تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل اوج مصیبت کربلا و قهرمان نقش عاشورا – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل اوج مصیبت کربلا و قهرمان نقش عاشورا شامل 82 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل اوج مصیبت کربلا و قهرمان نقش عاشورا گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اوج مصیبت کربلا و قهرمان نقش عاشورا با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اوج مصیبت کربلا و قهرمان نقش عاشورا از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل اوج مصیبت کربلا و قهرمان نقش عاشورا با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل اوج مصیبت کربلا و قهرمان نقش عاشورا را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اوج مصیبت کربلا و قهرمان نقش عاشورا :

مقدمه

مصیبت عاشورا ابعاد گوناگونی دارد؛ برخلاف آن چه اهل ظاهر می گویند این حادثه، حادثه ای کوچک و محدود است که در یک نقطه جغرافیایی مشخصی اتفاق افتاده و از نظر زمانی هم به حسب ظاهر عمر کوتاهی داشته و در کمتر از یک روز، جنگ به پایان رسیده است؛ این حادثه از عظمت خاصی در عالم برخوردار است. یکی از خصوصیات این حادثه، عظمت و بزرگی آن است و خصوصیت دوم آن وسعت این حادثه است.

حادثه، حادثه ای فراگیر و با جلالت است؛ به طوری که ملکوت کل عالم با این حادثه درگیر است. در زیارت عاشورا مکرر خوانده ایم: «یا أَبَا عَبْدِاللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیهُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصِیبَهُ بِک [بِکمْ ] عَلَینَا وَ عَلَی جَمِیعِ أَهْلِ الْإِسْلامِ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصِیبَتُک فِی السَّمَاوَاتِ عَلَی جَمِیعِ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ».[۱]مصیبت به واسطه تو بر ما عظمت و جلالت یافته، نه اینکه مصیبت تو فقط بر ما عظمت دارد، بلکه این مصیبت برای هم آسمانی ها بزرگ است.

بنابراین، این حادثه به حسب ظاهر حادثه ای محدود است، ولی هم عوالم، ملکوت عالم، آسمان و زمین با این حادثه درگیر هستند. در جای دیگریی از این زیارت می خوانیم: «مُصِیبَهً مَا أَعْظَمَهَا وَ أَعْظَمَ رَزِیتَهَا فِی الْإِسْلامِ وَ فِی جَمِیعِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ »[۲] مصیبتی است که برای اسلام بلای بسیار سنگینی بود. این مصیبت بر هم آسمان ها و زمین سنگینی می کند. در روایات ما هست که هم عوالم بر وجود مقدس سید الشهدا(علیه السلام) گریسته اند. از عالم ملک، از گیاهان و نباتات و حیوانات تا جمادات، هم چنین عالم ملائکه و انسان و جن، همه و همه بر حادثه عاشورا گریسته اند. این احادیث سخن کسانی است که ملک و ملکوت عالم را می دیدند. حرف بی حساب و کتابی نیست. آن چه در عالم واقعیت داشته، بیان می کردند. چشمی می خواهد که بتواند حجاب ملک را کنار بزند و ببیند تمام عالم، ملک و ملکوت در این حادثه مبتلا و گرفتار هستند. روایات ما بیان می کند، ماهی های دریا، پرندگان و جمادات گریسته اند.

در روز عاشورا هر سنگی را که برمی داشتی، از زیر سنگ خون می جوشیده. شاید این حادثه، حادثه ای ملکی نیست که همه بتوانند با چشم سر ببینند. آن هایی هم که اهل ملکوتند، این حادثه را مشاهده می کردند که چطور آسمان در مصیبت سید الشهدا(علیه السلام) می گرید.

این نکته هم قابل توجه است که بعضی روایات این گونه دلالت می کند که حیوانات، گیاهان و جمادات گریه کرده اند و این ها را حمل بر مجاز می کنند. می گویند گریه حقیقی نبوده، در حالی که این ماجرا واقعیت داشته است. هم موجودات عالم زنده اند؛ ولو اینکه ما حیات آن ها را درک نکنیم.

ارتباط عالم با ولی خدا

خداوند می فرماید: «تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فیهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَی ءٍ إِلاَّ یسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُمْ»[۳] هم مخلوقات تسبیح گوی خدا هستند، ولو اینکه ما گوش شنیدن این تسبیح را نداشته باشیم. آن هایی که به این مقام رسیده و این حجاب برای آن ها برداشته شده، نجوای ملائکه و جمادات و نباتات را می شنیدند. وقتی زبان به ذکر باز می کردند، در و دیوار با آن ها همراه می شد. این واقعیتی است که هم عالم زنده است و تسبیح خدا را می گوید. هم عالم ارتباط با ولی خدا دارد. لذا در مصیبت ولیِّ خدا هم عالم درگیرند. هم عالم مبتلا هستند و همه در فقدان سید الشهدا(علیه السلام) گریسته اند، گرچه این گریه ها متفاوت است. شما عنایت دارید ما الان گریه می کنیم، چه اتفاقی میفتد؟ حادثه ای پیش می آید؟ عواطف ما تحریک می شود و به دنبال تحریک عاطفه ها، آثاری در ظاهر ما، در فیزیک ما پیدا می شود. اشک از چشم ما جاری می شود. حالت جسم ما تغییر می کند. ما به این، بکا و گریه می گوییم. حالا موجودی که از بیرون نگاه می کند و با عواطف انسانی همراه نیست، می فهمد که ما گریه می کنیم؟ گیاهان و نباتات هم همین طورند. ما چون راهی به دنیای آن ها نداریم، این ها را حمل بر مجاز می کنیم. درحالی که این سخن خداست، سخن اولیای خداست.

ماجرای درختی را که در زرآباد قزوین است شنیدید. الان شاید این درختِ سرِ پا و به کیفیت قبلی نباشد، اما تقریباً از مسلمات است که در روز عاشورا از این درخت قطرات خون جاری می شد. این نقل یک نفر و دو نفر نیست. بسیاری دیده و نقل کرده اند. این حادثه ای است که گاهی در نباتات آشکار می شود؛ وگرنه هم نباتات این طورند.

مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی می گویند: خونِ مثل خون این درخت، پاک است. آن خونی که گفته شده نجس است، خون حیوان است، نه این خون ها، مثل خون نباتات. بنابراین همه گریسته اند. مُلک عالم، ملکوت عالم، به خصوص آن هایی که بیشتر اهل معنا بوده اند، مثل عالم ملائکه، آن ها بیشتر با مصیبت سید الشهدا(علیه السلام) درگیرند.

در روایت هست، سید ابن طاووس نقل می کند: وقتی حادثه عاشورا پیش آمد، غلغله ای در ملکوت عالم به پا شد که خدایا یک بنده مثل سیدالشهدا(علیه السلام) داری و این هم این گونه مورد تجاوز و ستم دشمنان قرار گرفته. خدای متعال سیمای مقدس امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) را به ملائکه نشان داد و فرمود: «فَقالَ اللَّه عَزَّوَجَلَّ: بِذلِک الْقائِمِ انْتَقِمُ مِنْهُمْ».[۴]به واسطه این وجود مقدس و نورانی، انتقام این حادثه را می گیرم. آن گاه ملکوت عالم آرام شد.

در روایات متعددی در کامل الزیارات و غیر کامل الزیارات است که روز عاشورا ملائکه فوج فوج می آمدند که از سیدالشهدا(علیه السلام) برای نصرت حضرت اجازه بگیرند. حضرت نمی پذیرفت. چهار هزار ملک از ناحیه خدای متعال اذن گرفتند و برای نصرت حضرت آمدند، منتها دیر رسیدند. وقتی رسیدند که کار تمام شده بود. زمانی رسیدند که سید الشهدا(علیه السلام) به شهادت رسیده بود. نقل است که این چهار هزار ملک در کربلا ماندند و تا ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) آن جا هستند تا در کنار حضرت باشند. عجیب این است که این چهار هزار ملک، صبح و شب مشغول گریه هستند. این یعنی چه؟ این حادثه هزار و چند صد سال قبل اتفاق افتاده و این ها هنوز گریه می کنند.

در روایتی در کامل الزیارات نقل شده که آن قدر این ها بر امام حسین(علیه السلام) گریه می کنند که وقتی ملائک روز و شب پستشان عوض می شود و جایشان را تغییر می دهند، می خواهند با این ها بیایند و صحبت کنند؛ این ها طوری مشغول عزاداری هستند که مجال گفت وگو با این ملائکه نیست.

گریه انبیاء برای عاشورا

تقریباً هم انبیای اولوالعزم به نحوی با ماجرای امام حسین(علیه السلام) آشنا بودند و بر این مصیبت گریستند و از این گریه متنعّم و بهره مند بودند. بی دلیل پیغمبر خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) گریه نمی کند. خدای متعال برای انبیایش روضه سید الشهدا(علیه السلام) را خوانده است. نقل است خدای متعال با اشاره، یک روضه برای زکریا(علیه السلام) خوانده است. سه روز جناب زکریا(علیه السلام) در را به روی خودش بست و مشغول عزاداری شد و با احدی صحبت نکرد. بعد هم از خدای متعال تقاضا کرد که خدایا یک فرزند به من عطا کن که فوق العاده باشد. محبت او را در دل من قرار بده و به من توفیق بده این فرزند در راه تو به شهادت برسد و من در مصیبت نبی خاتم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) بر وجود مقدس سید الشهدا(علیه السلام) شریک بشوم. خدای متعال چند حرف برای او نقل کرده. جبرئیل(علیه السلام) فرمود: «کهیعص». همین پنج حرف. کربلا و یزید و عطش، سید الشهدا(علیه السلام) و صبر سید الشهدا(علیه السلام) و شهادت سیدالشهدا(علیه السلام). ذکریا(علیه السلام) سه روز غذا نخورد و در را به روی خودش بست و مشغول عزاداری شد.

در بارگاه قدس که جای ملال نیست سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

این شعری که روی کتیبه ها می نویسند و در مُحرم بر در و دیوارها می زنند، اشعار محتشم است. اشعار ارزشمندی است. محتشم شاعری است که در اواخر قرن نهم می زیست. مهم ترین شعری که دارد، همین ترجیع بند است که برای امام حسین(علیه السلام) دارد؛ گرچه دیوان مفصلی دارد. آن گونه که نقل است این اشعار را به اشارت نبی خاتم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) گفته است. حضرت در خواب به او گلایه کرده اند، تو که شعر می گویی، چرا برای فرزند من مرثیه نمی گویی. گفت: آقا! نمی توانم. حضرت فرمودند: این طور بگو باز این چه شورش است که در خلق عالم است. نقل است که محتشم بیدار شد و این اشعار را گفته: باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است. یکی یکی مصیبت ها را گفته و بیان کرده. ماجرای گری ماهی ها و پرنده ها که در روایات آمده، بسیار زیبا به نظم آورده است.

در بارگاه قدس که جای ملال نیست سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

واقعاً این طور است. همه گریسته اند. حتی یک بیتی است که من آن را در دیوان وی ندیدم، ولی در کتابی درباره تشرّفات محضر امام عصر(عجل الله تعالی فرجه) نقل شده، محتشم اشعارش را گفت تا به این جا رسید. (اعتقاد امامیه این است که صفاتِ مخلوق در خدا نیست. روایات فراوانی داریم که مواظب باشید خدا را به مخلوقاتش تشبیه نکنید. در روایات فراوان آمده که مواظب باشید بین تعطیل و تشبیه حرکت کنید. نه معرفت خدا را تعطیل و نه خدا را تشبیه کنید.) مضمون آن این بود که خدای متعال غصه دار است. پیداست که می خواسته بگوید خدا هم در مصیبت سیدالشهدا(علیه السلام) غصه دار بود. قلم را گذاشت و خوابید. در خواب به او فرمودند که این طور بگو: در دل است و هیچ دلی نیست بی ملال.

در روایات متعددی هست که عرش هستی که هم هستی قائم به اوست، قلب مقدس و نورانی نبی خاتم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) است که محور هم عوالم است. «وَ یحْمِلُ عَرْشَ رَبِّک فَوْقَهُمْ یوْمَئِذٍ ثَمانِیهٌ».[۵] آن هایی که تحمل ولایت حضرت را دارند، چهار ملک و انسان هستند.

عالمانی که به کمال رسیدند

از مرحوم علامه طباطبایی نقل شده که فرمودند بین علمای شیعه، سه نفر به کمال رسیدند که عبارتند از: سیدبن طاووس، مرحوم بحرالعلوم و ابن فهد حلی. مرحرم بحرالعلوم شخصیت فوق العاده ای بود. این عالم جلیل القدر تشرّفات فراوانی خدمت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) داشته. نقل شده مرحوم عراقی در دارالسلامشان نقل کردند که بحرالعلوم کنار حضرت نشسته بود. مرحوم زین العابدین سلماسی از مرحوم بحرالعلوم سؤال کرد: آقا! می شود خدمت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) برسید؟ شما خدمت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) شرفیاب شدید؟ ایشان فرمود: اگر من چنین ادعایی کردم، تو مرا تکذیب کن. بعد رو به این شاگرد خصوصی اش کرد و فرمود: چطور بگویم نمی شود امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) را ببینید، در حالی که حضرت مرا در آغوش گرفته. ماجرای ایشان معروف است. می گوید می آمدم نجف، گذرم به مسجد سهله افتاد. حضرت را زیارت کردم. مرا صدا کردند و فرمودند: سید مهدی! بیا جلو. من ترسیدم. حضرت فرمودند: بیا. رفتم و مرا در آغوش گرفتند. اشعار بسیار خوبی هم در مراثی اهل بیت دارند. مضمون اشعار محتشم را به زبان عربی سرودند. بیت آخر بحرالعلوم نیز مضمون شعر محتشم را دارد.

ماجرای عاشورا، ملکوت عالم را پر کرده و این مصیبتی بزرگ است. وجود مقدس امیر المؤمنین علی(علیه السلام) می فرمود: «وَ اللَّهِ لَوْ أُعْطِیتُ الْأَقَالِیمَ السَّبْعَهَ بِمَا تَحْتَ أَفْلَاکهَا عَلَی أَنْ أَعْصِی اللَّهَ فِی نَمْلَهٍ أَسْلُبُهَا جُلْبَ شَعِیرَهٍ مَا فَعَلْتُهُ».[۶]هفت اقلیم را بدهند و بگویند یک پوست جو از دهان یک مورچه به ناحق بگیر، نمی گیرم.

ابن عباس نقل می کند حضرت در ماجرای صفین گذرشان به کربلا افتاد. در این سرزمین خوابشان برد. وقتی بیدار شدند، به شدت گریه کردند. گفتند: چه خبر است؟ حضرت فرمود: خواب دیدم اینجا دریای خون است و حسین(علیه السلام) من در این خون دست و پا می زند.

به امام سجاد(علیه السلام) عرض کردند: آقا! شما چقدر گریه می کنید؟ حضرت ۳۵ سال بعد از عاشورا زنده بودند. در این سال ها همواره گریه می کردند. آب می دیدند، کودک می دیدند، بزرگ می دیدند، پیر می دیدند، گریه می کردند. به حضرت عرض کردند: آقا! چقدر گریه می کنی؟ یک حادثه ای اتفاق افتاده و دیگر تمام شده است. حضرت یعقوب(علیه السلام) پیغمبر خدا بود، پیغمبر خدا کارهایش معصوم است. کاری که حتی ترک اولی باشد، از انبیا سر نمی زند. از چهارده معصوم که هیچ. از انبیاء هم مشکل سر نمی زند، حتی ترک اولی.

فرمودند: چه می گویی؟ یک فرزندش از جلوی چشمش پنهان شد، سال ها گریه کرد تا آنکه چشم هایش سفید شد. البته دیگران یعقوب را نمی فهمیدند و مرتب یعقوب را سرز

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *