تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل تکلیف محوری در اندیشه دفاعی امام خمینی(رحمه الله علیه) با الگوپذیری از اندیشه دفاعی امام حسین(علیه السلام) – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل تکلیف محوری در اندیشه دفاعی امام خمینی(رحمه الله علیه) با الگوپذیری از اندیشه دفاعی امام حسین(علیه السلام) شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل تکلیف محوری در اندیشه دفاعی امام خمینی(رحمه الله علیه) با الگوپذیری از اندیشه دفاعی امام حسین(علیه السلام):

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل تکلیف محوری در اندیشه دفاعی امام خمینی(رحمه الله علیه) با الگوپذیری از اندیشه دفاعی امام حسین(علیه السلام) به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تکلیف محوری در اندیشه دفاعی امام خمینی(رحمه الله علیه) با الگوپذیری از اندیشه دفاعی امام حسین(علیه السلام) به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تکلیف محوری در اندیشه دفاعی امام خمینی(رحمه الله علیه) با الگوپذیری از اندیشه دفاعی امام حسین(علیه السلام) با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل تکلیف محوری در اندیشه دفاعی امام خمینی(رحمه الله علیه) با الگوپذیری از اندیشه دفاعی امام حسین(علیه السلام) با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تکلیف محوری در اندیشه دفاعی امام خمینی(رحمه الله علیه) با الگوپذیری از اندیشه دفاعی امام حسین(علیه السلام) با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل تکلیف محوری در اندیشه دفاعی امام خمینی(رحمه الله علیه) با الگوپذیری از اندیشه دفاعی امام حسین(علیه السلام) را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تکلیف محوری در اندیشه دفاعی امام خمینی(رحمه الله علیه) با الگوپذیری از اندیشه دفاعی امام حسین(علیه السلام) :

مقدمه

بر اساس مطالعه تاریخ از یک سو با جنگ های قبیله ای، منطقه ای، قومی، نژادی و منفعت طلبانه ای مواجه می شویم که فقط بر اساس هواهای نفسانی بشر و مادیات روی داده است. از این قبیل جنگ ها می توان به جنگ های جهانی اول و دوم که در عصر حاضر رخ داده اشاره نمود و نشان داد که اگر جنگ ها مبنای الهی نداشته باشد؛ آنچنان به بیراهه کشیده می شود که ننگ آن هیچ گاه از تاریخ بشریت محو نخواهد شد. این جنگ ها در مرحله خاصی به پایان می رسند و در نهایت خشم و نفرت انسان ها را بر می انگیزند. از سوی دیگر و در مقابل آن نیز می توان به مبارزات پیامبران و اولیای الهی اشاره کرد که بر اساس تکلیف و امر خداوند در مقابل دشمنان دین و خدا ایستادگی کرده اند. این مبارزات بر اساس تعالیم الهی صورت گرفته است و در هیچ یک از محدودیت های زمانی، مکانی، ملی، نژادی، قومی و. . . نمی گنجد و در نتیجه زمان را در هم می نوردد و با توجه به این ویژگی که پایان ناپذیر بوده و در طول تاریخ جریان داشته ، دارد و خواهد داشت. این نوع جنگ ها از تقدس خاصی برخوردار هستند؛ چرا که تحقق آرمان هایی چون نجات از بردگی ها و اسارت ها و استثمارها و. . . را در پی دارد و برای همه انسان های آزاده از هر دین و مذهبی مقدّس و الگو می شود. یکی از بهترین و مقدّس ترین این نبردها حادثه کربلا و حماسه امام حسین (علیه السلام) و یاران با وفای آن حضرت است . که در طول تاریخ الگویی برای همه آزادیخواهان و ظلم ستیزان گشت و همگان، مسلمان و غیر مسلمان از آن به نیکی و قداست یاد می کنند. امام خامنه ای (مدّظلّه)

درباره تأثیر و الگو بودن این جریان می فرماید: «عاشورا یک حادثه تاریخی صرف نبود؛ عاشورا یک فرهنگ، یک جریان مستمر و یک سرمشق دائمی برای امت اسلام بود. حضرت ابی عبد الّله (علیه السلام) با این حرکت – که در زمان خود دارای توجیه عقلانی و منطقی کامللاً روشنی بود- یک سرمشق را برای امت اسلامی نوشت وگذاشت» (۰۵/ ۱۱/ ۱۳۸۴).

اگر بخواهیم در عصر حاضر از نبردی که بر اساس تکلیف دینی و الگوپذیری از آن حادثه عظیم رخ داده است نام ببریم ، می توان به دفاع مقدّس جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد که در یک طرف آن عراق با تمام حمایت های منطقه ای و بین المللی و با خوی وحشیگری بدون در نظر گرفتن تمام قواعد انسانی و اسلامی در جنگ قرار داشت و طرف دیگر ایران اسلامی بود که مبنای نظام و انقلاب آن را اسلام و احکام مقدّس اسلامی شکل داده بود. به همین علت مراجعه به ابعاد مختلف دفاع مقدس و بهره گیری از زوایای مختلف و آموزنده آن لازم به نظر می رسد، چنانچه حضرت امام خامنه ای (مدّظلّه) درباره اهمیت مراجعه به حادثه بزرگ دفاع مقدّس می فرماید: «هشت سال دفاع مقدّس ما صرفاً یک امتداد زمانی و فقط یک برهه زمانی نیست؛ گنجینه عظیمی است که تا مدت های طولانی ملت ما می تواند از آن استفاده کند» (۱۳۸۸/۶/۲۴).

ما در این تحقیق به دنبال آن هستیم که میزان الگو پذیری اندیشه دفاعی حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) را از اندیشه دفاعی سالار و سرور شهیدان حضرت ابا عبد الله الحسین (علیه السّلام)

در زمینه تکلیف محوری بررسی نماییم. بدون تردید هرچه انطباق این دو اندیشه بیشتر باشد قداست دفاع مقدس آشکارتر شده و شک و تردید های مغرضین و معاندین بی اثر و خود الگویی برای همه نسل های آینده این کشور و حتی همه مجاهدان حق علیه باطل خواهد شد.

بیان مسأله

دفاع در اسلام جزیی از جهاد و از واجبات و تکالیف الهی محسوب می شود که باید با شرایط مخصوص و آداب صحیح آن انجام گردد. یکی از صحنه های جهاد در صدر اسلام که بر اساس احساس تکلیف صورت گرفت حادثه کربلا و قیام امام حسین (علیه السّلام) است که تا به امروز نه تنها از اهمیت و ارزش آن کم نشده است؛ بلکه روز به روز به عظمت و منزلتش افزوده شده است.

به طوری که تمام آزادی خوهان عالم از آن به بزرگی یاد کرده و درس های آن را به عنوان الگوی مبارزات خود مد نظر قرار داده اند.

بعد از حادثه عاشورا جنگ های زیادی بین اسلام و کفر صورت گرفته است؛ اما به جرأت می توان اذعان نمود که جنگ تحمیلی و دفاع مقدّس جمهوری اسلامی ایران که در سایه حکومت اسلامی رخ داد یکی از جلوه های ناب از قیام امام حسین (علیه السّلام) محسوب می گردد. و جا برای پرداختن به آن بسیار لازم و ضروری است و تحقیق در این که مبانی فکری و اصول حاکم بر دفاع مقدّس به چه اندازه با قیام سالار شهیدان که خود بر گرفته شده از تعالیم الهی و سنت پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) و پدر بزرگوارشان امیرالمؤمنین (علیه السّلام) بوده است ، مطابقت داشته کاری ضروری به نظر می رسد چرا که از یک طرف قداست یک جنگ وقتی خودش را نشان می دهد که طبق تعالیم دینی و الگوپذیری از جنگ و جهاد ائمه اطهار و به ویژه به نام حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السّلام) باشد و از طرفی امروز دفاع مقدّ س به عنوان نماد مقاومت و سند مشروعیت و حقانیت این نظام مطرح می شود و شهدای آن برای همه و به ویژه نسل جوان به عنوان الگو معرفی می گردند. بدون شک هر چه اندیشه حاکم بر دفاع مقدّس به دستورات الهی و سیره ائمه – اطهار(علیهم السلام) نزدیک تر باشد، اثرات مثبت آن هم شگرف تر خواهد بود.

اندیشه دفاعی شامل اصول و مبانی است که بر اساس آن دکترین و طرح های نظامی تدوین شده و در نهایت اقدامات اساسی و تاکتیکی در صحنه عمل به اجرا در می آید و چون دفاع مقدّس یکی از جلوه های مبارزه در راه دین و خدا بوده است؛ قطعاً اصول و مبانی آن هم باید طبق دستورات الهی و سنت اهل بیت (علیهم السلام) باشد و از طرفی غفلت و نپرداختن به این حادثه عظیم و سرنوشت ساز فرصتی برای دشمنان این نظام فراهم خواهد کرد که به ایجاد شبهه و انحراف در آن بپردازند و نسل های آینده را که باید ادامه دهندگان راه شهدا و رزمندگان باشند با تردید و سستی روبرو کنند.

این تحقیق به دنبال آن است که انطباق اندیشه دفاعی امام خمینی (رحمه الله علیه) در دفاع مقدّس را با اندیشه دفاعی امام حسین (علیه السّلام) بررسی و تبیین نماید. و بعد از بررسی مؤلفه های عمده و پر کاربرد در زمینه اندیشه دفاعی به مؤلفه تکلیف محوری بپردازد. برای این منظور محقق در مورد اندیشه دفاعی امام حسین (علیه السّلام) مسایلی که بیشتر در مسیر قیام ایشان و به ویژه در کربلا رخ داده است، مورد بررسی قرار داده و آن را به عنوان مبنا و الگو در نظر گرفته و میزان انطباق آن را با اندیشه دفاعی حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) که رسالت حسینی و در حقیقت فرماندهی کل قوا در دفاع مقدّس را بر عهده داشت، مورد بررسی قرار داده است.

پرسش تحقیق

آیا اندیشه دفاعی امام خمینی (رحمه الله علیه) درجهت ادای تکلیف الهی از اندیشه دفاعی امام حسین (علیه السّلام) الگوپذیری داشته است؟

اهداف تحقیق

۱- اثبات و تطبیق اندیشه دفاعی امام خمینی (رحمه الله علیه) با اندیشه دفاعی امام حسین (علیه السّلام) در ادای تکلیف الهی؛

۲- ارائه یک الگوی عملی برای همه نسل هایی که بنا بر انجام تکلیف در صدد حفظ دین الهی و این نظام هستند؛

۳- شبهه زدایی از عملکرد حضرت امام خمینی (رحمه اللفه علیه) در دفاع مقدس .

نوع تحقیق

نوع تحقیق از نوع کاربردی – توسعه ای است. تحقیق کاربردی تحقیقی است که به دنبال دستیابی به راه حل مسائل و مشکلات موجود می پردازد. در این نوع تحقیق محقق درصدد است با استفاده از معیارها و روش های علمی به راه حل هایی دست یابد (بشارتی، ۱۳۹۳: ۸۰)

تحقیق توسعه ای ، هرگونه فعالیت منظم مبتنی بر دانش موجود حاصل از پژوهش ها و تجارب است که به منظور تولید مواد، فرآورده ها و سایر ابزار و فرایندها و روش های جدید و یا بهبود آن ها صورت می گیرد (طبیبی، ملکی، دلگشایی، ۱۳۹۲: ۱۲۰).

روش تحقیق

در این تحقیق از روش توصیفی – تحلیلی استفاده شده است. که توصیف واقعی و منظم از خصوصیات و ویژگی های یک موقعیت یا موضوع است ، به عبارت دیگر در این تحقیق ، محقق سعی می کند، هست ها را توصیف نماید و بعد به تحلیل و علت یابی روابط بین پدیده ها و متغیرهای تحقیق بپردازد (دلاوری، ۱۳۸۷: ۲۰).

مبانی نظری تعریف اندیشه

«اندیشه» درلغت اندیشیدن ، تأمل کردن ، تفکر کردن و به طور کلی اعمال ذهن انسان است. به لحاظ وجود شناسی و منطقی نیز «اندیشه» و «فکر» بیانگر هر نوع کنش ذهنی فعال انسان صاحب عقل است.

به لحاظ معرفت شناسی ، اندیشه نوعی معرفت یا دانش تلقی می شود که عبارت است از: مجموعه تلاش ذهنی دارای انسجام منطقی، چارچوب مشخص مبنا، مستدل و با اهمیت، درباره موضوعات خاص چون «سیاست»، «اقتصاد»، «جامعه»، «فرهنگ»، «دفاع»، «نظام» و. . .

به بیان دیگر، اندیشه یعنی «هرگونه تلاش فکری منسجم، مبنادار، مستدل و مهم و دارای چارچوب نظری». بنابراین اندیشه دارای انواع و شعب گوناگونی است مثل «اندیشه سیاسی»،

«اندیشه اقتصادی»، «اندیشه فرهنگی»، «اندیشه نظامی» و. . . (جمشیدی، ۱۳۸۳: ۲۸).

اندیشه و تفکر فرایندی است که در آن عقل به عنوان ابزار محوری به کار می رود و ذهن با مرور معلومات، دانش ها و شهود در جستجوی کشف یک مجهول، حل مسأله و افق گشایی آینده است. در حقیقت انسان هر گاه با بهره گیری از دانش های موجود در نزد خود، به یاری ابزار عقل

بکوشد تا مجهول و ناشناخته ای را حل کند، تفکر کرده و اندیشه ورزیده است (رشید زاده، ۱۳۸۹: ۵)

دفاع

تدابیری است که برای مقاومت در برابر حملات سیاسی ، نظامی ، اقتصادی، اجتماعی، روانی و یا فنآوری از سوی یک یا چند کشور مؤتلفه اتخاذ می شود. توانایی های دفاع بازدارندگی را تقویت می کنند و بازدارندگی نیز به این تونایی ها نیرو می بخشند. همچنین به حفظ و حمایت از ارزش هایی نظیر زندگی، مالکیت، آزادی، هویت ملی و تمامیت ارضی در برابر تهدیدهای گوناگون داخلی و خارجی و یا ساختار دفاع منتهی می گردد (نوروزی، ۱۳۸۵: ۳۴۴).

تعریف اندیشه نظامی و دفاعی

در دفاع چون ارتباط نزدیکی به مباحث نظامی داشته و حتی بعضی این دو واژه نظامی و دفاعی را یکی دانسته اند ابتدا به واژه نظامی اشاره ای داشته و ابعاد آن را مورد توجه قرارمی دهیم.

اندیشه نظامی و اندیشه شناسی، موضوعی اساسی و تعین کننده در رفتار و کارکردهای نظامی محسوب می شود. که درباره پدیده های نظامی است و پدیده نظامی هر چه باشد، در جامعه سیاسی تحقق می یابد؛ بنابراین نقطه آغاز تبین چیستی اندیشه نظامی، شناخت چیستی جامعه سیاسی – نظامی است (رشید زاده ، ۱۳۸۹: ۳).

اندیشه نظامی، تفکر و تأملی است منسجم، دارای چارچوب نظری، اصولی و مستدل و با اهمیت در مورد امر یا رأی نظامی. یا به عبارت دیگر اندیشه نظامی، تفکری منسجم، موجه، اصولی، مهم و دارای چارچوب است که به بررسی مسأله بقای مادی و معنوی یک جامعه در مقابل خطرات و تهدیدات با توسل به قوه قهریه و سلاح و در جهت نیل به امنیت و تأمین منافع آن می پردازد (جمشیدی، ۱۳۸۳: ۲۹-۲۸).

اندیشه دفاعی یک نوع دور اندیشی، آینده نگری و روشن بینی عمیقی است که در قالب طرح ها و برنامه های دقیق راهبردی موجب تأمین منافع ملی کشور در زمینه های مختلف در حال و آینده می شود (پیری، ۱۳۹۱: ۴۴).

اندیشه دفاعی عبارت است از تفکر و رویکردی که مجاهدان، رزمندگان و سازمان های دفاعی، مبتنی بر مبانی اعتقادی و مذهبی، تحولات محیطی و مبتنی بر تجارب و ذخایر تجربی دارند و در هر حوزه ای که دفاع در آن تکلیف و مأموریت باشد، حضور فعال دارند و بر اساس آن تفکر بتوانند فلسفه دفاعی شان را بیان و اعلام نموده، دستورات و قوانین دفاعیشان را تدوین و نهادینه و علوم و ابزارهای مورد نیازشان را تولید و به کارگیری نمایند. اندیشه دفاعی را باید بتوان در قالب سیاست ، دکترین و راهبردهای دفاعی و در قالب فرهنگ، ساختار، سازمان، نظامات، قوانین، فنآوری و اصول رزم متجلی و به منصه ظهور رساند. اهمیت اندیشه دفاعی به قدری زیاد است که هر چه بین اندیشمندان دفاعی یک کشور یا سازمان و بین مبانی، مؤلفه ها و دستاوردهای اندیشه دفاعی، وحدت، هماهنگی و یکپارچگی بیشتر باشد، موفقیت و پیروزی در دفاع بیشتر خواهد بود (خودسیانی، مقیسه، ۱۳۹۳: ۲۱۱-۲۱۰).

معنی لغوی و اصطلاحی تکلیف

تکلیف از ریشه (کلف) است و کَلف: (بر وزن فرس) در صحاح و قاموس گفته: کلف نقطه و خالی است که در پوست چهره ظاهر می شود (قرشی بنایی، ۱۴۱۲ق، ج ۶: ۱۳۶).

واژه – کلْفَه – در سخن معمولی اسمی است برای مشقت و سختی. و- تَکلُّفْ – اسمی است برای کاری که با مشقت و حرص و ظاهر سازی انجام می شود (راغب اصفهانی، ۱۳۷۴: ۶۳).

در اصطلاح و فرهنگ دین، تکلیف به فرمان الهی اطلاق می شود. مرحوم لاهیجی در «گوهر مراد» می گوید: تکلیف خطاب الهی را گویند که متعلق به افعال بندگان است (جوادی آملی، ۱۳۸۵: ۳۰-۳۲).

چگونه تکلیف خود را بشناسیم ؟

طبق آیات و روایت دو راه مهم، از بین راه های مختلف برای شناخت تکلیف بیان شده است:

درک شرایط زمان خود

انسان نباید نسبت به اتفاقات پیرامون خود بی تفاوت باشد؛ بلکه باید شرایط زمان خود را خوب درک کند تا هم دیندار زندگی کند و هم دین خود را حفظ کند؛ چرا که بعضی اتفاقات به مرور روح دینداری و اصل عبودیت را در انسان و جامعه زایل کرده و انسان از هدف متعالی خویش که همان هدایت و سعادت دنیا و آخرت است باز می ماند. امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند: «وَجَدْت عِلْمَ الَّناسِ کلَّهُ فِی أَرْبَع : أَوُّلَهَا: أَنْ تَعْرِفَ رَبَّک، وَ الَّثاِنی: أَنْ تَعْرِفَ ما صنَعَ بِک ، وَ الَّثاِلث : أَنْ تَعْرِفَ مَا أَرَادَ مِنْک وَ الرَّاِبع : أَنْ تَعْرِفَ مَا یخْرِجُک مِنْ دِینِک» (کلینی ، ۱۴۲۹ق ، ج ۱: ۱۲۴) یعنی: « علم مردم را همه، در چهار موضوع دانستم: اول پروردگارت را بشناسی. دوم بدانی با تو چه کرده . سوم بدانی از تو چه خواسته. چهارم بدانی چه چیز ترا از دینت بیرون برد» (کلینی، ۱۳۷۵، ج ۱: ۱۴۷). بنابراین بر هر انسان دینداری که نسبت به دین و سعادت خود احساس تکلیف و مسئولیت می نماید واجب است شرایط حاکم بر زمان خود را هر چه بیشتر و بهتر بشناسد تا اگر دشمن توطئه ای در پیش گرفته باشد با درایت و اقدام مناسب آن را خوب شناخته و خیلی زود خنثی نماید. امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «العَالِمُ بِزَمَاِنهِ لَا تَهْجُمُ علَیهِ اللَّوَاِبس؛ هر کس زمان شناس باشد شب هات به او هجوم نمی آورند» (کلینی ، ۱۴۰۷ق، ج ۱: ۲۷). و در این راه اگر همه دینداران به این شناخت و درک مناسب برسند، یک اقدام هماهنگ و دسته جمعی برای حفظ دین و انجام تکلیف الهی صورت خواهد گرفت. و این به این معنی نیست که اگر دیگران به این حقیقت دست پیدا نکرده باشند تکلیف از دوش آگاهان برداشته خواهد شد. بلکه هر کس در حد توان خود باید به تکلیف خویش عمل کند. خداوند در قران می فرماید: «لا یکلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلا وُسْعَهَا. . . »، خدا هیچ کس را تکلیف نکند مگر به قدر توانایی او. . (بقره : ۲۸۶) و «. . . لا یکلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلا مَا آَتاهَا سَیجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عسْرٍ یسرًا»، که خدا هیچ کس را جز به مقدار آنچه (توانایی) داده تکلیف نمی کند و خدا به زودی بعدِ هر سختی آسانی قرار دهد (طلاق: ۷)

پیروی از امام و رهبر جامعه

یکی از بهترین روش های شناخت تکلیف، پیروی از رهبر و ولی امر است. ایشان با علم و آگاهی عمیق و خاص خود، شرایط را بخوبی زیر نظر داشته و تکالیف هر زمان را بر حسب آن شرایط معین می نماید، تا افراد جامعه دینی برحسب وظیفه و توان خویش برای انجام تکلیف خود اقدام نمایند. بنابراین ارتباط با ولی امر و رهبری حکومت یکی از ضروریات جامعه مسلمین است. تا با ارتباط با ایشان اوضاع و شرایط حاکم خوب درک شده و تکالیف جامعه مشخص گردد. قرآن در این زمینه می فرماید: «. . . فَسْاَلُوا اَهْلَ الذِّکرِ إِنْ کنْتُمْ لاَ تعْلَمُون»، شما اگر خود نمی دانید بروید و از اهل ذکر (و دانشمندان امت) سؤال کنید (نحل: ۴۳). جامعه مسلمین با اطاعت و پیروی از ایشان در راه شناخت و انجام تکلیف قدم برمی دارند. این روش و شیوه یکی بزرگترین ارکان دین است همان طور که امام محمد باقر(علیه السّلام) می فرمایند: «بُنِی الإِسْلَامُ عَلَی خَمْسٍ عَلَی الصَّلَاهِ وَ الزَّکاهِ وَ الصوْمِ وَ اْلحجِّ وَ اْلوَلَایهِ وَ لَم یُنَادِ بَشَی ءٍ کمَا نُودِی بالْوَلَایه»، «اسلام بر پنج چیز بنا شده است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت و هیچ یک آن ها آن گونه که ولایت مطرح شده است، مطرح نگشته است» (حکیمی، محمدرضا، حکیمی، محمد، حکیمی، علی، ۱۳۸۰: ۲۷۷). و خداوند اطاعت از امر آنان را واجب و شرط حل اختلافات و ایمان و دینداری دانسته است: «یا اَیهَا اَّلذِینَ آمنُوا اَطِیعُوا اللَّهَ وَاَطِیعُوا الرَّسُولَ وَاُوِلی الامْرِ مِنْکمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَی ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللَّهِ وَالرَّسولِ إِنْ کنْتُمْ توْمِنُونَ باللَّهِ وَاْلیوْمِ الآخِرِ ذَلِک خَیرٌ وَاَحْسَنُ تَاْوِیلا» ای اهل ایمان، فرمان خدا و رسول و فرمانداران (از طرف خدا و رسول) که از خود شما هستند اطاعت کنید، پس اگر در چیزی کار به نزاع کشد آن را به حکم خدا و رسول بازگردانید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید. این کار برای شما بهتر و خوش عاقبت تر خواهد بود (نساء: ۵۹).

بنابراین اگر انسانی را مجبور کنند که همه علوم جهان را فرا گیرد، باز هم تکلیف به غیر مقدور است و صحیح نیست و هرگز از طرف یک مقام حکیم عادل چنین حکمی صادر نمی شود. خداوند در قرآن کریم می فرماید: «لا یکلف الله نفسا إلا وسعها؛ خداوند هیچ کس را جز به اندازه توانایی اش مکلف نمی سازد» (بقره: ۲۸۶). اگر شخصی در حال غرق شدن است و ما قدرت داریم که او را نجات دهیم بر ما واجب است که او را نجات دهیم، اما اگر مثلاً هواپیمایی در حال سقوط است و ما به هیچ وجه قادر نیستیم جلوی سقوط آن را بگیریم تکلیف از ما ساقط است، یعنی خداوند ما را به خاطر کمک نکردن به جلوگیری از سقوط هواپیما مؤاخذه نمی کند (مطهری، بی تا: ۲۹۷).

سیره دفاعی امام حسین (علیه السلام)

هدف این تحقیق بیشتر به بررسی اندیشه دفاعی امام حسین (علیه السلام) در مسیر قیام آن حضرت در زمان یزید که منجر به رخ دادن حادثه عظیم کربلا شد منعطف شده است؛ اما برای تبیین عمیق تر اندیشه دفاعی امام حسین (علیه السّلام) ابتدا به طور گذرا نگاهی به حضور مدافعانه ایشان نسبت به دین الهی در مقاطع مختلف تاریخ از زمان پیامبر تا خلافت معاویه می اندازیم که می توان این مقاطع را به هفت مقطع تقسیم کرد:

۱- حکومت نبوی (صلی الله علیه وآله)؛ ۲- حکومت خلیفه اوّل؛ ۳- حکومت خلیفه دوم؛ ۴- حکومت خلیفه سوم؛ ۵- حکومت علوی (علیه السّلام)؛ ۶- دوران کوتاه حکومت امام حسن مجتبی (علیه السّلام)؛ ۷- حکومت معاویه؛ ۸- حکومت یزید.

امام حسین (علیه السلام) در زمان پیامبر کودکی بیش نبود؛ اما همراهی او با پیامبر و ذکر روایتی از جنگ احد-که یکی از سخ ترین جنگ های پیامبر بوده است – را می توان دلیلی بر شکل گرفتن شخصیت و اندیشه آن حضرت برای آمادگی جهت دفاع و مبارزه با دشمنان اسلام دانست چنانچه حضرت امام رضا(علیه السّلام) روایت کرده که حسین بن علی (علیهماالسّلام) فرمود: رسول خدا(صلّی اللَّه علیه وآله) را دیدم که بر حمزه پنج تکبیر گفت ، و بر شهداء دیگر بعد از حمزه پنج تکبیر، پس بر حمزه هفتاد تکبیر رسید (ابن بابویه، ۱۳۷۲، ج ۲: ۶۱)

امام حسین (علیه السّلام) به سبب شخصیت ممتاز و نسب برجسته اش ، در زمان خلفای سه گانه مورد احترام دستگاه خلافت بود، تا آنجا که انتقادات سخت آن حضرت را با بردباری تحمّل می کردند و سعی در حفظ حرمت وی داشتند. در برخی از کتب اهل سّنت آمده است که: روزی خلیفه دوم بر منبر، خطابه می خواند که حسین (علیه السّلام) خطاب به وی فرمود: «از منبر پدرم فرود آی و بر منبر پدرخویش بنشین!». عمر با خونسردی پاسخ داد: «پدرم که منبری ندارد!». آنگاه حسین (علیه السّلام) را در کنار خویش نشاند (و به او اظهار محبت کرد).

در زمان عثمان نیز، در چند ماجرا حضور امام حسین (علیه السّلام) ثبت شده است که هر کدام به گونه ای نشان احترام و عظمت آن حضرت میان عموم مسلمانان و مراعات حریم آن حضرت از سوی دستگاه حاکمیت بود. امام حسین (علیه السّلام) همراه پدر بزرگوارش امیرمؤمنان (علیه السّلام) و برادر ارجمندش امام حسن (علیه السّلام) در مسیر هدایت مسلمین و دفاع از مظلومان حضور سازنده ای داشت و به وظیفه خویش – بدون توجّه به تهدیدات مخالفان عمل می کرد. گاه خشم خلیفه سوم را بر می انگیخت، و در عین حال مورد تعرّض دستگاه خلافت قرار نمی گرفت، آنگونه که ابوذر و عمّار و عبدالّله بن مسعود، مورد تعرّض و ضرب و شتم عثمان و عمّال وی قرار گرفتند، زیرا افکار عمومی سخت با این کار مخالف بود و از روی ناچاری حرمتش را مراعات می کردند.

امام حسین (علیه السّلام) در زمان خلافت پدر بزرگوارش، همراه آن حضرت در جنگ هایش علیه ناکثین، قاسطین و مارقین شرکت مؤّثر داشت؛ در جنگ جمل فرماندهی جناح چپ سپاه امیرمؤمنان (علیه السلام) به عهده وی بود و در جنگ صفّین ، چه از راه سخنرانی های پرشور و تشویق یاران علی (علیه السّلام) برای شرکت در جنگ و چه در مسیر پیکار با قاسطین حضور فعّال داشت . در ماجرای حکمیت نیز یکی از شاهدان این ماجرا از طرف علی (علیه السّلام) بود. امام حسین (علیه السّلام) پس از شهادت پدرش امیرمؤمنان (علیه السّلام) در کنار برادرش امام حسن (علیه السّلام) که امام و پیشوای زمان خود بود، قرار گرفت و به هنگام حرکت نیروهای امام مجتبی (علیه السّلام) به سمت شام، همراه آن حضرت بود و هنگامی که امام حسن (علیه السّلام) با پیشنهاد صلح از سوی معاویه مواجه شد، در این باره، با امام حسین (علیه السّلام) و عبدالَّله بن جعفر به گفت وگو پرداخت و پس از انعقاد پیمان صلح، همراه برادرش به مدینه بازگشت و در همانجا اقامت گزید.

امام حسین (علیه السّلام) چه در زمان رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و چه پس از آن حضرت، تا زمان خلافت معاویه همواره مورد احترام مسلمانان و خلفا قرار داشت، چرا که وی علاوه بر امتیازات انسانی و عظمت روحی و معنوی و کرامت و بزرگواری، فرزند رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و مورد محبت فوق العاده او بود، ولی در زمان معاویه و سپس یزید وضع دگرگون شد. (مکارم شیرازی، ۴۳: ۱۳۸۷-۴۶)

امام حسین (علیه السّلام) در دوران معاویه

پیشوایی امام حسین (علیه السلام) در اوایل سال پنجاه هجری محقّق شد و در آن دوران ستمگری بنی امیه به اوج رسیده بود و تمام همّت آنان در نابود ساختن احساسات و مقدّسات اسلامی امّت خلاصه می شد. معاویه به والیان خود در سراسر کشور نامه نوشت و از آنها خواست شیعیان را از کارهای دیوانی بر کنار کرده، سهم آنها را از بیت المال قطع کنند و گواهی دوستداران علی (علیه السّلام) را در هیچ محکمه ای نپذیرند و حّتی به والیان خود امر کرد، هر کس را به صرف اینکه شبهه شیعه بودن در مورد او برود، به قتل برسانند! در همان دوران یکی از سران بزرگ شیعی «حجربن عدی» و یارانش ناجوانمردانه توسط یاران معاویه به شهادت رسیدند و «عمرو بن حمق» یکی از صحابیان ارزشمند پیامبر(صلی الله علیه وآله) نیز به قتل رسید. به علاوه معاویه زیاد بن ابیه را بر کوفه و بصره مسلط ساخت و حکومت او به معنی قتل و ارعاب و شکنجه شیعیان بود (جزایری، ۱۳۸۱: ۷۵۲-۷۵۱).

امام حسین (علیه السلام) در واکنش به شهادت «حجربن عدی» و یارانش به معاویه نامه نگاری کرده و اعتراض شدید خود را اعلام می دارد به طوری که می نویسد: «(ای معاویه!) آیا تو همان نیستی که حجر و یارانش را که عابد و در برابر خدا متواضع بودند، به قتل رساندی؟ آنان که از بدعت ها بیزار بودند؛ امر به معروف و نهی از منکر می کردند؛ اما تو آنان را از روی ستم و عداوت – پس از پیمان های محکم (در عدم تعرّض به آنان)- کشتی و این عمل را از روی نافرمانی در برابر خداوند و سبک شمردن پیمان او انجام دادی». و نیز در اعتراض به شهادت «عرو بن حمق» در نامه ای به معاویه از آن بزرگمرد به عظمت یاد می کند و می فرماید: «آیا تو قاتل عمروبن حمق نیستی؛ همان مردی که کثرت عبادت چهره اش را فرسوده کرده بود» (مکارم شیرازی، ۱۳۷۸: ۱۹۵-۱۹۲).

و در نصب «زیاد ابن ابیه» و جنایات او در بخشی از نامه آن حضرت می خوانیم: «آنگاه زیاد را بر مسلمانان مسّلط ساختی و او نیز آنان را به قتل می رساند و دست و پای آنان را به عکس یکدیگر (به طرز وحشتناک) قطع می کند و آنان را بر دار اعدام می آویزد» (مکارم شیرازی، ۱۳۷۸: ۴۶).

بنابراین امام حسین (علیه السّلام) ساکت نمانده و برای دفاع از مظلومین و خون های به ناحق ریخته شده و ظلم وستم عمال معاویه در صحنه حاضر است تا حدی که در آن شرایط دشوار، دست به اقدام متهوّرانه و مؤثری می زند که باعث می شود معاویه تا حدّی اعمال پلید خود را کنترل کند، آن حضرت ابتدا مجلسی از شیعیان و اصحاب رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و تابعان ترتیب داد و در آن مجلس به ذکر فضائل علی (علیه السّلام) و خاندان بزرگوار خود پرداخت و یاد و خاطره امیر مؤمنان علی (علیه السّلام) را در ذهن حاضران زنده ساخت و در پایان گفتار خود همه اصحاب و تابعان را بر صدق گفتار خود گواه گرفت و همه حاضران این مطالب را تأیید کردند، سپس امام (علیه السّلام) آنها را به حقّ خدا و حقّ رسول خدا(صلی الله علیه وآله) سوگند داد که این مطالب را به مردمانی که به ایشان اعتماد دارند در شهرها و قبایل دیگر ابلاغ کنند، این نقشه مانع مناسبی در برابر طغیان معاویه در سبّ امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بود.

به همین دلیل امام حسین (علیه السّلام) تنها ندای حقّ طلبی بود که در آن زمان در برابر هر تجاوز و ستمی رعد آسا می غرّید و در برابر اعمال متجاوزانه عمّال بنی امیه مقاومت و ایستادگی می کرد و بسیاری از اندیشمندان و نام آوران را به ایجاد انقلاب و شورش بر علیه حکومت معاویه ترغیب و تشویق می نمود، امّا اغلب آن ها منافع خود را بر مصالح دین ترجیح داده و پیمان های خود را پاس نمی داشتند (جزایری، ۱۳۸۱: ۷۵۲).

در ادامه به تکلیف محوری اندیشه دفاعی امام حسین (علیه السّلام) و امام خمینی (رحمه الله علیه) می پردازیم :

تکلیف محوری در اندیشه دفاعی امام حسین (علیه السلام) اوضاع حکومت یزید

یزید در حالی بر جای پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) تکیه زده بود و ادعای خلافت مسلمین را می نمود که فردی نالایق، شرابخوار و بی بند و بار بود. امام حسین (علیه السّلام) در جواب نامه معاویه، یزید را این گونه معرفی می فرماید: «. . . دوستان خدا را از خانه هاشان به دیار غربت تبعید می نمایی مردم را مجبور می کنی با پسرت که کودکی است نورس و شرابخوار و سگباز بیعت کنند. . . » (مجلسی ، ۱۳۶۲، ج ۴۴: ۲۲۹). و نیز امام حسین (علیه السّلام) هنگام خروج از مدینه کنار قبر پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) در وداعی سوزان و گدازان خطاب به روح بزرگ پیامبر درباره یزید فرمود: «آنان زورمدارانه از من می خواهند که با یزید، آن عنصر شرابخوار و تبهکار دست بیعت دهم؛ و اینک می نگرم که اگر چنین کنم به خدای کفر ورزیده ام و اگر دست رد بر سینه او زنم خونم را خواهند ریخت . هان ای پیامبر خدا! گواه باش که من از جوار تو ناخواسته و به زور بیرون می روم. . . (ابن نما حلی، ۱۳۸۰: ۱۰۲).

از مطالب فوق اوضاع بنی امیه و یزید و شرایط امام حسین (علیه السّلام) به خوبی مشخص است. دین خدا بازیچه فردی لاابالی و شرابخوار قرار گرفته و اکثریت مردم هم او را به عنوان خلیفه مسلمین پذیرفته اند و حتی مخالفان او هم هیچ تحرکی از خود نشان نمی دهند. امام بنا بر رسالت و تکلیفی که در راستای دین الهی و نقش خود به عنوان امام در بین مردم بر دوش دارد، باید وارد عمل شود.

برخی از شاخص های تکلیف محوری در اندیشه دفاعی امام حسین (علیه السّلام) به شرح زیر است:

۱- اطاعت از دستور خدا

بر هر مسلمانی واجب است که دستور خدا و خلفای الهی او را به عنوان یک تکلیف الهی اطاعت و اجرا نمایند. در همین راستا امام حسین (علیه السّلام) بعد از برخورد با سپاه حر برای اصحاب خودش و اصحاب حر این گونه خطبه خواند و هدف خود را قیام برای اطاعت و اجرای فرمان خدا و رسول خدا بیان کرد. امام پس از حمد و ثنای الهی فرمود: «ای مردم ، رسول الله (صلّی الله علیه و آله فرموده است: هر کس پادشاه ستمگری را بنگرد، که حرام خدا را حلال کرده، دین خدا را فرو افکنده، با سّنت پیامبر خدا مخالفت می کند و در میان مردمان با گناهکاری و ستم حکم می راند، سپس با سخنرانی و اقدام بر او نشورد، سزاوار است که خداوند آن کس را نیز به سرانجام (خواری و عذاب) آن پادشاه دچار سازد. . . » (مجلسی، ۱۴۰۳، ج ۴۴: ۲۸۲).

۲- هدایت بشریت

یکی از تکالیف امام حسین (علیه السّلام) که نشأت گرفته از اندیشه دفاعی آن حضرت بود، نجات انسان های در بند و هدایت آنان به سوی خداوند بود و باید از هر موقعیتی برای این هدف مهم استفاده می کرد، بنابراین به مکه رفت، آن هم در ایامی که مکه شلوغ بود مثل شعبان و تا ذی حجّه آنجا ماند و به تبلیغ دین و هدایت بندگان خدا پرداخت (محدث قمی، ۱۳۸۴: ۷۲). ایشان در کلامی فرمود: «خدایا! تو می دانی آنچه از سوی ما انجام گرفته است به خاطر سبقت جویی در فرمانروایی و افزون خواهی در متاع ناچیز دنیا نبوده است؛ بلکه برای این است که نشانه های دینت را به مردم نشان دهیم و اصلاح در شهرهایت را آشکار کنیم. می خواهیم بندگان ستم دیده ات در امان باشند و به دستورها و سنت ها و احکامت عمل شود» (ابن شعبه حرانی، ۱۳۸۵: ۴۱۷).

امام در نامه به بصریان ضمن تحلیل اوضاع ناهنجار و تأسف انگیزی که بر جامعه اسلامی سایه افکنده بود، مردم آزادیخواه و آزادمنش را به سوی حق و عدالت و راه و رسم عادلانه خدا و پیامبرش فراخواند و راه هدایت آنان را مستلزم اجابت و اطاعت خویش دانسته و نوشت: « فان تجیبوا دعوتی، و تطیعوا أمری، أهدکم سبیل الرشاد. » (ابن نما حلی ، ۱۳۸۰: ۱۱۲)

۳- حفظ شریعت و دین

حفظ دین و شریعت خداوند به عنوان یک تکلیف در حالی بر دوش امام است که یزید دین خدا را به سخره گرفته است و در لهو لعب بسر می برد و باید برای حفظ دین، یزید کنار گذاشته شود به همین منظور هنگامی که مروان به زعم خود برای گشودن راه راست به امام پندی می دهد، امام می فرماید: «همه ما از خداییم و به سوی او بازمی گردیم، اگر با یزید بیعت کنم باید آخرین وداع را از اسلام بنمایم (و از اسلام جدا گردم) زیرا اسلام به رهبری مانند یزید گرفتار شده، و من از جدّم رسول خدا(صلی اللَّه علیه وآله) شنیدم که می فرمود: عهده داری خلافت بر دودمان ابو سفیان حرام است. » (ابن طاووس ، ۱۳۷۷: ۴۹).

۴- اصلاح جامعه و جاری ساختن سنت پیامبر و امیرالمؤمنین علی (علیهماالسلام)

امام در وصیتی که برای برادرش محمد حنفیه هنگام خروج از مدینه می نویسد: «. . . جز این نیست که من به منظور ایجاد صلح و سازش در میان امت جدم خارج شدم، من در نظر دارم امر به معروف و نهی از منکر نمایم. من می خواهم مطابق سیره جدم رسول خدا و پدرم علی بن ابی طالب (علیهما السّلام) رفتار نمایم. . . » (قمی، ۱۳۸۴: ۷۲).

امام حسین (علیه السّلام) به دنبال زنده کردن سنت های پیامبر و پد

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *