تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل توزیع فقر یا توزیع عدالت از دیدگاه نهج البلاغه – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل توزیع فقر یا توزیع عدالت از دیدگاه نهج البلاغه شامل 95 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل توزیع فقر یا توزیع عدالت از دیدگاه نهج البلاغه گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل توزیع فقر یا توزیع عدالت از دیدگاه نهج البلاغه با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل توزیع فقر یا توزیع عدالت از دیدگاه نهج البلاغه از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل توزیع فقر یا توزیع عدالت از دیدگاه نهج البلاغه با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل توزیع فقر یا توزیع عدالت از دیدگاه نهج البلاغه را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل توزیع فقر یا توزیع عدالت از دیدگاه نهج البلاغه :

مقدمه

بحث در مقال پیش رو در ارتباط با جایگاه و اهمیت تولید ثروت در اندیش حکومتی امام علی (ع) در نهج البلاغه است. هدف مقاله پاسخ به این سؤال اساسی است که روش مطلوب امیر مؤمنان (ع) برای گسترش عدالت در جامعه، مبتنی بر تولید و توزیع ثروت بوده است، یا توزیع فقر؟

برای رسیدن به پاسخ، ابتدا بر اهداف امام (ع) برای به دست گرفتن زمام امور، با بهره گیری از کلام ایشان-به ویژه خطبه های آغازین دور حکومت به دست می آید-نگریسته، تا از این راه، جایگاه و اهمیّت موضوع مورد بحث را در هندس سیاسی نهج البلاغه که تجلّی گاه افکار علوی است، به دست آوریم. پس از بحث و بیان برخی از قرائن و ادلّه که ما را به پاسخ پرسش مذکور نزدیک می نماید، روش های اجرایی امام برای رسیدن به این هدف بیان شده است. با ذکر این روش ها این مهم حاصل شود که آیا اید امام فقط منحصر در بیان و تئوری بوده، یا اینکه امیر مؤمنان (ع) برای اید خود روش های اجرایی و عملی هم مدنظر داشته اند تا الگوسازی در ارتباط با موضوع موئرد بحث کامل تر گردد. زیرا اگر کسی برای ایده و نظری خود به ویژه در موضوعات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی روش عملی و اجرایی در نظر نداشته باشد آن ایده محکوم به فراموشی است.

در پایان در بحثی کوتاه این موضوع بررسی می شود که آیا اید مختار علی (ع) برای بسط عدالت در جامعه با موفقیت رو به رو شد یا با شکست، و نیز این اید امام علی (ع) با اجرایی شدن روش های مطلوب امام با نتیج مطلوب مواجه شد یا خیر؟

۱-اهداف حکومت

مقصود از بیان اهداف حکومت از دیدگاه امیر مؤمنان (ع) به دست آوردن نوع نگاه ایشان به سیاست و حکومت است. زیرا تا نگاه آن بزرگوار به حکومت روشن نگردد، به دست آوردن اهمیت موضوعی مثل تولید ثروت، امکان پذیر نخواهد بود. ازاین رو، مروری بر برخی از اهداف حکومت از منظر نهج البلاغه ضروری است. این اهداف را می توان در تقسیم بندی زیر در نظر گرفت.

۱-۱-دفاع از آزادی

در دیدگاه نهج البلاغه آزادی مقوّم انسانیّت است. زیرا انسانی که مخاطب دعوت انبیا است، انسانی آزاد است. امام علی (ع) خود پاسدار آزادی بود و حاضر نشد، چه در ابتدای حکومت و چه در طول دوران زمامداری، کوچکترین خدشه ای به آزادی انسان ها وارد سازد. چنان که فرمود: «و انّ العامّه لم تبایعنی لسلطان غالب و لا لعرض حاضر»؛ بی گمان عموم مردمان با من بیعت کردند نه برای آنکه دست قدرت من گشاده بود و زوری در کار بود یا مالی آماده بود و تطمیعی صورت گرفته بود؛ (نامه ۵۴ ).

۱-۲-گسترش عدالت

بسط و گسترش عدالت یکی از مهمترین اهداف حکومت علوی به شمار می آید-هرچند از اهداف واسطه ای و میانی-امام علی (ع) عدالت و داد را ملاک و میزان سیاست و مای استواری آن می دانست ازاین رو در عرص سیاست جز به راه عدالت نرفت. (دلشاد تهرانی، ۱۳۹۱، ۱۰۵)در نگاه علی (ع) بهترین روش برای زمامداری، عدالت است. ازاین رو بهترین ابزار برای رسیدن به اهداف اساسی حکومت الهی نیز عدالت است. چنانکه می فرماید: «خیر السّیاسات العدل»؛ بهترین سیاست ها عدالت و دادگری است؛ (خوانساری، ۱۳۶۰، ۴۲۰/۳).

۱-۳-ایجاد رفاه و بهبود مادّی

ایجاد رفاه و تأمین معیشت از اهداف حکومت امیر مؤمنان (ع) است و در هندس اندیش حکومتی حضرت جایگاه به سزایی دارد. در حکومت صالحین تأمین رفاه عمومی و زندگی کفاف برای عموم مردم در جهت نیل به هدف اساسی حکومت دینی، یعنی تعالی انسان، اهمیت ویژه ای دارد. زیرا عموم آدمیان، به استثنای خواصّ و تجمعیت قلیلی در طول تاریخ، تا نیازهای اولیه زندگی مادّی آن ها تأمین نشود به فکر نیازهای عالی و معنوی خود نمی افتند و مجالی برای تفکر و غور در اهداف آفرینش به دست نمی آورند. امام علی (ع) از عمده وظایف و اهداف حکومت را توسع اقتصادی و بهبود معیشت مردم می داند و می فرماید: «أیها النّاس، انّ لی علیکم حقّا، و لکم علیّ حقّ، فأمّا حقّکم علیّ… توفیر فیئکم علیکم»؛ مردم!مرا بر شما حق است، و شما را بر من حقی، اما حق شما بر من… فراوان کردن دارایی ها و درآمدهایتان، و رساندن آن به شماست؛ (خطبه ۳۴). البتّه اهداف دیگری هم از دیدگاه امام علی (ع) وجود دارد، ولی ما به دلیل رعایت اختصار فقط از آن ها نام می بریم مانند تعلیم و آگاه سازی، حقوق گرایی، اصلاح فرهنگی، ایجاد امنیّت و…

۱-۴-هدف غایی

با نگاهی کلّی به اهداف امام (ع) و کلمات و خطبه های ابتدایی و حکومتی ایشان می توان چنین نتیجه گرفت که نگاه علی (ع) به حکومت نگاهی اصالتی نبوده، بلکه به حکومت تنها نگاهی ابزاری داشته است. در منظر امام (ع) حکومت فقط وسیله ای برای رسیدن به هدف رشد و تعالی انسان ها است، ازاین رو می فرماید: «إنّی أریدکم للّه، و أنتم تریدوننی لأنفسکم. أیّها النّاس! أعینونی علی أنفسکم؛ و أیم اللّه لأنصفنّ المظلوم من ظالمه، و لأقودنّ الظّالم بخزامته، حتّی أورده منهل الحقّ و إن کان کارهاً»؛ من شما را برای خدا] و رو به تعالی [می خواهم و شما مرا برای خود] و امور بی ارزش می خواهید. [ای مردم! مرا بر کار خود یار باشید] و در جهت تحقق برنامه هایم، کمک کار. [به خدا سوگند که داد ستمدیده را از آن که بر او ستم کرده بستانم و مهار ستمکار را بگیرم و به ناخواه او را با به سر منزل حق کشانم؛ (خطبه ۱۳۶).

می توان چنین برداشت کرد که هدف غایی، نهایی و تعالی سیاست و حکومت علوی تعالی و رشد انسان و تربیت آدمی بوده است. برخلاف نظر کسانی که عدالت را به عنوان هدف غایی حکومت از نگاه امیر مؤمنان (ع) معرفی می کنند، باید گفت که عدالت از دیدگاه ایشان بهترین سیاست و ابزار و روش برای رسیدن به هدف بود و یا این گونه پنداشت که عدالت تنها هدفی واسطه ای تلقّی می شد، نه هدف غایی و نهایی. این برداشت و تفسیر از نگاه امام به موضوع حکومت و به دست آوردن هدف اصلی حکومت از دیدگاه ایشان، ما را در پاسخ دادن به سؤال اصلی مقاله که همان روش اجرایی برگزید حضرت در بسط عدل و داد در جامعه است، یاری می رساند.

۲-توزیع فقر یا توزیع ثروت؟

عدالت به عنوان مطلوب انسان ها در طول تاریخ، باید تعریف و بنیان خاص خود را داشته باشد. هرگروهی با توجه به تعریف و دیدگاهش نسبت به عدالت، روش اجرایی متناسب با آن تعریف را اتخاذ می نماید. به عنوان نمونه مرام های اشتراکی که عدالت را به معنای برابری مطلق می دانستند، برای تحقق عدالت مد نظر خود، به توزیع فقر روی آوردند. حال چون موضوع سخن ما و مدار مباحث ما نهج البلاغه و اندیش حکومتی امیر مؤمنان (ع) است، می خواهیم دریابیم روش برگزید علی (ع)- با توجه به دیدگاه ایشان به عدالت که همانا رسیدن هرکس به حق شایست خود است، نه برابری مطلق-برای بسط عدالت در جوامع کدام بوده است، توزیع فقر یا تولید و توزیع ثروت؟

امعان نظر در دلایل و قرائن تاریخی، متعرفتی و سخنان صریح امام، می توان این گونه استنتاج کرد که روش تولید و توزیع عادلان ثروت به عنوان روش و بنیان اساسی امام برای عدالت گستری در جامعه بوده است.

برای اثبات این ادّعا دلائل در دو بخش ارائه می گردد:

دلیل اول: ناهماهنگی وجود فقر با هندس معرفتی و اندیش حکومتی امام علی (ع)؛

دلیل دوم: سخنان صریح امیر مؤمنان علیه لاسلام دربار تولید و تتوزیع عادلانه ثروت.

شرح ادل فوق به قرار زیر است:

۲-۱-ناهماهنگی وجود فقر با هندس معرفتی و اندیشه حکومتی امام علی (ع)

همان طور که بیان گردید، غایت و هدف نهایی حکومت مداری از سوی امام علی (ع) تربیت انسان است. یعنی همان هدف انبیای الهی که برای تحقّق آن از کوششی دریغ نوریدند. با توجه به این هدف متعالی، فقر نمی تواند جایگاه مثبتی در سیره تربیتی عموم جامعه داشته باشد. «کمبود دارایی و ناداری انسان را در اسارت خود می گیرد و به صورت مانعی جدّی در تربیت حقیقی عمل می نماید». (دلشاد تهرانی، ۱۳۷۹، ۱۱۲)؛ همچنین در اندیشه و سیر امام علی (ع) فقر استضعافی و نه ساده زیستی، گزنده ترین و زشت ترین پدید اقتصادی و مای ننگ زندگی است. (همو، ۱۳۹۰، ۳۷۷)

مولی الموحدین (ع) نیز فرموده است: «الفقرُ الموتُ ألاکبرُ»؛ ناداری مرگ بزرگ تر است؛ (حکمت ۱۶۳). در دیدگاه امیر مؤمنان (ع) فقر آثار دهشتناکی بر روی عقل و روح، ایمان و عقید آدمی می گذارد، لذا علی (ع) در پندی به فرزند خویش محمد بن حنیفه فرمود: «یا بُنَیَّ! إنّی أخاف علیک الفقرَ فاستعِذ باللّه منه فإنّ الفقر منقصه للدّین، مدهشه للعقل، داعیه للمقت »؛ فرزند عزیزم! از ناداری بر تو بیمناکم. پس از آن به خدا پناه ببر که زیرا فقر سبب نقص در دین است و سرگردانی عقل و ایجادکنند دشمنی است؛ (حکمت ۳۱۹).

البته باید توجه داشت که فقر عوامل مختلفی دارد. از جمله عوامل غیراختیاری مانند محرومیّت از امکانات اوّلیه برای تولید و کسب درآمد، ناشی از بلایای طبیعی (البته با یک نظام تأمین اجتماعی کارآمد این عامل می تواند از بین برود) و عوامل اختیاری اعم از عوامل شخصی مثل سستی و تنبلی، بی برنامگی، فقرنمایی و تکدّی گری، رعایت نکردن بهداشت (منظور عواملی است که در روایات سبب فقر معرفی شده است مثل وجود تارهای عنکبوت در اتاق، ادرار کردن در حمام، خوردن در حال جنابت و خلال کردن دندان ها با شاخه درخت گز ). (نک: محمدی ری شهری، ۱۳۸۵، ۴۶۷۷/۱۰ )، نارسایی اندیشه و عوامل غیرشخصی چه عوامل گروهی مثل کسب نامشروع و غیرقانونی، ترک تکافل عمومی و صفات ناپسند مانند بخل؛ و چه عوامل اجتماعی که از جمله آن ها ظلم حاکمان، نظام مالیاتی ناکارآمد و نظام تأمین اجتماعی ناکارآمد و… قابل ذکر است. (هادوی نیا، ۱۳۸۵، ۲۰۹/۷-۲۱۸)

با مطالب ذکر شده مشخص می شود که فقر در نگاه امیر مؤمنان (ع) چنان پدید زشت و هولناکی است که نه تنها تناسبی با هدف غایی حکومت و سیاست از منظر علوی، یعنی تربیت انسان الهی، ندارد؛ بلکه یکی از موانع بزرگ بر این هدف مقدّس است.

۲-۲-سخنان صریح پیشوای مؤمنان (ع) درباره تولید و توزیع عادلانه ثروت

در میان سخنان به جا مانده از امیر مؤمنان (ع)، به ویژه نهج البلاغه، به کلماتی برمی خوریم که آن حضرت، به صراحت سیاست اقتصادی خود و دولت خود را برای بسط عدالت در جامعه بیان می دارد. از جمله می توان به مواردی اشاره کرد: در نامه به مالک اشتر، امام علی (ع) با صراحت کامل و تمام، مالک را به توسع معیشت و توزیع عادلانه ثروت در میان مردم امر می کند و این سیاست را مقدمه و زمینه سازی مؤثر برای رسیدن دولت علوی به هدف غایی خود، یعنی اصلاح و تربیت مردمان، معرفی می کند: «ثمّ أسبغ علیهم الأرزاقَ، فإنّ ذلک قوّهٌ لهم علی استصلاح أنفسهم»؛ پس روزی ایشان را فراخ دار! که فراخی روزی، نیرویشان دهد تا در پی اصلاح خود برآیند؛ (نامه ۵۳ ).

اما یکی از صریح ترین و مهم ترین سخنان امام که سیاست دولت علوی را به روشنی بیان می دارد خطبه ای است که در آن وظایف مردم در برابر حکومت و همچنین وظایف حکومت در مقابل مردم را بیان می دارد. امام یکی از وظایف مهم دولت در برابر مردم را رشد اقتصادی و بهبود وضعیت معیشت مردم بیان می دارد و می فرماید:

«أیّها النّاس، إنّ لی علیکم حقا و لکم علیّ حق؛ فأمّا حقّکم علیّ… و توفیر فیئکم علیکم»؛ مردم! مرا بر شما حقی است، و شما را بر من حقی. اما حق شما بر من… فراوان کردن دارایی ها و درآمدهایتان، و رساندن آن به شماست؛ (همان). از آنجا که این سخن صراحت بیشتر در اثبات مدّعای مورد بحث ما دارد، لازم است در مورد واژه فیء که حضرت فراوان کردن و رشد آن را از برنامه های حکومت خود معرّفی می کند اندکی توضیح داده شود.

۲-۲-۱-توضیحی در رابطه با واژ فیء از نظر لغوی و اصطلاحی

فیء مصدر از مادّ فاء، یفیء فیئا از باب فعَل، یفعِل در لغت به معنای «برگشت»، رجوع و بازگشت است. کما اینکه أفاءَ الظلُّ یعنی سایه برگشت. (افرام بستانی، ۱۳۸۹، ۵۱۴). در قرآن مجید هم آمده است: «حتّی تفیء إلی أمر اللّه»؛ (الحجرات، ۹) که به همین معنی است؛ یعنی به امر خدا بازگردد و گردن نهد. اما فیء در اصطلاح فقها دارای معنایی خاص برگرفته از قرآن است. مثلا علامّه حلّی در تذکره الفقهاء فیء را چنین تعریف می کند: «طبق آی هفت سور حشر او ما أفاء اللّه علی رسوله… ؛ آنچه خدا به عنوان فیء به رسولش داد)، فیء از مختصات رسول خدا (ص) و کسی است که بعد از او ائمه (علیهم السلام) می باشد و برای دیگران حقّی نیست و باید با اجاز این بزرگواران مصرف شود». (حلی، ۴۱۹/۱)

این نکت دارای اهمیت است که معنای فیء، در کلام مورد بحث، نه معنای لغوی فیء است، و نه معنای اصطلاحی فقهی، زیرا فیء هم مانند واژه هایی از این دست دارای یک معنای لغوی است و یک معنای اصطلاحی و یک معنای استعمالی[۱]، که همان مطلق درآمدها و عائدات عمومی یک مملکت است که متعلق به آحاد مردم و شهروندان یک جامعه است. در خطب ۳۴ نهج البلاغه معنای مورد نظر حضرت، معنای استعمالی فیء است یعنی هم درآمدهای عمومی یک ملّت و جامعه. برای اثبات این مدّعا به دو دلیل بسنده می کنیم:

دلیل اول-معنای استعمالی غنیمت

راغب اصفهانی غنیمت را از ریش غنم به معنای «گوسفند» می داند و سپس می گوید: «در هر چیزی که انسان از دشمن و یا غیر دشمن به دست آورد به کار رفته است». (همو، ۱۴۰۴ ۳۲۶)

اما غنیمت یک معنای اصطلاحی نیز دارد و آن هر چیزی است که در جنگ از دشمن گرفته و به دست می آید.

لذا بسیاری از فقهای اهل سنت واژ غنیمت آی ۴۱ سوره مبارک انفال را به همین معنا حمل کرده اند و خمس را منحصر در آنچه در جنگ به دست می آید، دانسته اند.

اما غنیمت یک معنای استعمالی هم دارد که به معنای هر نوع بهره و سود است. این معنا در موارد بسیاری به کار رفته است و در نهج البلاغه نیز در مواردی چند به معنای مطلق بهره به کار رفته است. از جمله امیر مؤمنان (ع) می فرماید: «من أخذ بها لحق و غنم»؛ کسی که به آیین خدا عمل کند به سر منزل مقصود می رسد و بهره می برد؛ (خطبه ۱۲۰).

همچنین مفسرانی چون آلوسی در روح المعانی(۲/۱۰)، فخر رازی در تفسیر خود(/۱۵ ۱۶۴) و در المنار(۳/۱۰-۷)مفهوم غنائم را، به همان معنای وسیع گرفته اند. (نیز نک: مکارم شیرازی، ۱۳۷۹، ۱۷۹/۷). فقهای شیعه نیز معنای غنیمت را، در آی ۴۱ سوره انفال، بر اساس روایات بر معنای استعمالی، یعنی مطلق بهره و سود، حمل کرده اند. این روند، در مورد فیء نیز جریان دارد.

دلیل دوم -اضافه شدن ضمیر متصل کم به واژه فیء در کلام علی (ع)

امام (ع) با اضافه کردن ضمیر، در واقع مالک و صاحب فیء را مردم معرفی می کند. از این نکته مشخص می شود که معنای فیء در خطب ۳۴، معنای اصطلاحی فقهی نیست، زیرا طبق تعریف فقهی فیء-که ضمن دلیل اوّل ذکر شد-مالک و صاحب امتیاز فیء در معنای اصطلاحی خود، پیامبر و ائم معصومان (علیهم السلام) هستند، اما با اضافه شدن این ضمیر مشخص می گردد که منظور امام امر دیگری است، و آن

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *