تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر سیر فرزانگی و حکمت در ایران باستان یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر سیر فرزانگی و حکمت در ایران باستان شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر سیر فرزانگی و حکمت در ایران باستان را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر سیر فرزانگی و حکمت در ایران باستان با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر سیر فرزانگی و حکمت در ایران باستان بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر سیر فرزانگی و حکمت در ایران باستان با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر سیر فرزانگی و حکمت در ایران باستان وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر سیر فرزانگی و حکمت در ایران باستان با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر سیر فرزانگی و حکمت در ایران باستان مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر سیر فرزانگی و حکمت در ایران باستان :

۱.طرح مساله :

تدوین تاریخ اندیشه در یک تمدن و فرهنگ اگر ضروری ترین کار برای حراست از آن تمدن نباشد بی تردید یکی از ضروری ترین کارهاست . متاسفانه در فرهنگ ما چندان اعتنایی به این مساله نشده است و هنوز در کشور ما که دست کم حدود ۱۵۰۰ سال سابقه فکر حکمی ثبت شده و مستند دارد یک کتابی که سیر حکمت در ایران را تبیین کند ، وجود ندارد ، و معمولا تاریخ فرزانش ایران در ذیل تاریخ فلسفه اسلام و عرب مطالعه میگردد.

در این جستار بر سر آنیم که به بررسی سیر حکمت در ایران باستان بپردازیم ولی پیش از ورود به مبحث اصلی تذکر چند نکته ضروری است : از نظر اختراعات و اکتشافات تاریخ را می توان به سه دوره تقسیم کرد : « دوره مخترعین ناشناس ، دوره مخترعینی که ما فقط از ملیت و محل سکونت آنها اطلاع داریم و بالاخره دوره ایکه نام و نشان مخترعین بر ما معلوم میباشند . دوره مخترعین ناشناس میلیون ها سال عمر داشته … در این دوره انسان های اولیه شروع به ساختن برخی آلات و ادوات ساده را کرده اند … این دوره رفته رفته منجر به پیدایش ملتها و مملکتها گردید که در هر کدام از آنها عده ای مخترع و مکتشف زندگانی می کرده اند و ما از نام و نشان آنها به هیچ وجه اطلاعی نداریم و فقط می دانیم که مثلا قطب نما را چینی ها ساخته اند و یا چرخ را مصری ها اختراع کرده اند تاریخ درباره اینکه چه کسی این اختراعات را انجام داده کاملا سکوت نموده است ولی در هر صورت در سایه اختراعات این دو دوره بشر به شاهراه تمدن افتاد و سپس با سرعت شروع به پیشرفت نموده و سرانجام ، عهدی فرا رسید که نوشتن بیوگرافی هر مخترع و نحوه کار او از ضروریات گردید » ( جاویدان ، ۱۳۶۷ : ۱ ) این دوره بندی را نه تنها در خصوص اختراعات و اکتشافات صادق است بلکه در خصوص تاریخ اندیشه نیز صادق است یعنی پاره ای اندیشه ها مشخص نیست از کجا سر برآورده است مثل اعتقاد به ماورالطبیعت و عالم غیب ؛ یک سری اندیشه ها متعلق به برخی اقوام هستند مثل اعتقاد به ثنویت و دوآلیسم که خاص ملت ایران است ولی مشخص نیست چه کسی آن را ارائه کرده و برخی اندیشه هال نیز نام و نشان مبدعان آن مشخص است که شاید قدیمی ترین تمدنی که نام و نشان اندیشمندان آن کاملا بجا مانده است یونان باشد و البته این بجا ماندن کمک زیادی به تدوین تاریخ می کند .علت بجا ماندن نام و نشان و نیز آثار دانشمندان یونانی را باید در موقعیت خاص جغرافیایی این کشور دانست که در کوه ها ی مرتفع محصور است و چنان دژی مستحکم می ماند که حتی همانطور که در تاریخ مشاهده می نماییم امپراطوری بزرگ هخامنشی که نخستین تمدن واقعی و بزرگ بشر است موفق به تسخیر آن نمی شود .در حالیکه در ایران به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی که آن را همواره دستخوش تهاجمات و دست اندازی ها می نمود امکان باقی ماندن آثار بسیار دشوار می باشد.برای مثال می توان تصور کرد برای داریوش شاه بزرگ ایرانی امکان اینکه دستور دهد کتابی راجع به وقایع پادشاهی وی و اقداماتش به نگارش درآید وجود داشته و اینکار چندان دشواری به نظر نمی آید حال آنکه وی که از موقعیت خاص کشور خود اطلاع داشته ، با اینکه ایران آن روز تجربیات زیادی هم از تهاجمات نداشته ، دستور می دهد وقایع زمامداریش در دل کوهی با مشقت فراوان و به سه زبان مختلف حکاکی شود . البته این تدبیر داریوش موثر افتاد زیرا تخت جمشید به هجوم و آتش سوزی مبتلا می شود و اگر کتابی تدوین می گشت قطعا از بین می رفت حال آنکه کتیبه بیستون همچنان باقی مانده و کهنترین سند واقعه نگاری ایرانی از آن دوره است ، در حالیکه هرودوت در یونان به دلیل امنیت سرزمینی و جغرافیایی خاص آن دیار در همین زمان به نگارش وقایع تاریخی می پردازد و چون کتابش باقی می ماند عنوان پر افتخار پدر تاریخ نویسی را کسب می کند .

البته عدم وجود کتاب و مستندات نوشتاری علاوه بر مساله ناامنی ، به روحیه ایرانیان باستان نیز باز می گردد که بیشتر طرفدار نگارش کتاب انفسی ، یعنی تربیت شاگرد بودند تا تربیت شاگرد آفاقی یعنی کتاب ، که این روحیه اگر چه پس از اسلام و با تاکیدی که اسلام بر نگارش داشت ” قیدوا العلم بالکتابه ” اما همچنان ادامه داشت به طوری که ما باید امروز به خاطر در دست داشتن دیوان حافظ از محمد گلندام که به ثبت و ضبط آنان پرداخت ممنون باشیم و به خاطر نگارش مثنوی معنوی که مولوی آن را به هنگام وجد و سماع می سروده و حسام الدین چلپی می نوشته از چلپی ممنون باشیم ؛ جالب است که مولانا این روحیه را صوفیان دانسته و می گوید : دفتر صوفی سواد و حرف نیست جز دل اسپید همچو برف نیست البته این روحیه ایرانیان همچنان در دوران معاصر و حتی پس از آشنا شدن با تمدن غرب که همه اعتبارش به ثبت و ضبط اندیشه هاست هنوز ادامه دارد و کسی مثل سید احمد فردید که از برجسته ترین متفکران معاصر ایران است فیلسوفی شفاهی است و آنچه از اندیشه هایش می دانیم مرهون شاگران وی است .

۲.مراحل سیر فرزانش و حکمت در ایران :

متاسفانه در کشور ما یک کتاب جامع و معتبر و متقن که سیر فکر فلسفی در آن را ترسیم کند ، وجود ندارد ( منظور از فکر فلسفی در اینجا ، اندیشه های هستی شناسانه و تبیین گر عالم و تا حدودی آدم است و از آنچه در یونان فلسفه گفته می شود فراتر و فراگیرتر است ) و معمولا تاریخ فلسفه و فرزانش ایرانی تنها در یک مقطع زمانی و آنهم در ذیل تاریخ فلسفه اسلام و عرب مطالعه میگردد و همین امر هم سبب بی اعتنایی محققان اعم از خاورشناسان غربی یا اندیشمندان شرقی به نقش اندیشه و اندیشمندان ایرانی در پیدایی و پویایی فکر فلسفی جهان شده است .

در هر حال برای تدوین و تبیین تاریخ فلسفه ایران پیش از هر چیز ترسیم دورنمایی از مراحل سیر آن ضروری است .

اگر بخواهیم سیر تطور فرزانش در ایران را تقسیم بندی نماییم باید چهار دوره را در این مسیر از هم ممتاز گردانیم : الف) از پیشا زردشت تا پاولوس پارسی . ؛ ب) از پاولوس پارسی تا زکریای رازی . ج) از زکریای رازی تا مدرس زنوزی . د ) دوران معاصر.

الف)از پیشا زردشت تا پاولوس پارسی : این دوره شامل سه مرحله است ؛ مرحله نخست : از حدود هزاره اول پیش از میلاد شروع می شود که آیین مغان ، آیین زروان و آیین مهر در این مرحله جای می گیرند ؛ مرحله دوم : عصر زردشتِ پیامبر ، که دارای دستگاه هستی شناسی پیچیده و پیشرفته ای است ، را شامل می شود . مرحله سوم : این دوره شاملِ دین مانی ، آیین مزدک و مکتب خسروانی ( که پاولوس پارسی ، قرن ششم میلادی ، بزرگترین سخنگوی آن است ) می باشد ؛ پایان این مراحل سه گانه دوره اول سیر حکمت و فرزانش ایرانی تقریبا با اواخر حکومت ساسانی همزمان است.

از این دوره حدودا ۱۵۰۰ ساله ، به دلیل سنت شفاهی ایرانیان منابع مکتوب چندانی وجود ندارد ؛ زیرا فرزانگان ایرانی این دوره چندان اعتنایی به تالیف کتاب نداشتند و معتقد بودند مسایل فرزانگی و حکمی باید به صورت چهره به چهره و سینه به سینه انتقال بیابد و وظیفه فرزانگان و حکیمان آنست که به جای تالیف شاگردان آفاقی ، یعنی کتاب ، به تربیت کتاب های انفسی ، یعنی شاگردان ، بپردازند. اگر چه سهروردی در مقدمه حکمه الاشراق خود نام تعدادی از فرزانگان و حکما را ذکر می کند ( ” حکما الفرس مثل جاماسف و فرشاوشتر و بوزرجمهر و من قبلهم ” ( مقدمه حکمه الاشراق سهروردی ،۲۵۳۵ : ۱۱ )) . اما باید دانست اطلاعات جزیی دقیقی از مرام و منش حکمی اینان که قابل استناد علمی باشد در دست ما نیست.

با این اوصاف اگرچه از تفکرات این دوره جزییات چندانی وجود ندارد اما نمایی کلی از مکاتب فکری متعددی از این دوره باقی مانده که در اصالت ایرانیت آنها جای شک و شبهه ای نیست و می توان با گردآوری و نظم بخشی به آنها منبع ارزشمند و متنوع و جالبی فراهم آورد .

ب) از پاولوس پارسی تا زکریای رازی : که از قرن ششم پس از میلاد آغاز می شود و تا قرن نهم میلادی ( قرن سوم هجری ) ادامه می یابد ، دوره گذار و انتقال است .در این برهه فلاسفه بسیار بزرگی ظهور نمی کنند ولی فیلسوفانی چون ابومعشر بلخی ( متولد ۱۷۱ ق ) و ابوالعباس سرخسی ( ت ۲۱۸ و۲۸۶ ) و نیز ابوالعباس ایرانشهری ، معروف به حکیم ایرانشهری ، که زکریای رازی از شاگردان او به شمار می رود ، را می توان از حکمای این دوره دانست. این دوره از نظر طول زمانی و نیز غنای اندیشه چندان با اهمیت به نظر نمی رسد ولی از لحاظ اینکه عصر گذار و انتقال از دوره مهمی به دوره مهمتری است ، شایان توجه می باشد.

ج) از زکریای رازی تا مدرس زنوزی : که از قرن هشتم میلادی ( سوم هجری) تا پایان قرن ۱۸ میلادی( ۱۲ هجری قمری ) . این دوره را با زکریای رازی آغاز می نماییم نه فارابی و آنهم به سه دلیل : یکی اینکه زکریای رازی از نظر زمانی مقدم بر فارابی است ، رازی متولد حدود ۲۵۰ و در گذشته حدود ۳۱۳ هجری است حال آن که فارابی حدود سال ۲۶۰ متولد و ۳۳۹ هجری درگذشته است .بنابراین رازی از نظر زمانی بر فارابی تقدم دارد چنان که از نظر فکری نیز بر او مقدم است و فارابی یکی از کتاب های خود با نام ” فی الرد علی الرازی فی العلم الالهی” را در نقد تفکرات رازی به رشته نگارش درآورده است .

دوم آنکه بر ایرانی بودن رازی هیچ شک و شبه ای وارد نیست ، حالی آنکه عده ای بر ایرانی بودن فارابی تردید کرده اند، البته افرادی که فارابی را ایرانی می دانند بیشترند برای مثال : ابن ابی اصیبعه ، ابن ندیم و شهرزوری وی را ایرانی و تنها ابن خلکان ترک می داند ، ولی بهتر آنست برای تبیین خط سیر حکمت در ایران از کسی استفاده کنیم که بر ایرانیتش کوچکترین شبهه ای وارد نباشد . سوم آنکه رازی دارای عقاید خاصی در خصوص نظام هستی است که با آرای جمهور فلاسفه اسلامی ناسازگارست و شباهت فراوان به آرای زروانیان و مانویان در ایران باستان دارد مسعودی و ابن حزم نیز این مساله را تایید کرده اند ( صفا ، ۱۳۷۴ : ۱۷۰ ) بنابراین او بهتر از فارابی می تواند نماینده خط سیر فرزانش در ایران باشد .

این دوره که به عبارتی مهمترین دوره نیز می باشد اکثر قریب به اتفاق حکمای ما شامل ابن سینا ، سهروردی ، افضل الدین کاشانی ، خواجه نصیر طوسی ، جلال الدین دوانی ، میرداماد ، ملاصدرا ، ملا هادی سبزواری را در بر می گیرد و سرانجام به آقا علی مدرس زنوزی ختم می شود .

اینکه چرا ما این دوره را به مدرس زنوزی ختم کردیم نه مثلا هادی سبزواری ؛ چند دلیل دارد : ۱ مدرس زنوزی گرچه معاصر هادی سبزواری است اما تاریخ تولد او ۱۲۳۴ قمری است و سبزواری ۱۲۱۲ و تاریخ رحلت او نیز ۱۳۰۷ قمری است و سبزواری ۱۲۸۹ بنابراین از سبزواری متاخر تر است . ۲- دوم اینکه مدرس زنوزی گرچه مانند سبزواری مشرب صدرایی دارد اما استقلال فکری بیشتری دارد و دارای نوآوری هایی به ویژه در مساله معاد است که سبزواری از آن بی بهره است . ۳ سوم اینکه زنوزی رساله ای دارد با عنوان ” بدایع الحکم ” که در پاسخ به سئوالات میرزا بدیع الملک ، شاهزاده قاجار ، به نگارش درآمده و برای اولین بار در آن به فلاسفه جدید غرب مثل کانت و لایبنیتس و فیخته و … اشاره شده است . این اشارات گرچه سطحی و است اما از آن جهت که بی سابقه است مهم است. 4_ زنوزی در آستانه انقلاب مشروطه که اوجگیری ورود اندیشه های فلسفی جدید غربی در ایران است از دنیا می رود ( تقریبا ۱۷ سال قبل از پیروزی انقلاب مشروطه ) بنابراین وی می تواند مرز مناسبی برای دو دوره باشد .

به هر روی بنا به دلایلی که بر شمردیم دوره سوم با رازی آغاز و به زنوزی ختم می شود .

د ) دوران معاصر : دوران معاصر که با رحلت زنوزی و آغاز مشروطه شروع می شود ( یعنی از قرن ۱۹ و ۲۰ و تا اوایل قرن ۲۱ میلادی ) اگر چه مانند دوره سوم تا به حال پر ثمر نبوده اما از آنجا که در این دوره فلسفه مدرن غرب وارد فرهنگ ما شد و به شدت تفکرات فلسفی سنتی ما را به چالش کشید و زندگی ما را نیز دگرگون کرد و در سه نهضت مهم مشروطه ، نفت و انقلاب اسلامی منشا اثر شده دوره بسیار مهمی است . در این دوره تفکرات فلسفی سنتی گرچه هنوز هم قدرتمند است اما دچار تحول می شود و اندیشمندانی چون علامه طباطبایی و مطهری دست به نوآوری هایی می زنند ، که می توان آنها را نوصدرایی دانست . همچنین فلسفه ها و تفکراتی چون سنت گرایی یا جاودان خرد ، حکمت انسی یا تاملات فردیدی ، مکتب تفکیک یا مکتب مشهد و اندیشه های فلسفی روشنفکران دینی ( مانند شریعتی و سروش و… ) در دوران معاصر به وجود می آیند.

به هر روی بررسی اندیشه های فلسفی معاصر ایران ، قطعا برای ایرانیان بسیار مهم است و از آنجا که منشا انقلاب بزرگ اسلامی نیز شده شاید برای تمام جهانیان هم مهم و جالب توجه باشد .

۳.بررسی مکاتب بزرگ فکری- حکمی ایران باستان

آیین مغان : .۱.۳

این آیین در پیش از زردشت در بخش هایی از ایران رواج داشته است ؛ مهمترین مشخصه های این آیین عبارتند از : الف ) اعتقاد به وجود ثنویت یعنی دو نیروی متضاد در حال نزاع که از نزاع آنان چرخ جهان به گردش در می آید. ب ) از خوبی ، خوبی می آید و از بدی ، بدی می آید . ج )تقدس آتش و نقش ویژه آن در نظام هستی. د ) همچنین اعتقاد به وجود ” اشه ” به عنوان عقلی که نظم نظام هستی در دست اوست ( اشه در فکر فلسفی ایرانی تقریبا همان نقشی را دارد که لوگوس در اندیشه یونان دارد)

برخی از پژوهشگران معتقدند که « ثنویت … در دین زردشت از مغان قدیم ایران گرفته شده است » ( توفیقی ، ۱۳۸۵ : ۵۶ ) البته طبیعی است که زردشت در آنچه از مغان ایرانی گرفته بود تجدید نظر کرد ودر آن متناسب با دیگر عقاید خود تغییراتی ایجاد کرد . همچنین به احتمال زیاد هراکلیتوس یونانی که به نوعی تضاد در نظام هستی قایل است ملهم از آیین مغان بوده است در این خصوص خانم بویس معتقد است که یک نسل پس از تالس ملطی« در آثار هراکلیتوس، که در حوالی سال ۵۰۰ پ.م تالیف شد، نفوذ ایران با برجستگی بیشتری نمایان است» (بویس ، ۱۳۷۵: ۲۳۳) البته احتمال دارد که هراکلیتوس علاوه بر مساله تضاد در هستی مساله محوریت آتش نیز که در نزد مغان مقدس بوده است نیز از آنان گرفته باشد ویل دورانت در همین خصوص احتمال می دهد که « آتش» که در فلسفه هراکلیتوس نقش محوری دارد وام گرفته از جهان بینی ایرانی باشد؛ دورانت در این خصوص می گوید: « هراکلیتوس معتقد شد که آتش ذات هستی است، و شاید او این اندیشه را از آتش ستایی ایرانیان گرفته باشد» (دورانت ، ۱۳۷۶: ۱۵۷)

همچنین فردریش ویلهلم هگل ، فیلسوف آلمانی ، نیز در کتاب ” عقل در تاریخ ” اندیشه ایرانیان را در خصوص وجود تضاد در هستی ستوده است و آن را نشانگر اهمیت این دین دانسته است و آن را مترقی از اندیشه هندوان می داند وی چنین می گوید : « نزد ایرانیان اهورامزدا و اهریمن نماینده این دو ضدند . اهورامزدا خدای کشور روشنایی نیکی و اهریمن خدای کشور تاریکی بدی است . … در فلسفه اضداد از راه جامع خود به یکدیگر می پیوندند . در دین ایرانی تضاد میان نیکی و بدی یا اهورمزدا و اهریمن به گونه ای است که دو ضد از یکدیگر مستقل اند . در فلسفه درست بر عکس این است ، تنها پدیده های طبیعی بدینسان از یکدیگر اثر ناپذیرند . ولی نفس وجود این دو گانگی در دین ایرانی دلیل اهمیت این دین است . اینکه گوناگونی بی پایان چیزهای محسوس و آشفتگی آگاهی های انفرادی و جزیی به گونه ای که نزد هندوان دیده ایم ، در این تضاد ساده از میان برخیزد خود نشانه نیروی اندیشه است ، این نیرو در دین ایرانی آشکار می شود » ( هگل ، ۱۳۷۹ : ۳۰۹ )

همچنین جالب است بدانیم آنطور که برخی پژوهشگران بیان کرده اند بودا ، حکیم هندی ، که گاهی هم او را ساکیامونی می خوانند یعنی حکیم خانواده ساکیا . بعضی هم آن را به معنی حکیم سیستانی گفته و بودا را از مردم ایران دانسته اند ( آریا ، ۱۳۸۵ : ۶۸ ) در واقع این محققان ساکیامونی را منسوب به سکاها که در شرق ایران و شمال غربی هند ساکن بوده اند گرفته اند . البته این احتمال چندان دور از واقع نمی نماید زیرا همانطور که تقریبا تمامی محققین گفته اند بودا زاده نواحی شمالی هند بوده است و سیستان ، که نام خود را هم از اقوام سکایی گرفته است ، با نواحی شمالی هند همسایه بوده است ، البته سیستان باستانی را نباید با سیستان فعلی مقایسه کرد، همچنین همانطور که می دانیم مهمترین آموزه بودا نیز شباهت بسیاری به اندیشه های ایرانی دارد زیرا او می گوید : « از نیکو نیکو پدید می آید و از بد بد . این نخستین قانون زندگی است و همه چیزهای دیگر بر این قانون استوار است » ( توفیقی ، ۱۳۸۵ : ۴۱ )

این قانون پایه ای بودا بسیار شبیه به تفکرات ایرانی و آیین مغان است و احتمال وام گیری وجود دارد هر چند دین بودایی به غیر از این وجه شباهت ، هیچ وجه شباهت دیگری با آیین مغان و اندیشه و جهان بینی ایرانی ندارد .

در اینجا شاید خالی از لطف نباشد که بدانیم سرگذشت بودا شباهت بسیار به داستان ابراهیم ادهم ، عارف بزرگ ایرانی ، نیز دارد زیرا هر دو شاهزاده هایی بودند در ناز و تنعم که حادثه ای آنها را متنبه کرده به خود می آورد و در صدد جستجوی حقیقت تمام مال و منال و جاه و جلال خود را ترک می کنند و جالب اینکه هر دوی این شاهزادگان از نواحی شرقی ایران و شمال غربی هند بودند ، بودا همانطور که بیان شد از شمال هند بود و ابراهیم ادهم نیز از بلخ بوده است جاییکه مجسمه های بودا هنوز در آن برپاست ، این شباهت را دکتر زرین کوب نیز مورد اشاره و تاکید قرار داده است ، وی در مورد ابراهیم ادهم چنین بیان می کند « داستان او از بعضی جهات یادآور داستان بوداست . با همان رنگ و نگار شاعرانه و با همان صبغه زهد و عزلت » ( زرین کوب ، ۱۳۸۷ : ۵۵ )

۲.۳ : آیین زروان

این آیین که از تفکرات ایرانی پیشا زردشت باقی مانده است از مهمترین مکاتب فکری در ایران باستان است ، « نام این فرقه مشتق از زروان « زمان » است » ( هینلز ، ۱۳۸۴ : ۱۱۱ ) این مکتب این ویژگی را دارد که تنها مکتب بزرگ فلسفی کهن ایرانی است که دیدی کاملا مادی گرایانه و ماتریالیستی به نظام هستی دارد بنابراین عقیده « آفرینش جهان عمل خدا نبوده ، بلکه تکاملی تدریجی بوده است از ماده اولیه بدون صورت ، یعنی زمان و مکان نا محدود ( زروان ) به آن چه دارای صورت است یعنی محدود . بدین گونه نا محدود ، محدود می گردد . البته این فرایند می تواند بدون اعتقاد به وجود خالقی انجام پذیرد و چنین می نماید که این اعتقاد به « تکامل تدریجی » ، انکار بهشت و دوزخ و همه پاداش ها یا عقوبت های آینده را به دنبال آورده است . خلاصه این که این اسناد که جهان از « زمان / مکان » اولیه یعنی زروان ، تکامل تدریجی یافته است ، بر اساس توجیه مادی گرایانه عالم نهاده شده است که اساسا با اعتقاد به وجود خالق و عقیده به زندگی پس از مرگ و تکیه بر پاداش یا عقوبت در دین زردشتی مقبول عموم نا سازگار بوده است » ( هینلز ، ۱۳۸۴ : ۱۱۴ ) . اگر چه بعدها « زردشت پرستش زمان … را منسوخ کرد » ( دوشن گیمن ، ۱۳۸۵ : ۱۱۵ ) البته آیین زروان دارای ابعاد متعدد دیگری نیز هست که توضیح و تفسیر آن از این مجال محدود فراتر است و ما تنها به ذکر مهمترین مشخصه آن یعنی داشتن دیدی کاملا مادی انگارانه و ماتریالیستی به هستی است بسنده می نماییم . محمد زکریای رازی ، نخستین فیلسوف ایرانی مرحله سوم ، و به احتمال زیاد دهریون در دوره تمدن اسلامی متاثر از اندیشه های زروانی بوده اند.

۳.۳: آیین مهر یا میتراییسم

این آیین آیین پیچیده و با ابعاد گسترده ایست اما آنچه تا کنون در خصوص این آیین بدان کم توجهی شده است ، عبارتند از : الف) وجود خدایی یکتا در چکاد همه چیز که بارزترین نماد آن مهر یا خورشید است که تمام عالم هستی همه چیز خود را از فیض و جوشش جود و نیز روشنایی و نور او به وام دارد. از این لحاظ آیین مهر را باید تنها آیین ایرانی دانست که در آن از ثنویت خبری نیست .

ب) توجه زیاد این آیین به مساله زندگی شرافتمندانه و حیات پر فضیلت و نیز پایبندی به عهد و پیمان که اساس زندگی سعادتمندانه فردی و جمعی است .

به واقع یکی از دغدغه های این آیین ، چگونه زیستن نوع بشر در این دنیاست اساسا نام این آیین که مهر است خود دارای دو معنا یکی به معنای پیمان و قرارداد و دیگری دوستی و مروت می باشد .یان خندا در این خصوص می نویسد « میتره به معنای دوست از میتره به معنای همپیمانی گرفته شده است و ایزد میتره نیز به نوبه خود از معنای دوست نشات می گیرد » ( خندا ، ۱۳۸۴ : ۷۹ ).در واقع بر طبق تلقی این آیین ، محبت و مروت از یک سو و پاسداشت پیمان و قرارداد از سویی دیگر اساس زندگانی سعادتمندانه فردی و جمعی در این دنیا را تشکیل می دهد. بنابراین بیجا نخواهد بود که آیین مهر را آیین زندگی نیز بنامیم .

هینلز نیز در خصوص این آیین چنین می گوید : « این خدا که نامش به صورت میتره ” دوستی ” یا ” پیمان” می آید معمولا همراه با خدای دیگری به نام ورونه ” سخن راست ” به صورت ترکیب میتره ورونه به یاری خوانده می شد. … میتره و ورونه به صورت فرمانروای گیهانی توصیف شده اند که نظم را در جهان خدایان و آدمیان بر قرار می کنند ، زیرا پیمان و سخن راست اساس تمامی زندگی نظام یافته در گیهان ، در دین و جامعه است . با مراعات پیمان مردمان با هم پیوستگی می یابند و دروغ مغلوب می گردد » ( هینلز ، ۱۳۸۴ : ۱۱۹ )

براساس همین طرز تفکر است که بنا به گفته هینلز « ایرانیان بالطبع ایران را سرزمین ” پیمان ” به شمار می آوردند و می دانیم که جنگجویان پیش از رفتن به جنگ با ” کشورهای ضد مهر ” ، بر یال های اسبانشان به درگاه مهر

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *