تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل روش شناسی تفسیر فقهی؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل روش شناسی تفسیر فقهی، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل روش شناسی تفسیر فقهی با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل روش شناسی تفسیر فقهی آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل روش شناسی تفسیر فقهی به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل روش شناسی تفسیر فقهی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل روش شناسی تفسیر فقهی، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل روش شناسی تفسیر فقهی را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روش شناسی تفسیر فقهی :

مقدمه

قرآن کریم دارای آیات متعددی در مورد احکام تکلیفی انسان است که از پانصد تا دو هزار آیه گفته شده است (فاضل مقداد، کنز العرفان، ۱/۵؛ ابن عربی، آیات الاحکام، ۴/۲۰۸ ـ ۲۰۹). در زمان پیامبر اکرم(ص) به این آیات عمل می شد و موارد ابهام از ایشان پرسیده می شد. در عصر صحابه نیز از این آیات استنباط می شد و بدانها عمل می شد و گاهی صحابه در مورد آیات الاحکام اختلاف می کردند که اختلاف امام علی(ع) و عمر در مورد «اقل مدت حمل» و استناد امام علی(ع) به آیات قرآن ((حَوْلَینِ کامِلَینِ)؛ بقره/ ۲۳۳؛ (وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلاَثُونَ شَهْراً)؛ احقاف/ ۱۵) و تعیین مدت شش ماه به عنوان اقل مدت حمل مشهور است (ذهبی، التفسیر والمفسرون، ۴۳۳). در این میان، روایت های پیامبر(ص) و اهل بیت: راهگشای فقهای صحابه و تابعین شد و در حقیقت، روایات فقه، نوعی تفسیر موضوعی قرآن شد که بعدها علم« فقه» و «فقه القرآن» در دامان آن رشد کرد.

فقه القرآن یا آیات الاحکام در حقیقت، نوعی تفسیر موضوعی قرآن است که به صورت یک گرایش تفسیری از قرن های اولی اسلام تاکنون ادامه داشته و ده ها کتاب در این زمینه نگارش یافته است، اما با پیدایش مذاهب فقهی از قرن دوم به بعد، شیعه و پیروان مذاهب حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی به تفسیر آیات الاحکام و تألیف در این زمینه پرداختند.

احکام تشریعی قرآن، گرچه شامل احکام اعتقادی، اخلاقی و فقهی می گردد، اما آنچه به صورت اصطلاح آیات احکام در زبان فقهیان و مفسران به کار رفته یا در کتاب های حقوقی متداول شده، احکام عملی است که در زمین عبادات، معاملات، تصرفات و عقوبات مطرح شده است. به همین دلیل، دستوراتی که به عقیده انسان نسبت به خدا، مبدأ، معاد، ایمان به رسل، ملائکه و عالم غیب مربوط می شود یا آنچه به قلب و سیر و سلوک، آراستگی به فضائل و دوری از رذایل مربوط می باشد و خلاصه، آنچه از مقول بایدها و نبایدهای ذهنی و جانحی (قلبی) است، از مصادیق احکام تشریعی به شمار نیامده و آیات مربوط به آن جزو احکام قرآن شمارش نگردیده است. از این رو، عمد مفسران تفسیرهای فقهی از طرح این دسته از آیات به عنوان تشریعیات قرآن خودداری نموده اند.

حال، در پی پاسخ این پرسش هستیم که آیا این تلقی از احکام قرآن درست است؟ به عبارت دیگر، آیا می توان آیات احکام را در محدوده احکام عملی قرار داد؟

۱.مفهوم شناسی

مقصود از روش تفسیری، مستند یا مستنداتی است که مفسران در فهم و تفسیر آیات قرآن از آن بهره گرفته اند که از آن می توان به «منهج تفسیری» نیز تعبیر کرد. در بعضی از اصطلاحات، گرایش های تفسیری، منابع تفسیری یا اتجاه تفسیری با تعاریف گوناگون به جای روش تفسیری آمده است (ر.ک: رضایی، منطق تفسیر قرآن، ۲۴ ـ ۳۴).

۲.ویژگی های تفسیر فقهی

مفسر در تفسیر فقهی به عناصر زیر توجه بیشتری می کند:

الف) به تفسیر آیاتی می پردازد که احکام فقهی در مورد زندگی بشر دارد و تکلیف انسان را به صورت واجب، مستحب، حرام، مکروه و مباح در ابواب عبادات و معاملات و… بیان می کند.

ب) همت مفسر به استنباط احکام شرعی فرعی عملی از آیات قرآن است.

ج) معمولاً مفسر آیات الاحکام، شخصی مجتهد در فقه است. معمولاً مفسر در این گرایش با روش فقهی، مسایل را تجزیه و تحلیل می کند و در این راه از کتاب، سنت، عقل و اجماع بهره می برد.

۳.انواع روش های تفسیری

الف) تفسیر ادبی: گروهی از مفسران با گرایش به مباحث ادبی و نحوی به تفسیر اجتهادی قرآن می پردازند. در چنین تفسیرهایی به واژگان، لغات، زبان عرب، صرف و نحو و… اهمیت زیادی داده می شود. تفسیر ادبی خود دو گونه است:

یک. تفسیر بلاغی و بیانی: مفسران در تفسیرهای بلاغی و بیانی، به جنب بلاغی عبارات و کلمات قرآن، اهتمام بیشتری دارند و به اجتهاد در تفسیر مرکبات قرآن با کمک علم معانی و بیان می پردازند؛ مانند: تفسیر الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل وعیون الاقاویل فی وجوه التأویل اثر جار الله محمود بن عمر زمخشری و تفسیر جوامع الجامع اثر فضل بن حسن طبرسی.

دو: تفسیر لغوی: اهتمام غالب مفسران در تفسیرهای لغوی بر شناخت و اجتهاد در لغات، ریشه و اشتقاق و شکل و تغییرات آنهاست؛ مانند: تفسیر مفردات الفاظ قرآن اثر راغب اصفهانی.

ب) تفسیر فقهی: در تفسیرهای فقهی، همت و اجتهاد بیشتر مفسران، بر شناخت و دریافت احکام فقهی الهی و احکام فرعی از آیات قرآن است که حدود پانصد آی در قرآن جزء آیات الاحکام شمرده شده است؛ مانند «تفسیر کنز العرفان فی فقه القرآن اثر فاضل مقداد».

مهم ترین تفسیرهای فقهی از این قرار است:

۱.احکام القرآن جصّاص (م ۳۷۰)؛

۲.احکام القرآن منسوب به شافعی (م ۲۰۴)؛

۳.فقه القرآن راوندی (م ۵۷۳)؛

۴.کنزالعرفان فی فقه القرآن، سیوری (م ۷۲۶)؛

۵.زبده البیان فی احکام القرآن، مقدس اردبیلی (م ۹۹۳)؛

۶.مسائل الافهام الی آیات الاحکام، جواد کاظمی (قرن یازدهم)؛

۷.قلائد الدرر فی بیان آیات الاحکام بالاثر، احمد بن اسماعیل جزایری (م ۱۱۵۱).

ج) تفسیر کلامی: مفسر با سبک و گرایش کلامی به تفسیر آیات پرداخته و بیشتر آیاتی که بیانگر عقاید مسلمانان، اعم از توحید، عدل، نبوت، امامت، معاد و… است با اعتقادات خاص خودشان تفسیر نمودند؛ مانند تفسیر الفرقان، شیخ محمد صادق تهرانی.

د) تفسیر فلسفی: از اصول و قواعد فلسفی برای درک مفاهیم قرآن، کمک گرفته می شود؛ مانند تفسیر القرآن الکریم اثر صدر المتألهین.

هـ ) تفسیر عرفانی: مفسر با سبک و گرایش عرفانی، باطنی، رمزی و اشاره ای به تفسیر قرآن می پردازند؛ مانند تفسیر شاه نعمت الله اثر نعمت الله کرمانی.

و) تفسیر اجتماعی: مفسر اهتمام خود را برای حل مشکلات اجتماعی را در پرداختن به آیات می دانند؛ مانند تفسیر نمونه.

ز) تفسیر علمی و تجربی: از نگاه عده ای، قرآن متعرض نکات علمی و تجربی شده است و با گذشت زمان و رشد تکنولوژی نمود آنها بیشتر مشخص می شود؛ مانند: تفسیر الجواهر فی تفسیر القرآن اثر شیخ طنطاوی.

ح) تفسیر جامع: شامل تفسیرهایی است که مفسر از دو روش روایی و اجتهادی در تفسیر خود استفاده کرده است و به تمام ابعاد اعم از ادبی، کلامی، فلسفی و فقهی و… پرداخته اند؛ مانند المیزان فی تفسیر القرآن، اثر علام طباطبایی (ر.ک: مؤدب، روش های تفسیر قرآن؛ بابایی، عزیزی کیا و روحانی راد، روش شناسی تفسیر قرآن؛ عمید زنجانی، مبانی و روش های تفسیر قرآن).

۴.کتاب شناسی احکام القرآن

در این جا به مهم ترین کتاب های احکام القرآن به ترتیب قرن ها از قرن دوم به بعد اشاره می شود.

الف) قرن دوم

۱.احکام القرآن یا تفسیر آیات الاحکام، محمد بن سائب (م ۱۴۶) شیعه. وی از اصحاب امام باقر(ع) و امام صادق(ع) است. ابن ندیم در کتاب الفهرست هنگام یادکرد کتاب های نوشته شده در موضوع احکام قرآن می نویسد: «احکام القرآن للکلبی رواه عن ابن عباس». این اثر غیر از تفسیرکامل قرآن است که محمد بن سائب نوشته و در کتابخانه استانبول به صورت خطی موجود است. وی یکی از مفسران مهم شیعه در قرن دوم بوده و سیوطی در الاتقان می نویسد: «وی صاحب بزرگ ترین تفسیر قرآن بوده است.» در کتب رجالی بر شیعه بودن وی تصریح شده است (مامقانی، رجال، ۳/۱۱۹؛ ذهبی، میزان الاعتدال، ۳، ۵۵۶).

۲.تفسیر خمسمأه آیه فی الاحکام، مقاتل بن سلیمان (م ۱۵۰) شیعه. وی از آغازگران فرقه بتریه است (ر.ک: ابن ندیم، الفهرست، ۲۲۷). این کتاب بین اصحاب حدیث تداول داشت واحمد بن حنبل ضمن ستایش از مضامین این کتاب، تألیف آن را به مقاتل بن حیان نسبت می داد.

ب) قرن سوّم

۳.احکام القرآن، حیی بن آدم بن سلیمان (م: ۲۰۳) از فقیهان بتریه.

۴.تفسیرآیات الاحکام، هشام بن محمد بن السائب (م ۶ ـ ۲۰۴) شیعه و از اصحاب صادقین۸.

۵.احکام القرآن، محمد بن ادریس(۱۵۰ـ۲۰۴) سنی شافعی، بنیانگذار مذهب شافعی و دارای دو اثر در موضوع احکام القرآن:

اول. گردآوری شده از نوشته های وی توسط بیهقی صاحب سنن (م ۴۵۸). دوم. اثر خود مؤلف که زرکشی در البرهان (۲/۱۲۸) بدان اشاره کرده و نیز ابن ندیم (مقدمه، ۴۶۴) از آن یاد کرده است.

۶.احکام القرآن، جبیر بن غالب.

۷.احکام القرآن، احمد بن معذل (معدل)، (م حدود ۲۴۰) مالکی.

۸.احکام القرآن، ابراهیم بن خالد معروف به ابوثور کلبی (م ۲۴۰) از فقیهان اهل حدیث با روشی نزدیک به شافعی.

۹.ایجاب (ایجاد) التمسک باحکام القرآن، یحیی بن اکثم (م ۲۴۲) از فقیهان منفرد بصره.

۱۰.احکـام القرآن، ابوعبداللّه محمد بن ابراهیم (م ۲۴۵) سنّی.

۱۱.احکـام القرآن، علی بن حجر السعدی (۱۵۴-۲۴۶) حنفی.

۱۲.احکام القرآن، حفص بن عمربن عبدالعزیز(م ۲۴۶) از فقیهان اصحاب حدیث.

۱۳.احکام القرآن، خصاف احمدعمر (م۲۶۱) سنی.

۱۴.تفسیر خمسمأه آیه، ابوالمؤثر بهلاوی، عالم اباضی عمان در سده ۳ ق.

۱۵.احکام القرآن، محمد بن عبداللّه (ابن الحکم) (۱۸۲-۲۶۸) مالکی.

۱۶.احکام القرآن، داود بن علی الظاهری (۲۰۱-۲۷۰ یا ۲۷۳) ظاهری.

۱۷.احکـام القرآن، اسماعیل بن اسحاق الازدی (۱۹۹ یا۲۰۰-۲۸۲) مالکی.

ج) قرن چهارم

۱۸.احکام القرآن، قاسم بن اصبغ (۲۴۷-۳۰۴) مالکی.

۱۹.احکام القرآن، علی بن موسی بن یزداد (م۳۰۵) حنفی.

۲۰.احکام القرآن، محمد بن احمد بکیر(م ۳۰۵) مالکی. به عقیده ابن عبدالبر، این کتاب در عرض سنن ترمذی و مختصر ابن عبدالحکم در موضوع خود بهترین اثر به شمار می رفته است.

۲۱.احکام القرآن، ابوالاسود موسی قطان (۲۳۲- ۳۰۹ یا ۳۰۶) مالکی.

۲۲.احکام القرآن، احمد بن محمد الفارسی (م۳۱۸) مالکی.

۲۳.احکام القرآن، ابوجعفر احمد القیروانی (م ۳۱۹) سنّی.

۲۴.احکام القرآن، احمد بن محمد بن سلامه (۲۳۹ ـ ۳۱۹ یا ۳۲۱) حنفی.

۲۵.احکام القرآن، عبدالله بن احمد ابن المغلس (م۳۲۴) ظاهری.

۲۶.احکام القرآن، بکربن محمد بن العلاء (۲۶۴-۳۴۴) مالکی.

۲۷.احکام القرآن، ابومحمد قاسم القرطبی ( ۲۷۳-۳۴۰ یا ۳۵۵) مالکی.

۲۸.احکام القرآن، محمد بن قاسم بن شعبان (م ۳۵۵) مالکی.

۲۹.الانباه علی استنباط الاحکام من کتاب اللّه، منذربن سعید (۲۷۳-۳۵۵) مالکی.

۳۰.احکام القرآن، ۵ جلد، احمد جصّاص رازی (۳۰۵-۳۷۰) کتاب مشهورحنفی ها.

۳۱.احکـام القرآن، محمد بن الحسیـن ابویعـلی ( ۳۸۰-۴۵۸).

۳۲.آیات الاحکام، عبّاد بن عباس (۳۸۵) سنی. در الذریعه به عنوان شیعه و متوفی ۳۳۵ ذکرشده است.

۳۳.شرح آیات الاحکام، صاحب اسماعیل بن عبّاد (م۳۸۵) شیعه.

د) قرن پنجم

۳۴.احکام القرآن، احمد بن علی الربعی الباغانی(۳۴۵-۴۰۱) مالکی.

۳۵ ـ ۳۶.الف) مختصر احکام القرآن؛ ب) المأثور عن مالک فی احکام القرآن وتفسیره، مکی بن ابیطالب القیسی (م۴۳۸).

۳۷.احکام القرآن، ابی حزم (۳۸۴ -۴۵۶) ظاهری.

۳۸.احکام القرآن، حافظ ابوبکر احمد البیهقی (م ۴۵۸) شافعی. وی تمامی گفتارهای پراکنده شافعی را در زمینه احکام القرآن از لابه لای آثاربازمانده او گردآوری کرده و در قالب کتابی تدوین کرده که در واقع، جایگزین کتاب مفقود شافعی گردیده است.

۳۹.آیات الاحکام، محمد بن الحسین بن محمد بن الفراء (۳۸۰ ـ ۴۵۸) حنبلی.

هـ ) قرن ششم

۴۰.احکام القرآن، علی بن محمد الطبری، معروف به الکیاهراسی (م ۵۰۴) شافعی.

۴۱.احکام القرآن، محمد بن عبداللّه اندلسی اشبیلی (۴۶۸ـ۵۴۳) مالکی. حاجی خلیفه (کشف الظنون، ۱/۲۰) گوید: این کتاب تفسیر پانصد آیه متعلق به احکام مکلفین است، لکن با تحقیقی که شده، در این کتاب مهم مالکی ها، حدود هزار آیه قرآن تفسیر شده است.

۴۲ـ۴۳.فقه القرآن، قطب الدّین راوندی (م ۵۷۳) شیعه. مرحوم آغابزرگ تهرانی (الذریعه، (۱/۴۲) می نویسد: شرح آیات الاحکام غیر از فقه القرآن است؛ هم­چنان که درامل الآمل بدان تصریح شده، لکن صاحب ریاض گوید: همان فقه القرآن است).

۴۴.تفسیر آیات الاحکام، ابوالحسن محمد بیهقی نیشابوری (م حدود ۵۷۶) شیعه.

۴۵.مختصر احکام القرآن، عبدالمنعم الانصاری الاندلسی (۵۲۴-۵۹۹ یا ۵۹۷) مالکی.

۴۶.تفسیر سورتی آل عمران و النّساء من کتاب احکام القرآن، عبد المنعم الانصاری الغرناطی (۵۲۴ ـ ۵۹۷ یا ۵۹۹) مالکی.

ز) قرن هفتم

۴۷.کتاب فی احکام القرآن، محمد یحیی الشلوبین الاشبیلی (م۶۴۰) مالکی.

۴۸.آیات الاحکام (جامع احکام القرآن)، ابوبکر صائن الدین(م ۶۷۰) مالکی.

۴۹.الجامع لاحکام القرآن (تفسیرقرطبی)، محمد بن احمد الانصاری القرطبی (۵۷۸ ـ ۶۷۱) مالکی.

ح) قرن هشتم

۵۰.التبیان فی احکام القرآن، علی بن حسین بن عبدالعزیز (م۷۰۰) مالکی.

۵۱.شرح آیات الاحکام، السید یحیی بن حمزه (م ۷۴۹) زیدی.

۵۲.انوار المضیئه علی آیات الاحکام، سید محمد بن هادی بن تاج الدّین، زیدی.

۵۳.تفسیر آیات الاحکام، ابن قیم الجوزیه ( م ۷۵۱) حنبلی.

۵۴.احکام القرآن (القول الوجیز فی احکام الکتاب العزیز)، احمد بن یوسف بن عبدالدایم سمین (م ۷۵۶) شافعی.

۵۵.تلخیص(تهذیب) احکام القرآن، محمد سرّاج قونوی (م ۷۷۷ یا۷۷۰) حنفی

۵۶.النهایه فی تفسیر الخمسمأه آیه فی احکام القرآن، احمدبن عبداللّه المتوج البحرانی (م حدود ۷۷۱) شیعه.

۵۷.احکام الرای من احکام الآی، شمس الدین محمد صائغ (م۷۷۶) حنبلی.

ط) قرن نهم

۵۸.تیسیر البیان فی احکام القرآن، الخطیب نورالدین الموزعی (م ۸۲۵) سنی.

۵۹.کنزالعرفان فی فقه القرآن، فاضل مقداد سیوری (م۸۲۶) شیعه.

۶۰.الثمرات الیانعه والاحکام الواضحه القاطعه، یوسف الثلائی الیمانی (م ۸۳۲) سنّی.

۶۱.آیات الاحکام، ابن متوج البحرانی، شیعه.

۶۲.آیات الاحکام، احمد المهدی لدین الله الصنعائی (م۸۴۰) زیدی.

۶۳.حصرآیات الاحکام الشرعیه، محمد بن ابراهیم بن علی (۷۷۵- ۸۴۰) زیدی.

۶۴.احکام القرآن، ابن حجر عسقلانی (۷۷۳-۸۵۲) شافعی.

۶۵.آیات الاحکام، ناصربن جمال الدین (م حدود ۸۶۰) شیعه.

۶۶.شافی العلیل فی شرح الخمسمأه آیه من التنزیل، عبداللّه النجری الیمانی(۸۲۵-۸۷۷) زیدی.

۶۷.معارج السؤول و مدارج المأمول فی تفسیر آیات الاحکام، کمال الدین استرآبادی (م حدود ۹۰۰)، شیعه.

ی) قرن دهم

۶۸.آیات الاحکام، شرف الدین شهفتیکی (م ۹۰۷) شیعه.

۶۹.الاکلیل فی استنباط التنزیل، جلال الدین السیوطی (۸۴۹-۹۱۱) شافعی.

۷۰.معدن العرفان فی فقه مجمع البیان لعلوم القرآن، ابراهیم بن حسن الدراق (اوائل قرن ۱۰) شیعه.

۷۱.شرح آیـات الاحکام، محمدبن یحیی صعدی (م ۹۵۷) زیدی.

۷۲.تفسیر شاهی اوآیات الاحکام، سیدامیرابوالفتح شریف جرجانی (م ۹۷۶ یا ۹۸۶)، شیعه.

۷۳.آیات الاحکام، محمد بن حسن طبسی، شیعه.

۷۴.زبده البیان فی شرح آیات الاحکام، مقدس اردبیلی (م ۹۹۳) شیعه.

ک) قرن یازدهم

۷۵.آیات الاحکام، محمد بن علی حسینی المرعشی (م۹۰۰ به بعد) شیعه.

۷۶.انوار القرآن فی احکام القرآن، محمد کافی اقحصاری (م۱۰۲۵) حنفی.

۷۷.مسالک الافهام الی آیات الاحکام، فاضل جواد کاظمی (م قرن ۱۱) شیعه.

۷۸.(تفسیر)آیات الاحکام، محمد بن علی بن ابراهیم استرآبادی (م۱۰۲۶ یا ۱۰۲۸)، شیعه.

۷۹.(تفسیر) آیات الاحکام، رفیع الدین محمد حسینی مرعشی (م ۱۰۳۴) شیعه.

۸۰.تفسیر قطب شاهی فی شرح آیات الاحکام، محمد یزدی (م۱۰۴۰) شیعه.

۸۱.تفسیر شاهی، عبد المحمدبن سلطان بدخشی، تألیف در ۱۰۵۷.

۸۲.منتهی المرام فی شرح آیات الاحکام، محمد القاسم الحسنی (م۱۰۶۷) سنی.

۸۳.فتح ابواب الجنان فی تفسیر آیات الاحکام، محمد بن حسین عاملی (م حدود ۱۰۸۰) شیعه.

۸۴.آیات الاحکام الفقهیه (فارسی)، مولی ملک علی تونی.

۸۵.مفاتیح الاحکام فی شرح آیات الاحکام القرآنیه، محمد سعید قهپائی (م۱۰۹۲) شیعه. (شرح زبده البیان)

ل) قرن دوازدهم

۸۶.احکام القرآن، آقاحسین خوانسـاری (م۱۱۰۰) شیعه.

۸۷.انوار القرآن فی احکام (آیات) القرآن، شمس الدین بخاری (م ۱۱۰۹) حنفی.

۸۸.حواشی زبده البیان، سید نعمت الله جزائری (۱۰۵۰ـ۱۱۱۲) شیعه.

۸۹.احکام القرآن، شیخ جعفر القاضی (م۱۱۱۵)، شیعه.

۹۰.احکام القرآن، سلیمان بن عبداللّه البحرانی (م۱۱۲۲) شیعه.

۹۱.حاشیه علی زبده البیان فی تفسیر أحکام القرآن، میرزا محمد تنکابنی (۱۰۴۰-۱۱۲۴) شیعه.

۹۲.احکام القرآن، اسماعیل حقی بروسوی (م۱۱۲۷) حنفی، صاحب تفسیر روح البیان.

۹۳.التفسیرات الأحمدیه فی بیان الأحکام الشرعیه، احمد جونفوری (۱۰۴۷-۱۱۳۰) شیعه.

۹۴.أحکام القرآن، میرمحمد صالح خاتون آبادی (م۱۱۳۰) شیعه.

۹۵.اساس سلطان المؤمنین باقتباس علوم الدین عن النبراس المعجز المبین فی تفسیر الآیات، سید محمد حیدر موسوی العاملی (م۱۱۳۹) شیعه.

۹۶.تحصیل الاطمینان فی شرح زبده البیان، محمدابراهیم القزوینی (۱۰۶۹-۱۱۴۹) شیعه.

۹۷.قلائد الدرر فی بیان آیات الأحکام بالأثر، احمدبن اسماعیل الجزائری (م۱۱۵۰) شیعه.

۹۸.آیات الأحکام، سیدحسین ابراهیم قزوینی (احتمالاً قرن۱۲) شیعه.

۹۹.آیات الأحکام، شمس الدین محمدالحسینی المرعشی (م۱۱۸۱) شیعه.

۱۰۰.مدارک الأحکام، عبدالله بلخی (م۱۱۸۹) حنفی.

۱۰۱.آیات الأحکام، مولی محمد کاظم طبرسی (م۱۱۹۰) شیعه.

م) قرن سیزدهم

۱۰۲.نمط الدرر، محمدبن الحسن الخراسانی (م۱۲۰۰) شیعه.

۱۰۳.آیات الأحکام، سید محمد ابراهیم الحسینی المرعشی (م۱۲۴۰) شیعه.

۱۰۴.تقریب الأفهام فی تفسیر آیات الأحکام، محمد علی موسوی نیشابوری (م۱۲۶۰) شیعه.

۱۰۵.دلائل المرام فی تفسیر آیات الأحکام، محمد بن جعفربن سیف الدین (شریعتمدار)، (م۱۲۶۳) شیعه.

۱۰۶.آی أحکام القرآن، عبدالله ابومحمد الحسینی الهندی (م۱۲۷۰) حنفی.

۱۰۷.الوجیز فی تفسیر آیات الأحکام، عبدالحسین المخزومی (م۱۲۷۹) شیعه.

ن ) قرن چهاردهم و پس از آن

۱۰۸.منار الاسلام فی شرح آیات الأحکام، احمد زینی دحلان (م۱۳۰۴) شافعی.

۱۰۹.نیل المرام فی شرح آیات الأحکام، محمد صدیق (۱۲۴۸-۱۳۰۷) حنفی.

۱۱۱ـ۱۱۲.نثر الدرر الأیتام فی شرح آیات الأحکام (بسیط) ـ الدرر الأیتام فی تفسیر آیات الأحکام (وجیز)، (مولی محمد) علی بن جعفر الاسترآبادی شریعتمداری (م۱۳۱۵) شیعه.

۱۱۴.أحکام القرآن، سیدشرف الدین مرعشی (م۱۳۱۶) شیعه.

۱۱۵.الفتوحات الربانیه فی تفسیر ما ورد فی القرآن من الأوامر والنواهی الالهیه، محمد بن عبد العزیز(م پس از ۱۳۲۴) سنی.

۱۱۶.لب الألباب فی تفسیر أحکام الکتاب، عبد علی موسوی خوانساری (م۱۳۳۶) شیعه.

۱۱۷.آیات الأحکام فشندی، شیخ حمزه علی (۱۲۶۷ ـ ۱۳۳۸) شیعه.

۱۱۸.مقلاد الرشاد فی شرح آیات الأحکام، محمد بن فضل الله (م۱۳۴۲) شیعه.

۱۱۹.موضح الأحکام فی شرح آیات الأحکام. محمد مهدی بنابی (م حدود ۱۳۴۵یا ۱۳۶۵) شیعه.

۱۲۰.آیات الأحکام، اسماعیل بن نقی التبریزی (۱۲۹۵) شیعه.

۱۲۱.آیات الأحکام، محمد باقر قاینی بیرجندی (۱۲۷۶-۱۳۵۲) شیعه، صاحب کتاب بغیه الطالب وکبریت الأحمر و…

۱۲۲.تفسیر آیات الأحکام من سوره النساء، محمد بن محمد الخانجی (م۱۳۶۳).

۱۲۳.شرح آیـات الأحکـام، یحیی بن محمد الحسنی (م۱۳۶۷) زیدی.

۱۲۴.آیات الأحکام، سید محمد ابراهیم الحسینی الاصفهانی (م۱۳۷۷) شیعه.

۱۲۵.تفسیـر آیات الأحکام، محمدعبد الله دراز (م۱۳۷۷) سنی.

۱۲۶.آیات الاحکام، طرز دادرسی و مسئولیت کیفری در حقوق اسلام، ابراهیم خجسته. در ۱۳۲۸ در رشت در انتشارات سایبان منتشر شده است.

۱۲۷.آیات الأحکام، شیخ خلف آل عصفور (م اواخر قرن ۱۴) شیعه.

۱۲۸.الجمان الحسان فی أحکام القرآن، سید محمود موسوی (متولد ۱۳۴۵) شیعه.

۱۲۹.آیات الأحکام، علامه قاضی حسین یمانی صنعائی (م حدود ۱۳۸۰) زیدی.

۱۳۰.الفتاوی، محمود شلتوت (۱۳۱۰ ـ ۱۳۸۳) سنی.

۱۳۱.تفسیر آیات الأحکام وفق المذهب الجعفری والمذاهب الأربعه، سید محمد حسین طباطبائی یزدی (۱۳۳۲-۱۳۸۶) شیعه.

۱۳۲.آیات الأحکام، سید یحیی یزدی (م۱۳۸۸) شیعه.

۱۳۳.مسائل معارف القرآن، محمد شفیع دیوبندی، سنی. گردآورنده: محمد اقبال قریشی، اردو.

۱۳۴.دفع ایهام الاضطراب عن آیات الأحکام، محمد امین جکنی (۱۳۰۵-۱۳۹۳) سنی.

۱۳۵.بدایع الکلام فی تفسیر آیات الأحکام، محمد باقر ملکی (تألیف سنه ۱۳۹۸) شیعه.

۱۳۶.ادوار فقه اسلامی در المیزان، سید محمد حسین طباطبایی (۱۳۲۱-۱۴۰۲) شیعه.

۱۳۷.آیات الأحکام، احمد میرخانی (م۱۴۱۴) شیعه.

۱۳۸.احکام القرآن، محمد خزائلی (تولد۱۲۹۲ش) شیعه.

۱۳۹.أحکام القرآن، سید ابوالفضل برقعی، شیعه. در این اثر ۲۶۶۴ مسئله فقهی به آیات قرآن استناد شده است.

۱۴۰.تبصره الفقهاء بین الکتاب والسنه، محمد صادقی تهرانی (تولد۱۳۰۷) شیعه.

۱۴۱.أقصی البیان فی آیات الأحکام و فقه القرآن، مسعود سلطانی، شیعه.

۱۴۲.تفسیر آیات الأحکام، مناع قطان (تألیف۱۳۸۴) سنی.

۱۴۳.تفسیر آیات الأحکام من سورتی الانعام والاعراف، فرید مصطفی، سنی.

۱۴۴.الدین والقرآن، زین العابدین التونسی، سنی. مطبعه أبی العلاء ۱۳۹۶.

۱۴۵.روائع البیان ـ تفسیر آیات الأحکام من القرآن، محمد علی الصابونی، سنی.

۱۴۶.أحکام من القرآن، عبد الجبار الراوی، سنی.

۱۴۷.تفسیر آیات الأحکام، محمد علی السایس،سنی.

۱۴۸.البرهان لعلوم القرآن شیخ موسی السودانی، شیعه.

۱۴۹.تفسیر آیات الأحکام، احمد محمد الحصری (تألیف۱۴۰۹) سنی.

۱۵۰.مع القرآن فی آیات الأحکام، محمودعبدالله، سنی.

۱۵۱.احکام القرآن (ارث، ربا)، محمد باقر بهبودی، شیعه.

۱۵۲.ادوار فقه، محمود شهابی، (م ۱۳۶۵)،شیعه.

۱۵۳.مذکره فی تفسیر آیات الأحکام، سلطان حسینی ودیگران.

۱۵۴.مذکره فی تفسیر آیات الأحکام، عبد السلام العسکری.

۱۵۵.ترجمه و تلخیص زبده البیان، مقدس اردبیلی. سید جعفر سجادی.

۱۵۶.قبس من التفسیر الفقهی، الشافعی عبد الرحمن، سنی.

۱۵۷.دراسات فی تفسیر بعض آیات الأحکام، کمال جوده، سنی.

۱۵۸.أحکام قرآن یا قانون اسلام، غلامرضا امیری(گروسی)، شیعه.

۱۵۹.فقه القرآن وخصائصه، فرج توفیق الولید، سنی.

۱۶۰.احکام القرآن، محمدبن احمد عبدالله خویز، مالکی.

۱۶۱.أحکام القرآن علی مذهب المالک، مؤلف نامشخص.

۱۶۲.الایضاح عن أحکام القرآن،مؤلف نامشخص.

۱۶۳.الامام فی بیان ادله الأحکام، عزالدین عبدالسلام السلمی (۵۷۷ ـ ۶۶۰) سنی.

۱۶۴.اهل بیت وآیات الأحکام، قاضی زاهدی و بخشایشی (جمع آوری بخشی از سخنان اهل بیت: درباره آیات احکام از کتابهای روایی)

۱۶۵.آیات الأحکام، هاشم هاشم زاده هریسی.

۱۶۶.تاریخ الأحکام والتشریع فی الاسلام، محمود فرحات،شیعه.

۱۶۷.فقه القرآن، محمد یزدی، شیعه.

۱۶۸.تفسیر جامع آیات الأحکام، زین العابدین قربانی لاهیجی، شیعه.

۱۶۹.بررسی سیر تدوین وتطور تفسیرهای فقهی و رجال شناسی مؤلفین آنها، نعمت الله سلیمانی، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس تهران، سال ۱۳۷۲ به راهنمایی ابوالفضل شکوری در بخشی از آن به بررسی سیر تاریخی تفسیرهای فقهی واحکام قرآن پرداخته شده است.

۱۷۰.آیات الاحکام جزایی، به قلم محمد مهدی کریمی نیا. این کتاب به صورت درسنامه و در قالب پانزده درس و حدود ۲۴۰صفحه تدوین، و درسال۱۳۸۹ش. توسط نشر المصطفی به زیور طبع آراسته شده است.

۵.مبانی بحث

فقه، علم به احکام شرعی است، اما آیا احکام همان تکالیف عملی جوارحی است یا احکام و وظایف جوارحی و جوانحی را نیز شامل می شود؟ اگر میان حکم و فقه چنین ارتباطی است و فقها منظورشان از حکم تنها اعتبارات و وظایف مربوط به اعضای انسان باشد، باید اعضایی که به قلب و دل انسان ارتباط پیدا می کند نیز شامل بشود در حالی که در اصطلاح، فقه علم به احکام فرعی عملی دانسته شده است و منظور فقها از حکم عملی، حکم بیرونی خارجی قابل توصیف است؛ لذا دستورات غیر عملی اعتقادی و اخلاقی با این تعریف خارج می گردد.

به عبارت دیگر، در دین توصیفاتی از جهان داریم که رنگ اعتقادی و دینی دارد؛ این­که جهان دارای مدبر و پروردگاری است و باید او را پرستید؛ این­که آفرینند این جهان دارای صفاتی، چون علم، قدرت و حیات است که باید بدان اعتقاد داشت، یا این­که خداوند برای راهنمایی مردم، پیامبرانی ارسال کرده که باید به آن­ها ایمان داشت یا زندگی فرجامی دارد و این فرجام در روزی است که به کارهای انسان رسیدگی می شود و هر کسی پاداش اعمال خویش را می بیند و ده ها مسئله اعتقادی دیگر که در آغاز، شکل توصیف جهان را به دست می دهد و در محدود شریعت، دستورات و احکام عملی به معنای عام جای نمی­گیرد، اما نتیجه­ای دارد و الزام دینی را در پی می آورد که شکل تکلیف و حکم را نشان می دهد.

گاه مسئله در حوز اعتقادات قرار دارد، اما به بایدها و نبایدها پیوند می خورد؛ مثلاً قرآن در آیات زیادی تقلید از اجداد و پدران را نکوهش می کند؛ مانند آیه (وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَینَا عَلَیهِ آبَاءَنَا أَوَ لَوْ کانَ آبَاؤُهُمْ لا یعْقِلُونَ شَیئاً وَلاَ یهْتَدُون)]۱[ یا در زمین مسائل کلی اعتقادی و جهان بینی دستور به تفکر و تأمل می دهد ]۲[؛ یا از تکذیب آیات الهی برحذر می دارد؛ یا الزام می کند که انسان باید به خدا، ملائکه و پیامبران پیشین ایمان پیدا کند یا نسبت به عالم غیب در برابر عالم شهادت، ایمان بیاورد]۳[؛ و ده ها مسئله دیگر که در آن تکلیف قلبی مطرح است.

این مسئله در زمین آراستگی به فضائل، سیر، سلوک و تهذیب نفس که در محدود فقه عملی قرار نمی گیرد نیز مطرح است؛ مثلاً آن­جا که خداوند اخلاص در عمل را می خواهد و پرستش خود را خالصاً مخلصاً درخواست می کند یا در باب حرمت یأس را با شدت فراوان یاد می­کند یا محبت به کفار را نهی می­کند یا در کارها و زندگی اجتماعی دستور به عفو و بخشش می دهد. در این گونه موارد، گرچه در محدود قلب انسان است، اما آیا در محدود احکام قرآن قرار می گیرد چنان که برخی از مفسران آیات احکام ذکر کرده اند یا در این محدوده قرار ندارد؛ چنان که فقهیان در کتاب های فقهی متعرض این دسته از دستورات اعتقادی و اخلاقی نشده اند؟

۶.دیدگاه ها

به طور کلی در این باره دو دیدگاه کلی وجود دارد:

الف) مفهوم خاص فقه: این دیدگاه مربوط به اصولیان و فقیهان است. آنان به هنگام تعریف فقه و علم اصول فقه، احکام را به احکام عملی خاصی محدود کرده اند و در تعریف، با قید «احکام فرعی عملی» خواسته اند احکام اصولی، اعتقادی و اخلاقی را از بحث خارج کنند.

ب) مفهوم عام فقه: بر اساس این دیدگاه، احکام شرعی اختصاص به آن موارد فقه ندارد و احکام شرعی به سه بخش تقسیم می شود:

قسم اول: احکام اعتقادی یعنی احکامی که واجب است مکلف به آنها اعتقاد داشته باشد؛ مانند اعتقاد به اسماء و صفات خداوند، ملائکه، کتب انبیاء و روز قیامت.

قسم دوم: احکام اخلاقی یعنی احکامی که بر اساس آن­ها مکلف باید خود را به فضائل اخلاقی آراسته کند و از رذایل دور سازد.

قسم سوم: احکام عملی یعنی اعمالی که از مکلف صادر می شود و شامل اقوال، افعال، عقود و تصرفات می گردد و بر دو قسم است: الف) احکام عبادی که رابطه میان انسان و پروردگار را بر قرار می سازند و ب) احکام معاملات، نظیر عقود، تصرفات، جزائیات و غیره که درآ ن­ها رابطه میان مکلفان در شکل فردی، اجتماعی و سیاسی تنظیم شده است.

۷.ادله دیدگاه دوم

در این­جا به چند دلیل در ذیل دیدگاه دوم اشاره می شود.

دلیل اول: دکتر محمد دسوقی در این زمینه معتقد است احکام شرعی اختصاص به آن موارد فقه ندارد و اطلاق کلمه فقه، گر چه در موضوعات خاصی اصطلاح شده، اما فقه در آیه شریف (فَلَوْلَا نَفَرَ مِن کلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طَائِفَهٌ لِیتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ) به معنای اعم از این اصطلاح است. تفقه هم اختصاص به آداب و احکام فرعی ندارد. این اصطلاح پس از عصر بعثت و صدر اسلام رواج یافت و با دوران پیدایی مذاهب به صورت مجموعه هایی خاص شکل گرفته است (ایازی، فقه پژوهی قرآنی، ۱۱۵ ـ ۱۱۶)

دلیل دوم: آنجا که مسأل اعتقاد است، امر اختیاری نیست تا تکلیف باشد؛ زیرا اعتقاد و عقیده از عقد می آید و عقده، گره و علقه ای است درونی و در قلب که نسبت به چیزی ایجاد شده است؛ لذا می توان نسبت به مقدمات ایجاد اعتقادی، همچون پی جویی یا زوال دلیل اقدام کرد و عمل و اراده شخص را نسبت به مقدمات حصول اعتقاد دخیل دانست. اما نفس اعتقاد اختیاری نیست و در دایره اراده و تکلیف انسان قرار نمی گیرد.

این مسئله در مورد آراستگی نفس به فضایل (مانند شرح صدر، ایثار و شجاعت) و آلودگی به رذایل (مانند حسد، بخل، حرص) مطرح است؛ یعنی انسان می تواند کاری کند که قدرت تحمل عقاید دیگران را پیدا کند یا در نفس خود حالتی به وجود آورد که در برابر مشکلات و سختی ها مقاومت کند و یا روحیه ترس را زایل نماید، ولی باید توجه داشت که اتصاف نفس به این حالت، صفت است نه اعتبار و اراده. بنابراین، در آنجا که اعتقاد به اراده انسان تعلق بگیرد و جای امر و نهی در آن مطرح شود، چه انجام آن در بیرون باشد یا در درون و ذهن انسان؛ یعنی همین اندازه که بتواند متعلّق اراده و حکم قرار گیرد، مشمول اوامر و نواهی حکمی قرار می گیرد. پس، ملاک تعلّق حکم فعلی، کسبی است، اگر این فعل به ذهن یا اعضا تعلق گرفت، تعلق حکم صدق می کند. طبق تعریف جرجانی، منظور از کسبی آن کارهایی است که از اختیار مکلف صادر می گردد و منتهی به جلب نفع یا دفع ضرر می شود (جرجانی، التعریفات، ۹۷؛ شاطبی، الموافقات، ۲/۱۰۸). به همین دلیل، اگر در جایی حکم به فعل جبلی و فطری انسان تعلق گرفت، در حقیقت، به آثار و مقدمات آن تعلّق می گیرد (عزالدین بن عبدالسلام، الامام فی بیان ادله الاحکام، ۷۸)؛ مثلاً اینکه خداوند فرموده است: (ٍوَلَا تَأْخُذْکم بِهِمَا رَأْفَهٌ فِی دِینِ اللَّهِ إِن کنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الْآخِر) (نور/۲)؛ « و اگر به خدا و روزِ بازپسین ایمان دارید، نسبت به آن دو، در (کار) دین خدا هیچ دلسوزی شما را گرفتار نکند» یعنی آن شفقت غیر اختیاری را با اراده مانع شوید و از نظر اثر بیرونی دل سوزی نکنی. حال اگر امر و نهی به مقدمات اعتقادی تعلق گرفت یا به مقدمات اخلاقی مربوط شد، می تواند در دایر حکم واقع شود. اگر آیه ای نسبت به موضوعی از موضوعات اعتقادی و اخلاقی امر و نهی داشت (که در حقیقت به مقدمات و آثار تعلق می گیرد) جزو آیات احکام محسوب می شود، گرچه فقیهان آن را جزو احکام شرعی ندانند؛ زیرا پیام های قرآن در صورتی که جنب عملی پیدا کند، صورت تکلیف و الزام پیدا می کند و تفکیک میان احکام عملی خارجی و احکام عملی ذهنی(قلبی) بی وجه است.

به همین سبب، شریعت قرآن از سه جهت، حکم دارد: احکامی که در ارتباط انسان با خداست؛ احکامی که در ارتباط انسان با خودش است و احکامی که در ارتباط انسان با جامعه و همنوعان، بلکه جهان خارج است؛ مانند رفتار با حیوانات یا جمادات، استفاده از آب، نوع برخورد با کتاب های مقدس مثل اینکه در باره قرآن آمده که قرآن را نباید مهجور کرد (فرقان/ ۳۰) یا تماس با آن با وضو باشد (واقعه/ ۷۹).

بنابراین، اگر قرآن دستور می دهد که مؤمنان به کتاب «بما أنزل الله» ایمان بیاورند یا به ملائکه و کتاب های پیشین الهی و پیامبرانش ایمان آورند یا دستور می دهد که پیامبر(ص) را الگوی خود قرار دهند (احزاب/ ۳۱)، در حقیقت دستور می دهد و تکلیف می خواهد؛ منتها نسبت به مسائل اعتقادی، پس از شناخت و کسب معرفت و القای در نفس و تصدیق عملی مربوط به قلب می شود. برای مثال، خدا به مؤمنان دستور می دهد که این باور را کمال ببخشید و ایمانی که دارید و مؤمن هستید افزون کنید: (یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْکتابِ الَّذی نَزَّلَ عَلی رَسُولِهِ وَالْکتابِ الَّذی أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَمَنْ یکفُرْ بِاللَّهِ وَمَلائِکتِهِ وَکتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْیوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعیداً) (نساء/ ۱۳۶)؛ «ای کسانی که ایمان آورده اید! به خدا و فرستاده او، و کتابی که بر فرستاده اش فرود آورد، و کتاب [های الهی ] که قبلاً فرو فرستاد، ایمان (واقعی) آورید؛ و هر کس به خدا و فرشتگان او و کتاب هایش و فرستادگان او و روز واپسین کفر ورزد، پس بیقین به گمراهی دوری، گمراه شده است.».

این دستورها گاه ویژگی های خاصی پیدا می کنند و از شکل اعمال و رفتار جوارحی مشهود، خارج می گردد، مانند آیه: (یا أَهْلَ الْکتابِ لا تَغْلُوا فی دینِکمْ وَلاتَقُولُوا عَلَی اللَّهِ إِلاَّ الْحَق)(نساء/ ۱۷۱)؛ «ای اهل کتاب! در دینتان، غُلُوّ مَکنید؛ و در باره خدا، جز حق مَگویید». در این آیه گرچه بحث، نهی از قول است، اما مسلماً با توجه به سیاق و صدر و ذیل آیه، سخن از شرک و قبول ت

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *