تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل بررسی شخصیت سیاسی حضرت فاطمه زهرا (س) – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی شخصیت سیاسی حضرت فاطمه زهرا (س) شامل 103 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی شخصیت سیاسی حضرت فاطمه زهرا (س) گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بررسی شخصیت سیاسی حضرت فاطمه زهرا (س) با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بررسی شخصیت سیاسی حضرت فاطمه زهرا (س) از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بررسی شخصیت سیاسی حضرت فاطمه زهرا (س) با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی شخصیت سیاسی حضرت فاطمه زهرا (س) را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی شخصیت سیاسی حضرت فاطمه زهرا (س) :

مقدمه

در تاریخ اسلام همیشه حقایقی روی داده و می دهد که تلاش زیادی از طرف دشمنانمی شود تا آن حقایق کتمان گردد و یا توسط بازیگران سیاسی و دشمنان بر آن سرپوش گذاشته شود یا طوری جلوه دهند که مردم نتوانند از آن دفاع کنند یا قدرت تشخیص نداشته باشند، ولی تاریخ، بزرگترین قاضی و گویاترین زبان برای بیان حقایق است و جالب است که در بعضی از این موارد سالها و قرنهاست برخی که هنوز ادعای پیروی از گروه گمراهان را دارند درصدد توجیه و یا کتمان آن حقایق هستند، ولی دیگر این ترفندها جایی ندارد، زیرا انسانهای آزادیخواه همیشه سخن حقّ و کلام آزادی را گفته اند، گرچه در زمانی این فریادها کمرنگ شده ولی هیچ گاه خاموش نگردیده است.

یکی از این حقایق تلخ که تاریخ با آن رقم خورده و پرتو آن تأثیر بسیاری بر سرنوشت اسلام و مسلمانان داشت، اختلاف بر سر جانشینی پیامبر (ص) بود در حالیکه حقّ علی (ع) و جانشینی ایشان پس از رسول خدا (ص) «أظهر من الشّمس» بوده که در این راه همسر فداکار مولای متقیان (ع) ، فداکاری های بسیاری را دردفاع از حریم الهی و نبوت از خود نشان داد که شاید بتواند خلافت را به جایگاه اصلی خود بازگرداند و دراین راه از هیچ کوششی فروگذار نکرد و سرانجام در این راه جان خویش را فدا نمود.

بیان مسأله

به طور قطع در تاریخ بشری و تا قبل از ظهور اسلام، کسی را سراغ نداریم که تمامی افکار اعمالش مورد تأیید و حمایت پروردگار جهان قرار گرفته باشد. خداوند پیامبر اکرم (ص) را به دلیل اخلاق نیکو بارها ستوده است آنجا که می فرماید: «و إنّک لعلی خلق عظیم» (القلم۴) نیز خداوند سبحان حضرت زهرا (س) را به دلیل صفات متعدد و عدیده ستوده است. مجموعه خصوصیات حضرت زهرا (س) از ایشان انسانی والا و فوق العاده ساخته است که هیچ بانوی دیگری قبل از اسلام و بعد از اسلام به پای ایشان نرسیده و نخواهد رسید. بررسی زندگی سیاسی حضرت زهرا (س) از ارتحال پیامبر (ص) دفاع از ولای امیر مؤمنان (ع) از فرازهای ماندگار زندگی حضرت زهرا (س) است. زهرای مرضیه در برابر کوتادگران که عوام فریبانه بر مسند پیامبر (ص) تکیه زدند و منافقانه از تعیین نکردن جانشین توسط پیامبر (ص) سخن گفتند ومزوّرانه از ارث نگذاشتن پیامبر (ص) سخن به میان آوردند، سرسختانه ایستادند و از حریم ولایت پاسداری کردند و در این راه سلامتی و جان خود را فدای امام عارفان کردند و این درسی بسیار شگفت و فوق العاده و بسیار مهمّ است. در این مقاله سعی کردیم شخصیت سیاسی فاطمه زهرا (س) در روایات شیعی و سنی را مورد بررسی قرار دهیم تا نقش این بانوی بزرگوار را در آن دوران بهتر درک نمائیم.

سقیفه به روایت بخاری

بنابه روایت بخاری، عمر داستان سقیفه را چنین بیان کرد: بعد از رحلت پیامبر (ص) انصار در سقیفه بنی ساعده اجتماع کردند من (عمر) هم به ابوبکر پیشنهاد کردم که ما هم به آنها بپیوندیم او هم موافقت کرد و به سقیفه رفتیم. علی (ع) و زبیر و همراهان با ما نبودند. طایفه انصار سعد بن عباده را که مریض بود به آنجا آورده بودند. سخنران بعد از حمد و سپاس خدا گفت ما یاران خدائیم و نیروی رزمنده و به هم فشرده اسلام، امّا شما گروه مهاجران، مردمی به شماره ای اندک هستید… بعد از سخنان او، ابوبکر از جای برخاست و به سخن پرداخت و گفت: ای گروه انصار آنچه را از خوبی و امتیازات خود برشمردید، بی گمان اهل و برازنده آن هستید. اما خلافت و فرمانروایی، تنها درخور قبیله قریش است. زیراکه آنها از لحاظ شرافت و حسب و نسب مشهورند و در میان قبایل عرب ممتاز و من (عمر)، ابوبکر و ابو عبیده را به آنها برای خلافت پیشنهاد دادم تا با او بیعت کنند. در این هنگام یکی از انصار برخاست و گفت من در میان شما گروه انصار به منزله آن چوبی هستم که پشت شتران را با آن می خارانند و درختی که به زیر سایه اش پناه می برند حالا که چنین است شما برای خود فرمانروایی و ما هم برای خود زمام داری انتخاب می کنیم. درپی این سخن چنددستگی ایجاد شد و من از این موقعیت استفاده کردم و به ابوبکر گفتم که دستت را درازکن تا با تو بیعت کنم. و من با او بیعت کردم پس از اینکه از کار بیعت با ابوبکر فراغت یافتم، به سوی سعد بن عباده هجوم بردیم… بعد از همه این حرفها، اگر کسی، بدون کسب نظر و مشورت با مسلمانان، با مردی به خلافت بیعت کند، نه از او پیروی کنید و نه از بیعت گیرنده، که هردو مستحق کشته شدنند. (بخاری، ۱۲۰/۴-۱۱۹؛ ابن هشام، ۳۳۸/۴-۳۳۶؛ متقی هندی، ۱۳۹/۳) و طبق این روایت و داستان ابوبکر و عمر امر مهمّ خلافت بعد از پیامبر (ص) را با حیله و نیرنگ به دست گرفتند و راویان شیعی و سنی نیز این امر را تأئید می کنند و بیان می کنند که آنها از این به بعد چه ستم هایی در حقّ اهل بیت (ع) روا داشته اند.

مدافع رسالت

در منابع اهل سنت موارد زیادی یافت می شوند که حضرت فاطمه (س) در اشکال گوناگون از رسالت دفاع کرده است. در اینجا به عنوان نمونه یکی از آنها را ذکر می کنیم. ابن مسعود نقل می کند: رسول خدا (ص) مقابل خانه خدا به نماز مشغول بود و ابو جهل و یارانش در کناری نشسته بودند،

این در حالی بود که روز قبل شتری نحر شده بود. ابو جهل گفت: چه کسی از شما حاضر است بچه دان شتر را بردارد، تا آن گاه که محمد به سجده رفت، آن را روی کتف هایش قرار دهد؟ شقی ترین آن جماعت برخاست و بچه دان را برداشت، هنگامی که رسول خدا (ص) به سجده رفت، در میان کتف هایش گذارد. آن جماعت با خنده و تمسخر می نگریستند و من ایستاده و شاهد بودم، اگر قدرت داشتم آن را از پشت رسول خدا (ص) برمی داشتم. رسول خدا (ص) هم چنان در سجده ماند، تا آن که، کسی فاطمه (س) را از جریان آگاه کرد، او درحالی که دختری خردسال بود آمد و بچه دان را به کناری انداخت. آن گاه روی سوی آن جماعت کرد و آنان را شماتت نمود. (بخاری، ۵۷/۵)

یورش دشمنان به خانه حضرت علی (ع)

بعد از رحلت پیامبر (ص) و کفن و حنوط کردنش، حضرت علی (ع) به خانه مراجعت کرد و طبق وصیت پیامبر (ص) به جمع آوری و تنظیم آیات قرآن پرداخت. این امور او را از مسایل دیگر بازداشت و جریان سقیفه توسط دشمنان صورت گرفت و وقتی حضرت علی (ع) خوار کردن مردم و ترک یاری او را و متحد شدنشان با ابوبکر و اطاعت و تعظیم شان نسبت به او را دید، خانه نشینی اختیار کرد. عمر به ابوبکر گفت: چه مانعی داری که سراغ علی (ع) بفرستی تا بیعت کند؛ چراکه کسی جز او باقی نمانده مگر آن که بیعت کرده اند.

ابوبکر نرم خوتر و سازشکارتر، زرنگ تر و دوراندیش و عمر تندخوتر و غلیظ تر و خشن تر بود. ابوبکر گفت: چه کسی را سراغ او بفرستم! عمر گفت قنفذ را می فرستیم. او مردی تندخو، خشن و قنفذ به همراه عده ای رفت. امّا اجازه ورود به خانه حضرت را نداشتند برگشتند. سؤال کردند عمر گفت بروید اگر به شما اجازه داد وارد شوید وگرنه بدون اجازه وارد شوید، آنها آمدند و اجازه خواستند، حضرت زهرا (س) فرمود: به شما اجازه نمی دهم بدون اجازه وارد خانه من شوید. همراهان او برگشتند امّا قنفذ ملعون آنجا ماند. آنان به ابوبکر و عمر گفتند: فاطمه (س) چنین گفت و ما از این که بدون اجازه وارد خانه اش شویم خودداری کردیم. عمر عصبانی شد و گفت: ما را با زنان چه کار است سپس به مردمی که اطرافش بودند دستور داد تا هیزم بیاورند. آنان هیزم برداشتند و خود عمر نیز همراه آنان هیزم برداشت و آنها را اطراف خانه علی و فاطمه و فرزندانش (ع) قرار دادند. سپس عمر ندا کرد به طوری که علی و فاطمه (س) بشنوند و گفت: به خدا قسم ای علی! باید خارج شوی و با خلیفه پیامبر (ص) بیعت کنی وگرنه خانه تان را با خودتان به آتش می کشم. حضرت فاطمه (س) پشت در بود. هنوز جامه عزا (از رحلت پیامبر) بر تنش بود و از فراق پیامبر (ص) سخت نحیف و ناتوان شده بود. حضرت زهرا (س) فرمود: «ای عمر! ما را به تو چه کار است؟ عمر گفت: «در را باز کن وگرنه خانه تان را به آتش می کشیم».

حضرت فاطمه زهرا (س) فرمود: «ای عمر! از خدا نمی ترسی که به خانه من وارد شوی؟!» عمر از تصمیم خود منصرف نشد، سپس آتش طلبید و در خانه را به آتش کشید. آنگاه در نیم سوخته را فشار داد، در این هنگام حضرت فاطمه زهرا (س) با عمر روبرو شد و فریاد زد: «یا أبتاه! یا رسول اللّه» ای پدر جان! ای رسول خدا! عمر شمشیر خود را همراه با نیام آن به پهلوی حضرت فاطمه زهرا (س) زد. فاطمه زهرا (س) شیون کشید. عمر این بار تازیانه اش را بلند کرد و بر بازوی حضرت زد. حضرت فاطمه (س) صدا زد: «یا رسول اللّه! ابوبکر و عمر با بازماندگانت چه بدرفتاری کردند!!» در این هنگام، حضرت علی (ع) با شتاب آمد، گریبان عمر را گرفت و کشید و او را بر زمین افکند، به طوری که بینی و گردن عمر مجروح گردید، حضرت تصمیم گرفت او را به قتل برساند، ولی به یاد وصیّت و سفارش رسول خدا (ص) افتاد که او را به صبر و تحمّل امر کرده بود. فرمود: ای پسر صحّاک! به خداوندی که محمد (ص) را به مقام نبوت گرامی داشت، اگر وصیت پیامبر (ص) نبود، البته می دانستی که بدون اجازه، قدرت بر وارد شدن به خانه مرا نداشتی.» عمر فریاد می زد و کمک می طلبید. جمعی به یاری او شتافتند و وارد خانه حضرت علی (ع) شدند و حضرت را کشان کشان به سوی مسجد برای بیعت بردند. در این هنگام حضرت فاطمه زهرا (س) کنار در خانه بود، قنفذ نیز با تازیانه آنحضرت را مضروب کرد، هنگامی که حضرت فاطمه زهرا (س) از دنیا رفت، آثار آن تازیانه مانند بازوبند بر بازوی آن بانوی بزرگ نمایان بود. سپس همین قنفذ، در خانه را چنان فشار داد و گشود و در را به پهلوی حضرت فاطمه زهرا (س) زد که برخی از دنده های پهلوی او شکست و جنینی که در رحم داشت، فرو افتاد. از آن پس، حضرت فاطمه همچنان در بستر می بود تا اینکه به شهادت رسید. (سلیم بن قیس، ۲۳۰-۲۲۵ )

بیشتر علمای اهل سنت این مرحله از تاریخ را مسکوت گذاشته و مسأله را در حدّ تهدید به احراق به پایان برده اند و تهدید به احراق و حتی تأکید آن به سوگند را، به انگیزه وحدت مسلمین و بیعت با خلیفه، امری ناچیز می دانند و آن را عیبی برای خلافت به حساب نمی آورند، ولی با این همه بعضی از علما و دانشمندان اهل سنت به این مرحله نیز تصریح کرده اند و از بعضی دیگر به طور ضمنی این قضیه فهمیده می شود. (حسینی، ۵۸ -۵۷) ولی علت اینکه حادثه یورش به خانه حضرت فاطمه (س) در کتب اهل سنت انعکاس نیافته و حتی در بعضی از کتب تاریخی مرحله اول هم ذکر نشده به دو دلیل زیر است:

الف-یکی از چیزهایی که اکثر دانشمندان اهل سنت، مخصوصا متقدمین آنها در مورد صحابه پیامبر (ص) معتقدند، مسأله عدالت صحابه و اجتهاد آنهاست. آنها همه اصحاب پیامبر (ص) را عادل و مجتهد می دانند. آنان حتی افرای چون عمرو عاص، معاویه بن ابی سفیان، خالد بن ولید… و همه صحابه را چه آنهایی که درکنار علی بن ابی طالب (ع) بودند و چه آنهایی که با او جنگیدند و چه آنهایی که عزلت گزیدند و… همه و همه را عادل و مجتهد می دانند. براساس این طرز تفکر، بسیاری از نویسندگان اهل سنت از ذکر حوادثی که عدالت صحابه را زیر سؤال می برد، خودداری می کنند.

ب- عامل دیگر این امر، خلع سلاح نمودن شیعه است. آنها دیدند نقل این حوادث موجب می شود که شیعیان، از این امر به عنوان حربه ای برنده، بر حقّانیت مسلک و مرام خویش و ابطال مرام اهل سنت استفاده می کنند، ازاین رو، برای خلع سلاح شیعه از نقل آن خودداری می کنند. گاهی نیز برخی از حقایق در کتاب اهل سنت (در چاپ های نخستین) آمده، اما متأسفانه در چاپ های بعدی آثار پیشینیان دست به تحریفاتی زده اند. (همان، ۷۱-۷۰)

فدک

فدک نام دهکده ای است در حوالی شرقی خیبر که فاصله آن تا خیبر کمتر از هشت فرسخو تا مدینه بیست و چند فرسخ است. آورده اند چون «فدک بن حام» اولین کسی بود که در این سرزمین ساکن شد، این ناحیه به اسم او نامیده شد، فدک در زمان رسول خدا (ص) آباد و دارای چشمه ای پرآب و نخلستان و مزرعه و قلعه ای با نام «شمروخ» بود و نیز یکی از منزلگاه های مسافران شام به مدینه به شمار می آمد این نیز موجب رونق اقتصادی آن شده بود. (فاطمی، ۳۵۵؛ یعقوبی، ۲۵۵/۱)

پیشگویی خداوند و پیامبر (ص) از غصب فدک:

اهمّیّت و عظمت ماجرای غصب فدک را از آنجامی توان فهمید که در پیشگویی های غیبی که از پیامبر (ص) بدست ما رسیده درباره آن خبر داده شده است. در اینجا به سه مورد اشاره می شود:

الف- از اخباری که خداوند در شب معراج به پیامبر (ص) خبر داد این بود: دختر تو مورد ظلم قرار می گیرد واز حقّ خود محروم می شود و همان حقی که تو برای او قرار می دهی مورد ظلم قرار می گیرند… و او هیچ مدافعی برای خویش پیدا نمی کند. (قمی، ۹۸)

ب- پیامبر (ص) فرمود: «من هرگاه فاطمه (س) را می بینم بیاد می آورم آنچه بعد از من با او رفتار خواهند کرد. گویا او را می بینم که خواری وارد خانه اش گشته و حرمت او شکسته شده و حقّ او غصب شده و ارث او را نمی دهند… او در آن هنگام می گوید: «پروردگارا من از زندگی سیرم و از اینان خسته شدم. مرا به پدرم ملحق فرما. خداوند او را به من ملحق می نماید و اول کسی از اهل بیتم خواهد بود که به من ملحق می شود. فاطمه (س) نزد من می آید در حالی که محزون و مصیبت کشیده و غمگین است. حقش غصب شده و خود شهید شده است. در آن هنگام من خواهم گفت: خدایا هرکس بر او ظلم کرده لعنت کن و هرکس حقّ او راغصب کرده عذاب فرما و هرکس ذلّت بر او وارد کرده ذلیل کن و هر کس به پهلوی او زده تا فرزند خود راسقط نموده در آتش دائمی قرار ده» ملائکه هم آمین می گویند. (همان، ۳۱)

ج- پیامبر (ص) فرمود: ملعون است کسی که بعد از من به دخترم فاطمه (س) ظلم کند و حقّ او را غصب نماید و او را به شهادت برساند. (مجلسی ۳۴۶/۲۹)

د- هنگامی که رحلت پیامبر (ص) رسید آن حضرت گریه کرد بطوری که اشک محاسن حضرت را تر کرد. پرسیدند: یا رسول اللّه، برای چه گریه می کنید؟ فرمود: «برای فرزندانم و آنچه اشرار امتم با آن رفتار می کنند. گویا فاطمه (س) را می بینم که بعد از من به او ظلم شده و او صدا می زند: ای پدر”به فریادم برس”ولی احدی از امّتم به او کمک نمی کند. (همان، ۱۵۱/۴۳)

ه‍- پیامبر (ص) فرمود: «دخترم، تمام بدبختی بر کسی که، به تو ظلم کند و خوشبختی عظیم بر کسی که، تو را یاری کند. » (همان، ۲۲۷)

چرا فدک را غصب کردند؟ فدک قریه ای پوشیده از نخلستان های آباد در اطراف مدینه بود که پیامبر (ص) از خالصه خویش به حضرت زهرا (س) بخشید. (اربلی، ۳۶/۲-۳۵؛ قمی، ۴۲۴؛ محلاتی، ۳۰۷) غاصبان که می دانستند حضرت فاطمه (س) و امیر مؤمنان علی (ع) از درآمد فدک به مستمندان مدینه کمک می کنند. (فاطمی، ۷۳-۷۲؛ محلاتی، ۳۰۷ ) برای تضعیف محبوبیت اهل بیت (ع) در میان اقشار محروم جامعه و پراکنده ساختن دوستداران آنان تصمیم گرفتند فدک را از حضرت زهرا (س) بگیرند تا اهل بیت (ع) فاقد نیروی اقتصادی باشند. بدین جهت افرادی را فرستادند تا کارگزار و وکیل حضرت زهرا (س) را از فدک اخراج کرده و فدک را ضبط کنند. (مجلسی، ۱۰۲/۸-۱۰۱؛ علامه مقّرم، ۷۴؛ محلاتی، ۳۰۸ و ۱۰۹) اهل تسنن نیز اعتراف نموده اند که پیامبر (ص) در زمان حیات خویش فدک را به فاطمه زهرا (س) عطا فرمودند و در شأن نزول آیه ی «فآت ذا القربی حقّه، (الروم،۳۸) از ابن عباس و ابن سعید خدری روایاتی را به این مضمون نقل می کنند هنگامی که این آیه «به خویشاوندت حقش را بده» نازل شد، رسول خدا (ص) فدک را به فاطمه (س) بخشید. (عیاشی، ۲۸۷/۲؛ طوسی، ۲۵۳/۸؛ طبرسی، ۱۴/۳؛ آلوسی، ۵۸/۵؛ رازی، ۲۵۷ /۱؛ خوارزمی، ۷۰ /۱) از نظر تاریخی نیز هیچ تردیدی دراین موضوع نیست که حضرت زهرا (س) از همان زمان حیات پیامبر (ص) فدک را در تصرف خود داشته است. هنگامی که ابوبکر حکومت را قبضه کرد و بر اریکه خلافت استقرار یافت تصمیم گرفت فدک رامصادره کند و دستور داد کارکنان فاطمه (س) را از فدک بیرون کردند و عمّالی از طرف خود به جای آنان نصب کرد. (قمی، ۱۰۸؛ عروسی حویزی، ۱۵۴/۳) در اینجا حضرت علی (ع) و فاطمه (س) یکی از این چند کار رامی توانستند انجام دهند

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *