تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل تربیت شهروندی دانشجو در بستر تعامل خانواده و دانشگاه یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل تربیت شهروندی دانشجو در بستر تعامل خانواده و دانشگاه شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل تربیت شهروندی دانشجو در بستر تعامل خانواده و دانشگاه را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل تربیت شهروندی دانشجو در بستر تعامل خانواده و دانشگاه با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل تربیت شهروندی دانشجو در بستر تعامل خانواده و دانشگاه بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل تربیت شهروندی دانشجو در بستر تعامل خانواده و دانشگاه با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تربیت شهروندی دانشجو در بستر تعامل خانواده و دانشگاه وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل تربیت شهروندی دانشجو در بستر تعامل خانواده و دانشگاه با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل تربیت شهروندی دانشجو در بستر تعامل خانواده و دانشگاه مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تربیت شهروندی دانشجو در بستر تعامل خانواده و دانشگاه :

مقدمه

مهمترین دغدغه عصر حاضر مسئله آموزش و تربیت شهروندانی مؤثر و فعال در عرصه های مختلف زندگی است و با توجه به این که مفهوم و ماهیت شهروندی دارای ابعاد متفاوت (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، مدنی و فرهنگی) است، نهادها و مؤسسات متعدد هر یک به نوعی در تلاشند تا در تربیت شهروند مورد نیاز خود، به ایفای نقش بپردازند. هر چند از میان این نهادهای مختلف به نظر می رسد که دو نهاد آموزش و پرورش و به خصوص آموزش عالی و نیز خانواده با بهره گیری از تمام امکانات و پتانسیل های خود درصدد تحقق بخشیدن به آرمان تربیت شهروند مطلوب هستند، اما متأسفانه در عمل، شاهد کارایی نسبی و حتی شکست آنها در این خصوص هستیم. گواه این ادعا نیز می تواند هنجارشکنی ها و ارزش ستیزی های نمود یافته در نسل نوجوان و جوان و به خصوص بخش عظیمی از فارغ التحصیلان آموزش عالی باشد که در رویارویی با مسائل و مشکلات زندگی قادر به شناسایی و انجام مسئولیت های خویش نبوده و طریق عصیان یا بی تفاوتی را می پیمایند.

همچنین نتایج پژوهشی محققین متعددی این وضعیت را تأیید می کنند، برای مثال:

«یافته های پژوهشی لطف آبادی (۱۳۸۳) در زمینه سلامت روانی و میزان ناهنجاری های روانی در بین نوجوان و جوانان ۲۹-۱۴ ساله»، و آثاری چون (شیانی و دیگران، ۱۳۸۶؛ سجادی، ۱۳۸۴؛ هرندی و دیگران، ۱۳۸۹؛ تاجیک اسماعیلی، ۱۳۸۹، شرفی و دیگران، ۱۳۸۷)- که همگی در ارتباط مستقیم با ویژگی های شهروندی هستند – حاکی از آن است که درجاتی از تعارض با والدین، روحیه سرکشی، تمایل به خلافکاری و کیفرطلبی یا مخاطره پذیری در برابر اعتیاد در بین نوجوانان و جوانان دیده می شود. براین اساس بازنگری در برنامه های تربیتی مراکز آموزشی و به خصوص خانواده ها درخصوص تربیت شهروندی یک ضرورت اجتناب ناپذیر است.

در این میان خانواده ها از یک طرف، مراکز آموزشی را مسئول تعلیم و تربیت فرزندان دانسته و به اعتقاد «ایلیچ» انتظار تربیت تمام و کمال فرزندانشان را از این مراکز (چنین انتظاری از مراکز آموزش عالی به مراتب بیشتر است) دارند (بهنام، ۱۳۸۱). و از طرف دیگر اساتید و معلمان را همچون دشمنانی تلقی می کنند که فرزندانشان را از زیر سلطه آنها رهانیده و از طریق آشنا ساختن آنها با افکار و نظرات جدید، منجر به ایجاد شکاف و تعارض میان آنها و فرزندانشان شده اند (ایزدی، ۱۳۸۸: ۲۵). در مقابل مراکز آموزشی نیز معتقدند که فراگیران و به خصوص دانشجویان به نحوی کارآمد و مؤثر تربیت نیافته و از این رو توان ایفای نقش به نحوی مطلوب در جامعه دانشگاهی را ندارند.

با توجه به اینکه تربیت شهروندی میان دو نهاد مذکور هدفی مشترک است؛ اما هر یک دیگری را مسئول شکست در دستیابی به چنین هدفی می داند، بنابراین ایجاد ارتباط متقابل و تعامل میان آنها جهت هماهنگ ساختن فعالیت های شان در زمینه تربیت شهروندی امری ضروری به نظر می رسد. از این رو در مقاله حاضر پس از پرداختن به مفهوم شهروند و تربیت شهروندی ، به تشریح نقش برنامه های درسی دانشگاه در این خصوص و در نهایت چگونگی تعامل خانواده و دانشگاه جهت اثربخشی بیشتر فعالیت ها، پرداخته خواهد شد.

بخش اول: رویکرد نظری و تحلیلی بر مفاهیم

الف) شهروندی

تعریف مفهوم شهروند مانند سایر مفاهیم، وابسته به فرهنگ بوده و با توجه به این که در هر جامعه، فرهنگی منحصر به فرد حضور دارد، این مفهوم نیز تعریف خاص خود را می یابد. چرا که مهارت ها، دانش ها و خلقیات مطلوب، جهت زندگی اجتماعی، سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و مدنی در هر جامعه ای متفاوت است و فرناندو ریمرز[۱] (۲۰۰۶) نیز در این زمینه بیان می کند که پرداختن به مسئله شهروندی به دو دلیل مسئله ای پیچیده است : اولا این که مفهوم شهروندی با تعریفی از خوب زندگی کردن، پیوند خورده است و خوب زندگی کردن نیز به نظر افراد و گروه های مختلف ، بسیار متفاوت است و دوما این که دانش غنی ای در زمینه استفاده از روش ها و فرایندهای مؤثری که فراگیران را به دانش ، خلقیات و مهارت های شهروندی مجهز سازد وجود ندارد.

به نظر فالکس[۲] (۱۳۸۱)، «شهروندی بر یک حس عضویت داشتن در یک جامعه گسترده دلالت دارد؛ این موقعیت؛ کمکی را که آن فرد خاص به جامعه می کند، می پذیرد، درحالی که به وی استقلال فردی اش را نیز ارزانی می دارد. به عبارتی شهروندی، شرافت فرد را به رسمیت شناخته و در عین حال بستر اجتماعی ای که فرد در آن عمل می کند را نیز مورد تأیید قرار می دهد». از این رو شهروندی مثالی بسیار عالی از آن چیزی است که آنتونی گیدنز[۳]، آن را دوگانگی ساختار نامیده است: از نظر گیدنز نمی توان فرد و جامعه را به عنوان ایده هایی مخالف و دشمن یکدیگر درک کرد، بلکه در عوض کارگزاری فرد و کردارهای اجتماعی به طور متقابل به هم وابسته اند و فرد از طریق اعمال حقوق و تعهدات، شرایط ضروری شهروندی را بازتولید می کند (گیدنز، ۱۳۸۶: ۴۲۱). بنابراین شهروند هویتی پویاست و شهروندان به عنوان کارگزاران خلاق، همواره راه های جدیدی را برای بیان شهروندی شان می یابند.

«یونگ» در رابطه با مفهوم شهروندی استدلال می کند که شهروندی در حقیقت به معنای مجموعه ای از ارتباطات عمومی بین مردمی است که می خواهند از حالت طبیعی یعنی حالتی که زندگی به شکل منزوی، فقیرانه، به دور از پاکیزگی و به شکل حیوانی جریان دارد، اجتناب ورزند. از این رو شهروندی نوعی قرارداد اجتماعی است که هدف اصلی آن ارتقای رفاه و امنیت در سطح جامعه است و ضرورتا به این امر می پردازد که افراد یک جامعه چگونه باید رفتار کنند تا به این هدف دست یابند (فتحی و اجارگاه ۱۳۸۱). «هیتر»[۴] (به نقل از خوراسگانی، ۱۳۸۶). نیز در راستای تلاش برای ارائه تعریفی جامع از شهروندی (تعریفی که در همه زمان ها و مکان ها صادق باشد)، مکعب شهروندی را ترسیم می کند که دارای سه بعد: الف) آموزش شهروندی (مشتمل بر دانش، نگرش و مهارت های شهروندی)، ب) عناصر شهروندی (مشتمل بر هویت، فضیلت، جنبه قانونی و مدنی، سیاسی و جنبه اجتماعی)، ج) سطوح شهروندی (مشتمل بر سطح استانی. محلی ، دولت. ملت و قاره ای و منطقه ای)، است.

همان طور که هیتر در بعد سطح شهروندی، به شهروندی ملی و قاره ای اشاره می کند، امروزه نیز که در عصر جهانی شدن به سر می بریم، سخن از شهروند جهانی است و ملت ها در جستجوی طرقی هستند تا شهروندان خود را برای زندگی نه تنها در جامعه خویش، بلکه در جامعه جهانی نیز آماده ساخته و آنها را با حقوق و مسئولیتهای شان در سطح جهان آشنا کنند.

آکسفام[۵] (تسنیم[۶]، ۲۰۰۵)، در این زمینه ، به بیان دانش، منش و مهارتی مورد نیاز برای یک شهروند جهانی پرداخته و معتقد است تمام کشورها باید آنها را در سرلوحه اهداف تربیت شهروندی خود قرار دهند. به نظر وی دانش ها باید مشتمل بر برابری و عدالت اجتماعی، صلح و تعارض، تنوع، توسعه پایدار، جهانی سازی و وابستگی های متقابل بوده، مهارت ها نیز مشتمل بر: تفکر انتقادی، مباحثه مؤثر، همکاری و حل تعارض ، به چالش کشیدن بی عدالتی ها باشد و در نهایت نگرش ها نیز شامل: تعهد در برابر عدالت اجتماعی و برابری، ارزشگذاری واحترام به همنوع، همدلی، احساس هویت و عزت نفس، دغدغه در مورد محیط و تعهد جهت توسعه پایدار باشد. برخی محققین به نظر دیویز[۷] (۲۰۰۶) معتقدند از آنجایی که تعلیم و تربیت شهروند جهانی به عنوان جزئی از برنامه درسی ملی در بسیاری از کشورها محسوب می شود، بنابراین در کلاس های درس و مراکز آموزشی باید به مسائل و چالش های جهانی پرداخته شود. همچنین تسنیم (۲۰۰۵) نیز متذکر می شود که در برخورد با مسائل جهانی باید، افراد به عنوان شهروندان جهانی به قدرت درک و تجزیه و تحلیل این مهارت ها مجهز شده و نقشی فعال را در مواجهه با آنها بر عهده گیرند.

با توجه به تعاریف ارائه شده، شهروندی خواه به شکل متقابل است که برای درک و تحقق آنها فرد باید به دانش ها، مهارت ها و خلقیاتی مطلوب مجهز شده و به شکلی فعالانه به مشارکت در امور بپردازد و از آنجایی که یک احساس سرشار از شهروندی زمانی حاصل می شود که موانع مشارکت رفع گردند و قابلیت های پرورش یافته ظهور یابند، بنابراین در تربیت و آموزش شهروندی باید به ایجاد فرصت هایی جهت مشارکت شهروندان در امور توجه گردد.

ب) تربیت شهروندی

به نظر آکسفام (تسنیم، ۲۰۰۵) تربیت شهروندی در برگیرنده آموزش درخصوص دانش، مهارت و نگرش های شهروندی است که از این میان این سه مؤلفه، نگرش های شهروندی بسیار مهم هستند چرا که نوع نگرش ها، جهانی که در آن زندگی می کنیم را شکل می دهند.

