تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل حکم حکومتی، مردم‌ شناسی و تجربه‌ سیاسی؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل حکم حکومتی، مردم‌ شناسی و تجربه‌ سیاسی با 62 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل حکم حکومتی، مردم‌ شناسی و تجربه‌ سیاسی:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل حکم حکومتی، مردم‌ شناسی و تجربه‌ سیاسی به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل حکم حکومتی، مردم‌ شناسی و تجربه‌ سیاسی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل حکم حکومتی، مردم‌ شناسی و تجربه‌ سیاسی تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل حکم حکومتی، مردم‌ شناسی و تجربه‌ سیاسی را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حکم حکومتی، مردم‌ شناسی و تجربه‌ سیاسی :

آن چه در روش آموزش پزشکی مرسوم است که تعلیمات پزشکی را در دو دوره ی دانشگاهی و بیمارستانی می آموزند، شیوه ی آموزشی صحیحی است. این دو دوره ی نظری و عملی مکمل یکدیگرند. اگر دوره ی تئوری و آموزش های کلاسیک نباشد، دانشجو نمی تواند در کنار استاد ضمن معاینه ی بیماران، منظور استاد را دریافت کند و اگر دوره ی بالینی نباشد، باز هم دانشجو نمی تواند مفاهیم و مصادیق دوره ی آموزش نظری را تجربه کند. آموزش رانندگی هم به همین صورت است و دو بخش دارد؛ امتحان آیین نامه و امتحان شهری. در آزمون آیین نامه شاگرد مقررات رانندگی و راهنمایی را امتحان می دهد، در حالی که در امتحان شهری باید قدرت رانندگی خود را به آزمون بگذارد. با تجربه، اشکالات تئوری را می فهمند و با تئوری، تجربه را تفسیر و تجزیه و تحلیل می کنند. عیناً مثل انسانی که گام برمی دارد، یک پا را تکیه گاه قرار می دهد و با تکیه بر آن، پای دیگر را یک گام به جلو می برد. در گام بعدی این عمل معکوس می شود و پای جلورفته تکیه گاه می شود و پایی که قبلاً تکیه گاه بوده، گامی به جلو برمی دارد.

اصحاب ائمه ی اطهار علیهم السلام در خدمت ایشان احادیث را فرامی گرفتند، سپس در تجربه ی عینی معاشرت و مشاغل و ارتباطات خود با مردم آن چه را که شنیده یا دیده بودند، به کار می بستند و در این کار شنیده ها و دیده ها را در عمل ملاحظه می کردند. علمای بزرگ ما هم که امت ما را در لحظات حساس نجات دادند و خطرهای گران را از آن ها دفع کردند، به همان اندازه که در تئوری مدرس بزرگی بودند، در رهبری نیز کارشناس و خبره بودند. آن ها در امر رهبری کارشناس موضوع و در تئوری مرجع تقلید و صاحب رساله بودند.

مثلث مقابله با امام

پس از رحلت آیت الله بزرگ شیخ مرتضی انصاری -صاحب رسائل (فرائد) در اصول و مکاسب در فقه که تاکنون از بهترین کتب درسی هستند و پیدا است که مرگ این مرجع چه زلزله ای در عالم و جامعه ی روحانیت و تشیع به وجود آورد- جلسه ای برای تصمیم گیری پس از حضرت شیخ مرتضی انصاری تشکیل شد. در این جلسه ی بسیار مهم، حدود ده نفر از اعاظم شاگردان و اصحاب شیخ حضور داشتند. وقتی نوبت تکلم به میرزای شیرازی رسید، ایشان گفت یک نفر را انتخاب کنید که علمش یک و عقلش ده باشد. مرحوم میرزا حبیب الله رشتی هم گفت: خودت میرزا. میرزا در پاسخ گفت: به جدم منظورم خودم نبودم. بالأخره هم بقیه حرف میرزا حبیب الله رشتی را تأیید کردند و میزا را به عنوان مرجع پس از شیخ مرتضی به حوزه و عالم تشیع معرفی کردند. دیده ایم و در تاریخ خوانده ایم که چگونه میرزای شیرازی با سلطان مقتدری چون ناصرالدین شاه یا استعمارگر غریبی چون امپراطوری انگلستان دست و پنجه نرم کرد و چگونه ملت را از دام شرکت هند شرقی رهانید؛ شرکتی که از راه تجارت، هندوستان و پاکستان و بنگلادش امروز را بلعیده بود. مرحوم میرزای شیرازی ملت شیعه ی کشور ما را از حلقوم گشاد این استعمارگر بیرون کشید و طعم شکست را به ناصرالدین شاه و شرکت هند شرقی چشانید و این به برکت فقه حکومتی بود.

در عصر ما نیز امام راحل رضوان الله تعالی علیه اگر چه در باب رساله و مرجعیت اعلم زمانه بود، در مردم شناسی و تجربه ی سیاسی هم دست همه را از پشت بسته بود. انگلستان پیر و اسرائیل پیچیده و آمریکای پرتوان و پر انگیزه، مثلث مقابله با او را برای حفظ شاه ایران که تجربه ی ۳۷ ساله ی سلطنت را داشت، شکل دادند و برای براندازی امام راحل رضوان الله تعالی علیه و پیروان او همه ی دام های تهدید و تطمیع را گستراندند. شکنجه ای نبود که کارشناسان اسرائیلی به ساواک نیاموخته باشند و وسیله ای نبود که در کاربرد آن تردید کرده باشند. اطرافیان بزرگان را تا آن جا که میسر بود، خریده بودند که امت را از اعتدال پایدار به افراط و تفریط و حرکت های بی پایه بکشانند. گروهک منافقین (مجاهدین خلق آن زمان) ساعت ها وقت گذاشتند که از امام رضوان الله تعالی علیه مجوز مبارزه ی مسلحانه را بگیرند. امام اما گفت ما نمی کنیم و شما هم نکنید وگرنه شکست می خورید.

امام رضوان الله تعالی علیه امت را از افراط و تندروی نگهداشت و البته تفریط و سهل انگاری را هم از طرف دیگر محکوم کرد. انجمن حجتیه که برای داشتن مجوز تبلیغ و حضور در محافل بهائیت و داشتن مجوز تشکیل جلسات مذهبی حاضر شدند با شهربانی و ساواک دست به نوعی معامله بزنند و تا حد گرفتن تعهد شرعی برای عدم دخالت در سیاست از پیروان خود پیش رفتند، بالاخره بازی خوردند. جبهه ی ملی و نهضت آزادی هم که تنها برای روی کار آمدن نخست وزیری چون امینی به آمریکا روی خوش نشان دادند، در نظر مردم از انتفاع افتادند ولی امام راحل رضوان الله علیه حتی برای براندازی شاه به واسطه ها روی خوش نشان نداد. بیچاره عراقی ها و افغان ها که برای براندازی صدام و طالبان لحظه ای از خصومت ذاتی آمریکا و اسرائیل و انگلستان غفلت کردند و امروز می بینیم که این ها و نیز ترکیه چه وضعی دارند. هر چهار همسایه ی کلاه گشاد ما لحظه ای غفلت را تجربه کردند.

امام راحل رضوان الله تعالی علیه و خلف صالح او -رهبر بلندپایه ی حاضر- لحظه ای از هشدار به امت بازنایستادند، چون تجربه ی فقه حکومتی داشتند. این تجربه را باید در حوزه ها نیز نهادینه کرد. آیین فقه حکومتی را باید تدوین نمود تا نسل حاضر و نسل های آینده به جای وابستگی به شخصیت رهبر، با تکیه بر فقه حکومتی رهبران آینده را تربیت کنند.

امام پاسخ می دهد

اما چرا حوزه های دینی این گونه مباحث را وارد درس سطح و خارج نمی کنند؟ پاسخ را امام راحل رضوان الله تعالی علیه فرموده است: متأسفانه حوزه ها تجریدی هستند. امام راحل رضوان الله تعالی علیه به دلیل تجریدی بودن حوزه ها ناچار بود ملایم تر حرکت کند تا حوزه ها خود را به او برسانند. ایشان مطالب را با مردم در میان می گذاشت و مردم نیز در ایثار و شهادت کوتاه نیامدند و دیدیم که از اجرای فرمان های امام چگونه پیروز و سربلند بیرون آمدند. اما بعضی از بزرگان حوزه به دلیل سطحی نگری که داشتند، لحظه ی پیروزی در جنگ هشت ساله را لحظه ی عقب نشینی و باخت بزرگ تلقی کردند. امام راحل رضوان الله تعالی علیه منشور جنگ را انشاء نمود که حاصل فقه حکومتی ایشان بود و مردم را از بیراهه رفتن بازداشت. این که چرا لحظه ی پیروزی به نظر یک عالم مبارز و مجاهد عوضی دیده شود، به ساده انگاری و تکیه بر فهم شخصی و نیز اعتماد به اطرافیان پیچیده و کارآزموده ای برمی گردد که غیر مطمئن هستد و لذا زاویه گرفتن از خط اصلی همان و نهایتاً گم شدن در بیراهه ها همان.

متأسفانه مبارزین و مجاهدین برای بحث و تدریس کمتر وقت گذاشته اند و درس های عمیق و استادانه کمتر دارند. در عوض، آن ها که کمتر دغدغه ی دخالت در سیاست و مبارزه را دارند، برای تحقیق و تدریس وقت بیشتری گذاشته اند و مباحث متداول را استادانه تر تدریس می کنند. نتیجه این شده که هر دو از جامعیت زاویه گرفته اند. البته نباید عده ای گمان کنند که کسانی که نتوانسته اند با تحقیق و بحث مراتب استادی بالا را به دست آورند و سیاسی شده اند تا به برکت بحث سیاسی خلأ علمی خود را جبران کنند. نباید برچسب کم سوادی به سیاسیون بخورد و نیز برچسب درس موشکافانه ی عمیق به بحث های دور از مباحث حکومتی. اما چرا چنین شده است و مثل آموزش پزشکی نیست که دوره ی بالینی جزء دروس و دوره ی کاری شده باشد؟ همه می دانیم که برجسته ترین اساتید دانشگاه علوم پزشکی که کار بالینی را رها کرده اند، جرئت نوشتن یک نسخه هم ندارند. هیچ بیماری هم حاضر نیست که تحت معاینه و مداوای استاد برجسته ای قرار گیرد که کار بالینی نمی کند.

حوزه نیاز به کار بالینی دارد

حوزه باید کار بالینی دخالت در تبلیغ و ارشاد و مبارزه را جزء رسالت حتمیه ی خود بداند. طلاب از همان ابتدا که درس می خوانند، پا به پای آن تجربه ی تعلیم و تربیت و رهبری را در برنامه ی خود داشته باشند. به درد مردم آشنا باشند. پابه پای مردم در مبارزه و منازعات بین حق و باطل حضور پیدا کنند. این آیه ی قران ظاهرش ورود و حضور در جبهه ها است و چرا از ظاهر این آیه صرف نظر کنیم؟ «وَ مَا کَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنفِرُواْ کَآفَّهً فَلَوْلاَ نَفَر مِن کُلِّ فِرْقَهٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَهٌ لِّیَتَفَقَّهُواْ فِی الدِّینِ وَ لِیُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ»[۱]

اگرچه با تنقیح مناط می توان آمدن به حوزه و تحصیلات علوم حوزوی را زمینه ی تفقه دانست، ولی ظاهر این آیه به هیچ دلیلی از حجیت نیفتاده است. به جبهه رفتن و دشمن را تجربه کردن را مبنای تفقه و اندیشمندی در دین دانستن، خود معنای بسیار بدیعی است. مثلاً بهائیت جبهه ای باز کرده و طلبه باید برای مبارزه با آن ها دوره ببیند و ابزار و وسائل مباحثه را در ضمن تحصیل با خود بردارد و با آنان به محاجّه و مباحثه بپردازد. همین عمق فهم و فقاهت انسان را بالا می برد و مردم شناس و کارشناس امر مباحثه با فرقه ها می گردد.

مثال دیگر این که اگر دشمن وارد کسبه شود و در آن ها عرفان کاذب و سلیقه ای را راه بیندازد، طلبه باید برود کتب لازم را در شناخت عرفان حقیقی از مجازی مرور و مداقه کند تا با دستی پُر با اهل عرفان سطحی روبه رو شود و مردم را نجات بدهد. خلاصه هر جا که استعمار بساط خود را پهن کند، راه را بر او ببندد و مردم را از دست او خلاص کند.

مرحوم امام راحل رضوان الله تعالی علیه فرد مخلصی بود و برای شهرت و محبوبیت و ریاست کیسه ندوخته بود. هر وقت لازم بود کیسه ی عزت و خوشنامی را خالی می کرد تا قدمی برای

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *