تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تعلیم، تربیت و حکمت از منظر امام معصوم علیه السلام؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل تعلیم، تربیت و حکمت از منظر امام معصوم علیه السلام انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 71 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل تعلیم، تربیت و حکمت از منظر امام معصوم علیه السلام:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل تعلیم، تربیت و حکمت از منظر امام معصوم علیه السلام آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل تعلیم، تربیت و حکمت از منظر امام معصوم علیه السلام با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل تعلیم، تربیت و حکمت از منظر امام معصوم علیه السلام از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل تعلیم، تربیت و حکمت از منظر امام معصوم علیه السلام، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تعلیم، تربیت و حکمت از منظر امام معصوم علیه السلام :

ذات اقدس الهی به وجود مبارک رسول گرامی فرمود کارهایی که به عهده شماست و من به عهده شما واگذار کرده ام، برخی از اینها در درون عقل مردم به صورت ضعیف هست، تو باید اینها را شکوفا کنی. برخی از این امور اصلاً در درون عقل اینها نیست، اینها توان اینکه آن را ادراک بکنند از خود ندارند، تو باید اینها را کم و بیش آشنا کنی و علمی هم که من در این دو بخش به تو آموختم و تو به جامعه منتقل می کنی یک علم نافذ است. ببینید در دعاهای سحرهای ماه مبارک رمضان، ما از خدا هر علمی را طلب نمی کنیم، علمی که فقط صورت حصولی و ذهنی باشد و در گوشه ذهن تعبیه شده باشد این کارآیی ندارد. ما از خدا علم نافذ می طلبیم، علمی که بتواند در حوزهِ کاری انسان نفوذ داشته باشد، می گوییم: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُک مِنْ عِلْمِک بِأَنْفَذِهِ وَ کلُّ عِلْمِک نَافِذ».[۱]می بینید بعضی ها چه در حوزه چه در دانشگاه علمی فراهم می کنند، ولی گاهی به آن علم عمل نمی شود، این علمِ نافذ نیست، این علمی معزول است؛ یعنی جهل آن را معزول کرده است و منظور از این جهل، آن جهالت عملی است، نه ندانستن. وقتی جهالت عملی، علم را معزول می کند، این شخص می شود عالِم بی عمل؛ اما علم الهی هیچ عاملی آن را معزول نمی کند، می شود علم نافذ. اگر کسی از آن علم سهمی بُرد، یقیناً عمل می کند. وجود مبارک رسول گرامی و همچنین امام صادق و سایر ائمه (علیهم السلام) از علم الهی برخوردار بودند. وقتی خدا می فرماید: وَ عَلَّمَک ما لَمْ تَکنْ تَعْلَمُ[۲]علمی را خدای سبحان به حضرتش آموخت که او از جای دیگر نمی توانست فرا بگیرد، این علم می شود علم نافذ. به ما هم دستور دادند چه در نماز چه بعد از نماز از ذات اقدس الهی یک چیز را بخواهیم و از چیز دیگر نجات پیدا کنیم؛ از خدا علم نافع طلب بکنیم: «اللهم إنّا نسئلک علماً نافعاً»، علم نافع گاهی به لحاظ معلوم است، گاهی به لحاظ اثرگذاری خود علم. گاهی انسان چیزهایی را یاد می گیرد که فقط اطلاع است، نه علم؛ موضوعی داشته باشد، محمولی داشته باشد، نسبتی داشته باشد، کارآیی داشته باشد نیست. این همان است که مرحوم کلینی نقل کرد که وجود مبارک حضرت وقتی وارد محفلی شد دید عده ای دور کسی جمع شدند، حضرت فرمود چه خبر است؟ عرض کردند این علامه است. فرمود علم او چیست؟ گفتند این نسّابه است؛ این آبا و اجداد جاهلیت را می شناسد قبایل را می شناسد. حضرت فرمود: «ذَاک عِلْمٌ لَا یضُرُّ مَنْ جَهِلَهُ وَ لَا ینْفَعُ مَنْ عَلِمَه»؛[۳]

برخی از علوم اند که جزء اطلاعات هستند، برهان در آن نیست؛ موضوعی باشد، محمولی باشد این محمول عرضِ ذاتی موضوع باشد اثبات بخواهد، این چنین نیست، بلکه صِرف اطلاعات است که چه کسی راهزنی کرده، چه کسی بُرده، چه کسی داده و مانند آن. فرمود: این علمی است که «لَا یضُرُّ مَنْ جَهِلَهُ وَ لَا ینْفَعُ مَنْ عَلِمَه». پس گاهی نافع بودن علم به لحاظ معلوم است که انسان باید چیزهای خوبی را فرا بگیرد. سِحر و شعبده و جادو و این گونه از علوم، علوم نافع نیست.

بخش دیگر علمی است نافع، ولی در اثر اینکه جهالت فرمانروای درون است، این علم را به منزله حاکم معزول قرار می دهد. این علم دارد، فقط در گوشه ذهن او بایگانی شده است؛ لذا به ما گفتند که «أَعُوذُ بِک مِنْ عِلْمٍ لَا ینْفَعُ»،[۴]علم غیر نافع یا در اثر آن است که معلومش سودآور نیست، یا در اثر این است که خود علم کارآیی ندارد. اما علم الهی هر دو کمال را دارد؛ یعنی هم معلوم آن سودآور است و هم خود علم کارآیی دارد؛ لذا در سحرهای ماه مبارک رمضان ما علمی را می خواهیم که علم الهی باشد، «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُک مِنْ عِلْمِک بِأَنْفَذِهِ وَ کلُّ عِلْمِک نَافِذ» این علم یقیناً با عمل همراه است، این یک مطلب.

ذات اقدس الهی به رسولش فرمود: من سه علم به تو می دهم که همه این علوم نافذ است؛ برخی از آن علوم زمینه آن در دل های افراد عادی هم هست: «وَ یعَلِّمُکمُ الْکتابَ»، یک؛ «وَ الْحِکمَهَ»، دو؛ «وَ یعَلِّمُکمْ ما لَمْ تَکونُوا تَعْلَمُون»،[۵]این سه. فرمود ما مسائلی را در قرآن گفتیم؛ به عنوان حکمت گفتیم، تربیت گفتیم، تعلیم گفتیم، این زمینه اش در بسیاری از افراد هست، برای اینکه ما به اینها آموختیم: «فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها»[۶]ما این زمینه ها و مواد خام و اوّلیه را به اینها دادیم. اما بخشی از علوم است که در دسترس عقل بشر نیست؛ نباید شُبهه براهمه هند را گوش داد.

در کتاب های کلامی شبهه ای از براهمه هند مطرح است که بشر نیازی به پیامبر ندارد، چرا؟ برای اینکه انبیا که می آیند، حرفشان یا مطابق عقل است یا مخالف عقل؛ اگر مطابق عقل بود خود عقل کافی است و اگر مخالف عقل بود که مطرود است، این شبهه کسانی است که می گویند جامعه بشری نیازی به وحی و نبوت ندارد. اما انبیا آمدند و خدای سبحان به وسیله انبیا به مردم و به این گروه فهماند که انسان اگر موضوعی را خوب بررسی کند، محمول را یا بر آن ثابت می کند یا ثابت نمی کند، قضیه در اینجا یا موجبه است یا سالبه. اما اگر موضوع قضیه را خوب درک نکرد، بعضی از امور است که اصلاً عقل توجه نکرد خبر ندارد نسبت به آنها، نه رأی اثباتی دارد نه رأی سلبی، نه قضیه موجبه دارد نه قضیه سالبه. فرمود انبیا تنها چیزهایی را نیاوردند که در دسترس عقل بشر باشد، «وَ یعَلِّمُکمْ ما لَمْ تَکونُوا تَعْلَمُون»، این «ما لَمْ تَکونُوا» عدم ملکه است؛ یعنی چیزهایی را انبیا آوردند که مقدور بشر نیست درباره آنها رأی بدهد «لا ثبوتاً و لا سلباً». چیزی که مربوط به جهان غیب است، در دسترس تجربه بشری نیست، انسان چگونه می تواند درباره آنها اظهار نظر کند، نه به صورت قضیه موجبه، نه به صورت قضیه سالبه. فرمود: «وَ یعَلِّمُکمْ ما لَمْ تَکونُوا تَعْلَمُون»، این «ما لَمْ تَکونُوا تَعْلَمُون»، غیر از «ما لا تعلمون» است. یک وقت استاد به شاگرد می گوید چیزی که تو نمی دانی ما به شما یاد می دهیم، ممکن است این شاگرد بزرگ بشود از دیگری بپرسد خودش بررسی بکند یاد بگیرد؛ اما یک وقت می گوید من چیزی به تو یاد می دهم که مقدور تو نیست از هر کس بپرسی یاد بگیری! این جمله «ما لَمْ تَکونُوا»، «کان» منفی این پیام را دارد. اگر خدا فرموده بود، «و یعلمکم ما لا تعلمون»، یعنی چیزهایی که نمی دانی به شما یاد می دهد، ممکن است کسی بگوید ممکن بود بشر خودش ترقی کند یاد بگیرد؛ اما وقتی تعبیر قرآن این است که «وَ یعَلِّمُکمْ ما لَمْ تَکونُوا تَعْلَمُون»؛ یعنی بشر آن نیست که خودش یاد بگیرد، انبیا برای این می آیند.

بنابراین شبهه براهمه هند قابل طرح نیست؛ آنها می گویند رهآورد انبیا یا مورد علم بشر است یا مورد انکار بشر است یا قبول بشر است یا مورد نفی. اما این تقسیم حاصل نیست، خیلی از چیزهاست که بشر نمی فهمد تا اظهار نظر بکند. قبل از این نظام، عالَم چه خبری بود، بعد از برچیدن این نظام کجا می رویم، بهشت یعنی چه؟ جهنم یعنی چه؟ برزخ یعنی چه؟ قیامت یعنی چه؟ حقیقت روح یعنی چه؟ اینها علمی نیست که در کتاب های بشری قابل تحلیل باشد. لذا فرمودند ما چیزهایی به شما یاد می دهیم «وَ یعَلِّمُکمْ ما لَمْ تَکونُوا تَعْلَمُون»، این را ذات اقدس الهی درباره رهآورد انبیا فرمود. به خود انبیا هم فرمود، مخصوصاً به وجود مبارک رسول گرامی وَ عَلَّمَک ما لَمْ تَکنْ تَعْلَمُ؛ یعنی تو ای پیغمبر با همه هوش و استعدادی که خدا به تو داد، یک سلسله مطالبی را خدا به تو منتقل می کند که تو آن نیستی که از طرف خودت فرا بگیری. این نگار، گرچه به مکتب نرفت، گرچه به غمزه مسئله آموز صدها مدرّس شد؛[۷]اما در بسیاری از موارد ممکن نبود یاد بگیرد. فرمود ما چیزهایی را به تو دادیم، وَ عَلَّمَک ما لَمْ تَکنْ تَعْلَمُ، نه «ما لا تعلم».

بنابراین ما منتظر هستیم که وجود مبارک پیامبر و امام معصوم این ذوات قدسی که عِدل قرآن کریم اند، آنچه را که آوردند ما آن را بشنویم و عمل کنیم و اما آن بخش هایی که خود عقل دسترسی دارد گاهی اشتباه می کند سهو و نسیان و غفلت و جهل و اینها را از حریم این علم بزداید و این را ناب کند. این همان بیان نورانی حضرت امیر است که در خطبه اوّل نهج البلاغه فرمود: انبیا آمدند که انقلاب فرهنگی ایجاد کنند، «ثوره»؛ یعنی انقلاب، گاو را که می گویند «ثور»؛ برای اینکه این شیار می کند و انقلابی در مزرعه ایجاد می کند، خاک ها را زیر و رو می کند، «خافِضَهٌ رافِعَه»،[۸]تا کشاورزی سامان بپذیرد، از این جهت می گویند «ثور». «بَقْر» هم از همین قبیل است، باقر بودن هم به همین معناست. فرمود: «وَ یثِیرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ».[۹]آن دفینه ها را با ثوره و شیار کردن و زیر و رو کردن شکوفا می کنند. این بیان نورانی حضرت امیر است که در خطبه اوّل نهج البلاغه راجع به سلسله انبیا بیان فرمود. بنابراین ما باید این دل ها را مزرعه بکنیم؛ منتها به ما گفتند که هر مزرعه ای یک آبی لازم دارد، تنها آبی که می تواند مزرعه دل را شکوفا کند، آن اشک چشم است.

این را بارها به ما فرمودند که اگر کسی با دشمن بیرون بخواهد بجنگد، آهن لازم است و مانند آن. با دشمن درون بخواهد بجنگد آهن مشکل را حلّ نمی کند، «آه» مشکل را حلّ می کند که «سِلَاحُهُ الْبُکاء».[۱۰] این اشک چشم آن مزرعه را آماده می کند تا «وَ یثِیرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ» آدم علمی پیدا کند که هم به لحاظ معلوم نافع باشد، بداند چه درس بخواند چه درس نخواند، علمی که کارآیی ندارد آن را فرا نگیرد، صِرف اطلاعات باشد به درد نمی خورد و بر فرض وقتی علمی فراهم کرد این علم نافذ باشد. اینکه ما می بینیم بعضی از ما علم داریم و عمل نمی کنیم، این حاکمِ معزول بودن برای اینکه جهل دارد حکومت می کند؛ لذا وجود مبارک پیغمبر (علیه و علی آله آلاف التحیه و الثناء) آمده با جاهلیت مبارزه کرده؛ چه جاهلیت درون، چه جاهلیت بیرون.

یک بیان نورانی از کلمات رسول گرامی است فرمود: شما یک دشمن دارید خواه از درون خواه از بیرون؛ شما هم مال دارید هم جان دارید هم دین؛ اما این دین را در وسط بگذارید در آن قلعه امن بگذارید، اطراف این دین را جانتان جا بدهید، اطراف جانتان را مال جا بدهید. این سنگرسازی را وجود مبارک حضرت در سه ضلع بیان کرده است. به تعبیرات دیگر هم از ائمه(علیهم السلام) این رسیده؛ ولی اصل آن از وجود مبارک پیامبر است. بسیاری از احادیثی که در روایات اهل بیت هست از وجود مبارک پیامبر است و ـ الحمدلله ـ کلمات نورانی آن حضرت جمع شده است. کلمات حضرت چه در کتاب های برادران اهل سنت چه در کتاب شیعه جمع آوری شده. فرمود: «فَإِذَا حَضَرَتْ بَلِیهٌ فَاجْعَلُوا أَمْوَالَکمْ دُونَ أَنْفُسِکمْ وَ إِذَا نَزَلَتْ نَازِلَهٌ فَاجْعَلُوا أَنْفُسَکمْ دُونَ دِینِکمْ»؛[۱۱]یعنی مرزبندی کنید، سنگربندی کنید، چند تا سنگر داشته باشید، این دین را در درون بگذارید و جان خود ر

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *