تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه رحمت در حکومت نبوی یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه رحمت در حکومت نبوی شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه رحمت در حکومت نبوی را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل جایگاه رحمت در حکومت نبوی با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل جایگاه رحمت در حکومت نبوی بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل جایگاه رحمت در حکومت نبوی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل جایگاه رحمت در حکومت نبوی وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل جایگاه رحمت در حکومت نبوی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل جایگاه رحمت در حکومت نبوی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جایگاه رحمت در حکومت نبوی :

مقدمه

حکومت نبوی، جنبه های متعددی از جمله عدالت، مصلحت اندیشی و… دارد که هر کدام به نوبه خود، یکی از ستونهای نگهدارند خیمه اسلام و حکومت اسلامی به شمار می رود؛ بگونه ای که گسترش و بقاء اندیشه و نظام سیاسی اسلام به تک تک آنها بستگی دارد بگونه ای که با نبود هر کدام چالش عظیمی در این نظام ارزشمند و تاثیرگذار ایجاد می گردد که جایگزینی ندارد. و آنچه به عنوان جانشین، معرفی شده همچون مسکنی است که اثر محدود و موقتی بر جای گذاشته و دوام و پایداری نخواهد داشت و چالش موجود به جای خود، باقی خواهد ماند. از جمله موضوعات مهمی که در ادار امور جامعه بشری از محیط اجتماعی کوچک خانواده گرفته تا سازمانهای بین المللی و حکومتهای منطقه ای، بایستی مورد دقت، ارزیابی و عمل قرار گیرد، مسیله رحمت و عطوفت است. عالم از اساس، بر پایه رحمت استوار شده و باری تعالی خود را بر اساس آن، رحیم نامیده و رحمت خود را نثار موجودات عالم نموده است. انسانها از صدر تا ذیل موظفند که نسبت به یکدیگر و حتی نسبت به سایر موجودات عالم، رحمت را سرلوح اعمال و گفتار خویش قرار دهند تا بر اساس آن، جامعه انسانی، رشد و بالندگی پیدا نموده، زندگی توام با آرامش و وفاق به وجود آمده و در سایه آن، بشر و جامعه بشری، به سعادت و کمال رهنمون گردند. حکومت نبوی نیز، هماهنگ با نظام آفرینش باری تعالی، بر همین پایه و اساس بنیانگذاری شده و باز بر همین بنیان، ادامه حیات داد و نبی مکرم اسلام (صلوات الله علیه و آله) این درس بزرگ را به حکمرانان تعلیم فرمود که بقاء و تداوم حکومت و گسترش آن و نفوذش در اعماق جان مردم، در سایه اموری همچون رحمت و عطوفت تضمین خواهد شد، همچنانکه درحکومت نبوی آن را اثبات نموده و نتایج کوتاه مدت آن منقول و مشهود است.

ضرورت رحمت

موجودات با رحمت، خلقت یافته و به رحمت کمال می یابند و نظام عالم به رحمت برقرار است. رحمت از جلوه های اسماء الهی است «ان الله بالناس لرؤوف رحیم»[۱] و بدون آن نظام زندگی موجودات مختل می گردد. «فانظر الی آثار رحمت الله کیف یحی الارض بعد موتها…؛ به آثار رحمت الهی بنگر که چگونه زمین را بعد از مردنش زنده می کند… » [۲]اگر وجود حیوان و انسان، خالی از رحمت و عطوفت بود، رشته حیات فردی و اجتماعی گسسته می شد. به سبب رحمت و عطوفت است که حیوانات بر حفظ و پرورش فرزندان خود همت می ورزند. انسانها بر نگهداری خانواده و جامعه خویش تلاش می نمایند. مادران زحمتهای توانفرسا را دربار فرزندان خویش تحمل می نمایند و انبیاء عظام، اولیای معظم، معلمان و مصلحان بشر، در راه سعادت آدمیان و رشد مادی و معنوی انسانها، تلاش نموده و مصایب گوناگون را متحمل می شوند و همانگونه که رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) فرمود: «ان الله تعالی خلق مایه رحمه یوم خلق السماوات و الارض کل رحمه منها طباق ما بین السماء و الارض فاهبط رحمه منها الی الارض فبها تراحم الخلق و بها تعطف الوالده علی ولدها و بها تشرب الطیر و الوحوش من الماء و بها تعیش الخلایق. (میزان الحکمه، ج ۴، ص ۲۰۰۰ – کنز العمال ج۴ص ۲۷۴-) خدای تعالی، روزی که آسمانها و زمین را آفرید، صد رحمت بیافرید که هر رحمتی به اندازه فاصله آسمان و زمین است. پس، از آن رحمتها یکی به زمین فرود آمد که به سبب آن خلایق به یکدیگر ترحم می کنند و مادر به فرزندش مهر می ورزد و پرندگان و حیوانات آب می نوشند و مردمان زندگی میکنند.

خدای تعالی در کتاب شریفش – قرآن کریم – خود را به اسم رحمت توصیف نموده و این توصیف را در ابتدای سوره های قرآن، تکرار نموده است تا دلبستگی بندگان به رحمت واسع آن ذات مقدس، روز افزون شود و این امر، سرمنشاء تربیت نفوس و نرم شدن قلوب گردد. «… کتب ربکم علی نفسه الرحمه… … پروردگار رحمت را بر خود فرض کرده[۳]…» چرا که با هیچ چیز مانند رحمت، محبت و رافت نمی توان در دل آدمیان نفوذ کرد و دل مردم را بدست آورد، آنان را از سرکشی باز داشت و در جهت کمال اداره کرد. همانگونه که علی علیه السلام فرمود:

«قلوب الرجال وحشیهٌ فمن تألفها أقبلت إلیه؛[۴] دل آدمی وحشی است، پس هر کس بدان الفت ورزد بدو روی کند. » رحمت و عطوفت نسبت به بندگان خدا، که در قالب نیکی، خدمت و… بروز می نماید، قلوب آنان را به صاحب رحمت متوجه نموده و محبت او در دل آنها جای می گیرد، همانطور که رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) فرمود: «جبلت القلوب علی حبّ من أحسن إلیها و بغض من أساء إلیها»[۵] دلها به طور فطری به طرف کسانی که به آنها نیکی می کنند، متمایل هستند و کسانی را که به آنان بدی می کنند، دشمن می دارند. و محبت، انسان را پیرو و دنباله رو محبوب می نماید، او را با محبوب مطابق می گرداند و کردار او را در جهت رضایت محبوبش، قرار می دهد. محبت حقیقی، در تمام ارکان محب تاثیر گذاشته و او را همرنگ محبوب می سازد؛ چنانچه از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمود: «ما أحب الله من عصاه» [۶]خدا را دوست ندارد، کسی که او را نافرمانی کند و با این عبارت محب واقعی خداوند را مطیع او معرفی می نماید. سپس، آن حضرت به شعر زیر تمثل نمود و فرمود:

«تَعصَی الإلَهَ وَ أَنتَ تُظهِرُ حُبَّهُ

هَذَا لَعَمرُکَ فُی الفِعَالِ بَدِیعُ

لَو کَانَ حُبُّکَ صَادِقاً لَأطَعتَهُ

إنَّ المُحِبَّ لِمَن یُحِبُّ مُطِیعُ» [۷]

خدا را نافرمانی می کنی و اظهار دوستی به او می کنی؟ به جانت سوگند، این رفتاری شگفت است. اگر دوستیت راستین بود، اطاعتش می کردی. زیرا دوستدار، مطیع کسی است که او را دوست می دارد». بهترین نوع حکومتها و مدیریتها در جوامع بشری، مدیریت بر دل انسانها و نفوذ در عمق جان و روان آنهاست. حکومتی که صرفا بر زر و زور و نظم و قانون خشک و بی روح استوار باشد، با اندک مشکلی و با کوچکترین بی نظمی، دچار اختلال گشته و نارضایتی مردم را به دنبال دارد. ولی حکومتی که حکمرانش، دلها را مدیریت نماید و بر اساس محبت و رحمت و الفت آنها را اداره نماید، در سختیها، انسانها را بسیج می نماید و در کمبودها، به آنها صبر و شکیبایی می بخشد. نمون آشکار آن را با دقت در احوال یاران رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) می توان یافت. بعثتی که ظهورش با شکنجه همراه بود و حکومتی که دایماً با مشکلات داخلی از جانب منافقان و مشکلات خارجی از سوی مشرکان توام بود و جنگهای بسیار و نبردهای طاقت فرسا به همراه داشت، آیا بدون اخلاق و رفتار نیک و نرمخویی و خوش برخوردی رسول اکرم (صلوات الله علیه و آله) می توانست مستدام و پابر جا بماند؟! هرگز این چنین حکومتی بدون وجود رحمت و عطوفت پدران آن حضرت نمی توانست، روی پا بایستد و مضمحل می گردید، همانگونه که خداوند متعال در قرآن کریم به این حقیقت اشاره نمود. «فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک… به (برکت) رحمت الهی، در برابر آنان [= مردم] نرم (مهربان) شدی! و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده می شدند… » [۸]مهربانی و خوش رویی و خلق نیک پیامبر اسلام (صلوات الله علیه و آله) روز به روز بر یاران آن حضرت می افزود و حکومت اسلامی را هر روز بیش از قبل، مستحکمتر و نیرومندتر می نمود و این در سایه رحمت واسع حضرت بود که در پرتو رحمت الهی، به وی عطا شده بود.

مفهوم رحمت

رحمت در فارسی معادل مهربانی، مرحمت، شفقت و رأفت[۹] آمده است. در فرهنگ معین واژ رحمت را اینگونه معنی شده است.

«۱- مهربانی کردن، شفقت ورزیدن ۲- بخشودن، عفو کردن ۳- مهربانی، شفقت ۴ -بخشایش، عفو» [۱۰]

رحمت در زبان عرب به معانی زیر آمده است:

(الرقّه و التعطُّف و المرحمه و المغفره)[۱۱] «رحمت به معنای نرمی و مهربانی و لطف و بخشش است»[۱۲]

راغب اصفهانی، برای رحمت سه معنی به این شرح ذکر نموده است: «رحمه، رقت و نرمی است که مقتضی احسان به مرحوم است و گاهی در مورد رقه خالی از احسان و گاهی در مورد احسان خالی از رقه استعمال می گردد. » [۱۳]اگر خداوند متعال به رحمه توصیف شود، معنای آن تنها، احسان خالی از رقت قلبی و نازک دلی است. [۱۴]همانگونه که نقل شده: رحمت، از جانب باری تعالی، دادن نعمت و مشمول فضل خویش ساختن است.[۱۵] نیز رحمت باری تعالی را به معنای عطوفت، احسان و روزی دادن او، تعریف نموده اند.[۱۶] ولی، آنگاه که آدمیان به این وصف، توصیف شوند، در این صورت، رحمت به معنای رقت قلبی، نازک دلی و عطوفت، معنی می گردد.[۱۷] با دقت در معانی ذکر شده برای رحمت، در می یابیم که بعضی از آنچه به عنوان معنای رحمت انسانی معرفی شده «همچون عفو، مغفرت، مهربانی نمودن و…» در حقیقت، مصادیق و آثار رحمت است که از رقت قلبی و نازک دلی و از نازکی دل، نشات گرفته و ظهور یافته است.

رحمت نبوی در قرآن

همان گونه که باری تعالی، خود را صاحب رحمت معرفی نموده: «… فقل ربکم ذو رحمه واسعه… »[۱۸] و رحمت خود را مشمول همگان نموده است: «… و رحمتی وَسِعَت کلَّ شیء… »[۱۹] پیامبر خویش را نیز به این صفت توصیف نموده و رحمت او را همچون رحمت خویش عالم گیر معرفی نموده است. آنجا که فرمود: «و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین»[۲۰] ما تو را جز رحمت برای جهانیان نفرستادیم. نبی اکرم (صلوات الله علیه و آله) آنچنان نسبت به بندگان خدا، رقت قلب و عطوفت داشت که رنج آنان نیز او را آزار می داد و بر سعادت انسانها، اصرار می ورزید تا آنان دچار هلاکت و عذاب الهی، واقع نگردند؛ این حقیقت را خداوند متعادل، اینگونه بیان فرمود: «لقد جاء کم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمومنین رؤوف رحیم. به یقین، رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنجهای شما بر او سخت است و اصرار بر هدایت شما دارد و نسبت به مومنان رئوف و مهربان است. »[۲۱] یعنی او نه تنها از ناراحتی شما، خشنود نمی شود که بی اعتنا هم نبوده و به شدت از رنج شما، رنجور می گردد. آن حضرت، اگر بر هدایت شما و جنگهای طاقت فرسا، اصرار می ورزد، آن هم برای نجات شما از چنگال ظلم و ستم و بدبختی است. دیگر اینکه او سخت به هدایت شما علاقه مند بوده و عشق می ورزد. (حرص) در لغت به معنی شدت علاقه به چیزی است [۲۲] و جالب اینجاست که (حریص) به طور مطلق بیان شده و سخنی از هدایت و یا چیز دیگری به میان نیامده است و این بیان می تواند اشاره به این مسئله داشته باشد که آن بزرگوار، به هرگونه خیر و سعادت شما و به هرگونه پیشرفت و خوشبختی شما عشق می ورزد. و باز جالب این که این آیه شریفه در آخر سوره توبه است که سوره خشم بر مشرکان است و با این اوصاف، رسول گرامی اسلام، اینگونه توصیف می شود که گویای این حقیقت می تواند باشد که اعلان جنگ به دشمنان پیمان شکن و بیزاری جویی و اتخاذ موضع قاطع در برابر آنان، رحمتی است بر ایشان و وجود نازنین نبی مکرم اسلام رحمتی است برای همه و آن حضرت در حفظ منافع و تامین سعادت دنیا و آخرت همگان حریص می باشد.[۲۳] رازی، در تفسیر خود در همین رابطه بیان داشته: او (نبی مکرم اسلام «صلوات الله علیه و آله») در حق شما همچون طبیب دلسوز و پدر مهربان است. طبیب دلسوز چه بسا اقدام به معالجات دشواری می کند که تحملش مشکل است؛ و پدر مهربان چه بسا اقدام به تأدیب سختی (در حق فرزندش) می نماید؛ جز آنکه چون معلوم است که طبیب ماهر و حاذق است و پدر، دلسوز؛ آن معالجات دردناک، قابل تحمل می گردد و آن تأدیبها در مجرای احسان جریان پیدا می کند؛ پس شما چون می دانید و می شناسید که ایشان (یعنی حضرت ختمی مرتبت «صلوات الله علیه و آله») فرستاد حقی است از جانب خداوند (تعالی)، پس قبول نمایید که این تکالیف شاق برای آن است که به هر خیر (و سعادتی) نایل گردید.[۲۴]

خداوند متعال در قرآن کریم، نبی اکرم (صلوات الله علیه و آله) را بی تاب در ایمان آوردن انسانها معرفی نموده و بیان داشته: «لعلک باخع نفسک ألّا یکونوا مؤمنین؛ گویی می خواهی جان خود را از شدت اندوه از دست دهی بخاطر اینکه آنها ایمان نمی آورند».[۲۵] و این آیه، شدت رحمت نبوی را نسبت به انسانها، بیان می نماید تا حدی که اندوه از عدم ایمان انسانها، نزدیک است جان حضرت را از جسم مبارکش، خارج سازد.

رحمت نبوی در روایات و اقوال

نبی اکرم (صلوات الله علیه و آله) بعثت خود را اینگونه بیان می فرماید: «إنما بُعِثتُ رَحمَهً»؛[۲۶] من به عنوان رحمتی (فراگیر) برانگیخته شده ام». از علی (علیه السلام) نقل شده که در توصیف رفتار آن حضرت که تجلی رحمت واسع ایشان بود، فرمود: «… ألیَنُهُم عَرِیکَهً…؛[۲۷] (پیامبر اکرم ) نرمخوترین مردمان بود». ملاطفت حضرت، آنچنان محسوس و ملموس بود که (انس بن مالک) در رابطه با آن حضرت بیان نمود: «کَانَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه [و آله] و سلّم) مِن أشَدِّ النَّاسِ لُطفاً بِالنَّاسِ»[۲۸] رسول خدا بیشترین لطف (و مرحمت) را به مردم داشت. و باز از (انس) در مورد رفتار سراسر رحمت و عطوفت نقل شده: «کَانَ رَسُولُ اللهِ (صلوات الله علیه و آله) إذَا فُقِدَ الرَّجُلُ مِن إخوَانِهِ ثَلَاثَهَ أیَّامٍ سَأَلَ عَنهُ فَإن کَانَ غَائِباً دَعَا لَهُ وَ إن کَانَ شَاهِداً زَارَه وَ إن کَانَ مَرِیضاً عَادَهُ»[۲۹] رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) چنین بود که هرگاه یکی از برادران سه روز (از نظر ایشان) غیبت می نمود و مفقود می شد، جویای حالش می شد؛ پس اگر به مسافرت رفته بود برایش دعا می کرد و اگر در شهر بود به دیدنش می رفت و اگر بیمار بود، از او عیادت می کرد. و به صورت خلاصه و مجمل، سیره نویسان، این گونه آن حضرت را توصیف نموده اند: «کان النبیُّ رقیقَ القلب رحیماً بکل مسلم»[۳۰] پیامبر (صلوات الله علیه و آله) قلبی رقیق داشت و نسبت به هم مسلمانان مهربان بود. و نه تنها نسبت به مسلمانان که نسبت به تمام عالم رحمت فراگیر داشت.

جلوه های رحمت نبوی

نبی مکرم اسلام (صلوات الله علیه و آله) در کلام و گفتار و در اعمال و رفتار از این خصلت، بهره می برد. و آن کسی که دیگران را مورد رحمت و ملاطفت خود قرار می داد، را مورد تقدیر و تشکر قرار می داد. نکته ای که تذکر آن لازم این است که رحمت در وجود آن حضرت به شکلهای مختلف و متنوع بروز می نمود و مجموع این اعمال و گفتار ایشان بود که از وی، انسانی دوست داشتنی و حاکم مورد قبولی ساخته بود؛ و از آنجا که یک شخصیت حکومتی، در نزد مردم از یک شخصیت حقیقی به شخصیتی حقوقی تبدیل گشته و به تمام اعمال و گفتار او از منظر یک سیاستمدار نگاه می شود- حتی اگر خود چنین قصدی نداشته باشد- لذا در این مقاله به رفتار و گفتاری که از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) صادر گردیده و در ابتداء امر، مسئله ای شخصی به نظر می رسد؛ به دلیل همان نکته ای که ذکر گردید، پرداخته شده است؛ و این نگاه نیز یک نگاه تازه و بدیعی نیست؛ بلکه یک دید عمومی و مورد قبول آحاد مردم است و در زمان کنونی نیز مردم در انتخاب سیاستمداران خویش نسبت به این مسایل به ظاهر شخصی، اهتمام و اقبال زیادی از خود نشان می دهند، بگونه ای که اگر از کسی تخلف اخلاقی و یا اجتماعی ببینند او را از حکومتداری ساقط نموده و یا لااقل انتخاب نمی نمایند. و اما در مورد جلوه کلامی آن حضرت در رابطه با مسیل رحمت نقل گردیده که ایشان، دیگران را توصیه به رحمت نموده و برای تشویق مردم به برخورد محبت آمیز نسبت به یکدیگر فرمود: «قال تعالی: إن کنتم تریدون رحمتی فارحموا»[۳۱] خدای تعالی فرموده است: اگر خواهان رحمت، مهربانی و بخشایش من هستید، پس نسبت به هم مهربان باشید و عطوفت بورزید.

۱. رحمت با ضعیفان

یکی از خواسته های اشراف و بزرگان مکه، از پیامبر گرامی اسلام (صلوات الله علیه و آله) طرد محرومان و پابرهنگان اطراف حضرت، توسط شخص ایشان بود. متعاقب این درخواست، آیه شریف سوره مبارک کهف نازل گردید و باری تعالی قاطعانه جواب این یاوه گوییها و درخواست غیر منطقی و ناعادلانه آنها را اینگونه داد: « وَ اصْبِرْ نَفْسَک مَعَ الَّذینَ یدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداهِ وَ الْعَشِی یریدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَیناک عَنْهُمْ تُریدُ زینَهَ الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِکرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ کانَ أَمْرُهُ فُرُطا؛[۳۲] با کسانی باش که پروردگار خود را صبح و عصر می خوانند، و تنها رضای او را می طلبند! و هرگز به خاطر زیورهای دنیا، چشمان خود را از آنان برمگیر! و از کسانی که قلبشان را از یاد خود غافل ساختیم اطاعت مکن! همانان که از هوای نفس پیروی کردند، و کارهایشان افراطی است». لذا پیامبر عزیز اسلام دست رد بر سین خواسته غیر منطقی اشراف زد و به یاران محروم و مستضعف خویش فرمود: « الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یُمِتْنِی حَتَّی أَمَرَنِی أَنْ أَصْبِرَ نَفْسِی مَعَ رِجَالٍ مِنْ أُمَّتِی مَعَکمُ الْمَحْیا وَ مَعَکمُ الْمَمَاتُ؛ حمد و ستایش مخصوص خدایی است که جانم را نستاند، تا اینکه به من امر نمود که با مردانی از امت خویش همراه گردم؛ زندگانی و مرگ (من) با شماست».[۳۳] در همین رابطه، نقل نموده اند که مردی غریب، هراسان و لرزان به مجلس پیامبر اسلام (صلوات الله علیه و آله) وارد شد و از هراس، توان سخن گفتن را از دست داد. حضرت (با دیدن این منظره) با نهایت رحمت و رأفت به او فرمود: « هَوِّن علَیکَ فإنّی لَستُ بمَلِکٍ ، إنّما أنَا ابنُ امرأهٍ تأکُلُ القَدیدَ »[۳۴] بر خود آسان گیر؛ زیرا من پادشاه نیستم بلکه جز این نیست که من [چون تو] پسر زنی هستم از قریش، که از قدید (گوشت خشکیده) تغذیه می کرد.

در رابطه با لطف و مرحمت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) به اسیران، آمده است که در جریان فتح خیبر، هنگامی که دژ (قموص) گشوده شد، صفیه – دختر حیی بن اخطب – با زن دیگری اسیر شدند. صفیه در موقع فتح خیبر تحت سرپرستی کنانه بن الربیع بود. [۳۵]او همچنین از نوادگان هارون بن عمران ( برادر حضرت موسی علیه السلام )بود.[۳۶] منقول است که به گوش صفیه رسید که حفصه-از دیگر زنان نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) – گفته است: همانا او (صفیه) دختر یهودی است. صفیه (از این سخن) به گریه افتاد. در همان حال گریه نبی اکرم (صلی الله علیه و آله ) بر او وارد شد (و چون او را در این حالت دید) از او پرسید: چه چیز تو را به گریه انداخته است؟ و صفیه (در جواب) گفت: حفصه در مورد من گفته که همانا من دختر یهودی هستم. پس نبی اکرم (صلی الله علیه و آله ) –با شنیدن این سخن، به صفیه – فرمود: همانا تو دختر پیغمبر (یعنی هارون علیه السلام ) هستی و (باز) همانا عموی تو (یعنی موسی علیه السلام )بود و (باز) همانا تو تحت سرپرستی پیغمبر (یعنی شخص نبی اکرم صلی الله علیه و آله ) می باشی؛ پس در چه چیزی بر تو فخر فروشی نموده است؟! [۳۷]با وجود شأن و منزلتی که وی داشت، بلال او و آن زن دیگر را از کنار کشتگان یهود عبور داد و خدمت پیامبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) آورد. ایشان وقتی از جریان آگاه شد، از جای برخاست و عبا بر سر (صفیه) افکند و او را مورد احترام قرار داد و برای استراحت او، محلی را در لشکرگاه تعیین نمود. سپس، بلال را مورد خطاب قرار داده و فرمود: (أَ نُزِعَتْ مِنْک الرَّحْمَهُ یا بِلَالُ حَیثُ تَمُرُّ بِامْرَأَتَینِ عَلَی قَتْلَی رِجَالِهِمَا. ) [۳۸](مگر مهر و عاطفه از دل تو رخت بربسته که این دو زن را از کنار اجساد مردانشان عبور دادی!) حتی به همین اندازه اکتفا نکرد و (صفیه) را از میان اسیران به خود اختصاص داده و رسما او را در شمار زنان خویش در آورد و از این راه شکست روحی و ضرر معنوی وارد شده بر او را جبران نمود. [۳۹]این عواطف و آن اخلاق نیکو از طرف حضرتش، اثر بسیار خوبی در روح و روان صفیه بجای گذاشت، به گونه ای که بعدها در زمره زنان باوفای آن حضرت در آمد و در موقع احتضار آن حضرت، بیش از زنان دیگر، اشک ریزان بود.[۴۰]

۲. نرمخویی با مردم

امیر المومنین- علی علیه السلام – در مکاتبه ای به سران سپاه خویش ابلاغ نمودند: «أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ حَقّاً عَلَی الْوَالِی أَنْ لَا یغَیرَهُ عَلَی رَعِیتِهِ فَضْلٌ نَالَهُ وَ لَا طَوْلٌ خُصَّ بِهِ وَ أَنْ یزِیدَهُ مَا قَسَمَ اللَّهُ لَهُ مِنْ نِعَمِهِ دُنُوّاً مِنْ عِبَادِهِ وَ عَطْفاً عَلَی إِخْوَانِهِ»[۴۱] اما بعد؛ پس همانا بر سرپرست و زمامدار است که فضلی که شامل حال او گشته و مقامی که به او اختصاص داده شده او را نسبت به مردم دگرگون نسازد و آنچه از نعمتهایی که خداوند برای او تقسیم نموده است او را به بندگانش نزدیکتر نماید و عطوفتش را نسبت به برادرانش زیادتر نماید.

نبی مکرم اسلام (صلوات الله علیه و آله) در مسایل شخصی، نرمش و ملاطفت به خرج داده و کسانی را که با تندی و خشونت، با ایشان رفتار می نمودند را با نرمش خود مواجه می ساختند. به عنوان مثال، فقیری یهودی در کوچه، جلوی آن حضرت را می گیرد و ادعا می کند که از ایشان طلبکار است و می گوید: طلب مرا الآن باید بدهی. پیامبر اسلام (صلوات الله علیه و آله) به او می فرماید: اولا تو از من طلبکار نیستی و بی جهت ادعا می کنی و ثانیا الآن پول به همراه ندارم. اجازه بده بروم. ولی آن شخص می گوید: نمی گذارم یک قدم برداری، همین جا باید پول مرا بدهی و دَین مرا بپردازی. با وجود نرمش پیامبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) او بیشتر خشونت می ورزد تا آنجا که با حضرت گلاویز شده و ردای او را دور گردن حضرت می پیچد و می کشد تا حدی که اثر قرمزیش دور گردن حضرت، ظاهر می شود. مسلمانان که منتظر قدوم مبارک حضرت بودند به دنبال حضرت به راه می افتند که ماجرا را مشاهده می کنند. می خواهند که خشونت به خرج دهند که پیامبر اسلام (صلوات الله علیه و آ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *