریال است، برخی از مفسران این سیاست را «سیاست ریال »
می نامند! کوتاه سخن اینکه، اسلام تنها ایدئولوژی مشروع، شالوده و بنیان
محوری نظام سیاسی و سامان دهنده منحصر به فرد زندگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی،
تنها منبع قانونگذاری و مهمترین عامل شکل دهنده رفتار بین المللی کشور عربستان
سعودی اعلام شده است
.
اما در مقام ارزیابی اینکه رژیم سعودی چقدر اسلامی است، باید سه قید و
وصف دیگر به ویژگیهای فوق الذکر افزود
.
نخست آنکه تاثیر و نفوذ نسبی شیخ ابن
عبدالوهاب و پیروان وی در خصوص مسائل عمده سیاست گذاری، عموما و به تدریج، کاهش
یافته است. این بدان معنی نیست که نقش علما از میان رفته است; آنان در خصوص
حوزه های موضوعات خاص یعنی، مسائل فقهی، آموزشی و مذهبی – و تحت شرایط خاص و نسبتا
استثنایی، همچون اختلاف آشکار و جدی در خاندان سلطنتی، همچنان نقش مهمی را ایفا می کنند.
اما، به طور کلی، تشخیص نوعی «عدم توازن واقعی در معامله مخاطره آمیز» میان قدرت
سیاسی خاندان حاکم و نفوذ عقیدتی تشکیلات دینی چندان دشوار نیست
. (۹)
همان گونه که لیزا آندرسون به نحو شایسته مطرح می کند، با اینکه رژیم
سعودی بیش از سایر حکومتها نسبت به عقاید مذهبی از خود نگرانی نشان
می دهد،…”علما” هستند که دقیقا تحت نظارت و سرپرستی دولت اند و نه
دولت تحت نظارت علماء
.
دوم آنکه منطق و لوازم مملکت سازی، تحکیم و توسعه کشور رهبران سعودی را
بر آن داشت تا پیمان هایی بین المللی
–
نظیر پیمان شاه عبدالعزیز با انگلیس –
منعقد کنند و سیاست های داخلی، از جمله تعلیم و تربیت زنان را که دست کم در آغاز
کار به زعم دسته ای از علما به حکم ادله صرفا مذهبی غیرقابل قبول بودند ادامه
دهند. اخیرا برخی از نتایج هجوم انبوه ثروت حاصله از نفت، از جمله اعمال نفوذ بیش
از پیش غرب، متناوبا رابطه بین رژیم و دینداران را خدشه دار نموده و
سبب تحلیل تدریجی ارزشهای سنتی،بی پیرایه ومحافظه کارانه وهابی گردیده است. اما
همین ثروت های هنگفت مبتنی بر نفت سبب شد تا رژیم سعودی بسیاری از
“علما” را به عنوان کارگزاران دولتی مزدور به خدمت خود بپذیرید. برای مثال،
دولت اعضای دارالدعوه و الافتا (هیئت تحقیقات اسلامی) و همچنین شورای “علمای
عظمی” را که آراء (فتاوی) یا احکام رسمی دینی یا قانونی صادر می کنند، منصوب
می کرد
.
سوم اینکه، در اثر وابستگی ساختاری علما، نقش آنان در مشروعیت سیاسی و
عقیدتی اولا و بالذات به آنچه که به منافع الدوله («دولت ») یا الملک («سلطنت » یا
«حاکمیت ») مشهور است مشروط و مقید شده است. در واقع، این همان برداشت از رابطه ای
است که جوهیمن العتیبی، رهبر گروه اخوان داشت; گروهی که در سپیده دم اولین روز قرن
پانزدهم مطابق با تقویم اسلامی (۲۰ نوامبر ۱۹۷۰) کعبه را به تصرف درآورد. رهبران
رژیم سعودی، به زعم بنیانگذار این گروه، اخلاقا فاسد و به سازش و همدستی با کفار
متهم بودند. برای مثال، العتیبی در خصوص رهبران سعودی می پرسد: «چگونه می توانیم
به ترویج اسلام بپردازیم درحالی که مسیحیان را به عنوان اساتید خود پذیرفته ایم؟»
اکثریت «علما»یی مایل به تصدی مقام «روحانیت درباری » بودند که خود حاضر به خدمت و
از مدافعان حکام فاسد قلمداد می شدند. العتیبی به این نتیجه می رسد که «اگر شیطان
کشوری را در اختیار می داشت، مادامی که می توانست به علما درجات دانشگاهی، عنوان علمی
و حقوق اعطا کند، آنان را به خدمت خود می گمارد» و دیگر اینکه «امکان ندارد شریعت
را بتوان در نهادهای تحت نظارت حکومت فرا گرفت
.»
شاید العتیبی آخرین فردی بود که می بایست حیرت زده می شد وقتی رژیم
جهت بازپس گیری متبرکترین حرم اسلام، که جنگ و خونریزی در آن صریحا قدغن شده،
نیازمند فتوایی برای تایید اعمال زور بود، علما با پذیرش خواسته شاه مجوز اعمال
زور را برای پایان دادن به اشغال کعبه صادر کردند. آنان در مقام صدور مجوز برای
توسل به زور، عمل گروه «اخوان
»
را فتنه انگیزی، شورش، تجاوز و تعدی به
قداست خانه مقدس خدا و تحریف کامل اسلام توصیف کردند که به دست عده ای مفسد
فی الارض (کسانی که بر روی زمین فساد می کنند)، و گروهی از منحرفان بر ضدحکامی که
واقعا[احکام
]
شریعت رااجرامی کنند،انجام گرفت
.
در اوت ۱۹۹۰، در پی تهاجم عراق به کویت، رژیم عربستان نیازمند توجیهی
اسلامی برای استقرار و صف آرایی گسترده نیروهای صفحه محتوای تخصصی است که با دقت بالا تهیه شده است.
ویژگیهای کلیدی فایل فایل ورد کامل پاورپوینت اسلام ثروه، اسلام شحنه، اسلام ثوره رژیم های اسلامی کدامند؟:
- محتوای ۱۰۰% اصلی و تألیفی
- قالببندی حرفهای و آماده ارائه
- منابع معتبر و بهروز
- پشتیبانی فنی رایگان
🎁 هدیه رایگان با خرید فایل فایل ورد کامل پاورپوینت اسلام ثروه، اسلام شحنه، اسلام ثوره رژیم های اسلامی کدامند؟:
با دریافت فایل فایل ورد کامل پاورپوینت اسلام ثروه، اسلام شحنه، اسلام ثوره رژیم های اسلامی کدامند؟ امروز، یک پاورپوینت ارائه حرفهای شامل ۳ تمپلیت پاورپوینت اختصاصی رایگان دریافت خواهید کرد که مخصوص کاربران فایل ورد کامل پاورپوینت اسلام ثروه، اسلام شحنه، اسلام ثوره رژیم های اسلامی کدامند؟ طراحی شدهاند.
این پاورپوینت به تنهایی ارزشی معادل ۵۰ هزار تومان دارد که امروز به صورت رایگان در اختیار شما قرار میگیرد.
چرا فایل ورد کامل پاورپوینت اسلام ثروه، اسلام شحنه، اسلام ثوره رژیم های اسلامی کدامند؟ را انتخاب کنید؟
فایل فایل ورد کامل پاورپوینت اسلام ثروه، اسلام شحنه، اسلام ثوره رژیم های اسلامی کدامند؟ برخلاف سایر محصولات مشابه:
- قابلیت شخصیسازی کامل دارد
- با جدیدترین استانداردهای آموزشی منطبق است
فایل ورد کامل پاورپوینت اسلام ثروه، اسلام شحنه، اسلام ثوره رژیم های اسلامی کدامند؟ تنها محصولی است که این مجموعه خدمات را یکجا ارائه میدهد!
بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت اسلام ثروه، اسلام شحنه، اسلام ثوره رژیم های اسلامی کدامند؟ :
Normal
۰
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}
اشاره
ابراهیم کاراوان، یکی از محققان مرکز مطالعات سیاسی و استراتژیک قاهره
است. آثاری همچون”آنسوی طوفان صحرایی
” “
خاورمیانه
پس از جنگ خلیج فارس” و “سیاست استقراراسرائیل” از وی منتشر
شده است. وی در این مقاله خود، نگاهی گذرا به جایگاه و شکل گیری سه نوع حکومت
اسلامی ایران، عربستان، سودان و پاکستان دارد. از برخی موارد قابل تامل در این
مقاله که بگذریم، مطالب قابل توجهی در آن به چشم می خورد.عنوان اصلی این اثر:
“سلاطین،آخوندها،مارشال ها
”
است، که عنوان فوق، به عنوان ویژگی
سه نوع حکومت مذکور از متن گرفته شده است
.
معرفت
مقدمه
این مقاله سه نوع رژیم را مورد بررسی قرار می دهد که همگی مدعی اند در
آنها اسلام «صاحب مسند» است. این رژیم ها، شامل رژیم دودمانی (سلسله ای) محافظه
کار عربستان، رژیم مردمی روحانی ایران و رژیم های قدرتخواه نظامی سودان و پاکستان
است. این رژیم ها، تفاسیر متنوعی از اسلام ارائه می دهند که همگی یا بازتاب منافع
و ایدئولوژی کسانی است که ضبط و مهار دستگاه کشوری را در دست دارند، و یا تاثیر
میراث تاریخی جامعه و ویژگی های خاص زمینه وضعیتی بالفعل آن را نشان می دهند.
رقبای قدرت طلبان داخلی و رقبای خارجی، که در پی دستیابی به مقام ریاست در جهان
اسلام هستند، بر حکم ادله سیاسی ومذهبی همواره به حقانیت این سه نوع رژیم معترض
بوده اند. عمده ترین اعتراضات، سبت به حقانیت حکومت هایی با رژیم های نظامی اسلامی
ابراز شده است. عواملی که سبب بروز این اعتراضات نسبت به
«
اسلام مارشالها
(ارتشبدها)» شده از این قرار است: اولا، سرمایه سیاسی، که در نوع «اسلام صاحبان
ثروت » عربستان سعودی هست، در این رژیم ها وجود ندارد. ثانیا، مشروعیتی که در تحول
انقلابی ایران به رهبری فره مندانه
(
charismatic)
پدید آمد و در نمونه ایرانی به عنوان اسلام انقلابی
شناخته می شود، در آنها به چشم نمی خورد. ثالثا، این رژیم ها از ویژگی ضدسیاسی
برخوردارند که این ویژگی در بی اعتمادی آنها نسبت به جنبش های سیاسی، که حامی برنامه های
اسلامی شدن آنهاست، آشکار می گردد. جنبش هایی که رهبرانشان سودای ایفای نقش
نظریه پردازان و گردانندگان رژیم را در سر داشتند
.
نهضت های سیاسی اسلامی، که نظریه پردازان تجددگرا آنها را یادگارهای
گذشته ارزیابی می کنند، به تازگی مقتدرترین نیروی سیاسی اجتماعی، شاید حتی موجی در
آینده، در بسیاری از کشورهای مسلمان معرفی شده اند. در گذشته، بسیاری از مفسران
عقیده داشتند که جنبش های سیاسی فاقد هر گونه اهمیت سیاسی مستمر هستند; اما اکنون
به نظر می رسد که با دیدن شواهدی خلاف نظریه خود با مشکل عظیمی روبرو شده اند
. (۱)
یک تبیین ممکن در باب چنین تناقضی را می توان ناشی از این امر دانست که
فعالیت های سیاسی تحت لوای اسلام به مساله ای جهانی مبدل گردیده است که بسیاری
بازیگران جوامع اسلامی در آن شرکت دارند. استفاده گسترده ملی گرایان عرب از
خطابه های سیاسی اسلامی از زمان ظهور جنگ خلیج در سال های ۹۱ – ۱۹۹۰، دلیلی واضح
بر این امر است. به عنوان مثال، غالب آنان جنگ عراق را به عنوان «غضب خدا» علیه
«بدکاران کافر» و جنگ مقدس «ایمان » در برابر «الحاد» تعبیر می کردند. حتی چپ گرایان
مارکسیست نیز ازاین کار مستثنی نبودند. در بیانات یک مارکسیست برجسته عرب، خطاب به
همقطاران چپ گرایش آمده است: «تا زمانی که قدرت های مذهبی بر کشور غالب اند …
هیچ حزب سیاسی ای نمی تواند بدون تحمل خسارتهای سهمگین ناشی از جدا شدن از
توده های عظیم مردم، مسائل اسلامی را نادیده گرفته و آنها را در مبارزه سیاسی به
کار نگیرد. در غیر این صورت، مجبورید ملتی غیر مذهبی از کشوری دیگر وارد کنید تا
شما را در پیشبرد انقلاب مطلوبتان یاری دهد
». (۲)
طی دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، رژیم های سیاسی، که به طور روزافزون از سوی
جناح مخالفان اسلامی تهدید و یا مورد اعتراض واقع می شدند، برای مقابله با این
تهدیدات، در پی یافتن دستاویز یا توجیهی اسلامی برای سیاست های خود برآمدند
. (۳)
از جمله این تلاش ها: استفاده از نمادهای اسلامی، معرفی رهبران سیاسی
به عنوان پیروان پارسامنش دین اسلام و متخصصان آئین های عبادی این دین، قطع
برنامه های رادیو و تلویزیون برای پخش اذان، ممنوعیت مصرف مشروبات الکلی در خطوط
هوایی ملی و ایجاد «کمیته های اصلاح نظام قانونی مطابق با قوانین شریعت اسلام بود
.
اماانواع رژیم هایی که دراین مقاله عنوان می شوند از تمسک عادی به
نمادگرایی مذهبی پا فراتر نهاده اند. ادعای آنان صرفا این نیست که یک
یاچندسیاست شان موافق بااصول اسلامی است;تاآنجاکه به موضوع مشروعیت مربوط است،
نقطه آغاز بحث آنها صریحا «لاحکم و لاسیاده الا لله »، است (فرمانفرمایی و حاکمیت
تنها از آن خداست
).
فحوای اصلی ادعای آنان «سلام صاحب مسند» است. آنها فلسفه وجود سیاسی
خود را دفاع از دین و اجرای کلیت شریعت می دانند و مدعی اند که، با تلاش جهت نزدیک
شدن به تصویری قطعی از دوره ظهور اسلام یا عصر طلایی آن، می توانند به سایر
مسلمانان الگویی ارائه دهند که چگونگی حرکت در جهت استقرار یک دولت و جامعه اصیل
اسلامی را فراهم سازد
.
(۴)
قصد من در این مقاله طرح این سؤال است: آیا در میان کشورهایی که خود را
اسلامی معرفی می کنند، الگویی از حکومت اسلامی وجود دارد که از پاره ای ویژگی های
مابه الاشتراک آنها پرده بردارد؟ بحثی که در اینجا مطرح می کنم این است که دورنمای
تحلیلی که به جای وحدت انواع، تنوع و دگرگونی آنها را، به جای اظهار نظر رسمی صریح
در سطح ایده ای، تنوع تاریخی و اجتماعی، وبه جای وحدت در زمینه الگوهای
مشروعیت سیاسی، تکثر را کانون توجه خود قرار می دهد، ممکن است این امکان را برای
ما فراهم سازند که از رژیم های اسلامی فهم بیشتری بدست آوریم
.
چنین درکی باید راههای متنوع و زمینه های گسترده ای را که رژیمها با
توسل به آنها به قدرت می رسند، راه حل و روشهای مشروعیت طلبی و اعتراضاتی که با آن
به ناچار دست به گریبان می شوند، در بر گیرد
.
توافق و اجماعی هم اینک میان دانشجویان طرفدار احیای اسلامی وجود دارد
مبنی بر اینکه آنچه به عنوان اسلام مردم پسند مشهور است، نمودها و اجزایی دارد.
این اسلام شامل نهضت هایی می شود که اهداف گوناگونی، همچون ترویج دین باوری فردی،
ایجاد اصلاحات اجتماعی و بازسازی بنیادین مناسبات دولت و جامعه، بر اساس الگوی
دوران ظهور اسلام را دنبال می کنند. جای تعجب نیست که در میان رژیم های که خود را
اسلامی معرفی می کنند، تنوع و گونه گونی، خصیصه ای روشن در زمینه سیاستهای داخلی و
خارجی آنان است. روی هم رفته باید گفت که هر یک از این رژیم ها از ویژگی های
تاریخی، خصایص متنوع اجتماعی و اوصاف خاص رهبری سیاسی خود برخوردار است. گو اینکه
همه این رژیم ها هویت خود را براساس اسلام تعیین می کنند، چنان که نازی ایوبی در
این زمینه می گوید: اسلام برای افراد مختلف، متفاوت معنا می دهد و این امر،
همان گونه که در مورد سایر زمینه های زندگی اجتماعی صدق می کند، درمورد سیاست نیز
صدق می کند. در نظر بعضی ممکن است اسلام در حکم وسیله ای برای توجیه وضع موجود به
کار آید، در حالی که، برای دیگران نقش رهبری و پیشتازی را برای انقلاب ایفا کند
. (۵)
همین قدر بس که یاد آوری کنیم رژیم پادشاهی، محافظه کار و طرفدار غرب
عربستان و رژیم جمهوری، مردمی و ضدغربی ایران شالوده حقانیت سیاسی خود را بر
تعابیر و تفاسیر کاملا متفاوتی از اسلام استوار می سازند. طی دهه ۱۹۸۰ هر یک از
این دو رژیم، از به رسمیت شناختن «اعتبارنامه های » اسلامی طرف مقابل امتناع
ورزیدند و تلقی آنان در چنین به رسمیت شناختنی نوعی مخالفت و چه بسا نوعی نفی
حقانیت خودشان بود. در واقع، هر یک از آنها هویت دیگری را بزرگترین خطر برای «دعوت
ونهضت حقیقی اسلامی » جلوه می دهد.بنابراین، عربستان سعودی طی دهه اخیر هم مایل بود
و هم توانست که درپرتو خصومت با نظام حکومتی ایران پس از انقلاب اسلامی خود را با
رژیم غیردینی(پان عربیسم
)
عراق متحد سازد
.
همان گونه که ویلیام کوانت دقیقا خاطر نشان می کند آنچه که بیش از هر
چیز باعث شد رژیم عربستان «نسبت به انقلاب ایران شدیدا نگران شود، سرنوشت شخصی شاه
نبود، بلکه تصور انقلابی مبتنی مردم بود که سرنگونی سلطنت محافظه کارانه را به
دنبال داشت.» رهبران ایران در برنامه خبری رادیو عربی خطاب به عربستان بر این
تاکید می کردند که “سلطنت و اسلام، نعه الجمعند
(mutually”exclusive)
و «به نام اسلام خواستار سرنگونی سلسله پادشاهی آل سعود
بودند
.» (۶)
مقابله عقیدتی – سیاسی بین این دو مدافع اسلام
فزونی گرفت. از یک سو، عربستان سعودی دستگاه رهبری ایران را برای اقدام به عملیات
براندازی عمدی و ایجاد آشوبهای سیاسی، بویژه در اطراف اماکن مقدسه در اثنای مراسم
حج و تحریک و ایجاد بلوا درمیان اقلیت شیعه ساکن در استان شرقی نفت خیز، به باد
انتقاد گرفت. به گفته حکام سعودی این عملیات صرفا یک رشته اقدامات گمراه کننده
نبودند که مبارزان ایران مرتکب می شدند، بلکه این اقدامات بازتاب یک ایدئولوژی
حکومتی بودند که دعوت اسلامی را با ترویج تفرقه، افراطگرایی، تروریسم و خونریزی به
عنوان سرآغازی برای سلطه منطقه ای ایرانیان برابر می نهد
.
از سوی دیگر، [امام] خمینی آل سعود را متهم می کند که شایسته مقام
تولیت مقدسترین زیارتگاه های اسلام، «که به همه مسلمانان تعلق دارد»، نیست و این
رژیم را به تلاش در جهت تنزل شان و مقام مراسم حج تا حد یک «آیین عبادی خشک » عاری
از هرگونه مفهوم سیاسی یا تعهد، محکوم می کند. به گفته ایشان، رژیم سعودی، که
غالبا از آن به لفظ اهانت آمیزی مانند «حکومت حجاز» نام می برد، محکوم به قتل عام
زائرین بی دفاع ایران، هتک حرمت حرمین خدا، و به منزله جانشین خدمتکار «کاخ سیاه
شیطان بزرگ!» (یعنی: کاخ سفید ایالات متحده) است. اسلامی را که رهبران سعودی
فی الواقع طرفداری می کردند، به تعبیر [امام] خمینی «اسلام پول و قدرت،…فریب،
سازشکاری واسارت، اسلام سرمایه و سرمایه داران بر ستمدیدگان … و در یک کلام،
اسلام امریکایی » است
.
(۷)
رژیم های اسلامی نه تنها با اعتراضات خارجی نسبت به حقانیتشان
مواجه اند که از ناحیه سایر رقبا برای دستیابی به مقام رهبری در دنیای اسلام صورت
می گیرد، بلکه این رژیم ها ناگزیرند به مقابله با گروه های اسلامی مخالف داخلی نیز
برخیزند. اکثر این گروه ها در صحت ادعاهای اسلامی بودن این رژیم ها تردید می کنند
و تقابل بین بیانات ایدئولوژیکی
(
عقیدتی) خودستایانه و واقعیات محسوس
مربوط به فساد اجتماعی، اختناق سیاسی و از خود بیگانگی اخلاقی را محکوم می کنند.
تجارب تاریخی نشان داده است که مقابله با یک رژیم خاص عین به دلایلی مبنی بر اینکه
فهم آن رژیم از اسلام خشک و انعطاف ناپذیر است، معمولا از دیدگاه گروه مخالف در
مقایسه با استراتژی های دیگری، مانند انتقاد از رژیم به دلیل نفاق، تحریف شریعت
اسلامی یا فقدان ثبات و قاطعیت اسلامی، چندان نتیجه بخش نیست
.
من، تنوع رژیم های خود مدعی اسلامی را هماهنگ با مطالبی که در بالا ذکر
شد، تحت سه زیر مقوله عنوان می کنم
:
رژیم دودمانی (سلسله ای) محافظه کار
عربستان سعودی، رژیم مردم باور – روحانی سالار ایران، ورژیم های نظامی اسلامی شده
سودان و پاکستان
.
مشروعیت دادن به
محافظه کاری دودمانی عربستان سعودی
یکی از دو کشوری که در جهان اسلام بیشتر از سایرین خود را به داشتن
حکومت اسلامی منتسب می سازد رژیم عربستان است. از نظر تاریخی، عربستان سعودی بر
پایه یک حکومت طایفه ای، یعنی حکومت طایفه خاندان سعودی استوار بوده است که دعوت
اسلامی «وهابی دعوه » را اتخاذ کرده اند. محمدابن عبدالوهاب از این دعوت طرفداری
می کرد که متاثر از الهامات مکتب فقه اسلامی سخت گیر حنبلی بود. او خواستار
بازگشت به «اسلام واقعی » بود و هرگونه سهل انگاری یا اجرای ناقص قوانین شریعت را
محکوم می کرد. از حیث این معناست که از وهابیت به عنوان نخستین جنبش طرفدار احیاء
مذهب در تاریخ نوین اسلام تسنن یاد شده است. حکام امروزی عربستان سعودی بر این امر
تاکید دارند که قانون اساسی کشورشان «کتاب خدا و احادیث پیامبر او است
.» (۸)
پرچم سعودی نشانگر چیزی بیش از یک نماد ملی است، زیرا ذکر شهادت اسلامی
«لا اله الا الله » و «محمد رسول الله » بر آن نقش بسته است. این کشور حدود اسلامی
(مجازات) را بر کسانی که ناقض قوانین اسلامی باشند، جاری می کند. پلیس مذهبی یا
نوعی جوخه اخلاق عمومی، که مشهور به
«
سازمان امر به معروف و نهی از منکر»
نظارت بر اجرای نمازهای روزانه،نظارت بر روزه داری در ماه رمضان و تفکیک عمومی
(جدا سازی زنان و مردان از هم) را به طور مستمر بر عهده دارد
.
گذشته ازاین، عربستان با مقدسترین زادگاههای اسلام، یعنی مکه و مدینه،
و یکی از ارکان دین اسلام یعنی حج، که مسؤولیت نظارت بر آن را بر عهده خود
می داند، ارتباط دارد. هر ساله حکام سعودی، با شرکت در مراسم خاکروبی مقدسترین
زیارتگاه کشور سعودی، یعنی کعبه، مراتب تعهد و التزام خود را در قبال اسلام
به نمایش می گذارند. در اکتبر۱۹۸۶، شاه فهد دستور داد تا از آن پس، به جای
«پادشاه »، وی را «خادم الحرمین الشریفین » (متولی دو مکان مقدس و متبرک در مکه و
مدینه) خطاب کنند. این رژیم پادشاهی میزبان سازمان های طرفدار اسلام نظیر سازمان
کنفرانس اسلامی و “رابطه العالم الاسلامی”است و هزینه های مالی هنگفتی
را در جهت حمایت از فعالیت های گروه های اسلامی، مجامع و انتشارات تامین می کند.
از آنجایی که پول رایج عربستان ریال است، برخی از مفسران این سیاست را «سیاست ریال »
می نامند! کوتاه سخن اینکه، اسلام تنها ایدئولوژی مشروع، شالوده و بنیان
محوری نظام سیاسی و سامان دهنده منحصر به فرد زندگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی،
تنها منبع قانونگذاری و مهمترین عامل شکل دهنده رفتار بین المللی کشور عربستان
سعودی اعلام شده است
.
اما در مقام ارزیابی اینکه رژیم سعودی چقدر اسلامی است، باید سه قید و
وصف دیگر به ویژگیهای فوق الذکر افزود
.
نخست آنکه تاثیر و نفوذ نسبی شیخ ابن
عبدالوهاب و پیروان وی در خصوص مسائل عمده سیاست گذاری، عموما و به تدریج، کاهش
یافته است. این بدان معنی نیست که نقش علما از میان رفته است; آنان در خصوص
حوزه های موضوعات خاص یعنی، مسائل فقهی، آموزشی و مذهبی – و تحت شرایط خاص و نسبتا
استثنایی، همچون اختلاف آشکار و جدی در خاندان سلطنتی، همچنان نقش مهمی را ایفا می کنند.
اما، به طور کلی، تشخیص نوعی «عدم توازن واقعی در معامله مخاطره آمیز» میان قدرت
سیاسی خاندان حاکم و نفوذ عقیدتی تشکیلات دینی چندان دشوار نیست
. (۹)
همان گونه که لیزا آندرسون به نحو شایسته مطرح می کند، با اینکه رژیم
سعودی بیش از سایر حکومتها نسبت به عقاید مذهبی از خود نگرانی نشان
می دهد،…”علما” هستند که دقیقا تحت نظارت و سرپرستی دولت اند و نه
دولت تحت نظارت علماء
.
دوم آنکه منطق و لوازم مملکت سازی، تحکیم و توسعه کشور رهبران سعودی را
بر آن داشت تا پیمان هایی بین المللی
–
نظیر پیمان شاه عبدالعزیز با انگلیس –
منعقد کنند و سیاست های داخلی، از جمله تعلیم و تربیت زنان را که دست کم در آغاز
کار به زعم دسته ای از علما به حکم ادله صرفا مذهبی غیرقابل قبول بودند ادامه
دهند. اخیرا برخی از نتایج هجوم انبوه ثروت حاصله از نفت، از جمله اعمال نفوذ بیش
از پیش غرب، متناوبا رابطه بین رژیم و دینداران را خدشه دار نموده و
سبب تحلیل تدریجی ارزشهای سنتی،بی پیرایه ومحافظه کارانه وهابی گردیده است. اما
همین ثروت های هنگفت مبتنی بر نفت سبب شد تا رژیم سعودی بسیاری از
“علما” را به عنوان کارگزاران دولتی مزدور به خدمت خود بپذیرید. برای مثال،
دولت اعضای دارالدعوه و الافتا (هیئت تحقیقات اسلامی) و همچنین شورای “علمای
عظمی” را که آراء (فتاوی) یا احکام رسمی دینی یا قانونی صادر می کنند، منصوب
می کرد
.
سوم اینکه، در اثر وابستگی ساختاری علما، نقش آنان در مشروعیت سیاسی و
عقیدتی اولا و بالذات به آنچه که به منافع الدوله («دولت ») یا الملک («سلطنت » یا
«حاکمیت ») مشهور است مشروط و مقید شده است. در واقع، این همان برداشت از رابطه ای
است که جوهیمن العتیبی، رهبر گروه اخوان داشت; گروهی که در سپیده دم اولین روز قرن
پانزدهم مطابق با تقویم اسلامی (۲۰ نوامبر ۱۹۷۰) کعبه را به تصرف درآورد. رهبران
رژیم سعودی، به زعم بنیانگذار این گروه، اخلاقا فاسد و به سازش و همدستی با کفار
متهم بودند. برای مثال، العتیبی در خصوص رهبران سعودی می پرسد: «چگونه می توانیم
به ترویج اسلام بپردازیم درحالی که مسیحیان را به عنوان اساتید خود پذیرفته ایم؟»
اکثریت «علما»یی مایل به تصدی مقام «روحانیت درباری » بودند که خود حاضر به خدمت و
از مدافعان حکام فاسد قلمداد می شدند. العتیبی به این نتیجه می رسد که «اگر شیطان
کشوری را در اختیار می داشت، مادامی که می توانست به علما درجات دانشگاهی، عنوان علمی
و حقوق اعطا کند، آنان را به خدمت خود می گمارد» و دیگر اینکه «امکان ندارد شریعت
را بتوان در نهادهای تحت نظارت حکومت فرا گرفت
.»
شاید العتیبی آخرین فردی بود که می بایست حیرت زده می شد وقتی رژیم
جهت بازپس گیری متبرکترین حرم اسلام، که جنگ و خونریزی در آن صریحا قدغن شده،
نیازمند فتوایی برای تایید اعمال زور بود، علما با پذیرش خواسته شاه مجوز اعمال
زور را برای پایان دادن به اشغال کعبه صادر کردند. آنان در مقام صدور مجوز برای
توسل به زور، عمل گروه «اخوان
»
را فتنه انگیزی، شورش، تجاوز و تعدی به
قداست خانه مقدس خدا و تحریف کامل اسلام توصیف کردند که به دست عده ای مفسد
فی الارض (کسانی که بر روی زمین فساد می کنند)، و گروهی از منحرفان بر ضدحکامی که
واقعا[احکام
]
شریعت رااجرامی کنند،انجام گرفت
.
در اوت ۱۹۹۰، در پی تهاجم عراق به کویت، رژیم عربستان نیازمند توجیهی
اسلامی برای استقرار و صف آرایی گسترده نیروهای آمریکایی، اروپایی و سایر سربازان
غیر مسلمان در کشور بود. گروههای متعددی از جها

- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.