در سال (۱۹۹۴) انجمن بین المللی ارزیابی و پیشرفت تحصیلی به انجام پژوهشی تطبیقی با عنوان ویژگی های متفاوت و مشترک تربیت شهروندی در ۲۴ کشور جهان پرداخت. محققان این پژوهش در پایان بررسی های خویش یک شیوه معتبر برای مفهومی کردن یکسان رویکردها تربیت شهروندی بر مبنای اهداف و مقاصد در نظر گرفته شده برای این گونه تربیت مطرح می کنند که شامل سه هدف کلی: ۱. تربیت درباره شهروندی[۸]، ۲. تربیت از طریق شهروندی[۹] و ۳. تربیت به منظور شهروندی[۱۰] ، است. تربیت درباره شهروندی، بر آماده کردن فراگیران و افراد از نظر دانش کافی و درک تاریخ ملی و ساختارهای زندگی سیاسی و مدنی متمرکز است. تربیت از طریق شهروندی ، مستلزم یادگیری فراگیران و افراد از طریق انجام فعالیت های کاملا فعال تجربه های مشارکتی در مدرسه یا جامعه محلی و فراتر از آن ست و تربیت به منظور شهروندی ، جدا از این که دو رویه مذکور را در بردارد، افراد و فراگیران را به یکسری ابزارها (شامل دانش، درک مهارت ها، نگرش ها، ارزش ها و گرایش ها) مجهز می سازد و آنها را قادر می کند تا مشارکتی فعالانه و معقول در نقش ها و مسئولیت هایی که در زندگی بزرگسالی با آن روبه رو خواهند شد، داشته باشند. این رویه آموزش شهروندی را با کل تجربه تربیت دانش آموزان پیوند می دهد (آقازاده ، ۱۳۸۵).

به گفته آپیا[۱۱] (تسنیم، ۲۰۰۵) تربیت شهروندی برای برخی به معنای القای وطن پرستی و عشق به سرزمین است و برای برخی دیگر، تشخیص و در نظر گرفتن حقوق اساسی برای تمام مردم جهان است. به عبارتی ؛ گاهی تربیت شهروندی نیز مانند مفهوم شهروندی مربوط به یک سرزمین خاص بوده و گاه در مقیاس جهانی مطرح است. بنابراین؛ تعریف محدود تربیت شهروندی «مبتنی بر مشارکت در فرایند مشروعیت بخشی حکومت مثل مشارکت در انتخابات است». اما تعریف گسترده تربیت شهروندی، ناظر به «مشارکت در مقیاس گسترده است، مثل مشارکت در تحول و تحرک اجتماعی». با در نظر گرفتن تعریف محدود این مفهوم و اقامه فعالیت های تربیتی براساس آن، متوجه خواهیم شد که اخذ چنین دیدگاهی فراگیران را در تعاملات فزاینده امروزی با دیگران موافق نخواهد ساخت. بنابراین جهت اقدام در زمینه تربیت شهروندی باید چارچوب مشترکی از ارزش ها که برای زندگی و بقا در هر جامعه ای ضروری هستند را مورد نظر قرار دهیم، چنین ارزش های مشترکی که از سطح فرد و خانواده گرفته تا سطح بین المللی حضور دارند و گفتگوی میان فرهنگ ها را امکان پذیر می سازند،

باید مبنای تربیت شهروندی قرار گیرند.

در مجموع اهمیت تربیت شهروندی از آن رو است که همه افراد به عنوان اعضای اجتماع ملی یا اجتماع جهانی در برخورد با مسائل نقشی فعالانه را ایفا کرده و در جهت بهبود بخشیدن به امور گام بردارند. همچنین به مهارت هایی مانند مسئولیت پذیری، همکاری، مذاکره و گفتگو، همدلی، حل تعارض و…. مجهز شده و قادر شوند که در جامعه جهانی به نوعی زندگی صلح آمیز را تجربه کنند.

بخش دوم – درآمدی برنقش برنامه های درسی دانشگاه در تربیت شهروندی

با توجه به این که آموزش عالی دارای حوزه اثرگذاری بسیار وسیعی در دیگر نهادها و بخش های اقتصادی ، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه است، نهادی حائز اهمیت می باشد. به خصوص این که این نظام با تقویت نیروی اکتشاف و نوآوری، خلاقیت، ابداع و گسترش روحیه انتقادی در میان تحصیل کردگان ، به حل چالش های مختلف جوامع و اصلاح نارسایی های موجود در آنها کمک می کنند، چرا که یکی از مهمترین اهداف آن رشد و توسعه دانش، نگرش و مهارت های دانشجویان و تبدیل آن به فراگیرانی است که دائما نقاد و متفکر هستند (حسینی، ۱۳۸۴: ۷۸). با توجه به این که پرورش نیروی تفکر و نقادی از بسترهای رشد تربیت شهروندی بوده و دانشگاه ها نیز داعیه تربیت شهروند را دارند، تحقق این اهداف اهمیتی دو چندان می یابد.

اما باید به این نکته توجه داشت که تنها زمانی نظام آموزش عالی می تواند چنین اهدافی را متحقق سازد که توجه عمیقی به برنامه های درسی خود (اعم از رسمی و غیررسمی) معطوف دارد. به خصوص چنانچه درصدد پرداختن به تربیت شهروندی در دانشجویان باشد، بنابراین باید در جای جای این برنامه ها (به ویژه محتوا و روش های ارائه) ارزش ها و نگرش های شهروندی را آموزش داده و فرصتی را برای بروز دانش های درونی شده و مهارت های کسب شده در این رابطه فراهم آورد (شرفی ودیگران، ۱۳۸۷: ۴۱). اهمیت و امکان پرداختن به تربیت شهروندی در مراکز آموزش عالی زمانی محسوس تر و برجسته تر می گردد که از یک طرف، دانشگاه را به عنوان جامعه ای متکثر از فرهنگ ها و آداب و رسوم مختلف در نظر گیریم که دانشجویان برای بهره مندی از توانایی ها و پتانسیل های دیگران، جهت تجربه یک زندگی صلح آمیز، باید به مهارت های شهروندی مجهز شوند و از طرف دیگر به این نکته توجه کنیم که محیط دانشگاه توان ایجاد فضایی دموکراتیک که لازمه آموزش و رشد مهارت ها و خلقیات شهروندی است (جاویدی، ۱۳۸۵؛ کاپلان، ۲۰۰۰؛ رینر و گایتن ، ۱۹۹۹) را به شکل بالقوه داراست. به عبارتی برنامه های درسی دانشگاه قادر به ایجاد فضایی هستند که تحت تأثیر آن دانشجویان می توانند به همکاری و مشارکت و نیز تصمیم گیری در امور پرداخته و بدین طریق دانش، مهارت و خلقیات شهروندی را تمرین کرده و درونی سازند.

از میان برنامه های درسی موجود در آموزش عالی، به نظر می رسد که برنامه های رسمی و آکادمیک که به شکل تخصصی در رشته های مختلف ارائه شده و بیشتر درصدد پرورش متخصص هستند، تا حدی از توان تجهیز دانشجویان به دانش ها و مهارت های شهروندی برخوردار و به موازات چنین برنامه هایی، برنامه های غیر رسمی ای که بیشتر درغالب فعالیت های فوق برنامه ارائه می شوند، قادرند به طور ویژه نگرش های شهروندی را در دانشجویان شکل دهند(تاجیک اسماعیلی، ۱۳۸۹). زیرا چنین برنامه هایی جنبه انتخابی داشته

فایل پاورپوینت کامل تربیت شهروندی دانشجو در بستر تعامل خانواده و دانشگاه و محتوای آنها مبتنی بر علایق درونی دانشجویان است ، بنابراین توان تأثیرگذاری بیشتری را نیز خواهند داشت. در ادامه به نقش هر یک از این برنامه ها در تربیت شهروندی پرداخته خواهد شد.

الف) برنامه های درسی رسمی

در مجموع تأثیر بالقوه ای که برنامه های رسمی و آکادمیک در زمینه تربیت شهروندی دارا هستند را می توان در قالب دو محور کلی ذیل قرار داد:

۱. ایجاد و تقویت مهارت برقراری ارتباط با فرهنگ های مختلف،

۲. ایجاد و تقویت مهارت کسب، تولید و انتقال اطلاعات.

درواقع جذب و یادگیری عمیق دروس تخصصی ارائه شده در قالب برنامه های درسی

رسمی دانشگاه، نیازمند جستجوی اطلاعات از منابع مختلف توسط دانشجویان است که امروزه با وجود گسترش فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی، به سهولت می توان به منابع مختلفی از فرهنگ های مختلف در رابطه با یک موضوع دسترسی پیدا کرده و با آخرین تحولات در آن زمینه نیز آشنا شد. از آنجایی که بررسی صحیح تنوع گسترده ای از اطلاعات در یک زمینه ویژه، مستلزم برخورداری از دیدی وسیع و مهارت های مقایسه و تجزیه و تحلیل اطلاعات و یافتن وجوه ناصواب و سوگیری ها و… در آنهاست، به نحوی که فرد بتواند دانش مورد نیاز خود را کسب کرده و با پرداختن به تفکر مجدد در زمینه آنها، دانش جدیدی را تولید کرده و ارائه دهد، می توان گفت که برنامه های درسی رسمی از این نظر قادر به آموزش مهارت ها و دانش های شهروندی هستند. چرا که در تربیت شهروند، نیز پرورش تفکر انتقادی و مشارکت فعالانه در امور دو عنصر کلیدی هستند (ریگو[۱۲] ۲۰۰۳ و هارت، ۱۳۸۰)؛ اما در پاسخ به این سؤال که چرا در عمل چنین اتفاقی رخ نمی دهد و فارغ التحصیلان آموزش عالی به خصوص فاقد مهارت های تجزیه وتحلیل امور و تفکر انتقادی بوده و در برخی موارد با مسائل ایجاد شده بسیار سطحی و حتی منفعلانه برخورد می کنند، این نکته برجسته می گردد با مسائلی ایجاد شده بسیار سطحی و حتی منفعلانه برخورد می کنند؟ این نکته برجسته می گردد که مهارت های فوق الذکر (که از جمله مهارت های شهروندی می باشند) زمانی شکل گرفته و پرورش می یابند که فضا و محیط آموزش رسمی به گونه ای دموکراتیک و مشارکتی طراحی شده و به تعامل میان اساتید و دانشجویان در صورت بندی مسائل اهمیت داده شود و دانشجویان احساس کنند که حرمت آنان در مقام دانشجو به عنوان فردی متفکر، حفظ شده است. در سایه قدرت تفکر یکی از ملزومات اساسی تربیت شهروندی به شکلی مطلوب می باشد. زیرا در سایه قدرت تفکر منطقی است که افراد قادرند، حقوق، وظایف و مسئولیت های خود را شناخته و به نحوی مؤثر و فعالانه اقدام کنند (پادساکاف[۱۳] و دیگران، ۲۰۰۰؛ کرمیزادی، ۱۳۸۵).

علاوه بر دروس ارائه شده بر برنامه های درسی رسمی، رفتار اساتید نیز می تواند به عنوان نوعی الگو، رفتارهای دانشجویان را متأثر ساخته و مانع یا باعث ایجاد رفتارهای شهروندی گردند. ریگو (۲۰۰۰) با استناد به نتایج پژوهش خود در زمینه تأثیر رفتار اساتید بر تربیت شهروندی دانشجویان، به ۴ جنبه مهم رفتارهای اساتید در این خصوص اشاره می کند که عبارتند از:

– رفتار مشارکتی: تشویق دانشجویان به مشارکت در بحث ها و فعالیت های کلاسی و در مجموع درگیر ساختن آنها در فرایندهای یاددهی – یادگیری،

– جهت گیری عملی: بیان و طرح موضوعات و مثال هایی که مرتبط با زندگی دانشجویان است و کاربردی ساختن آموزه ها

– بصیرت تعلیم و تربیتی: انجام وظایف به شکلی مسئولانه و حرفه ای (آمادگی در ارائه دروس، به روز ساختن اطلاعات خویش، سازماندهی منظم و منطقی دادن به مباحث، استفاده از متدهای جدید و جذاب و…)،

– احترام : داشتن رفتاری محترمانه با دانشجویان که بدور از هر نوع توهین، تحقیر و تمسخر بوده و اجازه بیان آزادانه افکار و نظرات را به آنها بدهد. (ریگو، ۲۰۰۰: ۶۷)،

در مجموع برنامه های درسی رسمی به شکل بالقوه توان تجهیز فراگیران به تربیت شهروندی را دارا هستند و این پتانسیل به خصوص با توجه به نوع ارائه محتوی دروس، نوع ارتباط و تعاملات اساتید و دانشجویان، قابلیت شکوفایی دارد.

ب) برنامه های درسی فوق برنامه

فعالیت های فوق برنامه که به مقتضی پاسخگویی به نیازهای برخاسته از شرایط خاص فرهنگی – اجتماعی در ابعاد ملی و بین المللی در نظام های آموزشی شکل گرفته اند (تفریحی و دیگران، ۱۳۸۴) مترادف با فعالیت های تربیتی و اجتماعی ای می باشند که به محیط آموزشی محدود نبوده و بیش از هر عامل دیگری از میزان علاقه، تجربه و قدرت ابتکار دانشجویان و حتی اساتید متأثر شده و امکان کسب دانش و مهارت های ضروری وارزش های مطلوب جهت زندگی اجتماعی را فراهم می گردانند (شعاری نژاد، ۱۳۸۹).

در دانشگاه ها فعالیت های فوق برنامه متعددی وجود دارد که در قالب: انجمن های علمی، اسلامی و کانون های فرهنگی وهنری (موسیقی، هنرهای تجسمی، تئاتر، فیلم وعکس، شعر و ادب، گردشگری، قرآن و عترت و…) و نیز شوراهای صنفی فعالیت می کنند. هر یک از این گروه ها با ارائه برنامه های متنوع در قالب کارگاه ها، مسابقات، نمایشگاه ها، کلاس های آموزشی، جشنواره ها، بازدیدها، اردوها و… ، به ایجاد زمینه ای مناسب برای تجلی استعدادها و برانگیختن خلاقیت ها و قالب فعالیت های جمعی و مشارکتی می پردازند و سعی در تعمیق فرهنگ مشارکت، که بسترساز آموزش شهروندی است ؛ در دانشگاه دارند.

چنین فعالیت هایی که با ویژگی هایی مانند جذابیت، اختیاری بودن، تنوع و انعطاف پذیری در برنامه ها همراه بود و بیشتر جنبه تربیتی و اجتماعی دارند، به دلیل نقص ها و اشکالات موجود در سیستم آموزش رسمی، مانند تأکید بیش از حد بر پرورش قوای عقلانی (و در واقع پرورش حافظه) و عدم توجه به سایر جنبه های رشدی، عدم تناسب محتوای دروس با واقعیات و نیازهای جامعه و عدم توجه به علایق، نیازها و تفاوت های فردی فراگیران، جهت غنی سازی برنامه های درسی رسمی شکل گرفته اند، در زمینه تربیت شهروندی دانشجویان می توانند پیامدهایی در قالب ذیل داشته باشند:

۱. ایجاد انگیزه درونی و یادگیری عمیق: از آنجایی که فعالیت های فوق برنامه جنبه انتخابی داشته و دانشجویان براساس تمایلات و علایق خود که برخاسته از گرایشات و انگیزه های درونی آنهاست، به انتخاب این فعالیت ها می پردازند. بنابراین تجارب و فرصت های آموزشی ای که در بطن این فعالیت ها گنجانده شده است، یادگیری عمیق تر و مداوم تری را برای آنها به ارمغان خواهد آورد(شعارینژاد، ۱۳۸۹: ۳۴). همچنین با توجه به اینکه چنین فعالیت هایی اغلب مسئله محور بوده و نیازمند بحث و تبادل نظر و اتخاذ تصمیم هستند، روش یادگیری را به دانشجویان آموخته و بنابراین منجر به یادگیری عمیق و پایدار می شوند و بالاخره با در نظر داشتن این نکته که یکی از ضروریات تربیت شهروندی در جامعه معاصر، یاد گیرنده مادام العمر ساختن افراد، به نحوی است که بتوانند در هر موقعیت جدید، وظایف و مسئولیت های خود را تشخیص داده و به شکلی فعالانه عمل کنند؛ و برنامه های درسی در قالب فعالیت های فوق برنامه، امکان تجهیز دانشجویان به روش یادگیری که از ملزومات یادگیری مادام العمر است، را فراهم می آورد، توجه به آنها درخصوص تربیت شهروندی ضروری است.

۲. تسهیل روند جامعه پذیری: ویژگی بارز فعالیت های فوق برنامه جنبه اجتماعی داشتن آنهاست، به نحوی که انجام آنها نیازمند همکاری، مسئولیت پذیری و درمجموع ایفای نقش در گروه است (رستگارخالد، ۱۳۸۹: ۱۴۸).

همچنین برقراری روابط اجتماعی و تعامل با همسالان ، تجارب و اطلاعات غنی ای را در اختیار هر یک از دانشجویان قرار می دهد. به خصوص با توجه به اینکه گروه همسالان به شدت از یکدیگر تأثیرپذیرند، فرصتی ایجاد می شود که از طریق آن هر یک از آنها از نزدیک با روحیات، ویژگی ها و افکار یکدیگر در مورد خودشان، اطرافیان و جهان پیرامون آشنا شده و سعی کنند که ویژگی های خویش را با آنها سازگار سازند (دهقان، ۱۳۹۰ : ۱۲۹). در واقع زمانی که دانشجویان در معرض افکار و خلقیاتی متفاوت از خویش قرار می گیرند، ناگزیر برای بهره برداری و استفاده مطلوب از این تفاوت ها در جریان فعالیتی همکارانه باید توانایی سعه صدر خود را افزایش داده و به تکثرها و تنوعات موجود در سایر دانشجویانی که با آنها به همکاری می پردازند، احترام بگذارند. به علاوه توانمندی هایی مانند مسئولیت پذیری ، همکاری، بحث و مذاکره و تصمیم گیری که از مهارت های عمده شهروندی است، در جریان فعالیت های فوق برنامه امکان تمرین و عملیاتی شدن می یابند.

۳. ایجاد و رشد تفکر انتقادی: برخی از فعالیت های فوق برنامه مانند اموری که شوراهای صنفی انجام می دهند، نیازمند بحث و تبادل نظر میان افراد است تا مشکلات، به شکلی دقیق تر مورد شناسایی قرار گرفته و برای بهبود امور اقداماتی اندیشیده شود. همچنین فعالیت هایی که در کانون های علمی انجام می گیرند، مستلزم برخوردی نقادانه با مسائل هستند. برای مثال یکی از فعالیت های این کانون ها با عنوان «مسابقه، مطالعه و تحقیق» به ترغیب دانشجویان به گونه ای می پردازد تا به جمع آوری مدارک و شواهد اصیل پرداخته و با دستیابی به اندیشه های غنی و معتبر، در مورد حل مسائل و مشکلات به چاره جویی بپردازند (بدری و فتحی آذر، ۱۳۸۶: ۳۶). در مجموع چنین فعالیت هایی می توانند به خلق و ایجاد تفکر هوشمندانه در دانشجویان به عنوان شهروندان ملی و جهانی پرداخته و این باور را ایجاد کنند که با تحقیق و مطالعه در کنار بهره برداری از نیروی خلاقیت و ابتکار می توان در برخورد با مسائل به راه حل های مناسبی دست یافت.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *