تعداد بازدید
3 بازدید
ریال119.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل اعتبار سنجی روایات ناظر به تفاوت سیره مهدوی با سیره نبوی و علوی؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل اعتبار سنجی روایات ناظر به تفاوت سیره مهدوی با سیره نبوی و علوی، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل اعتبار سنجی روایات ناظر به تفاوت سیره مهدوی با سیره نبوی و علوی با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اعتبار سنجی روایات ناظر به تفاوت سیره مهدوی با سیره نبوی و علوی آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل اعتبار سنجی روایات ناظر به تفاوت سیره مهدوی با سیره نبوی و علوی به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل اعتبار سنجی روایات ناظر به تفاوت سیره مهدوی با سیره نبوی و علوی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل اعتبار سنجی روایات ناظر به تفاوت سیره مهدوی با سیره نبوی و علوی، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل اعتبار سنجی روایات ناظر به تفاوت سیره مهدوی با سیره نبوی و علوی را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اعتبار سنجی روایات ناظر به تفاوت سیره مهدوی با سیره نبوی و علوی :

مقدمه

امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به عنوان آخرین جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و آخرین حجت الهی، تمام اهداف ایشان را به منصه ظهور خواهد رسانید. به تمام معارفی که توسط پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رسانده شده است، جامه عمل خواهد پوشانید و در قیام و حکومت جهانی خویش آن ها را جاری خواهد ساخت. از این رو – به حکم جانشینی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و به حکم جامه عمل پوشانیدن به تمام معارف اسلامی – لازم است سیره و روشی را برگزیند که در راستای سیره و روش ایشان و دیگر جانشینان وی بوده باشد؛ همان گونه که بسیاری از روایات مربوط به سیره امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به این نکته، اشاره می کنند. اما در میان روایاتی که از سیره امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خبر می دهند به روایاتی برمی خوریم که برخلاف آن حکم می کنند و از تفاوت سیره ها خبر می دهند تا جایی که در برخی روایات به صورت مطلق از عدم تشابه سیره ها خبر داده شده است.

بایسته است که روایات مذکور در بوته نقد و بررسی قرار گیرد و ضمن بررسی سندی آن ها ازجهت محتوایی هم مورد تحلیل قرار گیرند و مراد از آن ها روشن گردد.

قبل از ورود به بحث نکته ای لازم است و آن اینکه روایاتی که از تفاوت سیره ها خبر می دهند همان گونه که در ادامه می آید، در کتب معتبر و غالبا دست اول حدیثی شیعه، همچون الکافی و تهذیب الاحکام و الغیبه نعمانی و بصائر الدرجات و المحاسن وجود دارد و القاء این نکته که این ها احادیث غیر قابل اعتماد و استناد هستند و توسط شیادان و دروغ پردازان و بدعت گزاران و دوستان نادان و دشمنان جاهل جعل و نقل شده است (علی اکبر مهدی پور، ۱۳۸۳: ش۱۴، ۸۹)، قابل قبول نیست. بلکه به ذهن می آید با تشکیل خانواده حدیثی و بررسی جامع این روایات مفهوم دقیقی را می توان ارائه کرد که با مقام رأفت و مهربانی امام مهربانی ها، در تعارض نباشد؛ به این معنا که بدون کنار زدن دسته ای از روایات، بین روایات ظاهرا متعارض، می توان جمع کرد و مفهوم صحیحی از آن ها بدست آورد. در نوشتار حاضر هر چند روایات را از لحاظ سندی مورد بررسی مختصر قرار می دهیم، ولی برآنیم تا ادعا کنیم حتی اگر بررسی سندی هم انجام نگیرد، با تشکیل خانواده حدیثی و چیدن روایات در کنار یکدیگر، معنای دقیقی را می توان بدست آورد.

روایات ناظر به تفاوت سیره

روایاتی که به تفاوت بین سیره مهدوی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و سیره نبوی (صلی الله علیه و آله و سلم) و علوی (علیه السلام) اشاره می کنند، به دو قسم روایات مطلق و روایات معلل تقسیم می گردند.

دسته اول: روایات مطلق:

روایاتی هستند که به صورت کلی از تفاوت بین سیره ها خبر می دهند و ظاهر آن ها تفاوت کامل در نوع سیره هاست، این دسته با بیان های مختلفی از تفاوت سخن می گویند؛ برخی از تفاوت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و آل پیامبر (علیهم السلام) از جهت نقمت و رحمت سخن می گویند. معاوی بن عمار در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) روایت می کند که فرمود:

«زمانی که یکی از شما قائم را آرزو می کند باید در عافیت آرزو کند، خداوند (عزوجل) محمد را به عنوان رحمت فرستاد و قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را به عنوان نقمه مبعوث می کند.»(شیخ کلینی، ۱۴۰۷، ج۸: ۲۳۳)برخی دیگر از شدت برخورد امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خبر می دهد، شدت عملی که باعث تشکیک در انتساب امام مهدی عج به پیامبر ص و آل پیامبر ع می شود. محمد بن مسلم از امام باقر (علیه السلام) روایت کرد که امام (علیه السلام) فرمود:«اگر مردم می دانستند که قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وقتی خروج کند چه کار می کند، اکثر ایشان دوست داشتند به خاطر آن مقدار از مردم که می کشد، وی را نبینند. ایشان ابتدا به [مقابله با] قریش آغاز می کند و در مورد ایشان غیر شمشیر را برنخواهد گزید و غیر شمشیر به ایشان نمی دهد تا اینکه بسیاری از مردم می گویند این از آل محمد(علیهم السلام) نیست، اگر از آل محمد (علیهم السلام) بود، رحم می کرد.»( نعمانی، ۱۳۹۷: ۲۳۳)

دلیل تشکیک در انتساب امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت (علیهم السلام) این است که آنان برخوردی از امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می بینند که در سابقه رفتاری پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر آباء طاهرینش(علیهم السلام) از جمله امیرالمومنین (علیه السلام)، سراغ ندارند.

رخی دیگر از روایات از برخورد امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به مقتضای جفر سرخ، خبر میدهد که با رفتار امیرالمومنین(علیه السلام) که به مقتضای جفر سفید برخود می کرد، متفاوت است.

رفید از امام صادق (علیه السلام) در مورد تشابه سیره قائم با سیره امیرالمومنین (علیه السلام) نسبت به اهل عراق سوال می کند که امام (علیه السلام) در جواب می فرماید: «نه ای رفید! علی بن ابی طالب (علیه السلام) در اهل عراق به آنچه در جفر سفید است، رفتار نمود ولی قائم در مورد عرب طبق آن چه در جفر سرخ است رفتار می کند.» و وقتی مراد از جفر سرخ را جویا می شود امام(علیه السلام) انگشتان خود را به حلقشان کشیدند و فرمود:«هَکذَا یعْنِی الذَّبْحَ» اینگونه یعنی ذبح.(صفار، ۱۴۰۴، ج۱: ۱۵۳)

جامع این روایات این است که نوع برخوردی که از امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دیده می شود، بسیار سخت و درهم شکننده است به گونه ای که احدی انتظار آن را ندارد.

دسته دوم: روایات معلل

این دسته از روایات ضمن بیان تفاوت سیره بین حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و امیرالمومنین (علیه السلام)، به علت این تفاوت ها هم اشاره می کند که این دسته خود بر دو قسم است:قسم اول روایاتی که علت تفاوت سیره امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را لزوم تالیف قلوب مردم در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بیان می کند. زراره از امام باقر (علیه السلام) سوال کرد: آیا مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به سیره محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتار می کند، امام (علیه السلام) در جواب فرمود:«هَیهَاتَ هَیهَاتَ یا زُرَارَهُ مَا یسِیرُ بِسِیرَتِهِ» هرگز هرگز ای زراره به سیره پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتار نخواهد کرد.

وقتی زراره از علت آن سوال کرد، امام (علیه السلام) در جواب فرمود:«همانا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در امت خویش به منت گذاشتن (و بخشش) رفتار می کرد و دل های مردم را به خود جذب و نزدیک می نمود، ولی قائم به کشتن با آنان رفتار خواهد کرد و به آن در کتابی که همراه وی است، امر شده است؛ مبنی بر اینکه به کشتن رفتار کند و کسی را توبه ندهد، وای بر کسی که با او دشمنی کند و با او درگیر شود.»(نعمانی، ۱۳۹۷: ۲۳۱)این روایت علت رفتار نرم و همراه با منت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را تالیف قلوب و جذب کردن مردم به اسلام پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، معرفی می کند؛ زیرا پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمانی ظهور کرد که اسلام غریب (فرات کوفی، ۱۴۱۰: ۱۳۹ و نعمانی، ۱۳۹۷: ۳۲۱) و نوپا بود، و می بایست برای حفظ اسلام و مسلمانان و همچنین برای جذب بیشتر مردم به اسلام از خود نرمش و رأفت نشان می داد تا اسلام بتواند راه نفوذ خود را در جوامع پیدا بکند و در نطفه خفه نگردد. در زمان امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از آنجا که احتمال از بین رفتن اسلام وجود ندارد، بلکه سخن از برتری آن بر تمام ادیان و مسلکهاست (قمی، ۱۴۰۴، ج۱: ۲۸۹ و فرات کوفی، ۱۴۱۰: ۴۸۱)، نیازی به تالیف قلوب نیست و در نتیجه دلیلی برای ضرورت مدارا و سازش با مخالفان و دشمنان باقی نمی ماند.

قسم دوم روایاتی که از علت تفاوت برخورد امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) با برخورد امیرالمومنین(علیه السلام)، پرده برمی دارد و آن را این گونه مطرح می کند که به علت تصدی حکومت از سوی مخالفان و دشمنان امیرالمومنین(علیه السلام) و غلبه آنان بر شیعیان بعد از حکومت امام (علیه السلام)، آنحضرت سیاست مدارا را با ایشان در پیش گرفت تا به شیعیان ایشان ضربه مهلکی وارد نگردد، اما از آنجا که بعد مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چنین اتفاقی نخواهد افتاد، چنین ملاحظاتی هم درکار نیست و با مخالفان آن گونه که استحقاقش را دارند، رفتار می شود. برای نمونه به سه روایت اشاره می رود:

۱.ابوبکر حضرمی می گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمودند: «هر آینه سیره علی (علیه السلام) در مورد اهل بصره برای شیعیانش خیلی بهتر بود از آنچه که خورشید بر آن می تابد؛ زیرا امام (علیه السلام) می دانست که این قوم [مخالفان و دشمنان] به دولت می رسند پس اگر ایشان را اسیر می کرد شیعیانش نیز اسیر می شدند.»به امام (علیه السلام) عرض کردم: در مورد قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به من خبر بده آیا به سیره علی(علیه السلام) رفتار می کند؟ امام (علیه السلام) فرمود:

«لَا إِنَّ عَلِیاً سَارَ فِیهِمْ بِالْمَنِّ لِلْعِلْمِ مِنْ دَوْلَتِهِمْ وَ إِنَّ الْقَائِمَ عَجَّلَ اللَّهُ فَرَجَهُ یسِیرُ فِیهِمْ بِخِلَافِ تِلْک السِّیرَهِ لِأَنَّهُ لَا دَوْلَهَ لَهُمْ.» (برقی، ۱۳۷۱، ج۲: ۳۲۰؛ شیخ کلینی، ۱۴۰۷، ج۵: ۳۳ و شیخ طوسی،۱۴۰۷، ج۶: ۱۵۵)

نه همانا علی (علیه السلام) در مورد ایشان با منت نهادن رفتار نمود؛ زیرا می دانست که آنان به قدرت خواهند رسید ولی قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در مورد ایشان برخلاف آن سیره رفتار خواهد نمود؛ زیرا بعد امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دولتی برای آنان [مخالفان] نخواهد بود.

۲.حسن بن هارون می گوید: در محضر امام صادق (علیه السلام) نشسته بودم، معلی بن خنیس سوال کرد: آیا قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وقتی قیام کند برخلاف سیره علی (علیه السلام) عمل می کند؟ امام (علیه السلام) در جواب فرمود:«بله علی (علیه السلام) با آنان با منت نهادن و دست بر داشتن [ازدرگیری] رفتار نمود؛ زیرا می دانست که [دشمنانشان] بعد ایشان بر شیعیانشان مسلط می شوند ولی قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) زمانی که قیام کند در بین ایشان با شمشیر و اسیر گرفتن رفتار می کند و آن [به این دلیل ] است که می داند بعد ایشان [مخالفان] هرگز بر شیعیانش مسلط نخواهند شد.»(شیخ طوسی، ۱۴۰۷، ج۶: ۱۵۴)در همین مضمون است روایتی که درکتاب بصائر الدرجات، از طریق رفید از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است و در آن علت رفتار امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به مقتضای جفر سرخ و رفتار امیرالمومنین (علیه السلام) را به مقتضای جفر سفید را تبیین می کند.(صفار، ۱۴۰۴، ج۱: ۱۵۵)

۳.نعمانی در الغیب به سند خود از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که ایشان فرمود:«إِنَّ عَلِیاً ع قَالَ: کانَ لِی أَنْ أَقْتُلَ الْمُوَلِّی وَ أُجْهِزَ عَلَی الْجَرِیحِ وَ لَکنِّی تَرَکتُ ذَلِک لِلْعَاقِبَهِ مِنْ أَصْحَابِی إِنْ جُرِحُوا لَمْ یقْتَلُوا وَ الْقَائِمُ لَهُ أَنْ یقْتُلَ الْمُوَلِّی وَ یجْهِزَ عَلَی الْجَرِیحِ.» (نعمانی، ۱۳۹۷: ۲۳۱)امیر المومنین (علیه السلام) فرمود: من این حق را دارم که فراریان از جنگ را بکشم و بر کشتن کسی که [در جنگ با من] زخمی شده اقدام کنم، ولی من آن را ترک کردم به خاطر عاقبت اصحابم، که اگر زخمی شوند کشته نگردند، ولی قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می تواند فراریان را بکشد و بر کشتن مجروحان اقدام نماید. به قرینه صدر روایت، علت برخورد حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) روشن می گردد؛ به دلیل عدم تسلط دشمنان بر اصحاب و شیعیان، ترس از کشته شدن آنان وجود ندارد.

نقد و ارزیابی روایات ناظر به تفاوت

در میان روایات یاد شده روایت، تنها یک روایت – روایت اول از روایات قسم دوم از روایات معلل – دارای سند معتبر است. روایت مذکور در دو کتاب کافی و تهذیب الاحکام (شیخ کلینی، ۱۴۰۷، ج۵: ۳۳ و شیخ طوسی،۱۴۰۷، ج۶: ۱۵۵) با یک سند وجود دارد و هر دو از علی بن ابراهیم قمی استاد شیخ کلینی، این روایت را نقل می کنند. شیخ طوسی ره در مشیخه کتاب تهذیب الاحکام به علی بن ابراهیم قمی ۴ طریق ارائه می کند (همان، المشیخه: ۳۲) که همه آنها صحیحند؛طریق اول: از طریق کلینی از علی بن ابراهیم قمی، که طریق شیخ طوسی به کلینی هم صحیح است؛ زیرا شیخ طوسی از شیخ مفید از ابن قولویه صاحب کامل الزیارات از کلینی نقل می کند(همان) که همگان از بزرگان و وجوه طائفه امامیه هستند و وثاقت آنان بر کسی پوشیده نیست.

طریق دوم: شیخ طوسی ره از شیخ مفید ره از حسن بن حمزه علوی از علی بن ابراهیم قمی. نجاشی، حسن بن حمزه را اینگونه معرفی می کند: «کان من أجلاء هذه الطائفه، و فقهائها» ( نجاشی، ۱۳۶۵: ۶۴)

طریق سوم: شیخ طوسی ره از حسین بن عبید الله غضائری، از حسن بن حمزه علوی از علی بن ابراهیم قمی. آقای خویی حسین بن عبیدالله غضائری را به جهت آنکه به تصریح نجاشی از اساتید وی به حساب می آید، ثقه معرفی می کند. (موسوی خویی، ۱۴۰۹- ۱۹۸۹، ج۶: ۲۰)

طریق چهارم: شیخ طوسی از احمد بن عبدون (احمد بن عبدالواحد) از حسن بن حمزه علوی از علی بن ابراهیم قمی. آقای خویی احمد بن عبدون را به همان دلیلی که در مورد غضائری عنوان کرده است، ثقه معرفی می کند.(همان، ج۲: ۱۴۳) اما سند روایت یاد شده از کتاب کافی و تهذیب الاحکام:

علی بن ابراهیم بن هاشم: نجاشی در مورد وی می نویسد: «ثقه فی الحدیث، ثبت، معتمد، صحیح المذهب»(نجاشی، ۱۳۶۵: ۲۶۰) ابراهیم بن هاشم: آقای خویی در مورد این شخصیت می نویسد: «لا ینبغی الشک فی وثاقه إبراهیم بن هاشم»، و برای این ادعا ۴ دلیل ذکر می کند که بدین شرح است:

۱) نقل روایت علی بن ابراهیم از پدرش در کتاب تفسیر خود، با اینکه در کتاب خود ملتزم به نقل روایاتی شده است که از طریق ثقات به وی رسیده است.

۲) نقل ادعای اتفاق علماء بر وثاقت وی از جانب سید بن طاووس.

۳) طبق نقل نجاشی، وی اولین کسی است که احادیث کوفیین را در قم نشر داده است و قمیون با آن همه سخت گیری هایی که در مورد حدیث داشتند به وی اعتماد کردند و هیچ طعنی بر وی روا نداشته اند.

۴) قرار داشتن این شخصیت در اسناد روایات کتاب کامل الزیارات. (موسوی خویی، ۱۴۰۹- ۱۹۸۹، ج۱: ۳۱۸)

اسماعیل بن مرار: آقای خویی ره طبق مبنای خود در کتاب معجم رجال الحدیث، این شخص را به خاطر وجود نامش در اسناد کتاب تفسیر قمی، ثقه معرفی می کند، اما در ضمن بیان ترجمه این شخص، از اختلاف در وثاقت وی پرده بر می دارد و جهت اختلاف را اینگونه بیان می کند؛ محمد بن الحسن بن الولید روایات کتب یونس بن عبد الرحمن را به طور کلی صحیحه و قابل اعتماد معرفی کرده است و فقط روایاتی را که محمد بن عیسی بن عبید از آن به شکل منفرد نقل کند را از آن ها استثناء کرده است.(همان، ج۳: ۱۸۳)

هر چند آقای خویی، این نکته را دلیلی بر صحت روایت می داند نه وثاقت راوی ولی در هر حال حتی اگر نکته فوق را دلیل بر وثاقت شخص ندانیم و مبنای آقای خویی ره در وثاقت وی را هم نپذیریم، از آن جهت که در سند روایت مورد نظر، اسماعیل بن مرار از یونس بن عبد الرحمن نقل می کند، روایت فوق، با توجه به کلام ابن ولید مورد اعتماد و معتبر خواهد بود. یونس بن عبدالرحمن: نجاشی در مورد ایشان می نویسد: «کان وجها فی أصحابنا متقدما، عظیم المنزله»(نجاشی، ۱۳۶۵: ۴۴۶)ابی بکر حضرمی (عبد الله بن محمد): ابن شهر آشوب در مناقب وی را از خواص اصحاب امام صادق(علیه السلام) عنوان می کند(ابن شهر آشوب مازندرانی، ۱۳۷۹، ج۴: ۲۸۱) مرحوم کشی نقل های متعددی را در مورد ایشان ذکر می کند که از صحت اعتقاد وی حکایت دارد.(کشی، ۱۴۰۹: صص۴۱۶ و ۴۱۷) آقای خویی هم بعد ذکر نقل های مذکور می نویسد: «هذه الصحیحه المؤیده بالروایات المتقدمه تدل علی تشیعه و کمال إیمانه» (موسوی خویی، ۱۴۰۹- ۱۹۸۹، ج۱۰: ۲۹۸) در هر صورت روایت فوق که حداقل با ۴ سند توسط شیخ کلینی و شیخ طوسی ارائه شده است، معتبر خواهد بود. برقی ره در کتاب محاسن همین روایت را با سند دیگری نقل می کند که از این قرار است: «عنه [احمد بن محمد بن خالد برقی، ثقه (نجاشی، ۱۳۶۵: ۷۶)] عن ابیه [محمد بن خالد برقی، شیخ طوسی وی را ثقه معرفی می کند( شیخ طوسی، ۱۳۷۳: ۳۶۳) و آقای خویی ضمن نقل انتساب ضعف در حدیث از نجاشی به وی، به جهت توثیق شیخ طوسی و وقوع محمد بن خالد در اسناد کامل الزیارات، وی را توثیق می کند (موسوی خویی، ۱۴۰۹- ۱۹۸۹، ج۱۶: ۶۶)] عن یونس [یونس بن عبدالرحمن که ترجمه اش گذشت] عن بکار بن ابی بکر حضرمی» در این سند فقط بکار بن ابی بکر حضرمی مجهول است و باعث ضعف سند می گردد، اما می توان این سند را هم تصحیح کرد زیرا؛ به قرینه روایات کافی و تهذیب می توانیم ادعا کنیم آن کس که یونس از او از امام (علیه السلام) نقل می کند ابو بکر حضرمی است، نه بکار بن ابی بکر حضرمی و دو چیز این احتمال را قوی تر می کند:

۱.روایت برقی همان متن روایت کافی و تهذیب است و تنها یک تفاوت مختصر با دو متن کافی و تهذیب دارد که از این قرار است:در کافی آمده «للعلم من دولتهم» ولی در محاسن به جای آن «لما علم من دولتهم» آمده است و متن تهذیب در این قسمت همانند متن محاسن است. و همچنین است در مورد کتاب تهذیب که در کتاب تهذیب در جواب امام (علیه السلام) از سوال راوی عبارت «لا» نیامده است با اینکه در متن کافی همانند متن محاسن این کلمه آورده شده است. بدیهی است که این اختلاف اندک برای حکم به اتحاد این روایات، مانعی نخواهد بود.

۲.در هر دو روایت، راوی ضمن نقل همان متن، عینا همان سوال را از امام (علیه السلام) می پرسد مبنی بر اینکه آیا سیره قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همان سیره علی (علیه السلام) است یا خیر؟

از این رو اگر این نکته پذیرفته شود، تعداد سندهای معتبر روایت فوق به پنج می رسد.

غیر از این روایت بقیه روایات ناظر به تفاوت به دلائل متعدد از روایات ضعیف شمرده می شوند:

۱) وجود راویان مجهول، در سلسله سند روایات، مانند عبدالملک بن بشیر(شیخ کلینی، ۱۴۰۷، ج۸: ۲۳۳)، عثیم بن سلیمان (همان)، رفید (صفار، ۱۴۰۴، ج۱: ۱۵۲) و حسن بن هارون بیاع الانماط(شیخ طوسی، ۱۴۰۷، ج۶: ۱۵۴ و نعمانی، ۱۳۹۷: ۲۳۲).

۲)وجود راویانی که حکم به ضعف یا فساد آنان در روایت یا مذهب و اعتقاد شده است، مانند محمد بن عبدالله بن مهران(شیخ کلینی، ۱۴۰۷، ج۸: ۲۳۳) که نجاشی وی را این گونه معرفی می کند: «غال کذاب فاسد المذهب و الحدیث مشهور بذلک» (نجاشی، ۱۳۶۵: ۳۵۰)، محمد بن خالد (نعمانی، ۱۳۹۷: ۲۳۲) نجاشی می نویسد: «کان محمد ضعیفا فی الحدیث»(همان: ۳۳۵) و محمد بن علی کوفی صیرفی ابوسمینه(نعمانی، ۱۳۹۷: ۲۳۱ و ۲۳۳)، این راوی علاوه بر اینکه متهم به کذب و فساد عقیده هم هست، (نجاشی، ۱۳۶۵: ۳۳۲) طبق نقل کشی از فضل بن شاذان جزء کذابین مشهوراست، بلکه از همه آنها در اتهام به کذب مشهورتر است.(کشی، ۱۴۰۹: ۵۴۶)

۳) وجود راویانی که متهم به کثرت روایت از ضعفاء و نامعلوم بودن وضعیت از لحاظ حسن و ذم هستند، مانند علی بن محمد بن حسان رازی،(نعمانی، ۱۳۹۷: صص۲۳۱ و ۲۳۳) نجاشی در مورد وی می نویسد: «یعرف و ینکر بین بین یروی عن الضعفاء کثیرا»(نجاشی، ۱۳۶۵: ۳۳۸)

۴) وجود راویان متهم به غلو، مانند محمد بن فضیل( صفار، ۱۴۰۴، ج۱: ۱۵۲) شیخ طوسی وی را متهم به غلو مطرح می کند (شیخ طوسی، ۱۳۷۳: ۵۸۹) و محمد بن عبدالله بن مهران که در رقم ۱ گذشت.

نکته ها

۱.روایات ناظر به تشابه سیره ها

در مقابل روایاتی که از تفاوت سیره خبر می دهند، روایات بسیاری وجود دارند که از تشابه بین سیره ها سخن می گویند. این دسته از روایات از لحاظ کمیت به مراتب از روایات ناظر به تفاوت بیشترند و تشابه سیره ها را در قالب های متعددی بیان می کنند که این قالب ها را در شش جهت می توان دسته بندی کرد:

جهت اول: برخی روایات به صراحت از همانندی سیره و سنت مهدوی با سیره و سنت نبوی خبر می دهند؛ امام باقر (علیه السلام) در ضمن حدیثی می فرمایند: «مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) زمانی که قیام کند به سیره رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتار می کند.»( نعمانی، ۱۳۹۷: ۱۶۴)و در همین مضمون است روایتی از امیر المومنین (علیه السلام) که از اجرا کردن روش و سیره پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) توسط مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خبر می دهد.(شیخ کلینی، ۱۴۰۷، ج۸: ص۱۶۶) البته در روایت امام باقر (علیه السلام) تنها تفاوتی که بین سیره مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و سیره پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می گذارد این است که امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آثار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را آشکار می کند که ظاهرا مراد از آشکار کردن آثار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) این است که آیین مقدس اسلام و آموزه های آن به طور کامل در جامعه بدست امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) جریان پیدا می کند و از همه جای آن جامعه بوی اسلام به مشام می رسد، که این مهم تا به حال به وقوع نپیوسته است و تحقق آن به زمان امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) موکول شده است. امام صادق (علیه السلام) هم از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کند که فرمودند: «سنت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) [همان] سنت من است». (شیخ صدوق، ۱۳۹۵، ج۲: ۴۱۱) جهت دوم: در برخی از روایات از شباهت اخلاق مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با اخلاق پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سخن رانده شده است. در نقل جابر بن عبدالله انصاری از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است که ایشان در مورد مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرمودند: «اشبه الناس بی خلقا و خلقا». (همان، ج۱: ۲۸۶ و۲۸۷) [مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)] از لحاظ ظاهری و اخلاقی شبیه ترین مردم به من است.

وقتی اخلاق مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شبیه ترین اخلاق به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) باشد بالتبع سیره ایشان هم در این راستا خواهد بود، زیرا سیره چیزی جدای از جلوه های اخلاق فردی و اجتماعی یک فرد نیست، سیره همان رفتارهای بروز یافته شخص است، رفتارهایی که از اخلاق وی سر چشمه گرفته و در بیرون ظهور و بروز پیدا می کند. جهت سوم: در برخی از روایات از عمل مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر طبق سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و بر

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *