تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل بنیان های هویت بخش سیاست خارجی حکومت پیامبر اکرم (ص) – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل بنیان های هویت بخش سیاست خارجی حکومت پیامبر اکرم (ص) شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل بنیان های هویت بخش سیاست خارجی حکومت پیامبر اکرم (ص) گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بنیان های هویت بخش سیاست خارجی حکومت پیامبر اکرم (ص) با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بنیان های هویت بخش سیاست خارجی حکومت پیامبر اکرم (ص) از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بنیان های هویت بخش سیاست خارجی حکومت پیامبر اکرم (ص) با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل بنیان های هویت بخش سیاست خارجی حکومت پیامبر اکرم (ص) را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بنیان های هویت بخش سیاست خارجی حکومت پیامبر اکرم (ص) :

مقدمه

شناخت ابعاد گوناگون اندیشه و سیره پیامبر اسلام (ص) به عنوان «انسان کامل صاحب اخلاق والا» (قلم (۶۸): ۴)، به ویژه در دوران معاصر که فقدان الگوهای معنوی به دلیل فقدان معنویت متعالی، نه تنها برای پیروان آن حضرت، بلکه برای همه انسان ها ضروری است (احزاب (۳۳): ۲۱). این ضرورت فراتر از افراد، جوامع، نهادها و مهم تر از همه نظام های سیاسی را نیز در بر می گیرد؛ زیرا سیاست مداران امروزی با اتکا به گزاره هایی چون «قدرت موجب فساد می شود و قدرت مطلق موجب فساد مطلق » (لوکس، ۱۳۷۰، ص۳۶۵)[۱] یا «سیاست آن است که که می برد؟ چه می برد؟ چه وقت می برد؟ و چگونه می برد؟» (۵. p ،۱۹۹۹،Tansey)، [۲]سیاست را تبدیل به روش و ابزار قدرت و سلطه بر مردم کرده اند و ضعف اخلاقی و معنوی، آنها را از رسیدن به اهداف متعالی سیاست بازداشته است. همچنین باید دانست که بخش عمده ای از نگرش و سیره سیاسی و حکومتی آن حضرت را سیاست خارجی و بین المللی به ویژه از سال ششم هجری به بعد تشکیل می دهد. اما در این بعد، یعنی سیاست خارجی نیز آنچه از اهمیت بیشتری برخوردار است، این است که حضرت محمد (ص)، پیامبر خدا، فرمانروای حکومت و رهبر مردم است. او هم رسالت «تأمین سعادت آدمیان» را بر دوش دارد و هم «رسالت ابلاغ و اجرای دین خدا» و این دو مسأله در کتاب خدا و بیانات حضرتش به وضوح دیده می شود. برای مثال در مورد ابلاغ رسالت الهی می فرماید: «أنما علی رسولنا البلاغ المبین » (مائده (۵): ۹۳) و در مورد رسالت تأمین سعادت آدمیان می فرماید: «فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین و أنزل معهم الکتاب بالحق لیحکم بین الناس… » (بقره (۲): ۲۱۳ ).

باید دانست که با توجه به ایجاد نظام سیاسی و حکومتی توسط رسول اللّه (ص) و نیز تعیین حدود و مرزهای آن، بدون تردید حکومت آن حضرت دارای سیاست خارجی بوده است. بر همین اساس، مبانی و بنیان های نظری و اعتقادی حاکم بر اندیشه و سیره آن حضرت که شکل دهنده به حکومت و سیاست خارجی اوست، از اهمیت والایی برخوردار است؛ زیرا سیاست خارجی آن حضرت بر چنین بنیان های هویت بخش و متعالی بنا شده است . بنابراین ، پرسش اساسی این نوشتار این است که همان گونه که هر سیاستی مبتنی بر عناصر هویت بخش است، عناصر بنیادین هویت بخش و شکل دهنده به هویت اصلی سیاست خارجی پیامبر اسلام (ص) کدامند؟

در راستای تبیین صحیح مسأله و پاسخ به این پرسش از روش تاریخی و رویکرد توصیفی تحلیلی بهره می گیریم و تکیه اصلی خود را بر آیات قرآن ، اندیشه و سیره آن حضرت قرار می دهیم.

بحث مفهومی و نظری

اگر «سیاست خارجی »[۳] را چگونگی رابطه یک جامعه یا به عبارت دقیق تر یک واحد سیاسی [۴] (امت، قبیله، ملت، دولت، شهر و… ) با سایر واحدهای سیاسی بدانیم ، آنگاه بیانگر راهبردها، برنامه ها، اصول، اهداف و اقداماتی است که توسط سیاست‏گذاران آن واحد سیاسی در برخورد با واحدهای سیاسی دیگر برای تأمین اهداف یا منافع ، وضع و اجرا می گردد. به بیانی دیگر، سیاست خارجی «یک استراتژی یا مجموعه ای طراحی شده از کنش ها است که از سوی تصمیم گیرندگان یک دولت در برخورد با سایر دولت ها یا واحدهای بین المللی با هدف دست یابی به اهداف ویژه ای که با عنوان «منافع ملی » تعریف می شود» (۶. p ،۱۹۸۸،Plano and olton).

بر این مبنا، هر نظام سیاسی دو وظیفه عمده و اساسی دارد: الف) تأمین حقوق شهروندان در داخل و حفظ نظامات داخلی؛ ب) تأمین منافع و مصالح کلی جامعه در ارتباط با جهان خارج. به بیان «علامه نائینی » دو وظیفه اصلی نظام های سیاسی عبارتند از: ۱- حفظ نظامات داخله مملکت و تربیت نوع اهالی… ؛ ۲- تحفظ از مداخله اجانب و تحذر از حیل معموله در این باب… (نائینی، ۱۳۵۸، ص۷). در این میان وظیفه اول بیانگر سیاست داخلی است و وظیفه دوم در چارچوب سیاست خارجی قرار می گیرد.

تحقق این وظیفه در راستای «هدف های عام و همیشگی که ملت در راه تحقق آن ها فعالیت می کند» می باشد (فرانکل، ۱۳۷۰، ص۱۱۸). این اهداف، خواسته ها و دستاوردهای مادی و معنوی یک ملت یا مصالح کلی آنها محسوب می شود و لذا دولت ها معمولا بر مبنای آنها، راهبردهای سیاست خارجی را طراحی و در صحنه سیاسی آنها را اجرا می کنند. مصالح کلی جامعه یا منافع ملی، خود تابع جهان نگری کلی واحد سیاسی می باشند و لذا سیاست خارجی در اصول و فروع خود منتج از جهان نگری است. به بیانی دیگر «اصولا منافع ملی مبتنی بر ارزش های یک جامعه یا یک ملت است و ارزش، آن چیزی است که تحصیل آن برای آن ملت یا جامعه مفید باشد. ارزش های ملی برخاسته از فرهنگ و جهان نگری ملت یا جامعه هستند و به مثابه بیان و تجلی آرمان های مشترک جامعه محسوب می شوند » (جمشیدی ، ۱۳۷۸، ص۲۱). بنابراین سیاست خارجی مبتنی بر هویتی خاص است و این هویت توسط باورها و ارزش های اساسی شکل می گیرد.

پس بنیان های هویت بخش یا مبانی هویتی در اینجا بیانگر نوع بینش و نگرش ، جهت گیری و مواضع فراگیر و جامع فرد نسبت به مسائل اساسی زندگانی اعم از فردی و عمومی است. این بنیان ها به مثابه شالوده ایدئولوژی جامعه و جهت دهنده به زندگانی انسان در ابعاد فردی و عمومی هستند و اهمیت آنها از آن روست که

«مبانی، مقدم بر سیاست هاست » (تیجانی، ۱۳۸۹، ص۲۱) و سیاست ها را می سازد و تبیین می کند. [۵]بنابراین، هر سیاست خارجی به لحاظ هویتی مبتنی بر بنیان های نگرشی طراحان و مجریان خود است.

حضرت محمد (ص) عبد برگزیده خدا (فرقان (۲۵): ۱)، (کهف (۱۸): ۱) و رسول خاتم او (احزاب (۳۳): ۴۰) و دارای کمال اخلاقی متعالی (قلم (۶۸): ۴) و اسم اعظم الهی (امام خمینی، ۱۳۷۴، ص۷۷) و الگوی تمام عیار و همه جانبه (احزاب (۳۳): ۲۱)، (سیوطی، ۱۴۰۴ق، ج۶، ص۴۵؛ صادقی، ۱۳۶۵، ج۲، ص۷۶-۷۵) ما است. در نتیجه او پیامبری حکیم و صاحب معرفت و بینش متعالی است. ابعاد هدایتی و مدیریتی این شخصیت متعالی که در سه بعد فراگیر، یعنی پیامبری حق تعالی، سیاسی و حکمرانی (اعم از شارعیت وحاکمیت و قضاوت ) و مردمی (هدایت و رابطه با مردم ) تجلی عینی یافته است، تبیین گر نگاه او به سیاست و مدیریت جامع در دو بعد داخلی و بین المللی است. در نتیجه او هم پیامبر و سفیر خدا در بین مردم است ، هم مؤسس و بانی حکومت و رهبر و قانون گذار آن است و هم مدیر و هادی و یاور مردمان است (انبیاء(۲۱): ۱۰۷، توبه (۹): ۱۰۸) و… می باشد. در بعد اول، او نبی و رسول خدا و در بعد دوم ، حکیم و سیاست مدار جامعه (نساء(۴): ۱۰۵) و در بعد سوم ، منذر، هادی و راهنمای مردمان است. این ابعاد سه گانه خود مبتنی بر دو رکن شخصیتی و بینشی حضرت است که عبارتند از: «وحی » و «حکمت » که هردو، او را هم با پروردگارش پیوند می دهند و هم با جامعه و مردمش. در این معنا او در عین اینکه سفیر خدا در میان انسان هاست ، فرمان روا و امام آن ها نیز هست. لذا سیاست او و بالتبع سیاست خارجی ایشان، الهی انسانی است.

شناخت سیاست خارجی در اسلام از دو راه وحی و عقل ممکن است . راه وحی دربردارنده دو منبع مهم شناخت در اسلام است که عبارتند از قرآن کریم و سنت و منظور از سنت نیز گفتار، کردار و تأییدات رهبر معصوم و منصوص الهی است. بر همین مبنا، در اینکه بیان و سیره پیامبر (ص) منبع دوم معرفتی اسلام است، در میان هیچ یک از فرقه های اسلامی تردیدی نیست؛ به ویژه اینکه پیامبر (ص)، حکیم و شارع مکتب است و قرآن بر پیروی از او و اطاعت از فرامینش و الگو قراردادن او در تمام ابعاد، تأکید کرده است : «لقد کان لکم فی رسول الله أسوه حسنه »(احزاب (۳۳): ۲۱).

هویت بخشی وحیانی عقلانی

۱. جامعیت اسلام و حکومت

بر اساس دیدگاه پیامبر اسلام، اسلام دینی آسمانی و مبتنی بر وحی الهی است . لذا برنامه ای جامع و کامل است؛ بدین معنا که تمام مواد ضروری برای تمام ابعاد زندگی انسان را در بر دارد. امام صادق (ع) فرمود: همانا خداوند تبارک و تعالی قرآن را بیانگر هر چیزی قرار داده است، حتی به خدا سوگند که رها نکرده چیزی را که بندگان خدا به آن احتیاج داشته باشند، تا آن جا که کسی نمی تواند بگوید ای کاش خداوند آن را در قرآن بیان می کرده و نکرده است » (کلینی ، بی تا، ج۱، ص۷۷؛ حویزی، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۷۴، ح۱۷۴ ).

بر همین اساس، برای کلیه ابعاد و جوانب انسان اعم از جسمانی، روانی، فردی، اجتماعی و سیاسی دارای برنامه و رهنامه است. این بدان معناست که هدف اساسی وحی، تأمین سعادت دنیا و آخرت انسان است . لذا دین وحیانی برای تأمین سعادت و هدایت انسان راهی جز در نظر گرفتن همه ابعاد زندگی و همه نیازهای انسان ندارد. پیامبر خدا (ص) خود در مورد جامعیت مکتب وحیانی قرآن در سفر حجه الوداع فرمود: «ای مردم، هیچ چیزی نیست که شما را به بهشت نزدیک و از آتش جهنم دور کند، مگر آنکه شما را به آن امر نموده ام و هیچ چیزی نیست که شما را به آتش جهنم نزدیک و از بهشت دور کند، مگر آنکه شما را از آن نهی کرده ام » (حر عاملی، ۱۳۶۴، ج۱۲، ص۲۷). امام خمینی نیز، جامعیت اسلام را این گونه توصیف می نماید: «جامعیت و همه جانبه بودن قوانین اسلام آن چنان است که اگر کسی آن را بشناسد، معترف خواهد شد که از حد و مرز فکر بشر

بیرون است و ممکن نیست زاییده قدرت علمی و تفکر انسان باشد» (امام خمینی، ۱۳۷۶، ص۲۶).

بر این اساس، مکتب جامع وحیانی اسلام به حکومت نیز به عنوان نهادی انسانی که می تواند تحقق بخش جانشینی الهی این موجود عاقل مختار در زمین باشد توجهی خاص و همه جانبه نموده است؛ به نحوی که امام خمینی می فرماید: «اسلام دین سیاست است، حکومت دارد» (همان، ص۲۹ ).

این است که پیامبر اسلام (ص) به محض مهاجرت به یثرب و فراهم شدن شرایط، اقدام به تشکیل نظام سیاسی و حکومتی خاص خود نمود؛ نظامی که مبتنی بر میثاق مدینه یا قانون اساسی دولت پیامبر بوده و به صراحت بر حکومت پیامبر در چارچوب جغرافیایی حرم مدینه و بر جمعیت دارای باورهای مشترک یعنی امت تأکید دارد. بر مبنای سنت و سیره پیامبر (ص) سه گزاره اساسی را نتیجه می گیریم که بر اساس آنها حکومت و بالتبع سیاست خارجی، برای تحقق و اجرای منویات وحیانی در زمین، ضرورتی اجتناب ناپذیر دارد.

استمرار زندگی جمعی بشر بر روی کره زمین جز از طریق تشکیل دولت و نظام سیاسی ممکن نیست؛ همان گونه که شاگرد مکتب پیامبر (ص)، حضرت امیر مؤمنان (ع) می فرماید: «و انه لابد للناس من امیر بر او فاجر یعمل فی إِمرَته المؤمن… » (مجلسی، ۱۴۰۴ق، ج۳۳، ص۳۵۸)؛ مردم به زمام داری نیازمندند؛ خواه نیکوکار باشد یا بدکار تا مؤمن در سایه حکومتش به کار خویش مشغول باشد… .

نظام سیاسی و دولت نبوی دارای دو عرصه اقدام و فعالیت بوده است؛ سیاست داخلی و سیاست خارجی و روابط با سایر جوامع. در همین ارتباط محققی نوشته است: هر کس به ساختاری که در زمان رسول اکرم (ص) متعلق بوده، توجه کند، به سلسله مراتب اداری از انواع وزیران و مکاتبان اداری و مستغلات و اقطاعات و تنظیم عهد نامه ها و قراردادهای صلح و سفرا درمی یابد که در مدت حکومت رسول اکرم (ص) با وجود کوتاهی آن، خالی از این گونه اعمال حکومتی و ساختار مناسب با آنها نبوده است و در می باید که این وظایف، متکی به متخصصینی از اصحاب و یارانش بوده است (الکتانی، بی تا، ص۱۰ -۹).

نامه ها و مکتوبات متعدد پیامبر خدا (احمدی میانجی، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۳۴۹-۱۹۵ و ج۲، ص۷۰۶-۳۱۵ و ج۳، ص۶۸۲ -۵)، پیمان صلح حدیبیه، پذیرش وفود (جمشیدی، ۱۳۹۰، ص۵۷۸-۵۴۷)، ارسال سفیران (همان، ص۵۴۴ -۵۲۷) و معاهدات آن حضرت ، همه و همه نشان از وجود رابطه خارجی و تحقق ابعاد گوناگون سیاست خارجی در دولت رسول اللّه (ص) دارند.

۲. تحدید دولت اسلامی (دولت مؤمنان )

دولت اسلامی که به عنوان یک نظام سیاسی مستقل و مبتنی بر وحی الهی در جهان شکل گرفت، برای تبیین روابط خود با جوامع دیگر و به ویژه با توجه به ارزش ها و اهداف خود نظیر اصل دعوت، نیازمند پرداختن به سیاست خارجی بود. از این رو، پیامبر اسلام در کنار سایر اقدامات سیاسی خویش بنیان ها، اصول، اهداف و روش های کلی سیاست خارجی دولت اسلامی را تبیین نمود. تدوین منشور مدینه و اختصاص دادن برخی از مواد آن به سیاست خارجی از اقدامات رسول اللّه (ص) در این حوزه است. در متن منشور مدینه بسیاری از مسائل مهم سیاسی و حکومتی مدینه و سیاست خارجی مورد نظر پیامبر (ص) بیان شده است.

برای نمونه در خصوص امت به عنوان رکن اصلی دولت نبوی چنین آمده است: «انهم امه واحده من دون الناس » (ابن هشام، ۱۹۸۵م، ج۲، ص۱۴۳؛ مجلسی ، ۱۴۰۴ق ، ج۱۹، ص۱۶۸؛ حمیدالله، ۱۳۷۴، ص۱۰۳) یا در ماده ۲۰ آمده است: «هیچ مشرکی [۶] نباید مال یا جان افراد قریش را در پناه خود گیرد و از دست یابی مؤمنی به آنها جلو گیرد» (ابن هشام، ۱۹۸۵م، ج۲، ص۱۴۴؛ حمیدالله، ۱۳۷۴، ص۱۰۸ ).

همچنین یکی دیگر از اقدامات مهم آن حضرت، تعیین مرزهای دولت مدینه بود. «ابی جحیفه » می گوید: به حضور علی (ع) رسیدم و آن حضرت شمشیر خود را خواسته و از غلاف آن قطعه چرمی عربی بیرون آورده و فرمود: تو گذشته از کتاب خدا که فرود آمده، از هرآنچه پیامبر خدا به جا نهاد، به جز این نوشته آگاهی و در آن چنین نوشته بود: بسم الله الرحمن الرحیم محمد رسول خدا فرموده است: «برای هر پیامبری حرمی است و حرم من مدینه است » (سمهودی ، ۱۹۵۵م ، ج۱، ص۹۲؛ حمیدالله، ۱۳۷۴، ص۱۱۲).

همچنین «رافع بن خدیج » گوید: «… فرمان تحریم آن ، بر پوستی خولانی [۷] نوشته شده و نزد ماست… » (مسلم، ۱۴۲۰ق، ص۵۸۴، ح۴۵۷). از «کعب بن مالک » نیز نقل شده است: «پیامبر خدا مرا فرستاد تا بر بلندی های مخیض، الحیفا، ذوالعشیره و تیم که کوه های مدینه اند، نشانه بگذارم » (المطری، ۱۴۲۶ق، ص۱۸۳). اینها تنها نمونه هایی از اقداماتی است که رسول خدا (ص) برای بیان استقلال نظام سیاسی خویش، از جوامع دیگر و اعلام حاکمیت دولت مدینه در برابر سایر جوامع انجام داده است. به بیان دقیق تر، رسول اللّه (ص) بر مبنای تعالیم منبعث از وحی الهی، بنیان های عظیم دولت جدیدی را در جهان پایه ریزی کرد. بر همین مبنا، عناصر بنیادین دولت پیامبر (ص) در مدینه عبارتند از: ۱- حرم مدینه (عنصر سرزمینی دولت )؛ ۲- امت واحده (عنصر جمعیتی دولت )؛ ۳- حاکمیت این امت واحده بر مدینه یا حرم (اصل حاکمیت یا حق حاکمیت ) و ۴. حکومت یا ترتیبات اداری و سیاسی پیامبر اعظم (ص).

این درحالی است که با اتکا بر وحی الهی و شریعت اسلام، رسول اللّه (ص) رابطه خود را با جهان بر مبنای عقیده بیان می کند. در نتیجه «چهار مفهوم اساسی و مرتبط در حقوق بین الملل اسلامی روابط کشور اسلامی با جهان بیرون را تعیین می نماید. این اصول جهاد، دار الاسلام (قلمرو کشور اسلامی )، دارالعهد (قلمرو پیمانی ) و دار الحرب (قلمرو جنگ ) هستند » (بسول ، ۱۳۸۹، ص۴۶).

بر این اساس ، ایجاد دولت و نظام سیاسی و برقراری ارتباط با سایر جوامع یا تدوین و اجرای سیاست خارجی مسأله ای است که هم در اندیشه و هم در سیره سیاسی پیامبر (ص) به عنوان ضرورتی دینی و مبتنی بر وحی الهی و در واقع به عنوان اجرای فرمان حق تعالی برای رساندن انسان ها به سعادت دنیوی و اخروی ایجاد شده است و لذا دارای جایگاهی بس مهم در تاریخ تمدن بشری می باشد. با توجه به ابتنای این دولت بر وحی الهی، سیاست خارجی آن دارای دو ویژگی تعیین کننده «توحید محوری» و «عدل محوری» است .

۳. سیاست خارجی توحید محور

منظور از توحید، یگانه باوری و یگانه پرستی است . به تعبیر «شهید مطهری »: «جهان بینی توحیدی یعنی درک اینکه جهان از یک مشیت حکیمانه پدید آمده و نظام هستی بر اساس خیر و جود و رحمت و رسانیدن موجودات به کمالات شایسته آنها استوار است » (مطهری ، ۱۳۸۰، ص۱۶). از منظر جهان بینی وحیانی اسلام، توحید رکن بنیادین تمام اصول و قواعد شریعت اسلامی است . به بیان امام خمینی(ره): «ریشه و اصل همه آن عقاید که مهم ترین و با ارزش ترین اعتقادات ماست اصل توحید است » (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۵، ص۳۸۷). مهم ترین نقش اجتماعی و سیاسی اعتقاد به خدای واحد در جهان هستی این است که تمام حرکت ها، ایده ها و گرایش ها و نگرش های انسان را در جهت همان مبدأ واحد و رضایت او سوق می دهد. انسان با ایمان همه هستی را در زیر اراده پروردگاری دانا و توانا می یابد. به تعبیر شهید «صدر» در باب عبادات، «انسان نوین به وسیله انجام آنها یک قصد و همت مستقل از همه امور دنیا و منافع مادی در ذات خویش به وجود می آورد تا با دست یابی به اخلاق و پاکی و احساس مسئولیت به مرحله ایثار و فداکاری برسد» (صدر، ۱۳۶۱، ص۵۹).

از سوی دیگر، باور به توحید در بعد اجتماعی به تصمیمات عمومی و رفتار جمعی انسان معنا می دهد. بر همین مبنا باور به توحید و ایمان به خدای واحد، جهت و انگیزه نگرش و رفتار سیاسی در عرصه روابط بین الملل و سیاست خارجی را تعیین می کند؛ به گونه ای که انسان در قبال خدا و مردم احساس مسئولیت وجدانی می کند و از خواست ها و تمایلات خود، توانایی گذشت دارد تا بتواند خود را با نظام عمومی جهان هستی هماهنگ سازد (همان، ص۹۷). چنین نگرشی انسان و جامعه را از خودخواهی و خودرأیی نجات داده و سلطه طلبی و خوی استکباری را از او دور می سازد.

بنابراین، باور به توحید یعنی برخورداری از انگیزه واحد، هدف واحد، راهی واحد و سیری مشخص به سوی ایده آلی مطلوب و مطلق در تمامی ایده ها و حرکت ها و رفتارها در زندگی فردی و سیاسی انسان . پس در بعد سیاست خارجی و روابط با جوامع دیگر نیز توحید، جهت دهنده و تعیین کننده تصمیمات و رفتارهای سیاست مداران است . برای مثال، در مساله جنگ با دشمن متجاوز، قید «فی سبیل الله » (بقره (۲): ۱۹۰ ) که در قرآن و سنت مطرح شده است، بیانگر اهمیت و کارکرد این مبنای وحیانی در روابط بین الملل است. اهمیت این نگرش به حدی است که رسول اللّه (ص) می فرماید: «ما قلت و لا قال احد قبلی قط کلمه افضل من لا اله الا الله » (صدوق، ۱۳۹۸ق، ص۱۸)؛ نه من کلمه ای بالاتر از لا اله الا الله گفته ام، نه هیچ گوینده ای قبل از من چنین گفته است. در این ارتباط سیره پیامبر در برخورد با «دعثور بن حارث » بعد از غزوه «ذی امر» جالب است؛ آنگاه که رسول الله سلاح برگرفته و لباس های رویی خویش را شسته و آویزان کرده و در حال استراحت بود و او با شمشیر، خود را بر بالای سر پیامبر رساند و حضرت را تهدید کرد که چه کسی می تواند امروز تو را از دست من نجات دهد؟ پیامبر فرمود: خدا. آنگاه نیرویی معنوی (حاصل از باور پیامبر) دعثور را بر خود بلرزاند و شمشیر از دستش بیفتاد. رسول خدا آن را برگرفت و فرمود اکنون چه کسی تو را از دست من نجات می دهد؟… (ابن سعد، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۳۴؛ آیتی، ۱۳۹۱، ص۲۴۰).

در نگرش توحیدی پیامبر (ص) همت انسان در عرصه سیاست داخلی و خارجی، خدایی و متوجه کمال و رهایی انسان ها است. برای نمونه می فرماید: «من اصبح و همه غیر الله فلیس من الله فی شی ء و من أصبح لا یهتم بالمسلمین فلیس منهم » (پاینده، ۱۳۷۷، ص۷۵۸، ح۲۹۵۵؛ حرانی ، ۱۴۲۳ق ، ص۴۷؛ مجلسی، ۱۴۰۴ق، ج۷۰، ص۲۴۳)؛ کسی که روزش را شروع کند در حالی که هم او غیر از خدا باشد، پس در هیچ امری از خدا نیست و کسی که روز خود را شروع کند در جایی که اهتمام به امور مسلمانان ندارد از آنان نیست. در چنین نگرشی انسان دارای شرافت و کرامت ذاتی و شایسته خلافت الهی است (مطهری، ۱۳۸۰، ص۱۹ ). پس انسان ها به حکم این شایستگی به تدبیر روابط خود با یکدیگر در عرصه بین المللی می پردازند. در این نگرش وحیانی، رهبری نیز توحیدی و در وهله اول منتسب به رسول اللّه (ص) است. در خصوص حاکمیت و رهبری پیامبر بر تمام امت در ماده ۴۲ منشور مدینه می خوانیم: «هرگاه میان متعهدان به این پیمان نامه، قتلی یا رویدادی ناگوار و یا ناسازگار که خطر تباهی همراه داشته باشد، روی دهد، بی گمان برای رهایی از آن ، باید به خدا و پیامبر وی محمد (ص) روی آورند (فإن مَرَدَّه الی الله عز و جل ، و الی محمد (ص)) [مشیت ] خداوند بر نگهداشت و پذیرفتن این نوشته جاری است » (ابن هشام، ۱۹۸۵م، ج۲، ص۱۴۴ ). پس، پیامبر اسلام رهبر و مرجع و داور همه این گروه ها در اختلافاتی بود که ممکن بود موجب اخلال در امنیت و نظم عمومی دولت و شهر مدینه شود (احمدالعالی، ۱۳۸۱، ص۹۳-۹۲ ).

یکی از اصول مهم جهان بینی و نگرش اسلامی وحیانی بسیار مؤثر در تصمیمات سیاست خارجی و داخلی، اصل ایمان به زندگی جاوید و حیات اخروی است که از شرایط اساسی مسلمانی است ؛ «یعنی اگر کسی این ایمان را از دست بدهد و انکار کند از زمره مسلمانان خارج است » (مطهری، ۱۳۶۲، ص۴). بر اساس این باور که بیانگر زندگی دوباره انسان پس از مرگ می باشد، مرگ، نیستی و فنا نبوده، بلکه صرفا انتقال انسان از عالمی به عالم دیگر و از نشئه ای به نشئه دیگر محسوب می گردد و پس از آن زندگی انسان به گونه ای دیگر ادامه می یابد. باور به این زندگانی دوباره مهمترین مسأله ای را که در عرصه تصمیم گیری و برخورد در روابط سیاسی مطرح می سازد، احساس مسئولیت نسبت به حساب و کتاب جهان آخرت است که در قیامت کبری صورت می گیرد و در کتاب خدا و سنت تحت عناوینی چون «یوم الفصل یا روز جدایی » (نبأ (۷۸): ۱۷)، «یوم التغابن یا روز زیان و ضرر» (تغابن (۶۴): ۹)، «یوم الحسره » (مریم (۱۹): ۳۹)، «یوم تبلی السرائر» (طارق (۸۶ ): ۹) و… آمده است.

به علاوه، آنچه در اینجا حائز اهمیت است ، اینکه در این نگاه به تعبیر پیامبر (ص) «الدنیا مزرعه الاخره » (ابن ابی جمهور، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۲۶۷) است و بر اساس نگاه قرآن «و وجدوا ما عملوا حاضرا» (کهف ( ۱۸ ): ۴۹ )، این جهان محل تلاش و کوشش است؛ در حالی که جهان آخرت محل برداشت محصول است و در آنجا هرچه را که انسان انجام داده است می بیند و بر مبنای هرچه کرده است با او رفتار می شود. بر این اساس، احساس مسئولیت عاملان سیاسی در نوع تصمیمات و اقدامات آنها در عرصه سیاست خارجی بسیار تأثیرگذار و تعیین کننده است و این خود یکی از بزرگ ترین درس های سیاست خارجی پیامبر برای متصدیان این عرصه است.

بنابراین، در سیاست خارجی حکومت پیامبر، برقراری رابطه با دیگران و هم زیستی با جوامع دیگر بر مبنای خشنودی همه جانبه حق تعالی انجام می گیرد. پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «احب الاعمال الی الله الحب فی الله و البغض فی الله » (پاینده، ۱۳۷۷، ص۳۰۲؛ مجلسی، ۱۴۰۴ق، ج۶۶، ص۲۵۲)؛ دوست داشتنی ترین کردارها در پیشگاه خداوند، دوستی ورزیدن در راه او و دشمنی ورزیدن برای اوست. یا می فرماید: «ان اوثق عری الاسلام ان تحب فی الله و تبغض فی الله » (پاینده، ۱۳۷۷، ص۳۷۳؛ مجلسی ۱۴۰۴ق، ج۶۶، ص۲۳۹؛ نوری، ۱۴۰۸ق، ج۱۲، ص۲۱۹). محکم ترین دستاویزهای اسلام دوست داشتن برای خدا و دشمنی برای اوست.

همچنین پذیرش ولایت خدا و اولیای او پذیرش اصل حاکمیت الهی بر جهان هستی و نفوس انسانی رهبری مؤمنان و انسان های صالح، پیروی و فرمان برداری از خدا و نفی حاکمیت های دیگران و رهبری های دیگران یعنی تولی و تبری نیز از اصول مهم این سیاست خارجی است. همچنین پذیرش یاری خدا و یارانش و تکیه بر او و اعتقاد به او و نفی یاری ستمگران، کافران و بیگانگان و عدم اعتماد به آنان و حتی نفی دوستی آنان و رابطه مسالمت آمیز با ستمگران و دشمنان از این مقوله است. در سایه تحقق این نوع سیاست خارجی، استقلال، عزت، خودشکوفایی و ثبات جامعه فراهم می گردد: «یا أیها الذین آمنوا لا تتخذوا الکافرین أولیاء من دون المؤمنین أتریدون أن تجعلوا لله علیکم سلطانا مبینا» (نساء(۴): ۱۴۴)؛ ای مؤمنان مبادا ولایت و سرپرستی کافران را بپذیرید و مؤمنان را رها سازید، آیا می خواهید خدا را (بر عذاب در مورد چنین اقدامی ) نسبت به خود دارای حجتی آشکار گردانید.

بر همین مبنا حضرت محمد (ص) در خطبه غدیر می فرماید: «ان الله مولای و انا مولی المؤمنین و انا اولی بهم من انفسهم فمن کنت مولاه فعلی مولاه » (پاینده، ۱۳۷۷، ص۳۸؛ مجلسی ، ۱۴۰۴ق، ج۳۷، ص۳۵۷؛ امینی، بی تا، ص۱۵۱-۱۲)؛ البته بدانید که خدا سرپرست و فرمانروای من و من سرپرست مؤمنان هستم و من نسبت به آنها از جانشان سزاوارترم، پس هرکس که من سرپرست و فرمانروای اویم ، پس علی فرمانروا و سرپرست اوست.

۴. سیاست خارجی عدل محور

ایمان به عدل الهی (سبحانی، ۱۴۲۰ق، ص۱۶۴) و وجود آن در سرتاسر جهان هستی و ابتنای آن بر علم و حکمت حق تعالی (طوسی، ۱۳۶۷، ص۲۳۷-۲۳۳) نیز می تواند نقشی عظیم در زندگانی سیاسی و جهادی انسان در دو بعد داخلی و خارجی ایفا نماید. عدل در اینجا به مثابه یکی از ارکان و پایه های دین در نظر گرفته می شود که هستی، دین، سیاست و راهبردهای آن و شرع الهی بر اساس آن ایجاد شده است و بدون آن معنا و مفهوم ندارد. عدل در اینجا علاوه بر اهمیت ذاتی اش دارای امتیاز و نقش مهم اجتماعی و سیاسی است؛ زیرا صفتی از صفات ذات مقدس باری تعالی است که از میان صفات او برآمده و تبدیل به اصلی از اصول دین شده است . این امر علاوه بر اهیمت ذاتی عدل، به علت اهمیت و نقش اجتماعی و سیاسی آن نیز می باشد. به تعبیر شهید صدر: «همانا عدل، صفتی است که بازدهی و نقش اجتماعی دارد، جامعه و حرکت اجتماعی را بی نیاز می سازد و جامعه بشری و حرکت اجتماعی بیش از هر صفت دیگری شدیدا نیازمند عدل است » (صدر، بی تا، ص۱۹۷)؛ زیرا با اعتقاد به این مسأله است که انسان در تمام عرصه ها از جمله سیاست خارجی، خود را در محضر عدل الهی احساس می کند و لذا رفتار خود را به گونه ای تنظیم می نماید که تحقق بخش عدل الهی در جامعه بشری باشد. کنش ها و رفتار سیاسی و به طور کلی هرگونه اقدام، باور و رفتار در این دیدگاه جز بر اساس عدل الهی و برای تحقق آن صورت نمی گیرد. به طور کلی از دیدگاه حضرت محمد (ص) وجود و هستی و قوانین شرع در کلیت خویش بر یک اصل اساسی و تعیین کننده بنا می شود و آن «عدل » یا «داد » است. آن حضرت این موضوع را با صراحتی تام به این نحو بیان می دارد: «و بالعدل قامت السموات و الارض… » (فیض کاشانی، ۱۴۰۲ق، ص۱۰۷)؛ و آسمان ها و زمین بر عدل و داد بنا شده اند.

پس همان گونه که عدل در کل هستی میزان و معیار است و انسان نیز بخشی از کل هستی می باشد، عدل، میزان خدا در زمین برای انسان و جامعه است ؛ میزانی که اعتقادات، اندیشه ها، کردار و گفتار و جامعه با آن سنجیده می شود و بر اساس آن در مورد انسان ها و امت ها قضاوت می گردد: «العدل میزان الله فی الارض فمن اخذه قاده الی الجنه و من ترکه ساقه الی النار… » (نوری، ۱۴۰۸ق، ج۱۱، ص۳۱۸-۳۱۷ )؛ عدالت ترازوی خداوند در زمین است. پس هر آن کس که آن را دریابد، به سوی بهشتش رهبری می کند و هرکس که ترکش نماید به جهنم سوقش می دهد. بنابراین ، از دیگر مبانی وحیانی سیاست خارجی حکومت پیامبر، توجه به عدالت در همه ابعادش و تلاش برای تحقق و گسترش آن در سرتاسر زمین است.

بر همین اساس، در طراحی و اجرای سیاست خارجی پیامبر خدا، عدل خواهی و ستم ستیزی جایگاهی والا می یابد و هیچ رفتار یا کنش سیاسی و دیپلماتیک در نگرش آن حضرت بدون عدل خواهی و ستم ستیزی معنا و ارزش ندارد. برای نمونه در قرآن کریم در تشریع جهاد، این گونه سخن می گوید: «و قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم و لا تعتدوا» (بقره (۲): ۱۹۰ )؛ در راه خدا با کسانی بجنگید که با شما می جنگند و تجاوز و تعدی را روا ندارید.

پس در نگاه حضرت محمد (ص)، عدالت باید در احساس، اندیشه، گفتار و کردار آدمی در بعد فردی و اجتماعی تجسم یابد؛ یعنی انسان و جامعه هر دو باید متصف به وصف عدالت گردند، همان گونه که قرآن می فرماید: «و إذا قلتم فاعدلوا » (انعام (۶): ۱۵۲) (بلاغی، بی تا، ص۱۰۷ )؛ چون سخن گویید، پس به عدل و داد گویید. و نیز می فرماید: «ما من افصل عند الله من امام ان قال صدق و ان حکم عدل» (فرید تنکابنی، ۱۳۷۷، ص۴۴۸؛ متقی هندی، ۱۴۰۴ق ، ج۶، ص۷)؛ هیچکس در نزد خدا از پیشوایی که چون سخن گوید راست گوید و چون حکم کند عدالت ورزد، برتر نیست. ایشان در بیانی روشن ، رابطه سیاسی و حکومتی را به تک تک افراد جامعه به صورت برابر و به عنوان مسئولیتی ضروری یا امری انسانی نسبت می دهد.

آن جا که می فرماید: «کلُّکم راعٍ و کلُّکم مسئول عن رعیته » (مجلسی، ۱۴۰۴ق، ج۷۲، ص۳۸؛ مسلم، ۱۴۲۰ق ، ص۸۲۵ )؛ شما همگان نگهبانید و همگی شما در برابر مورد نگهبانی خویش مسئول هستید. در سیاست خارجی عدل محور رسول اللّه (ص)، فضیلت و مکرمت اخلاقی، به مثابه رکن تعیین کننده در برخورد با دیگران در نظر گرفته شده و لذا از اهمیت سرنوشت سازی برخوردار است. تکیه بر تهذیب نفس، تقوی و رعایت عدالت در زندگانی، در جهت ایجاد زندگانی فردی و جمعی سالم و سعادتمند صورت می گیرد؛ چرا که از نگاه اسلام بدون فضایل، پاکی ها و معنویات، زندگانی معنا و مفهوم حقیقی خود را ندارد. پیامبر (ص) می فرماید: «ان اکرمکم عند الله اتقاکم و لیس لعربی علی عجمی فضل الا بالتقوی » (اعلمی، ۱۴۰۸ق، ص۳۶).

همچنین در عهدنامه حضرت با «مسیحیان نجران » می خوانیم: «سرزمین آنها پایکوب نخواهد شد و به آنجا لشکرکشی نمی شود و هر کس از ایشان حقی را مطالبه کند در کمال انصاف، بدون اینکه بر آنان ستم شود یا ستم کننده باشند، بررسی خواهد شد» ( احمدی میانجی، ۱۳۶۳، ص۱۳۵). در چنین نگاهی تقوی و تهذیب معیار کنش ها، افعال و اقدامات در عرصه سیاست خارجی و روابط بین الملل و در برخورد با جوامع دیگر می باشد. سیاست مدار باید متقی، پرهیزگار و فردی اخلاقی باشد و اگر این گونه نباشد، شایستگی ابلاغ رسالت و سفارت را در میدان سیاست ندارد.

۵. سیاست خارجی حق گرا

یکی از مهم ترین ارکا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *