توضیحات
فایل پاورپوینت کامل از قبولیدر رشته پزشکیتا اسارت در اردوگاه موصل؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل از قبولیدر رشته پزشکیتا اسارت در اردوگاه موصل، محتوای خود را در قالب 36 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل از قبولیدر رشته پزشکیتا اسارت در اردوگاه موصل با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل از قبولیدر رشته پزشکیتا اسارت در اردوگاه موصل آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل از قبولیدر رشته پزشکیتا اسارت در اردوگاه موصل بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل از قبولیدر رشته پزشکیتا اسارت در اردوگاه موصل ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل از قبولیدر رشته پزشکیتا اسارت در اردوگاه موصل، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل از قبولیدر رشته پزشکیتا اسارت در اردوگاه موصل :
سیدمهدی مدرسی پس از شرکت در کنکور پزشکی، راهی جبهه میشود. حضورش در جبهه به درازا نمیکشد چون در عملیات والفجر مقدماتی در چنگ دشمن بعثی اسیر میشود. زندگی فرزند آیتالله جواد مدرسی، امام جمعه موقت یزد از بهمن سال ۶۱ وارد مرحله تازهای میشود و او نزدیک به هشت سال را در اردوگاه موصل در اسارت میگذراند. دورهای که با حضور افراد بزرگواری مثل مرحوم علیاکبر ابوترابی بسیار پربار میگذرد و نکات مثبت و سازنده بسیاری برای مدرسی و دیگر آزادگان دارد. این آزاده سرافراز پس از آزادی با ادامه تحصیل دکترای تخصصی پزشکی هستهای میگیرد. مدرسی در گفتوگو با ما از نزدیک به یک دهه آزادگی و روزهای پرخاطرهاش میگوید.
شما در چه مقطعی از دفاع مقدس به عنوان رزمنده وارد جبهه شدید؟
سال ۶۱ بعد از اینکه کنکور پزشکی دادم قبل از شروع ترم و رفتن به کلاسها، داوطلبانه از طرف بسیج به جبهه اعزام شدم. آذر سال ۶۱ در اولین کنکور پزشکی بعد از انقلاب فرهنگی شرکت کردم، قبول هم شدم که در همین زمان به جبهه اعزام شد. البته از آن جایی که ابوی بنده امام جمعه موقت شهر یزد بودند حضورم در جبهه برای دوستانی که من را میشناختند دلگرمکننده بود. هر چند من به عنوان یک رزمنده ساده به منطقه رفته بودم. بهمن سال ۶۱ عملیات والفجر مقدماتی در پیش بود. شب دوم عملیات که مصادف با ۲۱ بهمن میشد وارد عملیات شدم. گردان ما یکی از تیپهای نجف اشرف بود. عملیات شروع شد ولی متأسفانه انگار عملیات لو رفته بود و ستون پیشرونده قیچی شد و بین هزار تا ۱۲۰۰ نفر در آن عملیات زمینگیر و اسیر شدند که من هم جزوشان بودند. اسرا از تیپهای مختلفی بودند. نیروهایی از لشکر نجف، عاشورا و ولیعصر(عج) در این عملیات اسیر شدند.
با توجه به قبولی شما در کنکور پزشکی، چه دلایلی باعث شد شما جای حضور در دانشگاه راهی جبهه شوید؟
آن زمان اعلام شده بود که حضور در جبهه واجب کفایی است و باید در حدی که بگویند دیگر به نیرو نیاز نداریم افراد به جبهه میرفتند. شرایط من هم طوری بود که امکان رفتن به جبهه برایم مهیا بود. جوانی که هنوز تعلق و تعهد تأهل و فرزند را ندارد و انرژی کافی برای حضور در جبهه را داشته باشد، حضورش مثمرثمر خواهد بود. بنا به فرمان امام و شرایط آن زمان نیاز به حضور امثال من در جبهه بود. من حضور در جبهه را به درس خواندن ارجح دانستم.
زمانی که اسارت برای شما اتفاق افتاد احساس ترس و وحشت بر شما غالب شد؟
همه افراد از اسیر شدن ترس دارند. منتها ترس ما از این بود که وضعیتمان در آینده چه خواهد شد و با ما چه کار خواهند کرد. مسئله دیگری که به من استرس وارد میکرد این بود که چون فرزند امام جمعه موقت یزد بودم دشمن خیلی حساسیت نشان دهد، بخواهد شناسایی کند و من از بقیه جدا شوم. موضوعی که برای برخی از فرماندهان اتفاق افتاده بود. به لطف خدا شرایط طوری شد که خدا آنها را کر و کور کرد و نتوانستند متوجه هویت من شوند.
آیا در ایام اسارت حسرت خوردید که کاش در جبهه حاضر نمیشدم و به دانشگاه میرفتم؟
اصلاً و ابداً! چیزی که وظیفه بود انجام دادیم و دوران اسارت هم برای من یک دانشگاه بود. در واقع خصوصیتی در افراد مکتبی، ایدئولوژیک، مسلمان و آرمانگرا وجود دارد که وقتی در محیطی گرد هم جمع شوند باعث رشدشان میشود. همه در اردوگاهها احساس میکردند نباید در اسارت راکد باشند و بگذارند عمرشان تلف شود. شیوه یادگیری در اردوگاهها به صورت حلقه حلقه بود و افرادی که چیزی بلد بودند به چند نفر دیگر یاد میدادند و آن چند نفر همین کار را تکرار میکردند. من در روز شاید ۱۰ جلسه اینچنینی داشتم. یا در حال یادگیری بودم یا در حال یاد دادن. تلاش کردم و زبان انگلیسی را در حدی که یک دانشجوی پزشکی باید بداند یاد گرفتم. عربی را در حد صرف و نحو، ترجمه و فهم مفاهیم قرآنی یاد گرفتم. اینها همه رشد بود. فراگیری علم لزوماً در دانشگاه و رشته پزشکی نیست. بسیاری از آزادگان به این صورت مشغول فراگیری علم در اردوگاهها شدند. باز من چیزی یاد نگرفتم و برخی چندین زبان یاد گرفتند. برخی دیگر حافظ کل قرآن شدند. شاید من چون دیپلم داشتم و از قبل چیزهایی بلد بودم پلهای که بالا رفتم خیلی ارتفاع نداشت ولی افرادی بودند که پنج کلاس سواد داشتند و آنجا در حدی رشد کردند که زبان انگلیسی و عربی را به خوبی یاد گرفتند. پیشرفت این افراد در دانشاندوزی بسیار چشمگیرتر بود. به هرحال هر کس به فراخور خودش سعی کرد رشد کند. در اسارت افراد بنا به درجه، مال و سابقهشان دستهبندی نمیشدند. افراد همدیگر را با میزان فهم و علمشان به ویژه علوم الهی و دینی نگاه میکردند. بیشترین اقبال به طلبهها بود. همه دنبال معرفتافزایی بودند و میدانستند پول و مال به دردشان نمیخورد. همه در مسیر خودسازی حرکت میکردند. اگر در شرایطی مثل اسارت مقداری معرفت و راهنما باشد افراد رشد خواهند کرد.
اتلاف وقت و بطالت برایتان معنایی نداشت؟
به هیچ وجه. همه تصورشان از اسارت این است که شخص، کناری نشسته و سیگاری دود میکند اما در مورد رزمندگان این مسئله صادق نبود. همه هدف داشتند و میدانستند باید چه کار کنند. رزمندگان وقتی آرمانشان را شناختند مطابق با آن شرایط عمل میکردند. در جبهه مطابق با شرایط جبهه، در پشت جبهه مطابق با شرایط پشت جبهه و در اسارت مطابق با شرایط اسارت عمل میکند.
دوران اسارت شما چند سال طول کشید؟
نزدیک به هشت سال. ۹۱ ماه از سال ۶۱ تا ۶۹ به عنوان آزاده در اردوگاه موصل بودم. تا دو سال بعد از پذیرفتن قطعنامه اسیر
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.