تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل استدلال، مقدمه شهود عرفانی – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل استدلال، مقدمه شهود عرفانی شامل 40 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل استدلال، مقدمه شهود عرفانی:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل استدلال، مقدمه شهود عرفانی به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل استدلال، مقدمه شهود عرفانی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل استدلال، مقدمه شهود عرفانی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل استدلال، مقدمه شهود عرفانی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل استدلال، مقدمه شهود عرفانی با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل استدلال، مقدمه شهود عرفانی را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل استدلال، مقدمه شهود عرفانی :

قانونِ فوق العاده ضروری تعلیم و تربیت و توجیه و راهنمایی، به خوبی اثبات می کند که هم توصیف و تعریف و هم استدلال، به عنوان مقدمات حصولِ شهود عرفانی ضرورت دارد. اگر اندک توجهی به معنای «دلیل» و «توجیه» داشته باشیم- که مفهومی است عام، و شامل تعلیم و تربیت و عموم راهنمایی ها می باشد- به این نتیجه بدیهی خواهیم رسید که:

به فعلیت رسیدن استعدادهای انسانی، چه در صنایع و علوم و چه در معارف عالیه اخلاقی و شهود و دریافت های عرفانی به استثنای جهش ها و انقلابات بسیار سریع روحی که موجب انتقال از یک موقعیت پایین علمی و معرفتی و شهودی به مرحله عالی می شود، به طور تدریجی صورت می گیرد و هیچ یک از انتقالات (انتقال از موقعیت پایین به مرحله عالی) هرگز بدون علت و عامل امکان پذیر نیست. این علت و عامل به دو قسم اساسی تقسیم می شود:

۱- علت و عامل درونی، مانند تفکر عقلانی و مراقبت شهودی و ریاضت های شرعی که موجب به وجود آوردن مقتضیات و شرایطِ شهودِ حقایقِ عرفانی و برطرف کردن موانعِ حصولِ آن ها می باشد.

۲- علل و عوامل برونی که عبارتند از: انبیاء عظام علیهم السلام و حکمای راستین و عُرفایی که در خطّ نورانی انبیاء حرکت می کنند، که ما عرفانِ تعلیم شده به وسیله آنان را «عرفان مثبت» می نامیم.

به عنوان مثال: اگر بخواهیم این حقیقت عرفانی را توصیف و اثبات کنیم که عقل نظری در صورتی که در استخدام «منِ تکاملی ارزشی» قرار بگیرد، یکی از عالی ترین عوامل تحریک انسان به شهودهای والا درباره حقیقتِ انسان و جهان و «منِ» خویشتن و خدا می باشد، بدون تردید، نخست باید ما درباره همه این مفردات: ( «عقل نظری»، «تکاملِ ارزشی من»، «شهود»، «انسان»، «جهان»، «من»، «خدا»)، سپس در حالاتِ ترکیبی آن ها، توصیف صحیحی داشته باشیم، زیرا قطعی است که اگر توصیف صحیحی درباره حقایق مذکور نداشته باشیم، در جنگلی ناموزون از مفاهیم و تخیلات و تداعی ها و تجسّم ها، گم خواهیم شد.

در مرحله بعد است که برای آموزشِ هر یک از حقایق عرفانی و شناخت علل و عواملِ به وجود آورنده آن، نیاز به اثبات خواهیم داشت. این نیاز، چنان که گفتیم، ناشی از آن است که گردیدن و حرکت عرفانی، به استثنای جهش ها و انقلاباتِ روانی غیر عادی ازموقعیت پایین به مرحله عالی تر، بدون علت و عامل درونی یا برونی، امکان پذیر نیست.

طرح یک قضیه به عنوان یک مسئله عرفانی با بیان مقتضیات و شرایط و دفعِ موانع، و به طور کلّی بیانِ همه اجزاء، علت تامّه همان استدلال است که با درک و فهمِ صحیحِ آن، به مرحله شهودِ آن مسئله عرفانی نایل می شویم. اکنون مثالی را که برای توصیف در نظر گرفته بودیم، مطرح می کنیم.

مثال: عقل نظری در صورتی که در استخدامِ «منِ تکاملی ارزشی» قرار بگیرد، یکی از عالی ترین عوامل تحریک انسان به شهودهای والا درباره حقیقتِ انسان، جهان، من، خویشتن، و خدا می باشد.

نخست باید در این مسئله بیندیشیم: کسی که در موقعیتی پایین تر از آن قرار گرفته باشد که به مجرّد طرح قضیه مذکور، آن را بپذیرد و یا کسی که حتی مراحل عالی تری از اثبات را برای او مطرح کنیم، پس از اثبات به وسیله استدلال، شهودِ عینی خودِ این حقیقت که عقل نظری هم در استخدامِ منِ تکاملی ارزشی قرار می گیرد، یک شهودِ عینی عرفانی است که مانند چشیدنِ طعمِ عینی عسل، پس از توصیف درباره آن و اثباتِ شایستگی و یا بایستگی آن برای مزاج حاصل می شود.

یک مثال دیگر برای توضیحِ ضرورتِ توصیف و استدلال به عنوان مقدماتِ حصولِ شهودِ عرفانی، در این جا می آوریم. می گوییم: آزادی والای روحی، از اساسی ترین مختصات عرفان مثبت است. همان گونه که در مثال قبل گفتیم، این مدعا می تواند برای سه صنف از مردم مطرح شود:

صنف یکم- کسانی هستند که اصلًا اطلاع و درکی درباره مدّعای مذکور ندارند که لازمه اش قرار گرفتن در یک موقعیت پایین است. نیاز این صنف اشخاص به توصیف واحدهای انفرادی مدّعای مزبور و حالاتِ ترکیبی آن ها، اقتضا می کند توصیف صحیحی درباره آن امور داشته باشیم تا آن اشخاص بفهمند مفردات و حالاتِ ترکیبی آن ها چیست! سپس برای تحریک اشخاص به تصدیقِ واقعیت داشتنِ مدّعای مزبور (آزادی والای روحی از اساسی ترین مختصات عرفان مثبت است) حتماً باید استدلال کنیم، زیرا مجرّدِ درک مفاهیمِ واحدهای انفرادی و معنای ترکیبی آن مدعا، بدون اثباتِ ضرورتِ آزادی والای روحی، برای انسانِ طالبِ کمال، امکان پذیر نیست. پس از آن که واقعیتِ مدعای مزبور اثبات شد و تحریک به طرفِ شهودِ عینی آزادی والای روحی به طور صحیح و جدی انجام گرفت و شهود حاصل شد، دیگر نه نیازی به توصیف می مانَد و نه به استدلال، بلکه چنان که گفتیم، از یک جهت، استدلال پس از شهود، برای اثبات شهود برای خود آن کسی که در حال شهود است، امکان پذیر نیست.

صنف دوم- مدعای مزبور برای کسی که اصلًا منکر آن است که انسان با غوطه ور شدنش در ماده و مادیات، نمی تواند به آزادی والای روحی برسد، و یا اصلًا حالتی به عنوان مزبور برای آدمی سراغ ندارد، و یا این حالت را از مختصات اخلاق می داند، نه عرفان. در این صورت، نیاز به توصیف و استدلال، بدیهی تر و شدیدتر از صورت اول است که ما با کسانی روبرو بودیم که درک و اطلاعی درباره مدعای مزبور نداشتند.

صنف سوم- خود انسان است که می خواهد به یک حقیقتِ والای عرفانی نایل شود و میان او و آن حقیقتِ والا، فاصله ای وجود دارد؛ یعنی ماهیت، خواص و مقدماتِ آن حقیقتِ والا را نمی شناسد، یا شناخت وی درباره آن ها اندک است.

اینک، می پردازیم به توضیح این بیت مولوی که مستندِ همه حامیان عرفان معمولی و بعضی از عُرفای حقیقی است:

پای استدلالیان چوبین بُوَد

پای چوبین سخت بی تمکین بُوَد[۱]

مولوی برای اثبات تزلزل و بی تمکین بودنِ پای استدلالیان، از روشن ترین شکل های منطقی- که شکل اول است- استفاده نموده است، بدین ترتیب:

«پای استدلالیان چوبین بود/ صغری »، «چوبین بود/ حدّ وسط»، «پای چوبین سخت بی تمکین بود/ کبری »، «پای استدلالیان سخت بی تمکین بود/ نتیجه».[۲]

برای توضیح این که منظور عُرفا از این بیت و امثال آن، نفی لزومِ استدلال یا غیرقابل استدلال بودنِ حقایق عرفانی نیست، بلکه مقصود آنان استدلال های خاص در موارد خا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *