تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل امام صادق علیه السلام احیاگر علوم اهل بیت علیهم السلام – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل امام صادق علیه السلام احیاگر علوم اهل بیت علیهم السلام شامل 72 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل امام صادق علیه السلام احیاگر علوم اهل بیت علیهم السلام گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل امام صادق علیه السلام احیاگر علوم اهل بیت علیهم السلام با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل امام صادق علیه السلام احیاگر علوم اهل بیت علیهم السلام از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل امام صادق علیه السلام احیاگر علوم اهل بیت علیهم السلام با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل امام صادق علیه السلام احیاگر علوم اهل بیت علیهم السلام را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امام صادق علیه السلام احیاگر علوم اهل بیت علیهم السلام :

بیان نورانی امام صادق (سلام الله علیه) این است که فرمود: «رَحِمَ الله عبداً أحیا أمرَنا»[۱] خدا رحمت کند کسی را که امر ما را زنده کند. احیا، زنده کردن، کار خدای سبحان است هیچ کس قدرت احیا ندارد مگر خدا این اصل اول چون «هو المحیی»[۲] اگر کسی خواست چیزی را زنده کند یا کسی را زنده کند باید مظهر او باشد و خلیفه او باشد که کار مستخلف عنه را می کند این هم اصل دوم. این قدرت و لیاقت را ذات اقدس الهی به انسان ها عطا کرده است که خلیفه او باشند اگر فرمود من انسان را با کرامت خلق کردم وَلَقَدْ کرَّمْنَا بَنِی آدَمَ[۳] این سخنِ میانی است یعنی جای سؤال است که چرا انسان کریم است وَلَقَدْ کرَّمْنَا بَنِی آدَمَ انسان یک موجود کریم است و با کرامت است جای سؤال است که چرا کریم است ولی وقتی به خلافت می رسید می بینید که خدای سبحان انسان مؤمن متعهّد را خلیفه خود می داند إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَهً[۴] چون خدا کریم و بزرگوار است خلیفه کریم هم سهمی از کرامت دارد کسی که جانشین کریم باشد کریم و بزرگوار است این هم اصل دوم. اصل سوم آن است که چون کرامت انسان ذاتی نیست بلکه به استناد خلافت اوست خلیفه آن است که کار مستخلف عنه را بکند حرف مستخلف عنه را بزند دستور مستخلف عنه را اجرا کند تابع دستور او باشد اگر کسی در کنار سفره خلافت بنشیند حرف خودش را بزند این موجود غاصبی است درباره او سخن از أُولئِک کالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ[۵] است نه درباره او لَقَدْ کرَّمْنَا بَنِی آدَمَ پس کرامت انسان به استناد خلافت اوست و خلافت او به این است که حرف مستخلف عنه را بزند اگر به بزرگواری گفتند شما قائم مقام فلان وزیرید از طرف او می توانید امضا کنید او باید کار آن وزیر را انجام بدهد نه کار خودش را دستور آن وزارتخانه را اجرا کند نه برنامه شخصی خود را اگر انسان کرامتش به استناد خلافت اوست خلیفه باید حرف مستخلف عنه را بزند اگر کسی مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَوَاهُ[۶] شد دیگر خلیفهالله نیست اگر خلیفهالله نبود دیگر لَقَدْ کرَّمْنَا بَنِی آدَمَ درباره او نیست و اگر لَقَدْ کرَّمْنَا بَنِی آدَمَ درباره او نبود أُولئِک کالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ است این خطری است که همگان را تهدید می کند بنابراین همه ما مخصوصاً شما بزرگوارانی که در راستای هنر تلاش و کوشش می کنید یا در راستای فهم وحی الهی تلاش و کوشش می کنید باید بکوشید و بکوشیم یک هنر معقول و مقبولی داشته باشیم هنر بخش های فراوانی دارد خواه در گفتار خواه در رفتار خواه در نمایش دادن خواه در ترسیم خواه در خط خواه در تصویر خواه در تجسیم و تندیس، راه های گوناگونی دارد زیبایی های خلقت است اما مستحضرید که هنر یک کار عمیق علمی است هنر سه مقطع دارد اگر کسی در بین راه خواست هنرنمایی کند این از خیال به حس و از حس به خیال یک دور باطلی دارد که آموزنده نیست هنر آن است که انسان یک مطلب عقلی برهانی دینی را خوب بفهمد (یک) بعد آن را در کارگاه خیال خود صورت سازی کند این مقدور همه نیست ممکن است کسی فیلسوف باشد فقیه باشد حکیم باشد مفسّر باشد مطلب عمیق علمی را خوب بفهمد و آن را به صورت یک مقال یا مقالت در بیاورد با سخنرانی بیان کند یا به صورت مقاله بنویسد اما این هنر نیست زیرا مستقیماً از عقل به حس آمده یعنی معقول را محسوس کرد مفهوم را مسموع کرد ولی هنرمند آن است که آن مطلب عمیق عقلی را وارد کارگاه خیال بکند از متخیله مدد بگیرد بین متخیله و خیال فرق های فراوانی است هر کسی از این قدرت برخوردار نیست صورت سازی کند ورودی و خروجی اش را مشخص کند تشکیلاتی به آن عطا بکند زیربنا به آن عطا کند بهره برداری به آن عطا کند ثمر و شاخه و برگ به آن بدهد وقتی در کارگاه متخیله با کمک گیری از خیال این را خوب ساخت و پرداخت آن گاه دست به اجرا بزند اگر بازیگر است دیگر خود را بازیگر نمی گوید خود را بازی کننده نمی گوید هنرمند می داند مرز بازیگری که چیز بسیار بدی است و هنرمندی که چیز بسیار خوبی است الآن مشخص می شود که چه کسی بازیگر است و چه کسی هنرمند، اگر آن معقول را با کمک خیال در حوزه متخیله ساخت، پرداخت، به آن ورودی داد، خروجی دارد، بهره صحیح از آن گرفت آن گاه اگر نویسنده است که می نویسند، گوینده است که می گوید، هنرمند است که ارائه می کند، تندیسی است تجسیمی است تصویری است ترسیمی است به همه انحای گوناگون در می آورد آن گاه مخاطبانشان از حس به خیال می رسند از خیال به عقل می رسند زیرا این هنرمند، معقول را متخیل کرد متخیل را محسوس کرد مخاطبان خودش را هم هنرمندانه از حس به خیال می برد از خیال به عقل می برد جامعه را عقلانی می کند این سینما می شود سینمای آموزنده آن خوانندگی می شود آموزنده آن نویسندگی می شود آموزنده جامعه می شود جامعه عاقل ولی اگر پایه علمی نداشته باشد حرف معقول نباشد از عقلانیت سرچشمه نگرفته باشد از خیال به حس آمده باشد این همین دور باطلی است که در بسیاری از محصولات سینمایی هست محسوس را متخیل می کنند متخیل را محسوس می کنند در همین مدار دور می زنند این می شود بازیگری نه هنرمندی. بنابراین هنر آن است که انسان مسائل عقلی دینی را با برهان بفهمد یک دست مایه علمی داشته باشد که آن معقول را به کارگاه خیال و متخیله ببرد صورت سازی کند [آن گاه] خروجی اش محسوسی است آموزنده. شما می بینید وجود مبارک موسای کلیم(سلام الله علیه) برای براندازی نظام تفرعن فراعنه مصر فرمود درست است که من با عصا اژدها درست می کنم دستم بیضا می شود اما با اژدها نمی شود مردم را عاقل کرد با اژدها می شود مردم را ترساند با اژدها می شود مردم را ساکت کرد اما با اژدها نمی شود مردم را ساکن کرد جامعه اگر ساکن نشود سَکینت نداشته باشد وقار نداشته باشد آسایش و آرامش نداشته باشد با سکوت هرگز نمی شود آن کشور را اداره کرد فرمود من با اژدها می توانم فرعونیان را ساکت کنم ولی با اژدها مردم عالم و عاقل نمی شوند سخنرانی می خواهد درس می خواهد تبیین می خواهد تحلیل می خواهد تعلیل می خواهد و این با یک بیان شیواست که هم خوب حرف بزند هم حرفِ خوب بزند حضرت موسی به خداوند عرض کرد من حرفِ خوب می زنم ولی خوب حرف نمی زنم برادر من هم خوب حرف می زند هم حرفِ خوب می زند خدایا برادرم هارون را به عنوان مبلّغ وحیانی همراه من بفرست هُوَ أَفْصَحُ مِنِّی لِسَاناً[۷] چون او بهتر حرف می زند مردم باید بفهمند، حرف های عمیق پیچیده را نمی شود به مردم ارائه کرد نمی شود به صورت کتاب نوشت ممکن است خواص، آ ن کتاب را بخوانند یا آن سخنرانی را بشنوند ولی جامعه بهره نمی برد مادامی که جامعه بهره علمی و عقلی نبرد نه آسایش فکری دارد نه آرامش عقلی عرض کرد خدایا با اژدها کار ساخته نیست با فشار کار ساخته نیست با زور نمی شود جامعه را هدایت کرد هُوَ أَفْصَحُ مِنِّی لِسَاناً او هم حرفِ خوب می زند هم خوب حرف می زند می شود هنرمند آن که حرفِ خوب می زند ولی ورودی و خروجی اش درست نیست تحلیلش درست نیست تبیینش درست نیست کلماتش درست نیست ادبیاتش درست نیست او خوب حرف نمی زند هنرمندانه حرف نمی زند لذا نمی تواند جامعه را آرامش دهد و آسایش ببخشد و همچنین کسانی که در خدمت قرآن کریم اند با علوم وحیانی تماس دارند آنها هم باید تلاش و کوشش بکنند که هم خوب بفهمند هم خوب بفهمانند هم خوب حرف بزنند هم حرفِ خوب بزنند که ـ ان شاءالله ـ امیدواریم همه ما در این مسیر حرکت کنیم!

اما بیان نورانی امام صادق که فرمود: «رَحِمَ الله عبداً أحیا أمرَنا» معلوم می شود که ما می توانیم مظهر «هو المحیی» باشیم اگر خدا زنده کننده است خلیفه خدا هم می تواند زنده کند منتها حیات چند قسم است یک حیات گیاهی داریم که این بذر به وسیله بارش و به وسیله تابش و به وسیله کشاورزی یک باغدار ماهر به صورت خوشه و شاخه در می آید به صورت ساقه در می آید و ثمر می بخشد این حیات گیاهی است بالاتر از این یک حیات حیوانی است که دام ها دارند حیات گیاهی خیلی مهم نیست حیات دامی هم خیلی مهم نیست حیات انسانی خیلی مهم است شما مستحضرید برخی ها فقط حیات گیاهی دارند یعنی یک نوجوان بالنده است همان طوری که یک نهال بالنده است خوب تغذیه می کند خوب بَر و برگ دارد خوب لباس می پوشد خوب رشد می کند همان کاری که یک نهال دارد و دیگر هیچ! حرف کسی را گوش بدهد حرف پدر و مادر را گوش بدهد حرف استاد را گوش بدهد نیست حیات او حیات گیاهی بالفعل و حیوانی بالقوّه است وقتی یک مقدار بالاتر آمد جوان شد غریزه های او شکوفا شد با مِهر و قَهر آشنا شد آشنا به محبّت شد آشنا به عداوت شد با بخش های عاطفی سر و کار دارد این حیوانِ بالفعل است و انسان بالقوّه در حدّ عاطفه کار می کند در حدّ مسائل اجتماعی خانوادگی زندگی می کند تجارت می کند اقتصاد دارد درآمد دارد هزینه دارد و مانند آن این حیوان بالفعل است و انسان بالقوّه اما اگر به جایی رسید که بگوید من یک موجود ابدی ام آنچه غیر فرشته خویی است هر چه تهیه کردم باید بگذارم و بروم اگر با دست خالی بروم با دو سیلی و مُشت روبه رو هستم در دو جای قرآن ذات اقدس الهی فرمود ملائکه یضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ[۸] یعنی یک عدّه هنگام مرگ فشار مرگ می بینند، می بینند هم یک عدّه به صورت اینها سیلی می زنند هم یک عدّه به پشت اینها مشت می زنند این دو جای قرآن که فرمود ملائکه یضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ شیخ مشایخ ما استاد اساتید ما مرحوم آیت الله شاه آبادی در آن شذرات این آیه را معنا کرده است که چگونه عدّه ای در هنگام مرگ فرشته هایی هستند به صورت او می زنند فرشته هایی هستند که به پشت او می زنند این از دو طرف فشار می بیند می شود فشار جان دادن. گفت سرّش آن است فرشته های دنیا مأموران دنیا می بینند این شخص عمرش به پایان رسیده چیزی فراهم نکرده با دست خالی دارد می رود نوبت او تمام شده با فشار، پشتش را می کوبند که نوبتت تمام شد برو، فرشته های آخرت می بینند این با روی سیاه و دست تهی دارد می آید محکم به صورتش می زنند که در این مدت چه کردی؟![۹] این همه نعمتی که خدا به تو داد همه را گذاشتی و آمدی اینها حیوان بالفعل اند و انسان بالقوّه اما کسی که نه بیراهه می رود نه راه کسی را می بندد کسب حلال دارد مشکلات خودش را حل می کند مشکلات جامعه و نظام را حل می کند با این دو عنصر زندگی می کند تلاش در تولید، قناعت در مصرف این می شود حیات انسانی آن که تلاش نمی کند یا تلاش می کند در تولید ولی تجمّل گراست او مشکل دارد اشکال در صورتی حل می شود که ما پیرو وجود مبارک حضرت امیر باشیم به عنوان اینکه تلاش در تولید، قناعت در مصرف داشته باشیم. به امام صادق (سلام الله علیه) عرض کردند چرا این قدر نام سلمان فارسی را می برید فرمود اولاً سلمان، فارسی نیست از ماست سرّش آن است که سلمان (رضوان الله علیه) هرگز در برابر خواسته علی بن ابی طالب (سلام الله علیه) خواسته ای نداشت و تلاش و کوشش می کرد که با فقرا بسازد و کوشش او این بود که از علم و علما فاصله نگیرد با علم و دانش و فضایل علمی از یک سو به سر می برد با نیازمندان از

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *