تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل اعتبار تجربه ی دینی در توجیه باورهای دینی!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل اعتبار تجربه ی دینی در توجیه باورهای دینی بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل اعتبار تجربه ی دینی در توجیه باورهای دینی از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل اعتبار تجربه ی دینی در توجیه باورهای دینی شامل 85 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل اعتبار تجربه ی دینی در توجیه باورهای دینی استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل اعتبار تجربه ی دینی در توجیه باورهای دینی با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل اعتبار تجربه ی دینی در توجیه باورهای دینی قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل اعتبار تجربه ی دینی در توجیه باورهای دینی حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل اعتبار تجربه ی دینی در توجیه باورهای دینی به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اعتبار تجربه ی دینی در توجیه باورهای دینی :

چکیده

از قرن هجدهم و با رونق مکتب اصالت تجربه، خصوصاً از زمانی که کانت مسأله تجربه ی اخلاقی درونی را مطرح کرد، بسیاری از متفکران تغییر رویکرد از بیرون به درون را پذیرفته، مباحث خود را متوجه «تجربه ی دینی» نمودند. این تغییر که حرکتی از عین به ذهن، یا از جستجو در جهان بیرون جهت یافتن شواهدی برای اثبات وجود خدا به سمت معطوف شدن توجه به حیطه ی فردی و وجودی بود، قطعاً لحظه ای مهم در تغییر تفکر فلسفی و کلامی دوره ی معاصر به شمار می رود. در این دیدگاه نوین، ما انسان ها، ستارگان یا الکترون هایی نیستیم که بخواهیم نقش این ستاره ها یا الکترون ها را در نظام الوهی بکاویم، بلکه ما شخص هستیم و به طور مستقیم از رویارویی شخص خود با یک شخصی (خدا) در تجربیات دینی مان آگاه می شویم. در این دوره است که نقش انسان، که تا آن زمان مسکوت و کمرنگ مانده بوده است، نمود پیدا می کند. تأملات کلامی قرن نوزدهم به نحو قابل توجهی «خود – آگاه تر» شده و به تأمل نمودن بر تجربه ی درونی و فردی انسان در میان دیگر اصول فکری الهیات گرایش پیدا کرده اند. هر چند این جریان توسط فیلسوفان مدرن، که از اعتبار تجربه ی دینی در اثبات وجود خداوند سؤال کردند، تا حدی تضعیف شد، اما همچنان به عنوان یکی از مهم ترین رویکردهای فکری فلسفی قرن معاصر، در مباحث دینی، مطرح است.

از این رو، در این نوشتار، به کنکاش درباره ی تجربه ی دینی و اعتبار آن، خصوصاً در توجیه باورهای دینی، پرداخته شده و مباحثی چند در این خصوص مورد نقد و بررسی قرار گرفته اند.

واژگان کلیدی

تجربه ی دینی، تجربه ی حسی، اعتبار تجربه ی دینی، معرفت شناسی، تجربه ی معرفتی، حقیقت غایی، ادراک، پراگماتیسم، حجیّت پذیری.

انتقادات وارد بر اعتبار تجربه ی دینی از بعد معرفت شناختی (فلسفی)

پایه ی کلامی و فلسفی معتبر دانستن تجربه ی دینی بر این است که علاوه بر اعتقادات معقول و غیر مستقیمی که ما را به خدا می رساند، آگاهی بی واسطه نیز از خداوند ممکن است.

براین دیویس معتقد است:شخص می تواند بداند و ببیند که خدا وجود دارد. بدون استناد به چیز دیگری جز ارتباط مستقیم با خدا، شخص می تواند دلایل معقولی داشته باشد که بگوید خدایی وجود دارد. (دیویس، ۱۰۳)

در واقع در سیستم کلامی یک دین، دلایلی وجود دارد مبنی بر این که خداوند، اساساً، در معرض تجربه ی انسان می باشد، یا این که افراد مشخصی حضور خداوند را در برهه هایی تجربه کرده اند.(

Routledge, 198, 1998, 252

)

در این بخش اهم انتقادات وارد بر اعتبار و حجیت تجربه ی دینی را مطرح کرده، پاسخ های مدافعان این اندیشه را ذکر می نماییم.

یکی از مهم ترین و برجسته ترین روش هایی که موافقان معرفتی بودن تجربه های دینی، برای اثبات این نظریه مطرح نموده اند، بحث شباهت میان تجربه ی حسی و تجربه ی دینی است. ویلیام آلستون و ویلیام وین رایت از متفکران برجسته ی طرفدار این نظریه عقیده دارند تجربیات دینی در نسبت با اعتقادات دینی همان نقش معرفتی ای را بازی می کنند که تجربه ی حسی در نسبت با اعتقادات مربوط به جهان خارج. آنان با قائل شدن به شباهت ساختاری تجربه ی حسی و دینی و نیز وجوه شباهت دیگری، این نتیجه را می گیرند که تجربه های دینی هم دارای ارزش معرفتی هستند.

وین رایت اظهار می دارد تجربه ی حسی، معرفتی است. بنابراین چنان چه بتوانیم نشان دهیم که تجربه ی دینی شبیه تجربه ی حسی است، دلیل کافی و خوبی بر این مطلب خواهیم داشت که تجربه دینی نیز دارای جنبه ی معرفتی است. البته وی خاطرنشان می سازد که این بحث نمی تواند پاسخی قطعی به ما بدهد، زیرا مقایسه ی میان تجربه ی دینی و حسی روشن و صریح نیست. (

Taber, 51

) وین رایت استدلال خود را این گونه مطرح می کند:

۱ ) چنان چه شباهت میان تجربه ی عرفانی و حسی بسیار نزدیک باشد، پس می توانیم تجربه ی عرفانی را نیز گونه ای تجربه ی معرفتی (

cognitive Experience

)به شمار آوریم.

۲ ) این شباهت بسیار نزدیک است. هر دو تجربه ی ادراکی (

Noetic

) هستند، هردو مبنای دعاوی آزمون پذیر مستقل و اصلاح پذیر در مورد چیزی غیر از خود تجربه هستند، و در هر دو مورد آزمون هایی برای تخمین میزان واقعیت مدرَک تجربه و میزان اصالت درک حاصل از آن مدرَک وجود دارد. (این آزمون ها در دو تجربه متفاوت هستند، اما این تفاوت به تفاوت ماهیت مدرک این دو نوع تجربه بازمی گردد.)

این آزمون ها نتایج مثبتی را، در اکثر موارد، بدست می دهند.

۳ ) بنابراین، تجربه ی عرفانی را گونه ای تجربه ی معرفتی محسوب می کنیم. (

Wain Wright (1), 374

)

البته تفاوت های میان تجربه ی حسی و دینی کم نیست. مهم ترین این تفاوت ها در نمودار زیر آمده است: (

Yandell, 227

) و (

Routledge, V8, 1998, 253

)

تجربه ی حسی

تجربه ی دینی

عمومی و در اختیار اکثر مردم

قابل کنترل

پیش بینی پذیر

آزمون پذیر (قابل محک و آزمایش و تکرارپذیر)

روشن و واضح

مملو از اطلاعات جزئی

مداوم، پیوسته و لاینقطع

زمان مند و مکان مند بودن مدرَک

پدیده ای نادر و خصوصی

غیرقابل کنترل

پیش بینی ناپذیر

آزمون ناپذیر

مبهم و رازآلود

بدون حجم وسیعی از اطلاعات

تحت شرایطی بسیار خاص و بدون

قاعده ای مشخص

لایتناهی بودن مدرَک

بسیاری از مخالفان معرفتی بودن تجربه ی دینی، همین وجوه اختلاف را دلیلی بر نظریه ی خود می دانند. اما به گفته ی آلستون:

این تفاوت ها از اهمیت تجربه ی دینی، به عنوان منبع مفیدی از اطلاعات، می کاهد، اما این گفته متفاوت از آن است که بگوییم تجربه ی دینی هیچ اطلاعی در مورد خدا به ما نمی دهد و تجربه ای صادق و معتبر درباره ی خداوند نیست. (

Routledge, V8, 1998, 253

)وین رایت تفاوت های میان تجربه ی دینی و تجربه ی حسی را به تفاوت مدرکات این دو نوع تجربه برمی گرداند. چرا که خداوند با آن صفاتی که توصیف می شود، و از آنجا که همه چیز بنا بر اراده ی او صورت می گیرد، پس نمی توان قاعده و مراحل معینی برای تجربه ی دینی معین کرد یا آن را تکرارپذیر دانست.

خداوند مدرَکی غیر مادی است. در حالی که مدرَکات مادی قابل دست یابی بوده و قانون مند و منظم عمل می کنند. از این روست که گاهی کسی که اعمال عبادی مشخص شده را انجام می دهد، به تجربه ی مورد نظر نمی رسد. در حالی ممکن است که فرد دیگری که به تعمق و عبادت رو نیاورده، به اشراق دست یابد. بنابراین، از نظر وین رایت، تفاوت مدرَکات تجربه ی حسی و دینی، عامل مهم تفاوت داشتن این دو نوع تجربه است. (

Wain Wright (1), 370

)

حال به بررسی اهم موارد اختلاف پرداخته و پاسخ مدافعان قائل به حجیت تجربه های دینی را ذکر می کنیم.

عمومی نبودن تجربه های دینی

عمومیت پذیرنبودن تجربه های دینی، یکی از مهم ترین چالش های این حوزه می باشد. مارتین (

C.B. Martin

)، به عنوان یکی از مخالفان معتبر شمردن تجربه ی دینی، در این خصوص می گوید:

اگر تنها من تجربه ای داشته باشم، نمی توانم ادعا کنم که یک وجود عینی را به نام خدا تجربه کرده ام. من تنها در صورتی می توانم چنین ادعایی داشته باشم که روش های مستقل مختلفی برای آزمودن ادعای من وجود داشته باشد، تا بتوان توسط آنها صحت تجربه ی مرا محک زد. اما در مورد تجربه های دینی چنین روشهایی وجود ندارد.(

Taber, 45

)

وی مثال دیدن زیرسیگاری روی میز را می زند که تنها در صورت تأیید دیگران، تجربه ای صادق شمرده خواهد شد. (همان)

جان تیبر، در پاسخ به مارتین، چنین می گوید:اگر دیدن یک زیرسیگاری روی میز اجازه ی آن را به فرد ندهد که بگوید می داند که یک زیرسیگاری روی میز است، بنابراین چه چیری در این عالم این حق را به او می دهد؟ هر چند تجربه های حسی در شرایط خاصی غیرمعمول و نادرست به نظر می رسند (مثلاً یک ورق آبی زیر نور زرد سبز به نظر می رسد)، اما مجموعاً اگر شرایط محیط به صورت طبیعی و معمول باشد و مدرِک و مدرَک نیز در وضعیتی عادی قرار داشته باشند (مثلاً مدرِک تب نداشته باشد)، ما به تجربه های حسی خود اعتماد می کنیم. (همان)

بنابراین، از نظر تیبر، عمومیت پذیربودن یک تجربه، همیشه شرط لازم برای صحت آن تجربه نیست.

از طرف دیگر، به قول آلستون بسیاری اعمال مقبول هستند که توسط اقلیت اندکی صورت می پذیرند، مثل تحقیق در علوم فیزیکی. ما باید از تجربه بیاموزیم که دریچه هایی از جهان به روی همه باز هستند و برخی دیگر تنها بر روی کسانی گشوده هستند که لوازم خاصی را پذیرفته اند. (

Edwards, 166

)

از نظر استیس، هر چند که تفاوت عظیمی میان تعداد گواهان در تجربه ی حسی و دینی قرار دارد، اما کمبود تأییدها، نهایتاً ممکن است قول به عینیت احوال عرفانی را تضعیف کند، ولی به هیچ وجه اصل آن را زیر سؤال نمی برد. (استیس، ۱۴۱)

ویلیام وین رایت نیز این قضیه را از دریچه ی نو و متفاوتی دیده و می گوید:

عارف از این که کسی تجربه ی او را نداشته باشد، وحشتی ندارد. حتی در تجربه ی عرفانی، توافق داشتن و یکسان بودن تجربیات یک نوع عدم اعتبار شمرده می شود. چرا که تمام توان تلاش عارف در جهت گشودن دریچه ها و بروز استعدادهای نو و تازه است، یعنی دقیقاً دیدن (درک کردن) آنچه که اکثراً نمی توانند ببینند (درک کنند). زیر سؤال بردن عارف، به دلیل عدم یکسان بودن تجربه اش با دیگران، زیر سؤال بردن او برای موفق شدنش است! این مسأله مخصوصاً در مورد تجربه ی دینی ای که به عنوان وحی پذیرفته شده صدقمی کند. (

Taber, 55

)

آزمون پذیر نبودن تجربه های دینی

صورت ساده ی قضیه این است که: «وقتی کسی ادعا می کند آگاهی مستقیمی از خداوند یافته، او را دیده و با او روبرو شده، ما قادر نیستیم که طی یک آزمایش، واقعه ای گرچه شبیه به آن را امتحان کنیم». (

Edwards, 166

)

منتقدانی که این بحث را بازگو می کنند، اظهار می دارند روش هایی برای آزمودن صحت و سقم تجربه ی دینی مطرح می شود، مانند سازگار بودن تجربه با اصول دینی نظام خاستگاه و سودمند بودن تجربه در جهت بسط معنوی و تطهیر زندگی. اما این روش ها از ارائه ی نتایج تطبیقی ناتوان هستند. (

Rautledge, 1998, 254

)

علاوه بر این که خود تجربه ها آزمون ناپذیرند، فرضیات ارائه شده توسط عرفا نیز قابل محک خوردن نیستند. در تجربه ی دینی، فرد صاحب تجربه فرضیاتی ارائه می دهد. از جمله این که روح جاودان است، رستاخیزی وجود دارد، یا اگر فردی اعمال خاصی را انجام دهد، می تواند به شهود خداوند دست یابد. نکته مهم در این جاست که آزمون دو فرضیه ی اول مربوط به دوران پس از مرگ است، و فرضیه ی سوم نیز هیچ گاه توسط فرد غیرعارف حاصل نمی شود. در حقیقت کسی که خود دارای تجربه ی دینی نباشد، نمی تواند به صدق و اعتبار این گزاره ها و فرضیات حکم کند. این مسأله نکته ی برجسته و مهمی است که باید مورد توجه بیشتری قرار گیرد. (

Wain Wright (1), 366

)

آلستون در پاسخ به این انتقاد می گوید:

گونه های متفاوت دیگری از ادراک و اعتقاد نیز هستند که با تجربه ی حسی کاملاً متفاوت بوده و شامل همین مسأله می باشند. از جمله اخبار شخص از باطن خویش و حالات و روحیات خود که قابل تطبیق و مقایسه با حالات شخص دیگری نمی باشد. قطعاً رد کردن این گونه گزاره ها، که منبع شناخت هستند، به صرف ناممکن بودن آزمودنشان، امری نامعقول است. (

Routledge, 1998, 254

)

البته به این گفته آلستون انتقاد دیگری وارد است، مبنی بر این که اظهارات و گفته های روان شناختی (گفته هایی که مربوط به حالات و احساسات خود فرد می باشد) مانند آنکه: «گویا من صدای وزوز می شنوم»، قابل تکذیب نیستند، چرا که این گفته ها هیچ گونه ادعایی در مورد آنکه چه چیزی بیرون از تجربیات گوینده در آن لحظه ای که صحبت می کند وجود دارد، نمی کنند. اما کسی که می گوید تجربه ی اطمینان بخش و مستقیمی از خداوند داشته، در واقع در همان لحظه به نحو انکارناپذیری وجود چیزی را اثبات می کند. (

Edwards,166

)

دفاعیات پراگماتیست گونه نیز که بر الهی گونه و اخلاقی شدن زندگی عارف تأکید می ورزند، دیگر چندان مورد قبول نیستند. تنها می توان گفت امکان دارد رابطه ی مثبتی میان تجربه های اصیل و خداگونه بودن وجود داشته باشد، اما لزوماً این دو به هم مربوط نیستند.

از طرف دیگر همه ی افراد با آنچه به سود ادعای تجربه ی خدا محسوب می شود موافق نیستند. اگر بخواهیم درباره ی آزمون های مورد توافقی که هر کسی، برای این که به وجهی معقول ادعای خاصی داشته باشد، لازم دارد، سخن بگوییم، نمی توانیم بخواهیم که این توافق کلیت داشته باشد. (دیویس، ۱۱۰)

تناقض ها و تعارضات موجود در گزارش های به دست آمده از تجربه های دینی

در گزارشاتی که از تجربیات دینی به دست آمده، تناقص ها و تضادهای بسیاری دیده می شود. فرضاً خدایی که ادیان توحیدی مطرح می کنند، خدایی شخصی است، اما در بودیزم و هندوئیزم از واقعیتی نهایی، به شکل غیرشخصی، صحبت می شود. با وجود چنین تناقضاتی چگونه می توانیم تجربه ی دینی را کانال انتقال شناخت از حقیقتی عینی بدانیم؟ (

Routledge, 1998, 245

)

ویلیام وین رایت در پاسخ به این انتقاد می گوید:

اولاً، در تجربیات دینی نیز نوعی همانندی یافت می شود و این گونه نیست که ما یکسره با تناقض روبرو باشیم. در مواردی، تجربیات افرادی از فرهنگ های مختلف و با زمینه های دینی و روحی متفاوت کاملاً مشابه دیده می شود.(

Wain Wright (1), 366

)

 اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی، به دوستانتان معرفی کنید.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *