تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تحلیل نهضت جهانی عاشورا؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل نهضت جهانی عاشورا با 101 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل نهضت جهانی عاشورا:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل نهضت جهانی عاشورا به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل نهضت جهانی عاشورا با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل نهضت جهانی عاشورا تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل نهضت جهانی عاشورا را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تحلیل نهضت جهانی عاشورا :

تحلیل کوتاهی درباره نهضت جهانی امام حسین علیه السلام دارای عناصری است. عنصر اول این است که تولّی آن حضرت و تبرّی از دشمنان آن حضرت مثل خود اسلام با دو اصل همراه است: یکی کلیت، یکی دوام؛ یکی همگانی و یکی همیشگی؛ یعنی همان طوری که اسلام با این دو اصل نازل شده است که جهان شمول است «لجمیع الناس فی جمیع العصر» است، برای همه مردم «إلی یوم القیامه» هست تولّی و تبرّی نسبت به جریان کربلا هم این چنین است. می بینید در سلامی که به ما آموختند که به پیشگاه آن حضرت عرض کنیم، می گوییم سلام همه ما به پیشگاه شما «ما بقی اللیل و النهار»؛

[۱]

تا زمان، زمان هست این عرض ادب به پیشگاه شماست، این از نظر زمان و از نظر افراد هم وظیفه همه ما «إلی یوم القیامه» این است که بگوییم: «وَ جَعَلَنَا اللَّهُ وَ إِیاکمْ مِنَ الطَّالِبِینَ بِثَارِه» این عرض تسلیت در ایام عاشورا دو بخش دارد: یکی درخواست اجر است بگوییم: «أَعْظَمُ اللَّهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَینِ»؛ اما آنکه پیام جاودانه دارد این است که «وَ جَعَلَنَا اللَّهُ وَ إِیاکمْ مِنَ الطَّالِبِینَ بِثَارِه»؛ «ثار»؛ یعنی خونبها، این شعار «إلی یوم القیامه» هست؛ یعنی از خدا درخواست می کنیم آن توفیق را به ما بدهد که خونبهای کربلا را از قاتلان کربلا بگیریم. سرّش آن است که وجود مبارک سیدالشهداء، سخن از تمثیل است نه تعیین، نفرمود من با یزید بیعت نمی کنم فرمود: «مِثْلِی لا یبَایعُ مِثْلَهُ»؛

[۲]

پس حق در برابر باطل خضوع نمی کند اگر شخص بود دیگر «إلی یوم القیامه» نبود؛ شخصیت حقوقی است؛ یعنی امامت، ولایت، رسالت، دین و خلاصه یعنی حق در برابر باطل نیست، «مِثْلِی لا یبَایعُ مِثْلَهُ».

اما به ما چه که خونبها بگیریم؟ برای اینکه پدر ما را شهید کردند، ما اینها را به عنوان پدری قبول کردیم. وجود مبارک پیامبر(علیه و علی آله آلاف التحیه والثناء) فرمود: هر کسی شناسنامه ای دارد که پدر و مادر او شناسنامه او را تنظیم می کنند، این شناسنامه طبیعی است؛ اما هر کس بالغ شد، موظّف است برای خود شناسنامه بگیرد، ما حاضریم شما را به عنوان فرزندی قبول کنیم، بیایید بچه های ما بشوید: «أَنَا وَ عَلی أَبَوَا هَذَهِ الاُمَّه»

[۳]

ما هم اطاعت کردیم، گفتیم فرزندان شما هستیم، پدر ما علی بن ابی طالب است و مادر ما صدیقه کبراست؛ پس پدر ما را کشتند و چون پدر ما را شهید کردند، ما خون بها طلب داریم. به ما نگفتند در دعا بگویید ما طرفدار حسین بن علی هستیم، با هر کسی که باطل است، با او مبارزه کنیم نه خیر، به ما شناسنامه دادند، پیوند عاطفی دادند: «أَنَا وَ عَلی أَبَوَا هَذَهِ الاُمَّه»؛ بنابراین ما حق داریم که خونبها طلب کنیم، چون فرزند حسین بن علی هستیم، پس اصل اول این است که جریان نهضت کربلا، مثل خود اسلام با این دو اصل همراه است: اصل کلیت، اصل دوام؛ کلیت ناظر به افراد است دوام ناظر به اَزمان است.

اما اصل دوم و عنصر محوری دوم که چگونه جریان کربلا سامان پذیرفت؟ چگونه همه جمع شدند پسرِ دخترِ پیغمبر را شهید کنند، آنها که دست اندرکاران دنیا بودند و دین خود را به دنیا فروختند، در اواخر عمر مبارک پیامبر (علیه و علی آله آلاف التحیه والثناء) نقشه مشئومی کشیدند، گرچه از اول بی نقشه نبودند؛ ولی برنامه رسمی آنها بود که اگر حضرت رحلت کرد ما چه کنیم، لذا در جریان جیش اُسامه تخلّف کردند که مشمول آن طرد حضرت شدند. اینها اوّلین کاری که کردند آمدند این گنجینه را به اسارت بردند، دین که مجموعه قرآن و سنّت است، همه چیز را دارد؛ یعنی سیاست دارد، ثقافت و فرهنگ دارد، مسائل فقهی دارد، اخلاقی دارد، اجتماعی دارد و ده ها حکم دیگر، این به نام دین است، آمدند این گنجینه را یکجا غارت کردند و به اسارت بردند. با جریان مبارزه چند ساله علی بن ابی طالب، گوشه ای از این گنجینه آزاد شد و با جریان کربلا، بخش وسیعی از این گنجینه آزاد شد با جریان امام باقر و صادق و سایر ائمه (علیهم الصلاه و علیهم السلام) به تدریج این گنجینه ها کاملاً آشکار شد. وجود مبارک حضرت امیر در نامه ای که برای مالک اشتر می نویسد در آن نامه معروف فرمود مالک! شما از اوضاع سیاسی مدینه بی خبری و من برای خلافت و امثال خلافت مبارزه نکردم و نمی کنم مالک! ـ با جمله اسمیه مصدّر به «إنّ» برای تأکید ـ «فَإِنَّ هذا الدِّینَ قَدْ کانَ أَسِیراً فِی أَیدِی الْأَشْرَارِ یعْمَلُ فِیهِ بِالْهَوی وَ تُطْلَبُ بِهِ الدُّنْیا».

[۴]

همین که حضرت رحلت کرد همه این دسیسه کننده ها کلّ دین را به غارت بردند گوشه ای از آن در سقیفه ظاهر شد تنها خلافت را به اسارت نبردند به غنیمت نبردند، قرآن را به بند کشیدند، سنّت را به بند کشیدند، تفسیر قرآن به رأی آنها بود، نقل سنّت قدغن بود، «فَإِنَّ هذا الدِّینَ قَدْ کانَ أَسِیراً فِی أَیدِی الْأَشْرَارِ»؛ کسی که در بند است نماز و روزه دارد اما اسیرانه، مردم قرآن می خواندند، نماز می خواندند ولی یک قرآن اسیر، یک نماز اسیر؛ لذا اینها هیچ اثری نکرده، «فَإِنَّ هذا الدِّینَ قَدْ کانَ أَسِیراً فِی أَیدِی الْأَشْرَارِ یعْمَلُ فِیهِ بِالْهَوی وَ تُطْلَبُ بِهِ الدُّنْیا» از آن طرف ابوالزوجه آمده، از آن طرف زوجه آمده، اعضای داخلی پیامبر در اسارت این دین سهم بسزایی داشتند، از آن طرف دیگران هم که بی ارتباط نبودند. سقیفه گوشه ای از اسارت دین بود؛ مرحوم صدرالمتألهین رساله ای دارد جزء آن سه رساله است، در آن سه رساله این بیان را دارد که «قُتِلَ حُسَینُ بن عَلِی بنِ أَبِی طَالِب (علیهما السلام) یوْمَ السَقِیفَه» این حکیم الهی می گوید: روز سقیفه حسین بن علی شهید شد؛

[۵]

یعنی از همان روز خطر قتل پیش آمد. پس اصل دوم آن است که این دین به اسارت رفته، مردم هم طبق بیان نورانی حضرت امیر در همان عهدنامه مردم عمود دین هستند؛ اما مؤمنان جامعهاند. فرمود مالک! کار به دست مردم است، «إِنَّ عِمَادُ الدِّینِ» ما درباره نماز داریم «أَلصَّلاهُ عَمُودُ الدِّین»؛

[۶]

اما با جمله تأکیدیه نداریم که «إِنَّ الصّلاهَ عَمِودُ الدِّین»؛ ولی درباره حضور مردم فرمود: «وَ إِنَّمَا عِمَادُ الدِّینِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِین وَالْعُدَّهُ للْأَعْدَاءِ الْعَامَّهُ مِنَ الْأُمَّهِ»

[۷]

فرمود ستون دین مردمِ متدین اند اگر دیندار نباشند ستونی در کار نیست این خیمه می ریزد آن وقت هر کسی این خیمه را به سود خود ارباً اربا می کند. وقتی مردم را بررسی می کنید که می شود اصل سوم، همان هایی بودند که قَالَتِ الأعْرَابُ آمَنَّا ذات اقدس الهی فرمود: نگویید آمَنَّا قُل لَمْ تُؤْمِنُوا وَلکن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا یدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکمْ

[۸]

اکثری مردم این طور بودند وجود مبارک امیرالمؤمنین، أنس و پنج نفر دیگر را حاضر کرد فرمود شما صریحاً در جریان غدیر بودید، بیایید شهادت بدهید و اگر شهادت ندادید توی أنس گرفتار برص می شوی، یک؛ این برص به سرت می گیرد، دو؛ با هیچ پارچه ای نمی توانی این ننگ و این ذلّت برص سر را بپوشانی، سه؛ این کار را نکن بیا شهادت بده! شهادت نداد و در آخر عمر به برص سر مبتلا شد، پنج نفر دیگر هم همین طور بود به تک تک آنها فرمود اگر شهادت ندادید به فلان گرفتاری مبتلا می شوید همه آنها گرفتار شدند؛ این در عصر علی بود که شاهدان غدیر بودند. این لَمَّا یدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکمْ؛ آن وقت هم حاکم بود، وگرنه اینها که شهادت می دادند، مسئله حل می شد صریحاً حضرت به أنس فرمود: تو که در صحنه بودی بیا شهادت بده. اصل بعدی آن است که هر چه فاصله از جریان رحلت رسول خدا (علیه و علی آله آلاف التحیه والثناء) بیشتر می شد، این خوی جاهلی شکوفاتر می شد و اسلام خفته تر می شد که قَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا

[۹]

این دَسَّاهَا ملاحظه فرمودید سه تا سین دارد، «تدسیس» از باب تفعیل است و برای تکثیر است و تشدید است، این «تدسیس» ثلاثی مجرّد آن «دَسَّ» است. «دسیسه» عبارت از آن است که انسان مثلاً مقداری خاک ها را کنار ببرد چیزی در درون خاک بگذارد بعد روی آن خاک بریزد این را می گویند دسیسه: أَمْ یدُسُّهُ فِی التُّرَابِ

[۱۰]

این است این را می گویند دسیسه که «دسّ» ثلاثی مجرد است، وقتی باب تفعیل می رود با تکثیر و تشدید همراه است، آن «سین سوم» تبدیل به «یاء» شده و «یاء» تبدیل به «الف» شده، شده «دسّاها»؛ قَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا؛ یعنی «دسّسها»، اینها فطرت را، دین را تدسیس کردند اغراض و غرائز سیاسی را روی دین پوشاندند دین در زیر دفن شده است؛ حالا چه کسی باید این دینِ دفن شده را بازخوانی کند و بالا بیاورد کار مشکلی است. بنابراین فضای مدینه بعد از رحلت رسول خدا (علیه و علی آله آلاف التحیه والثناء) جنگ با دین بود، دین را به اسارت گرفتند؛ آن وقت علی بن ابی طالب (سلام الله علیه) به وسیله دین می خواهد مبارزه کند، شمشیر را از دست او گرفتند، می خواهد به آیه استدلال کند، آنها می گویند ما مفسّر داریم، بخواهد با غدیر استدلال کند می گویند شاهد ندارید؛ حضرت به مالک فرمود: مالک! اینکه می بینی دست ما کوتاه است، برای اینکه ما با دین می خواهیم مردم را هدایت کنیم، اینها دین را به اسارت گرفتند، بخواهیم آیه بخوانیم که اینها می گویند آیه این است، بخواهیم به سنّت پیامبر استدلال کنیم می گویند این است، ما به چه چیزی استدلال کنیم؟! «فَإِنَّ هذا الدِّینَ قَدْ کانَ أَسِیراً فِی أَیدِی الْأَشْرَارِ یعْمَلُ فِیهِ بِالْهَوی وَ تُطْلَبُ بِهِ الدُّنْیا». این شش نفر را وجود مبارک علی بن ابی طالب احضار کرد، فرمود: أنس! تو و این چند نفر همه در صحنه غدیر بودید بیایید شهادت بدهید؛ عدّه ای را وجود مبارک سالار شهیدان در روز عاشورا اسم برد فلانی! تو نامه نوشتی امضای تو نزد من است، بیا شهادت بده و بگو من نامه نوشتم شما مرا دعوت کردید آنها گفتند ما دعوت نکردیم، حضرت فرمود امضای شماست، خطّ شما نزد من است صریحاً در روز عاشورا استدلال کرده، اسم آنها را خوانده ای شبث ای فلان؛ این در قدیمی ترین مقتل ما مقتل ابیمخنف هست، طبری همه اینها را احیا کرده، وگرنه سندی غیر از تاریخ مقتل ابیمِخنف و اینها که نداریم، ما برای تحلیل جریان کربلا هیچ راهی نداریم مگر کمک به روایات اهل بیت، آنها می دانند در آن شبی که وجود مبارک سالار شهیدان با عمرسعد ملعون، دو نفره نشستند گفتگو کردند چه چیزی گفتند، چون نه از حسین بن علی چیزی نقل شده که ما چه چیزی گفتیم و چه چیزی شنیدیم، نه عمرسعد سند زنده ای به دست آنها داد. اینکه من تأمین می کنم، عائله ات را تأمین می کنم، اگر زمین خواستی من زمین می دهم، اگر نگران خانه هستی، وضع اینها خیلی روشن نیست چه کسی اینها را نقل کرده در همین مقتل ابی مِخنف و دیگران آمده که وقتی وجود مبارک حسین بن علی (سلام الله علیه) به عمرسعد از آن جلسه سرّی بیرون آمدند با کسی مصاحبه نکردند، تا روشن شود چه چیزی گفته باشند؛ اما ائمه (علیهم السلام) کاملاً از زوایای اینها باخبر بودند و بسیاری از نکات برجسته مقتل در تحلیلات اینهاست.

[۱۱]

جریان مقتل هم مثل فقه و اصول است. شما می بینید بارها به عرض شما رسید این «لا تَنْقُضِ الْیقِینَ أَبَدَاً بالشَّک»

[۱۲]

بیش از پنج جمله نیست حداقل فقهای ما پنجاه تا رساله و کتاب درباره اش نوشتند وقتی سخن امام در حوزه های علمیه مطرح می شود اشکال، سؤال، متن، تحلیل، تجزیه این پنج جمله شده پنجاه کتاب، برای همین پنجاه سال اخیر با حذف مکرّرات، سخنان نورانی ابی عبدالله هم همین طور است، جریان مباهله را شاگردان ابی عبدالله در جریان کربلا زنده کردند، این مباهله رفت که بمیرد، اینها در کربلا زنده کردند، گفتند بیایید مباهله کنیم. جریان کربلا قدم به قدم احیای این معارف بود، هم مسئله مباهله بود، هم مسئله ولایت بود، هم مسئله حاکمیت بود، هم مسئله حق و باطل بود بسیاری از این مسائل بود، بنابراین اکثری مردم این طور بودند نامه هایی که نوشتند انکار کردند چه اینکه شاهدان عینی غدیر انکار کردند.

جریان بعدی این است که وجود مبارک سیدالشهداء (سلام الله علیه) از همان اول قصد عمره مفرده داشت در مقتل ها گاهی نوشته می شود که حضرت حج را تبدیل به عمره کرد یا حجّ إفراد کرد و مانند آن؛ اما آنکه در بحث های فقهی ماست در روایات فقهی ماست ائمه (علیهم السلام) فرمودند از همان اول قصد عمره مفرده داشت از اول قصد حجّ نداشت، این طور نبود که حجّ خود را تبدیل به حجّ عمره بکند یا حجّ إفراد کند و از مکه خارج شود اصلاً به احرامِ حجّ مُحرم نشده بود قصد داشت می دانست؛ اما چطور این راه را انتخاب کرده و قیام کرده و فرزندان خودش را برده، این می خواهد خاورمیانه را احیا کند آ ن روز هیچ راهی برای احیای خاورمیانه نبود، خاورمیانه آن روز مکه و مدینه و شام و عراق بود این محدوده بود که خاورمیانه اسلامی بود. وجود مبارک سیدالشهداء بخشی را شخصاً تشریف بردند، بخشی را پیام دادند، بخشی را مذاکره کردند، بخشی را با سر رفتند، بخشی را با اسرا اداره کردند؛ یعنی مکه را، مدینه را، فاصله مکه و مدینه را و فاصله مکه و عراق را، فاصله عراق و شام را اهل بیت رفتند، پیام دادند سخنرانی کردند نامه دادند نامه گرفتند خاورمیانه را بیدار کردند که بعد جریان مختار اثر کرد. بدون برنامه و بدون تصمیم که نبود؛ لذا هر کس خواست برود فرمود بروید؛ ولی بچه های من باشند، با اینکه یقین داشت اینها به اسارت می روند، فرمود: اینها باید باشند شما خواستید بروید، بروید، بیعت را از شما برداشتم اما بچه های من باید باشند، اینها پیام دارند، اینها باید کوفه را اداره کنند، شام را اداره کنند برگشت از شام تا مدینه را اداره کنند. حضرت نامه ها نوشت، مصاحبه ها کرد قدم به قدم اتمام حجّت کرد. در مکه آن سخنرانی رسمی را اعلام کرد، با ابن زبیر یک طور مصاحبه کرد، با ابن عباس یک طور مصاحبه کرد، همه را از وضع شام روشن کرد، مردم خوابیده بودند و همه اینها را بیدار کرد؛ لذا وجود مبارک امام سجاد(سلام الله علیه) با آن وصف اسیرانه که از کربلا به شام آمد، در دم دروازه شام به حضرت عرض کردند، در این صحنه چه کسی پیروز شد؟ فرمود ما؛ «وأَوْدَاجُهُ تَشْخُبُ دَماً»؛

[۱۳]

فرمود: ما پیروز شدیم، ما رفتیم نام مبارک پیغمبر و دین را زنده کنیم از اسارت در بیاوریم و در آوردیم: «إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَعْلَمَ مَنْ غَلَبَ وَ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلَاهِ، فَأَذِّنْ ثُمَّ أَقِمْ»

[۱۴]

این دین اسیر بود ما این را آزاد کردیم این زنجیر را از گردن دین برداشتیم به گردن خودمان گذاشتیم دین باید آزاد باشد این کار را کردیم ما پیروز شدیم. الآن هم که شما می بینید اسلام یک میلیارد و اندی مسلمان هست و بالأخره آثار اسلامی دارد ظهور می کند، اگر یمن علیه آن آل سعود جاهلی دارد می جنگد با همین اسلام کربلایی است و اگر فلسطین دارد با اسرائیل مبارزه می کند با همین اسلام کربلایی است، اینها رفتند بله آزاد کردند. این بیان نورانی سیدالشهداء در دم دروازه شام اصلی است از اصول اسلامی فرمود این زنجیر را ما از گردن دین برداشتیم از دست و پای دین برداشتیم حالا روی گردن ما گذاشتند، بگذارند، ولی دین بالأخره آزاد شد ما رفتیم دین را آزاد کردیم الآن ایران اگر اسلامی است و سایر کشورها اسلامی اند به برکت کربلاست، فرمود ما رفتیم دین را آزاد کردیم و پیروزمندانه داریم برمی گردیم ما که نرفتیم خودمان را آزاد کنیم ما خونبهای اسلام شدیم.

اصل بعدی آن است که وجود مبارک سالار شهیدان (سلام الله علیه) فرمود: انسان آزادی اش به معنای رهایی نیست این آزادی از دشمن درون و بیرون است لذا با عزّت و جلال و شکوه باید همراه باشد این «هَیهَات مِنَّا الذِّلَّه»

[۱۵]

شعار رسمی آن حضرت بود فرمود ما انسان را به کرامت اصلی ا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *