تعداد بازدید
4 بازدید
ریال119.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل الگوی آرمانگرایی و واقع‎بینی در اندیشه و سیره امام علی(ع) – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل الگوی آرمانگرایی و واقع‎بینی در اندیشه و سیره امام علی(ع) شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل الگوی آرمانگرایی و واقع‎بینی در اندیشه و سیره امام علی(ع):

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل الگوی آرمانگرایی و واقع‎بینی در اندیشه و سیره امام علی(ع) به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل الگوی آرمانگرایی و واقع‎بینی در اندیشه و سیره امام علی(ع) به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل الگوی آرمانگرایی و واقع‎بینی در اندیشه و سیره امام علی(ع) با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل الگوی آرمانگرایی و واقع‎بینی در اندیشه و سیره امام علی(ع) با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل الگوی آرمانگرایی و واقع‎بینی در اندیشه و سیره امام علی(ع) با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل الگوی آرمانگرایی و واقع‎بینی در اندیشه و سیره امام علی(ع) را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل الگوی آرمانگرایی و واقع‎بینی در اندیشه و سیره امام علی(ع) :

مقدمه

یکی از معضلات فکری ما در سیاست، چه داخلی و چه خارجی، به عنوان نظامی که بعد ایدئولوژیکی در آن مطرح بوده، این است که در اتخاذ سیاستها آیا باید صرفاً به «آرمانها» (Ideals) اندیشید یا اینکه صرفاً به منافع ملی توجه کرد و «واقعگرایی» (realism) را در پیش گرفت؟ جامعه ما بعد از انقلاب اسلامی، همواره با این چالش روبرو بوده است؛ به طوری که دوره‎ای صرفاً در جهت گسترش اسلام و اهداف آرمانی قدم بر می‎داشته، و گاهی هم فقط بعد منافع مادی را در نظر داشته است. علاوه بر دو نظر فوق، نظر سومی نیز مطرح شده است، به تلفیق این دو دیدگاه معتقد است. البته، نظریات مختلفی در باب تلفیق آرمانگرایی و واقعگرایی مطرح شده است که از جمله آنها می‎توان به نظریه: ام‎القری، نظریه وسع و تدرج، نظریه طولی، نظریه بعد مشروعیت و مقبولیت، نظریه سطح تحلیل منطقه‎ای و جهانی، و در نهایت به نظریه آرمانگرایی واقع‎بینانه اشاره کرد. هر یک از این نظریات کوشیده‎اند تا راه‎حلی، برای چالش مورد نظر ارائه کنند. در آرمانگرایی و واقعگرایی در اندیشه و سیره حضرت علی(ع)، به نظر می‎رسد که نظریات فوق خالی از اشکال نباشند و منظور حضرت علی(ع) را برآورده نسازند. بنابراین، برای یافتن منظور امام(ع)، به نظر می‎رسد که باید به اندیشه و سیره آن امام همام(ع) رجوع شود. از این‎رو، ابتدا به بیان شاخص‎های آرمانگرایی و واقعگرایی می‎پردازیم و سپس، نظر آن حضرت را درباره نظریه آرمانگرایی واقع‎بینانه بیان می‎داریم.

الف کلیات مفهومی

۱. تعریف و شاخصهای واقعگرایی

واقعگرایی یا رئالیسم به معنای گرایش به تحلیل اجتماعی، مطالعه و تجسم زندگی انسان در جامعه، مطالعه و تجسم روابط اجتماعی، روابط میان فرد و جامعه و ساختمان خود جامعه است، به صورتی که وجود دارد و نه آن‎گونه که باید باشد.[۱] پیروان این مکتب، کسب نفع شخصی و تلاش برای کسب قدرت و ازدیاد آن را، واقعیات جهان سیاست می‎دانند. آنان معتقدند که همیشه، کشورها در صدد نفع خود و کسب و اعمال و افزایش قدرتند و منافع ملی خود را بالاتر از همه ایده‎ها، اصول و اخلاق قرار داده‎اند و خواهند داد.[۲]

شاخصهای واقعگرایی نیز عبارتند از:

قدرت، مرکز ثقل و هسته اصلی سیاست است. بی‎اعتقادی به قدرت در سیاست، مثل اعتقاد نداشتن به اصل جاذبه در علوم است.

قدرت، فقط به وسیله قدرت قابل مقابله، کنترل و محدود شدن است.

منافع ملی در صحنه بین‎المللی راهنما، انگیزه و معیار رفتار کشورهاست.

بشر، طبعی نیکو نداشته است و ندارد. برعکس، افراد همیشه نفع طلب، قدرت طلب، ستیزه‎جو و خودخواه بوده‎اند و خواهند بود.

در یک کلمه می‎توان گفت که واقعگرایی، مساوی با منافع و حرکت در جهت به دست آوردن منافع بدون در نظر گرفتن آرمانها و ایده‎هاست.

۲. تعریف و شاخصهای آرمانگرایی

در مقابل اندیشه رئالیستی، اندیشه آرمانگرایی یا ایده‎‎آلیسم وجود دارد که بشر را ذاتاً خوب و خیرخواه فرض می‎کند، و این نظر را که همگان در تلاش برای کسب قدرتند، مردود می‎داند. ایده‎آلیستها امور و روابط بین‎الملل را برمبنای اخلاق، عدالت، اعتماد و تعهد در نظر می‎گیرند. به اعتقاد آنان، سیاست باید مطابق آرمانها یا اصول متعالی عمل کند[۳] شاخص‎های آرمانگرایی عبارتند از: عمل کند

قدرت فی نفسه محلی از اعراب ندارد، بلکه فقط در جهت خیر و نیکو از آن استفاده می‎شود.

در این اندیشه، بیشتر به اعمال مسالمت آمیز تکیه می‎شود و راه‎حل اختلافات از طرق آشتی‎جویانه دنبال می‎گردد.

آرمانها و اخلاق در صحنه بین‎المللی راهنما، انگیزه و معیار رفتار کشورهاست.

این اندیشه، بشر را ذاتاً خوب و خیرخواه فرض می‎کند.

ب آرمانگرایی در اندیشه و سیره حضرت علی(ع)

۱. دلایل آرمانگرایی حضرت علی(ع)

دلایلی را که می‎توان برای آرمانگرا بودن حضرت علی(ع) ذکر کرد، عبارتند از:

اول: مکتب‎سازی

یکی از دلایل اصلی و شاید مهترین دلیل که می‎توان با استفاده از آن آرمانگرایی حضرت‎ علی(ع)را اثبات کرد، همین مکتب‎سازی است. اگر حضرت‎ علی (ع) با علم و زیرکی خاص خودشان می‎خواستند مانند معاویه عمل کنند، به نیکویی می‎توانستند از عهده آن برآیند، همچنانکه خود ایشان می‎فرمایند: «به خدا سوگند، معاویه زیرکتر از من نیست، لیکن او پیمان‎شکنی و گناهکاری می‎کند. اگر پیمان‎شکنی ناخوشایند نمی‎نمود، زیرکتر از من کسی نبود.»[۴] همه اینها، حاکی از آن است که ایشان به واقعیاتی که در جامعه به خود در آن زمان جریان داشت، کاملاً واقف بودند و شرایط را کاملاً درک می‎کردند. ایشان که می‎دیدند انسانها چطور خود را برای مسائل که اهمیت این دنیا فریفته‎اند، نمی‎خواستند خودشان را همانند این مردمان آلوده کنند، و وجود آن دنیایی خود را به مظاهر این دنیا آلوده سازند. خداوند می‎خواست که به وسیله بهترین بندگان خود، جریان فکری و مکتبی ارائه دهد که از اول تا به آخر آن، همه‎اش چیزی جز حقیقت و راستی نیست. بالطبع، طلایه‎داران و مکتب سازانی چون مولی علی(ع) که سلسله‎جنبان این حرکت به شمار می‎روند باید آنچنان این معارف و اصول را به مرحله اجرا در آورند، که کوچکترین خللی در آن راه نیابد. اگر مولی علی(ع) هم مانند معاویه می‎خواست برای دو روز دنیا با استفاده از «قاعده اهم و مهم»، «قاعده تزاحم» و دیگر قواعد کاری بکنند، حرف دروغی بزنند، وعده وعید نامربوطی به کسی بدهند و بی‎وفایی کنند تا روز حکومت دنیا را صاحب شوند، دیگر با کسانی همچون معاویه فرقی نمی‎کردند و امروز شیعه علی(ع) از شیعه معاویه تشخیص داده، نمی‎شد. پس، علی(ع) باید این گونه رفتار کنند، تک‎تک اصول آرمانی را به مرحله اجرا در آورند و این مکتبی را که قرار است در دنیا برای ابد باقی بماند کامل کنند و به یادگار بگذارند تا راهروی تمامی عاشقان و شیفتگان به آن مکتب باشد و براحتی قابلیت شناسایی داشته باشد.[۵] بعد از ساخت این مکتب با ستونهای بسیار محکم آن، که دیگر از بین بردن آن از دست کسی ساخته نیست، می‎توان از قواعدی همچون اهم و مهم، درباره ضرورتهای اجتماعی بهره برد. در واقع، اینها همانند استثنائاتی می‎مانند که بریک اصل زده می‎شوند تا به هنگام ضرورت از این امکانات برای حل مشکلات بهره برد. اما همچنانکه گفته شد کسی همچون علی(ع) ، نباید از این امکانات استفاده کند، زیرا به عنوان یک مکتب‎ساز به اصل لطمه می‎زند.

دوم: سازگاری آرمانها و منافع براساس رویکرد عاقبت اندیش:

دومین دلیلی که در اینجا می‎توان ذکر کرد که البته اهمیت آن کمتر از مورد اول نیست در خود آرمانگرایی نهفته است. موقعی که از آرمانگرایی صحبت می‎شود، سریعاً به ذهن ما مفاهیمی ایده‎آلی، دست‎نیافتنی و نشدنی متبادر می‎شود؛ مفاهیمی همچون: عدالت، وفای به عهد و جوانمردی که فرای واقعیات زندگانی (منافع) ما تلقی می‎شوند با عقل ما سازگاری ندارند. به عبارت دیگر، منفعتی از ملتزم بودن به اینها، حاصل نمی‎شود؛ چرا که آرمانگرایی را مقابل واقعگرایی می‎گیریم، واقعگرایی را همان طرفداری از منافع بر می‎شماریم. اگر ما بتوانیم ثابت کنیم که مفاهیمی همچون: عدالت، تعهد و وفای به عهد نیز منافعی را در بردارند، در این صورت به واقعگرایی می‎رسیم. شاید برای اینکه موضوع قریب به ذهن بشود، این طور بتوان گفت که این عقلی که منافع ما در هرکاری لحاظ می‎کند، خود این عقل دارای سلسله مراتبی است. مثلاً با عقل در مرحله اول، منافعی را از نظر زمانی بسیار نزدیک می‎باشند، به دست می‎آوریم. به طور مثال، در یک بار خرید و فروش یک جنس، سودی را به دست می‎آوریم و منفعت به‎دست‎آمده را احساس می‎کنیم. در مرحله دوم عقل، به منافعی که کمی دورتر از منافع مورد اول می‎باشد، می‎رسد. یعنی، دست به کاری می‎زنیم که با اندک تأخیری، شاهد سود و منفعت کار خود خواهیم بود. مثلاً، در یک معامله سلفی معامله‎‎ای را انجام می‎دهیم که بعد از ۶ ماه، شاهد به دست آوردن سود و منفعت این معامله خواهیم بود.

در مرحله بعد، دست به معامله‎ای می‎زنیم که نتایج آن معامله از نظر زمانی، دیرتر از مورد اولی و دومی است. مثلاً، مقداری پول در بانک می‎گذاریم به امید اینکه ۵ یا ۶ سال آینده بتوانیم با اضافه پولی که می‎گیریم، صاحب خانه شویم. در واقع، بعد از ۵ یا ۶ سال آینده، شما به سود منفعت خود خواهید رسید؛ هر چند سود و منفعت را فوری به دست نیاورده‎اید. پس، مدت زمانی صرف شد تا توانستید صاحب خانه شوید. اگر این مراتب را همچنان ادامه بدهیم، در نهایت یک عقل دوراندیش می‎رسیم. با استفاده از این عقل دوراندیش، می‎توان معامله کلان‎تری کرده، که سود آن را کمی دیرتر به دست می‎آوریم. به طور مثال، اگر شما به مفاهیمی همچون: عدالت، جوانمردی و وفای به عهد، اعتقاد داشتید، پس اگر در مقابل دشمن خود پیمان متارکه جنگ بستید، دیگر این پیمان را نمی‎شکنید؛ چرا که معتقدید: «المؤمن إذا وعد وفا» یا «أوفوا بالعقود» حال، اگر آمدید و پیمان را برای هدفی کوچکتر و این دنیایی‎تر شکستید، در واقع مرتکب گناهی شده‎اند. البته، ممکن است منفعت مختصری در کوتاه مدت نصیب شما بشود، اما در بلند مدت قطعاً به ضرر شما تمام خواهد شد. هنگامی که بر پیمان خود بودید و برای امروز دنیا پیمان شکنی نکردید، در واقع ممکن است در کوتاه مدت متضرر شوید، ولی در بلند مدت شما به سود کلانی دست خواهید یافت. این مورد با موارد قبلی که گفته شد، هیچ فرقی نخواهد داشت؛ زیرا در همه این موارد، در نهایت سود و منفعت است که حاصل می‎آید. با استفاده از این عقل دوراندیش است که می‎توان به اموری همچون عدالت، اخلاق، وفای به عهد و جوانمردی دست یازید. پس، پایبند بودن به اینها، چیزی از سود و منافع آنها نمی‎کاهد. در نهایت، می‎توان بدین نتیجه رسید که آرمانگرایی و واقعگرایی در عرض یکدیگر نیستند، بلکه در طول یکدیگرند. پس، آرمانگرایی، همان واقعگرایی است؛ بدین‎گونه که واقعگرایی مراتبی دارد، که آرمانگرایی در این سلسله مراتب در درجات بالا قرار خواهد گرفت. به عبارت دیگر، هر دو منفعت است؛ یکی منفعت مادی، و دیگری منفعت معنوی. پس، اگر هر دو را یکی گرفتیم، دیگر اشکال ما که معتقدیم آرمانگرایی در مقابل واقعگرایی است، منتفی خواهد بود و آرمانگرایی نیز همان عاقبت اندیشی یا دور‎اندیشی است. پس، وقتی مولا علی(ع) همانند معاویه نیرنگ به کار نمی‎بردند و پیمان شکنی نمی‎کنند، در واقع امام(ع) با دوراندیشی خودشان می‎خواهند سود و منفعت بیشتری به دست آورند.

به عبارت دیگر، معاویه که بی‎قرارتر و بی‎صبر‎تر است، سریعتر می‎خواهد به هدف خود برسد و منفعت خود را به دست آورد. امام علی(ع) که عاقبت‎اندیش و صبورند، دست به معامله‎ای می‎زنند که سود بیشتری در آن نهفته است.

سوم: کلان‎نگری

دلیلی دیگر برای اثبات آرمانگرایی علی (ع)، دید کلان داشتن و کلی‎نگری در امور است. این مطلب، مانند در نظر گرفتن یک واقعه در یک ظرف بزرگتری است. پس، نتیجه نهایی که در پایان کار گرفته می‎شود مهم است، نه نتایج مقطعی و جزئی در یک دوره خاص. به طور مثال، شاید درباره معاویه بگوییم که چون در مدت حکومتش توانست همه چیز را به دست آورد، پس او برنده نهایی است. اصولاً، این‎گونه ارزیابی کردن، باطل است، و باید فراتر از این قطعی‎نگری اندیشید. بسیار اتفاق افتاده که گروههای مختلفی در مسابقات بین‎المللی شرکت کرده‎اند و با وجودی که تعداد از اعضای گروه موفق به دریافت بالاترین رتبه در رشته خود شده‎اند، اما از نظر گروهی نتایج کمتری به دست آورده‎اند.

ما باید دامنه تصمیم‎گیری خود را، به اندازه ۱۴ قرن فراتر بیاوریم. و در این چهارده قرن به عملکرد هر دو گروه به قضاوت بنشینیم. اگر در مجموع این ۱۴ قرن نتایج حاصله مثبت بود، برنده واقعی معاویه است. و الا نه. در این مورد اگر کسی همچون معاویه را شاهد مثال بیاوریم، شاهد خواهیم بود که معاویه بجز چندین سال حکومت خود، موفقیت چندانی به دست نیاورده اما بعد از آن تا قرن حاضر بر جلال وشکوه او افزوده نگردیده که هیچ، بلکه منفورتر و خوارتر نیزگردیده است چه افرادی که با خواندن سرگذشتشان، آنها را نفرین کرده‎‎اند و مظهر حیله‎کاری و دغل‎بازی و عیاشی و شهوترانی می‎دانند. قصری که داشت در زمان خود در سراسر بلاد معروف بود اکنون جز خرابه‎ای بیش نمانده و به مخروبه‎ای بدل گشته است. اما هر چند ممکن است درباره مولی علی(ع) گفته شود که حضرت علی(ع) نتایج چشمگیری در درون حکومت خود به دست نیاورد، اما در یک کلان هزار و چهارصد ساله شاهد خواهیم بود که سال به سال به ارج و قیمت او افزون گشته است. چه افرادی که با خواندن حکایتها و رویدادهای آن دوران و کارهایی که حضرت علی(ع) کردند، زبان به تحسین آن حضرت گشوده‎اند، چه مکانها و مقبره‎هایی که برای آن حضرت ساخته شده است، چه انسانهایی که وقتی به یاد امام (ع) می‎افتند به او می‎نازند و او را در همه اسوه و الگوی خود قرار می‎دهند. حال، آیا باز می‎توان در این دید کلان گفت که علی(ع) در مقابل معاویه به سود و منفعت کمتری نائل گردیده است وسود، بیشتر از آن معاویه بوده، حاشا که چنین نتیجه‎ای نمی‎توان گرفت.

۲. شاخصهای آرمانگرایی

عدالت، اصل پایندی به عهد و پیمان، صدق و راستی، مساوات و جوانمردی، از جمله شاخصهای آرمانگرایی است.

اول: عدالت

یکی از شاخصهای آرمانگرایی، عدالت و عدالت‎پیشگی است. عدالت در منظر علی (ع)، جایگاه ویژه‎ای دارد؛ به طوری که ایشان را، کشته عدالت می‎دانند. امام (ع) به عدالت شهره است. ایشان در اجرای عدالت، حاضر نبودند کمترین نرمش حتی به خویشاوندان و نزدیکا‎نشان از خود نشان بدهند، حضرت علی(ع) در قطعیت برپا داشتن حق و درهم شکستن ظلم می‎فرمایند: «به خدا، چون کفتار نباشم که با آهنگ به خوابش کنند و فریبش دهند و شکارش کنند. من تا زنده‎ام به یاری جوینده حق، رویگردان از آن را می‎زنم و با فرمان یکدل، نافرمان به دل را.[۶]

عدالت در منظر علی (ع)، آنقدر پر اهمیت جلوه می‎کند، که قبول حکومت را فقط برای اجرای حق و عدل بیان می‎کنند: «به خدایی که دانه را کفید و جان را آفرید، اگر این بیعت‎کنندگان نبودند و یاران حجت بر من تمام نمی‎نمودند و خدا علما را نفرموده بود تا ستمکار شکمباره را برنتابند و به یاری گرسنگان ستمدیده نشتابند، رشته این کار را از دست می‎گذاشتم پایانش را چون آغازش می‎انگاشتم و چون گذشته به کناری می‎داشتم. و می‎دیدید که نیای شما را به چیزی نمی‎شمارم و حکومت را پشیزی ارزش نمی‎گذارم.»[۷]

امام (ع) در پافشاری بر عدل، در جای دیگری می‎فرمایند: «به خدا قسم، اگر ببینم که به مهر زنان، یا بهای کنیزان رفته باشد، آن را باز می‎گردانم که در عدالت گشایش است. آن که عدالت را برنتابد، ستم را سخت‎تر یابد.»[۸]

حضرت علی (ع) درجای دیگری، از عدالت چنین تعبیرهایی دارند: «معیار سیاست، عدالت است»[۹]، «عدالت، نظام بخش حکومت است»[۱۰] و «عدالت، نگهدارنده مردم است.»[۱۱]

دوم: اصل پایبندی به عهد و پیمان

هرگاه حضرت علی (ع) باکسی پیمانی می‎بستند، به هیچ وجه و یا هیچ عذر و بهانه‎ای آن را نمی‎شکستند همواره، امام(ع) خود را ملزم به پایبندی به پیمان خود می‎کردند، ودیگران را نیز به آن سفارش می‎نمودند. حضرت علی (ع) از وفا، به سپر یاد می‎کنند: «همانا، وفا همزاد دوستی است. و من هیچ سپری، نگهدارند‎ه‎تر از وفا سراغ ندارم. آن که می‎داند او را چگونه بازگشتگاهی است، بی‎وفایی نکند. در روزگاری به سر می‎بریم که بیشتر مردم بی‎وفایی را، زیرکی می‎دانند و نادان آن مردم را، چاره‎اندیش خوانند. خدایشان کیفر دهد، چرا چنین می‎پندارند.»[۱۲]

حضرت علی (ع) تا بدانجا به وفای به عهد اهمیت می‎دهند که آن را بنیاد دینداری معرفی می‎کنند:«بنیاد دینداری، امانت را بجا آوردن و پایبندی به عهد و پیمان است.»[۱۳] حضرت علی (ع) در نامه خود به مالک اشتر، وفای به عهد را این‎گونه بیان می‎دارند: «در میان واجبات الهی، هیچ موضوعی همانند وفای به عهد در میان مردم جهان با تمام اختلافاتی که دارند مورد اتفاق نیست، حتی مشرکان زمان جاهلیت علاوه بر مسلمانان آن را رعایت می‎کردند، زیرا عواقب پیمان‎شکنی را آزموده بودند.»[۱۴] حضرت در جای دیگری در نامه‎ای به مالک اشتر، وفای به عهد و پیمان و بر پا داشتن آن را به طور مبسوط شرح می‎دهند و می‎گویند: «اگر میان تو و دشمنت پیمانی بسته شد، یا تعهد پناه دادن به او را دادی، جامه وفا را به عهد خویشتن بپوشان و تعهدات خود را محترم بشمار. و جان خود را سپر تعهدات خویش قرار ده …. هرگز، پیمان شکنی مکن، و در عهد خود خیانت روامدار و دشمنت را مفریب، زیرا غیر از شخص جاهل و شقی، کسی برخداوند گستاخی روا نمی‎دارد. خداوند عهد و پیمانی را که با نام او منعقد می‎شود با رحمت خود، مایه آرامش بندگان و حریم امن برای آنان قرارداده تا به آن پناه برندو برای انجام دادن کارهای خود، به جوار او متمسک شوند. بنابراین، فساد، خیانت و فریب در عهد و پیمان راه ندارد.»[۱۵]

سوم: صدق و راستی

حضرت علی (ع) همان‎گونه که در رفتار صادق بودند، دیگران را هم به آن توصیه و سفارش می‎کردند. پس از بیعت مردم با امام (ع) در مدینه، حضرت علی(ع) در خطبه‎ای فرمودند: «پیمان من بدانچه می‎گویم در گرو است و به درستی گفتارم متعهد و کفیلم. به خدا سوگند، هرگز حقیقتی را کتمان نکرده‎ام و هیچگاه دروغی نگفته‎ام.»[۱۶]

حضرت علی(ع) معتقدند: «صدق، سید صلاح هر چیز و دروغ، سید تباهی هرکاری است.»[۱۷]

در جای دیگر، امام (ع) خود را مقدم در کارها قبل از امر کردن به دیگران برمی‎شمردند: «ای مردم به خدا سوگند من شما را به هیچ طاعتی وادار نمی‎کنم، مگر اینکه پیش از شما خود به عمل می‎کنم. و شما را از معصیتی نهی نمی‎کنم، مگر اینکه خودم پیش از شما، از آن کناره‎گیری می‎نمایم.»[۱۸]

چهارم: مساوات

حضرت علی(ع) در همه شرایط برابری و مساوات را رعایت می‎کردند، و و معتقد بودند که عامل برتری دهنده، فقط تقوای الهی است. حضرت علی (ع) در این باره می‎فرمایند: «روزی، تقسیم شده است و روزگار می‎چرخد و مردم تا به آدم همه مساویند.»[۱۹]

حضرت علی(ع) پس از فرستادن محمد بن ابی‎بکر به فرمانداری مصر، به او چنین خطاب می‎کند. :«و همه را به یک چشم نگاه کن تا بزرگان در تبعیض تو طمع ستم بر ناتوان نبندند، و ناتوان از عدالتت مأیوس نگردد.»[۲۰]

در جای دیگر، امام (ع) فرمودند: « و برای همه مردم خود آنچه را دوست بدار، که برای خود و خاندانت دوست می‎داری. و آنچه را که برای خود و خاندانت نمی‎پسندی، برای آنان مپسند.»[۲۱]

پنجم: جوانمردی

حضرت علی (ع) را، آخر جوانمردی و مردانگی گفته‎اند. درباره امام (ع)، این عبارت معروف است: «لا فتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار» این عبارت، بخوبی گویای جوانمردی حضرت علی (ع) است. امام (ع) در مقابل دشمنان خدا، همچون کوهی استوار می‎مانست. هرگز دیده نشد که حضرت علی (ع) در جنگی به دشمن پشت کند؛ حتی گفته شده، که زره حضرت پشت نداشته است.

از سوی دیگر، همین حضرت در مقابل یتیمان به خاک می‎افتادند، و حتی به آنان سواری می‎دادند تا دلشان را به دست آورند. امام (ع) شبها کیسه‎ای از مواد غذایی بردوش می‎کشیدند تا به نیازمندان بدهند. حضرت علی(ع) در دنیا مالی نیندوختند، و غذایشان از فقیرترین مردم هم پایین‎تر بود به گفته شهید مطهری، امام علی(ع) شخصیتی دو نیرویی است، که هم جاذبه دارد و هم دافعه. و جاذبه و دافعه امام (ع) نیز سخت نیرومند است.[۲۲]

حضرت علی(ع) صداقت را همبسته جوانمردی برمی‎شمرند و می‎فرمایند: «ارزش مرد، به اندازه همت اوست. و صدق او، به مقدار جوانمردی‎اش. و دلیری او، به میزان ننگی که از بدنامی دارد. و پارسایی او، به مقدار غیرتی که آرد.»[۲۳]

امام علی(ع) ،در جای دیگری می‎فرمایند: «از شریفترین کردار مرد بزرگوار آن است، که از آنچه می‎داند غفلت نماید.»[۲۴]

و نیز، حضرت علی(ع) در جای دیگری می‎فرمایند: «سزوارترین مردم به کرم، کسی است که کریمان بدو شناخته شوند.»[۲۵]

ج واقع‎بینی در اندیشه و سیره حضرت علی ع

۱. دلایل واقع‎بینی حضرت علی ع

اول: مصلحت اندیشی

یکی از دلایل مهم برای اثبات واقع‎بینی، مصلحت‎اندیشی است. هنگامی از مصلحت اندیشی استفاده می‎شود، که فرد نسبت به واقعیات و اوضاع و احوال اجتماع خود کاملاً آگاه باشد

حضرت علی (ع) شخصیتی بودند که مصالح جامعه اسلامی را کاملاً تشخیص می‎دادند، و براساس آن عمل می‎کردند. ۲۵ سال سکوت حضرت علی (ع) گواه گویایی برای این مدعاست.درآن دوران حضرت ‎علی(ع) صلاح جامعه اسلامی را در آن دیدند که با ابوبکر بیعت کنند و سکوت برگزینند؛ زیرا ماجرای مرتدان و مسائل و مشکلات به وجود آمده پس از درگذشت پیامبر e ، جامعه اسلامی را بشدت تهدید می‎کرد. حضرت علی(ع) در جای جایِ نهج‎البلاغه تأکید ‎می‎کنند که حکومت حق ایشان است که فقط به خاطر مصالح جامعه اسلامی، از آن چشم پوشیدند. در جریانی که در سقیفه بنی‎ساعده اتفاق افتاد و ابوبکر خلیفه شد، ابوسفیان و عباس عموی پیامبر نزد امام(ع) می‎روند و از او می‎خواهند که برای گرفتن حق خود، قیام کنند، اما حضرت علی(ع) نمی‎پذیرند و می‎فرمایند: «… هر که با یاوری برخاست، روی رستگاری بیند و گرنه، گردن نهد و آسوده نشیند، که خلافت بدینسان همچون آبی بدمزه و نادلپذیر است و لقمه‎ای گلوگیر. و آن که میوه را نارسیده چیند، همچون کشاورزی است که زمین دیگری را برای کشت گزیند. اگر بگویم، گویند خلافت را آزمندانه خواهان است. و اگر خاموش باشم، گویند از مرگ هراسان است. هرگز، من و از مرگ ترسیدن؟[۲۶]

«در واقع، حضرت علی(ع) مصلحت را در آن دیدند که سکوت کنند. این انتخاب، واقع‎بینی حضرت را نسبت به اوضاع و احوال جامعه خود نشان می‎دهد.

دوم: شرایط زمان و مکان

از جمله دلایل دیگری که می‎توان برای واقع‎بینی بیان داشت، بحث شرایط زمان و مکان است. هرکاری، مقتضای زمانی و مکانی خاصی دارد. یعنی، هرکاری را نمی‎توان در همه شرایط انجام داد. چه بسا، در بعضی مواقع نتوان با آن وسیله، به هدف رسید. به طور مثال، حکومت هم چنین وضعی دارد. کسی که رهبری یک حکومت را به دست دارد، همیشه و در همه حال، نمی‎تواند از یک ابزار و وسیله برای رسیدن به هدف خود استفاده کند. حضرت علی(ع) نیز با مقتضیات زمانی و مکانی آشنایی داشتند و در موقع لزوم نیز از آن وسایل بهره می‎برند. به طور مثال، درباب زکات آمده است که زکات به ۹ چیز (شتر، گاو، گوسفند، طلا، نقره، گندم، جو، خرما و کشمش) تعلق می‎گیرد.[۲۷] در حالی که حضرت علی(ع) در زمان خود، بر اسبان نیز زکات بستند؛ زیرا تشخیص دادند که این کار، لازم است.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *