تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل بررسی مسئله ملک فدک با رویکرد فقهی – حقوقی؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بررسی مسئله ملک فدک با رویکرد فقهی – حقوقی، محتوای خود را در قالب 98 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل بررسی مسئله ملک فدک با رویکرد فقهی – حقوقی با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بررسی مسئله ملک فدک با رویکرد فقهی – حقوقی آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل بررسی مسئله ملک فدک با رویکرد فقهی – حقوقی به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل بررسی مسئله ملک فدک با رویکرد فقهی – حقوقی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بررسی مسئله ملک فدک با رویکرد فقهی – حقوقی، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی مسئله ملک فدک با رویکرد فقهی – حقوقی را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی مسئله ملک فدک با رویکرد فقهی – حقوقی :

موقعیت جغرافیای فدک

فدک به فتح فا و دال و و سکون کاف-نام قریه یا قریه هایی است در اطراف مدینه [۱]یعنی که از مدینه تا آنجا-بر مبنای زمان در گذشته-دو روز راه بود. [۲] در حدود ده یا پانزده فرسخ از مدینه فاصله داشت.

و نیز بنا بر تحقیق علمای جغرافیا و محدثین و رواه اخبار آل محمد (ص) فدک دهکده کوچکی در زمین حاصل‏خیزی بوده. شاید محصول پنبه آن زیاد بوده که نامش را فدک گذاشته اند چرا که فدک در لغت به معنای «از هم وا شدن و پراکنده شدن پنبه» است. به طور تحقیق نخل‏های فراوانی داشته و تا دوره عباسیان آبادان بوده، بعد به عللی که معلوم نیست ویران و بائر گشته. [۳]مورخین می گویند دارای آب‏های جاری و نخل‏های خرمای بسیار بود و درآمد آن را سالیانه تا دوازده هزار دینار و بعضی بیشتر ذکر کرده اند.

عده ای هم گفته اند که قسمتی از اراضی آن برای کشاورزی آماده و حالصخیز بوده و بقیه آن به صورت باغستانهای خرمای کوفه در قرن ششم هجری تخمین زده اند. [۴] مجموع عایدات سرتاسری آن را از بیست و چهار تا هفتاد هزار دینار طلا نقل کرده اند. [۵]

سریّه فدک

در سال ششم هجرت جنگ حُدیبیه رخ داد و اول سال هفتم فرمان جنگ خیبر صادر گردید و به طرف قلاغ خیبر حرکت کردند، پس از ۲۵ روز پرچم فتح و پیروزی به دست امیر المؤمنین علی (علیه السلام) افتاد و مظفرانه برگشتند. یهود که شکست قطعی خود را دیدند، نماینده ای خدمت رسول خدا (ص) فرستادند و قریه فدک را به پیشوای اسلام صلح کردند. فدک بنابر هبه و صلح، ملک خاص پیغمبر (ص) گردید.

سمهودی می نویسد: «فدک هفت قلعه زمین و ملک یک یهودی به نام مخیریق بوده که او شخصا به پیامبر اکرم (ص) بخشید و به جنگ احد رفت و در آن جنگ کشته شد و بعضی هم نوشته اند که به مرگ طبیعی مرده و پیش از مرگ نوشته و وصیت کرد. پیشوای اسلام هرگونه تصرفی در املاک او بنماید مختار است». [۶]

چون در این مصالحه سربازان اسلام شرکت نداشتند و از قهریه استفاده نشد، به حکم خدای متعال که می فرمایند: «آن غنیمتی که خدا از مردم قریه ها نصیب پیامبرش کرده است از آن خدا و پیامبر (ص) و یتیمان و مسکینان و مسافران و در راه ماندگان است، تا میان توانگرانتان دست به دست نگردد. هرچه را که پیامبر به شما داد، بستانید و هرآنچه را که منع کرد، دوری گزینید و از خدا بترسید که خدا سخت عقوبت است». [۷]

و لذا طبق این آیه شریفه، فدک ملک مطلق رسول خدا شد و در این مورد میان علمای فریقین اختلافی نیست. [۸]

و رسول خدا (ص) تا مدتی درآمد حاصله آن را در میان مستمندان بنی هاشم تقسیم می نمود. اما با نزول آیه شریفه «فآت ذاالقربی حقَّه و المسکین و ابن السبیل ذلک خیرٌ للذین یریدون وجهَ اللّه و اولئک هم المفلحون»[۹]؛ «رسول ما! حق ذی القربی و مسکینان و در راه ماندگان را از مالی که در دست توست ادا کن که صله رحم و احسان به فقیران برای آنان که مشتاق لقای خداوند هستند، بهترین کار است و همینان رستگاران عالمند». پیامبر خدا (ص) فدک را به فاطمه (س) بخشید. [۱۰]بنابراین پیامبر خدا (ص) دهکده فدک را با تمام نخل‏های آن به دخترش فاطمه بخشید و تا پایان زندگی پیامبر (ص) فدک به دست فاطمه بود و آن حضرت درآمد این زمین را که سالیانه بالغ بر هفتاد هزار دینار بوده بین بینوایان مدینه و فقرا تقسیم می کرد.

ارزش فدک

فدک از دو جهت دارای ارزش می باشد: یکی از جهت مالی و دیگری از جهت سیاسی؛ از جهت مالی، فدک بر اساس شواهد تاریخی منبع اقتصادی مهمی بوده است و این گونه نبود که محلی باشد با چند درخت خرما و توجهی به آن نشود، بلکه به اندازه ای وسیع و پردرآمد بوده که مورد طمع قرار می گرفته است. [۱۱]اما از نظر سیاسی مسئله فدک جزئی از همان توطئه سیاسی بود که در اصل غصب خلافت طرح کرده بودند، و پافشاری آنها نیز به همین خاطر بوده که می خواستند با گرفتن فدک دست خدایان عصمت را از هرگونه مال تهی کنند و بدین ترتیب عملا مردم را -یعنی همین مردمی که عموما بنده پول و زر و سیم اند- و به تعبیر امام حسین (ع) «مردم بنده دنیا هستند و دین مزه زبان آنهاست ». از اطراف علی ابن ابیطالب پراکنده سازند. و این حقیقتی است که برای ابن ابی الحدید و دیگران پوشیده ماند، یا نخواسته اند آن را بپذیرند و یا تعصب مانع آن شده است که آشکارا آن را بپذیرند، چون به دنبال پذیرفتن آن می بایستی بر خلافت ابوبکر و عمر و عثمان هم خط بطلان بکشند. !!

ولی واقعیتی است که بالاخره دیر یا زود روزی خواهد رسید که پرده های اوهام کنار برود و قید تعصبات از زبانها باز شود و سرانجام این حقیقت آشکار شده و همگان بدان اعتراف کنند. [۱۲] پرواضح است که تلاش فاطمه اطهر برای بازپس گرفتن فدک و اموال از دست رفته خود تنها به خاطر چند جریب با حداکثر چند هکتار زمین و چند نخله خرمایی که در آن وجود داشت، نبود. اگرچه آن نیز قابل گذشت نبود، و بی تفاوتی و سکوت فاطمه در قبال آن ظلم نیز صحیح نبود، لیکن مسئله، مربوط می شود به دست از رفتن مقام رهبری مسلمانان و به دنبال آن صدها هزار بدبختی دیگری که دامنه آن تا به امروز کشیده شده و گریبانگیر جامعه مسلمانان گردیده است. مسئله تصرف فدک و اموال دیگر رسول خدا (ص) بهترین وسیله ای بود که دشمن می توانست از آن بهره برداری مادی و سیاسی و روانی کند و فاطمه اطهر از این مسئله برای باز کردن راه، انحرافی را که در اسلام و مقام رهبری آن پدید آمده بود و به مردم گوشزد کرده و نیز انحراف قانونگذاران و غاصبان خلافت و پایبند نبودن آنان به قرآن و اسلام اثبات کند، و حقا که در همان چند ماه مبارزه پیگیر و پرمخاطره این رسالت و مسئولیت خود را به خوبی انجام داد. چرا که در تاریخ نیز آمده است که آنچه را ابوبکر از فاطمه (س) منع کرد و گرفت تنها فدک نبود بلکه چیزهای دیگری هم بوده که از آن جمله اموالی بود که رسول خدا (ص) در مدینه داشت. و همچنین مال خمسی (لَهُم خُمسُ ذَوِی القُربَی) [۱۳]که از خیبر مانده بود و همه را ابوبکر با ساختن حدیثی که خود ناقل آن بود و به عنوان اینکه جانشین پیامبر (ص) هستم، تصرف کرده و به فاطمه (س) و وارث بحق رسول خدا (ص) بود، نداد. [۱۴]

مالکیت فدک از نظر فقه و حقوق اسلام

بر اساس قرداد صلحی که بین پیامبر (ص) و یهودیان ساکن فدک امضاء شد، فدک جزء بلاد مسلمین شد، اما از نظر قانون اسلام، فدک و هر سرزمینی که به دست مسلمانان فتح می شود مال چه کسی خواهد بود؟

سرزمین هایی که فتح می شدند به دو صورت بوده است، یا به قدرت نظامی و جنگ و خونریزی فتح می شدند که «مفتوح العنوه» نام دارند، و یا خود اهالی پیشگام بودند و قبل از جنگ و خونریزی حاضر به انعقاد قرارداد یا مسلمانان می شدند که «غیر مفتوح العنوه» نامیده می شود که ملک پیامبر (ص) محسوب می شود. فدک، حق الهی فاطمه (س) و حضرت در اثبات کردن حق خویش چنین می فرماید: قالت: أمّا فدکٌ فإن اللّهَ عز و جل انزلَ علی نبیّهِ قرآناً یأمرُ فیهِ بِإتیان حقّی قال اللّه تعالی: «فآت ذاالقربی حقَّه» فکنت انا و ولدی اقربَ الخلایق الی رسول اللّه (ص) فتحلنی و ولدی فدکا. فلما تلا علیه جبرئیل (ع) «و المسکین و ابن السبیل». فقال رسول اللّه صل اللّه علیه و آله: الیتامی، الذین یأتمّون باللّه و برسوله و بذی القربی و المساکین الذین أسکنوا معهم فی الدنیا و الآخره و ابن السبیل الذی یسلک مسلکهم. و اما حقانیت من در مالکیت فدک، همانا خداوند بزرگ آیه «آت ذا القربی حقه»را وقتی در قرآن کریم بر رسول خدا (ص) نازل فرمود من و فرزندانم نزدیکترین مردم به پیامبر (ص) بودیم؛ پس رسول خدا (ص) فدک را به من و فرزندانم هدیه فرمود و آنگاه که حضرت جبرئیل آیه

«و المسکین و ابن السبیل» (بقره۱۷۷/) را بر پیامبر (ص) تلاوت کرد، پدرم فرمود: یتیمان و مساکین کسانی هستند که با فاطمه و فرزند او او زندگی می کنند در دنیا و آخرت و ابن السبیل آن‏هایند که راه اهل بیت (ع) را می روند.

عمَر با حالت اعتراض گفت: پس خمس و غنائم و اموال عمومی کشور همه مال شما و پیروان شماست؟ حضرت فرمودند: اما باغهای فدک، خداوند در قرآن بخشیدن آن را به من و فرزندانم واجب کرده، غیر از پیروان و شیعیان ما. اما خمس را خداوند برای عموم پیروان و شیعیان ما تقسیم فرموده است، همانگونه که در قرآن خوانده می شود. عمَر بار دیگر پرسید: پس سهم مهاجرین و انصار و اسلام آورندگان چیست؟ فاطمه (س) توضیح داد: «آنها اگر پیروان و شیعیان ما باشند از صدقات مشخص شده در کتاب خدا بهره مند می باشند. خداوند بزرگ و پیامبرش به اینگونه تقسیم اموال عمومی رضایت داده اند که میزان بهره بردن از اموال عمومی، دوستی و اطاعت از خدا و اهل بیت (ع) است نه دشمنی و نه مخالفت، و آگاه باشید که هرکس با ما دشمنی کند با خدا دشمنی کرده است و هرکس با ما مخالفت کند، با خدا مخالفت کرده است و آن کس که با خدا دشمنی و مخالفت کند عذاب دردناک و مجازات الهی در دنیا و آخرت بر او واجب می گردد».

عمر خود را به بیراهه زده، پس از شنیدن این همه آیات و استدلاهای روشن قرآنی، گفت: ای دختر محمد (ص) برای ادعای خود دلیل و مدرک بیاور! حضرت جواب فرمودند: «شما جابر بن عبد اللّه را قبول دارید و سخن آنها را تصدیق می کنید و از آنها دلیل و مدرک نمی خواهید و هرچه خواستید و گفتند، می پذیرند چه شده است که از من دلیل و سند می طلبید؟ مدرک من قرآن است».

با ادله قوی قرآنی مبنی بر ارث بودن فدک و هبه و فیء بودن آن از جانب رسول خدا (ص) به دختر و وارثش فاطمه زهرا (س) مالکیت حضرت بر فدک مسلم است و در اسناد آمده است: «فکانت فدکٌ لرسول اللّه (ص) خالصهً لانه لم بوجف علیها بِخَیلٍ و لا رکاب» [۱۵]فدک مخصوص پیامبر (ص) می گردید چون مسلمان‏ها برای آن جنگ نکرده بودند. و یا «کانت هذه الأموال لرسول اللّه خاصهً» هم فیء [۱۶]مخصوص پیامبر (ص) گردید [۱۷]و بخاری می نویسد: «فان ذلک کلّه کان للنّبی (ص) خاصه» همه «فی ء» مخصوص پیامبر (ص) بود [۱۸]پس در اینکه فدک مخصوص پیامبر (ص) بود اشکال و شکی وجود نداشته و ندارد [۱۹]و هرچیزی که مال پیامبر (ص) است به موجب «الناس مسلطون علی الموالهم » (مردم می توانند به اموال خود هر تصرفی اعمال کنند اگرچه پیامبر (ص) بر اموال و انفس مؤمنان نیز اولویت در تصرف دارد. ) حضرت می تواند در آن هر تصرفی بفرماید. مالکیت آن را به کسب واگذار کند یا عواید آن را به کسب ببخشد، یا در منافع عمومی مصرف نماید. و همه این مدارک و اسناد شهادت می دهند که ملک فدک متعلق به وارث پیامبر (ص) می باشد.

ابن ابی الحدید معتزلی می گوید: «از علی بن الفارقی مدرس مدرسه غریبه بغداد پرسیدم آیا فاطمه در این دعوی راستگو بوده و در عین حال ابوبکر فدک را از او دریغ داشته است؟ وی تبسمی نمود و گفت: «آخر اگر آن روز آن دعوی را از فاطمه می پذیرفت فردا می آمد ادعا می کرد که خلافت حق همسرم می باشد و دیگر وی جوابی نداشت چه سخن او را از ابتدا بدون مطالبه شهود پذیرفته بود».

بررسی غصب فدک توسط خلیفه و واکنش حضرت فاطمه (س) از نظر حقوقی

هنوز چند روز از توطئه سقیفه و پیامدهای آن نگذشته بود که حادثه دردناک دیگری به وقوع پیوست، حاکمان سقیفیه برای اداره جامعه نیاز به پشتوانه مالی داشتند و برای تأمین این نیاز، قریه فدک را مناسب دیدند. فدک که از طرف پیامبر (ص) به وارث بلافصل خود حضرت زهرا (س) هبه شده بود و تحت تصرف آن بانوی بزرگوار بود و بنابر قوانین فقهی و حقوقی هیچ کس حق تصرف در آن را ندارد و «اگر کسی بدون اذن ایشان تصرف کند غاصب محسوب شده و در هرحال ضامن است». با نادیده گرفتن قوانین شرعی، خلیفه اول دستور اخراج کارگزاران حضرت فاطمه (س) را از فدک صادر کرد و کارگران و عاملان خود را برای اداره آن به کار گماشت. حضرت فاطمه (س) در مطالبه حق خود نسبت به فدک خطاب به ابوبکر فرمود: قالت: «ان رسول اللّه (ص) جعل لی فدک فأطعنی ایاها» «پیامبر (ص) فدک را به من بخشید شما فدک را به من برگردانید». [۲۰]و فرمودند: «یا ابا بکر لِمَ تَمنَعُنی میراثی مِن أبی رسول اللّه و اخرجت وکیلی مِن فدک و قد جعلها لی رسول اللّه (ص) بأمر اللّه تعالی؟» «ای ابا بکر چرا مانع رسیدن میراث پدرم می شوی؟ و کارگران مرا از فدک بیرون کردی؟ در صورتی که رسول خدا (ص) به امر خدا فدک را به من بخشیده است».[۲۱]

حضرت برای اثبات حق خود از آیات قرآن کمک گرفت و ثابت کرد که خداوند به پیامبر (ص) دستور داد و ایشان فدک را به من بخشیدند و فرمودند: دخترم فدک مال توست، در آن تصرف بنما گرچه می دانم پس از من آن را غصب می کنند و از دست تو می گیرند. و ایشان فرموده بودند، ای رسول خدا تا زنده ای من در باغات فدک تصرفی خواهم کرد و تو بر من سزاوارتری و اموال مال توست، اما برای اثبات حق من در فدک، مدرک و سند آن را محکم و استوار فرما» رسول گرامی اسلام مردم را در منزل خویش جمع کرد و حکم الهی را بر همگان ارائه نمود [۲۲]انس ابن مالک نقل می کند که: حضرت فاطمه (س) پس از غصب باغهای فدک خطاب به ابوبکر فرمود: «ای ابا بکر تو می شناسی و می دانی که حق ما اهل بیت غصب شده است، حقی که از صدقات و غنایم در رابطه سهم ذی القربی نزدیکان رسول خدا (ص) داریم که خداوند در آیه مربوطه به غنایم مصرف خمس ان را توضیح داده اند». [۲۳]ابا بکر گفت آیا فدک را باید به طور کامل تسلیم شما کنم و مال شماست؟ حضرت پاسخ دادند: «این حکم الهی نیست (که اموال مشخص مردم را تصاحب کنی) و پدرم رسول خدا (ص) چنین دستوری به ما نداده است. در صورتی که از پدرم رسول خدا (ص) پس از نزول آیه ۴۱ انفال شنیدم که فرمود: بشارت باد ای فرزندان محمد (ص) که مایه غنا و بی نیازی شما رسیده است».

و در این جا ابا بکر دیگر عذری نمی توانست بیاورد، به تفسیر شخصی خویش متوسل شده و گفت: علم من به من اجازه نمی دهد که از این آیه استنباط نمایم تا فدک را تمام به شما تحویل دهم. [۲۴] جای بسی شگفتی است که رسول خدا (ص) پس از نزول آیه فدک را به فاطمه (س) می بخشد اما علم ابابکر در برابر قرآن و فرمان الهی و عمل رسول خدا (ص) به او عطای فدک به او اجازه نمی دهد تا دست از غصب فدک بردارد؟!

اختلاف و یا بهتر است گفته شود ادعای بی جا و سخن نابجای ابوبکر از اینجا شروع می شود که در برابر فاطمه زهرا (س) که با استدلال ارث بودن فدک را اثبات کرد پس از غصب فدک با حدیث ساختگی گفت: پیامبر (ص) ارث نمی گذارد. «ان النبیَّ لا یَرِثُونَ »حضرت خطاب به ابابکر با استناد به آیات قرآن فرمود: «و گمان داری که پیامبر ارث نمی گذارد و در صورتیکه در قرآن آمده است: حضرت سلیمان از داود پیامبر ارث برده و حضرت یحیی از ذکریا ارث برده است، چگونه من از پدرم ارث نمی برم؟»

ابوبکر گفت شاهد بیاور. با اینکه حدیث ابوبکر بر خلاف قرآن و مجعول بود و این کاملا مسلم است که قبل او کسی چنین حدیثی از پیغمبر (ص) نقل نکرده است و همه مورخین از جمله ابن ابی الحدید به آن تصریح کرده اند. [۲۵] از نظر حقوقی مطالبه گواه از فاطمه (س) برای مالکیت فدک خلاف موازین شرعی بود. وقتی ابوبکر از حضرت فاطمه (س) شاهد خواست و مطالبه گواه کرد، فاطمه (س) نیز علی ابن ابیطالب (ع) و أم أیمن را به عنوان گواه نزد او برد ولی خود ابوبکر-یا پس از دخالتی که عمَر در این کار کرد- گواهان او را نپذیرفتند.

بزرگان اهل سنت این مطلب را به

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *