تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل آیات مرتبط با رخدادها؛ غزوه حمراء الاسد، نمونه ی مقاومت و فداکاری مسلمانان یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل آیات مرتبط با رخدادها؛ غزوه حمراء الاسد، نمونه ی مقاومت و فداکاری مسلمانان شامل 89 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل آیات مرتبط با رخدادها؛ غزوه حمراء الاسد، نمونه ی مقاومت و فداکاری مسلمانان را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل آیات مرتبط با رخدادها؛ غزوه حمراء الاسد، نمونه ی مقاومت و فداکاری مسلمانان با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل آیات مرتبط با رخدادها؛ غزوه حمراء الاسد، نمونه ی مقاومت و فداکاری مسلمانان بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل آیات مرتبط با رخدادها؛ غزوه حمراء الاسد، نمونه ی مقاومت و فداکاری مسلمانان با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل آیات مرتبط با رخدادها؛ غزوه حمراء الاسد، نمونه ی مقاومت و فداکاری مسلمانان وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل آیات مرتبط با رخدادها؛ غزوه حمراء الاسد، نمونه ی مقاومت و فداکاری مسلمانان با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل آیات مرتبط با رخدادها؛ غزوه حمراء الاسد، نمونه ی مقاومت و فداکاری مسلمانان مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آیات مرتبط با رخدادها؛ غزوه حمراء الاسد، نمونه ی مقاومت و فداکاری مسلمانان :

اشاره

در ماه شوال، دو غزوه برای مسلمانان صدر اسلام (به دنبال یکدیگر) اتفاق افتاده است؛ نخست «غزو اُحد» که در روز شنبه پانزدهم شوال سال سوم هجرت واقع شده است و دیگری «غزو حمراء الأسد» که از فردای آن روز (یکشنبه شانزدهم شوال) با حرکت لشکر اسلام از مدینه آغاز شد و روز جمع همان هفته، با ورود لشکر اسلام به مدینه پایان یافت.[۱]

البته بنا بر قولی که جنگ احد را در هفتم شوال می داند، «حمراء الأسد» در هشتم آن ماه می باشد؛[۲] ولی قول اول مشهور است. با توجه به اینکه «غزو أحد» قبلاً (در مبلّغان شماره ۱۴۴) بررسی شد، در این مقاله به «غزو حمراء الأسد» که در ادام جنگ احد واقع شده است، می پردازیم.

آیات مربوط به غزو حمراء الأسد

در سوره آل عمران، میان آیات مربوط به غزو اُحد، در چهار آیه (۱۷۲ – ۱۷۵) به غزو حمراء الأسد اشاره شده است؛ اگرچه بعضی این آیات را مربوط به «غزو بدر صغری» می دانند؛[۳] اما به نظر اکثر مفسران قرآن، این آیات دربار «غزو حمراء الأسد» نازل شده است که تفصیل آن در صفحات بعدی خواهد آمد.

شیخ طبرسی(ره) پس از نقل جریان «حمراء الأسد» به عنوان شأن نزول آیات مذکور، می نویسد: «هَذَا قَوْلُ اَکْثَرِ الْمُفَسِّرِینَ؛ این (مربوط بودن این آیات به حمراء الأسد) قول اکثر مفسران قرآن است.»[۴]

مرحوم سبزواری، فقیه و مفسر معاصر شیعه می گوید: «معروف در میان علما و مفسران قرآن این است که آیات مذکور (آل عمران / ۱۷۲ ۱۷۵) دربار «غزو حمراء الأسد» نازل شده است، و روایاتی از طریق شیعه و سنی نیز در این مورد نقل شده است؛ ولی گروهی از مفسران قرآن گفته اند که این آیات دربار «غزو بدر صغری» که یکسال بعد از جنگ احد، در ماه شعبان یا شوال سال چهارم هجرت واقع شد، نازل شده است.»[۵]

وی پس از اشاره به جریان «بدر صغری» که گاهی از آن به عنوان «بدر الموعد» و «جیش السویق» نیز یاد می شود، می نویسد: «و لکنّ الاول هو المعروف بین العلماء و المفسرین و رواه القمی فی تفسیره بطریق معتبر، و الشیخ الطوسی فی التبیان و قد نسب الثانی الی القیل؛ ولی قول اول (ارتباط داشتن آیات مذکور به حمراء الاسد) میان علما و مفسران قرآن معروف است و روایت آن را علی بن ابراهیم قمی(ره) در تفسیرش با سند معتبر نقل کرده و شیخ طوسی(ره) نیز آن را در تفسیر تبیان خود نقل کرده و قول دوم (ارتباط آیات مذکور به بدر صغری) را به «قیل» نسبت داده است.»[۶] که دلیل ضعف آن قول می باشد.

زمین پیدایش غزو حمراء الأسد

در پایان جنگ احد، هنگامی که مشرکان به سوی مکه حرکت کردند، پیامبر- با اصحاب خود مشغول دفن شهدا بودند. احتمال می رفت که مشرکان از این فرصت استفاده کرده و به مدینه حمله کنند. بنابراین، حضرت – به یاران خود فرمود: چه کسی حاضر است خبری از مشرکان برای ما بیاورد؟ کسی جواب نداد. حضرت علی(ع) عرض کرد: من از آنها خبر می آورم.

پیامبر (ص) فرمود: به آنها نزدیک شو، ببین اگر سوار اسب شده اند و شتران را یدک می کشند، قصد حمله به مدینه را دارند. به خدا سوگند! اگر قصد حمله به مدینه کنند، خدا به ایشان اجازه نخواهد داد؛ ولی اگر سوار شتر شده اند و اسبان را یدک می کشند، تصمیم رفتن به مکه را دارند.

امیرمؤمنان(ع) با وجود آن همه زخم و جراحاتی که داشت، حرکت کرد تا نزدیک مشرکان رسید و دید سوار شترها شده اند و می روند. برگشت و مطلب را گزارش داد، حضرت فرمود: پس تصمیم گرفته اند به مکه بروند.

بعد از دفن شهدا، رسول خدا- وارد مدینه شد. جبرئیل آمد، عرض کرد: «یا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ یأْمُرُک أَنْ تَخْرُجَ فِی أَثَرِ الْقَوْمِ وَ لَا یخْرُجْ معَک إِلَّا منْ بِهِ جِرَاحَهٌ؛[۷] یا محمد! خدا به تو دستور می دهد که برای تعقیب سپاه دشمن از مدینه خارج شوی، و کسی با تو نیاید، جز کسانی که زخم و جراحتی در بدن دارند!»

شبی که مسلمانان پس از جنگ «احد» در خانه های خود آرمیدند، بسیار شب حساسی بود؛ چون منافقان و پیروان «عبدالله بن اُبیّ» و یهودیان از این حادثه خوشحال بودند. از بیش تر خانه ها صدای ناله و نوح بازماندگان شهیدان به گوش می رسید. بالاتر از همه، بیم آن می رفت که منافقان و یهودیان علیه اسلام و مسلمانان شورش کنند، یا با ایجاد اختلاف و دو دستگی، وحدت مسلمانان را از بین ببرند؛ چراکه ضرر اختلاف داخلی به مراتب بالاتر از حملات دشمنان خارجی است.

به این جهت لازم بود پیامبر اسلام- دشمنان داخلی و خارجی را بترساند و به آنها بفهماند که نیروی توحید دچار تزلزل نگشته و هرگونه فعالیت و زمزم مخالف که اساس اسلام را تهدید کند، در نخستین مرحله با قدرت تمام سرکوب خواهد شد.[۸]

دستور حرکت برای تعقیب دشمن

طبق دستوری که جبرئیل از طرف خدا آورده بود، رسول خدا – دستور داد صبح روز یکشنبه، شانزدهم (یا هشتم) شوال، منادی از سوی آن حضرت صدا بزند: «یا مَعْشَرَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ! مَنْ کانَتْ بِهِ جِرَاحَهٌ فَلْیخْرُجْ وَ مَنْ لَمْ یکنْ بِهِ جِرَاحَهٌ فَلْیقِمْ؛[۹] ای گروه مهاجرین و انصار! هر کس که جراحتی در بدن دارد، برای تعقیب دشمن حرکت کند و کسی که جراحتی ندارد (در مدینه) بماند!»

این در حالی بود که مجروحان به مداوای زخمهای خود مشغول بودند (و حرکت برای آنان خیلی سخت بود). خدا آی زیر را بر پیامبر(ص) نازل فرمود:

«وَ لا تَهِنُوا فی ابتِغاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَکونُوا تأْلَمُونَ فإِنَّهُمْ یأْلَمُونَ کما تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ ما لا یرْجُونَ وَ کانَ اللَّهُ عَلیماً حَکیماً»؛ «و در راه تعقیب دشمن، (هرگز) سست نشوید! (زیرا) اگر شما درد و رنج می بینید، آنها نیز همانند شما درد و رنج می بینند؛ ولی شما امیدی از خدا دارید که آنها ندارند؛ و خداوند، دانا و حکیم است.»

و در آی دیگر فرمود: «وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کنْتُمْ مُؤْمِنینَ * إِنْ یمْسَسْکمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَ تِلْک الْأَیامُ نُداوِلُها بینَ الناسِ وَ لِیعْلَمَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ یتَّخِذَ مِنْکمْ شُهَداءَ وَ اللَّهُ لا یحِبُّ الظَّالِمینَ»؛ «و سست نشوید و غمگین نگردید! و شما برترید، اگر ایمان داشته باشید. اگر (در میدان احد) به شما جراحتی رسید (و ضربه ای وارد شد)، به آن جمعیت نیز (در میدان بدر) جراحتی همانند آن وارد گردید و ما این روزها(ی پیروزی و شکست) را در میان مردم می گردانیم (و این خاصیت زندگی دنیاست)، تا خدا افرادی را که ایمان آورده اند، بداند (و شناخته شوند) و خداوند از میان شما، شاهدانی بگیرد؛ و خدا ظالمان را دوست نمی دارد.»

مجروحین جنگ احد، با وجود زخمها و جراحتهای سختی که داشتند، همراه رسول خدا- – که ایشان نیز چندین زخم در بدن داشتند – جهت تعقیب دشمن، آماد حرکت به سوی «حمراء الأسد» شدند.[۱۰] چون تعداد مجروحان هفتاد نفر بودند، حضرت با همان هفتاد نفر حرکت کردند تا به «حمراء الأسد» که از مدینه به طرف مکه هشت میل (۱۵ کیلومتر) فاصله دارد، رسیدند.[۱۱]

از مطالب فوق روشن می شود: افرادی همچون خلفای اول و دوم و سوم که در جنگ احد فرار کرده و مجروح نشده بودند، در این غزوه حضور نداشته اند.[۱۲]

در این غزوه، رسول خدا(ص) «عبدالله بن امّ مکتوم» را در مدینه جانشین خود قرار داد و پرچم را – که برای جنگ احد بسته شده و هنوز باز نشده بود – به امام علی (ع) داد، و قبل از حرکت وارد مسجد شد و دو رکعت نماز خواند، سپس سوار اسب شد و از مدینه بیرون رفت.[۱۳]

استقامت حیرت انگیز دو برادر مجروح

اگرچه در این غزوه تمام سپاه اسلام مجروح بودند؛ اما استقامت و فداکاریشان تعجب آور بود و جریان دو برادر به نامهای عبدالله و رافع بن سهل، از قبیل «عبدالأشهل» تعجب آورتر و حیرت انگیزتر بوده است!

نقل کرده اند: این دو برادر در أحد به سختی مجروح شده و زخمهای زیادی در بدن داشتند و زخمهای عبدالله بیش تر از برادرش بود. هنگامی که به آنان خبر رسید که پیامبر اسلام- دستور حرکت برای تعقیب دشمن را صادر فرموده است، به یکدیگر گفتند: به خدا سوگند! شرکت نکردن در غزوه ای که رسول خدا – در آن حضور دارد، خسران و محرومیت است. با این همه زخم، مرکب هم نداریم، سوار شویم! نمی دانیم چه کنیم؟!

عبدالله گفت: پیاده برویم. رافع گفت: به خدا سوگند! توان راه رفتن ندارم! برادرش گفت: حرکت کنیم و خودمان را به سوی مقصد بکشانیم. هر دو برادر حرکت کردند، افتان و خیزان مقداری راه رفتند تا اینکه رافع دچار ضعف شد و دیگر نتوانست راه برود. عبدالله ناچار شد او را به پشت خود بگیرد و بقی راه را بدین گونه ادامه دادند. گاهی رافع به دوش برادرش سوار می شد و گاهی با پای خود به سختی راه می رفت. با این وضع حرکت کردند تا وقت عشاء، هنگامی که سپاه اسلام آتش روشن کرده بودند، این دو برادر رسیدند. آنها را به خدمت پیامبر – آوردند، حضرت برای آنان دعا کرد و فرمود: اگر بیش تر از این تأخیر می کردید، اسب، استر و شتر برای شما آورده می شد؛ ولی در این صورت، این اندازه خیر نصیب شما نمی شد.[۱۴]

در آی زیر، به وضع این قبیل سربازان با اخلاص اشاره شده و به آنان وعد «اجر عظیم» داده شده است: «الَّذینَ اسْتَجابُوا لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ ما أَصابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذین أَحسَنُوا منْهُمْ وَ اتَّقَوْا أَجْرٌ عَظیمٌ»؛ «آنها که دعوت خدا و پیامبر- را پس از آن همه جراحاتی که به ایشان رسید، اجابت کردند (و هنوز زخمهای میدان احد التیام نیافته بود، به سوی میدان «حمراء الأسد» حرکت نمودند) برای کسانی از آنها که نیکی کردند و تقوا پیش گرفتند، پاداش بزرگی است.»

از اینکه در این آیه با آوردن کلم «منهم» پاداش عظیم را به جمعی از شرکت کنندگان در غزو «حمراء الأسد» اختصاص داده، ممکن است اشاره به این باشد در میان آنان نیز افرادی یافت می شدند که خلوص کامل نداشتند و مستحق پاداش عظیم نبودند.[۱۵]

استقرار سپاه اسلام در حمراء الأسد

سپاه اسلام که متشکل از مجروحان جنگ احد بود، با تحمّل سختیهای بسیار به «حمراء الأسد» رسید و در آن محل مستقر شد. وقتی مشرکان به سرزمین «روحاء» حدود سی و پنج میلی مدینه، رسیدند، در آنجا توقف کردند و یکدیگر را ملامت می کردند که چرا کار را تمام نکردیم و محمد را نکشتیم؟ پس برگردیم محمد و بقی مسلمانان را بکشیم!

حضرت دستور داد: هنگام شب در پانصد نقط «حمراء الأسد» آتش روشن کردند تا قبایل اطراف از شوکت سپاه اسلام مرعوب گردند و خبر آن به گوش مشرکان قریش نیز برسد و وحشت زده شوند.[۱۶]

ملاقات معبد خزاعی با سپاه اسلام و کفر

«معبد بن ابی معبد خزاعی» که در آن زمان مشرک بود، عازم مکه بود که با مشاهده وضعیت سپاه اسلام تکان خورد و نزد پیامبر- آمد، عرض کرد: مصیبتی که بر شما رسید، بر ما گران است. ما دوست داشتیم که این مصیبت برای دیگران وارد شود و خدا مقام و منزلت شما را رفیع گرداند. سپس با حضرت وداع کرد و رفت تا در منطقه «روحاء» سپاه کفر را دید که دربار برگشتن و حمله به مدینه رایزنی می کنند. «عکرم بن ابی جهل» اصرار داشت که برگردند و به مدینه حمله کنند؛ ولی «صفوان بن امیه بن خلف» آنها را از این عمل بازمی داشت و می گفت: اکنون شما پیروز هستید؛ ولی اگر به مدینه حمله کنید، شکست می خورید.

وقتی ابوسفیان «معبد» را دید، گفت: این معبد است که از مدینه می آید. خبرها نزد اوست و از او دربار وضعیت مسلمانان سؤال کرد. معبد در پاسخ او از حرکت باشکوه مسلمانان خبر داد و گفت: به خدا سوگند! محمد و یارانش را در «حمراء الأسد» دیدم. بر شما خشمگین و آتشین هستند. این علی بن ابی طالب است که پیشاپیش لشکر می آید.

مشرکان پس از شنیدن این خبر، بیمناک گشته و فکر بازگشت به سوی مدینه را از سر بیرون کردند و شتابان به سوی مکه گریخته، برای اینکه مسلمانان آنها را تعقیب نکنند و آنها فرصت کافی برای عقب نشینی داشته باشند، به کاروانی از قبیله «عبدالقیس» یا «نعیم بن مسعود اشجعی» که برای تهیه گندم به مدینه می رفتند، وعده دادند که اموال بسیاری بدهند و از آنان خواستند که در مسیر خود به سوی مدینه، این پیام را به محمد- و یارانش برسانند که: ابوسفیان و مشرکان قریش با لشکر انبوهی به سرعت به سوی مدینه می آیند تا بقی مسلمانان را از پای درآورند!

هنگامی که این خبر به پیامبر- و یارانش رسید، گفتند: (حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ)[۱۷]؛ «خدا ما را کافی است و او بهترین مدافع است.»

سپس جبرئیل نازل شد و به رسول خدا- خبر داد که سپاه قریش از ترس خود به سوی مکه فرار کرده اند.[۱۸]

طبق نقل واقدی: معبد خزاعی یک نفر را مأمور کرد این خبر را به پیامبر(ص) برساند.[۱۹]

به هر حال، سپاه اسلام پس از سه روز توقف در «حمراء الأسد» بدون اینکه جنگی کنند، پیروزمندانه بازگشتند و روز جمعه، در حالی وارد مدینه شدند که پنج شب خارج از آن بودند.[۲۰]

بدین ترتیب غزو «حمراء الأسد» با موفقیت و سرافرازی مسلمانان پایان یافت و مای تسلّی بازماندگان شهدای أحد و دلگرمی مسلمانان و جبران شکست جنگ أحد شد و رعب و وحشتی در دل دشمنان اسلام وارد ساخت.

در آی زیر، به یکی از نشانه های زند پایمردی و استقامت مسلمانان در غزو «حمراء الأسد» اشاره کرده، می فرماید: «الَّذینَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قدْ جَمَعُوا لَکمْ فَاخْشَوْهُمْ فزادَهُمْ إیماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ»؛ «اینها کسانی بودند که (بعضی از مردم)، به آنان گفتند: مردم [لشکر دشمن] برای (حمله به) شما اجتماع کرده اند، از آنها بترسید! اما این سخن بر ایمانشان افزود و گفتند: خدا ما را کافی است و او بهترین حامی ماست.» و به دنبال این استقامت و ایمان و پایمردی آشکار، نتیج عمل آنان را چنین بیان فرموده است: «فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَهٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ یمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ اتَّبَعُوا رِضوانَ اللَّه وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظیمٍ»؛ «به همین جهت، آنها (از این میدان) با نعمت و فضل پروردگارشان بازگشتند، در حالی که هیچ ناراحتی به آنان نرسید و از رضای خدا پیروی کردند و خداوند دارای فضل و بخشش بزرگی است.»

در پایان، مسلمانان را از گوش دادن به شایعات برحذر داشته است و می فرماید: «إِنَّما ذلِکمُ الشَّیطانُ یخَوِّفُ أَوْلِیاءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ کنْتُمْ مُؤْمِنینَ»؛ «این فقط شیطان است که پیروان خود را (با سخنان و شایعات بی اساس) می ترساند. از آنها نترسید و تنها از من بترسید، اگر ایمان دارید!»

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *