تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل جایگاه امام حسین (ع) در تفاسیر دانشمندان اهل سنت، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه امام حسین (ع) در تفاسیر دانشمندان اهل سنت شامل 93 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه امام حسین (ع) در تفاسیر دانشمندان اهل سنت:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه امام حسین (ع) در تفاسیر دانشمندان اهل سنت را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل جایگاه امام حسین (ع) در تفاسیر دانشمندان اهل سنت توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل جایگاه امام حسین (ع) در تفاسیر دانشمندان اهل سنت را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جایگاه امام حسین (ع) در تفاسیر دانشمندان اهل سنت :

مقدمه:

رسول اکرم(ص) در حدیث شریف ثقلین دو چیز گران بها را میان مردم به ودیعه گذاشتند: یـکی قـرآن و دیـگری اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) کـه بـه قـرآن، ثقل اکبر و به اهل بیت، ثقل اصغر اطلاق شده است. امام حسین(ع) که یکی از اهل بیت و پنجمین آل عبا(علیهم السلام) است، به جهت ویـژگی خـاصی کـه بین دیگر بزرگان معصوم دارند و مورد توجه رسـول اکـرم(ص) و ائمه (علیهم السلام) و مسلمانان بوده و آیاتی درشان و منزلت آن حضرت نازل شده است که مورد توجه اهل سنت قرار گرفته اسـت. بـنا بـر این به دلیل اهمیت معرفی امام حسین(علیه السلام)، مفسرین اهـل سنت از این مسأل مهم غافل نبوده اند و روایاتی را که در تفسیر برخی آیات مربوط به آن حضرت نقل شده است، در تفاسیر خـود ذیـل آیـات مربوطه بیان کرده اند.

۱- زندگی و شخصیت امام حسین(ع)

در باب ولادت امام حسین (ع) اقـوال مـختلفی وجود دارد. برخی از مورخین آن را در روز سه شنبه یا پنج شنبه سوم یا پنجم ماه شعبان و گروهی آن را در آخرین روز ربیع الاول سال سـوم هـجری نـقل کرده اند (طبرسی، ۱۳۷۶: ۳۰۷). برخی دیگر ولادت آن حضرت را در روز سوم یا پنجم ماه شعبان سال چـهارم هـجری (شـوشتری، ۱۴۰۹: ۴؛ عکبری بغدادی، ۱۴۲۶: ۲۷؛ حموی، ۱۳۶۳: ۹۵؛ مجلسی، ۱۴۰۳: ۲۰۱ ) و کسانی آن را بیست وپنج شعبان ذکر کرده اند (طبری، ۱۳۷۶: ۱۶۶). بعضی نویسندگان بدون ذکـر روز، آن را مـاه شعبان سال چهارم هجری آورده اند (بلاذری، ۱۴۱۷: ۴۰۴).

روایات زیادی از پیامبر در این باب در مجامع حدیثی اهـل سـنت واردشده است که هم آن ها عظمت و شخصیت والای امام حسین(ع) را می رساند و این که آن حـضرت هـمواره مـورد توجه رسول گرامی اسلام (ص) بوده تا جایی که می فرماید: «الوالد ریحانه و ریحانتای الحسن و الحسین(عـلیهما السلام)؛ «فـرزند دلبند است و حسن و حسین دو دلبند من اند» (التلیدی المغربی، ۱۳۸۸: ۱۶۳؛ تلمسانی، ۱۴۰۲: ۴۳؛ محمد بن طولون شـمس الدیـن، بـی تا: ۲۷؛ الجزری، بی تا: ۱۷۰ و ۱۹۸؛ قندوزی، بی تا: ۴/۱۸۵ ).

این توجهات تنها به دلیل ارتباط نسبی نیست، بلکه بیشتر بـه دلیـل اثرگذاری در دین و نقش هدایت گری این بزرگواران در بین مسلمین و حفظ دین ناب اسـت و در ایـن مـیان نقش تفسیری این امام همام را به عنوان مهم ترین منبع وحیانی نمی توان نادیده گرفت و این نقش بـی بدیل را مـی توان در حـدیث ثقلین (کاتب واقدی، ۱۴۱۸: ۱۷؛ نسائی، ۱۳۸۲: ۹۰؛ سید بن طاووس، ۱۴۰۰: ۲۷۲؛ مسعودی، ۱۴۲۶: ۱۴۶) مشاهده کرد.

این امـام مـظلوم که همه هستی خود را در راه خدا و برای احیای دین خدا فدا کرد و با کلام نورانی «و ارید أن آمـر بالمعروف و انهی عن المنکر…» (کوفی، ۱۴۱۱: ۲۱) به عالم هستی فهماند، وارث علم نبی(ص)، عـالم بـه بطون قرآن و در علم تفسیر فردی بی نظیر اسـت.

۲- امـام حـسین ع در تفاسیر اهل سنت

با توجه به شـخصیت والایـ امام حسین(ع) و نقش هدایت گری وی آیاتی از قرآن به آن حضرت تفسیر شده است که اهـل سـنت نیز در تفاسیر خود از آن چشم پوشی نـکرده اند و مـا در این مـقاله آنـ آیـات را بررسی می کنیم. ناگفته نماند که چـون در بـیشتر – بلکه نزدیک به تمامی – روایاتی که از امام حسین(ع) یاد شده، نام آن بـزرگوار در کـنار سایر اهل بیت(علیهم السلام) آمده است.

۲-۱. آیـاتی که در تفاسیر اهل سـنت بـه امام حسین(ع) تفسیر شده اسـت:

۲-۱-۱. (فـَتَلَقَّی آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کلِماتٍ فَتابَ عَلَیه انَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحیم)؛ «آدم از پروردگارش کلمه ای چـند فـراگرفت. پس خدا توب او را بپذیرفت، زیرا تـوبه پذیر و مـهربان اسـت» (بقره: ۳۷)؛

دربار کـلماتی کـه حضرت آدم(ع) از خداوند فراگرفته اسـت، ابـن نجار از ابن عباس روایت کرده است که: از رسول خدا (ص) پرسیدم آن کلمات که آدم با تـمسک بـه آن ها توبه کرد چیست؟ رسول اکرم(ص) فـرمود: «سـَأَلَ بِحَقِّ مـُحَمَّدٍ وَ عـَلِی وَ فـَاطِمَهَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَینِ إِلَّا تُبْتَ عـَلَی. فَتَابَ عَلَیه» (حسکانی، ۱۴۱۱: ۱۰۱-۱۰۲؛ سیوطی، بی تا، ۶۱)؛ رسول اکرم(ص)، که از منبع وحی سخن می گوید، در تفسیر این آیـه، آن را بـه اسماء پنج تن آل عبا(علیهم السلام) – که یـکی از آنـان هـم امـام حـسین(ع) است – تفسیر فـرمودند. ایـن مطلب بیانگر آبروی صاحبان اسم های شریف نزد خداوند است. با توجه به اهمیت توب آدم(ع) و نقش آنـ در نـظام ایـن عالم، ویژگی کلمات الهی تلقی شده از سـوی آدم(ع)، مـضمون ایـن حـدیث شـریف مـی تواند گویای مقام والای اهل بیت(ع) بسیار باشد.

۲-۱-۲. (فَمَنْ حَاجَّک فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَک مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعـْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکاذِبین)؛ «ازآن پس که به آگاهی رسیده ای، هر کس که دربار او با تو مجادله کند، بگو: بیایید تا حاضر آوریم، ما فرزندان خود را و شما فرزندان خود را، ما زنان خـود را و شـما زنان خود را، ما برادران خود را و شما برادران خود را. آنگاه دعا و تضرع کنیم و لعنت خدا را بر دروغ گویان بفرستیم» (آل عمران: ۶۱).

در تفسیر آیه، مفسران اهل سنت گفته اند منظور از «أَبْناءَنا» حسن و حسین(عـلیهما السلام) اسـت و روایت کرده اند هنگامی که رسول اکرم(ص) برای مباهله می آمد، دست حسن و حسین(علیهما السلام) را گرفته بود و حضرت فاطمه(س) پشت سر آن بزرگوار و علی(ع) نیز پشت سـر حـضرت زهرا(س) حرکت می کرد. اسقف نـجران گـفت: «یا معشر النصاری إنی لأری وجوها لو سألوا اللّه تعالی أن یزیل جبلا من مکانه لأزاله فلا تباهلوا فتهلکوا، فأذعنوا» (بیضاوی، ۱۴۱۸: ۲۰؛ ثعلبی، ۱۴۲۲: ۸۵؛ طبری، ۱۴۱۲: ۲۱۱).

آی فوق دلالت می کند که حـسن و حـسین(علیهما السلام) فرزندان پیامبر هـستند و بـرای تأکید این قول آی (وَ مِنْ ذُرِّیتِهِ داوُدَ وَ سُلَیمان* وَ زَکرِیا وَ یحْیی وَ عیسی) (انعام: ۸۴-۸۵) را آورده اند. با استناد به این آیات حضرت عیسی(ع) از جهت مادر به ابراهیم (ع) می رسد و او را ذری ابراهیم(ع) معرفی می کند. پس ثابت مـی شود کـه به پسر دختر هم «ابناء» می گویند (فخر رازی، ۱۴۲۰: ۲۴۸). این که امیرالمؤمنین(ع) نفس پیامبر(ص) شمرده شده و فرزندان بی واسط پیامبر «أَبْناءَنا » خوانده شوند، درواقع والاترین مقام در سنج خداوندی برای آن بزرگواران به شمار می آید و هیچ کس در جـهان خـلقت به چـنین مقامی مقدور و مقرر نگشته است.

۲-۱-۳. (وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکم…): «و خودتان را مکشید» (نساء: ۲۹).

ابن عباس در تفسیر این آیه گفت یعنی: «لاتـقتلوا اهل بیت نبیکم» و ایشان به آی مباهله استناد کرده اند که منظور از «انـفسکم» اهـل بیت(عـلیهم السلام) است که شامل خود رسول اکرم و علی و فاطمه و حسن و حسین(علیهم السلام ) می شود. «کان ابناء هذه الأمه الحـسن و الحـسین و کان نساؤها فاطمه و انفسهم النبی و علی» (حسکانی، ۱۴۱۱: ۱۸۱-۱۸۲).

بنا بر تفسیر ابن عباس خداوند از قـتل اهـل بیت (عـلیهم السلام) – که یکی از آن ها امام حسین(ع) است – نهی فرموده است. درحالی که اهل بیت یکی پس از دیگری به دسـت بعضی از همین مردم به شهادت رسیده اند و شهادت حضرت سیدالشهدا (ع) در روز عاشورا به حدی مـظلومانه بود که شهادت هـم اهـل بیت (علیهم السلام) را تحت الشعاع قرارداد و عجیب اینجاست که آن ظالمان این آیات را می خواندند و بعضی از آنان تفسیر آن را به طور مستقیم از ابن عباس شنیده بودند و قتل آن مظلوم را مباح می دانستند.

(وَ مَنْ یطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِک مَعَ الَّذیـنَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیهِمْ مِنَ النَّبِیینَ وَ الصِّدِّیقینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحینَ وَ حَسُنَ أُولئِک رَفیقا)؛ «و هر که از خدا و پیامبرش اطاعت کند، همراه با کسانی خواهد بود که خدا نعمتشان داده است، چون انبیا و صدیقان و شهیدان و صالحان. و ایـنان چـه نیکو رفیقان اند» (نساء: ۶۹).

در تفسیر این آیه روایات زیادی به این مضمون از راویان مختلفی در تفاسیر اهل سنت نقل شده است. عبدالله بن عباس در تفسیر آیه می گوید:

«وَ مَنْ یطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُول» یعنی در واجـبات بـاید از خداوند اطاعت کرد و از سنت پیامبر(ص) تبعیت نمود و آن ها کسانی هستند که خداوند برای آن ها از پیامبران محمد (ص) را عطا کرد و «صدیقان» یعنی علی(ع) را، که اولین تصدیق کنند نبی اکرم(ص) است، شامل مـی شود و شـهدا یعنی علی، جعفر، حمزه، حسن و حسین(علیهم السلام) را، که سادات شهدا هستند، شامل می شود و صالحین یعنی سلمان، اباذر، صهیب، بلال، خباب و عمار و «حسن اولئک» یعنی یازده امام معصوم(علیهم اسلام) و «رفـیقا » را بـه بـهشتی که در آن علی(ع) و فاطمه(س) و امام حـسن و حـسین(عـلیهما السلام) در یک منزل که رسول خدا(ص) هم در آن منزل است، تفسیر کرده اند[۱] (حسکانی، ۱۴۱۱: ۱۹۶- ۱۹۷).

در بخش اول که مربوط به شهدا است معصومین را، که یکی از آنـان هـم امـام حسین(ع) است، در کنار دیگر شهدای غیر معصوم آورده و طـوری بیان کرده که هم آنان در یک درجه هستند ولی از بخش آخر روایت دربار واژ «رفیقا» معلوم می شود که مقام شهدای مـعصوم ازجـمله امـام حسین (ع) با دیگر شهدا کاملاً متمایز است، چون در تفسیر ایـن بخش از آیه، خداوند حضرت را، در بهشت در منزلی که خود رسول اکرم (ص) و علی و فاطمه و حسن(علیهم السلام) در آنجا هستند، توصیف مـی کند. کـه مـی توان گفت این امر نشان گر جایگاه والای سرور و سالار شهیدان، اباعبدالله الحـسین(ع)، در تـفاسیر اهل سنت است.

در روایتی از داوود بن سلیمان نقل می کند و او از امام رضا (ع) و امام از اجداد کرام خود روایت کـرده است کـه:

(فـَأُولئِک مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیهِمْ) قَالَ: مِنَ النَّبِیینَ مُحَمَّدٌ، وَ مِنَ الصِّدِّیقِینَ عـَلِی بـْنُ أَبـِی طَالِبٍ، وَ مِنَ الشُّهَداءِ حَمْزَهُ، وَ مِنَ الصَّالِحِینَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ وَ حَسُنَ أُولئِک رَفِیقاً قَالَ: الْقَائِمُ مِنْ آلِ مـُحَمَّدٍ(ص). لَفـْظاً سـَوَاءً؛

پیامبر(ص) در تفسیر آیه فرمود: تبیین یعنی محمد (ص) و صدیقین یعنی علی(ع) و منظور از شهدا حمزه اسـت و از صـالحین حسن و حسین(ع) اراده شده و منظور از (حسن اولئک رفیقا) قائم آل مـحمد(عـج ) اسـت و مثل این روایت از اصبغ بن نباته از ابن عباس نیز نقل شده است (حـسکانی، ۱۴۱۱: ۱۹۷-۱۹۹).

۲-۱-۴. (یـا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسیلَهَ وَ جاهِدُوا فی سَبیلِهِ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُون)؛ «ای کسانی که ایـمان آوردهـ اید، از خدا بترسید و به او تقرب جویید و در راهش جهاد کنید. باشد که رستگار گـردید» (مـائده: ۳۵ ).

در تفسیر این آیه روایات متعددی نقل شده اسـت، کـه بـعضی از آن ها عبارت اند از:

۲-۱-۴-۱. ابوهریره از پیامبر(ص) نقل کرده اسـت: «صـلوا علی صلاتکم و سلوا الله لی الوسیله» فسالوه، أو أخبر هم أن الوسیله درجه فی الجنه لیس یـنالها الا رجـل واحد، و أرجو أن أکون أنا».

در ایـن روایـت فقط شـخص پیـامبر(ص) را بـه عنوان وسیله معرفی می کند، که هیچ کس بـه آن مـقام نمی رسد مگر یک مرد که امید دارم آن مرد من باشم (ثعلبی، ۱۳۸۷: ۹۵).

۲-۱-۴-۲. ابـن عـباس از رسول اکرم(ص) نقل می کند که: قـال رسول الله(ص) «سلو الله لی الوسیله، فـإنه لم یـسالها لی عبد فی الدنیا إلا کنت له شـهیداً أو شفیعا یوم القیامه»؛ «از خدا با وسیله قرار دادن من سؤال کنید چراکه هر کـس در دنـیا مرا وسیله قرار دهد، مـن بـه نـفع او شهادت می دهم و یـا در روز قـیامت از او شفاعت می کنم» (ابن کـثیر، ۱۴۱۹: ۹۵).

۲-۱-۴-۳. ابـن مردویه به اسناد خود از علی (ع) روایتی را نقل کرده که: پیامبر(ص) فرمود: در بهشت درجه ای اسـت کـه با وسیله به دست می آید پس اگـر آن را از خدا مـسألت کـردید، مـرا وسیله [رسیدن به آن درجـه] قرار دهید. گفتند یا رسول الله! چه کسانی با تو در آن مقام هستند؟ فرمود: علی، فاطمه، حسن و حـسین(عـلیهم السلام ) با من هستند. یعنی اینان هـم مـثل مـن وسـیل رسـیدن به بهشت هـستند[۲] (ابـن کثیر، ۱۴۱۹: ۹۵).

۲-۱-۴-۴. ابن ابی حاتم به اسناد خود از سالم بن ثوبان نقل کرده که: شنیدم از علی(ع) که در بالای منبر کوفه می فرمود: ای مردم در بهشت دو لؤلؤ وجود دارد: یکی سفید و دیگری زردرنگ است. سفید تا عرش خداوند کشیده شده و آن مقام محمود است که از آن هـفتاد هزار غرفه، که هر یک از خانه های آن سه میل وسعت دارد و غرفه های آن و درهای آن از یک عرق هستند که اسم آن وسیله است و آن برای محمد(ص) و اهل بیت(علیهم السلام) اوست و زردرنگ هم مثل آن است و برای ابـراهیم(ع) و اهـل بیت اوست[۳] (ثعلبی، ۱۴۲۲: ۵۹؛ ابن کثیر، ۱۴۱۹: ۹۵).

عکرمه دربار آی (أُولئِک الَّذینَ یدْعُونَ یبْتَغُونَ إِلی رَبِّهِمُ الْوَسیلَه) (اسراء: ۵۷) گفت: هُمُ النَّبِی وَ عَلِی وَ فَاطِمَهُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ(علیهم السلام) (حسکانی، ۱۴۱۱: ۴۴۶).

در روایت ابوهریره اجمالاً وجود وسیله را پذیرفته اند ولی آن را فـقط بـه رسول خدا(ص) اختصاص داده اند، پس اصل وجود وسیله و به تبع آن شفاعت، خدشه ناپذیر است، و در روایت ابن عباس به آن تصریح کرده است. در روایت سوم علاوه بـر تـصریح به وجود وسیله، مصادیق را هـم مـتذکر شده است و آن را به اهل بیت(ع) اختصاص داده است و در روایت ابن ابی حاتم به طور مطلق آورده است که اهل بیت(علیهم السلام) وسیله اند.

از این روایات نتیجه می گیریم که تمسک بـه اهـل بیت(علیهم السلام) – که یکی از آنـ ها امـام حسین(ع) است، همان سفارش ثقل اکبر است تا از ثقل اصغر غافل نباشیم. چراکه توجه به آن ها خود موجب هدایت بشر است.

۲-۱-۵. (أَلَمْ تَرَ کیفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً کلِمَهً طَیبَهً کـشَجَرَهٍ طـَیبَهٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ)؛ «آیا ندیده ای که خدا چگونه مثل زد؟ سخن پاک چون درختی پاک است که ریشه اش در زمین استوار و شاخه هایش در آسمان است » (ابراهیم: ۲۴).

سلام می گوید خدمت امام باقر(ع) رسیدم و عـرض کـردم یا بـن رسول الله منظور از آی (أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماء) در قرآن را به من بیان کن. حضرت فرمود: «ای سلام مـنظور از «الشَجَرَهٍ»، محمد(ص) و فرع علی(ع) است و ثمر آن حسن و حسین(علیهماالسلام) است و شاخ آن فـاطمه(س) و شعب آن شاخه، ائمه از فـرزندان اوسـت و برگ آن شیعیان و محبین ما اهل بیت هستند.

در روایت دیگری ابوالقاسم قرشی به اسناد خود از مینا مولی عبدالرحمن نقل کرده که: روزی عبدالرحمن بن عوف به من گفت: یا مینا قبل از آ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *