تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل امامت در مکتب صادق آل محمد (ص)، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل امامت در مکتب صادق آل محمد (ص) شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل امامت در مکتب صادق آل محمد (ص) در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل امامت در مکتب صادق آل محمد (ص) با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل امامت در مکتب صادق آل محمد (ص) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل امامت در مکتب صادق آل محمد (ص) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل امامت در مکتب صادق آل محمد (ص) اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امامت در مکتب صادق آل محمد (ص) :

مقدمه

پس از شهادت امام باقر( در سال ۱۱۴ هجری قمری، رهبری جامع شیعی تا سال ۱۴۸ هجری قمری بر عهد امام صادق (ع) بود. دوران امامت امام صادق (ع) یکی از دوران های طلایی عصر حضور معصومان به شمار می رود؛ چراکه فضای علمی آن دوران به گونه ای بود که معارف ناب اسلامی را به جامعه منتقل می کرد.

اگرچه بیشتر روایات رسیده از امام صادق (ع) مربوط به دانش فقه است، اما روایات اعتقادی و کلامی آن حضرت نیز دربردارند معارف بسیار ارزشمندی است؛ از این رو، چنان که فقهای شیعه در طول تاریخ تشیع، به درستی و به وفور از سخنان امام صادق (ع) بهره برده اند، بر متکلمان نیز لازم است تا برای به دست آوردن معارف اعتقادی یا تعمیق آنها، خود را به این منبع عظیم علم و دانش رسانده، از آن بهره مند شوند؛ کاری که به نظر می رسد در طول تاریخ، کمتر بدان توجه شده است. در این میان، از آنجاکه اصل امامت اصل شاخص و فارق میان شیعه و غیر شیعه به شمار می آمد، از اهمیت بسزایی برای امام صادق (ع) برخوردار بود. ازاین رو، افزون بر روایاتی فراوان که از آن حضرت در خصوص مباحث مختلف امامت صادر گردیده، مناظراتی نیز در این باره برگزار شده است.

از سوی دیگر، مسئل امامت یکی از مهم ترین مسائلی است که بیشترین اختلاف میان شیعه و اهل سنت را به خود دیده است. روشن است که پردازش و تبیین فروعات این مسئل، همچون هر مسئل دینی، سیر تاریخی ویژه ای دارد. با توجه به آنچه گذشت، می توان گفت: نگاه تاریخی به مسئل امامت در دوران امام صادق (ع) از یک سو، و نگاهی کلامی به محتوای آنچه در این دوران دربار مسئل امامت مطرح می شود، از سوی دیگر، اهمیتی ویژه دارد.

آنچه در این نوشتار می آید، تبیین مسئل امامت در دوران امام صادق (ع) با استناد به سخنان آن حضرت است.

۱- تبیین کلی جایگاه امامت

اینکه امامت دقیقاً چه جایگاهی در نظام هستی دارد، از مباحثی است که باید از مجموع سخنان امام صادق (ع) به دست آید؛ اما به طورکلی می توان به دورنمایی از این جایگاه دست یافت.

از روایات استفاده می شود که تبیین مقام اهل بیت (علیهم السلام) و ائم اطهار (علیهم السلام) ، بیش از ائم پیشین، محور کار امام صادق (ع) بوده است؛ تا آنجا که بر اساس سخنان آن حضرت تمام پیامبران به ولایت امامان و برتری ایشان بر دیگران اقرار کرده اند. ابوبصیر از ایشان چنین نقل می کند: «ما من نبی نُبِّئَ و لا من رسولٍ أُرسِلَ إلّا بولایتنا و بِفَضلنا عَلَی مَن سِوَانَا.»[۱]

امام صادق (ع) گاه با کاربست برخی واژگان رفیع، به عظمت جایگاه امامت اشاره کرده اند. ایشان دست کم سی بار از مفهوم «حجت الله»، [۲] شش بار از مفهوم «امین الله»، [۳]پنج بار از مفهوم «أولی الأمر»، [۴] دو بار از مفهوم «وجه الله»[۵] و یک بار از مفهوم «نور الله»[۶]و… استفاده کرده اند که هر یک از این واژگان، خود آیینه و بابی به سوی معرفت امام است.

تبیین جایگاه امامت، به همین موارد خلاصه نمی شود. در روایات امام صادق (ع)، اهل بیت محل رفت و آمد ملائکه، خان رحمت، عهد خدا، حرم الله الاکبر، معدن علم و… معرفی می شوند. [۷] آن حضرت در خطبه ای دیگر، به طور علنی امام را حجت خدا، واسط فیض و… معرفی فرموده است. [۸] در این دوران، تأویل های باطنی از آیات و تطبیق آنها بر ائمه (علیهم السلام) به چشم می آید؛ چنان که محسودون[۹] و راسخون[۱۰] در علم، بر ایشان تطبیق می یابد.

در روایاتی، عالمان در آی «هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون»، (زمر: ۹) ائمه (، و غیر عالمان دشمنان ایشان معرفی می شوند. [۱۱]

در آی «و علامات و باالنجم هم یهتدون»، (نحل: ۱۶) نجم به رسول خدا (ص) و علامات بر ائمه (علیهم السلام) تطبیق می یابد. [۱۲] مقصود از آیات در آی «و ما تغْنِی الْآیاتُ وَ النُّذُرُ عَنْ قَوْمٍ لا یؤْمِنُون»، (یونس: ۱۰۱) همان ائمه(علیهم السلام )، و مقصود از «نذر» پیامبران معرفی می شود. [۱۳] مقصود از سابق بالخیرات، [۱۴] و اهل الذکر در روایات متعددی [۱۵] و نیز «قوم» و «مسئولون» در آی «وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَک وَ لِقوْمِکَ وَ سَوْفَ تسْئَلُون»، (زخرف: ۴۴) در روایاتی متعدد، ائمه (علیهم السلام) دانسته می شود. [۱۶] همچنین مقصود از «أوتُوا العلمَ» در آی «بل هو آیات بینات فی صدور الذین اوتوا العلم»، [۱۷]بر امامان تطبیق می یابد. [۱۸] «ائم یهدون بأمرنا»، (انبیاء: ۷۳) همان ائم اطهار (علیهم السلام) معرفی می گردد. [۱۹] امام، استوارترین راهی دانسته می شود که قرآن به سوی آن هدایت می کند. [۲۰] مؤمنانی که اعمال انسان ها بر آنها عرضه می شود، خود ائمه (علیهم السلام) معرفی می گردند. [۲۱] راهی که به استقامت در آن توصیه شده است، ولایت علی بن ابی طالب (ع) و دیگر ائمه است. [۲۲] مقصود از «هاد»[۲۳] امیرالمؤمنین (ع) دانسته می شود. [۲۴]

توصیه به محبت و موالات اهل بیت (علیهم السلام) با استناد به روایات رسول اکرم (ص) مورد تأکید است. [۲۵] چنان که گاه دریافت شفاعت از رسول خدا (ص) مشروط به داشتن ولایت امیرالمؤمنین (ع) معرفی می شود. [۲۶]

شاید خطبه ای که اسحاق بن غالب از امام صادق (ع) در باب جایگاه امامت نقل کرده است، جامع ترین سخنان باشد. برخی از فرازهای این خطبه چنین است: «همانا خدای تعالی به وسیل امامان هدایت (علیهم السلام) از خاندان پیامبرش (ص)، دینش را آشکار فرمود و از راه روشن خود، به وسیل ایشان پرده برداشت و برای آنان از درون سرچشمه های دانش خود دری گشود. پس، از امت محمد (ص) هر که حق واجب امام خود را بشناسد، شیرینی ایمان خود را خواهد چشید و حُسن اسلامش را خواهد شناخت؛ زیرا خدای تعالی امام را نشانه ای برای خلق خود گماشته است و او را حجتی بر فرمان برداری خود قرار داد و تاج وقار بر او پوشانید و از نور جباریت خویش او را درپوشید و وسیله و سببی میان او و عالم بالا به منظور ارتباط برقرار ساخت که موادّش [یعنی همان فیض، هدایت ها و الهام های الهی][۲۷] از او جدا نمی شود و کسی را به آنچه نزد خداست دسترسی نیست، مگر از راه اسباب او؛ و خداوند اعمال بندگان را جز با شناخت امام نمی پذیرد. پس او به مشکلات تاریک و سنّت های پوشیده و مخفی و فتنه هایی که به اشتباه می افکند، آگاه است؛ و همواره خداوند آنان را برای خلق خود از فرزندان حسین (ع) از پس هر امامی (یکی پس از دیگری) اختیار می کند… آنان پیشوایانی هستند از جانب خدا که به حق راه می نمایند و حق گرایند؛ حجت های خدایند و حافظان و حامیان او بر بندگانش؛ و بندگان به پیروی از سیره و روش ایشان دین داری کنند و شهرها با نور ایشان روشنی می یابد و به برکت آنان آثار دیرینه رشد می یابد. خداوند آنان را مای زندگی مردم و چراغ هایی برای تاریکی [و کلیدهای سخن] و ستون های اسلام قرار داده است. قلم تقدیر تغییرناپذیر الهی بدین گونه دربار ایشان جریان یافت (که چنین باشند)… هنگامی که در عالم ارواح او [امام] را آفرید و نیز در عالم اجساد که پیکرش را به وجود آورد، زیر نظر خود او را ساخت. او پیش از خلقتش به صورت انسانی سایه ای در جانب راست عرش خدا بود و در علم نهانی خداوند، حکمت به او داده شده بود. خداوند او را با علم خویش برگزید و به دلیل پاکی اش اختیار فرمود. او یادگار آدم (ع) و برگزیده از میان ذری نوح (ع) و اختیارشده از تبار ابراهیم (ع) و چکیده ای از نسل اسماعیل (ع) و خلاصه ای از عترت محمّد (ص) است. همواره مورد توجه خاص خداوند بوده و هست و او را به وسیل فرشتگانش نگهداری می کند… .»[۲۸]

به نظر می رسد، چنین تبیین هایی موجب شده بود تا برخی مقام ائمه (علیهم السلام) را تا حد خدایی و الوهیت بالا برند که این کار به شدت مورد غضب و انکار ائمه (علیهم السلام) قرار گرفت.

۲- ضرورت وجود امام

چنان که در مقدم این نوشتار بیان شد، مسئل امامت همچون هر مسئل دینی، به لحاظ تبیین و پردازش توسط متولیان دین و مذهب، سیری تاریخی را به خود دیده است. با نگاهی به مجموع روایاتی که پیش از امام صادق (ع) دربار امامت صادر شده است، به نظر می رسد می توان مدعی شد از جمله مسائلی که برای نخستین بار در عصر حضور معصومان (علیهم السلام) در زمان امام صادق (ع) مطرح شد، تبیین ضرورت وجود امامت است. به طور قطع، وجود پیروان عمروبن عبید[۲۹] که منکر ضرورت امامت بودند، در تبیین فراوان این مباحث مؤثر بوده است. دراین باره مناظره ای میان هشام بن حکم و فردی از شام در حضور امام صادق (ع) صورت گرفته است. اگر چه در این مناظره، هشام است که استدلال اقامه می کند، اما تقریر امام به معنای درستی آن است. هشام در بیان استدلال خود، پس از اثبات ضرورت بعثت پیامبران، می پرسد: تکلیف انسان ها پس از رسول الله ( چیست؟ مرد شامی قرآن و سنت را مرجع مردم می خواند. پس از آن، هشام با اشاره به وجود اختلافات میان مسلمانان ثابت می کند که لازم است کسی وجود داشته باشد که به اخبار آسمان و زمین آگاه بوده، رافع اختلافات باشد و چنین فردی همان امام است. [۳۰]

البته دقت در این روایت، هادی این نکته است که هدف از آن، اثبات ضرورت امامت در بعد مرجعیت دینی است.

از منظر امام صادق (ع)، امام همان حجت خدا بر بندگان است. «الحُجه» در لغت، به معنای سبب پیروزی بر خصم، [۳۱] برهان[۳۲] و دلیل روشن[۳۳] برای احتجاج آمده است. به گفت ارباب لغت، جمع این واژه، «حُجَج» است و هنگامی که عرب می گوید: «احتجّ بالشیء»، مقصودش این است که از آن شیء به عنوان حجت و دلیل خود استفاده کرده است. [۳۴] امام صادق (ع) به دفعات مفهوم «حجت الله» را دربار امامان به کار برده اند. [۳۵]

با توجه به معنای لغوی این مفهوم، روشن می شود امام کسی است که خداوند متعال با وجود او بر بندگان احتجاج می کند. از همین روست که امام صادق (ع) بارها بر خالی نبودن زمین از امام تأکید می ورزد [۳۶] و تصریح می کند که وجود امام روی زمین هماره لازم است؛ به گونه ای که اگر تنها دو نفر روی زمین باشند، یکی از آن دو حجت خواهد بود. [۳۷] ایشان در تبیین چرایی این مطلب فرمودند: «اگر مردم تنها دو نفر باشند، یکی از آن دو امام است.» آن گاه فرمودند: «آخرین کسی که از دنیا می رود، امام است؛ برای آنکه کسی حجتی بر خداوند نداشته باشد تا بگوید: خداوند او را بدون آنکه حجتی از جانب خود بر او بگمارد، رها کرده است.»[۳۸]

۳- مناصب امام

از آنچه گفته شد، دانسته می شود که خداوند امامان را به مقام امامت منصوب کرده است. اینک باید دانست که خداوند متعال چه مناصب یا مسئولیت هایی را به ایشان واگذار کرده است.

۱-۳- مرجعیت دینی

یکی از مناصب و مسئولیت هایی که امام صادق (ع) برای متصدی منصب امامت بیان می فرماید، منصب مرجعیت دینی است. عبدالله بن سلیمان عامری در این زمینه نقل می کند که امام صادق (ع) فرمودند: «هیچ زمانی بر زمین نگذشته، مگر آنکه خداوند حجتی در آن داشته است که حلال و حرام را می شناسانده و مردم را به راه خدا دعوت کرده است.»[۳۹]

ایشان در روایت دیگری فرمودند: «همانا خداوند زمین را بدون عالم رها نمی کند و اگر چنین نباشد، حق از باطل شناخته نمی شود.»[۴۰]

همچنین اسحاق بن عمار از امام صادق (ع) نقل می کند که فرمودند: «همانا زمین خالی نماند، جز اینکه باید در او امامی باشد؛ برای آنکه اگر مؤمنان چیزی (به احکام خدا) افزودند، آنها را به حق برگرداند؛ و اگر چیزی کاستند، آن کاستی را برایشان تمام کند.»[۴۱]

۲-۳- وساطت فیض

بر اساس روایات متعدد و مستفیض، خداوند متعال که فیاض مطلق است، به واسط حضور حجت خود در عالم، فیضش را بر اهل عالم عطا می کند. به دیگر سخن، جهان با فیض خداوند متعال است که پایدار مانده است. بر اساس روایات، فیض خداوند با واسط وجود حجت الله است که در عالم فیض متجلی می شود و عالم پایدار می ماند. پایداری این عالم، به وجود نعمت ها، نزول باران، بر جای ماندن آسمان و زمین، و… است؛ چنان که در قرآن کریم آمده است: «آیا ندیدی که خداوند آنچه را در زمین است، مسخّر شما کرد و (نیز) کشتی هایی را که به فرمان او بر صفح اقیانوس ها حرکت می کنند؛ و آسمان را نگه می دارد تا جز به فرمان او، بر زمین فرو نیافتند؟… .»

در این آیه، از نگه داشتن آسمان و فرود نیامدن آن بر زمین خبر داده شده است. در روایات نیز چنان که خواهد آمد تصریح شده است که خداوند متعال به واسط حجت الله و امامان است که چنین می کند.

این حقیقت، پیشتر به بیانی زیبا در کلام امام سجاد (ع) مطرح شده بود: «ما امام مسلمانان و حجت های خدا بر عالمیان… هستیم و ما موجب امان اهل زمینیم؛ چنان که ستاره ها موجب امان اهل آسمان اند. ماییم که خدا به وسیل ما آسمان را نگاه داشته است تا بر زمین نیافتد، جز به اجاز او؛ و برای ما آن را نگه داشته تا بر اهلش موج نزند و برای ما باران ببارد و رحمت خویش را نشر سازد و زمین برکات خود را بیرون دهد؛ و اگر امام در زمین نباشد، زمین اهل خود را فرو برد.»[۴۲]

امام صادق (ع) نیز در بیانی موجز، خطاب به ابوحمز ثمالی فرمودند: «اگر زمین بدون امام باقی بماند، در هم فروریزد.» [۴۳]همچنین مفضل بن عمر از ایشان نقل می کند که دربار ائمه (علیهم السلام) فرمودند: «خداوند آنها را ارکان زمین قرار داد که اهل آن را در خود فرو نبرد.»[۴۴] ایشان خطاب به سعید الاعرج و سلیمان بن خالد نیز همین سخن را تکرار کردند. [۴۵] ضمن آنکه خطبه ای که پیش تر در بحث جایگاه امامت نقل کردیم، بیانگر منصب وساطت فیض برای امامان است. این سخنان یادآور همان حقیقتی است که از آن به وساطت فیض یاد کردیم.

۴-۳- مرجعیت هدایت رفتاری و عملی

در گذشته، از مرجعیت دینی امام سخن به میان آوردیم. به نظر می رسد، که می توان منصب مرجعیت دینی را از منصب مرجعیت هدایت رفتاری و عملی جدا کرد؛ بدین بیان که ممکن است کسی مسئول پاسخ گویی به پرسش های دینیِ مردم باشد، اما نتوان از او به عنوان الگوی هدایت رفتاری جامعه یاد کرد.

بی تردید، منصب مرجعیت هدایت رفتاری و عملی، یکی از مناصبی است که در روایات واردشده از امامان، جایگاهی خاص داشته است؛ چنان که قرآن کریم نیز با آیاتی همچون «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَ حَسَنَ»؛ (احزاب: ۲۱ ) پیامبر(ص) را الگوی اخلاقی مردم معرفی کرده است. این منصب را می توان از کاربست واژگانی همچون «وجه الله» برای امامان به دست آورد. امام صادق (ع) در یکی از سخنان خود که به طریقی صحیح نقل شده است فرمود: «نَحْنُ وَجْهُ اللَّهِ الَّذِی لَا یهْلِک»؛ [۴۶] «ما وجه الله هستیم که نابود نمی شود.»

بی گمان هرگونه تصویری از مفهوم «وجه الله» که مستلزم جسمانیت خداوند باشد، با ادل عقلی و نقلی محکوم و مردود است. از این روست که امام رضا (ع) به اباصلت فرمود: «ای اباصلت! هر کسی که خداوند را به صورت، همچون سایر صورت ها توصیف کند، کفر ورزیده است.»[۴۷]

واژ «وجه» به معنای جلوی هر چیز [۴۸] است که در فارسی به آن «صورت» گفته می شود. [۴۹] صاحب کتاب التحقیق، اصل و ریش آن را به معنای قسمتی از شیء می داند که به آن توجه می شود. [۵۰]

به نظر می رسد، یکی از کارکردهای «وجه» و «صورت» آن است که انسان با نگاه به آن، صاحب صورت را می شناسد. به دیگر سخن، آن گاه که صورت کسی را می بینیم، قادر به شناختن او می شویم. همچنین می توان گفت: «وجه» آن قسمتی از انسان است که به آن توجه کرده یا به آن روی می کنند تا او را بشناسند.

با توجه به این تحلیل می توان گفت: «وجه الله» چیزی است که به وسیل آن به خدا توجه می گردد و خدا با آن شناخته می شود. بنابراین، وجه الله وسیله ای است که با نگاه به او، خدا قابل شناخت است. اینک می توان در معنای حدیث یادشده گفت: امام همان کسی است که آین خدا بوده، وسیله ای است تا از طریق آن خداوند شناخته شود؛ یعنی چنان که خواهد آمد آنها چنان رفتار می کنند که دیگران را به خدا رهنمون می سازند.

ایشان در سخنی دیگر، پس از تفسیر وجه الله به «دین»، خطاب به خیثم بن عبدالرحمان فرمودند: «کَانَ رَسُولُ اللَّه (ص) وَ أَمیرُ الْمؤْمِنِینَ (ع) دِینَ اللَّهِ وَ وَجْهَهُ وَ عَینَهُ فِی عِبَادِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِی ینْطِقُ بِهِ وَ یدَهُ عَلَی خَلْقِهِ وَ نَحْنُ وَجْهُ اللَّهِ الَّذِی یؤْتَی مِنْهُ…»؛ [۵۱] «رسول الله (ص) دین خدا، و وجه و چشم او میان بندگان، و زبانی است که با آن سخن می گوید و دستی است که بر بندگانش دارد. و ما وجه خدا هستیم که از آن آمده می شود.»

ایشان در سخنی دیگر نیز خطاب به مروان صبّاح فرمودند: «خداوند ما را آفرید؛ پس آفرینش ما را نیکو قرار داد… ما را وجه خود که از آن آمده می شود، قرار داد.»[۵۲]

بنابراین می توان گفت که نفس پیامبران، رسولان و امامان، راهی است به سوی خداوند متعال، و رسیدن به خداوند از این طریق ممکن است. به دیگر بیان، سلوک و رفتار آنها به گونه ای است که موجب توجه مردم به خداوند متعال می شود.

اگر چنین برداشتی از روایت را بپذیریم، شأنی افزون بر مرجعیت دینی برای امام ثابت می شود و به نظر می رسد که رفتار امام نیز از این طریق، رفتاری معصومانه و عاری از گناه دانسته شده است. مرجعیت هدایت رفتاری و عملی ایشان نیز از این طریق قابل اثبات است؛ زیرا رفتار و سلوک عاصیانه نمی تواند موجب توجه مردم به خداوند شود.

با توجه به آنچه گذشت، روشن می شود «وجه الله» کسی است که آین تمام نمای خداوند متعال است و موجب توجه دیگران به خدا می شود. این ویژگی جز این نیست که رفتار و کردار او انسان را به یاد خدا می اندازد. روشن است که اگر کسی دارای چنین ویژگی ای باشد، می تواند مرجع و الگوی اخلاقی مردم نیز به شمار آید.

۵-۳- زعامت سیاسی

زعامت سیاسی و اجتماعی، از دیگر مناصبی است که بر عهد امام (ع) است. قرآن کریم در آی اولی الأمر[۵۳] از این حقیقت سخن به میان آورده است. این تفسیر از آی شریفه، به وسیل امام صادق (ع) بیان شده است. در این باره، ابوالیسع از اصحاب امام صادق (ع) از ایشان خواست تا ارکان دین اسلام را که یک مسلمان باید به آنها معرفت و اعتقاد داشته باشد، به وی بشناساند. امام (ع) پس از بیان مواردی فرمودند: «… وَ الْوَلَای الَّتِی أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهَا وَلَای آلِ مُحَمَّد (علیهم السلام)»؛ [۵۴]«… و ولایتی که خداوند متعال به آن امر کرده، ولایت خاندان محمد( است.»

ابوالیسع پس از شنیدن سخن امام خواستار دلیلی بر این مطلب شد. امام صادق (ع) آی «اولی الامر» را دلیل بر مدعای خود قرار دادند و در ادامه فرمودند: «رسول خدا (ص) فرمودند: هر کس بمیرد، در حالی که امام خود را نشناخته باشد، به مرگ جاهلیت مرده است. و ولایت امر با پیامبر و علی (ع) بود و دیگران گفتند معاویه؛ و پس از او حسن و حسین (علیهما السلام) بوده است و دیگران نیز گفتند یزید بن معاویه و حسین بن علی (ع) بوده است؛ در حالی که مساوی نیستند… پس از آن، علی بن الحسین و محمد بن علی (ع) بودند. و شیعه تا پیش از امام باقر (ع) مناسک حج و حلال و حرام خود را نمی شناختند تا آنکه امام باقر (ع) مناسک حج و حلال و حرام را برای آنها تبیین کرد.»[۵۵]

از فضای روایت، به خوبی به دست می آید که والیان امر یا همان اولی الامر، افزون بر آنکه مسئولیت مرجعیت دینی جامعه را بر دوش دارند، زمامدار سیاسی جامعه نیز هستند.

۴- ویژگی های امام

صفات و ویژگی های فراوانی برای امام در سخنان امام صادق (ع) وجود دارد؛ به گونه ای که می توان دوران امامت امام صادق (ع) را از جهت تبیین صفات و ویژگی های امام، دورانی منحصربه فرد دانست. این ویژگی ها عبارت اند از:

۱-۴- مفترض الطاع بودن

از جمله ویژگی هایی که بارها در سخنان امام صادق (ع) برای امامان (علیهم السلام) بیان شده است، ویژگی مفترض الطاعه بودن است. در این زمینه حسین بن ابی العلاء نقل می کند که از امام صادق (ع) پرسیدم: آیا اطاعت از اوصیا واجب است؟ امام (ع) فرمود: «آری. آنها همان کسانی اند که خداوند متعال دربار آنها فرمود: أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسولَ وَ أُولِی الْأَمرِ مِنْکُمْ.»[۵۶]

همچنین هنگامی که حمران بن اعین از امام صادق (ع) دربار آی «فقَدْ آتینا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ و الحکمه وَ آتَیناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً» سؤال کرد، امام (ع) «ملک عظیم» را به «اطاعت» تفسیر نمودند[۵۷] و در روایتی دیگر، امامان را مصادیق این آیه معرفی فرمودند. [۵۸]

اهمیت این مفهوم چنان است که بر اساس برخی روایات، یکی از واجبات عقیدتی و معرفتی شیعیان دربار امامان، اعتقاد به مفترض الطاعه بودن آنان است. دراین باره، از حمزه بن حمران نقل شده است که امام صادق (ع) فرمودند: «نو من در سرزمین خراسان در شهری که طوس نامیده می شود، کشته خواهد شد. هر کس او را درحالی که دانا به حق اوست زیارت کند، در قیامت دست او را گرفته، وارد بهشت می کنم… .» سؤال کردم: شناخت حق او به چه چیزی است؟ فرمود: «اینکه بداند او امام مفترض الطاعه است… .»[۵۹]

به لحاظ تاریخی می توان مدعی شد که این مفهوم، جایگاهی خاص و ر

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *