توضیحات
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی ساده و مؤمنانه!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی ساده و مؤمنانه بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی ساده و مؤمنانه از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی ساده و مؤمنانه شامل 33 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی ساده و مؤمنانه استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی ساده و مؤمنانه با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی ساده و مؤمنانه قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی ساده و مؤمنانه حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی ساده و مؤمنانه به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی ساده و مؤمنانه :
پسرم شب ها که به خانه می آمد من که خیاطی می کردم برای من حدیث می خواند. عباس شب ها پایگاه چمران می رفت و با هنر خطاطی اش، پلاکارد و خط می نوشت. شب ها دیر به خانه می آمد، می دید که هنوز بیدارم و دارم خیاطی می کنم. من را می بوسید و به من می گفت: «فکر نکن خواندن نماز شب و العفو گفتن فقط عبادت است همین که شما با خیاطی کردن در امور زندگی به پدر کمک می کنید عبادت است. هر دفعه که سوزن چرخت بالا و پایین می رود به نوعی ذکر العفو گفتن است.» مادر شهید عباس زرگری می گوید: «در بهشت معصومه با دیدن پیکر پسرم عباس با او درددل کردم و گفتم اگر حرف های من را متوجه می شوی، چشم هایت را باز کن و به من نگاه کن. دیدم عباس چشم راستش را باز کرد.» شهید عباس زرگری متولد ششم بهمن ماه در شهر قم بود که در دی ماه در شلمچه در عملیات کربلای به شهادت رسید. او از طلاب حوزه علمیه قم بود که تحصیل در دانشگاه جبهه را ترجیح داد و داوطلبانه عازم شد. گفت وگوی ما با مهین اشعری دین، مادر شهید را پیش رو دارید.
سبک زندگی ساده
ما یک زندگی معمولی داشتیم. خانه مان ارث پدر همسرم بود. من چهار فرزند دارم که شهید دومین فرزند خانواده و تک پسرم بود. پدر شهید حدود سال پیش به رحمت خدا رفته است. من خودم در دوران جوانی کار خیاطی می کردم و خیلی منصفانه با مشتری ها برخورد داشتم و همیشه به مشتری ها می گفتم هر چقدر راضی هستید پول دوخت بدهید. همسرم شاطر نان سنگکی بود و به گفته خودش حتی دو رکعت نماز صبحش قضا نشده بود. هیچ وقت بدون وضو پشت پاروی پخت نان نرفته بود. هر دو در زندگی مقید بودیم لقمه حرام وارد زندگی مان نشود. هر چهار فرزندم فرهنگی بودند و در این زمینه فعالیت می کردند.
حضور در انقلاب
عباس هنرجوی هنرستان قدس قم بود. هنوز درسش تمام نشده بود که انقلاب شد و بعد از یک سال دیپلمش را گرفت. با بچه محل هایش خیلی فعالیت می کردند. پشت بام می رفتند و «الله اکبر» می گفتند. پسرم موقعی که دبیرستان می رفت با جمع کردن یکسری از بچه های هم فکر خودش به تظاهرات می رفت. یادم است سر کوچه ها با اسپری می نوشت: «اینجا به خانه امام راه دارد.» می پرسیدم: «اینها چی هست که می نویسی؟» می گفت: «مسیر ها را روی دیوار مشخص می کنم که بچه های محل های دیگر که با منطقه ما آشنایی ندارند موقع فرار دست مأموران نیفتند.» بعد ها پسرم معلم پرورشی یک مدرسه شد.
ورود به حوزه علمیه
عباس از بچه های شاگرد اول هنرستان کار و دانش بود. می توانست بدون کنکور در رشته راه و ساختمان درس بخواند که متأسفانه دانشگاه مدتی دانشجو بدون کنکور نمی گرفت. عباس هم رفت درس حوزه خواند. به تحصیل در امور مذهبی علاقه داشت. اما دوباره درس حوزه را رها کرد. وقتی پرسیدیم چرا این کار را کردی؟ گفت: «بچه ها فکر می کنند به خاطر فرار از سربازی درس حوزه را انتخاب کرده ام.» در صورتی که، چون تک پسر بود و سن پدرش بالا بود می توانست اصلاً سربازی نرود، ولی با این همه اوصاف سال داوطلبانه برای خدمت سربازی اقدام کرد. به سلماس یکی از شهرستان های استان آذربایجان غربی رفت. بعد به مهاباد منتقل شد. به من می گفت: «مادر بیا فرمانده لشکر ارومیه را ببین تا من را در بخش عقیدتی و سیاسی بیندازد.» به کار های فرهنگی و تبلیغی علاقه زیادی داشت و از آنجا تماس می گرفت و سفارش کتاب و نوار های سخنرانان معروف مانند آقای خورشیدی و…را می داد و ما برایش تهیه می کردیم. عباس مسئول خرید ابزار فرهنگی برای همرزمانش بود. زیاد فرصت نمی کرد که به مرخصی بیاید. خودش می گفت پشت تمام پول هایی که برای خرید دستش بود می نوشت: «امام را دعا کنید» که فرمانده اش بار ها به او گفته بود دموکرات شما را شناسایی می کنند و ممکن است شهیدت کنند. از این به بعد لباس یقه آخوندی نپوش و محاسن خودت را بلند نکن. اما عباس در جواب گفته بود: «مدل لباسم را عوض نمی کنم هرچه که سرنوشتم باشد همان است.»
حضور در جبهه و آرزوی شهادت
همیشه به من می گفت: «مامان برای من دعا کن که اگر شهید شدم جنوب شهید شوم نه در غرب کشور!» به او می گفتم: «چرا این حرف را می زنی؟» می گفت: «در غرب کشور دشمن از پشت به صورت نامردانه خنجر می زند، اما در جنوب دشمن رودررو حمله می کند. نهایتاً یکی می زنی دو تا می خوری یا بر عکس!» وقتی که عباس در ارتش دو سال سربازی اش طی شد، چون به رشته راه و ساختمان علاقه داشت به مدت ماه هم با شهرسازی مهاباد همکاری کرد. مدل هایی که دموکرات ها و کومله در شهر مهاباد می ساختند ایشان با گروهشان می رفتند خراب می کردند. ضد انقلاب شناسایی اش کرده بود و می خواستند ترورش کنند. به همین خاطر پسرم یک مدتی محافظ داشت. خلاصه یک مدتی بعد به قم برگشت و درس حوزه اش را ادامه داد.
عباس هیچ وقت ارتباطش را با جبهه قطع نکرد. همیشه برای تبلیغات در مسیر جبهه تردد می کرد. حتی یکبار ماه رمضان به جبهه رفته بود. پسر خاله خودم که همرزم عباس بود برایم تعریف کرد: «یک بار عباس را در گرمای اهواز دیدم. به او گفتم دزفول می روم با من می آیی؟» عباس گفت: «سه روز دیگر مانده تا ماه رمضان تمام شود. الان نمی تو
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.