تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل تقوا و خدا ترسی از مسیر عبودیت و بندگی، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل تقوا و خدا ترسی از مسیر عبودیت و بندگی شامل 103 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل تقوا و خدا ترسی از مسیر عبودیت و بندگی در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل تقوا و خدا ترسی از مسیر عبودیت و بندگی با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل تقوا و خدا ترسی از مسیر عبودیت و بندگی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل تقوا و خدا ترسی از مسیر عبودیت و بندگی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل تقوا و خدا ترسی از مسیر عبودیت و بندگی اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تقوا و خدا ترسی از مسیر عبودیت و بندگی :

مقدمه

بحث در آثار و برکات تقواست ان شاء الله که در کلاس تقوا نمره های خوبی بیاوریم و شاگرد اول باشیم. خداوند جوانان را موفقشان کند در تحصیل علم و مشکلات همه حل شود به برکت پیغمبر و اهل بیت علیهم السلام. یکی از برکات مهمی که در بندگی خدا و تقوا هست آرامش است که این هم واقعاً نکته ی بسیار مهمی است اصلاً بشر دنبال آرامش است، خوشی، راحتی، آرامش اگر هم تحصیل مال می کند یا تحصیل پست و مقام و مدرک می کند برای این است که به آن آرامشی است که مد نظر دارد و راحتی و خوشی که می خواهد برسد، همین جا این نکته را اشاره کنیم بد نیست که بعضی ها فکر می کنند صرف رسیدن به مادیات انسان را آرامش می دهد، ما فراوان داریم افرادی که از نظر مالی یا از نظر پست و مقام و رتبه خیلی بالا هستند اما خوشی و آرامش ندارند راحتی ندارند. این ها قطعاً صرف رسیدن به دنیا منهای ارتباط با خدا یا بندگی خدا اصلاً کسی به آرامش نخواهد رسید، آسایش ظاهری دلیل بر خوشی و راحتی و آرامش نیست. چه بسا افرادی که ضروریات زندگی دارند ولی خیلی خوش اند راحت اند آرامش دارند و چه فراوان افرادی که در دنیا خیلی امکانات برایشان فراهم است ولی یک آب خوش از گلویشان پایین نمی رود و دلشان آرام نیست خدا رحمت کند مرحوم آقای دولابی می فرمودند من یک موقعی مهمان یک خانواده ی مستضعف و فقیری شدم که زندگی شان بی نهایت ساده بود یعنی نصف اتاقشان فرش ندارد یک سماور کوچک و چند تکه ظرف و ضروریات اولیه ی زندگی را داشتند ولی می گفت واقعاً شاید من حسرت می خوردم به زندگی این ها، تشریفات تجملات اصلاً نبود ولی به قدری این ها خوش بودند در رفاه بودند در آسایش بودند در خوشی بودند در آرامش بودند که چون قانع و راضی بودند این ها یک آرامش فوق العاده ای خدای متعال به آن ها مرحمت کرده بود یا می فرمودند من یک موقعی آشنایی داشتیم باغ خیلی بزرگی داشت به اصطلاح البته باغ مال خودش نبود او باغبان بود ما را دعوت کرده بود گفت رفتم به این باغبانی که ما را دعوت کرده بود گفتم باغ که مال خودت نیست گفت من این جا باغبانم و نگهبانم ولی خوشی این باغ را این من می برم مالک نیستم گفت حاج آقا صاحب این باغ میلیاردر است ولی همه از این محضر به آن محضر از این دادگاه به آن دادگاه از این شهرداری به آن شهرداری از این شهر به آن شهر دنبال جمع کردن مال است خیلی جالب است که وقت نمی کند شاید سالی یکی دو بار بیاید این جا یک کیفی بکند استراحتی بکند لذتی که باید از زندگی ببرد را نمی برد و لذتش را من می برم یعنی من مالک نیستم من یک کارگر هستم و یک باغبان ام آن معذرت می کنم حمالی اش را می کند کیفش را من می کنم. یک موقعی آیت الله بهاءالدینی می فرمودند روزی آن نیست که انسان مالک است روزی آن بهره ای است که ما می بریم یعنی ممکن است ما مستاجر باشیم اما خیلی خوش باشیم و مالک ما در به در باشد. حظ ما و آن چیزی که ما بهره می بریم و لذت می بریم آن نکته ی مهمی است رزق آن چیزی است که ما بهره می بریم و به آرامش می رسیم و به خوشی می رسیم و استفاده می کنیم بهره می گیریم به دیگران می دهیم دیگران را شاد می کنیم آن شادی برمی گردد به خود ما لقمه­ای که در دهان یتیم می گذاریم گرهی باز می کنیم جهاز برای کسی تهیه می کنیم خدا آن قدر خوشی و آرامش به ما می دهد که این ها ارزشمند است و قیمت دارد. یک استادی داشتیم خدا رحمتش کند ایشان می فرمودند ما در نجف که درس می خواندیم شاید شصت سال پیش می فرمودند که یک فامیلی داشتیم خیلی ثروتمند بود این ها را عرض می کنم که مال به اندازه ی نیاز و ضروری خوب است ما منکر نیستیم اما آرامش و خوشی در بندگی خداست در ارتباط با خداست در ارتباط با اولیاء خداست این انسان ها را آرام می کند. آن زمان ایشان می فرمودند ما در نجف که درس می خواندیم وضع مالی افراد نوعاً خوب نبود یک غذای ساده یک آبگوشت ساده گاهی دو سه روز یک بار آبگوشت تهیه می کردیم، یک ثروتمندی داشتیم از بستگانمان آمده بود زیارت آنجا چون با ما نسبتی داشت فامیل بود گفت من یک نهار می آیم پیش شما ما هم یک نان پنیر ساده ای یا آبگوشت ساده ای برایش درست کردیم و غذا را جلویش گذاشتیم سفره ی خیلی ساده ای که در عمرش از این سفره ها ندیده بود غذا را خورد و بعد استراحت کرد و بعد بلند شد و گفت من واقعاً به زندگی شما حسرت می خورم خوشی ای که شما دارید راحتی ای که شما دارید نه به فکر درگیری دنیا هستید نه به فکر قسط هستید نه به فکر آینده هستید که چه می شود چه خواهد شد قانعٌ بما رزقه الله قانع و راضی هستید گفت من می دانید چقدر ثروت دارم کارخانه دارم، تولیدی دارم، زمین دارم، ملک دارم پاساژ دارم ولی این خوشی و راحتی که شما دارید یک روز یک شب من ندارم گفت حالا من یک شب از زندگی ام را برای شما شرح می دهم. گفت من یک موقع در حجره نشسته بودم آشنایی داشتیم به من زنگ زد که مثلاً صد تن پنبه است اگر می خواهی بخر آینده اش خوب است و سود خواهی کرد من یک کمی تاملی کردم گفتم صد تن نمی خواهم می ترسم در سود خیلی نباشد ده تن اش را برای من بخر گفت بخر، گفتم نه ده تن کافی است ده تن خریدم دو سه ماه گذشت پنبه قیمتش دفعتاً خیلی رفت بالا که ما نود تن کمتر خریده بودیم گفت آن شب از ناراحتی ای که من چرا بقیه ی پنبه ها را نخریدم شب تا صبح در خانه قدم می زدم به خودم لعن و نفرین می کردم که چرا همه اش را نخریدم، امام حسین علیه السلام یک جمله ی زیبایی دارد می فرماید القنوع راحه القلوب و الابدان آن هایی که قانع و راضی اند به رضای خدا، تلاشش را می کند و به اندازه ی معمول نه این که حرص و طمع داشته باشد چشم و هم چشمی ندارد دنبال تشریفات نیست قانع و راضی است بما رزقه الله خدا را شکر الحمدلله یک خوشی درونی خدا به او می دهد، یک راحتی درونی خدا به او می دهد فرمان خدا را می برد خدا به او آرامش می دهد. امام حسین علیه الصلوه و السلام می فرماید قناعت و راضی بودن به دنیای کم هم قلب و روح انسان را به راحتی و آرامش می رساند و هم بدن ها را راحت می کند. یکی از دوستان من می گفت من برادری دارم که کارخانه دارد ثروتمند است، دختر این برادرم می گوید اگر صد خواستگار ثروتمند بیاید من زیر بار نمی روم گفتم چرا؟ گفت من چون پدرم است یا در دبی است یا در کارخانه می خوابد یا در فلان جا است، همه اش دنبال پول در آوردن است صد برابر بخورد باز هم دارد، سیصد سال هم بخورد دارد ولی حرص و طمع او را گرفته نه به خانمش می رسد نه به بچه هایش می رسد ما هفته به هفته نمی بینیم می خواهم عرض بکنم دنیا به اندازه کفاف و عفاف بیاید عیب ندارد

وسعت رزق و روزی

وسعت رزق اگر ما گولش را نخوریم وسعت رزق هم عرض کردم معلوم نیست زیاد داشتن باشد زیاد بهره گیری و استفاده کردن است و وسعت رزقی که ما به فکر دیگران باشیم خیر به دیگران برسانیم آن لذتش به خودمان برمی گردد، اما این که جمع بکنیم نه امیرالمومنین سلام الله علیه یک موقعی یک درهمی را به دست مبارک گرفتند فرمودند تا وقتی که در دست منی فایده ای نداری ولی اگر از دست من بیرون رفتی یک مشکلی را حل کردی گرهی را باز کردی شکمی را سیر کردی به خودم به خانواده ام یا به دیگران، فرق نمی کند خیری اگر از این پول درآمد آن خوب و قشنگ است این نگاه باید حاکم شود که خیر رساندن به اندازه ی خودمان و بقیه اش را برای دیگران مصرف کنیم. افرادی که فرمان خدا را می برند اطاعت خدا را می کنند این ها یک آرامش فوق العاده ای را خدا به آن ها می دهد ما وقتی انجام وظیفه کردیم وظیفه مان این بوده دنبال کسب رفتم دنبال زندگی تحصیل و هر چه رفتم و به اندازه ای که خدا خواست به من رساند، من وقتی می گویم الحمدلله الهی شکر فرمان خدا را بردم طبق آیات فراوان خدا یک آرامش و امنیت فوق العاده به انسان می دهد که انسان خیالش راحت می شود من وظیفه ام را انجام دادم. این آیه ی مبارکه در سوره ی دخان است ان المتقین فی مقام امین یعنی افرادی که اهل تقوا هستند اهل پرهیز از گناه هستند خودشان را به ظلم و گناه آلوده نمی کنند خدا در مقام امنیت و آرامش این ها را قرار می دهد. ممکن است بدنش ظاهرش اشکالی داشته باشد اما روح و جانش خیلی در آرامش است خوش است. باز برای این که برای بیننده ها یک کم مسئله بیشتر باز شود مثال می زنم. مثنوی یک مثالی می گوید روح مومن و اولیاء خدا در قلب و درونش خیلی آرامش دارد و خوشی و راحتی دارد ولی روح منافق و کافر و آن هایی که حرص و طمع دارند یا دنیا پرست هستند، این ها در درونشان متلاطم اند مضطرب اند خوشی ندارند مثال می زند می گوید مثل این که ما قلب یک کافر یا منافقی که در روحش در اشد عذاب است، رویش را بگیریم سنگ مزار بگذاریم، گل و ریاحین بچینیم ظاهر قبر خیلی قشنگ است، سنگ های قیمتی دارد ولی درون آن روحش غرق در عذاب است یا مار و عقرب به جان روحش می خورد ولی قبر یک مومن متلاشی شده باشد کهنه شده به هم ریخته روی قبر خیلی خراب است اما داخلش روح و ریحان است، می گوید مومن هم نسبت به کافر ظاهر و باطن اش همین طور است، ممکن است اولیاء خدا هم در ظاهر گرفتار باشند اما در درونشان احساس آرامش و امنیت می کنند یا این آیه ی مبارکه می فرماید «فَمَنِ تَّقَی وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلَا هُمْ یحْزَنُونَ» (اعراف/۳۵) وعده ی حتمی خدا است کسی که واقعاً انجام وظیفه بکند تقوا پیشه بکند، درگیر نشود با افراد، تعدی به حقوق دیگران نکند اصلاح بکند دنبال اصلاح باشد حداقل نیتش اصلاح است اگر هم دیگران با او درگیر می شوند او قصد تعدی و اذیت و آزار نداشته باشد، کسی که واقعاً در زندگی تقوا پیشه بکند و دنبال اصلاح و صلح باشد خدا وعده فرموده فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون نه خوفی دارد و نه حزنی دارد معمولاً خوف مال آینده است حزن مال گذشته است چون وظیفه اش را انجام داده به کسی تعدی نکرده خیانت نکرده خلاف نکرده حزن و اندوه ندارد

جلوه ای از بهشت ره آورد صفات و اعمال و رفتار

قطعاً این طور است بهشت دست آورد صفات و اعمال و رفتار اوست. به قول حافظ می گوید

من که امروزم بهشت نقد حاصل می شود * * * وعده ی فردای زاهد را چرا باور کنم

مرحوم آقای دولابی همیشه این نکته را می فرمودند که آیات و روایات را نقد معنا کنید آدمی که خوش اخلاق است اهل تقوا است همین الآن آرامش دارد ظلم نمی کند خیانت نمی کند تعدی ندارد حسابش پاک است مدیون کسی نیست آه مظلوم پشت سرش نیست. این را نگوییم که خوف و حزن مال بعد ها است و الآن نیست. یا اولیاء خدا لاخوف علیهم و لا هم یحزنون در قرآن تکرار شده این ها برای همین الآن است یعنی همین حالا خوف برای آینده است حزن برای گذشته است در گذشته اگر معصیتی کرده ام با توبه و استغفار پاکش کرده ام برای آینده هم وقتی که من به خدا توکل می کنم انجام وظیفه کرده ام برای چه نگران باشم؟ خدایی که می گوید متقین در مقام امن هستند خدایی که می گوید تقوا را اگر رعایت کردی دیگر واقعاً حزن و خوفی برایت خدا باقی نمی گذارد این ها را اگر یک کم باور کنیم در مسیرش قرار بگیریم می یابیم. امام رحمه الله علیه الگو بودند در زمان ما برای همه ایشان به قدری آرامش داشتند خبر های خیلی سنگین به ایشان داده می شد. ایشان طعم همه نوع اذیت و آزارها را به ظاهر چشیده بودند به خانه ی ایشان ریختند زندان بردند تبعید به ترکیه کردند چهارده سال دور از وطن در عراق و نجف بودند خدمت امیرالمومنین علیه السلام و بعد هم مشکلاتی که بعد از انقلاب بود و خبرهای ناگواری بود ظاهر خبرهای ناگوار بود اما آرامشی که ایشان داشتند که زبان زد همه بوده است، یعنی همه ی مسئولین دیگران می آمدند آرام می شدند مثل یک کوه مقاومی که یک انرژی و نیرویی از جای دیگر می گیرد به دیگران هم آرامش می دهد. این خاطره را مرحوم آیت الله بهاءالدینی رضوان الله تعالی علیه نقل می کردند می فرمودند اوایل که امام انقلاب کردند در سطح کلان و عموم شناخته شده نبودند، جزء اساتید و بزرگان بودند و طلبه ها و علماء می شناختند، در ابتدای نهضت و جهانی و عمومی نشده بودند ایشان یک دفعه احساس وظیفه کردند که اعتراض بکنند به دستوراتی که در آن زمان لایحه ای به مجلس بردند برخلاف دین و اسلام قیام کردند علیه شاه و با آمریکا درگیر شدند همان موقع. آقای بهاءالدینی فرمودند من نگران امام بودم که نکند ایشان را اذیت نکنند یا روحیه خودشان صدمه نبیند. ایشان همان اوائل انقلاب که هنوز ایشان کس و کاری نداشت و افرادی خیلی نبودند پا به رکابش باشند من رفتم منزل دیدنشان چون از جوانی با ایشان رفیق بودم با حاج آقا مصطفی خیلی دوست بودند مرحوم آقای بهاءالدینی فرمودند آمدم بیرونی به حاج آقا مصطفی گفتم آقا جان چطور است تا آماده شود که ما اندرون برویم خدمت آقا، من سراغ گرفتم ایشان من عذر می خواهم عین تعبیر را بگوییم بهتر است که امانت داری در تعبیر شود حاج آقا مصطفی هم خدا رحمتش کند شوخ مزاج بودند ایشان به بنده فرمودند که آقای بهاءالدینی پدر من آن قدر آرامش دارد پا در کفش آمریکا و شاه کرده توپیده به همه از هیچ کس نمی ترسد لا خوف علیهم و لا هم یحزنون گفت آن قدر آرامش دارد که شب بعد از کارهایش سرش را می گذارد به متکا هنوز سر به متکا نرسیده خر و پفش بلند می شود، یعنی این که آن قدر احساس آرامش می کند اگر نظر بیننده های عزیز هم باشد ایشان وقتی از فرانسه برمی گشتند که در آستانه ی پیروزی انقلاب بود که خیلی ها نگران بودند که وقتی ایشان می آید چه خواهد شد وقتی حکومت دست بختیار و دست آمریکا در واقع بود حکومت. ممکن بود هواپیما در راه ایرادی و اشکالی را برسانند یا این که بیاید دستگیرشان بکنند اتفاقاتی ممکن بود ایشان در هواپیما نماز شب خواندند استراحت کردند خوابیدند خبرنگار ها آمدند گفتند شما چه احساسی دارید ایشان گفتند من احساسی ندارم، که الآن مثلاً چه خواهد شد چنین خواهد شد هر احتمالی ممکن است باشد یا از این طرف من پیروز شدم خودم چنین کنم چنان بکنم بلند پروازی بکنم فرمودند نه انجام وظیفه مهم است یک جمله ای هم امام رحمه الله علیه همیشه می فرمودند که جمله ی قشنگی است ما مأمور به وظیفه و تکلیفیم اما این که نتیجه چه می شود دست ما نیست. یک کشاورز وظیفه اش این است که خوب زمین را بشکافد، بذر بپاشد، آبیاری بکند، وظیفه ی باغبانی و کشاورزی اش را انجام دهد، اما این که کی باران می آید کی رشد می کند کی نتیجه می رسد کم می شود یا زیاد می شود ما مامور به نتیجه نیستیم به ما گفته اند این کار را انجام بده چشم. این اندازه این مقدار انجام بده.

حالا این که یکی از ثمرات تقوا در واقع این آرامش است نکته اش کجاست؟ در همین انجام وظیفه است یا نکته ی دیگری دارد؟ ما مدیون به خدا هستیم دینمان دین بندگی است و باید فرمان خدا را ببریم فرمان خدا را که ببریم خدا می گوید من هم به تو آرامش می دهم، پرتویی از غنای خدا از الطاف خدا شامل حال آن بنده می شود. در واقع ما بندهای خیالی را بریده ایم

بند بگسل باش و آزاد ای پسر * * * چند باشی بند سیم و بند زر

این بند های دنیایی ناآرامی می آورد خوشی را می برد راحتی را می برد ولی بند شدن به غنی مطلق غنای مطلق جمال مطلق کمال مطلق اصلاً گم شده ی ما او است گم شده ی ما که دنبال آرامشیم آرامش ما فقط در ارتباط با خدا و فرمان بردن است. در واقع نا آرامی که ما گاهی دچارش هستیم به خاطر همین بندهایی است که اطراف ما است و منهای خداست. این که تکلیفمان را انجام نمی دهیم خلاف تکلیفمان را قدم برمی داریم به ما گفته اند از این مسیر بندگی بروید از مسیر بندگی خارج می شویم مثل این که از جاده بیرون می رویم به دست انداز می افتیم جاده خاکی می شود در گودال می افتیم اما در مسیر صحیح باشیم آرامش عجیبی به انسان دست می دهد

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *