تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل بررسی شیوه های تعامل امام صادق (ع) با اندیشه های گوناگون در اصول کافی!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل بررسی شیوه های تعامل امام صادق (ع) با اندیشه های گوناگون در اصول کافی بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل بررسی شیوه های تعامل امام صادق (ع) با اندیشه های گوناگون در اصول کافی از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل بررسی شیوه های تعامل امام صادق (ع) با اندیشه های گوناگون در اصول کافی شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل بررسی شیوه های تعامل امام صادق (ع) با اندیشه های گوناگون در اصول کافی استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل بررسی شیوه های تعامل امام صادق (ع) با اندیشه های گوناگون در اصول کافی با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل بررسی شیوه های تعامل امام صادق (ع) با اندیشه های گوناگون در اصول کافی قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل بررسی شیوه های تعامل امام صادق (ع) با اندیشه های گوناگون در اصول کافی حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل بررسی شیوه های تعامل امام صادق (ع) با اندیشه های گوناگون در اصول کافی به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی شیوه های تعامل امام صادق (ع) با اندیشه های گوناگون در اصول کافی :

مقدمه

عصر امام صادق (ع) شاهد رشد فزاینده فرقه ها و اندیشه های گوناگون در سرزمین اسلامی است. امام در تعامل با اندیشه های مختلف، از راهبردهای خاصی که از کتاب و سنت سرچشمه گرفته بود، استفاده میکردند. به همین جهت، شیوه های تعامل آن حضرت می تواند پی نهاد حرکت های علمی در پاسخ به نیازها و مقتضیات جامعه اسلامی باشد. از این رو مقال پیش رو، شیوه ها و راهکارهای تعامل آن حضرت را در یکی از مهم ترین کتب روایی شیعه مورد بررسی قرار داده است. شیوه تعامل اهل بیت (ع) با مخالفان، مقوله بسیار مهمی است که کمتر به آن پرداخته شده و در این مقاله تنها به شیوه های تعامل امام صادق (ع) پرداخته شده است.

بازسازی مجدد شیوه های مواجهه امام صادق (ع) با صاحبان اندیشه، امکان ترسیم جایگاه شیعه را در بین اندیشه ها مشخص و درون مای برخی اندیشه ها مانند غلات را آشکار می سازد. شرایط خاص علمی زمان امام صادق (ع) که به دلیل ترجمه کتاب های غیر اسلامی موجب پیدایش افکار مختلف و بوجود آمدن فرقه هایی همچون زنادقه ، غلات ، اهل قیاس، متصوفه و… شده بود، خود زمینه ای فراهم کرد تا آن حضرت بتواند با گروه های مختلف فکری روبه رو شود و با راهبردهایی به گسترش صحیح تعالیم دین بپردازد . این نوشتار برآن است تا افکار متداول زمان امام صادق (ع) را گونه شناسی نموده و با شناسایی صاحبان اندیشه در عصر امام صادق (ع)، چگونگی تعامل امام را با تکیه بر کتاب اصول کافی بررسی کرده و الگوی مناسبی جهت برخورد با صاحبان اندیشه در حوزه های مختلف معرفت دینی ارائه دهد. فرضیه اصلی این است که امام صادق (ع) با صاحبان اندیشه های مختلف با شیوه های منطقی، اقناعی و خردپسندانه برخورد داشته است.

اوضاع سیاسی – فرهنگی عصر امام صادق (ع)

امامت و رهبری امام صادق (ع) در سال ه. ق، بعد از شهادت امام باقر (ع) آغاز شد و تا پایان عمر شریف شان، سال ه . ق ادامه داشت (کلینی ، ، ج ، ص؛ شیخ مفید، ق، ج ، ص ). امام صادق (ع) در دوران امامت خود، با پنج تن از حاکمان اموی و دو خلیفه عباسی هم عصر بود. در فضای آشفته سیاسی، تزلزل و سقوط حکومت اموی و شکل‏گیری قدرت عباسی، صاحبان اندیشه فرصت یافتند به تبیین باورهای خود بپردازند که این مسأله موجب برخورد اندیشه ها و پیدایش فرقه ها و مذاهب گوناگون در جامعه اسلامی شد. ورود تفکراتی همچون فلسفه یونان و دیگر علوم ، شبهه ها و مشکلات عقیدتی فراوان به دنبال داشت. پیدایی رویکردهای فقهی و نیز دیدگاه های کلامی و همچنین کنش های متصوفانه، زاد چنین فضایی بود . در میان شیعه نیز ظهور غلات، افکار و عقاید شیعیان را تهدید میکرد. در این برهه، امام صادق (ع) مسؤولیت رویارویی با اندیشه های نادرست را بر عهده داشتند و با تبیین معرفت ناب اسلام تلاش کردند مردم را از گرایش به نحله های دروغین، مکاتب کژروانه و اندیشه های منحرفانه باز دارند.

تعامل امام صادق (ع) با صاحبان اندیشه ، یکی از مهم ترین عناصر سیر علمی آن حضرت است که شیوهای خاصی داشته و به طور عام در منابع روایی و گاه به طور خاص در رساله ها و کتاب ها برای ما به یادگار مانده است؛ چرا که امام (ع) بر تبیین و نشر علوم دین تأکید فراوان داشت و آنچه ایشان را بدین شیوه و راهکارها وا می داشت، ضرورت تبیین حقیقت دین

و پاک سازی آن از بدعت ها و انحرافاتی بود که به تدریج دامنگیر سرزمین اسلامی شده بود. با نگاهی به دوره امام صادق (ع) گروه های فکری در این عصر را می توان به چند گروه متفاوت، همچون اندیشه اسلامی و غیر اسلامی و تفکر اسلامی را نیز به اندیشه شیعی و اهل سنت تقسیم کرد. تفکر مرجئه، قدریه، جبریه، مشبهه، معتزله، قصاص و متصوفه، از جمله گروه های مهم اهل سنت و غالیان در شمار فرق شیعه اند .

نوشتار حاضر پس از اشار اجمالی به فضای سیاسی -فرهنگی زمان امام صادق (ع) و مبنای کلی امام (ع) در تعامل با اندیشمندان عصر خود، دو مبحث راهکارهای امام صادق (ع) در تعامل با اندیشمندان برون دینی و درون دینی را ارائه میکند.

شیوه های تعامل امام صادق (ع) با اندیشمندان برون دینی

۱. رجوع به عقل

باید به این نکته مهم توجه داشت که عقل در دیدگاه شیعه از جایگاهی ویژه برخوردار است و در منابع متقدم به آن اشاره شده است. از جمله کلینی در اولین مباحث مطرح شده در کتاب خود، بابی را به این موضوع اختصاص داده است . برای نمونه می توان به گفتگوی امام صادق (ع) با یکی از یاران شان اشاره کرد:

«یکی از صحابی امام از همسایه خود تعریف کرده و میگوید: وی فردی است که بسیار نماز می‏ گزارد، کثیرالصدقه است و زیاد به حج می رود. امام این موارد را برای مسلمانی او کافی نمی داند و از عقل او سوال میکند: «کیف عقله؟» و وقتی صحابی امام صادق (ع) جواب می دهد: «لیس له عقل»، جواب امام چنین است: «لا یرتفع بذلک منه»، این کارها و عبادات او را بالا نمی برد و اوج نمی‏گیرد» (کلینی، ، ج ، صص – ).

. رجوع به اصل توحید

از جمله انحرافات اعتقادی که در عصر امام صادق (ع) گسترش پیدا کرد، جریان فکری مادیگرایان یا زنادقه[۱] بود. چند تن از رهروان این مکتب، در راه گسترش اندیشه الحادی تلاش میکردند و در میان هر گروه و جمعیتی به نشر افکار ملحدانه خود می پرداختند، به گونه ای که ۱۲۰ حتی در کنار کعبه و یا در مسجد پیامبر ص به بحث و گفتگو می نشستند و باورهای دینی مردم را به چالش میکشاندند. (کلینی، ، ج ، ص)

این نکته را باید مورد توجه داشت که واژ «زندیق» و «زنادقه»، در تاریخ تفکرات اسلامی توسعه معنایی پیدا کرده است تا جایی که بر گروهی از مسلمانان حتی در دوره ای بر افرادی از شیعیان اطلاق می شد. از جمله رهروان این گروه، ابن ابی العوجاء، (کلینی، ، ، ج ، ص و ج ، ص- و ج ، ص ؛ سید مرتضی، ، ج ، ص -؛ ابن قتیبه، ق، ج ، ص ؛ عسقلانی، ، ج ، ص ؛ ذهبی، ، ج ، ص) ابوشاکر دیصانی، (کلینی، ، ج ، ص و؛ طوسی، بی تا، ج ، ص ) و ابن مقفع بودند.

از مبانی و راهبردهایی که امام صادق (ع) در گفتگو با اندیشمندان غیر دینی مطرح می نمود، اصول یکتاپرستی بود. بدین معنا که دین داری را حقیقتی غیر قابل عبور و شرک را منهدم کننده پایه های ایمان می دانستند، از این رو، امام صادق (ع) با الگو قراردادن قرآن از شیوه دعوت به اصل فطرت و پی بردن از اثر به مؤثر و از خالق به مخلوق، که اکثریت مردم آن را درک میکنند، استفاده میکردند. مبنای گفتگوی امام صادق (ع) با اندیشمندان غیر دینی، بر اساس اصل توحید، برخورد هدایت گرایانه و جدال با دلایل احسن بود. امام با شیوه های مختلف با زنادقه به گفتگو می نشستند که در ادامه می توان به موارد ذیل اشاره می شود.

۳. اشاره به پدیده های ساده و محسوس

یکی از راهکارهای امام صادق (ع) برای هدایت افراد مادیگرا، پرسش از پدیده های ساده و محسوس بود. ایشان با چند پرسش به ظاهر ساده، آنان را در تنگنای فکری قرار داده و نادرستی افکارشان را نشان می دادند. از هشام بن حکم نقل شده است که در مصر فرد زندیقی زندگی میکرد که خبرهایی از دانش امام صادق (ع) به او رسیده بود. تصمیم گرفت به سوی مدینه حرکت کند و از نزدیک با امام به گفتگو بنشیند. وقتی وارد مدینه شد، امام برای مراسم حج به مکه رفته بود. او نیز به سوی مکه حرکت کرد و امام را در حال طواف ملاقات نمود». (کلینی، ، ج ، صص _ )

او در ادامه می گوید: «همزمان با امام صادق (ع)، ما نیز در حال طواف بودیم . مردی مصری شانه به شان امام در حال حرکت بود . امام در همان ابتدای گفتگو از نام او سؤال کرد. مرد مصری گفت: عبدالملک. سپس پرسید: کنیه ات؟ و او پاسخ داد: ابوعبدالله. امام ادامه داد: این ملکی که تو بنده اش هستی، بگو بدانم از ملوک آسمان است یا زمین؟ و به من بگو پسرت بند خدای آسمان است یا خدای زمین ؟ هر جوابی داری بده تا محکوم شوی .

امام صادق (ع) بعد از این گفتگوی کوتاه به او فرمود: چون از طواف خارج شدم پیش من بیا. پس از طواف، در حالی که ما هم در محضر امام بودیم ، زندیق مصری وارد شد و رو به روی امام نشست. امام مسائل ساده دیگری مطرح کرد و در آخر فرمود: ای برادر مصری، راستی چرا آسمان برافراشته است و زمین همواره زیر پا نهاده شده ؟ چرا آسمان بر زمین نمی افتد و زمین بر بالای طبقات آسمان فرو نمی رود و به هم نمی چسبد؟ در اینجا زندیق زبان به عجز گشود: مَا کَلَّمَنِی بهذا أحدٌ غیرُک؛ تا به حال کسی بدین گونه با من سخن نگفته است». (کلینی، ، ج ، صص -)

چنان که مشاهده می شود، گفتگوی امام به شیوه اقناعی و منطقی، همراه با احترام صورت گرفت. این نوع رویارویی احترام آمیز، می تواند تاثیر بسزایی در فرد مناظره کننده داشته باشد.

سخنان دیگری نیز بین او و امام رد و بدل شد و در نهایت زندیق مسلمان گشت. سپس از امام تقاضا کرد او را به شاگردی قبول کند. امام (ع) به هشام گفت: او را با خود ببر و تعلیم ده. مرد مصری توسط هشام تبدیل به یکی از دانش آموختگان مکتب امام صادق (ع) شد». (کلینی، ، ج ، صص -)

۴. دعوت به اصل فطرت

یکی دیگر از راهکارهای امام، مطابق با سبک دعوت فطری قرآن به توحید، پی بردن از اثر به موثر و از خالق به مخلوق است. دعوتی که اکثریت مردم آن را درک میکنند. امام صادق (ع) در ۱۲۲ این ارتباط مردم را چنین مورد خطاب قرار داده اند: «اگر مردم اهمیت خداشناسی را می دانستند، چشم خود را به نعمت های دنیوی که خداوند به دشمنان نیز ارزانی داشته نمی دوختند و دنیای آنان در نزدشان کوچک تر از آن بود که قدمی برای آن بردارند. اینان به تحقیق از معرفت خداوند بهره مند می شدند و از آن لذت می بردند». (کلینی، ، ج ، ص ).

۵. استدلال عقلی و منطقی

از جمله راهکارهای امام صادق (ع)، ارزیابی یافته های مخاطب و آگاهی پیدا کردن به تردیدهای او بود. آن حضرت با طرح پرسش، گوش سپردن به تمام ادعاهای مخالف و سپس با آوردن استدلال های عقلی و منطقی به هدایت آنان می پرداخت . امام (ع) در زمان ارائه دلایل خود برای قانع کردن طرف مقابل، گام به گام پیش می رفت. پس از مقدمه چینی، شخص را از مرحله انکار به مرحله شک پیش می برد و در نهایت با دلایل عقلی و منطقی او را به اقرار و تسلیم وا می داشت. امام در گفتگو با ابن ابی العوجاء مادیگرا، تا آنجا بحث را ادامه دادند که او زبان به اعتراف گشود: «جعفر صادق (ع) به اندازه ای آثار قدرت خدا را که من در خودم می یافتم بیان کرد، که نزدیک بود خدا را به من نشان دهد» (کلینی، ، ج ، ص ) و «با هر که سخن گفتم مرعوب نگردیدم چنان که در محضر جعفر بن محمد دچار مشکل شدم». (کلینی، ، ج ، ص )

نمونه دیگری که امام این راهکار را به کار گرفتند، در برابر فرد زندیقی بود که از یکی از یاران امام صادق (ع)، درباره نیاز جامعه و مردم به رسولان الهی پرسیده بود: «هشام بن حکم که نزد امام درس آموخته بود، به نقل از ایشان در پاسخ این فرد که گفته بود: از کجا پیامبران و رسولان را ثابت میکنی؟ گفت: چون ما ثابت کردیم که آفریننده و سازنده ای داریم برتر از ما و همه آفریده ها و ثابت شد از طرف خدای علیم و حکیم، باید در میان خلق، امر و نهی کننده و مفسری باشد. به علاوه، در زمانی این موضوع به وسیله براهینی که رسولان آورده اند، ثابت و محقق شده است تا آنکه زمین خالی از حجت نباشد». (کلینی ، ، ج ، ص )

۶. استفاده از امور ساده و فرصت های در دسترس

یکی دیگر از راهکارهای امام در برابر اندیش غیر دینی، استفاده از امور ساده و به ظاهر عادی بود. به عنوان نمونه امام از نام فرد مجادله کننده برای باطل کردن ادعای او بهره می برد.

از هشام بن حکم نقل شده که : «ابوشاکر دیصانی [۲] به من گفت: در قرآن آیه ای است که دیدگاه ما را تقویت میکند. گفتم: کدام آیه؟ گفت: آیه ای که میگوید: او کسی است که در آسمان اله است و در زمین اله. من پاسخش را ندانستم تا به حج رفتم و این مطلب را با امام صادق (ع) در میان گذاشتم. امام (ع) فرمود: این سخن زندیقی خبیث است.

هرگاه به سوی او بازگشتی، به او بگو نام تو در کوفه چیست؟ او میگوید فلان ، بگو در بصره تو را به چه نام می خوانند؟ او میگوید فلان و تو بگو پروردگار ما نیز این گونه است، هم در آسمان اله است و هم در زمین و هم در دریا، او در همه مکان ها اله نامیده می شود. هشام میگوید: به کوفه بازگشتم و نزد ابوشاکر رفتم و آگاهش ساختم. او که جوابی نداشت، گفت: این پاسخ از حجاز به اینجا رسیده است».

از گزارش هشام، به دو راهکار جالب که امام (ع) به کار بردند پی می بریم که هدایت به توحید و یکتا پرستی ، با استفاده از موضوعات ساده و تمثیلی برای فردی که معتقد به دوگانه پرستی است، و نکته دوم، آموزش به هشام در برابر صاحبان اندیشه هایی که تلاش داشتند با طرح چنین سخنانی افکار و عقاید جامعه را زیر سؤال برده و به چالش بکشانند.

شیوه های تعامل امام صادق (ع) با اندیشمندان درون دینی

امام در گفتگو با دانشمندان مسلمان و درون مذهبی که دارای افکار و عقاید نادرست بودند و بعضا ایمان را صرف گفتن با زبان می دانستند و نیازی به عمل نمی دیدند، بر این اصل که ایمان بدون عمل، هیچ ارزشی در پی ندارد، به توضیح معنای ایمان و مراتب عمل می پرداختند .

از راهبردهای دیگر امام در برابر گروه دیگری از اندیشمندان مسلمان ، درست اندیشیدن و فهم صحیح از آموزه های دینی و یادآوری وظایف افراد با توجه به جایگاه آنان و تفاوت نقش شان در جامعه بود. اصل راهبردی دیگر امام صادق (ع)، در مورد تفکر فقهایی بود که بر مبنای «قیاس» فتوا می دادند و اندیشه خود را به عنوان حکم خدا و پیامبرش به مردم ارائه میکردند. ایشان با ایستادگی ، آنان را به پیروی از قرآن و سنت رسول خدا (ص) و اجرای درست احکام فرا می خواندند و چنین برداشت فقهی از دین را خطایی بزرگ و گمراهی از مسیر حق می دانستند.

مبنای ایشان در مقابل تفکرات افراطی جبرگرایان که معتقد بودند پروردگار انسان را به قهر و جبر به کار واداشته و نیز تفریط مفوضه که عقیده داشتند خداوند اختیار همه کارها به انسان واگذارده ، ارائه اندیشه صحیح حد وسط میان این دو تفکر بود.

امام در برابر اندیشه غالیان، برخوردی طردکننده داشتند، چرا که غالیان ، جایگاه بشری امام معصوم را در حد خدایی بالا می بردند و این تفکر نوعی شرک به حساب می آمد. عقیده مشرکانه نیز در نظر اسلام پذیرفتنی نبوده و نیست. از سوی دیگر، جریان فکری غلو نه تنها برای تشیع خطرناک بود و نوعی آشفتگی اعتقادی در جامعه شیعی به وجود می آورد، بلکه جایگاه شیعیان را در نظر دیگر مسلمانان نیز متزلزل می ساخت. شیعیان متهم به اعتقادات شرک آلود می شدند و بدبینی عمومی نسبت به شیعه ایجاد میگردید، به طوری که برخی شیعه را متهم کرده بودند که آن ها گمان میکنند به جهت دوستی اهل بیت (ع) بی نیاز از اعمال صالح هستند و از عذاب نجات می یابند؛ لذا امام به شدت با این اندیشه برخورد کردند.

۱. شرکت دادن شاگردان در مباحث علمی

از جمله شیوه ها و راهکارهای امام صادق (ع) در گفتگو با اندیشمندان مسلمان، شرکت دادن شاگردان در این مناظرات بود. گزارش های متعددی در دست است که اندیشمندان مسلمان در زمینه های مختلف دینی با امام به گفتگو می نشستند و از ایشان می خواستند در موضوعات گوناگون به پرسش های شان پاسخ دهد. امام در مواقعی، از شاگردان خود که بر حسب ذوق و استعدادشان در رشته های مختلف علمی تربیت شده بودند، می خواست در این گفتگوها شرکت کرده و پاسخگوی پرسش های علمی آنان باشند.

هشام بن سالم، یکی از شاگردان ممتاز حضرت صادق (ع) میگوید: «روزی به همراه عده ای از شیعیان نزد امام صادق (ع) بودیم، دانشمندی از اهالی شام به محفل آن حضرت وارد شد و به امام (ع) عرضه داشت: من شنیده ام که تو در تمام رشته های علوم مهارت داری و هر پرسشی را پاسخ می دهی. آمده ام تا با تو گفتگو کنم. امام (ع) فرمود: در چه موضوعی می خواهی مناظره کنی؟ مرد شامی مناظره در علوم قرآنی را پیشنهاد کرد. امام (ع) فرمود: با حُمران مناظره کن. مرد شامی گفت: من می خواهم با شخص شما گفتگو کنم نه با حمران .

امام (ع) فرمود: فرقی نمیکند، اگر در این مناظره بر حمران پیروز شوی، مثل این است که بر من پیروز شده ای. مرد با حمران سخن گفتگو نمود. سپس امام (ع) از مرد شامی پرسید: او را چگونه یافتی؟ مرد شامی گفت: او مهارت عجیبی در این علم دارد؛ هر چه پرسیدم، با کمال توانایی و تسلط پاسخ گفت. امام (ع) به حمران فرمود: تو نیز از او بپرس. مرد شامی در اولین سؤال از پاسخ فرو ماند و ناتوانی در چهره اش نمودار شد . عالم شامی سپس پیشنهاد مباحثه در ادبیات عرب را پیش کشید و امام صادق (ع) به شاگرد دیگرش، ابان بن تغلب، اشاره کرد و او به نحو شایسته ای شامی را مغلوب کرد. وی در موضوعات مختلف با شاگردان امام (ع) مناظره نمود و در همگی شکست خورد: در علم فقه با زراره بن اعین، در علم کلام از مؤمن الطاق، در استطاعت، از حمزه بن محمد طیار، در توحید و خداشناسی از هشام بن سالم، و در موضوع مهم امامت از هشام بن حکم شکست خورد و ناتوان گردید». (کلینی، ، ج ، ص )

از این گزارش می توان به چند راهبرد امام (ع) در زمینه گفتگو با دیگر اندیشمندان پی برد:

– مشخص کردن محدوده بحث قبل از ورود به مباحث علمی؛

– پرورش ذوق و استعداد شاگردان و اعتماد کامل امام به آنان ؛

– اطمینان یافتن از اقناع فرد مناظره کننده با پرسیدن از این که «او را در این گفتگو چگونه یافتی؟».

در پایان، امام صادق (ع) که ناظر تمام این گفتگوها بودند، از مهارت و دانش تربیت یافتگان مکتب خویش اظهار رضایت کردند و سپس توضیحاتی برای دانشمند شامی بیان نمودند.

. هدایت تدریجی از راه جدل و برهان

یکی از شیوه های راهبردی امام در مورد اندیشه و تفکر غیر صحیح دینی، هدایت گری گام به گام و آرام، از راه جدل و برهان بود. یونس بن یعقوب نقل میکند: «خدمت امام صادق (ع) بودم. مردی از اهل شام بر امام (ع) وارد شد و گفت: من مردی هستم که در کلام و فقه و فرائض استادم . آمده ام با شما مناظره کنم. امام (ع) از او پرسید: سخن تو از رسول خدا (ص) است یا از پیش خودت؟ مرد شامی گفت: از گفتار پیامبر (ص) و از پیش خودم. امام صادق (ع) فرمود: پس در این صورت تو شریک رسول خدایی، مرد شامی گفت: نه. امام (ع) فرمود: از خدای عز و جل به گوش خود وحی شنیده ای؟ مرد گفت: نه. امام (ع) رو به من فرمود: ای یونس! این مرد به زبان خودش خود را محکوم کرد، پیش از آن که بحثی شود. سپس فرمود: ای یونس، اگر علم کلام خوب می دانستی، با او گفتگو میکردی. در ادامه این مباحث با مرد شامی، امام (ع) از شاگردان کلامی خود همچون حمران و هشام بن حکم خواست تا با ایشان همراهی کنند». (کلینی، ، ج ، ص )

در پایان این جلسات ، امام (ع) شاگردان را به دیگر مباحث کلامی هشام توجه داد و فرمود: ای هشام ، گزارش نمی دهی که با عمر بن عبید چه کردی و چطور با او سؤال و جواب گفتی ؟ هشام بن حکم نحو بحث و ورود و خروج آن را با دانشمند بصری که در مسجد بصره انجام داده بود، بیان کرد و گفت : از شما این گونه آموخته ام. آثار خوشحالی از پیروزی هشام در چهره امام نمایان شد (همان، ص ).

آموزش روش درک صحیح از آموزه های دینی

از جمله گروه هایی که در اوایل قرن دوم هجری درون جامعه اسلامی ظهور پیدا کرد، افرادی بودند که خود را زاهد و صوفی می نامیدند. این گروه وانمود میکردند که راه دین، همان است که ایشان می روند و مدعی بودند که انسان به طور مطلق باید از نعمت های دنیوی دوری جوید و به پشمینه پوشی و پرهیز از بهره های دنیوی روی آورد. سفیان ثوری (بغدادی ، ، ج ، ص) و عباد بن کثیر (کلینی، ، ج ، ص )، دو تن از مشهورترین این افراد بودند. گفتگوی ایشان با امام ع، نگرش امام (ع) را نسبت به این نوع تفکر و برداشت غلط از آموزه های دینی را می رساند. (کلینی، ، ج ، ص و و ج ، ص )

راهبرد امام (ع) در برابر این گروه از مسلمانان، دعوت به درست اندیشیدن و فهم صحیح از آموزه های دینی، و یادآوری وظایف افراد با توجه به جایگاه آنان و تفاوت نقش شان در جامعه بود. امام صادق (ع) می کوشیدند با سیره و روش خود به مردم بفهمانند که استفاده از نعمت های دنیوی به مقدار لازم و از راه شرعی آن ، نه تنها هیچ ایرادی ندارد، بلکه کاری لازم و ضروری است. همچنین وظایف افراد را با توجه به نقش و موقعیت آنان در جامعه، متفاوت می دانستند

و شیوه زندگی رسول خدا (ص) و امام علی (ع) را با توجه به نقش آنان و عهده داری مقام رهبری جامعه توصیف می کردند. این نکته قابل ذکر است که سفیان ثوری، با این که نگاه متفاوتی نسبت به برخی آموزه های دینی داشت، ولی بسیار به حضور امام صادق (ع) می رسید و از ایشان طلب حدیث میکرد (کلینی، ، ج ، ص ).

یکی از مناظرات مهم امام صادق (ع) با سفیان ثوری که در بیشتر مدارک شیعه و اهل سنت از آن یاد شده است، اعتراض سفیان به شیو لباس پوشیدن امام (ع) بود. مفاد این روایت ها که برخی به تفصیل و برخی به اجمال نقل شده به شکل ذیل است: «سفیان، امام صادق (ع) را به دلیل پوشیدن لباس های فاخر نکوهش کرد و در توجیه اعتراض خویش، سیره پیامبر (ص)، علی (ع) و برخی دیگر از پدران بزرگوار آن حضرت را که لباس های ساده و خشن می پوشیدند، یادآور شد. به گونه ای که به قصد خوار ساختن امام صادق (ع)، نزد ایشان رفت. وی حتی به همراهان خود نیز گفت که با چنین قصدی نزد امام می رود: «سوگند به خدا، نزد او می روم و او را توبیخ میکنم». امام در پاسخ به اعتراض سفیان ثوری، شرایط دوران خود را با زمان رسول خدا (ص) و پدران بزرگوارش مقایسه کرد و آن دوره را دوران کمبود و زمان خود را عصر رونق اقتصادی و فراوانی امکانات زندگی دانست. امام صادق (ع) با استناد به آیه شریفه: «بگو چه کسی زینت خدا را که برای بندگانش ظاهر ساخته و ارزاق طیبه ای را که خارج ساخته، برای بندگانش حرام کرده است؟» (اعراف: ) یادآور شد که نیکوکاران برای استفاده از نعمت های الهی شایسته تر از فاجران، منافقان و کافران هستند». (کلینی، ، ج ، ص و ج، ص )

در ادامه، امام به یک رفتار اخلاقی دیگر نیز اشاره کرد و پس از کنار زدن لباس خود، پیراهن زیرین خویش را که خشن و ساده بود، به او نشان داد و فرمود: «ای ثوری، پیراهن زیرین را برای خدا و پیراهن ظاهر را برای شما پوشیده ام. پس آنچه را برای خداست، پنهان ساخته، و آنچه را که برای شماست ظاهر کرده ام». (کلینی، ، ج ، ص و ج ، ص ) این پاسخ، نشانگر اخلاص امام صادق (ع) است که برخلاف برخی صوفیان آن دوران، زهد خود را به رخ دیگران نمیکشید .

نکته ظریف تر در این پاسخ، به یکی دیگر از وظایف مهم رهبری جامعه اشاره شده است: پذیرفتن مسؤولیت رهبری، تکالیف ویژه ای برای رهبر ایجاد میکند و رهبر به رعایت حال ضعیفان جامعه ملزم می شود. رسول خدا ص و علی (ع) چون مقام رهبری جامعه را عهده دار بودند، در بهره گیری از نعمت های دنیوی، بر خود سخت میگرفتند و از بسیاری امکانات دوری میکردند .

نکته مهم دیگر، در برخورد امام با عباد بن کثیر بصری نقل شده است. امام صادق (ع) در پاسخ به او، پوشیدن لباس شهرت را حرام دانسته و پوشیدن لباس خشن و غیر مرسوم را از مصادیق لباس شهرت معرفی میکند و آن را از اسباب ریا بر می شمرد. (کلینی، ، ج ، ص ) همچنین امام (ع) در حدیث مفصلی در برابر برخی همفکران سفیان ثوری ، تفکر نادرست آنان را با استدلال هایی رد کرده و معارف الهی را در این مورد ارائه داده اند. امام (ع) در این حدیث روشن ساخته که زهد در اسلام، تنها به زحمت انداختن بدن و دوری از دنیا نیست، بلکه تربیت روح و پیروی نفس از دستورهای الهی است که می توان آن را همراه با برخورداری از دنیا نیز به دست آورد . زهد حقیقی در پیروی از دستورهای الهی، استفاده بردن از حلال خدا، و دوری جستن از محرمات اوست (کلینی، ، ج ، صص – ).

۳. تذکر نکته اخلاقی و رفتاری

از جمله راهکارهای امام در تعامل با برخی افراد، اشاره به رعایت نکات رفتاری و اخلاق در جامعه بود . در کافی آمده است: «یک سال سفیان ثوری به هنگام طواف، با امام صادق (ع) روبه رو شد و از حضرت پرسید: رسول خدا (ص) به هنگام طواف، چون به مقابل حجر الاسود می رسید، چگونه طواف را ادامه می داد؟ آیا حجر را استلام میکرد یا خیر؟ امام پاسخ داد: رسول خدا ص در هر طواف، خواه واجب و خواه مستحب، حجر را استلام میکرد. پس از پاسخ امام ع، سفیان مراقب بود تا ببیند امام با وجود ازدحام جمعیت، چگونه حجر را استلام میکند، ولی دید امام صادق (ع) از مقابل حجر الاسود گذشت و آن را استلام نکرد. از این رو به حضور امام (ع) رسید و گفت:

چرا شما همانند جدتان رسول خدا (ص) سنگ را استلام نکردید؟ امام (ع) در پاسخ فرمود: «ان الناس کانوا یرون لرسول الله صلی الله علیه و آله ما لا یرون لی؛ مردم برای رسول خدا (ص) احترامی قائل بودند که برای من قائل نیستند.» یعنی هرگاه رسول خدا (ص) به هنگام طواف، مقابل حجرالاسود می رسیدند، مردم راه را برای او باز میکردند و ایشان بدون ازدحام یا ایجاد مزاحمت برای دیگران، سنگ را استلام میکرد، ولی برای من چنین کاری نمیکنند . من نیز قصد ندارم در ازدحام، خود و دیگران را آزار داده و استلام حجر کنم». (کلینی، ، ج ، ص ).

۴. استفاده از موقعیت جغرافیایی در آگاهی بخشی

در عصر امام باقر (ع) و امام صادق (ع) فعالیت های فقهی آغاز شد، که به رأی و گاهی به قیاس و استحسان تکیه داشتند. از جمله شاگردان این مکتب فقهی، ابوحنیفه (کلینی، ، ج ، ص – – و ج ، ص و ج ، ص و ج ، صص – – – ) و ابن شبرمه (کلینی ، ، ج ، صص – ) بودند . آنان چندین قاعده برای استخراج احکام، به نام قیاس، استحسان و مصالح مرسله تعیین نمودند. حقیقت کار آنان عمل کردن به رأی بود و این قاعده ها را مانند کتاب خدا و سنت رسول خدا ص مدرک احکام قرار می دادند.

از بزرگان اهل سنت در عصر امام صادق (ع) که در مشرب فقهی گرایش زیادی به اهل رأی داشت ، عبدالله ابن شبرمه بن طفیل (م ه ق) بود که در همین زمینه، حدیثی از امام صادق (ع) در مورد او وارد شده که فرموده است: «استفاده از قیاس، دانش ابن شبرمه را تباه کرده است». (کلینی، ، ج ، ص ) ابن شبرمه خود در ارتباط با این گرایش، حدیثی از امام صادق (ع) نقل میکند: «سوگند به خدا هر گاه آن را به یاد می آورم ، نزدیک است جان از بدنم خارج شود و آن حدیث چنین است که امام (ع) فرمود: پدرم از جدم و او از رسول خدا (ص) روایت کرد که هر کس به قیاس عمل کند، خود هلاک شده و دیگران را نیز هلاک کرده است و اگر کسی که ناسخ و منسوخ را نمی شناسد و محکم را از متشابه تشخیص نمی دهد، فتوا بدهد، خود را هلاک کرده و دیگران را نیز به هلاکت کشانده است. سپس ابن شبرمه تأکید میکند که سوگند به خدا، پدر او بر جدش و جدش نیز بر رسول خدا (ص) دروغ نمی بندد». (کلینی، ، ج ، ص )

شیوه تعامل امام (ع) در ارتباط با تفکر نادرست فقهی ابن شبرمه و همچنین درباره شیوه قضاوت او قابل توجه است. در اصول کافی نقل شده است : «روزی در مسجد خیف

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *