تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت تقابل مشی ائمه:با سکولاریزم به همراه یک هدیه ویژه: پاورپوینت رایگان!

یک پیشنهاد فوق‌العاده برای شما!

با تهیه فایل فایل ورد کامل پاورپوینت تقابل مشی ائمه:با سکولاریزم، یک پاورپوینت حرفه‌ای و زیبا را کاملاً رایگان از ما دریافت کنید.

چرا باید فایل ورد کامل پاورپوینت تقابل مشی ائمه:با سکولاریزم را انتخاب کنید؟

  • 120 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

    شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

    لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

    توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت تقابل مشی ائمه:با سکولاریزم،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


    بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت تقابل مشی ائمه:با سکولاریزم :

    Normal
    ۰

    false
    false
    false

    EN-US
    X-NONE
    AR-SA

    MicrosoftInternetExplorer4

    /* Style Definitions */
    table.MsoNormalTable
    {mso-style-name:”Table Normal”;
    mso-tstyle-rowband-size:0;
    mso-tstyle-colband-size:0;
    mso-style-noshow:yes;
    mso-style-priority:99;
    mso-style-qformat:yes;
    mso-style-parent:””;
    mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
    mso-para-margin:0in;
    mso-para-margin-bottom:.0001pt;
    mso-pagination:widow-orphan;
    font-size:11.0pt;
    font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
    mso-ascii-font-family:Calibri;
    mso-ascii-theme-font:minor-latin;
    mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
    mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
    mso-hansi-font-family:Calibri;
    mso-hansi-theme-font:minor-latin;
    mso-bidi-font-family:Arial;
    mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

    اشاره

    جدا انگاری دین از عرصه سیاست و حکومت (سکولاریزم) در سده های اخیر در
    مغرب زمین یک انگاره عقلانی تلقی می شود. مقبولیت و جریان این جداانگاری را باید
    در علل دینی، معرفتی و تاریخی جست وجو کرد

    . (۱)

    امروزه برخی از معاصران می کوشند با دلایل و تقریرات گوناگون، آیین
    مقدس اسلام را نیز مانند مسیحیت، یک آیین عبادی و فردی (پیتیسم) معرفی کنند که از
    مسائل سیاسی، اجتماعی و حکومتی به دور است و مصدر شروعیت حکومت، حتی حکومت
    معصومان:، را نیز مستند به مقبولیت مردم می دانند. یکی از ادله این مدعا
    کناره گیری و یا کنار ماندن امامان شیعه: از عرصه حکومت و سیاست است

    .

    در این مکتوب، مستندات و ادله نظریه مزبور در خصوص سیره ائمه اطهار
    (امامان علی، حسن، حسین، صادق و رضا

    🙂

    مورد تحلیل و نقد قرار خواهد گرفت

    .

    امام علی(ع

    )

    جداانگاران دین و حکومت ابتدا به سیره حضرت علی(ع) در مساله حکومت
    استناد می کنند و بر این باورند که آن حضرت در طول ۲۵ سال سکوت و خانه نشینی،
    هیچ گونه درخواست و اقدامی در به دست گرفتن رشته حکومت از خود نشان نداد. هنگامی
    هم که پس از قتل عثمان، بخت حکومت و دنیا به حضرت رو می آورد، از آن روی برتافت و
    از مردم خواست که حاکم دیگری را انتخاب کنند: «دعونی و التمسوا غیری

    (۲)

    مهندس مهدی بازرگان در این زمینه می گوید: «اما علی بن ابی طالب نه
    خلافت – به معنای حکومت – به دست او افتاد و نه او برای قبضه کردن قدرت، تلاش و
    تقاضایی نمود… علی(ع) با استنکاف و عدم تمایل خودش، خلیفه مسلمین و امیر مؤمنین
    گردید

    (۳)

    دکتر حائری یزدی نیز پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) را به گونه ای وصف می کند
    که آنان خود درصدد تشکیل حکومت دینی نبودند: «این مقامات سیاسی به همان دلیل که از
    سوی مردم وارد بر مقام پیشین الهی آن ها شده و به مناسبت ضرورت های زمان و مکان،
    بدون آن که خود درصدد باشند، این مقام به آنان عرضه گردیده، به همان جهت
    نمی توانند جزئی از وحی الهی باشند

    (۴)

    دیگری با استناد به خطبه ۱۹۶ نهج البلاغه (ولکنکم دعوتمونی الیها)
    می گوید: «در این جمله، [حضرت] می فرماید: «چون شما مردم مرا به خلافت دعوت کردید
    و امر حکومت را بر من واگذار نمودید، لذا، آن را پذیرفتم که معلوم می دارد امر حکومت حق
    خاص ملت است


    (۵)

    نقد و نظر

    ابتدا تذکر این نکته بجاست که پیشینه برداشت و تفسیر مذکور از خطبه های
    حضرت علی(ع) و دوره ۲۵ ساله سکوت آن حضرت مبنی بر عدم مشروعیت الهی وی، به تفاسیر
    علمای متقدم اهل تسنن باز می گردد که می خواستند با تمسک به نکات مزبور، ادعای
    منصوص بودن حکومت حضرت علی(ع) از سوی پیامبر(ص) را – که رکن مکتب تشیع محسوب می شود
    – مخدوش کنند

    (۶)

    و اندیشمندان و متکلمان امامیه
    در آثار کلامی خود، به دفاع از نظریه «انتصاب » و نقد شبهات مخالفان پرداختند که
    تفصیل آن را باید از موضع خود یافت

    . (۷)

    پس از این تذکر، اکنون
    به چند نکته اشاره می شود

    :

    ۱.

    تعارض با ادله مشروعیت الهی: اولین نکته ای که
    باید به آن اشاره کرد و اصل شبهه را از بن مخدوش می کند وجود نصوص و روایات متواتر
    از پیامبر و امامان: در خصوص انتصابی بودن حکومت معصومان: است

    .

    بر این اساس، نظریه انتصاب، از ادله متقن و غیر قابل خدشه ای برخوردار
    است و لذا، نمی توان از بعضی مقاطع تاریخی که امامان: به حسب ظاهر، خود را از عرصه
    حکومت کنار می کشیدند به عنوان ادله تفکیک یاد کرد. اما مدعیان تفکیک برای اثبات
    مدعای خود، به جای استناد به ادله لمی و متقن، به جزئیات و فراز و نشیب های تاریخی
    روی آوردند و بدون این که شرایط و اوضاع سیاسی و اجتماعی زمانه را تحلیل کنند،
    عجولانه به استنتاج نتیجه دست زدند، در حالی که استناد به حوادث تاریخی، به بحث و
    فحص جامع و ژرفی از علل و شرایط حاکم پیدا و پنهان آن روزگار نیازمند است که متاسفانه
    این اصل مسلم، هم در این جا وهم در تحلیل حوادث سایر امامان:، از دید مدعیان تفکیک
    مغفول مانده است

    .

    ۲.

    کوشش های حضرت در به دست گرفتن حکومت: یکی از
    شبهات این بود که حضرت علی(ع) در رسیدن به حکومت، هیچ سعی و جهدی از خود نشان
    نداده تا بتوان نتیجه گرفت که حکومت متعلق به او بوده است

    .

    در پاسخ به این شبهه، کافی است نیم نگاهی به گران بهاترین یادگار آن
    حضرت – یعنی: کتاب شریف نهج البلاغه – داشته باشیم تا صحت و سقم ادعای مزبور آشکار
    گردد

    :

    الف – اتهام حرص در حکومت: پس از وفات پیامبر اسلام(ص)، حضرت به
    گونه ای در گرفتن حکومت مجاهدت و تلاش نمود که مورد اعتراض برخی مانند ابوعبیده و
    ابواشعث در روز سقیفه قرار گرفت و ایشان را متهم به حرص و طمع در امر حکومت
    نمودند. حضرت در پاسخ، به درخواست و جهد خود اذعان نمود و آن را حق مسلم خویش
    دانست: «انما لبت حقا لی و انتم تحولون بینی و بینه و تضربون وجهی دونه

    (۸)

    ب – توسل به اهل بیت:: یکی از راهکارهای عملی تصدی مقام حکومت،
    درخواست یاری از صحابه بود. حضرت علی(ع

    )

    نه تنها از این راهکار استفاده کرد;
    بلکه برای بالابردن ضریب موفقیت آن، به یادگاران پیامبر – یعنی: حضرت فاطمه، امام حسن
    و امام حسین: – توسل جست; با سوار کردن حضرت فاطمه(س) بر مرکب، در دل شب به
    خانه های انصار می رفت تا آنان را با واداشتن به خجالت هم که شده، به بیعت با خود
    وادارد. اما افسوس که بجز چهار یا پنج نفر، سایران با این بهانه که کار از کار
    گذشته، روی از آن حضرت برتافتند

    . (۹)

    حضرت زهرا(س) نیز در خطبه معروف خویش، به این صفحات مکدر از تاریخ صدر
    اسلام تصریح کرده است

    .
    (۱۰)

    بنابراین، اگر مراد از عدم تلاش یا تقاضا برای به دست گرفتن حکومت در
    مرحله اولیه باشد، این بر خلاف تاریخ و سخنان خود حضرت است. اما اگر مراد مراحل
    بعدی باشد، به این معنا که حضرت پس از مشاهده فقدان زمینه لازم برای تصدی حکومت،
    سکوت اختیار کرد، ادعای صحیحی است. ولی از این مطلب، نمی توان نظریه تفکیک را
    اثبات کرد

    .

    ۳.

    تصریح به نظریه انتصاب: حضرت علی(ع) در موارد
    لازم، به انتقال حق حاکمیت از طریق پیامبر(ص) به خود تصریح می کرد و از آن به
    «حق » و «ارث » یاد می نمود. در ذیل، به برخی از آن ها اشاره می شود

    :

    «

    فانه لما قبض الله نبیه(ص)، قلنا: نحن اهله و ورثته
    و عترته و اولیاؤه دون الناس لاینازعنا سلطانه احد و لایطمع فی حقنا طامع اذ انبری
    لنا قومنا فغصبونا سلطان نبینا فصارت الامره لغیرنا

    (۱۱)

    حضرت در این خطبه، اعتقاد و حسن ظن خود را بیان می کند که بر حسب وصیت
    پیامبر(ص)، لازم بود سلطنت و حکومت به ایشان منتقل شود و احدی در آن طمع نداشته
    باشد. اما جریان برعکس شد و حکومت به غاصبان رسید

    .

    «

    فوالله مازلت مدفوعا عن حقی مستاثرا علی منذ قبض
    الله نبیه(ص) حتی یوم الناس هذا

    (۱۲)

    در این خطبه، حضرت به کنار گذاشتن خویش از حق خود تا رسیدن به حکومت
    اشاره می کند

    .

    «

    اللهم انی استعدیک علی قریش و من اعانهم فانهم
    قطعوا رحمی و صغروا عظیم منزلتی و اجمعوا علی منازعتی امرا هو لی

    (۱۳)

    در این جا، ضمن شکایت و گلایه به خداوند، از غصب حق خویش توسط قریش و
    همدستانشان، حضرت تصریح می کند که آنان در چیزی مناقشه کرده اند که حق اختصاصی حضرت
    بوده است

    .

    «

    اری تراثی نهبا

    (۱۴)

    در این خطبه که مملو از گلایه های آن حضرت از مردم و حاکمان روزگار
    است، حضرت از حکومت خویش به «ارث » تعبیر می کند که به یغما برده شده است

    .

    «

    قد قطعوا رحمی و سلبونی سلطان ابن امی

    (۱۵)

    حضرت در نامه مزبور به برادرش عقیل، سخن از قطع رحم وحکومتی به میان
    می آوردکه از پیامبر(ص) به او منتقل شده بود

    .

    «

    ولهم خصائص الولایه و فیهم الوصیه، الآن اذ رجع
    الحق الی اهله و نقل الی منتقله

    (۱۶)

    حضرت در این خطبه، اهل بیت: را دارای حقوق اختصاصی مانند حق حاکمیت و
    تنصیص پیامبر(ص) می داند و خاطرنشان می سازد که این حق (ولایت و وصیت) تا زمان
    حکومت ایشان، به حق دار و اهل خود نرسیده بود

    .

    عمر از سلمان; درباره آرزوی خلافت حضرت علی(ع) سؤال کرد که آیا هنوز هم
    آرزوی آن را دارد؟ سلمان می گوید: گفتم

    :

    بلی. عمر دوباره سؤال کرد که آیا هنوز
    می پندارد که رسول خدا(ص) به حکومت او تصریح کرده است؟ ابن عباس گفت

    :

    من
    بالاتر از آن بگویم; از پدرم درباره ادعای نص برای خلافت حضرت پرسیدم، پدرم گفت:
    راست می گوید

    .
    (۱۷)

    اعتراف ابن ابی الحدید: ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه، به
    گونه ای به تفسیر می پردازد که هم حق و حقوق حضرت علی(ع) را – به زعم خود – و هم
    حرمت صحابه و به خصوص خلفای سه گانه را رعایت کرده باشد. از این رو، به توجیه نصوص
    حضرت در منصوص بودن حکومت خویش می پردازد و همانند برخی معاصران، همه آن نصوص را
    حمل بر صرف افضلیت و احقیت می کند و آن را به اصحاب خود نسبت می دهد

    :

    «

    اصحابنا یحملون ذلک کله علی ادعائه الامر
    بالافضلیه و هو الحق و الصواب فان حمله علی الاستحقاق بالنص تکفیر اؤ تفسیق لوجوه
    المهاجرین والانصار


    (۱۸)

    وی در این توجیه، انگیزه آن را ذکر می کند; چرا که در صورت حمل بر ظاهر
    و نص، لازمه آن غاصب خواندن خلفای پیشین و یا تکفیر و تفسیق آنان و همدستانشان
    است، اما وی اذعان می دارد که ظاهر سخنان حضرت علی(ع) مطابق نظریه انتصاب است

    . (۱۹)

    اما آیا انحراف یک گروه این حق را به مفسر می دهد که دلالت ظاهر و نص
    متنی را به معنای دیگر تاویل نماید و بدین سان، آگاهانه یا ناآگاه صاحب سخن را
    متهم به حرص در دنیا کند؟

    چرا ۲۵ سال سکوت؟

    حال این سؤال پیش می آید که چرا حضرت برای به دست گرفتن حکومت، دست به
    اقدام عملی و مقابله با غاصبان حق خویش نزدند و به صرف دعوت و تقاضا بسنده نمودند؟
    به اختصار، به چهار دلیل که خود حضرت بدان تصریح کرده اند، اشاره می شود

    :

    ۱.

    نبود انصار: «فنظرت فاذا لیس لی معین الا اهل
    بیتی

    …»
    (۲۰)

    حضرت در این خطبه، یاوران خود را اهل بیت خویش: ذکر می کند و در ادامه
    کلام خویش اشاره می کند که اقدام به قیام با این تعداد، فرجامی جز شهادت ندارد، در
    حالی که نه تنها آیین نوپای اسلام از آن سودی نمی برد، بلکه اسلام با از دست دادن
    رهبر و مرجعی چون حضرت علی(ع) متحمل خسرانی می شود که هیچ چیز آن را جبران نمی کرد

    .

    ۲.

    فراهم نشدن زمینه لازم: اقدام به یک قیام و به
    دست گرفتن حکومت – و به تعبیر امروزی، کودتا – در گرو فراهم آمدن شرایط و علل لازم
    و متعددی است که در صورت مهیا نشدن بعضی از آن ها، قیام با شکست مواجه خواهد شد

    .

    حضرت
    به این نکته توجه کامل داشت و در تشویق و پاسخ ابوسفیان مبنی بر اقدام به بیعت و
    مخالفت عملی با خلیفه وقت، فرمود: «این مانند آب تلخ و لقمه ای است که در گلوی
    خورنده آن گیر می کند و مانند کسی است که میوه نارس را می چیند و همچنین مثل آن،
    مثل کسی است که در زمین دیگری کشت می کند

    (۲۱)

    ۳.

    حفظ وحدت: حضرت حفظ اتحاد اسلامی و خوف از
    بازگشت دوباره کفر را یکی دیگر از علل سکوت خویش ذکر می کنند: «و ایم الله لولا
    مخافه الفرقه بین المسلمین و ان یعود الکفر و یبور الدین لکنا علی غیر ما کنا لهم
    علیه

    (۲۲)

    ۴.

    گذشت از حق خویش: تصدی مقام حکومت برای حضرت
    هدف اولی و ذاتی نیست، بلکه از منظر حضرت، ارزش حکومت دنیوی از ارزش یک کفش مستعمل
    هم پایین تر است

    .
    (۲۳)

    بنابراین، هدف از حکومت، احیا و بسط دین مقدس اسلام
    است و چون حضرت با تامل در شرایط و مقتضیات زمانه، مشاهده می کند که صلاح اسلام و
    مسلمانان درسکوت و دامن نزدن به مناقشات است و با این سکوت، کیان قرآن و اسلام به
    خطر نمی افتد – هر چند حق مسلم و اختصاصی آن حضرت به یغما برده می شود – از
    این رو، با سخاوت هر چه تمام تر، از حق خویش چشم پوشی می کند. اما نکته در خور تامل
    در کلام حضرت، اظهار بی علاقگی نسبت به دنیاست و در ذیل کلامش، هشدار می دهد که
    قیامتی هست و خداوند در این موضوع باید قضاوت کند

    . (۲۴)

    توجیه عدم پذیرش
    خلافت

    یکی از شبهات مدعیان تفکیک، امتناع حضرت از پذیرفتن درخواست و بیعت
    مردم مبنی بر واگذاری حکومت به ایشان است: اگر هم سکوت ۲۵ ساله حضرت توجیه داشت،
    استنکاف حضرت از درخواست مردم دلیل بر جدایی دین از حکومت است، وگرنه با وجود
    اقبال مردم و به اصطلاح، «وجود مشروعیت سیاسی »، حضرت داعی نداشت دست رد به سینه
    مردم بزند و سخن معروف خود را بگوید که: «دعونی والتمسوا غیری

    پیش از پرداختن به توجیهات مختلف، باید به این نکته کلی اشاره کرد که
    اگر بر فرض، پاسخ شبهه مزبور روشن نشود، نمی توان از صرف استنکاف حضرت، بطلان
    نظریه انتصاب را استنتاج کرد; چرا که آن نظریه مبرهن و مؤید با ادله متقن و استوار
    از پیامبر و امامان:، به خصوص از خود حضرت علی(ع)، است و ابهام یک قضیه تاریخی
    نمی تواند آن را مخدوش و یا تضعیف کند. وانگهی همین خطبه حضرت و سرباز زدن ایشان
    از پذیرش حکومت، توجیهات و دلایلی دارد که با نظریه انتصاب سازگار است. در این جا،
    به برخی از دلایل این مساله اشاره می شود

    :

    ۱.

    استنکاف از سیره خلفای پیشین: بر اساس علم
    تفسیر و تاویل در تفسیر یک سخن و گزاره، باید شرایط و فرهنگ زمان صدور سخن را مورد
    ملاحظه و تامل قرار داد. یکی از مواردی که معنا و مفهوم سخن را روشن می کند تبیین
    انگیزه و مخاطبان آن است که در علم تفسیر از آن به «شان نزول » تعبیر می شود

    .

    بر اساس نکته فوق نباید در تفسیر خطبه مزبور و اخذ مدعای خود، شتاب زده
    به ظاهر آن استناد و احتجاج کرد، بلکه باید نخست شان نزول آن را تبیین نمود

    .

    ابن ابی الحدید در شرح خود، گزارش می کند که پس از کشته شدن خلیفه سوم
    (عثمان)، برخی از سران نزد حضرت علی(ع) رسیدند و پیشنهاد بیعت و خلافت را مطرح
    کردند. آنان بیعت خویش را مشروط به عمل به کتاب و سنت پیامبر(ص) و همچنین
    سنت خلفای پیشین کردند. اما حضرت با این شرط آنان صفحه کاملاً استاندارد:

    فایل فایل ورد کامل پاورپوینت تقابل مشی ائمه:با سکولاریزم دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

    شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

    لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

    توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت تقابل مشی ائمه:با سکولاریزم،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


    بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت تقابل مشی ائمه:با سکولاریزم :

    Normal
    ۰

    false
    false
    false

    EN-US
    X-NONE
    AR-SA

    MicrosoftInternetExplorer4

    /* Style Definitions */
    table.MsoNormalTable
    {mso-style-name:”Table Normal”;
    mso-tstyle-rowband-size:0;
    mso-tstyle-colband-size:0;
    mso-style-noshow:yes;
    mso-style-priority:99;
    mso-style-qformat:yes;
    mso-style-parent:””;
    mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
    mso-para-margin:0in;
    mso-para-margin-bottom:.0001pt;
    mso-pagination:widow-orphan;
    font-size:11.0pt;
    font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
    mso-ascii-font-family:Calibri;
    mso-ascii-theme-font:minor-latin;
    mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
    mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
    mso-hansi-font-family:Calibri;
    mso-hansi-theme-font:minor-latin;
    mso-bidi-font-family:Arial;
    mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

    اشاره

    جدا انگاری دین از عرصه سیاست و حکومت (سکولاریزم) در سده های اخیر در
    مغرب زمین یک انگاره عقلانی تلقی می شود. مقبولیت و جریان این جداانگاری را باید
    در علل دینی، معرفتی و تاریخی جست وجو کرد

    . (۱)

    امروزه برخی از معاصران می کوشند با دلایل و تقریرات گوناگون، آیین
    مقدس اسلام را نیز مانند مسیحیت، یک آیین عبادی و فردی (پیتیسم) معرفی کنند که از
    مسائل سیاسی، اجتماعی و حکومتی به دور است و مصدر شروعیت حکومت، حتی حکومت
    معصومان:، را نیز مستند به مقبولیت مردم می دانند. یکی از ادله این مدعا
    کناره گیری و یا کنار ماندن امامان شیعه: از عرصه حکومت و سیاست است

    .

    در این مکتوب، مستندات و ادله نظریه مزبور در خصوص سیره ائمه اطهار
    (امامان علی، حسن، حسین، صادق و رضا

    🙂

    مورد تحلیل و نقد قرار خواهد گرفت

    .

    امام علی(ع

    )

    جداانگاران دین و حکومت ابتدا به سیره حضرت علی(ع) در مساله حکومت
    استناد می کنند و بر این باورند که آن حضرت در طول ۲۵ سال سکوت و خانه نشینی،
    هیچ گونه درخواست و اقدامی در به دست گرفتن رشته حکومت از خود نشان نداد. هنگامی
    هم که پس از قتل عثمان، بخت حکومت و دنیا به حضرت رو می آورد، از آن روی برتافت و
    از مردم خواست که حاکم دیگری را انتخاب کنند: «دعونی و التمسوا غیری

    (۲)

    مهندس مهدی بازرگان در این زمینه می گوید: «اما علی بن ابی طالب نه
    خلافت – به معنای حکومت – به دست او افتاد و نه او برای قبضه کردن قدرت، تلاش و
    تقاضایی نمود… علی(ع) با استنکاف و عدم تمایل خودش، خلیفه مسلمین و امیر مؤمنین
    گردید

    (۳)

    دکتر حائری یزدی نیز پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) را به گونه ای وصف می کند
    که آنان خود درصدد تشکیل حکومت دینی نبودند: «این مقامات سیاسی به همان دلیل که از
    سوی مردم وارد بر مقام پیشین الهی آن ها شده و به مناسبت ضرورت های زمان و مکان،
    بدون آن که خود درصدد باشند، این مقام به آنان عرضه گردیده، به همان جهت
    نمی توانند جزئی از وحی الهی باشند

    (۴)

    دیگری با استناد به خطبه ۱۹۶ نهج البلاغه (ولکنکم دعوتمونی الیها)
    می گوید: «در این جمله، [حضرت] می فرماید: «چون شما مردم مرا به خلافت دعوت کردید
    و امر حکومت را بر من واگذار نمودید، لذا، آن را پذیرفتم که معلوم می دارد امر حکومت حق
    خاص ملت است


    (۵)

    نقد و نظر

    ابتدا تذکر این نکته بجاست که پیشینه برداشت و تفسیر مذکور از خطبه های
    حضرت علی(ع) و دوره ۲۵ ساله سکوت آن حضرت مبنی بر عدم مشروعیت الهی وی، به تفاسیر
    علمای متقدم اهل تسنن باز می گردد که می خواستند با تمسک به نکات مزبور، ادعای
    منصوص بودن حکومت حضرت علی(ع) از سوی پیامبر(ص) را – که رکن مکتب تشیع محسوب می شود
    – مخدوش کنند

    (۶)

    و اندیشمندان و متکلمان امامیه
    در آثار کلامی خود، به دفاع از نظریه «انتصاب » و نقد شبهات مخالفان پرداختند که
    تفصیل آن را باید از موضع خود یافت

    . (۷)

    پس از این تذکر، اکنون
    به چند نکته اشاره می شود

    :

    ۱.

    تعارض با ادله مشروعیت الهی: اولین نکته ای که
    باید به آن اشاره کرد و اصل شبهه را از بن مخدوش می کند وجود نصوص و روایات متواتر
    از پیامبر و امامان: در خصوص انتصابی بودن حکومت معصومان: است

    .

    بر این اساس، نظریه انتصاب، از ادله متقن و غیر قابل خدشه ای برخوردار
    است و لذا، نمی توان از بعضی مقاطع تاریخی که امامان: به حسب ظاهر، خود را از عرصه
    حکومت کنار می کشیدند به عنوان ادله تفکیک یاد کرد. اما مدعیان تفکیک برای اثبات
    مدعای خود، به جای استناد به ادله لمی و متقن، به جزئیات و فراز و نشیب های تاریخی
    روی آوردند و بدون این که شرایط و اوضاع سیاسی و اجتماعی زمانه را تحلیل کنند،
    عجولانه به استنتاج نتیجه دست زدند، در حالی که استناد به حوادث تاریخی، به بحث و
    فحص جامع و ژرفی از علل و شرایط حاکم پیدا و پنهان آن روزگار نیازمند است که متاسفانه
    این اصل مسلم، هم در این جا وهم در تحلیل حوادث سایر امامان:، از دید مدعیان تفکیک
    مغفول مانده است

    .

    ۲.

    کوشش های حضرت در به دست گرفتن حکومت: یکی از
    شبهات این بود که حضرت علی(ع) در رسیدن به حکومت، هیچ سعی و جهدی از خود نشان
    نداده تا بتوان نتیجه گرفت که حکومت متعلق به او بوده است

    .

    در پاسخ به این شبهه، کافی است نیم نگاهی به گران بهاترین یادگار آن
    حضرت – یعنی: کتاب شریف نهج البلاغه – داشته باشیم تا صحت و سقم ادعای مزبور آشکار
    گردد

    :

    الف – اتهام حرص در حکومت: پس از وفات پیامبر اسلام(ص)، حضرت به
    گونه ای در گرفتن حکومت مجاهدت و تلاش نمود که مورد اعتراض برخی مانند ابوعبیده و
    ابواشعث در روز سقیفه قرار گرفت و ایشان را متهم به حرص و طمع در امر حکومت
    نمودند. حضرت در پاسخ، به درخواست و جهد خود اذعان نمود و آن را حق مسلم خویش
    دانست: «انما لبت حقا لی و انتم تحولون بینی و بینه و تضربون وجهی دونه

    (۸)

    ب – توسل به اهل بیت:: یکی از راهکارهای عملی تصدی مقام حکومت،
    درخواست یاری از صحابه بود. حضرت علی(ع

    )

    نه تنها از این راهکار استفاده کرد;
    بلکه برای بالابردن ضریب موفقیت آن، به یادگاران پیامبر – یعنی: حضرت فاطمه، امام حسن
    و امام حسین: – توسل جست; با سوار کردن حضرت فاطمه(س) بر مرکب، در دل شب به
    خانه های انصار می رفت تا آنان را با واداشتن به خجالت هم که شده، به بیعت با خود
    وادارد. اما افسوس که بجز چهار یا پنج نفر، سایران با این بهانه که کار از کار
    گذشته، روی از آن حضرت برتافتند

    . (۹)

    حضرت زهرا(س) نیز در خطبه معروف خویش، به این صفحات مکدر از تاریخ صدر
    اسلام تصریح کرده است

    .
    (۱۰)

    بنابراین، اگر مراد از عدم تلاش یا تقاضا برای به دست گرفتن حکومت در
    مرحله اولیه باشد، این بر خلاف تاریخ و سخنان خود حضرت است. اما اگر مراد مراحل
    بعدی باشد، به این معنا که حضرت پس از مشاهده فقدان زمینه لازم برای تصدی حکومت،
    سکوت اختیار کرد، ادعای صحیحی است. ولی از این مطلب، نمی توان نظریه تفکیک را
    اثبات کرد

    .

    ۳.

    تصریح به نظریه انتصاب: حضرت علی(ع) در موارد
    لازم، به انتقال حق حاکمیت از طریق پیامبر(ص) به خود تصریح می کرد و از آن به
    «حق » و «ارث » یاد می نمود. در ذیل، به برخی از آن ها اشاره می شود

    :

    «

    فانه لما قبض الله نبیه(ص)، قلنا: نحن اهله و ورثته
    و عترته و اولیاؤه دون الناس لاینازعنا سلطانه احد و لایطمع فی حقنا طامع اذ انبری
    لنا قومنا فغصبونا سلطان نبینا فصارت الامره لغیرنا

    (۱۱)

    حضرت در این خطبه، اعتقاد و حسن ظن خود را بیان می کند که بر حسب وصیت
    پیامبر(ص)، لازم بود سلطنت و حکومت به ایشان منتقل شود و احدی در آن طمع نداشته
    باشد. اما جریان برعکس شد و حکومت به غاصبان رسید

    .

    «

    فوالله مازلت مدفوعا عن حقی مستاثرا علی منذ قبض
    الله نبیه(ص) حتی یوم الناس هذا

    (۱۲)

    در این خطبه، حضرت به کنار گذاشتن خویش از حق خود تا رسیدن به حکومت
    اشاره می کند

    .

    «

    اللهم انی استعدیک علی قریش و من اعانهم فانهم
    قطعوا رحمی و صغروا عظیم منزلتی و اجمعوا علی منازعتی امرا هو لی

    (۱۳)

    در این جا، ضمن شکایت و گلایه به خداوند، از غصب حق خویش توسط قریش و
    همدستانشان، حضرت تصریح می کند که آنان در چیزی مناقشه کرده اند که حق اختصاصی حضرت
    بوده است

    .

    «

    اری تراثی نهبا

    (۱۴)

    در این خطبه که مملو از گلایه های آن حضرت از مردم و حاکمان روزگار
    است، حضرت از حکومت خویش به «ارث » تعبیر می کند که به یغما برده شده است

    .

    «

    قد قطعوا رحمی و سلبونی سلطان ابن امی

    (۱۵)

    حضرت در نامه مزبور به برادرش عقیل، سخن از قطع رحم وحکومتی به میان
    می آوردکه از پیامبر(ص) به او منتقل شده بود

    .

    «

    ولهم خصائص الولایه و فیهم الوصیه، الآن اذ رجع
    الحق الی اهله و نقل الی منتقله

    (۱۶)

    حضرت در این خطبه، اهل بیت: را دارای حقوق اختصاصی مانند حق حاکمیت و
    تنصیص پیامبر(ص) می داند و خاطرنشان می سازد که این حق (ولایت و وصیت) تا زمان
    حکومت ایشان، به حق دار و اهل خود نرسیده بود

    .

    عمر از سلمان; درباره آرزوی خلافت حضرت علی(ع) سؤال کرد که آیا هنوز هم
    آرزوی آن را دارد؟ سلمان می گوید: گفتم

    :

    بلی. عمر دوباره سؤال کرد که آیا هنوز
    می پندارد که رسول خدا(ص) به حکومت او تصریح کرده است؟ ابن عباس گفت

    :

    من
    بالاتر از آن بگویم; از پدرم درباره ادعای نص برای خلافت حضرت پرسیدم، پدرم گفت:
    راست می گوید

    .
    (۱۷)

    اعتراف ابن ابی الحدید: ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه، به
    گونه ای به تفسیر می پردازد که هم حق و حقوق حضرت علی(ع) را – به زعم خود – و هم
    حرمت صحابه و به خصوص خلفای سه گانه را رعایت کرده باشد. از این رو، به توجیه نصوص
    حضرت در منصوص بودن حکومت خویش می پردازد و همانند برخی معاصران، همه آن نصوص را
    حمل بر صرف افضلیت و احقیت می کند و آن را به اصحاب خود نسبت می دهد

    :

    «

    اصحابنا یحملون ذلک کله علی ادعائه الامر
    بالافضلیه و هو الحق و الصواب فان حمله علی الاستحقاق بالنص تکفیر اؤ تفسیق لوجوه
    المهاجرین والانصار


    (۱۸)

    وی در این توجیه، انگیزه آن را ذکر می کند; چرا که در صورت حمل بر ظاهر
    و نص، لازمه آن غاصب خواندن خلفای پیشین و یا تکفیر و تفسیق آنان و همدستانشان
    است، اما وی اذعان می دارد که ظاهر سخنان حضرت علی(ع) مطابق نظریه انتصاب است

    . (۱۹)

    اما آیا انحراف یک گروه این حق را به مفسر می دهد که دلالت ظاهر و نص
    متنی را به معنای دیگر تاویل نماید و بدین سان، آگاهانه یا ناآگاه صاحب سخن را
    متهم به حرص در دنیا کند؟

    چرا ۲۵ سال سکوت؟

    حال این سؤال پیش می آید که چرا حضرت برای به دست گرفتن حکومت، دست به
    اقدام عملی و مقابله با غاصبان حق خویش نزدند و به صرف دعوت و تقاضا بسنده نمودند؟
    به اختصار، به چهار دلیل که خود حضرت بدان تصریح کرده اند، اشاره می شود

    :

    ۱.

    نبود انصار: «فنظرت فاذا لیس لی معین الا اهل
    بیتی

    …»
    (۲۰)

    حضرت در این خطبه، یاوران خود را اهل بیت خویش: ذکر می کند و در ادامه
    کلام خویش اشاره می کند که اقدام به قیام با این تعداد، فرجامی جز شهادت ندارد، در
    حالی که نه تنها آیین نوپای اسلام از آن سودی نمی برد، بلکه اسلام با از دست دادن
    رهبر و مرجعی چون حضرت علی(ع) متحمل خسرانی می شود که هیچ چیز آن را جبران نمی کرد

    .

    ۲.

    فراهم نشدن زمینه لازم: اقدام به یک قیام و به
    دست گرفتن حکومت – و به تعبیر امروزی، کودتا – در گرو فراهم آمدن شرایط و علل لازم
    و متعددی است که در صورت مهیا نشدن بعضی از آن ها، قیام با شکست مواجه خواهد شد

    .

    حضرت
    به این نکته توجه کامل داشت و در تشویق و پاسخ ابوسفیان مبنی بر اقدام به بیعت و
    مخالفت عملی با خلیفه وقت، فرمود: «این مانند آب تلخ و لقمه ای است که در گلوی
    خورنده آن گیر می کند و مانند کسی است که میوه نارس را می چیند و همچنین مثل آن،
    مثل کسی است که در زمین دیگری کشت می کند

    (۲۱)

    ۳.

    حفظ وحدت: حضرت حفظ اتحاد اسلامی و خوف از
    بازگشت دوباره کفر را یکی دیگر از علل سکوت خویش ذکر می کنند: «و ایم الله لولا
    مخافه الفرقه بین المسلمین و ان یعود الکفر و یبور الدین لکنا علی غیر ما کنا لهم
    علیه

    (۲۲)

    ۴.

    گذشت از حق خویش: تصدی مقام حکومت برای حضرت
    هدف اولی و ذاتی نیست، بلکه از منظر حضرت، ارزش حکومت دنیوی از ارزش یک کفش مستعمل
    هم پایین تر است

    .
    (۲۳)

    بنابراین، هدف از حکومت، احیا و بسط دین مقدس اسلام
    است و چون حضرت با تامل در شرایط و مقتضیات زمانه، مشاهده می کند که صلاح اسلام و
    مسلمانان درسکوت و دامن نزدن به مناقشات است و با این سکوت، کیان قرآن و اسلام به
    خطر نمی افتد – هر چند حق مسلم و اختصاصی آن حضرت به یغما برده می شود – از
    این رو، با سخاوت هر چه تمام تر، از حق خویش چشم پوشی می کند. اما نکته در خور تامل
    در کلام حضرت، اظهار بی علاقگی نسبت به دنیاست و در ذیل کلامش، هشدار می دهد که
    قیامتی هست و خداوند در این موضوع باید قضاوت کند

    . (۲۴)

    توجیه عدم پذیرش
    خلافت

    یکی از شبهات مدعیان تفکیک، امتناع حضرت از پذیرفتن درخواست و بیعت
    مردم مبنی بر واگذاری حکومت به ایشان است: اگر هم سکوت ۲۵ ساله حضرت توجیه داشت،
    استنکاف حضرت از درخواست مردم دلیل بر جدایی دین از حکومت است، وگرنه با وجود
    اقبال مردم و به اصطلاح، «وجود مشروعیت سیاسی »، حضرت داعی نداشت دست رد به سینه
    مردم بزند و سخن معروف خود را بگوید که: «دعونی والتمسوا غیری

    پیش از پرداختن به توجیهات مختلف، باید به این نکته کلی اشاره کرد که
    اگر بر فرض، پاسخ شبهه مزبور روشن نشود، نمی توان از صرف استنکاف حضرت، بطلان
    نظریه انتصاب را استنتاج کرد; چرا که آن نظریه مبرهن و مؤید با ادله متقن و استوار
    از پیامبر و امامان:، به خصوص از خود حضرت علی(ع)، است و ابهام یک قضیه تاریخی
    نمی تواند آن را مخدوش و یا تضعیف کند. وانگهی همین خطبه حضرت و سرباز زدن ایشان
    از پذیرش حکومت، توجیهات و دلایلی دارد که با نظریه انتصاب سازگار است. در این جا،
    به برخی از دلایل این مساله اشاره می شود

    :

    ۱.

    استنکاف از سیره خلفای پیشین: بر اساس علم
    تفسیر و تاویل در تفسیر یک سخن و گزاره، باید شرایط و فرهنگ زمان صدور سخن را مورد
    ملاحظه و تامل قرار داد. یکی از مواردی که معنا و مفهوم سخن را روشن می کند تبیین
    انگیزه و مخاطبان آن است که در علم تفسیر از آن به «شان نزول » تعبیر می شود

    .

    بر اساس نکته فوق نباید در تفسیر خطبه مزبور و اخذ مدعای خود، شتاب زده
    به ظاهر آن استناد و احتجاج کرد، بلکه باید نخست شان نزول آن را تبیین نمود

    .

    ابن ابی الحدید در شرح خود، گزارش می کند که پس از کشته شدن خلیفه سوم
    (عثمان)، برخی از سران نزد حضرت علی(ع) رسیدند و پیشنهاد بیعت و خلافت را مطرح
    کردند. آنان بیعت خویش را مشروط به عمل به کتاب و سنت پیامبر(ص) و همچنین
    سنت خلفای پیشین کردند. اما حضرت با این شرط آنان صفحه مرتب و آماده استفاده است.

  • مطابق با اصول علمی: فایل ورد کامل پاورپوینت تقابل مشی ائمه:با سکولاریزم براساس استانداردهای آموزشی تهیه شده و برای پروژه‌های تحقیقاتی ایده‌آل است.
  • ساختار منظم و حرفه‌ای: طراحی دقیق فایل ورد کامل پاورپوینت تقابل مشی ائمه:با سکولاریزم باعث سهولت در استفاده از آن شده است.
  • دریافت یک هدیه ارزشمند: همراه با فایل ورد کامل پاورپوینت تقابل مشی ائمه:با سکولاریزم، یک پاورپوینت شیک و استاندارد نیز در اختیار شما قرار می‌گیرد.
  • بدون نیاز به ویرایش: فایل فایل ورد کامل پاورپوینت تقابل مشی ائمه:با سکولاریزم و پاورپوینت هدیه آماده ارائه در جلسات و کنفرانس‌ها هستند.
  • محتوای جامع و به‌روز: مطالب موجود در فایل ورد کامل پاورپوینت تقابل مشی ائمه:با سکولاریزم به درک بهتر موضوعات کمک می‌کند.
  • ویرایش آسان و سریع: فایل فایل ورد کامل پاورپوینت تقابل مشی ائمه:با سکولاریزم به‌راحتی قابل تغییر و سفارشی‌سازی است.
  • تضمین کیفیت و پشتیبانی: فایل ورد کامل پاورپوینت تقابل مشی ائمه:با سکولاریزم و پاورپوینت همراه آن از نظر کیفیت تضمین‌شده هستند و شامل پشتیبانی کامل می‌شوند.

بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت تقابل مشی ائمه:با سکولاریزم :

Normal
۰

false
false
false

EN-US
X-NONE
AR-SA

MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

اشاره

جدا انگاری دین از عرصه سیاست و حکومت (سکولاریزم) در سده های اخیر در
مغرب زمین یک انگاره عقلانی تلقی می شود. مقبولیت و جریان این جداانگاری را باید
در علل دینی، معرفتی و تاریخی جست وجو کرد

. (۱)

امروزه برخی از معاصران می کوشند با دلایل و تقریرات گوناگون، آیین
مقدس اسلام را نیز مانند مسیحیت، یک آیین عبادی و فردی (پیتیسم) معرفی کنند که از
مسائل سیاسی، اجتماعی و حکومتی به دور است و مصدر شروعیت حکومت، حتی حکومت
معصومان:، را نیز مستند به مقبولیت مردم می دانند. یکی از ادله این مدعا
کناره گیری و یا کنار ماندن امامان شیعه: از عرصه حکومت و سیاست است

.

در این مکتوب، مستندات و ادله نظریه مزبور در خصوص سیره ائمه اطهار
(امامان علی، حسن، حسین، صادق و رضا

🙂

مورد تحلیل و نقد قرار خواهد گرفت

.

امام علی(ع

)

جداانگاران دین و حکومت ابتدا به سیره حضرت علی(ع) در مساله حکومت
استناد می کنند و بر این باورند که آن حضرت در طول ۲۵ سال سکوت و خانه نشینی،
هیچ گونه درخواست و اقدامی در به دست گرفتن رشته حکومت از خود نشان نداد. هنگامی
هم که پس از قتل عثمان، بخت حکومت و دنیا به حضرت رو می آورد، از آن روی برتافت و
از مردم خواست که حاکم دیگری را انتخاب کنند: «دعونی و التمسوا غیری

(۲)

مهندس مهدی بازرگان در این زمینه می گوید: «اما علی بن ابی طالب نه
خلافت – به معنای حکومت – به دست او افتاد و نه او برای قبضه کردن قدرت، تلاش و
تقاضایی نمود… علی(ع) با استنکاف و عدم تمایل خودش، خلیفه مسلمین و امیر مؤمنین
گردید

(۳)

دکتر حائری یزدی نیز پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) را به گونه ای وصف می کند
که آنان خود درصدد تشکیل حکومت دینی نبودند: «این مقامات سیاسی به همان دلیل که از
سوی مردم وارد بر مقام پیشین الهی آن ها شده و به مناسبت ضرورت های زمان و مکان،
بدون آن که خود درصدد باشند، این مقام به آنان عرضه گردیده، به همان جهت
نمی توانند جزئی از وحی الهی باشند

(۴)

دیگری با استناد به خطبه ۱۹۶ نهج البلاغه (ولکنکم دعوتمونی الیها)
می گوید: «در این جمله، [حضرت] می فرماید: «چون شما مردم مرا به خلافت دعوت کردید
و امر حکومت را بر من واگذار نمودید، لذا، آن را پذیرفتم که معلوم می دارد امر حکومت حق
خاص ملت است


(۵)

نقد و نظر

ابتدا تذکر این نکته بجاست که پیشینه برداشت و تفسیر مذکور از خطبه های
حضرت علی(ع) و دوره ۲۵ ساله سکوت آن حضرت مبنی بر عدم مشروعیت الهی وی، به تفاسیر
علمای متقدم اهل تسنن باز می گردد که می خواستند با تمسک به نکات مزبور، ادعای
منصوص بودن حکومت حضرت علی(ع) از سوی پیامبر(ص) را – که رکن مکتب تشیع محسوب می شود
– مخدوش کنند

(۶)

و اندیشمندان و متکلمان امامیه
در آثار کلامی خود، به دفاع از نظریه «انتصاب » و نقد شبهات مخالفان پرداختند که
تفصیل آن را باید از موضع خود یافت

. (۷)

پس از این تذکر، اکنون
به چند نکته اشاره می شود

:

۱.

تعارض با ادله مشروعیت الهی: اولین نکته ای که
باید به آن اشاره کرد و اصل شبهه را از بن مخدوش می کند وجود نصوص و روایات متواتر
از پیامبر و امامان: در خصوص انتصابی بودن حکومت معصومان: است

.

بر این اساس، نظریه انتصاب، از ادله متقن و غیر قابل خدشه ای برخوردار
است و لذا، نمی توان از بعضی مقاطع تاریخی که امامان: به حسب ظاهر، خود را از عرصه
حکومت کنار می کشیدند به عنوان ادله تفکیک یاد کرد. اما مدعیان تفکیک برای اثبات
مدعای خود، به جای استناد به ادله لمی و متقن، به جزئیات و فراز و نشیب های تاریخی
روی آوردند و بدون این که شرایط و اوضاع سیاسی و اجتماعی زمانه را تحلیل کنند،
عجولانه به استنتاج نتیجه دست زدند، در حالی که استناد به حوادث تاریخی، به بحث و
فحص جامع و ژرفی از علل و شرایط حاکم پیدا و پنهان آن روزگار نیازمند است که متاسفانه
این اصل مسلم، هم در این جا وهم در تحلیل حوادث سایر امامان:، از دید مدعیان تفکیک
مغفول مانده است

.

۲.

کوشش های حضرت در به دست گرفتن حکومت: یکی از
شبهات این بود که حضرت علی(ع) در رسیدن به حکومت، هیچ سعی و جهدی از خود نشان
نداده تا بتوان نتیجه گرفت که حکومت متعلق به او بوده است

.

در پاسخ به این شبهه، کافی است نیم نگاهی به گران بهاترین یادگار آن
حضرت – یعنی: کتاب شریف نهج البلاغه – داشته باشیم تا صحت و سقم ادعای مزبور آشکار
گردد

:

الف – اتهام حرص در حکومت: پس از وفات پیامبر اسلام(ص)، حضرت به
گونه ای در گرفتن حکومت مجاهدت و تلاش نمود که مورد اعتراض برخی مانند ابوعبیده و
ابواشعث در روز سقیفه قرار گرفت و ایشان را متهم به حرص و طمع در امر حکومت
نمودند. حضرت در پاسخ، به درخواست و جهد خود اذعان نمود و آن را حق مسلم خویش
دانست: «انما لبت حقا لی و انتم تحولون بینی و بینه و تضربون وجهی دونه

(۸)

ب – توسل به اهل بیت:: یکی از راهکارهای عملی تصدی مقام حکومت،
درخواست یاری از صحابه بود. حضرت علی(ع

)

نه تنها از این راهکار استفاده کرد;
بلکه برای بالابردن ضریب موفقیت آن، به یادگاران پیامبر – یعنی: حضرت فاطمه، امام حسن
و امام حسین: – توسل جست; با سوار کردن حضرت فاطمه(س) بر مرکب، در دل شب به
خانه های انصار می رفت تا آنان را با واداشتن به خجالت هم که شده، به بیعت با خود
وادارد. اما افسوس که بجز چهار یا پنج نفر، سایران با این بهانه که کار از کار
گذشته، روی از آن حضرت برتافتند

. (۹)

حضرت زهرا(س) نیز در خطبه معروف خویش، به این صفحات مکدر از تاریخ صدر
اسلام تصریح کرده است

.
(۱۰)

بنابراین، اگر مراد از عدم تلاش یا تقاضا برای به دست گرفتن حکومت در
مرحله اولیه باشد، این بر خلاف تاریخ و سخنان خود حضرت است. اما اگر مراد مراحل
بعدی باشد، به این معنا که حضرت پس از مشاهده فقدان زمینه لازم برای تصدی حکومت،
سکوت اختیار کرد، ادعای صحیحی است. ولی از این مطلب، نمی توان نظریه تفکیک را
اثبات کرد

.

۳.

تصریح به نظریه انتصاب: حضرت علی(ع) در موارد
لازم، به انتقال حق حاکمیت از طریق پیامبر(ص) به خود تصریح می کرد و از آن به
«حق » و «ارث » یاد می نمود. در ذیل، به برخی از آن ها اشاره می شود

:

«

فانه لما قبض الله نبیه(ص)، قلنا: نحن اهله و ورثته
و عترته و اولیاؤه دون الناس لاینازعنا سلطانه احد و لایطمع فی حقنا طامع اذ انبری
لنا قومنا فغصبونا سلطان نبینا فصارت الامره لغیرنا

(۱۱)

حضرت در این خطبه، اعتقاد و حسن ظن خود را بیان می کند که بر حسب وصیت
پیامبر(ص)، لازم بود سلطنت و حکومت به ایشان منتقل شود و احدی در آن طمع نداشته
باشد. اما جریان برعکس شد و حکومت به غاصبان رسید

.

«

فوالله مازلت مدفوعا عن حقی مستاثرا علی منذ قبض
الله نبیه(ص) حتی یوم الناس هذا

(۱۲)

در این خطبه، حضرت به کنار گذاشتن خویش از حق خود تا رسیدن به حکومت
اشاره می کند

.

«

اللهم انی استعدیک علی قریش و من اعانهم فانهم
قطعوا رحمی و صغروا عظیم منزلتی و اجمعوا علی منازعتی امرا هو لی

(۱۳)

در این جا، ضمن شکایت و گلایه به خداوند، از غصب حق خویش توسط قریش و
همدستانشان، حضرت تصریح می کند که آنان در چیزی مناقشه کرده اند که حق اختصاصی حضرت
بوده است

.

«

اری تراثی نهبا

(۱۴)

در این خطبه که مملو از گلایه های آن حضرت از مردم و حاکمان روزگار
است، حضرت از حکومت خویش به «ارث » تعبیر می کند که به یغما برده شده است

.

«

قد قطعوا رحمی و سلبونی سلطان ابن امی

(۱۵)

حضرت در نامه مزبور به برادرش عقیل، سخن از قطع رحم وحکومتی به میان
می آوردکه از پیامبر(ص) به او منتقل شده بود

.

«

ولهم خصائص الولایه و فیهم الوصیه، الآن اذ رجع
الحق الی اهله و نقل الی منتقله

(۱۶)

حضرت در این خطبه، اهل بیت: را دارای حقوق اختصاصی مانند حق حاکمیت و
تنصیص پیامبر(ص) می داند و خاطرنشان می سازد که این حق (ولایت و وصیت) تا زمان
حکومت ایشان، به حق دار و اهل خود نرسیده بود

.

عمر از سلمان; درباره آرزوی خلافت حضرت علی(ع) سؤال کرد که آیا هنوز هم
آرزوی آن را دارد؟ سلمان می گوید: گفتم

:

بلی. عمر دوباره سؤال کرد که آیا هنوز
می پندارد که رسول خدا(ص) به حکومت او تصریح کرده است؟ ابن عباس گفت

:

من
بالاتر از آن بگویم; از پدرم درباره ادعای نص برای خلافت حضرت پرسیدم، پدرم گفت:
راست می گوید

.
(۱۷)

اعتراف ابن ابی الحدید: ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه، به
گونه ای به تفسیر می پردازد که هم حق و حقوق حضرت علی(ع) را – به زعم خود – و هم
حرمت صحابه و به خصوص خلفای سه گانه را رعایت کرده باشد. از این رو، به توجیه نصوص
حضرت در منصوص بودن حکومت خویش می پردازد و همانند برخی معاصران، همه آن نصوص را
حمل بر صرف افضلیت و احقیت می کند و آن را به اصحاب خود نسبت می دهد

:

«

اصحابنا یحملون ذلک کله علی ادعائه الامر
بالافضلیه و هو الحق و الصواب فان حمله علی الاستحقاق بالنص تکفیر اؤ تفسیق لوجوه
المهاجرین والانصار


(۱۸)

وی در این توجیه، انگیزه آن را ذکر می کند; چرا که در صورت حمل بر ظاهر
و نص، لازمه آن غاصب خواندن خلفای پیشین و یا تکفیر و تفسیق آنان و همدستانشان
است، اما وی اذعان می دارد که ظاهر سخنان حضرت علی(ع) مطابق نظریه انتصاب است

. (۱۹)

اما آیا انحراف یک گروه این حق را به مفسر می دهد که دلالت ظاهر و نص
متنی را به معنای دیگر تاویل نماید و بدین سان، آگاهانه یا ناآگاه صاحب سخن را
متهم به حرص در دنیا کند؟

چرا ۲۵ سال سکوت؟

حال این سؤال پیش می آید که چرا حضرت برای به دست گرفتن حکومت، دست به
اقدام عملی و مقابله با غاصبان حق خویش نزدند و به صرف دعوت و تقاضا بسنده نمودند؟
به اختصار، به چهار دلیل که خود حضرت بدان تصریح کرده اند، اشاره می شود

:

۱.

نبود انصار: «فنظرت فاذا لیس لی معین الا اهل
بیتی

…»
(۲۰)

حضرت در این خطبه، یاوران خود را اهل بیت خویش: ذکر می کند و در ادامه
کلام خویش اشاره می کند که اقدام به قیام با این تعداد، فرجامی جز شهادت ندارد، در
حالی که نه تنها آیین نوپای اسلام از آن سودی نمی برد، بلکه اسلام با از دست دادن
رهبر و مرجعی چون حضرت علی(ع) متحمل خسرانی می شود که هیچ چیز آن را جبران نمی کرد

.

۲.

فراهم نشدن زمینه لازم: اقدام به یک قیام و به
دست گرفتن حکومت – و به تعبیر امروزی، کودتا – در گرو فراهم آمدن شرایط و علل لازم
و متعددی است که در صورت مهیا نشدن بعضی از آن ها، قیام با شکست مواجه خواهد شد

.

حضرت
به این نکته توجه کامل داشت و در تشویق و پاسخ ابوسفیان مبنی بر اقدام به بیعت و
مخالفت عملی با خلیفه وقت، فرمود: «این مانند آب تلخ و لقمه ای است که در گلوی
خورنده آن گیر می کند و مانند کسی است که میوه نارس را می چیند و همچنین مثل آن،
مثل کسی است که در زمین دیگری کشت می کند

(۲۱)

۳.

حفظ وحدت: حضرت حفظ اتحاد اسلامی و خوف از
بازگشت دوباره کفر را یکی دیگر از علل سکوت خویش ذکر می کنند: «و ایم الله لولا
مخافه الفرقه بین المسلمین و ان یعود الکفر و یبور الدین لکنا علی غیر ما کنا لهم
علیه

(۲۲)

۴.

گذشت از حق خویش: تصدی مقام حکومت برای حضرت
هدف اولی و ذاتی نیست، بلکه از منظر حضرت، ارزش حکومت دنیوی از ارزش یک کفش مستعمل
هم پایین تر است

.
(۲۳)

بنابراین، هدف از حکومت، احیا و بسط دین مقدس اسلام
است و چون حضرت با تامل در شرایط و مقتضیات زمانه، مشاهده می کند که صلاح اسلام و
مسلمانان درسکوت و دامن نزدن به مناقشات است و با این سکوت، کیان قرآن و اسلام به
خطر نمی افتد – هر چند حق مسلم و اختصاصی آن حضرت به یغما برده می شود – از
این رو، با سخاوت هر چه تمام تر، از حق خویش چشم پوشی می کند. اما نکته در خور تامل
در کلام حضرت، اظهار بی علاقگی نسبت به دنیاست و در ذیل کلامش، هشدار می دهد که
قیامتی هست و خداوند در این موضوع باید قضاوت کند

. (۲۴)

توجیه عدم پذیرش
خلافت

یکی از شبهات مدعیان تفکیک، امتناع حضرت از پذیرفتن درخواست و بیعت
مردم مبنی بر واگذاری حکومت به ایشان است: اگر هم سکوت ۲۵ ساله حضرت توجیه داشت،
استنکاف حضرت از درخواست مردم دلیل بر جدایی دین از حکومت است، وگرنه با وجود
اقبال مردم و به اصطلاح، «وجود مشروعیت سیاسی »، حضرت داعی نداشت دست رد به سینه
مردم بزند و سخن معروف خود را بگوید که: «دعونی والتمسوا غیری

پیش از پرداختن به توجیهات مختلف، باید به این نکته کلی اشاره کرد که
اگر بر فرض، پاسخ شبهه مزبور روشن نشود، نمی توان از صرف استنکاف حضرت، بطلان
نظریه انتصاب را استنتاج کرد; چرا که آن نظریه مبرهن و مؤید با ادله متقن و استوار
از پیامبر و امامان:، به خصوص از خود حضرت علی(ع)، است و ابهام یک قضیه تاریخی
نمی تواند آن را مخدوش و یا تضعیف کند. وانگهی همین خطبه حضرت و سرباز زدن ایشان
از پذیرش حکومت، توجیهات و دلایلی دارد که با نظریه انتصاب سازگار است. در این جا،
به برخی از دلایل این مساله اشاره می شود

:

۱.

استنکاف از سیره خلفای پیشین: بر اساس علم
تفسیر و تاویل در تفسیر یک سخن و گزاره، باید شرایط و فرهنگ زمان صدور سخن را مورد
ملاحظه و تامل قرار داد. یکی از مواردی که معنا و مفهوم سخن را روشن می کند تبیین
انگیزه و مخاطبان آن است که در علم تفسیر از آن به «شان نزول » تعبیر می شود

.

بر اساس نکته فوق نباید در تفسیر خطبه مزبور و اخذ مدعای خود، شتاب زده
به ظاهر آن استناد و احتجاج کرد، بلکه باید نخست شان نزول آن را تبیین نمود

.

ابن ابی الحدید در شرح خود، گزارش می کند که پس از کشته شدن خلیفه سوم
(عثمان)، برخی از سران نزد حضرت علی(ع) رسیدند و پیشنهاد بیعت و خلافت را مطرح
کردند. آنان بیعت خویش را مشروط به عمل به کتاب و سنت پیامبر(ص) و همچنین
سنت خلفای پیشین کردند. اما حضرت با این شرط آنان مخالفت نمود و آن را نپذیرفت;
زیرا معتقد به نادرستی سیره خلفای پیشین بود

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *